و عشقشو پاک کرد بعد نفس امیقی کشید و به دیوار نگاه کرد سالار برای خونه خرید کرده بود برنج، سنگ نمک، سیبزمینی و پیاس آزر به سمت اتاق رفت و با خودش گفت باید چای نم کنم و صفر صبونه رو پنگ کنم باید برای اولین بار با سالار همدل و هم صفر بشم باید بچه همو سر صفر بشونم تا برای اولین بار شیرینی داشتن خونواده رو بچشم آزر اینو گفت و به سمت اتاق رفت سالار و سرنا کنار سهراب نشسته بودن سهراب لبخند میزد دوستان عزیز آخرین جسمت از روایت کتاب جاماندست بسر رو شنید رتفن هر نظری در باره این برنامه دارین با 162 روابط عمومی سازمان صدا و سیما مطرح داریم تا فردا به آغاز روایت کتابی دیگه خدا نگهتار سدایی مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت سرگشتگان کویت پربای سر ندارند سرگشتگان کویت پربای سر ندارند آشفتگان مویت از خود خبر ندارند آشفتگان مویت از خود خبر ندارند پار سایان بر درگه تو بحریست از آب چشم اوشا خلق جهان از آن رو در رد گذر ندارند حجت الاسلام وحیدی در رد گذر ندارند بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علی محمد و آله طاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان یکی از خسلتهای بلند مؤمنین سبر است و همراه سبر توکل به خدای متعال اعوذ بالله من الشیطان الرجیم الذین سبروا و علی ربهم یتوکلون مؤمنین مثالی هنکه سبر میکنند و به پروردگار خودشون توکل میکنند باز آیه شریفه قرآن میفرماید وعلالله فلی توکل المؤمنون مؤمنون باید به خدای متعال توکل بکنند فعذا عظمته فتوکل علالله انالله یحب المتوکلین اگر تصمیمی گرفتی در امور مادی و معنوی به خدای متعال تکیه داشته باش همه اسباب و علل در اختیار خداست به تعبیر برخی لا مؤثر فلوجود الا الله فقط خدای متعال میتواند اثر گذار باشد دل به این اسباب ظاهری نبند بله ما وظیفه داریم برای رسیدن به اهدافمون اسباب ظاهری رو فراهم بکنیم وظیفه داریم برای اینکه نانی در بیاریمو بخوریم بریم دنبال کار ولی حواسمون باشه اینکه من میرم و کرکله مغازر رو بالا میکشم اگر که خدای متعال انایت نکند و نخواهد رسید توقل به خدای متعال داشته باشم روایت نقل میکند از وجود نازنین امام کازم راوی میگه رفتم از حضرت در باره این روایت پرسیدم و من یه توقل على الله فهو به حسبه این یعنی چه کسی که به خدای متعال توقل بکنه خدا او را بسه است حضرت فرمودند که توقل به خدا درجاتی داره یکی از اون درجات این است که توقل بکنی به خدا در کارهایی خودت و تمام کارهایی که در حق تو انجام میشه و از سوی خدای متعال انجام میشه و مقدر میشه راضی باشی یه من سپردم به خدای متعال دیگه چیزی نمیخواهم وظیفه خودم را انجام میدم ولی دیگه از خودم ناراحتی به آنچه که برای من مقدر میشه نشان نمیدم خدا هممون را جزئ متوکلین قرار بده انشاءالله موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی این که فقط خدا رو ببینی و وظیفه خودت رو انجام بدی یکی از نزدیکان مرحوم امام رحمت الله علی خانواده مرحوم حاجاسد احمد آقا نغمی کند زمانی من به اقتضای رشده تحصیلیم یکی از متون فلسفی رو میخوندم دانشگاه میرفتم درس میخوندم این متن فلسفی بعضی از عبارت هاش برام خیلی سخت بود مبهم بود این کتاب رو برداشتم و بردم با مرحوم امام در میون گذاشتم و یه پرسش و پاسخ و یه جلسه درس بیس دقیقهی شکل گرفت یه روز صبح که رفته بودم خدمت ایشون که درس استفاده بکنم و نکاتی رو برام بفرمایند دیدم که جواب من رو با یک رباعی دادن میدن به من حشدار دارن میدن چی فرموده بودن؟ شعر مرحوم امام اینه فاطی که فنون فلسفی فلسفه میخاند از فلسفه فاعلام و سین میداند امید منانه از که با نور خدا خود رازه جاب فلسفه برهاند یعنی چه؟ یعنی این که حواست باشه نکنه هجاب این علم تو رو بگیره و از رفتنه به سوی خدای متعال و ارتقاء درجه غافل بشی فقط باید آدم خدا رو ببینه فقط باید آدم خدا رو ببینه باز اشعار دیگری تو همین زمینه به اصرار خانواده مرحوم حاج احمد آقا رحمت الله علی مرحوم امام سروده بودند فاطی به سوی دوست سفر باید کرد از خیشتن خیش گذر باید کرد هر معرفتی که بوی هستیت و داد دیویست بره از آن هزر باید کرد هر حتی علم هر معرفتی که بوی منیت و دیویست بره از آن هزر باید کرد اگر امام رحمت الله علی مرحوم امام سروده بودند از این سراب هرچه فرا گرفتم و هرچه ورق زدم چیزی نبود غیر هجابی پس از هجاب ببینید انتقاد دارن میکنن نکنه همین درس هایی که وظیفه ما هست باید بخونیم باید اونها رو گسترش بدیم معارفه عربهته نکنه اینای هجابی بشه و نگذاره من توکل به خدای متعال پیدا کنم خدا همه ایما رو اهل توکل قرار بده انشاءالله موسیقی موسیقی وقت برانه مونی وقت برانه مونی پوشش هماغشاگ علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان عزیز و فرهیختگان گرامی سلام برامه امروز اندیشه ها را به موضوع بررسی کارامدی فقه فردی و اجتماعی اختصاص دادیم لطفاً تا پایان برامه ما را همراهی بفرمید شکی نیست که جهان معاصر با صدای سلطه بر طبیعت تمدن و دانشی عظیم پدید آورده که بر پایه آن فرهنگ و روابط جدیدی در دنیا امروز سامانیافده است دنیا جدید و تحولات نوپدید در جوهر فرهنگ و روابط اجتماعی تغییرات ایجاد کرده که به تعارض بعضاً سوری و ظاهری میان باورهای سنتی و وضعیت کنونی انجامیده و نزای شدید بین سنت و مدرنیسم پدید آورده است از جمعه سنت های مورد حجوم سنت دینیشی ایست که با وجود حجمه های فراوان همچنان با اقتدار و توانمندی باقی منده است بدون تردید راز مندگاری آن را باید در سایه اناسر بیبدیل امامت، ولایت و اجتهاد در اصر قیبت و اقلانیت جستجو کرد بنابراین گزر زمان و گسترش اسلام در پهنه جهان و پدید آمدن مسائل و نیازی نیازهای جدید روند حرکت فقاحت رانیز سرعت بیشتری بخشیده و فوقه های هر اصر را به یافتن پاسخ مناسب واداشت است مجدت الاسلام دکتر محمد جواد عرستا، عضو حیط علمی دانشگاه تهران در مورد کارامدی فقه توضیح میدهد من با روام گرفتن از جمله از جملات مرحوم امام آغاز می کنم این عبارت در یکی از بیانیه هایی که مرحوم امام در اواخر عمر شریفشان سادر کردن خطاب به روحانیت عبارت معروف است که ایشان فرمودن فقه تهوری واقعی و کامل اداره فرد و جامعه یاد اداره انسان و جامعه از گهواره تا گور است فقه تهوری واقعی و کامل اداره فرد و جامعه از گهواره تا گور است فقه تهوری واقعی و کامل اداره فرد و جامعه از گهواره تا گور است این تعبیر از فقه و این تعریف از قلم Totu . این تعبیر از فقه و این تعریف از قلم که طوان اداره جامعه را دارد watches و همچنین طوان اداره زندگی فرد را دارد و علاوه بر اینها این که psychiatry has this ability که چنین طوانی را داردواعای ایران یا هرتز city کاملیست یعنی اینطور نیست که ما ادعا بکنیم که فقه دارای چنین زرفیت و قدرتیست بلکه واقعا این زرفیت و قدرت را دارد و این ادار کنندگی هم به صورت کاملی اتفاق میفته به نحوی که تمام عرصه های زندگی فرد و جامعه را پوشش میده تعبیر اینست از گهوار تا گور خب بر طبق این تعریف یک فقیه بزرگی مانند مرحوم امام که دارای مرتبه مرجعیت دینی بوده و همچنین در عمر خودش ده سال تجربه اداره یک کشور پرتلاتومی مانند ایانی ایران را داشته و تجربه رهبری کردن یک انقلاب در راستای ساقت کردن یک رژیم شاهنشاهی با پشتوانی 2500 سال را داشته این جهاد باعث میشه که این تعریف از مرحوم امام حائز اهمیت فوق العادهی باشه مطابق این تعریف همونطور که ملاحظه فرمودید مقیده مرحوم امام فقه توان مدیریت جامعه را دارد خیلی خوب پس با مدیریت فقهی نه تنها میتوانیم جامعه را اداره بکنیم بلکه این اداره را به نحوه کامل و مطلوبی میتوانیم به انجام برسانیم و همچنین به نحوه جامعه و فراگیری که تمام عرصه های زندگی فرد و جامعه را شامل بشه در شرایط جدید و در دوره مدرن نه تنها ابزارها نو پدیدند بلکه اندیشه ها نیز متناسب با آن دگرگون شدند و نوع مطالبه و سبک زندگی انسانها عوض شده است آیا در این دنیا جدید ما باید فقه اصیل و سنتی خود را کاملا رها کنیم و از تمام اصول و چارچوب کلیه آن خارج شویم یا میتوان با حفظ همین همان چارچوب و تکیه بر آموزه های اصیل دینی و فقهی مسائل نوزهور هر اص را از آن استنباد کرد و پاسخ گفت پاسخ این سآل روی کردهای چندگانه ای را ایجاد کرده است که مجدتال اسلام دکتر عرستا در باره آنها توضیح میدهد در نقطه مقابل این دیدگاه ما دو تا دیدگاه دیگر داریم یکی از اون دو دیدگاه این است که فقه توانه اداره جامعه را به نحوه مطلوبی ندارد برای اداره جامعه به نحوه مطلوب ما در کنار فقه باید از اخلاق هم استفاده بکنیم بعضی از صاحب نظران و علمای اسر حاضر که من چون دیدگاه اونها در نقطه مقابل دیدگاه مرحوم امام قرار میگیرد اسم اداره جامعه صاحب دیدگاه را نمیارم صاحب دیدگاه از معاریف و مشاهیر زمان ما هستند مطابق این دیدگاه برای اداره جامعه به مدیریت فقهی نمیتوان اکتفا کرد بلکه مدیریت اخلاقی و فقهی در کنار هم برای اداره جامعه لازم است به عبارت دیگر مطابق دیدگاه دوم مدیریت فقهی مدیریت فقهی لازم هست ولی کافی نیست مدیریت اخلاقی هم لازم هست ولی کافی نیست ترکیبی از مدیریت فقهی و اخلاقی برای اداره جامعه مورد نیاز است این هم یک دیدگاه بعضی از علمای بزرگ و فقه های برجسته حوزه این دیدگاه را مطرح کردن دیدگاه ثومی وجود داره که اون دیدگاه از سوی بعضی از صاحب نظرانی که دیدگاه سوی نمیتوانیم اونها را در ردیف فقه ها و علمای حوزه به حساب بیاوریم ابراز شده و اون دیدگاه این است که اصولا فقه توان اداره جامعه را ندارد و ما به هیچ وجه نمیتوانیم فقه را برای مدیریت جامعه به کار ببندیم چرا زیرا این دیدگاه ثوم متقد است که فقه به حد اقلها اکتفا می کند با اکتفا به حد اقلها ما به هیچ وجه نمیتوانیم جامعه را به نحوه مطلوبی اداره بکنیم و اخلاق هم حتی اگر به کمک فقه بیاد باز هم نمیتوانه جامعه را به شکل مطلوبی اداره بکند چرا که اخلاق زمانت اجرایی ندارد اخلاق یک سلسل توصیح ها است که افراد و یا به جامعه صورت می گیرد و این توصیح ها اگر مورد عمل قرار نگیرد یک زمانت اجرا پشتش قرار نداره که بیاد افراد را یا جامعه را مثلا مورد مجازات قرار بدهد که چرا این توصیح ها را به اجرا نگذاشتید بنابراین دیدگاه ثوم متقد است که اصولا فقه توان اداره جامعه را ندارد زیرا به حد اقلها اکتفا می کند و اخلاق هم اگر به کمک فقه بیاد باز هم نمی تواند جامعه را اداره بکند یعنی این ترکیب فقه و اخلاق هم نمی تواند جامعه را اداره بکند زیرا که اخلاق دارای زمانت اجرا نیست شنوندگان عزیز همچنان با برامه اندیشه ها از رادیو معارف در خدمت شما هستیم برامه امروز را به موضوع بررسی کارامدی فقه فردی و اجتماعی اختصاص داده ایم جامعه ایرانی امروز با مسائلی روبروز که از هر طرف یک سر آن به امر دین گره خورده است روی کرده اسلامی حکومت به همان میزان که موجب ارتقاء سطح دینداری جامعه شده است از مقیاس دینداری فردی نیز به سطح اجتماعی و حکومتی رسیده است و با سنخ جدیدی از موضوعات و مسائل نوپدید مواجه شده که انتظار می روید نهاد متکفل دین پاسخگوی آنها باشد. در این میان دستگاه اجتهاد و فقاحت به عنوان ساز و کار کشف احکام اهمیت مزاعفی نسبت به دیگر دانشهای دینی میابد حجت الاسلام دکتر محمد جواد عرستا از وحیت علمی دانشگاه تهران کسانی که فقه را یک علمی می دانند که به حد اقلها اکتفا می کند برای اثبات دیدگاه خودشان مثالهایی ذکر می کند. ویا این که اینطور می توانیم بگیم مثالهای متعددی را می توان در راستای نشاندادن دیدگاه اونها ارائه داد. اگرچه بعضی از این مثالها را خود اونها ذکر کردن. بعضی از مثالها هم می توان اضافه کرد به مثالهایی که اونها گفتند. به عنوان نمونه می گن فقه راهکارش برای مقابل با دزدی چیه؟ خب واضح است دیگه اگر کسی مرتکب دزدی بشود و اون شرائطی را که آقایان و فقاها در کتابهای حدود بیان کردن در مورد اون شخص وجود داشته باشد. آنگاه مجازات دزدی که قطع چهار انگشت دست راست باشد در مورد اون اجرا خواهد شد. و اگر این شرائط در مورد اون وجود نداشته باشد. ممکن است که یک مجازات تعذیری در حق چنین شخصی اعمال بشود. بسیار خوب اما همینجا یک نکته مهم هست و اون نکته مهم اینه فقه چه راهکاری دارد برای این که اصولا افراد به سوی دزدی نروند. تدبیر پیشگیرانه آیا در فقه برای جلوگیری از دزدی وجود دارد؟ این افراد یعنی طرفتاران این دیدگاه پاسخ میدن نه چرا؟ زیرا که وقتی کسی هنوز مرتکب دزدی نشده ما چه میتوانیم به او بگیم؟ ما میتوانیم به او فقط یه توصیه اخلاقی بکنیم. بگیم آقا دورور دزدی نگرد خب تازه این توصیه اخلاقی هم بعضی وقتا ممکنه همراه با یک احانتی به شخص تلقی بشه که اگر این طور باشه چنین توصیه هم نباید کرد و نکته مهم اینست که حتی اگر ما این توصیه را داشته باشیم این توصیه صرفا یک عمریست که از نظر فقهی در ردیف مستحبات قرار میگیرد. یعنی انجام دادن این توصیه مستحب است نشستن پای این توصیه برای دیگران که بیان مخاطب این توصیه قرار بگیرن اون هم جزب مستحبات است و ما میدونیم که هر مستحب بیترکش جایز است خب بنابراین عملا بر طبق این دیدگاه اینها ادعا میکنند که فقه راهی برای مقابله و مقابله پیشگیرانه با دوزدی ندارد مثال های دیگر یک مثال دیگر بزنم از یک جنبه دیگری از مباحث فقهی. مثلا رابطه همسران در خانواده رابطه زن و شوهر طرفداران این دیدگاه میگن فقه در رابطه بین زن و شوهر به حد اقلها اکتفا کرده این طور مثال میزنن میگن که مثلا اگر همسر اگر زن در خانه برای انجام هر کدام از کارهایی که میخواهد به انجام برساند از شوهرش مطالبه موزد بکنن میتوانن. به شوهر بگه من امروز خانه را مثلا مدتی یک ساعت نضافت کردم از اینش اینقدر میشه من به بچه شیر دادم از اینش اینقدر میشه من قضا درست کردم موزدش اینقدر میشه و از شوهر هر شب بابت فعالیتهایی که در منزل داشته مطالبه دست موزد بکنن بله میتواند. از اون طرف مرد هم وظیفهی که در برابر زن دارد یعنی آن چیزی که جزوه واجبات تلقی میشه. این است که تأمین بکند نفقه زن را و نفقه خانواده خودشونه خب. حالا اگر زن سؤال بکند از شوهرش که شما کجا کار میکنی شوهر میتواند از جواب دادن خودداری بکند. چرا؟ چون میگه من وظیفه دارم که نفقه تو را تأمین بکنم. تو دیگه چه کار داری که من در کجا اشتغال به کار دارم اگر مرد چند شب پشت سره هم منزل نیاد و زن از او سؤال بکند که این چند شب کجا بودی. مرد وظیفه نداره که به او جواب بده. مرد میگه که من یک تکلیفی در برابر تو دارم. اون تکلیف متابقه آنچه که آقایان و فقاها در رسالهای عملی نویشتن مشخص شده و اگر من چند شب درمیان به منزل بیایم به اون تکلیف خودم عمل کردم بیشتر از این هم تو حق نداری از من سؤالی بکنی یا اگر سؤالی بکنی من وظیفه ندارم که به سؤال تو جواب بدم خیلی خوب طرفداران این دیدگاه میگن شما چنین زندگی را مورد دقت قرار بدید؟ آیا خانوادهی که زن و شوهر در این خانواده این چنین تعاملی با هم دیگر داشته باشن یک خانواده مطلوب دینی خواهد بود؟ آیا بچه هایی که در چنین خانوادهی روشت میکنن با این پدر و مادر بزرگ میشن در تحت تربیت چنین پدرهایی و مادری تربیت میشوند آیا بچه های متدیین بچه هایی که به درد جامعه بخورند بچه هایی که دوچار کم بود های مختلف آتفین نباشند خواهند بود؟ واقعا این طوری واضح است که نه این طور خانوادهی خانوادهی مطلوب نیست و بچه های این خانواده هم بچه هایی مطلوبی نخواهند بود این نشاندهنده این است که در فقه چون به واجبات و محرمات بیشتر پرداخته شده و برای واجبات و محرمات زمانت اجرا در نظر گرفته شده از مستحبات و مکروحات چندان مورد توجه قرار نگرفته مستحبات و مکروحات لذا عملا فقه رفته به سمت حد اقلها امام خمیده امام اینی رحمت الله علیه در این تأکید بر حفظ فقه سنتی به کارامدی و پویایی آن باور داشتند به تعبیر دیگر کارامدی فقه در نظر ایشان الزامن به مفهوم خروج از سبک سنتی آن نیست ایشان میگویند اما در مورد دروس تحصیل و تحقیق حوزه ها این جانب متقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمیدانم اجتهاد به همان سبک صحیح هست ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست زمان و مکان دو انصر تعین کننده در اجتهادند مشتهد باید به مسائل زمان خود احاته داشته باشد آقای عرستا فقه متابقه همون دیدگاه اول توان اداره مطلوب جامعه را دارد زیرا ما با مراجعه به منابع فقه یعنی آیات و روایات مشاهده میکنیم که معصومین علیه مسلم ما را هدایت کردن به یک روی کرد دومی از فقه که ما از اون روی کرد دوم تعبیر میکنیم به فقه اجتماعی یا روی کرد اجتماعی به فقه که به اختصار فقه اجتماعی مینامیم این فقه اجتماعی مکمل روی کرد فردی به فقه است بنابراین در واقع در منابع دینی ما دروی کرد به فقه را شاهد هستیم که این دروی کرد متزاد با همدیگر نیستن مکمل همدیگر هستن و در مجموع میتوانن ما را به همان تعبیری برسانن که در ابتدای سخن از مرحوم امام نقل کردم یعنی یک توریه واقعیه و کامل برای اداره انسان و جامعه از گهوار تاگور خب در فقه اجتماعی یکی از ویژگی ها که در تعریف فقه اجتماعی ما باید اشاره بکنیم مکلف دیگر یک شخص حقیقی فقط نیست بلکه ستا مکلف دیگر در فقه اجتماعی شناسایی میشود قید از شخص حقیقی ستا مکلف دیگر یک شهروند شهروند شخص حقیقیه منطقه با یک ویژگی علاوه اون ویژگی علاوه چیه؟ اون ویژگی علاوه عبارت است از رابطه تابعیتی که با یک دولت بارد این رابطه تابعیت باعث میشه یک حقوق و تکالیفی برای این شخص ایجاد بشه که بدون اون رابطه تابعیت چنین حقوق و تکالیفی وجود نداره پس