آمده زمان فتح خیبر و انتقام ما قسم به بعده خدا قسم به لحظه دعا قاسبان قدس خاک می شود زیر گام ما بیا ببین شهامت مرا نظار کن صلابت مرا خروش و خشم و غیرت مرا که بیقرار لحظه شهادتم سهیون سزاوار مرگی دم آدم است خشد نخست بنای جهنم است سهیون سزاوار مرگی دم آدم است خشد نخست بنای جهنم است و سانه دینی صدا رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت ای که شدی طالب اسرار هم اسرار هم بشنا و بشناس اشارات را جره ای از جام معارف بنوش گوش کنا یا تو روایات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در سوه باید بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم قدمت همی شما همراهان عزیز همی شما بزرگوارانی که در جای جای میهن عزیز اسلامی من هستید و برنامه گنج سعادت را میشنوید از شبکه سراسری رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت الحمدلله رب العالمین یک بار دیگه در خدمت شما بزرگواران هستیم تا با همدیگه بنشینیم پای صحبت های حجت الاسلام المسلمین محمد حادی فلا تا با اصانت از آیات قرآن کریم و روایات احلویت علیه مسلم در خصوص رزیله کبر برای ما صحبت بکنند و به ما یاد بدن که چطور این رزیله خطرناک را از خودمون دور کنیم استحضار دارید چند برنامه هستش که استاد فلا در خصوص کبر برای ما صحبت میکنند بیماری که وجه مشترک تمام احل جهنم و تمام شرور آلم هست بیماری که بر ما واجب شده امر شده از یانم پیانبر رحمت سلامت الله علیه و آلهی وسلم و وجود مبارک امیر مومنان علیه السلام تا انشالله این بیماری را از وجود خودمون برطرف بکنیم بیماری که به همراه مشتقاتش 161 بار در قرآن بهش اشاره شده آیات مختلف قرآن تأکید دارن که اگر ما خدای نکرده احل کبر باشیم و استکبار داشته باشیم این کبر و استکبار ما رو به سمت طقیان میبره اگر خدای نکرده در وجود انسان ریشه به دوانه باعث میشه یه خیلی دیگه از رضایل اخلاقی از انسان هم بروز پیدا بکنه و انسان ریون انسانیت خودش رو براحتی با دست خودش به قربانگاه ببره حاجه فعل سلام عرض میکنم خدمت شما بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه ی عزیزان شنونده سلام عرض میکنم در خدمتون هست خیلی متشکرم که اجازه دادید ما از محضرتون استفاده بکنیم در خدمت شما و عزیزان شنونده هست حاجه این بیماری سخت این بیماری تلخ این مرز لا علاجه یا علاجه هم داره؟ علاج داره و حضرات محسوم سلام الله علیه مجمعین برای علاجش راه های رو ذکر فهمودن خب مقدمتا ارز میکنم راهکار ها باید با توجه به علال و اوامل و همچنین آثار و عواغه به تکبر باشه یعنی با راهکار ها بتونیم علال و اوامل رو از بین ببریم و به آثار و عواغه به شنشانلا گرفتار نشیم این راهکار هایی که الان عرض میکنم برای دفع و رفع و به فرمایید علاج تکبره البته به اندازه مجال برنامه به مهمتریناش من اشاره میکنم اونم اونایی که توی آیات و روایات بهشون اشاره شده میپردازم اما راهکار ها رو تخصیم میکنم جنوب قیطا بکی و عزیزان شنونده راهکار های علمی و راهکار های عملی اول راهکار های علمی رو خدمتون ارز میکنم و به ترتیب این که یک بدونیم کبریایی مخصوص خودست آقا امیر المومنی سلام الله علیه فرمودن برای کسی که خدا رو شناخت خوب نیست زشته که خودش رو بزرگ ببینه یه عبارت عرفی هست که بعضی ها میخوان نارو بزنند و رندی کنند پیش غازی چی میگن؟ پیش غازی و ملغ وزیر پیش کبریایی الهی به خود عداد در بیاره و خودش رو بزرگ بداند این خلاف عدبه و اصلا خلاف شناخته و کسی که خدا رو شناخته باشه بعد از اون انتظار میره که کرنش کنه توازو کنه خوشو کنه سجده کنه و از خودش تزللل نشون بده همین روایت رو بخشیش رو همین فرازی رو که ارز کردم لاین بقیل من عرف الله انیت آزاده ام آقا امیر المومنین فرمودن آقا امام حسن مشتبه سلام الله علیه هم ازشون گزاره شده با این تفاوت که آقا امام حسن مشتبه دلیل هم زک فرمودن فرمودن فعن رفعتل لذینه یعلمون عظمت الله انیت توازا و چون بزرگی کسانی که عظمت خدا رو میدونند و به این شناخ رسیدن بزرگیشون در اینه که افتادگی کنن توازو کنن و از لذینه یعرفون ما جلال الله انیت زللوله و عزت کسانی که جلال و شکوح و عظمت الهی رو شناختند و میشناسند در اینه که در برابر عظمت الهی افتادگی و تزلللاشته باشند نمیدونم در بندگی چه لذتی بالاتر از این یا چه لذتی از جمله بفرمایید بالاتر از این که آدم در بندگی به اون عظمت الهی و کبریایی الهی که به نشینه و نظاره کنه تفکر کنه تعمق کنه و لذت ببره و به خاک بیفته و به کرنش بیفته و به نماز بیفته به سجده بیفته خیلی قشنگ خیلی لذت داره این عدا و عطوار در بندگی اصلا خلاف اوبودیت و در خور بندهی که به معرفت توحیدی رسیده بیزنیست باز اون آیات رو بعضی از اون آیات رو بخونیم که متبرک بشه جان ما لب ما و ذهن و روان ما هو الله اللذی لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المحیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله اما يشركون سوره هشت رایه 23 وله الکبریاف سماوات والعرض وهو العزیز الحکیم جاسیه سی و هفت و آقا رسول الله سلام و طلا و سلام و غدی فرمودن انما الکبریاف لله رب الالمین کبریائی اختصاصن خصوصا خاص مخصوص ویشه از آن پروردگار آلمیانه باز آقا رسول الله فرمودن ما این روایت رو خوندیم میخوام این رسمت رو تقوییت کرده باشم که اگر قرار کبرو و تکبر خودمون رو درمان کنیم حتما در باره کبریائی خدا اندیشه کنیم فکر کنیم حد ما معلوم میشه سطح ما رج ما و اون شکوه و عظمت الهی به ذهن و جان و باور و عقیده ما مینشینه انشالله آقا رسول الله فرمودن یقول الله یعنی حدیث قدسیه و خدای متحال همیشه میفرمود که الکبریاء ردایی کبریاء ردای منه ولعظمتو ازاری بزرگی بالا پوش من حساب میاد فمن نازعنی واحدن منهما اگر کسی توی یکی از این دوتا مورد بفرمایی در کبریائی من و عظمت من و یا در ردای من و بابت ازار من و بالا پوش من با من منازعه کنه و جنگ کنه و دعوه را بندازه الغی توه فنا آره او رو در آتش میندازه ارز کردم او رو در تکبر خودش میندازیم او رو در درون خودش میندازیم در درونی که آتش ساخت آتشی که درست کرده خودش آره دیگه کبریائی مال اونیست در واقع برای او یک رزیلته برای او یک معصیته و معصیت فعلا همینجا که هستیم دوزخ نقده الغی توه فنا یعنی اون رو تو تکبرش میندازه آره اون رو حل میدیم تو همون جهنم تکبرش خب مورد دوم بدونیم پیانبر آقا رسول الله سلامت الله و سلامه علیه از جمعه برای مبارزه با تکبر مبهوز شده خب اگر من مقتلا بشم به این تکبر و بهش مفاخرت کنم و اون رو مصبت بدونم و اصلا اون رو رزیلت ندونم بدونم که آقا رسول الله مبهوز شدن من در جبهه مقابل آقا رسول الله هستم یا بفرمایید بیست آقا رسول الله از جمعه برای درمان منه آقا امیر المؤمنین در باره به اصحاب آقا رسول الله سلامت الله و سلامه علیه فرمودن بحثه و ناس خدای متعال زمانی رسول خدا رو مبهوز کرد که و ناس استزلت همالکبریا کبر و نخفت مردم رو به لغزش کشونده بود یادواری عرض میکنم وقتی عقل نباشه حتما لغزش هست و حتما لغزش زیاد میشه وقتی رسول خدا نباشه لغزش انسانیت زیاد میشه و اگر غرامت و قرار کسی تکبر خودش رو پس بزنه باید به عقلش اجازه به اصط بده چون عقل اگر مبهوز بشه و بیرون بیاد میشه پیانبر درات به فرموش هست میکنه اگر کسی در صدد اینه که تکبرش رو درمان کنه به عقلش اجازه زهور رو به اصط بده درسته که آقا امیر المومنین فرمودن که مردم در کبر و نخفت خودشون گرفتار بودند و به لقصش که شنده شده بودند و آقا رسول الله مبهوز شد که اونا رو از این ورته نجات بده پس هر کسی که غراره از تکبر نجات پیدا کنه باید به عقلش محل بگذاره در درون خودش که معصومه و پیانبر درونه و در بیرون به پیانبر بیرونی نختن آقا رسول الله حضرت و معصوم سلام الله علیه مجمعین اعتنا کنه و راه بده به قرآن که صورت کتبیه انسان کامل و عقل بلفل به حساب میاد باور کنیم که به اصطرار رسول خدا سلامت الله و سلامه علیه و نزول قرآن و امامت و صدور روایات برای خودسازیه برای دفع و رزیلت و رزالت هاست از جمعه برای دفع و رفع و به فرمایید برای درمان بیماری تکبر به حساب میاد با اون آثار و عواغبی که قبلن زکردیم داشت و داره مورد سبوم این که بدونیم که اهل بیت علیه مصطلح متکبر نبودن خب ما حضرات محسوم سلام الله علیه مجمعین و اهل بیت علیه مصطلح رو الگوهای راستین و اصلی و اصیل خودمون انتخاب کردیم دیگه این ها متکبر نبودن این بزرگاران بعد الگو بگیرن باید اتصاق کنن باید اقتدا کنن و من هم تکبر نکنم نداشته باشم آقا امیر المومنین سلام الله علیه فرمودن اینی لمن قومن لا تخخزهون فلاه لومت لائم من از آن گروه و قوم و خاندانی هستم که در راه خدا سرزنش هیچ سرزنش کنندهی در اونا اثر نداره لا یستکبرون ببینید خصوصیت هاشون رو داره احسا میفرمد خب نفس رحمانی هستن دیگه داره تعریف سلبی میکنه داره اون مفاهم سلبی رو به کار میبره تو گویی داره احدیت رو اینجا دوباره نمایش میکذاره لا یستکبرون احل کبر و تکبر و استکبار نیستن و نبودن و نیستن ولا یعلون دنبال برتریجوی برا هدی نیستن ولا یگلون احل قل و خیانت نیستن ولا یفسدون دنبال فساد و خرابکاری نیستن بعد از این که لا یستکبرون حضرت برتریجوی رو مطرح کرد خیانت رو مطرح کرد فساد و خرابکاری رو هم مطرح کرد مترح کرد مطرح کرد زرنگ با حوش کسی که جلوی استقبال رو بگیره که اگر استقبال رو بهش راه بده برتریجوی رو راه میده خیانت رو راه میده فساد و خرابکاری رو هم راه میده جلوی استقبال رو کنه فکر نکنه فقط جلوی یک رزیلت رو گرفت که جلوی خیلی از رزائل رو حتما گرفته چون قبلن هم گفتیم که وقتی تکبر بیاد و بیفته روی فزائل با رزائلی که از ما تلفات میگیرن و از ما شکار میگیرن یاداوری عرض میکنم آدمی که در درونش تکبر داره بیرون هم متکبره چون داره که این کار رو میکنه چون داره که ظهور میده و تظاهر استقبالی داره ولی شخصی که در درونش تکبر نداره نداره که بخواد بیرون متکبر باشه مثل حضارات منسوم سلام الله علیه مجمعین آقا امیر المؤمنین ما از خانواده و گروه و قومی هستیم که تکبر نداریم نداریم که بخواییم بیرون بروز بدیم چیزی که داریم توازوه توازو بزرگترین مستاق عبادت حساب شده بود از قبل فرموشه از تامیر بله الان هم باید حساب کنیم که عبرمرد عبودیت امیر المؤمنین چون توازو داره و تکبر نداره نداره دیگه همایش و نمایش توازو و عبودیت رو در غامت شاهوار و سلوک شاهوار و سیره امیر المؤمنین سلام الله علیه و حضرات معصوم سلام الله علیه مجمعین باید دید آدمی که در درونش توازو داره بیرون هم حتما متوازه هست که اگر در درون نباشه بیرون بخواد تظاهر به توازو داشته باشه باید مشکوک بود ریاکاریه ریاکاریه فریبکاریه یه تور داره فهم میکنه که بتونه شکار بگیره و به مطامه دنیایی و حوثای خودش برسه مثل بعضی از اشخاص و گروه ها و خانواده هایی که از اون ور اهل تکبران و از این طرف هم باید اعتراف کنیم که بعضی از اشخاص و گروه ها و خانواده های متشخص و باشخصیت به شدت اهل توازو هستن و خواستنی هستن مورد چهار رو معرفت نفس داشته باشیم در باره آغاز و پایان خودمون فکر کنیم یه داستانیه که آقا امام زینالعابدین سلامالله علی فرمودن که بین سلمان فارسی و کسی بگو مگو اتفاق افتاده بود اون مرد به سلمان گفته بود تو مگه کی هستی؟ سلمان گفت ما هر دوتا اولمون نطفه نجسه آخرمون هر دوتا لاشه یگندیده وقتی روز قیامت بشه ترازوهای حساب رو نصب میکنن و نصب میشه هر کس ترازوی عملش از خوبی ها سنگین باشه شرف داره برد کرده و هر کس ترازوی عمل خوبش سبک باشه باخته و نمیتونم هنجا جبران کنه دقیقا میفرمه دیگه باید معرفت نفس داشته باشم از کجا اومدم اینجا کجاست قرار کجا برم اگر من تکبر کنم مال مرتبه نفسه مال مرتبه طبیعته مال صورت مادی منه صورت مادی اینجاییه از نطفه نجست و آخرشم که لاشه گندید هست این چقدر مگه مفاخرت میخوان این چقدر مگه تکبر میخوان اصلا عرضش نداره به خاطر این جسم آدم بخواد تظاهر کنه و روح خودش رو در بدن خودش مدفون کنه همین مایه تعجب حضرت امیر هم هست دیگه بله هزارات معصوم تارن مکرر دیدم تو روایات که بابت همین مسئله تعجب میکنن و شگفتن اولش این آخری کنن به چی خودش میشه به بعض ما یچهلون اصله اصل و ریشش رو نمیدونه ولی مبتلاست که چه شود نفیان للستقباره انهون تا بلکه تکبر از اونا دور بشه و از تکبر و این کسالت و این بیماری علاج پیدا کنن شفا پیدا کنن علاج پیدا کنیم شفا پیدا کنیم بفرمایید شفا پیدا کنم و علاج پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم شفا پیدا کنیم قسمت و روزی من هم این ماهی نبود کلمه دام در این حکایت اصولا در زبان فارسی دو معنا داره یکی حیوان احلی که از ریشه هندی باستانی اخذ شده و دوم هم وسیله گرفتار کردن حیواناته که توی این حکایت همین معنا مراده شد قلامی که آب جویارد مصره اول یک قطعه شعر دوبیتیست که در ادامه حکایت اومده و کلمه شد فعل تامه به معنای رفت ماهی را روزی منده بود یعنی محلت زندگی برای ماهی همچنان باقی بود میان روزی و روز یک جناس به کار رفته اما این که در این حکایت چه درس اخلاقی و توصیه اخلاقی وجود داره لحظات دیگه در خدمت شما هستم سدی در این حکایت کتاهی که با هم شنیدیم یک نکته مهم اخلاقی اعتقادی بیان کرده و اون این که هر چیزی اجلی داره به این باید توجه کرد در قرآن کریم اجل به معنای مدت هر پدیده است انتهای وقته و کاربورد قرآنی این واجه در موارد بدون هیچ قیدیه و گاهی همراه با اصافی مثل مسمى اجل مسمى یا اجل قریب یا اجل معدود در دو موردم ظاهرن به صورت اضافه به لفظ جلاله خدا الله به کار رفته اموری که قرآن کریم واجه اجل رو درمونه در موردش به کار برده اینها هستند اجل انسان اجل امتها اجل پدیده های طبیعی اجل جنین دین عقد اجاره عده طلاق عده وفات و مانندون بنابراین این امور رو میشه به دو دسته تخصیم کرد اول اجل در امور حقیقی مقصود چیه؟ مقصود سرامد زمانی یا آخرین مدت معیده یعنیه که خدا در عالم تکوین برای موجودات حقیقی اهم از انسان هیوان آسمان زمین خرشید ما فرشته قرار داده که با پایان یافتن این مدت این موجودات منقرز میشن بر این اساس هم ماهی یک اجلی داره و هم سیاد که جناب سعدی گفته سیاد بیروزی در بجله نگیرد و هم سیاد بیروزی در بجله نگیرد و ماهی بی اجل برخوشک نمیرد اما امور حقیقی که قرآن اجل رو در باره اونها به کار برده اینان اجل انسان اجل در باره انسان به منی مدت عمره یا زمان پایان عمره دونو اجل هم ذکر شده یکی با قید مسمى اجل مسمى و دیگری بدون هیچ قیدی و بر اساس ظاهرهایه مقصود از هر دو زمان پایان عمر آدمیست نه مدت امرش پس انسان هم اجلی داره و محلت به او داده میشه فقط تا سخف این اجل در آیه چار سوره نو آمده و یو اخر کم الى اجل مسمى اما دومین مورد اجل امت هاست قرآن کریم برای امت ها هم حیات و موت خاصی قائل شده لکل امتن اجل سومین مورد اجل پدیده های طبیعیست قرآن کریم در آیات هشت سوره روم مثلا سه سوره احقاف به اجل آسمان و زمین تصریح کرده ما خلق الله و سماواته و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمى آسمان و زمین و آنچه که میاناندوست همه رو جز به حق و تا اجل معین نیافریده همچنین به اجل خرشید اجل ما با کلمه اجل مسمى