یک علت اصلی و مهم این بود که انوار رو مساوی تقسیم می کرد و به هیچ کس باج نمی داد و همین باعث شد که بسیاری بشمنش شدن و با او درفت دادن می خواهم ارز کنم این تیپ اختلافات غیر از اختلافات کلامی و نمی دونم فقهی و اینا بین مذاهب اسلامی نمی دونم شیعه سننی انواع سننی ها با هم شیعه ها با هم این اختلاف نظر حسابش جداست اون دعوا و جنگا و کینا سر قدرت و سروت به وجود آمد اتفاقات دیگه هم از این قبیل فقط بحث مالی و اقتصاد نبود بحث بیتلمان یه نوع برطری طلبی نجادی یه نوع نجاد پرستی که زیر پرچم اسلام توجیه می شد اینم وجود داشت این که عرب برعجم مقدمه نجاد پرستان عرب همینطور که در ایران کسانی قبل بودن و ایرانی بر بقیه اقوام و نجادها مقدمه ما نجاد برتریم خب تو عرب های منان بودن دیگه امیبنی امیعی اصلا همش دیدبایی داشت قبل از اون هم کسانی یه مقداری از این گروهشاتو داشتن خب حکومت اسلامی خلافت اسلامی بعد از پیغمبر دیگه جهانی شد در زمان خلیفه به خصوص دوم و سه وم شد عبر قدرت جهان بلاد فیزیکی اقتصادی سیاسی نظامی بسیاری ملدها و تمدنها یا دیگه نجادهای مختلف اینا آمدن در قلم رو به جهان اسلام قرار گرفتن دیگه عرب فقط نبود ایرانی بود رومی بود بربر بودن چه و چه از شرق و غرب ده ها زدها نجاد در منطقی جهان اسلام قرار گرفتن خب الان اینا بعضیشون مهاجرت میکردن میامدن به سمت کشورهای دیگه بعضی هم برای جنگ و اینجور مسائل بود یه دیگه زیادی هم اصرای جنگی بودن که اینا ها بعدن که میابردنشون به ایراغ و هجاز و به شام مرکز اوموی ها و به ایراغ مرکز بنی عباس بعدها خب اینا میامدن اولا اختلاف نجاد ها خیلی صورت گرفت و بعدم این قیر عرب هایی که مسلمان میشدند یا اسیر بودن و بعد آزاد میشدند بردوانی بودن که آزاد میشدند دیگه اسیر نبودن اینا رو به انوان موالی و این که اینا هر کدوم وابسته به یکی از این قبائل فاتح مسلمان عرب بودن به این شکلی که با اینا بودن تو همون گروه هایی که قرار میگرفتن با خیلی از اینا با تبعیز رفتار میشد تا قبل از حضرت امیر علیه السلام به خیلی وقت تبعیز بود یعنی اصلا میگفتن برده های عرب رو بیت المال مسلمین پولشونو میده آزادشون کنید قبل از حضرت امیر کارها میشد یعنی همچین دیدگاهی رو میگفتن نااسلامیست اما حضرت امیر که آمد دیگه اصلا عرب و عجم و نجاد و رنگ پوست و قومیت و اینا رو کلن حصف کرد گفت همه برابرین همه مسلمین از بیت المال سحم واحد دارن دو تا خانوم آمده بودن سحمشونو میخواستن یکی عرب بودی که از موالی و ایرانی بود برای اولین بار حضرت امیر در دوره خلافت حضرت امیر بود که حضرت امیر سحمی دوتار از بیت المال مسابی داد و اون زن عرب عصبانی شد گفت عجب ما و این شدیم یکی که نقصد حضرت امیر دو مشت خاک از زمین برداشت فرمودن این خاک با این خاک چه فرقی میکنه گفت هیچ گفت فرق نمیبونه قاکا رو دختن گفتن سحمتو برداد برو اگرم نمیخوای بده بدم کسی دیگه علی گفت بین سفید و سیاه و عرب و عجم و اینها هیچ فرقی نیست حتی یه جایی هم باز تو همین منابع باز نقصد میشه که یه وقتی اشعس پای سخنرانی حضرت امیر بود در دوران خلافت حضرت امیر حضرت امیر داشتن از برابری نجادها و اینا حرف موزدن که هیچ کدوم بردیگری برطرف نیستید ما عرب و عجم و اینها از حقوق ایرانی ها به خصوص موالی ایرانی دفاع میکردن اشعس گفت که بلند شد گفت که ایرانی ها خلاصه شما رو تو مشتشون گرفتن اشعس به حضرت امیر گفت ایرانی ها شما رو تو مشتشون گرفتن شما در خدمت منافع ایرانی ها قرار گرفتی دریافت به نفع اینا حرف میزنی حضرت امیر دوباره یک نطق محکم میکردن به شدت از حقوق مسلمانان غیر عرب و به خصوص ایرانی ها موالی ایرانی از تعمیر محکم دفاع کردن که الان اگر دوستان خواستن مراجعه بکنن این در کتاب هم شرح نحج البلاقه ابن عبیل حدید آورده و هم در القارات و هم در قریب الحدیث ابو عبیده این نکته زک شده در منابع دیگری هم هست نکته دیگری که باز مبرخین یاد آوری کردن اینه که از تعمیر جبهه سومی که باز کرد پس این که جبهه اقتصادی عدالت اقتصادی بود مبارزه با راندخاری های ظاهرن شرعی و قانونی دوم جبهه مبارزه با تبعیز نجادی و این که خلافت اسلامی به معنای حاکمیت عرب بر غیر عرب نیست و سوم جبهه سوم که اونم خیلی ها رو مبارزه ایشون با بدعتهای فرهنگی و دینی بود یعنی عالم دستکاری شد بدعتهایی حتی در بعضی عبادت به وجود آمده بود که حضرت حمیر برای نخستین بار در برابر اینا استاد و اعتراض کرد با بعضی از این انحرافاتی که اتفاق افتاده بود در حضرت اقاعد چیزایی بود که هرگز ندر قرآن و ندر سنت پیانبر نبود بلکه علیه اینا نکاتی بود خط قرمزهایی داشت از حمیر در برابر اینا استاد فرمودن من تابع قرآن و سنت پیانبر اکرم هستم اگرم جایی باید اجتهاد کرد من اجتهاد خودم نیاره به اونا عمل خواهم کرد بعدها فرمودن میدونید چرا این دو سه تا جنگ رو علیه اینا تحمیل کردن و چرا از کجا زمین سازی شروع شد که اینجا رسید که مسلمین ده ها هزار هم دیگر رو بکشن و بعد امی اختلافات دیگه نهادی نبشه در امت اسلام تا آخر یه علت اصلش این بود که حضرت حمیر صلی اللہ علیه و سلم فرمان همون ابتدا شروع کردن که سانی به این در نهج البلاغه در در خطبه 123 فرمودن تفسیرهای نادرست از قرآن و سنت پیغمبر کردن تحریف کردن تفسیر برعی کردن و بدعت و سنت جاش عوض شد کم کم اینا بطونارمه ساختن و شد تبدیل شد به جبه های سیاسی و بعدم نظامی بعدها هم براش کلام و فقه و اینا درست شد حتی یک بخشی یک جبهه چهارومی هم بازه جبهه دیگری حضرت حمیر گشودن برای که امت اسلام برگرده به قرآن و سنت پیغمبر که اونم واجب و لازم بود برای دفاع از اصالت دین و اسلام اما خب اینم دشمن سازی کرد برای حضرت حمیر و یه اده هم سر این مسائل ازشون جدا شدن یا با اشون به جبهه مخالف اشون ملحق شدن و اون که فساد اخلاقی زیاد شده بود و رائد شد و توجیح می شد دوباره اون ارزش های ما قبل انقلاب اون ضد ارزش ها بر جامعه و امت اسلامی و بر جامعه انقلابی حاکم شده بسیاریش برگشته به چار رجعت و ارتجاع شدید همونا برگشته با اسمایه اسلامی شما وضعیتتون دوباره وضعیتتون مثل همون روزی شده که پیانبر اکرام رو خداوند مبعوث کرد یعنی برگشتید به نقطه صفر همون کارهای اصر جاهلی و قبل از اسلام رو دارید باز انجام میدید در سبک زندگیتون در مسائل اقتصادی سیاسی اخلاقی که همون موقع پیانبر مبعوث شد با این رفتارا مبارزه کنید دوباره شما دهیه ثبوت پس از پیانبر برگشتید به همون بحثا شما دوچار ارتجا و ارتداد شدید هم بخشی از توده مردم هم به خصوص خیلی از مسئولین و حتی بعضی از اصحاب و اونا که ثبابت انقلابی داشتن باز در نهج البلاقه است اینا همه رو مراجعه کنند دوستان ببینند فرمودن از تعمیر که شما گرفتار تعرب بعد الهجره شدید تعرب بعد الهجره یعنی بعد از اینکه هجرت کردید و متحول شدید رشت کردید انقلاب کردید ایمان و عمل صالح بود مجاهد شدید مؤمن شدید دوباره برگشتید و همون خسلتهای بادی نشینی اون حالت اعرابی و جاهلیت برگشتید فرمودن ارتباطتون با اسلام فقط اسم اسمتون مسلمونه الان اسم این جامعه اسلامیست قبلت پیانبر برچسب شرک داشت الان برچسبش اسلامیست ولی شما جز نام و ظاهر دیگه ارتباط و بستگیی به با اسلام ندارید ایمان فقط آرمش رو شماست از ایمان جز نشان اون رو دیگه نمیشنسید این تعبیر خیلی مهمه از از تحمیل علیه السلام میگه دهه سوام پس از پیانبر در مرکز حکومت پیانبر در مدینه همون شهر و همون بسیاری از همون مردم رشدی ارتباطتون رو با اسلام با توحید و عدالت گسستید احکامش رو به کار نمیبندید عدال در میارید تظاهر میکنید عمل نمیکنید اینا رو دوستان مراجعه بکنند در نهج البلاقه خطبه سخمرانی 828 خطبه 123 خطبه و سخمرانی 16 خطبه 192 و خطبه 233 میفرمان که بدانید و به شما بگویم اطمام و حجت کنم خدا آیتان ببخشد که شما امروز ما در دورهی به سر میبرید و به سر میبرید که زبان حق گو کم است و در گفتن راست ناتوان و زعیف آنان که با حقند و در جبهه حق خار و تحقیر میشن و طوله جامعه گرفتار نافرمانی و بی اعتناب احکام و خداوند جوانانشان بی اخلاق و بدخو پیرانشان گناهکار و فاسد آلمان و نخبگانشان درو و دوچهره جلسه خصوصی یه چیز میگن عمومی یه چیز میگن یک کار دیگه میکنن اینجا اینجوری حرف میزنن تو اونجا هم اونجوری حرف میزنن میارهایی که دستشونه و عالم بونو هستن به کار نمیبندن فرمودن قاریشون سودجو حتی اولی که قرآن میخونه تلاوت قرآن میکنه انگیزش مادیست میگه بینید چی کردید با فرهنگ این مندون حتی قاری قرآنتون اخلاق و نیتش الهی نیست دنبال اینه که مشهور بشه مقامی به دست بیاره پولی به دست بیاره نه خردشان سالمند و پیران را نه توانگرشان موستمندشان را کمک میکنند سروتمنداتون بی اعتناب فقرها و خانوادهای محروم کودکان و جوانانتون بی حرمت نسبت به سالمندان به پدر و مادراتون پدر بزرگ مادر بزرگاتون جوانا بچه ها احترام قائل نشتن توهین میکنند اقنی ها و سروتمندان سرمایدار ها نگران فقرها و محرومین نیستن خب اینم یک انحرافات اجتماعی در سبک زندگی و دینار اینم از تحمیل میفرماد با اینا من دریرم مسئله فقط اینست که بعد از پیغمبر در شغیفه چی شد بله برمیگرده به اونجا ولی اصل مسئله که این جنگ ها اختلاف ها شروع میشه شرع اینه این عجل بلاغه پر از این موارد هست خیلی حضرت حمید در واقع انجام میفرماد که حتی نه تنها بیعته با من بلکه اونای که ادعای ولایت علی رو ولایت من رو دارن ادعای تشیع دارن مئیار که چه کسانی ولایت دارن چه کسانی ندارن نگاه و سبک زندگی است واقعیاته چقدر آدلانه زندگی میکنید روایتی از امام باغر علیه السلام دارن آیه کریمه رو که شرح میکنن و بعد به ولایت علی اشاره میکنن که شیعه علی چه کسانی هستن و چه کسانی نیستن و گمان میکنن که هستن یا ادعا میکنن که ادعا میشه که هستن فرمودی آیه کریمه که خدای متعال میفرماد حالا که ایمان آوردید و میگید ایمان آوردید استجیبو لله ولی رسول جواب خدا و رسولش رو بدید دبک بگید واقعا این این این اینها رو بپذیرید قبول کنید ادعا دعا کن اون وقتی که شما رو فراخان کردن لما یوحی کن برای آن که شما رو زنده کنن یعنی شما مؤمنین هنوز زنده نیستید مگر اون وقتی که عملا لبیک بگید و دنبال خط خدا و رسول خدا حرکت کنید چون این دین اینجا نیست که بگید ما دین رو قبول کردیم تمام نه این دین ساکت و سامت نیست دعا کن فریاد زد فریاد میزند دعوت کرده و این دعوت هدفش چیست لما یوحی کن هدفش احیاء شماست شما مردید شما جامعی مردگانید تا این سبک عمل نکنید و ولایت عملی نداشته باشید شما مردید اطاعت کنید جواب مصبت بدید به خدا و رسول ای مؤمنین که شما را فرا خاند و صدا کرد برای اینکه احیاءتون کنه اخ امام باغر علیه السلام فرمودن که ولایت علی ابن عبی طالب همینه یعنی تا اطاعت نکنید ولایت ندارید با شعار و مناسک ظاهری و عملی و اینا این ولایت محقق نمیشه کافی نیست بعد این تعبیر رو امام باغر علیه السلام دارن فرمودن ولایت علی ابن عبی طالب اجمع لعمرکم و ابقا للعدل فیکم ولایت علی آثار عملی داره هر اندازه این دوتا اثر باشه نشون میده ولایت علی هست و اگر این دوتا نیست یعنی ولایت نیست تظاهر به ولایتی یک اجمع لعمرکم شما رو مجتمع و متحد کنه دو ابقا للعدل فیکم دایر وسط و امق عدالت رو در جامعی شما گسترش بده یعنی یکی اجتماع و وحدت و برادر و یکی عدالت و احقاق و حقوق امام باغر میفرمایی این دوتا شاخص ولایت علی هست و اونی که قرآن میفرماد اجابت کنید جواب مصبت بدید به خدا و رسولش که اون ولایت علی یعنی این دوتا این آثارش اولا حیاتی که دارید منشینه که حتی اگر مؤمنیت ظاهرن این حیاتی که دارید این حیات معنوی حیات طیبه حیات الهی نیست این حیات بیولوژی که حیوانات هم دارن این حیات حیوانیست شما هنوز احیان نشدید اونی که حیات قرآنی و الهی رو در ما به وجود میاره اون ولایت و امامت علی اطاعت عملی از قرآن و پیانبر و علیست اون میشه زندگی انسانی در دنیا و آخره وقت یکی میفرماد که این باعث میشه شما مجتمع و متشکل باشید کنار هم سازمندهی شده نه پراکنده و بی نظم یک واحد باشید دو عدالت رو در بین خودتون محترم و مقدم بدانید و اجرا کنید و تداوم ببخشید حقوق همه بهشون برسه در خانواده آدل باشید حقوق همسرتون فرزندانتون رو آیت کنید حقوق پدر مادرتون رو آیت کنید عدالت در خانه در بازار در سیاست در روابط بین الملل و و و حتی در جنگ با دشمن عدالت رو ادرایت کنید این میشه ولایت علی و این میشه احیاء تعبیری خود حضرت حمیر علیه السلام و خیلی مسئله آقا ما شیعه ایم یارش چیست؟ قرآن میفرماد اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَا مؤمنین برادرند همه با هم برادر و خاهرند خب یه اددهی فقط سروتمنده و صاحبان سروت و قدرت رو مستاق برادر و خاهر خودشون میدانن اونا رو متدید و مؤمن میدونن همش با اونا میبلگن با اونا ارتباطشون رو تحکیم میکنن وقت این خانواده ها و طبقات گرفتار فقیر زعیف و محروم اینا مؤمن نیستن یا مؤمن هستن ولی اخوه و برادر و خاهران ما نیستن اینه مسئله در عمل وقت میبینید که ملاک ترجیح ما همین سروت و قدرت و اینجور چیز هست شهرت و ریاست و اینا ریزا از همون اول اصحاب پیانبر دو دست شدن مسلمانی دوتا تفسیر پیدا کرد یکی شد ابو زر که علیه قدرت و سروت فاسد فریاد میزنه به نفع عدالت یکی شد عبد الرحمن اوف که ملیاردها سروت داشته وقتی از دنیا رفت تلاها شنه میتونستن درست بشکنن و تقسیم کنن و بعضی دیگر هم همینطور بودن باید که همین عبد الرحمن هم که نقش مهم میداشت در این که بعد از خلیفه دوم امیر المؤمنین نیاد سرکار و بعدن با خلیفه سوم خود عبد الرحمن اوف درگیر شد و از حکومت حضف شد که حتی بعدن میاد سراغ از تعمیر یا به نظرم مریض بود از تعمیر خب میرن ایادت طبیعتا برای همه اونجا او بعد تعمیر میگه که شما درست گفتیم من اشتباه کردم او سالهای سال قبل که این کار رو کردم حالا بیا اشتباه منو جبران کنم من من با شما متحد میشم بیا با همدیگه هممون قیام کنیم از تعمیر لبخند تلخی میزنند و یعنی اون موافقت یار الهی نداشت این مخالفت تملان به قصد انتقام مسئول شخصیست در واقع خب الان این که جای معروف و منکر عوض شد به تدریج منکر شد معروف عرضش و زده عرضش کشونو عوض کردند اسلام به تعبیر پیانبر شد پوستینی که وارونه میپوشند لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا که هم درونش گرم نمیکنه و بیرونش هم زشته پوستین اگه درست بپوشی از درون تور گرم میکنه بیرونش هم زیباست معکوس بپوشی نه تور گرم میکنه از درون نه بیرونش زیباست یعنی بیرونش زشته بقیه رو کشته درونش هم سرده خودتو کشته پیانبر فرمودن پیشبینی کردن که روزی میریسه که با اسلام اینطور برخورد میکنید اسلام رو واجگونه و چپرو میپوشید معکوس جای اولویت ها و غیر اولویت ها رو عوض میکنید جای اهم و مهم و بی اهمیت رو عوض میکنید کم کم معروف و منکر و جاشو عوض میکنید مسئله تقوی مسئله قسط مسئله برادری و و و این همه از اهمیت میفته این تحبیل که بعضی میگن اقا اسلام انقلابی چیه اسلام غیر انقلابی چیه ولی یه وقت کسانی انقلاب زده چپ زده بودن که اصلا اسلام رو فقط برای عباد سیاسی و مثلا انقلابیش میخواستن به عباد دیگر اسلام مسئله عبادت تقوی اخلاق مسئله خانواده چه چه چه اینا رو اصلا نیچید اینو دیگر جزو اسلام گشت یه ادهی دیگه باز بودن قیدا شدن ثواب غیرم داشتن اینا به عکس فقط به جنبه های ظاهران معنوی و عبادی و اینا اسلام توجه بکنن حالا چه مقدس مهاد باشن چه روشنفکنما های منافقی که اصل نبوت و دین رو قبول ندارن ولی تظاهر به ارفان و دفاع از قداست دین و این حرفا میکردن اصلا مسلمانی را بی ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر بی ارتباط با عدالت خواهی بی ارتباط با جهاد و شهادت و انقلاب علیه ظلم و قیام میدونن اینم انحراف دیگری بود که و پیامبر اکلم صلواتو علیه و آلت تسریح کردن بارا به این که هر کس براش مهم نیست بر جهان اسلام بر امت اسلام در چه حالن این اصلا لیسا منهم این از اونها نیست و السلام علیکم و رحمتون محمد و عجیل فرج آل محمد اللهم صلی على محمد و آل محمد و عجیل فرج آل محمد و سامن دینی سداب اللهم اکبر اللهم اکبر اللهم اکبر اللهم اکبر رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت ملت مقاوم و قیور ایران برای یاری نیروهای مسلح من در مقابل با تهاجم رژیم متجاوز و کودکش سهیونیستی دست به سلاح دعا میبریم که سلاح مؤمن دعاست فَاِذَا عَذِنَ اللَّهُ لِلْعَبْدِ فِدْدُعَا فَتَحَ لَهُ بَابَ الرَّحْمَدِ بهترین عبادات دعاست موقعی که خدا اجازه داد شما دعاسته دعا بکنید در استجابت رو شما باز میکنه و برای پیروزی و موفقیت رزمندگان من سوره فت دعای چهارده همه صحیفه سجادیه این دعاهای صحیفه سجادیه بارا عرض کردیم شامل و حامل رقیقه ترین دقیقه ترین امیقه ترین معارف الهی و اسلامیست و دعای توسل را قراعت و زمزمه میکنید امیقه ترین معارف الهی و اسلامیست سرزمین غیره یک وقتتون جمهوری اسلامی ایران سدای جمهوری اسلامی که تقریبا به بسیاری از کشورها میرسد این سدا باید یک سدایی باشد که مردم را ارشاد کند و اسلام را معرفی کند نشاط و مقنویت ایمان و مقرفت دین و حکمت صدای فضیلت و فطرت رادیو معارف پیام بلایت نور دلقو خامنه ای رهبر ما نور دلقو خامنه ای رهبر ما وما درباره امیر المومنین علیه السلام چی بگیم ما درباره علی ابن عبی طالب علیه السلام مگر ذهن بشر معمولی و چشمیه خیرد انسان عادی و معمولی میتوانه اون خرشید رو ببینه به اون نگاه کنه به اون خیره بشه مگه امکان داره نه جمال معنوی امیر المومنین رو نمیشه برد ما ها نمیفهمیم رتبه ارشی امیر المومنین رو ما نمیشنسیم یعنی کلماتی گفته میشه برد یک تصویری ممکنه در ذهن ما به وجود بیاد اما درست مغز و مقصد معنای اون حقیقت روشنی را که امیر المومنین مزهر اوس رو واقعا نمیتونیم درک کنیم بشهر معمولی نمیتونه درک کنه اونو امه درک میکنن اونو خود پیغمبر درک میکنه خب پس ما چجور از امیر المومنین درست بگیریم در کلمات خود امیر المومنین که نحجه دلوقت به همدلالا تدیبین شده و موجوده یکی از تهای بزرگ الهی برای جوامه اسلامی همین نحجه البلاغه است اینم اختصاص به شیعه نداره بزرگترین شرح نحجه البلاغه رو ابن عبل حدید سننی نوشته در همین قرن اخیر عالم معروف مصری محمد عبدو شرح نحجه البلاغه نوشته یعنی نحجه البلاغه فقط مال شیعیان نیست مال همه مسلمینه درس هست راه هست ارائه تریغ هست بیان معیار هست بیان معیاره هست مردنا هست چیز بزرگیست ما از این نحجه البلاغه که نگاه میکنیم و همچنین آیات و قرآن که نگاه میکنیم میتوانیم عباد شخصیت امیرون مومینین را برای درس گرفتن به دست بیاریم من حالا یک بخشای کتایی را عرض میکنم یعنی واقعا شاید سالها طول بکشه اگر کسی بخواد بنشینه راجب فضایل امیرون مومینین حرف بزنه با یک ساعت و نیم ساعت و ده ساعت که غذایی ها تمام نمیشه آره یه چند کلمه ای ما عرض بکنیم فضایل اون بزرگبار اونچنان هست که به قول خلیل ابن احمد آلم معروف قرن چهارم او میگوید بر این که فضایل علی ابن عبی طالب را هم دشمنانش کتمان کردن هم دوستانش دشمنانش کتمان کردن دشمنانش کتمان کردن به خاطر دشمنی دوستانش کتمان کردن به خاطر خفقان تقییه ترس کتمان کردن نگفتن با وجود این که هم دشمنان کتمان کردن هم دوستان کتمان کردن فضایل امیرون مومینین همه دنیا را پر کرده هست ملع الخافقین تبیر او اینه کدوم شخصیت بزرگ هست که که در این دنیا کسانی که به دین او اعتقاد ندارن در باره او کتاب برمیزن چندین جلت کتاب برمیزن این مخصوص امیر المومینینه این فقط مخصوص علی ابن عبی طالب مسیحی در بارش حرف میزنه هندو در بارش حرف میزنه بودایی در بارش حرف میزنه برادران مسلمان اهل تسنانی که شیعه نیستن اما امیرون مومینین را کاملا قبول دارن در بارش کتاب میمیزن در بارش حرف میزنن فضایل این بودرگوار اینه