قرآن مردم شما را به اینجا برداریم و امیدوارم با اینجا با اینجا برداریم بسم الله الرحمن الرحیم اد قال الله یا عیسى ابن مریم ادکو تی علیک و علا ظالدتک اد ایدتک بروح القدسه تکلم ناصف المهد و کهلا و اد علمتو کهل شتاد و حکمت و تورات و انجیل و اد تخلقو من قینه که ای اتید قیله با ادنی فتنفقو فیها تکونو قیرن با ادنی و تبرعو الاکمه بر ابرسه با ادنی و اد تخرجو الموتا با ادنی و اد کففتو بنی اسلائیل عن که اد جیتهم البیانه ناطف قال الذین کفر منهم انهاده لا سحرم ببین در بیان شمارش تهای الهی بر ایسای مسیح سلام اللہ علیه به این قسمت رسیدیم که اولن ذات اغدس اله به ایسای مسیح سلام اللہ علیه دستور داد که متذکر ت من باش و این ت گرچه به حسب ظاهر مفرد است ولی جنس اراده شده بدلی این که تهای فراوان رو شمور نظیر این که فرود و انتقاد دون ت الله لا توصوها پس منظور مفرد نیست یک فرد نیست جنس ت است که کسرت پذیر است مطلب دومان است که گرچه اینجا فرمود از کل تی علیه که و علا واردتی و نوع تهایی را که به عنوان تفسید بعد از اجمان شموردن تهایی بود که بر خود ایسای مسیح سلام اللہ علیه داشته است و تهایی که بر مادرش ارزانی داشت در اینجا نیامد اما تی که بر ایسای مسیح ارزانی داشته می شود در حقیقت تی بر مادر هست چون وقتی پرزند به ایک مقام برسد کدر و مادر اگر داشته باشند بگرنه خود مادر هم مترحم خواهد بود و از طرف دیگر خداوند برای مریم سلام اللہ علیه فراوان مقررد کرده است و ایسای مسیح که سلام اللہ علیه معمول شد به تهای الهی متذکر باشد معناش اینیست که تمام تها را ما در همین سوره یا این بخش زید کردیم ولی که منظور آنست که تهایی که خدا بر ایسای مسیح و بر مادر داد فراوان است مقدار از اون ت در سوره ما ادامده در سوره مریم مثلا در سوره انبارکه مریم از آیه شونزده به بعد تهایی که خداوند برای خود مریم سلام اللہ علیه ها مقررد کرده یاد شد فمود بز کورف کتاب مریم ایدن تبدد من اهلها مکانا شرقی فتخذت من دونهم هجابا پرسلنا علیها روحنا فتمسل لها بشرن سویه که فرشته ای را دیده ایمه اید به با فرشته سخن گفت تا پایان بخش مادر شدنش چه این که در سوره انبارکه آل امران وقتی مریم سلام اللہ علیها میخواست مادر بشود بخشی از تها را اونجا زیگ فرمود آیه چهلو پنج سوره آل امران این از ازغالت الملائکتو یا مریمو انالله و شرکه به کرمت من حسنه المسیح و ایساب مریم و جیه هم فی دنیا و الاخره من المغربی و اون تها بخشی در سوره انبارکه آل امران آیه چهلو پنج زیگ شد به مقدار در سوره انبارکه مریم مطبع بعدی آنست که این که فرمود تو کلمون ناصف المهد و کهلا این تعبیر در سوره انبارکه آل امران هم آمده خود این تعبیر نشانه علم غیب اولیای الهی است برای این که در آیه چهلو شش سوره آل امران این چنین بود وقتی ملائکه به مریم سلام الله علیها بشارت دادن در خلال بشارت به او گفتن خدا بطو فرزندی میدهد که و یکل من ناصف المهد و کهلا و بناست صالحین این که فرمود بطو فرزند میدهد اول این فرزند پسر خواهد بود یک پس مریم سلام الله علیها فهمید که اون که در فهمی اوست پسر است و این که گفته شد به این که کسی نمیداند مافل ارهامه چیست مگر خدا یعنی به ذات نمیداند و یعنی خداوند و بسیده فرشته ها به مریم سلام الله علیها خبر داد که خدا بطو فرزند میدهد و این فرزند هم پسر است و اسم او مسیح است و ایسا است و ماننده بنابراین خود قرآن دلالت دارد برای این که بعضی از اولیاء میفهمند که در ارهامشون چیست پسر است یا دختر به تعلیم الهی ممکن است بعد فرمود به این که این فرزند هم در گهباره سخن میگوید و هم عمری می کند تا به کهولت میرسد که بین جوانی و پیری است که فرمود به یکل مناصف المهده و کهلن خب اینم یه علم غیبی دیگر است که وسیده فرشتگان ذات اقدس احلاق به مریم سلام الله علیها اطاع کرده است مطلب دیگران است که این که فرمود به ادعالن توی کلکتره کتاب و حکمت و تورات و انجیل این تورات و انجیل میتواند از باب ذکر خاص بعد از آم باشد نظیر حافظ و علستراباد و سلاط روست اما اون تهایی را که مربوط به موجزات فعیلیست میشمارد ابارت از این است اصل تکلم و موجزه بود که تأیید روح رودس بود و فراگیری کتاب و حکمت و تورات و انجیل به وسیل ذات اقدس احلاق موجزات علمیست به مانند آن که اینها تأییدات غیبیست اما تأییدات دیگر فرمود به از تخلق و منتینه که حیعت تیره به ازنی یعنی شما از گل به صورت یک پرنده در میابرید بعد در اون حیعت میدمی و اون هم پرنده میشده همه اینها به ازن خداست سه تا کار هست یکی این که از گل به صورت پرنده در میابرد به از تخلق و منتینه که حیعت تیره یعنی حیعتی به این گل میدهی شبیه حیعت پرنده ها بعد در این حیعت ساختت نه حیعت تیر میدمی به ازن خدا اونگاه این تیر روح پیدا میکند و تائر میشود و میپرد به ازن خدا استخلق و منتینه که حیعت تیر یعنی مثل حیعت تیر فتنفخو فیها این زمین فیها به حیعت تیر بر نمیگردد به اون کاف بره میکردد یعنی به اون کافی که معنی مثله است استخلقو منتینه حیعتن مثل حیعت تیر و فتنفخو فیها یعنی در اون حیعت اولا که منتینه واین در اونเทاوه و از تاکیره که مایلس اولا و آن که آنکا misma که drugs مثله است نهیعت ثانی که ممثل است فتنفخو فیها و این زمیر فیها به اون کاف برمی گردد برای اینکه کاف در اینجا معنای اصفره دارد یعنی استخلقو هیعتن مشابهتن لهیعت تیر که این زمیر فیها به اون هیعت اول برمی گردد نهیعت دوگم چون هیعت دوگم که ساخته ایسای مسیح نبود و مخلوق اون بود به ایسای مسیح هم در اون هیعت نمی دمید خب فتنفخو فیها یعنی در اون هیعت اول که مماثل است نهیعت دوگم که مماثل است فتنفخو فیها فتکونو اون هیعت اول یعنی گلی که به صورت هیعت تیر دارد بردی فتکونو یعنی فتسیر و تیرن به ازنی خب مطلب مهمین است که بعضی از حکم ها مثل برمان علی حکیم رزوان و دیگران این ها با توجه به آیه سور امبارک آل امران این چنین فرمودن که کار ایسای مسیح سلام الله علی تا اون بخش نفخ روحش کار عادی بود ولی از اون به بعد که این نفخ شده است و این هیوان پرید زنده شد این به ازن الله است برای اینکه در سور امبارک آل امران آیه 49 این چنین دارد و رسولاً ارابای اسرائیلاً امنی غجیتو کن به آیتن من رب کن این آیت هم نزید اون ت جنس مراد است فرق نیست برای اینکه آیات زیادی اینجا ذکر شده است این آیتی که پس از دیگری شمارده می شود اینجا یکونو زبیر مذکر است اونجا که محل بحث بود زبیر معنی است خب فعنف خوفیه ملازم فرموید که این زبیر زبیر مذکر است این فیهه به همون کاف برمی گرده و اگر به حیعت برمی گشت گذشته از اینکه حیعت ممثل است و وجود اونباری حسا که در حیعت تهر نمی دمید نه این در حیعت کبوتر یا در حیعت مرخ که نمی دمید در اون گلی که به صورت حیعت تهر در آورد در اون گل می دمید وضع این زبیرها به اون حیعت تهر برمی گرده به اون کاف برمی گرده گاهی مذکر باورده می شه مثل آیه سوره آل امران که در اینکه فعنف خوفیه یعنی در اون مثل حیعت تهر در اون مثل حیعت تهر می دمید گاهی هم از اون جهت که منظور از اون کاف حیعت است زمیر معنیستی که می شه مهم این است که این بزرگوار و امثالشون این چنین برداشت کردن که از گل به صورت حیعت تهر در آوردن و دمیدن حتی شاید دمیدن اینها کار عادی است اما فیکون و تیرن دیگه غیر عادی است لذا به ازن الله اینجا قذیق شده است در حالی که به قرینه آیات محل بحث سوره ماعده معلوم می شود که اینها ازواب تنازو است این به ازن الله هم می تواند محل واسطه باشد برای اخلقو هم می تواند برای انفخو هم برای یکونو یعنی این چنین خواهد شد که انی اخلقو لکم انی اخلقو لکم به ازن الله اخلقو لکم منقینه که حیعت قیر به ازن الله فانفخو فیه به ازن الله فیکون تیرن به ازن الله خب اگر دیگری خواهد کند یعنی از گریه حیعتی به صورت پرند در بیاورد و بدمد که زنده نمی شود با دست ایسای مسیح سلام الله علیه باید به صورت حیعت تیر در بیاید و با دهن متحر ایسای مسیح باید دمیده بشود تا این که این به ازن خدا برواز کند پس این ازواب تنازو در حقیقت متعلق به هر سه است چنین که در جریان هست ابراهیم هم سلام الله علیه و هم همطور است ابراهیم خلیر سلام الله علیه که این چهار حیوان را گرفت و کشت و اجزا اینها را به هم مخلوط کرد و روکوها گذاشت اگر دیگری این کار را می کرد و بعد به اسم اونها می خوند که زنده نمی شدن یا اگر ابراهیم خلیر سلام الله علیه این کار را می کرد و دیگری می خوند با زنده نمی شدن باید ابراهیم خلیر بخاند سمد او هنه یعتینک سعیه یعتینک سعیه با خوندن ابراهیم خلیر اینها زنده می شدن چون از به خصوص ابراهیم خلیر سلام الله علیه داده شد در آیه محل بحث دارد که و از تخلق منتینه که حیعت خیله به ازنی فتنفقو فیها فتکونو تیزنی به ازنی این نشون می داد که تمام مقاطعه به ازن خداست این چیه نیست که یه دونه ازن باشد برای همه یا یه ازن باشد برای اون خصوص اخیری این طور نیست فرمود دمیدنم به ازن خداست پرکشیدن اون پرندن به ازن خداست اگر خدا ازن بدهد نفختو مظهره و نفختو فیهم روحی می شود اگر خدا ازن بدهد او هم زنده می شود مانند سائر پرندها که زنده شدن خب پس ازن به هر دو می خورد چون که در آیه محل بحث سوره ماعده یعنی آیه 110 سوره ماعده اینجنی فرمود و استخلقو منتقینک هی اطبقیره به ازنی فتنفقو فیها فتکونو قیرن به ازن مطلب دیگران است که و طبر الاکمه و عبرسه به ازنی اگر بخواهی عکمه و عبرس را درمان کنی یعنی کور مادرزاد را در غبال اعمال اعمال مطلق است ولی عکمه مال کسی است که ولد اعمال کسی که نابینا به دنیا می آید فرمود اگر بخواهی عکمه و عبرس را درمان کنی این به ازن خدا است تو درمان می کنی به ازن خدا خب دارو را کی معسر قرار داد با ازن خدا خدا دارو عسر می کند هیچ موجودی در هیچ شیعه عسر نمی کند اگر به انایت الهی اوست که مسبب و اسباب است با نظم کار را انجام می داد و طبر الاکمه و عبرسه به ازنی و از تخر جل موتا به ازنی اخراج موتا یعنی مرده ها را از قبر بیرون آوردن که نایی از احیای موتا است گاهی دا تقدس ایراد در باره خودشونه کش دارد که خداون یهی و یومیت و ادهی را از قبر زنده می کند گاهی هم نظیر اونچه که دستوره بارکه تاها آمده است در باره کار خودش هم تحبیر به اخراج می کند آیه پنجا و پنج سوره تاها این است که منها خلقناکم و فیها نقیدکم و منها نخرجکم تا اردن اخراج منها نخرجکم تا اردن اخراج یعنی بار دیگر ما شما را زنده می کنیم پس این که فرود ما شما را از خارج خارج می کنیم یعنی زنده می کنیم مشابه همین تحبیر داد به ایسای مسیح سلام الله امو به این هم نشانه آن است که این ها از یه حد والای از اعجاز برخوردار بودن که دیگر سخن از مفرد نیست سخن از جمع محل و علی فلان است یعنی خلاصه خیلی از مرده ها را می توانی به ازن خدا زنده کنی به از تخر جلم الموتا به ازنی در تاریخ البته هست قصه روایات هست که وجود بارکه مسیح سلام الله علی این قدرت را اعمال کرده است بعضی از مرده ها را زنده شد اونا تا بیس سال هم زنده بودند و بعد رهل مردند خب این که فرمود به از تخر جلم موتا به ازنی نشون می داد که احیاء خلق اقتدائی یا خلق مجدد به انایت الانه به ایسای مسیح سلام الله علی داده شد در این گونه از آیات برای این که موادها کسی خیال نکند ولو یه لحظه به تعبیر سیدنر استاد رزمان لالی که این کار به دست خود مسیح هست ولی پشت سرهم کلمه به ازنی رزق می کند تا کسی خیال نکند ولو یه لحظه که مثلا ایسای مسیح سلام الله علی خالق هست و بود نه تو همین کارها را به ازن من انجامه می دهید خب همون طوری که ملائکه به ازن خدا این کارها را انجام می دهند انسان کامل هم می تواند به ازن خدا این کارها را انجام می دهد به از تخرج و موتا به ارنی به از کفخت و بنی بعضی از انایتهای الهی که اخبار غیب باشد در سوریم بارکه آل امران آمده و در معایده نیامده در سوریم آل امران آیه چهلو نوه آل امران وجود بارکه ایسا از خود یاد می کند که ایسای مسیح به دستور خدا به مردم می گوید انی قدیت کن به آیت من رب کن و اون آیه این است انی اخل قولکم منتینه که ایت قیره فانفقو فیه فیکون و قیرن به اذن الله به ابرو الاکمهه و عبرسه به اوه یلموتها به اذن الله ببینید در اونجا جمع بندی کرده در آیه محل بحث سوریم آیده کل واحد را از دیگری جدا شده در سوری آل امران آیه چهرونو بعد این که فهمود به ابرو الاکمهه و عبرسه به اوه یلموتها فهمود به اذن الله ولی در محل بحث سوریم آیده احیای موته را جداگانه زید کرد اون ابرا اکمه و عبرسهم جداگانه زید کرد فهمود به اذن الله این چیه نیست که گفته بشود به ابرو الاکمهه و عبرسه و اوهی الموتا که این به ازن الله به خطوص اوهی بخورد اونجا و از باب تنازه هم متعلقه به اوهی است هم متعلقه به عبره او هم به عبره او است این است که اونجا به همی سرگست ولی در سوریه آل امران یعنی آیه 49 آل امران یه معجزه دیگر را از مسیح سلامون را نقل کرد اون است که امود به اونبه او کم به ما تأکلون به ما تدخرون پی بویوت کم فرمود اونچه قضاهایی که شما خوردید اونچه که در خونه ها دخار کردید زخیره کردید همه را من به شما گذارش میدن خب ارمقیو است دیگر این به غرینه یک تمام اون به ازنی به ازنی به الله به ازنی الله اینجا دیگه کلمه به ازنی الله نیامده با این که مکرر کلمه به ازنی الله زکر شد معلوم شد این همی که به ازنی الله است اما در مسئله یه اینجا دیگه به ازنی الله زکر نفر بود برای این که همه این کلمه به ازنی الله که قبلا گفتن غرینه است من مطلب اولا و ثانیا در صدر قضیه خداوند به ایسای مسیح فرمود به اونا بگوی که از همون اول فرمود این نشانیست از طرف زافی اقدس ایلا خب اگر نشانی از طرف خداست به انایت الهی است در هیچ جا اگر کلمه به ازنی الله نگفته بود معلوم بود به ازنی خداست اما برای این که من با داب به ذهن کسی بیاید برای اهمیت مطلب این کلمه به ازنی الله بازگو شده است در صدر قضیه گفت من پیام آبار خدایم و آیات الهی رو دارم برای شما میگم نایت خدایم یعنی اون چیزی که از من میبینید این آیت الله است نایت من این خدا رو نشون میده اگر گفت این آیت و علامت او است معلوم بشه که به ازن او است دیگر اگر به ازن او نبود که به آیت من بود نایت او انی قد جهت کن به آیت من رب کن یعنی همه این ها نشانه خداست هیچ کدوم نشانه غیر خدا نیست منتها برای اهمیت مطلب کلمه به ازنی الله زک شده پس اگر در زیل آیه چهلونو در جریان اعلام قیبی که فرمود و انبه و کمیونه متعقون و متدخرون اینجا اگر کلمه به ازنی الله زک نشد ضرر ندارد بعد هم فرمود انفیزالک لآیتن لکم انکنتو مومنین خب انفیزالک لآیتن لکم انکنتو مومنین خب اگر در این جمعه پایانی کلمه ازن الله را زک نکد باز کلمه آیت را زک فرمود آیت حق باشد یعنی به ازن اوست دیگر اگر او از نده و دیگری انجام بدد که این آیت اون را خواهد شد که خب این ها موجزاتی بود که بعد ان وجود اون بارک ایسای مسیح سلامون لگه آوردن و اما این آیت های دیگری که به عنوان تأیید روح القدس شامل حال ایسای مسیح شد این است که فرمود به این که بیاد این سحنه باش که وقتی تو آیات الهی را و موجزات را آوردی اده از همین یهودی ها نه تنها نپذیرفتن و گفتن سهر مبین است بلکه قصد توطه داشتن چون یعنی من اینها را باز داشتم از این که به تو آسیب برسانن معلوم میشه باید که اونا غیر از تکذیب توطه هم داشتن یه وقت از که میگویم اونا نپذیرفتن اناد ورزیدن گفتن هازا سهر مبین خب قصد رسوندنش هر که نداشته باشن اونگاه چگونه میتوان گفت از کففت و بنی استایی من اینها را از تو باز داشتم به شما را از گزند اونها محبوظ نگه داشتم معلوم میشه باید که اونها گذشت نظر مسایل اعتقادی که نپذیرفتن گفتن این سهر مبین است در صدر توطه بودن به توطه اینها در سوره بارکه آل امران قبلن گذشت از آیه پنجاه و یک به بعد سوره آل امران این بود که این با بحث بعدی هم در همین سوره ماعده ارتباط دارد در آیه پنجاه و چهار سوره آل امران این چیلی است که و مکرو و مکرالله و الله خیر ما کریم اونا قصد توطه داشتن نقشه داشتن برای ایزای ایسا سرامو لله ولی خدا بهترین نقشه کشنده بهترین کسی است که بین شیع و اسباب اوها الغرام شود ها الغرامی در دو مانند اون از این جهت فرمود منظور از این بینات یا همین آیاتیست که شمورده شده که عرفتان می شود اهد زکری اهد زهنی و مانند اون یا نه بیناتی دیگر هم هست از یه اتحام البینات اون گاف قال لذین کفر منهم از اون بنی اسرائیل اونا که ایمان آوردن که خب جایست تا ایشو تقدیر است اونا که کفر زیدن گفتن این سهر مبین است از آیه بعدم معلوم می شود که نه تنها گفتن سهر مبین است قصد مبارزه هم داشتن برای این که از حواریین وجود بارک ایسای مسیح است مجددن دارد پیمان می گرد فمود به از اوحیتو در حواریینن آمین و بیوه با رسولی قال و آمن نوشد و اننا مسلمون خداوند به حواریون وعی فرستاد که ظاهرن همون الهام است به حواریون ایسای مسیح که اصحاب خاص و بودن جز سابقین و مقربین در راه ایسای مسیح بودن به اونها از راه الهام فهموند که شما باید به الله و به ایسای مسیح مجددن پیمان ببندید که او را یاری کنید و دین مرا یاری کنید و از اوحیتو در حواریینن آمن و بیوه و رسولین ایمان ابتدایی نیست برای اینکه حواریون جز سابقین و مقربین بودن و ایمان آورده بودن معلوم شبهدی توتعی در کار بود اده خواستن علیه ایسای مسیح قیام بکنن ذات اقدس الاب به حواریین الهام فرمود که شما وفادار باشید تجدیدی میساق کنید به الله و به رسول الله ایمان بیاورید اونم گفتن آمن نا وشد و اننا مسلمون شاهد این که این مربط به ایمان ابتدایی نیست بلکه ایمان و اخز میساقه است آنست که در سوره مبارک آله امران آیه پنجاه و دو اینچنین فرمود فلم احس ایسا منهم الکفر قال من انسارید الله قال الحواریون نهنو انسار الله احس یعنی اون که این دشمنان دین در نهان و نهان دشون داشتنده کم کم علنی کردن محسوس شده است که ایسا سلام الله علیه از اونا احساس خطر کرد یعنی کار اونا از توتیه های ذهنی نزدیک عمل خارجی و این خارجی شد دیگه ها رو محسوس شد مشابه این تعبید در سوره پایان سوره مبارک سف هم هست در پایان سوره سف یعنی آیه چهارده خدا به مسلمون ها میفرماید ای مسلمون ها مثل مسیح ها باشید همونطور که اونا در روز خطر ایسای مسیح را یاری کردن به قیام کردن شما همین چیزی باشید حالا معلوم میشود که دید مسیح سلامون داره مانند ادیان آسمانی دیگر که در حقیقت یک گیم بیشتیست این ندین اندر لا اسلام اون هم دشمندار بود و اهل جنگ و مبارزه آیه چهارده سوره سف این است که یایوها لذین آمنو کنو انسار الله کمان این ها ظاهر و پیروز شدن خب فس معلوم میشود اصاس مسیحیت این نیست که انسان هر ظلمی را تحمل کند و گوید دو من چه او هم جنگ دارد چنگ سوره دارد او هم مبارزه دارد چه این که مساله دارد به مانند اون از این قرائن سوره سف و سوره آل امران برمی آید اون چه که در این آیه سوره مائد محل بحث است که فرمود خدا مفرمد من به حواری این از جاه الهان فهموندم که شما به خدا و پیانبرش ایمان بیا برید یعنی این میساق قبلی را مجدد کنید محکم کنید برای اینکه بیگانگان دستداد برندازی دینن شما باید حامی دین باشید و الحمدلله رب العالمين بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام ارزم کنم خدمت شما شنوندگان عزیز و عرجومند همراهان بخش سه بوم برنامه رادیو موارف درود و سلام ما به محصر مبارک شاهدائی بزرگ بارمون محصوصا شاهدائی که در این حملات تروریستی سه یونیست قاسب جان خودشون رو در طبق اخلاص گذاشتند با افتخار در خدمت شما هستیم با بخش سه بوم برنامه رادیو موارف و انشارات شش بامداده فردا در کنار شما بزرگ بارم