سرزنشی ملامتی ولو این از جانب اونها باشه متوجه این خاندان نشود او یون سبه الیهم یا نسبت داره شود الیهم یعنی به اهل بیت به اهل کسا ولو به واسطته نه ولو اون نسبت از خودشون نباشه به واسطه دیگری باشه هناتون هنا به هید و چشم این نقص او یکون الیهم للمنافقین یا بوده باشد الیهم یعنی الى اهل بیت بر علیه اهل بیت للمنافقین به نفع منافقین یعنی یه چیزی منافقین پیدا کنن که بتوانید چی کار کنن علیه اهل بیت تبلیغ بکنن او یکون علیهم للمنافقین ولو به سببه نه ولو به سببه چه باشه به سبب ازواج و همسران باشه سبیلون اینا یه راهی پیدا نکنن که بخواد به خاطر اونا به اینا نیچه زبان بدنن و بگن ها اینم شما ببینید اینا نسا و نبیه هستن شما هم که از این خاندانی منافقین بیان بگن میبینید شما اینا این را میبینید میخواد بگن راه بسته بشه یعنی شما مبادر باشید حریم این را نگه دارید بله ولولا هازل استتراد اگر این استتراد نبود یعنی اگر این آیه تحتیر اینجا قرار نمیگرفت این پیام دیگه از این آیات استفاده نمیشود این پیام سانویه که اینجا قرار داره که این پیام را بتونیم دریافت بکنیم و ما حسرت حاضه نکته تو شریفه این نکته شریف و دقیق که ای همسران پیغمبر یه جوری شما مبادر باشید خیلی باید خودتون را مراقبت کنید که چرا که چون اگر از شما لغشی سر بزنه اون وقت یه جورایی ارتباط پیدا میکنه به علیه کسا و علیه بی الَّتِی عَظَمَتْ بِهَا بَلَاغَتَ زِكْرِ الْحَكِيمِ الَّتِی یعنی نکته این نکته ای که قزیم شده است به واسطه یهان بلاغت قرآن و کموله اجازه الباهر در ماجزه باهر قرآن کامل شده کمالا یخفا این بیانه منو شرفتی نکه ملاحظه کرد مروبای مزفر فرموده وَإِنَّمَا جَعَلَ سُبْحَانَهُ حَاظِهِ الْآیَتَ سِی اَثْنَاءِ زِكْرِ الْأَزْوَاجِ وَخِتَابِهِنَّ لِتَنْبِیهِ برای اینکه تنبیه بکنه یالاوری بکنه الَاَنَّهُ سُبْحَانَهُ اِنَّمَا اَمَرَهُنَّ وَنَّهَاهُنَّ وَأَدَّبَهُنَّ اِكْرَامًا لَأَهْلِ الْبَيْتِ این امر و نعیه ها و تعدیب ها برای اکرام به اهل بیت هست وَتَنْزِیهً لَهُمْ اَنْ اَنْتَنَاهُمْ بِسَبَبِهِنَّ وَسْمَتُن اینها را منزه میکند از این که شاملشون بشود ولو بِسَبَبِهِنَّ یعنی بِسَبَبِ الْأَزْوَاجِ وَسَوْنَنْ لَهُمْ اَنْ اَنِيَلْحَقَهُمْ مِنْ اَجْلِهِ نَعَيْبُنْ وَسِيَانَتِ از این معنی بکند که عیبی به اینا برسه وَرَفَعَنْ لَهُمْ اَنْ اَنِيَتْ تَسِلَ بِهِمْ اَهْلُ الْمَعَاسِی یه جوری بشه که اونهایی که اهل معسیتن اتصال پیدا نکنن میخواد اینا رو برحضر بداره که ارتباط بین اهل معسیت با اهل بیت که اهل تهارت هست یعنی اهل المعسیت نشند با اهل تهارت بله وَلِذَا حالا ایشون نکته ای که تا اینجاش تقریبا بیانش با بیان منوشه روزین فرقی نداره جوهرش یکیه بلیه تعبیر داره که این تعبیرش کم تقن میکنه جالبه وَلِذَا اِسْتَهَلَّ سُبْحَانَهُ الْآیَاتِ بِقَوْلِهِ یَا نِسَاءَ النَّبِي لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ یعنی این خطاب رو بردست روی نسات همسران پیغمبر زَرُورَتَ النَّغَازَتْ تَمییز این که خطاب با اونا کرده یا نِسَاءَ النَّبِی این رو مخاطب قرار داد اِنَّمَا هُوَلِ الْاِتْتِصَالِ بِالنَّبِی فَمُدِیَ نِسَاءَ النَّبِی نَبِی این نساء رو نسبت داد به پیغمبر یعنی اون اتصالتون به پیغمبر اشعار داره یا نِسَاءَ النَّبِی استحل به این تحبیر که این رو مضاف کرد اضافه کرد به نبی اِنَّمَا هُوَلِ الْاِتْتِصَالِ بِالنَّبِی چون شما وصل به نبی هستید یا نِسَاءَ النَّبِی نَبِی نَبِی وَالدَا اگر این اتصالشون به نبی رو بردارین هُنَّا که احد منان نسا چه فرق برنم؟ این طور نیست؟ این که فرمود یا نِسَاءَ النَّبِی نَبِی خب چرا؟ اگر منها این اتصالشون به نبی باشه هُنَّا و سایر نسا قد مون واحد سوا نه این که وزامه آمده ای نا رو یا نِسَاءَ النَّبِی نَبِی دست و نکه احد من النسا معلوم شد چون وصل به پیغمبری فرق می کنید خب حالا که وصل به پیغمبری فرق می کنید یعنی چه؟ یعنی به خاطر پیغمبر است که من شما را اینجور توصیه می کنم نصیحت می کنم اندرز می ده موازه باشید که یک پیغمبر لطنه وارد نشده بعد می فرمان کلامش تا آخر می خوانم و خیلی قشنگه این نکته اش وقت بدیه با مروش عربادین فرق می کنه که این یا نسا النبی لستون نکه احد من النسا نشان می ده که فرق این ازواج نبی همسران با دیگران به خاطر وصلشون و اعتصارشون پیغمبره که بیت نبوته نبی است خب اهل کسان بیت نبوتن دیگر اهل بیتن انما افوهل اتصال به نبی و آلهی لال زباطهن و الا لستون نکه احد من النسا خب بقیه زناباناش فرق می کنن لال زباطهن فهنن فی محلن و اهل البیت فی محلن آخر این اهل البیت که پیغمبر مرکزه دیگر پیغمبر که مرکز این اهل کسان هست که اهل بیتن اینا یک جا هستن فلیستل کریمه این نیست این کریمه یعنی آیه آیه تطهیر یعنی آیات موجود نسا فلیستل کریمه تو الا تقاوله القائل مثال عرفی هم میزنه الا تقاوله القائل یا زوجت فلان مثلا به مرجع تقلیدی یک کسی مثلا پدر زن مرجع تقلید آمده دخترشو ببینه میگه که ببین دخترم شما همسر مرجع تقلیدی ها حالا یک کل بیم پایی تر مثلا فرق کنید شما امام جماعتی شما همسر امام جماعت محلی ها دقیقا می کنید اینطوری عرفیه دیگه فانومه یک کسی که نسبت به همسر یک مثلا عالمی امام جماعتی شخصیتی اشرافداره که میتونن نصیحتش کنه پدرشه دیگه بهتر از پدر کی پدر یا مادره همسر امام جماعت یا امام جمعه یا مقاماته بالاخره معنوی بگه که ببینید شما همسر فلانی اصیب مراقب باش شما اگر یه موقع حجابت مثلا بد باشه یا رفتارت بد باشه مردم نمیگن فلان زن این کار را کرد میگن زن همسر امام جمعه این کار را کرد برای امام جمعه بد میشه امام جمعه بهش توحیل میشه اون جایگاهش حدشنی خوره اون را حفظ کن شما میگه از این بابه خدا نمتار و همسران پیغمبر میخوامن مراقب این بیت باشید این بیت شما منصوب به این بیت پیغمبر و این بیت حرمتش نگهدارید یا زوجت فلان لستک ازواج سائر الناس فتعفقی و تستری و اتی الا تحابیلی که در قرآن بکار رفته باشید به همسران پس افافت را حجابت را تحفقی تستری و اتی و اطاعت کن اماما زوجو که من بیت اطهارم چرا امام چون که اون همسر شما از یک چین تردیزی چین خانواده ایست خدا اراده کرده است حفظ آنها را منال ادناست از این که چیزی برچست به اینا بخوره ولو از جانب شما باشه میخواد این حفظ بشه این بیت میخواد حفظ بشه پس انایتن لین بیت شریف این خاندان به شما این توصیه آرامی کنه اینم بیانشان بیانشان گویاتر هست از منو شرف و دین به خصوص که هم اون یا نسا ان نوی را ذکر کرد که خودشون منهای اتصالشون به نوی نیست به زباطه ننیست یکی همین مثال مثال غیبی غشنگی اینم بیانشان خب حالا یک نکته ای هم ارد کردیم که استاذ بزرگوار حضرت آیت الله الهزمه سبحانه حفظه الله تعالی ایشونم بیان نکته ای دارن دوتا نکته ایشون دارا در کتابش یکیش به نظرم همین بیان مرموع مزفر اینا هست یکم تعاقیش فرم کنن به نظر حقیقی اینجوریه ولی یکیش نه یکیش جدیده یکیش تازگی داره ایشون اجمالا فرمودن که می شود بگوییم که احلال بیت را اینجا قرار داده اسوطن به لحاظ الگو اسوط که یعنی از اونو الگو بگیرید اینا تحارت تامه دارن حافظه هستن لکم فی رسول الله چه اسوطن حسنتن یعنی اینا اسوطن اسوطن هستن اینجا قرار داده حالا همسران پیغمبر نه بقید برای اونا اسوطن برای همه اسوطن هستن ولی خب اولا اونایی که بیشتر باید از اونو الگو بگیرن در مرحله اول همسران پیغمبر هستن اینم بیان ایشون هست مفاهم القرآن جلد پنج صفحه سیستد و پنج مفاهم قرآن یه دو سطره اگه طول نمی کشه من دید دو دیگه اینو بخونم که دیگه خونده باشم که باشون ها می فهمن تعریف هن صحه یعنی صحه که اینجا قرار بگیرد چرا یک تعریف هن علا جماعتم یعنی بشناساند خدا همسران را چی چی را بشناساند جماعتی را علا جماعتم بلقو فتور از ضربه یا از ضربه یا از ضربه از ضربه از ضربه از ضربه وفی التحاره ان الرزائل و المساوی القمه از ای تحاره و به ذالکست حقون یکون اصبتن چرا پیغمبر اصبت چون در قله قرار برد حالا بنده خدا آدم تحجب میکنه بعد وقتا میخوان تحجب میکنه خدا ها شاهده یک مقاله یه وقت نوشته مقاله سخنانی کرده بود بنده ند کردن تو کتاب امامت هست چی بابا اگر شما اعمه را بگید علمی خیلی بلدن نمیدونن معصومن نگه نمیشه عصبه گرفته عصبه اگه بخوای بگیریم باید این را بگیم علمای عبران نگه معصومن علمی خیلی بلدن نمیدونن معصومن نگه نمیدونن کنار چون دست ما به اونا نمیرسه آبگون اینا یه عالم هایی هستن مثل بقیه خود علمشون بیشتره اینجا میتونیم عصبه بگیریم بعد خودش متحجه شده هست که این ره که تو میره به ترکستان هست خودش متحجه شده هست و پیغمبر چی میگی؟ پیغمبری که دیگه معصوم بود علمی خیلی بم که داشت و پیغمبر که هم علقیب داد هم معصوم هست او را چی نگید؟ میگن ها اون بخاطر انبشارونش هست و میگن خب برادر ما امیران اومدن هم میگن بخاطر انبشارونش هست حضرت زهره هم انبشارونش هست خدا هم میدونه خدای متعال وقتی باید اراده میکند که یه آدمی را که کج میره ما بهش بفهمه داره کج میری اینجور بهش میفهمه نه اگه بفهمه چطور شما اینجا بگید که انبشارون هم بشار هست دیگه اله آقایی خیال کرده حالا دیگه بحث مرد به بخشیده خیال کرده هست که اصوه یعنی چی؟ یعنی برسی به درجه او چی گفته اصوه یعنی؟ اصوه یعنی جهت را میشان میده قله اونجاست شما باید اینجوری بری حالا هرچگاه تو زرشیت بوجود خوده دست در از آقا امیران مامنین به عثمان محونه فرمود چی؟ اله و اینکم لا تقدرون اله ذاقه ولكن اینون اله آخر پس ایشون میفهمد که این به علی اصفه الحیات و قدره ایم اینم بیان ایشان هست حضرت اصطاد حفظه الله تعالی کتابه چه؟ چه گفتن؟ دو شخصیت بر این جلد تقریز نوشتن بخوانین اینا را ببینید ها حضرت آیت الله لازمه صافی حضرت آیت الله لازمه مکاره بر این جلد پنجمه کتاب مفاهم تقریز نوشتن تجلیل کردن از شخصیت اصطاد الله صبحانی به خاطر کاری که کرده یعنی کتابی که نوشته هست مفاهم و قرآن اینا خدا کنند حفظ بشن اینها عمر طولانی پیدا کنن خدا شاهده اینا برکات و حوضه و مفاخر و حوضه هستن در رست همه هم رحبری خدا انشاءالله رحبری کل عمر باعث دادن. عرضم تمام شد دیگر اشهد دادن و آل محمد و آلیه امتحانه محمد محمد محمد محمد اللهم صل على محمد و آل محمد اللهم صل على محمد و آل محمد اللهم صل على محمد و آل محمد دریچهی به جهان روشنایی و معرفت جلوی از جامعه دینی رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت بسم الله الرحمن الرحیم سلام علی سیم السلام علیک یا داعی الله و ربانی یا آیاته السلام علیک یا باب الله و دیان دینه السلام علیک یا خلیفت الله و ناصر حقه السلام علیک یا حجت الله و دلیل ارادته السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه السلام علیک في آنائ لیلك و اطراف نهارك السلام علیک یا بقیت الله في ارضه السلام علیک السلام علیک یا آل محفوظ سلام علیک یا علم المنصوب والعلم المنصوب موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی امیدواریم اللهم صلی علی محمد و آل محمد امیدواریم آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش کلام امام سایبان اش بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان اش بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو با تو اهد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو راه شما ملاحظه کنید که یک نفر که خلیفه مسلمین است زمامدار امور از خلیفه است این چه وضعی داشته است در حالی که خلیفه است می خواد نمازید نماز جمعه به خانه لباس زیادی ندارد میرد بلای منبغ اون لباسی که دارد حرکت میدهد به حسب نقل تا خشک بشد دوتا لباس ندارد یک کفشی را که خودش وصله می کرده است کف فاشی می کرده است ازش می پرسند میگد حضرت می فرماید که این کف به نظر شما چقدر عرضش دارند میگن هیچ میگد که امارت بر شما هم خلافت هم در نظر میکرده است من مثل این کف یا پایی تر از این کفش هست مگر این که اقامه ادالت کنم شما کجا سراغ دارید که یک نفر خلیفه باشد و ورزش این طور باشد حضرت امیر سلام اللہ علیه حقیقتن مظلوم است و مظلوم بوده است حتی در بین شیعان مظلوم است وقتی میخوان تعریف کنن حضرت امیر تعریف میکنن به چیزهایی که برخلاف واقع است و توحین به حضرته است مثلا میگن که انگوشترش رو که میخواسته حدیه بدهد به فقیر قیمتش خراج شامات بودهد اون کسی که لباسش اون است انگوشتر میخوشد که قیمتش خراج باشد و این یه دروغیست که اگر روایت هم داشته باشد دروغ است در صورت که ندارد وقتی میخوان معرفی کنن حضرت امیر رو به این جهات معرفی میکنن به هم جهات چیست؟ یا اونایی که عارف لحظی هستند ارخانه ارخانه حقیقی که کم است در دنیا اونا وقتی که میخوان حضرت نقل کنن یه حرف های درمیشی نقل میکنن اونی که هست واقعیتش رو که نمیدونن و این جهات ظاهری هم که حضرت داشته است برای جهالتهایی که بوده است منحرد کردن از واقعیتش خیال کردن تعریف حضرت امیر به این است که انگوشترش چقدر قیمت باشد و مثلا چه باشد یه زندگی عجیب و غریبی دارد حضرت امیر سما خلافت در اون وقت یه وضع خاصی داشته است خصوصا اون خلافه های از معاویه به پایین یه سلطنتی بوده و در همین وقت که در همون وقت که معاویه اون بساطه سلطنتی رو رو انداخته بود حضرت امیر مثل یک فعله میرفت کار میکرد مثل یک عمله میرفت کار میکرد و آب را میداخت و بعد همون جا میگفت این آبسته صداقه آب را نمیداخت برا خودش وضع زندگی این بوده ما اگر بخواییم از ایشون تقلید کنیم نمیتونیم حقیقتا نمیتونیم تقلید کنیم قدرت این مناره ما نداریم اما خود ایشون هم فرمود است که شما نمیتونید اما تقوی میتونید داشته باشیم میتوانیم که تقوی داشته باشیم میتونیم که با خدا باشیم توجه به خدای تبارک و تالا داشته باشیم قصد باران پرست کرامتون چیم اشتازهی ترابتون در مسیر پرست شکست فسود کوه بود و پرست قامتون کوه بود و پرست قامتون کوه بود و پرست قامتون