موسیقی اگر خدا فعلش باید نداشته باشه غرز نداشته باشه عبثه به عبثه واسه نقوه بگیم افقال خوب و بد دارن عدل بگیم خدا هم کار بد دارن نمیون متزل یک طرف اشایر و عله حدیث یک طرف موسیقی مبنا تبیین قبائد بنیادین علم کلام موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دو تا آیه رو ظاهرن جدید که یادم میاد در مورد اجماع بحث گردیم رسیدیم به آیه سبه ما کلن چهار تا آیه رو بحث میکنیم یه دونه روایت معروف یه آیاتی دیگه اینا قوی ترین آیاته آیه سبه این آیه است موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی و تنهاون علمون کر و تؤمنون بالله ولو آمن اهلالکتاب لکان خیرالله منهم منهم المومنون و اکثرهم الفاسد خب شاید مثال این فقره کنتم خیر اومتن اخرجت لناس تأمرون بالمعروف و تنهاون علمون کر این قسمت آیه هست که این استدلال یه مقداری شباحت بره به همون استدلال آیه دوم استدلال قبلی لذا اشکالات و جوابها و اینا هم تا اندازه شبیه اون استدلال قبلیست استدلال به این آیه هم برای اثبات اجماع و اعتبار اجماع دوتا تقریر داره تقریر اول اینه که خب انفلام در علمعروف و علمون کر خب در حالت ور اموم میکنه و از اون ورم یعنی به اصلا تأمرون و بالمعروف یعنی همه معروف ها تنها و نهل منکر یعنی همه منکر ها و این از یک طرف از طرف دیگه خدا گفته که این امت کنتم خیر امته این امت آمر به معروف و ناهی از منکره نتیجه این دوتا مقدمه چی میشه نتیجه این دوتا مقدمه اینه که مسلمون ها همه مسلمون ها امت اسلامی به همه معروف ها عمر میکنن و از همه منکر ها نهی میکنن آیه این بود کنتم خیر امتن کنتم به امت پیانبره که بهترین امتی اخردت لنازد تأمرون بالمعروف و تنها نهل منکر تومنون بالله الاخر خب پس این امت مجموع این امت پیانبر این ها به همه معروف ها هم میکنن و از همه این منکر ها نهی میکنن پس هر وقت که این امت به چیزی عمر کردن او معروفه هر وقت از چیزی نه کردن او منکره و این یعنی اجماع یعنی اگر امت اجماع کردن بر مطلبی حتما اون معروفه اجماع کردن این کار باید انجام بشه حتما اون معروفه چرا چون آیه میگه که این امت همه شون عمر میکنن به معروف منظور از این عمر به معروفه یعنی همه معروفه ها نه بعض معروف ظاهرش اینه دیگه من اگه بعض بود میگو بعض معروفه و از همه منکره ها هم نهی میکنن و در واقع مطلوب ما هم همینه فخر رازی تعبیرش اینه لا ملجنس تقت از الاسطراع ال معروف ال منکر فدلللالا نهوم پس آیه در راحت میکنه برای اینکه اونها یعنی امت پیانبر امرو به کل معروفه و نهو ان کل منکره امرو بکنن به هر معروفی و نه میکنن از هر منکره فلو اجمعو ال خطئن قولن حالا قولن این فعلا فرقی نمیکنه حالا اینجا قولن فلو اجمعو ال خطئن قولن لکانه قد اجمعو ال منکره قولن اگه اینا همه شون اومده اجمع کردن برای یک منکری پس اینا به اسطلاح عمر کردن برای یک منکری قد اجمعو ال منکری قولن ولو کانو کذالک لکانو آمرینه بالمعروف ناهی نعنی المنکره و هوای او ناغذ و مدقول نایه در آقای آیه اینو میگه آیه میگه این امت همه معروفه عبر میکنن و از همه منکره نیمی کنن پس اگر اجمعو بکنن این امت بر خطا یعنی نسبت معروفی نهی بکنن یا نسبت به منکری عمر بکنن خلاف آیه هست چون آیه میگه اینا به همه معروفه عبر میکنن از همه منکره ننگ کنن این تناقض داره با این آیه پس باید اجمعای اومد معتبر باشه این تقریر اول که فخر رازی این تقریر رو بیان کنه تقریر دوم اینه که ایمان فرام کنه با این تقریر میگه خدا در یه آیه دیگه در قرآن قوم حضرت موسی رو گفته اینا هدایت به حق شدن یعنی کارشون درسته از طرف دیگه تو این آیه میگه شما بهترین امتی خب وقتی اونا هدایت به حق شدن هرچی میگن درسته این قوم پیانبر از اونا بهتره چون میگه خیر امت این از اونا بهتره پس اینا هم هرچی بگن درسته به قطعه هم دیگه اینم فخر رازی بفته قوله تعالی و من قوم موسی امتون یهدونه بالحق آیه ۱۵۰ از قوم موسی این یه تعبیری داره بعد از این آیه این مقدار راجع به تفسیر چون ما الان نمیخوایم آیه رو تفسیر کنیم میخوایم فقط استدلال اینا رو نقد بیان و نقد رو کنیم این یه نکته ای راجع به این امت هست شکانی عبارتی داره به هر دو تا این اشاره داره و من جمله مستدل به این قول رو سبحانه او کنتم خیر امت نخرجد لناس تعمرونه بالمعروفه تنهاونه عمل منکر و تغجیر و استدلال بالعاینه سبحانه او و سفه هم بالخیریت مفسره علا طریق استدلال بالعمر بالمعروفه نهیر منکر و هازه خیریت توجه بل حقیه لما اجمهو علی و الا کان زلالن این که اینا بهترین امت هست پس باید هر چی میگن درست باشه و لا اینا گمراه هست بهترین امت نشد فمازا بعد الحق الا الزلال و ایزن لو اجمهو علی الخطا لا کانو آمرینه بالمونکر و ناهینه ان المعروف الان تو اون عبارت اول شبیه این تغییر دوم ولی بدون مقایسه با اون آیه قبلی این یه فرقی داره این عبارت بعدی تغییر اولیه و ایزن یعنی یه تغییر دوم لو اجمهو علی الخطا لا کانو آمرینه بالمونکر ناهینه ان المعروف و خلاف المنصور خلاف آیه هست آیه میگه اینو اهم محروف میکنه و لا هیزن خب اشکالات زیادی بر این استدلال وارد کردن به هر دو تغییرش که مشابه بعضی از همه اشکالات قبل اول اشکال که در اون آیه قبلا بود اینه که مخاطب این آیه کنتم خیر امتن قطعا نمیتونه همه مسلمان ها باشن چرا؟ چونکه عرض و خدمت شد بیشتر این مسلمان ها نه امرو به معروف میکنن نه یه از منکر میکنن بل بدا هست بلکه عکس میکنن گناه میکنن همین ها رو حد میزنن به اینا همین ها خلاف میکنن اصلا این بدیهیه که همه این ویژگی رو ندارن که شما میگید پس بنابراین اگر اجماع کردن این همه امت نیست بنابراین باید بگیم که بعضی از مسلمان ها منظورن که اینا همیشه عمرو به معروف میکنن و همیشه نه یه از منکر میکنن خب ما میگیم اون بعضی که همیشه صد در صد کارشون درسته صد در صد اونا معصومانه حالا اگر هم غیر معصومی باشه مثلا مثل عبوظر و سلمان و اینا که هیچوقت خلاف میکردن مثلا اگر یه همچی کسی پیدا بشه بنابراین از این جهت هم میگیم که بله اگر اجماع اجماعی باشه که این معصومین که صد در صد صد در صد کارشون درسته توش باشن خب این اجماع حجته ما همینم چون اونا صد در صد کارشون درسته آیا هم راجع به افرادی صحبت میکنه طبق نظر خود شما که صد در صد همیشه عمرو به معروف میکنه و همیشه نعیزمون کرد میکنه لذا ما همین مبنای ما همینه بنابراین نمیتونیم ما بگیم همه امت بنابراین وقتی همه امت با هم اجماع بکنن به ما این که این امت اجماع کردن نه به ما و این که اونایی که معصوم هستن و همیشه عمرو به معروف نعیزمون کرد میکنن خب ما مثلا امیر المومنین انگام دفن حضرت زهرا خطاب به پیامبر اینجوری گفت سنو تنبه او کب نتو کب به تظافر امت که علا حضمه ها امت اجماع کردن برای اینکه دختره تا بنابراین سرش بیارن برای اینکه دختره تا بنابراین سرش بیارن خب اینا یعنی الان حرفش کارشون درسته این همه جنایتی که کردن کارشون درسته قطعا اینا منظور نیست منظور از این امت یعنی اون کسانی که به اسطلاه به اسطلاه همیشه هم به معروف میکنن همیشه نیست اونا هم قدر متیقا نحسومانه همیشه هم به معروف میکنن و نیاز منکره میکنن همیشه هم به معرف میکنن و نیاز منکره میکنن قطعا همه امت اینجوری نیستن یعنی اینا میخوان بگن اگر همه امت با هم اجماع کنن اگر همه امت با هم اجماع کنن چون عایه میگه اینا هم به معروف میکنن و نهی از منکر می کنن پس حرفشون درسته ولی اون در قرآن و روایت نیومده یعنی خود اجمار رو اجت می کنه ما می گیم نه همه امت قطعا بسیاری از این مردم یعنی مسلمون ها بسیارشون گناه می کنن امر منکر می کنن و نهی از معروف می کنن بل بده ها کردن اکثریتشون هم کردن این کار رو نه بعضی هاشون اکثرشون کردن بنابراین اینجا منظور همه امت نیست منظور گروهی هست که همیشه کارشون درسته اونم قدر متحقا مسلمان هست حالا اگرم غیر مسلمان باشه باید مثل مسلم باشه و اونی که زمانت داریم که همیشه کارش درسته یعنی می شه یقینی گفت و فقط مسلم غیر مسلم ممکنه کناه این اشکال اول پس بنابراین مخاطب آیه عرض به خدمت شما که نمی تونه آن باشه و عرض به خدمت شما که نمی تونه خب اشکال دوم بر فرض که ما بگیم مخاطب آیه آمده و آیه مجموع امت رو داره مورد ستایش قرار می ده نه بعض رو اگه اینم باشه ما می گیم داره خدا از این جهت اونا رو ستایش بی کنه که عمری بی کنن به به معروفی که شریعت گفته خدا گفته قرآن گفته پیانبر گفته از این حیث داره اونا رو در واقع چیز می کنه نه از این جهت که اینا هرچی بگن معروف می شه می گه اونا عمری بی کنن به معروف معروف یعنی چی؟ یعنی اونی که معروفی که شریعت گفته نه این که اینا حرفشون معروف سازه اگرم بگیم همه امت رو داره تعریف می کنه همه امتی که عمل می کنه نه این که یعنی از این حیث که عمل می کنن عمل می کنن به معروف معروفی که دین گفته نه این که اینا هرچی گفتن معروف می شه دین می شه ولو این که در دین نباشه این دومی رو این جناب شکانی خودش این اشکال رو مطرح می کنه بعد از این که تقریر رو می گه این اشکال رو مطرح می کنه انا ال آیه لا دلالت الله علا محل نزا فا انا اتصافه هم بکنیم یه امرونه بل مر اون اشکال اول اشکال از موضع یعنی ما براتون اونجا دوتا اشکال گریم یکی این که گفتیم قطعا همه امت نیست بل بده ها دوباره اون بعض کیه معصوم ها اون مرات به بحث ما نیست ولی ما الان گفتیم ما شیعه میگیم اون معصوم ها اینجا فرض هم بکنیم کلی همه امت رو میگه امتی که در واقع عمل میکنه به معروف که دین گفته نه که هرچی بگه معروف میشه انا ال آیه لا دلالت الله علا محل نزا فا انا اتصافه هم بکنیم یه امرونه بل مر و یه امرونه بل مر لا یستلزم و ان یکونه قولهم حجتا شرعیه تصیر و دینه ثابتن علا کل ال امه اینا اجماع کردن پس این میشه دین این شریعت این حج همه هم باید از این تباییت بکنم منظور این نیست بل المراد انهم یعمرونه به معروفون فی ها زی شریعه و ینهونه اما هبه منکرون فی ها فد دلیل علا کونه زالکه شی معروفن او منکرن هبه کتاب وقع سننه لا اجماعهم غایت و مافلباب ان اجماعهم یسیر و غرینتن علا ان فی کتاب و سنن ماید و لالا ماهجمه نهایت اینه که این اجماع این کاشب از اینی که در کتاب و سننت به اسطلاح این مطلب هست نه اینکه خودشون اصالت داره اتفاقشون چون آیه داره میگه اینا امروز نیزمون کردن نهایتا اگرم بگیم اینا اجماعشون اجماع میکنن و اجماعشون درسته وقتی درسته که اجماع میکنن بر چیزی که در قرآن و روایات هست ماید و لالا ماهجمه و اما انهو دلیلون به نفسه اما خود همین اتفاق دلیل باشه فلیسفی هازه ال آیه ماید و لالا زالی آیه میگه اینا هم به معروف میکنن معروف چیه؟ منکرد چیه؟ همونی که دین گفته نه اینکه آیه در مقام تعریف این امته حالا هرکی که باشه امت اون کسانی هن که حالا معصومی غیر معصوم اونی که به اسطلاح دین گفته اونو میگن عمرو به معروف میکنن آیه در مقام بیان این نیست که اینا هرچی به این محروف درست میشه یعنی معروفی نیست اینا که اتفاق کرن محروف درست میشه یعنی یه حکم شریع اثبات میشه با این که در دینم نیست این اصلا آیه در مقام بیان این نیست هیچ تلالتی نداره اولا این شوکانه خودش زنگیه خودش میگه اصلا هیچ ترورتی آیه نداره به این مطلب و واقعا این همه قرآن خونده بودیم اصلا به ذهن کسی نمیرسه که این آیه یعنی مردم جمع شده یه چیزی گفتن یه حکم شریع اثبات میشه نه این داره تعریف میکنه که آفرین این هم به معروف میکنن نگه از منکر میکنن و روشن هم هست که منظور چنانکه خواهیم گو اومدی بخشی از قومه اصلا اون تبیر آیه چی بود و من قوم موسا امتون نه فکر کنه امت یعنی قوم قوم موسا قوم پیانبه نه امت یه گروهی هست امت اصلا معنای امت چنانکه خواهیم گفت یه گروهی هست یه گروهی هست با یه ویژگی های ازن لغوی همه نیستن قطعا اون وقت داره از اونو تعریف میکنه حالا معصوم غیر معصوم این ها کسانی هستن که اونی که دین گفته خوبه به اون عمرو میکنن اونی که دین گفته بده به اون از اون نه میکنن آیه در وقع اون بیان اینه بیشتر از این چیز نمیگه آیه اشکال سوام که ادلا برو جردی این ها میگه یعنی در تفسیر آیه میگه آیه در صدد بیان ملاک خیریت و سعادته یعنی میخواد بگه که امت اگر متصرف به سه ویژگی باشه این به خیر و سعادت اون سه تا ویژگی صفت اول ویژگی اول ایمانه که یقمنونه به الله که ارتباط خدا و انسان یعنی ارتباط اینا با خداست ایمان یقمنونه به الله دوتا صفت دیگه هم یک عمب معروفیه که نهی از منکرد یعنی گروهی از این قوم هر گروهی از این قوم که ایمان بیاره به خدا و عمره به معروف بکنه و نهی از منکرد بکنه این بهترین امته داره ملاک را ملاک بهتری امت بودن را داره ریام میکنه بنابراین مدتالابرو جردی میفرماهند که مفاده آیه قضیهش مثل قضیه شرطیه میمونه که اگر مشروط به این سویژگی اگر ایمان بیارید هم به معروف بکنید نهی از منکرد به خیل و سلام و سعادت میرسید اینجوری میفرماهند انال آیه لیست به صدد بیان حال الام خارجه و اتصافه اون احتمالای قبلی و بعدی که اینالا نمیدونم بعد از این بازم گفتیم همشون عرض به خدمت شما چیز که قضیه قضیه واقعیه ایشون میگه نه اینجوری نیست این یه تفسیر دیگه است یه انال آیه لیست به صدد بیان حال الام خارجه و اتصافه خارجه بالخیریه بل به صدد بیان ملاک الخیریه و ساده و اندال امه تکونو خیرن لوفرز اتصافه خارجن به صفات سلاس یرتبتو اهداه به روابطها مالا و هو بالاییمان بهی و به لوازمهی و الاخرایان به روابط بعضن معبه است اعنی الامر به المعروف و نهی ان المنکرد خملات کون الام خیرن تحصیلهاین لحاظ صفات سلاس و اتصافها به ها و به جمعه مفادلهای قضیتون شرطیه پس آیه در واقع میخواد بگه که شرط این که بهترین امت باشید حالا اگر به صورت شرطی هم نگفته اشعار داره به این خیر امتن که چی تومنون بالله یعمرون بالمعروف و یرهان انمون کرد یعنی در واقع داره خیر امت بودن رو بیان میکنی که چرا خیر امت شدید واسف اشعار به حلیت داره دیگه یعنی دارید ویژگی های این امت خیر رو بیان میکنی که این سه ویژگیه یعنی مثلا ما میگیم که فلانی بهترین ورزش کنه اول وقت نماز میکنه هر وقت میخواد اونجا وزده برداری بکنه اسم خدا رو میاره وقت اینا رو میگی این پشترش ولو نمیگیم چون که ولو نمیگیم چون که اینم نمیگیم ولی در واقع اشعار داره به اون دیگه یعنی در واقع من که گفتم این بهترینه بعد میگم این این این یعنی دارم میگم چرا بهترینه یعنی در واقع آید میخواد دیگه که بهترین بودن ملاکش اینه برابر از این رفتی اصلا این بحث به اجمان نداره معید اینی که ایشون گفته آیهیه که قبل از این آیه اومده اون فکر کنم مثلا نوست چی آیه به اصلا این صد و ده آل امرانه اون صد و چاره تو اون آیه اینجوری میگه میگه ولتکن ولتکن منکم امتون ید اونه الال خیر و یعمرونه بالمحروف و ینهاونه انمون کرد باید یعنی دستور میده میگه باید از شما امتی باشد از این مسلمانه امتی باشد که اینا دوت به خیر بکنن و امرونه به معروف بکنن و ینهاونه و اولایکه اوم المفلهون اینا رستگارانه یعنی تو آیات قبل میگه باید اینجوری باشه بعد میگه حالا شما امتی هستید یعنی همونی که قبلن گفتم که اگر میخواید به اصلا باید شما این کارو بکنید باید امبرو و نیازمون کرد حالا میگه بنابراین خیر امتی هستید که امبرو بکنید و نیازمون کرد این قرینه هست که در واقع مخاطبان این آیه هم اونایی هست که خدا به اونا دستور داده حالا اونایی که عمل کردن میگه آفرین بهترین هستید شما چون دستور من عمل کردید تو آیه قبل گفتم باید امبرو بکنید و نیازمون کرد بکنید باید شما هم به من حالا میگه اونایی که هم به من نیازمون کرد می کنند بهترین هست در واقع اول عمل کرده بعد میگه حالا کسانی که به عمل من عمل کردن امتصال کردن اینا رو می ستایه اینا رو تعریف می کنه این هم قرینه هست برای این که این تفسیری که ایشون گفتید یه قرینه دیگه اینه که این تفسیر با اصل کلیه این نکرم کم اندلالا اتخاکم همه هنگه یعنی حدا اونجا میگه بهترین چیه؟ با تقویترین با تقویترین چیه؟ یعنی اون که کارهای خوب میکنه کارهای خوب چیه؟ ام به معروف نیازمون کرد ایمان معیده دیگه این تبیر تمرونه و تنهاونه و تؤمنونه از نظر نخش ترکیبیشه در جمعه از نظر نخش ترکیبی خب مشهور اینه که میگن این به اصحال هست از زمیر کنتوم حال هست از زمیر کنتوم یعنی در واقع میگه کنتوم خیر امتن در حالی که به اصطلاح تمرونه و تنهاونه و تؤمنونه یعنی در واقع اینم به یه معنا علت خیر بودن رو در واقع داره توضیح میده یعنی در اون حالتی شما بهترین امتی هستید که این ستا بهیگی رو داشته باشید ابن آشور زهران این نقوله و تمرونه به المعروف حالون به زمیر کنتوم فهوه معزنون به تعلیل کنه خیر امتن این حاله بنابراین اشاره داره به این که اینه بعضی ها گفتن نه این خبر دومه برای کنتوم یعنی کنتوم خیر امتن کنتوم تمرونه به المعروف کنتوم تمرونه چیه الاخره این هم باشه باز یه اشعاری داره چنانکی زمخشری میگه بگه حتی ما اگر این رو خبر دومه برای کنتوم بگیریم باز اشعار داره به این یه هر وقت بگیم که مثلا همون مثالی که من زدم میگه ما وقتی میگیم زیدون کریمون یوت امون ناز و یکسو هم و یه همون به ما یسله هم چیز نگفتیم زیدون کریم یه جمله زیدون یوت امون ناز زیدون یکسو هم زیدون یه همون به ما یسله هم ولی اشعار داره یعنی در واقع کسی که اینو میشنوه زید کریم بودنش چیه به این که به مردم غذا میده به مردم لباس میده هرچی نیاز دارم میده علت این که کریمه اینا هست حتی دقلش دیگه حالم نباشه خبر بعدی باشه اشعار داره به این حالا من این تبایی شد سه تا اشعار کردیم و یه نکته اینجا اضافه بکنم اینو اصلا نبود توی این بحث و بعد خودم همینجوری نمیخواستی بارد تفسیر آیه بشین ولی این نکته رو که گفتم اینجا میخواهم اشعار کنم اینه ببینید واجه امت خیلی مهم تو قرآنم خب خیلی آیات در خیلی از آیات الان چند تا این آیات که گفتیم آیات آیه دوم این آیه سبوم اون آیه حضرت موسا و جاهای دیگه هم اومده این رو یک موند تحلیل بکنیم که ببینیم مثلا این چیه و واقعا از این واجه امت چی فهمیده میشه ببینید امت از ریشه امم هست ام و واجه هایی مثل خود همین ام به معنای مادر و امام به معنای پیشفا از همین واجه هست معنای اصلی این واجه اصل و اصاسه حتی بقیه یکی از معناهاش که به این بحث مرتبطه اصل و اصاسه ابن فارس از خلیب نقل میکنه که میگه ام جای استعمال میشه که چیزی به اون امه زمینه میشه مای از ام موهده و از اون پیروی میکنه و پشت سر اون میاد و یتلو مثلا یتلو هم و لذا وچه تصمیه ام و امام همینه یعنی ام چون فرزن میاد پشت سرش مادر ازش بچه میاد به امام هم که گفتن امام چون معموم از اون تبعیت میکنه لذا وقتی ما میگیم عرض امت امت پیانبر وقتی میگیم امت پیانبر یعنی منظورمون کسانی هم که از پیغمبر پیروی میکنن گروهی از مسلمان هم هم که صد درصد پیروی پیانبر هم نه همه مسلمان هم که خیلی وقتا پیروی نمیکنه لذا در اون آیه هم گفتنه قوم موسا امتون یهدونه به لحق قوم غیر از امت قوم حضرت موسا قوم لوت قوم شهد قوم پیغمبر یعنی همون قومی که پیانبر برای اونا نازل شد و مسلمان هم شدن به ظاهر هم ایمان آوردن اما امت وقتیه که اون نخش ام و پیروی باشه بنابراین امت لازم نیست که تعداد زیادی داشته بود یه دونه هم باشه امت یعنی یه امام و یه معموم امتی صدق امت میکنه از جامعه راجب حضرت ابراهیم هم امت اومده دیگه اصلا یه نفر هم امت به کار رفته بنابراین امت تعدادش مشخص نیست دیده همه نیستن اونایی هن که صد درصد پیروی از امام میکنه امام حسین که پیغمبره اینا هستن امت بنابراین اصلا این ربط به بحث اجماع که همه مسلمان ها در یک چیزی اتفاق بنازر بکنن یا بعضی ها بگن مثلا علما اهل حل و عقل امت نه علما را میگیره نه اهل مدینه را میگیره نه اهل مکر و بسرر و کوفر ازن ربط به این بحث ها نداره امت یعنی اون ولو یه نفر که تابه پیغمبر صد درصد اون خیله اون امت پیغمبر که چی ها هستن اون قدر متحقا محسوم اینا حالا ممکنه بگیم عبوزر و سلمان اونا را اضافه بکنه ارتد در ناس بعد رسول الله الا سلاسه الا هرفه الا خمسه اونا اونا امت هستن و اونا بهترین امت هستن و اونا حتما هم به معروف میکنن حتما نهی از منکر میکنن و ایمان هم دارن در درجه بالا بنابراین اینا تصورشون اینه که امت یعنی همه مسلمان بعد بحث را بردن که اون اشکالات دیگه هم هست که گفتیم همه اون اشکالات در جای خودش محفوظ ولی اگه ما بخوایم آیه را تفسیر بکنیم اصلا کالی به هستن اصلا امت منظور یعنی همه مسلمان هست امت یعنی اونی که با امام رابطه پیروی صد درصد داره اونم قدر متقل محسومه حالا ممکنه یه عده هم که واقعا صد درصد پیروی میکردن اونا را هم در همون زمانی که پیروی میکردن اونا بعدن درابطه از ربط به این بحثایی که اینا مطرح کردن بحث اجماع مسلمانا اجماع حل و عقل از ربط به این بحثا نداره و السلام علیکم و رحمت الله اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عدی درجه اللهم