و اکبر شاه واروقی همه هنگی پخش بودید 162 و 3162 رو هم برای اصال نزده کردن فرموش نکنید زمین خدافزی دعوت میخورم اندیشه ها رو بشنوید با موضوع بررسی کار آمدی فقه فردی و اجتماعی روزتون خوش و پر از موفقیت مسئله مسلم هست که فقه های ازام نواب امام زمان هستن به نسب در نگاه ما اسلام بلخص شیعه که ما امامت رو اکمال نابود میدونیم اولین خصیصه ی حوزه تهران جامعیت اصاتی دهد اندیشه ها پوشش هماگشاگ علمی فرهنگی اجتماعی و سیاسی بسم الله الرحمن الرحیم شنوندگان عزیز و فرهیختگان گرامی سلام برامه امروز اندیشه ها را به موضوع بررسی امام زمین خواهد داریم کارامدی فقه فردی و اجتماعی اختصاص دادیم لطفا تا پایان برامه ما را همراهی بفرمید شکی نیست که جهان معاصر با صدای سلطه بر طبیعت تمدن و دانشی عظیم پدید آورده که بر پایه آن فرهنگ و روابط جدیدی در دنیا امروز سامان یافت است دنیا جدید و تحولات نوپدید در جوهر فرهنگ و روابط اجتماعی تغییرات ایدیتی ایجاد کرده که به تعارض بعضا سوری و ظاهری میان باورهای سنتی و وضعیت کنونی انجامیده و نزای شدید بین سنت و مدرنیسم پدید آورده است از جمعه سنت های مورد حجوم سنت دینی شیعی است که با وجود حجمه های فراوان همچنان با اقتدار و توانمندی باقی مانده است بدون تردید راز مندگاری آن را باید در سایه اناسر بیبدی ایل امامت، ولایت و اجتهاد در عصر قیبت و اقلانیت جستجو کرد بنابراین گزر زمان و گسترش اسلام در پهنه جهان و پدید آمدن مسائل و نیازهای جدید روند حرکت فقاحت رانیز سرعت بیشتری بخشیده و فوقه های هر عصر را به یافتن پاسخ مناسب واداشت است حجت الاسلام دکتر محمد جواد عرستا قضوه حیط علمی دانشگاه تهران در مورد کارامدی فقه توضیح میدهد من با روام گرفتن از جمله از جملات مرحوم امام آغاز میکنم این عبارت در یکی از بیانیه هایی که مرحوم امام در اواخر عمر شریفشان سادر کردن خطاب به روحانیت عبارت معروف است که ایشان فرمودن فقه تهوری واقعی و کامل اداره فرد و جامعه یاد اداره انسان و جامعه از گهواره تا گور است فقه تهوری واقعی و کامل اداره انسان و جامعه از گهواره تا گور است این تعبیر از فقه و این تعریف از قلم روه فقه که توان اداره جامعه را دارد و همچنین توان اداره زندگیه فرد را دارد و علاوه بر اینها این تهوری که چنین توانی را دارد تهوری واقعی و کامل است یعنی این طور نیست که ما ادعا بکنیم که فقه دارای چنین زرفیت و قدرت است بلکه واقعا این زرفیت و قدرت را دارد و این ادار کنندگی هم به صورت کاملیت اتفاق میفته به نحوی که تمام عرصه های زندگی فرد و جامعه را پوشش میده تعبیر این است از گهوار تا گور خب بر طبق این تعریف یک فقیه بزرگی مانند مرحوم امام که دارای مرتبه مرجعیت دینی بوده و همچنین اداره دارای مرجعیت دینی بوده در عمر خودش ده سال تجربه اداره یک کشور پرتلاتومی مانند ایران را داشته و تجربه رهبری کردن یک انقلاب در راستای ساقت کردن یک رژیم شاهنشاهی با پشتوانی دو هزار و پانست ساله را داشته این جهات باعث میشه که این تعریف از مرحوم امام حائز اهمیت فوق العادهی باشه متابق این تعریف همونطور که ملاحظه فرمودید به عقیده مرحوم امام فقه توان مدیریت جامعه را دارد خیلی خوب پس با مدیریت فقهی نه تنها میتوانیم جامعه را اداره بکنیم بلکه این اداره را به نهوه کامل و مطلوبی میتوانیم به انجام اداره را برسانیم و همچنین به نهوه جامعه و فراگیری که تمام عرصه های زندگی فرد و جامعه را شامل بشود در شرایط جدید و در دوره مدرن نه تنها ابزارها نو پدیدند بلکه اندیشه ها نیز متناسب با آن دگرگون شدند و نوع مطالبه و سبک زندگی انسانها عوض شده است آیا در این دنیا جدید ما باید فقه اصیلوهیمه و سنتی خود را کاملا رها کنیم و از تمام اصول و چارچوب کلی آن خارج شویم یا میتوان با حفظ همان چارچوب و تکیه بر آموزه های اصیل دینی و فقهی مسائل نوزهور هر اص را از آن استنباد کرد و پاسخ گفت پاسخ این سآل روی کردهای چندگانه ای را ایجاد کرده است که حجت الاسلام دکتر عرستا در باره آنها توضیح میدهد در نقطه مقابل این دیدگاه ما دو تا دیدگاه دیگر داریم. یکی از اون دو دیدگاه این است که فقه توان اداره جامعه را به نحوه مطلوبی ندارد برای اداره جامعه به نحوه مطلوب ما در کنار فقه باید از اخلاق هم استفاده بکنیم. بعضی از صاحب نظران و علمای اصر حاضر که من چون دیدگاه اونها در نقطه مقابل دیدگاه مرحوم امام قرار میگیرد اسم صاحب دیدگاه را نمیارم صاحب دیدگاه از معاریف و مشاهیر زمان ما هستند مطابق این دیدگاه برای اداره جامعه به مدیریت فقهی نمیتوان اکتفا کرد بلکه مدیریت اخلاقی و فقهی در کنار هم برای اداره جامعه لازم است به عبارت دیگر مطابق دیدگاه دوم مدیریت فقهی لازم هست ولی کافی نیست مدیریت اخلاقی هم لازم هست ولی کافی نیست ترکیبی از مدیریت فقهی و اخلاقی برای اداره جامعه مورد نیاز است این هم یک دیدگاه بعضی از علمای بزرگ و فقه های برجسته ی حوزه این دیدگاه را مطرح کردند دیدگاه ثومی وجود داره که اون دیدگاه از روی بعضی از صاحب نظرانی که نمی توانیم اونها را در ردیف فقه ها و علمای حوزه به حساب بیاوریم ابراز شده و اون دیدگاه این است که اصولا فقه توان اداره جامعه را ندارد و ما به هیچ وجه نمی توانیم فقه را برای مدیریت جامعه بکار ببندیم چرا؟ زیرا این دیدگاه ثومی معتقد است که فقه به حد اقل ها اکتفا می کند با اکتفا به حد اقل ها ما به هیچ وجه نمی توانیم جامعه را به نحوه مطلوبی اداره بکنیم و اخلاق هم حتی اگر به کمک فقه بیاد باز هم نمی توانه جامعه را به شکل مطلوبی اداره بکند چرا؟ که اخلاق زمانت اجرایی ندارد اخلاق یک سلسل توصیه ها است که به افراد و یا به جامعه صورت می گیرد و این توصیه ها اگر مورد عمل قرار نگیرد یک زمانت اجرا پشتش قرار ندارد که بیاد افراد را یا جامعه را مثلا مورد مجازات قرار بدهد که چرا این توصیه ها را به اجرا نگذاشتید؟ بنابراین دیدگاه ثروه معتقد است که اصولا فقه توانه اداره جامعه را ندارد زیرا به حد اقلها اکتفا می کند و اخلاق هم اگر به کمک فقه بیاد باز هم نمی تواند جامعه را اداره بکند یعنی این ترکیب فقه و اخلاق هم نمی تواند جامعه را اداره بکند زیرا که اخلاق دارای زمانت اجرا نیست شنواندگان عزیز همچنان با برامه اندیشه ها از رادیو معارف در خدمت شما هستیم برامه امروز را به موضوع بررسی کار آمدی فقه فردی و اجتماعی اختصاص داده ایم جامعه ایرانی امروزه با مسائلی روبروز که از هر طرف یک سر آن به امر دین گره خورده است روی کرد اسلامی حکومت به همان میزان که موجب ارتقاء سطح دینداری جامعه شده است از مقیاس دینداری فردی نیز به سطح اجتماعی و حکومتی رسید است و با سنخ جدیدی از موضوعات و مسائل نوپدید مواجه شده که انتظار میرود نهاد متکفل دین پاسخگوی آنها باشد در این میان دستگاه اجتهاد و فقاحت به عنوان ساز و کار کشف احکام اهمیت مزاعفی نسبت به دیگر دانش های امروز اهمیت مزاعفی نسبت به دیگر دانش های دینی میابد حجت الاسلام دکتر محمد جواد عرستا قضوهیت علمی دانشگاه تهران قضوهیت علمی دانشگاه تهران کسانی که فقه را یک علمی میدانند که به حد اقل ها اکتفا میکنند برای اثبات دیدگاه خودشان مثال هایی ذکر میکنند ویا اینکه اینطور میتوانیم بگیم مثال های متعددی را میتوان در راه در راستای نشاندادن دیدگاه اونها ارائه داد اگرچه بعضی از این مثال ها را خود اونها ذکر کردند بعضی از مثال ها هم میتوان اضافه کرد به مثال هایی که اونها گفتند به عنوان نمونه میگن فقه راهکارش برای مقابله با دزدی چیه؟ خب واضح است دیگه اگر کسی مرتکب دزدی بشود و اون شراعتی را که آقایان و فقه ها در کتاب های حدود بیان کرده ان در مورد اون شخص وجود داشته باشد آنگاه مجازات دزدی که قطع چهار انگشت دست راست باشد در مورد او اجرا خواهد شود و اگر این شراعت در مورد او وجود نداشته باشد ممکن است که یک مجازات تعذیری در حق چنین شخصی اعمال بشود بسیار خوب اما همینجا یک نکته مهم هست و اون نکته مهم اینه فقه چرا کاری دارد برای اینکه اصولا افراد به سوی دزدی نروند تدبیر پیشگیرانه آیا در فقه برای جلو گیری از دزدی وجود دارد این افراد یعنی طرفداران این دیدگاه ها پاسخ میدن نه چرا زیرا که وقتی کسی هنوز مرتکب دزدی نشده ما چه میتوانیم به او بگیم ما میتوانیم به او فقط یه توصیه اخلاقی بکنیم آه دورور دزدی نگرد خب تازه این توصیه اخلاقی هم بعضی وقتا ممکنه همراه با یک احانتی به شخص تلقی بشه که اگر این طور باشه چنین توصیه هم نباید کرد و نکته مهم اینست که حتی اگر ما این توصیه را داشته باشیم این توصیه صرفا یک عمریست که از نظر فقهی در ردیف مستحبات قرار میگیرد یعنی انجام دادن این توصیه مستحب است نشستن پای این توصیه برای دیگران که بیان مخاطب این توصیه قرار بگیرند اون هم جزء به مستحبات است و ما میدونیم که هر مستحب بی ترکش جایز است خب بنابراین عملا بر طبق این دیدگاه اینها ادعا میکنند که فقه راهی برای مقابله و مقابله پیشگیرانه با دزدی ندارد. مثالهای دیگر یک مثال دیگرم بزنم از یک جنبه دیگری از مباحث فقه مثلا رابطه همسران در خانواده رابطه زن و شوهر طرفداران این دیدگاه میگن فقه در رابطه بین زن و شوهر به حد اقلها اکتفا کرده اینطور مثال میزنند. میگن که مثلا اگر همسر اگر زن در خانه برای انجامه هر کتابه از کارهایی که میخواهد به انجام برساند از شوهرش مطالبه موضد بکنند میتوانند به شوهر بگه من امروز خانه را مثلا مدت یک ساعت نضافت کردم هزینه اش اینقدر میشه من به بچه شیر دادم هزینه اش اینقدر میشه من قضا درست کردم موضدش اینقدر میشه و از شوهر هر شب بابت فعالیتهایی که در منزل داشت مطالبه دست موضد بکنند بله میتوانند از اون طرف مرد هم وظیفه که در برابر زن دارد یعنی آن چیزی که جزو واجبات طلق میمیشه این است که تأمین بکند نفقه زن را و نفقه خانواده خودش را خوب حالا اگر زن سؤال بکند از شوهرش که شما کجا کار میکنی شوهر میتواند از جواب دادن خودداری بکند چرا چون میگه من وظیفه دارم که نفقه تو را تأمین بکنم تو دیگه چه کار داری که من در کجا اشتغال به کار دارم اگر مرد چند شب پشت سره هم منزل نیاد و زن از او سؤال بکند که این چند شب کجا بودی مرد وظیفه نداره که به او جواب بده مرد میگه که من یک تکلیفی در برابر تو دارم اون تکلیف متابقه آنچه که آقایان فقه ها در رسال های عملی نوشته ان مشخص شده و اگر من چند شب در میان به منزل بیایم به اون تکلیف خودم عمل کردم بیشتر از این هم تو حق نداری از من سؤالی بکنی یا اگر سؤالی بکنی من وظیفه ندارم که به سؤالتو جواب بدم خیلی خوب طرفداران این دیدگاه میگن شما چنین زندگی را مورد دقت قرار بدید آیا خانواده ای که زن و شوهر در این خانواده این چنین تعاملی با هم دیگر داشته باشند یک خانواده مطلوب دینی خواهد بود؟ آیا بچه هایی که در چنین خانواده رشد میکنند با این پدر و مادر بزرگ میشند در تحت تربیت چنین پدر و مادری تربیت میشوند آیا بچه های متدین بچه هایی که به درد جامعه بخورند بچه هایی که دوچار کم بودهای مختلف آتفی نباشند خواهند بود؟ واقعا این طوری واضح است که نه این طور خانواده ای خانواده ای مطلوب نیست و بچه های این خانواده هم بچه هایی مطلوبی نخواهند بود این نشاندهنده این است که در فقه چون به واجبات و محرمات بیشتر پرداخته شده و برای واجبات و محرمات زمانت اجرا در نظر گرفته شده از مستحبات و مکروهات چندان مورد توجه قرار نگرفته مستحبات و مکروهات لذا عملا فقه رفته به سمت حد اقل ها امام خمینی رحمت الله علی در این تاکید بر حفظ فقه سنتی به کارامدی و پویایی آن باور داشتند به تعبیر دیگر کارامدی فقه در نظر ایشان الزامن به مفهوم خروج از سبک سنتی آن نیست ایشان میگویند اما در مورد دروس تحصیل و تحقیق حوزه ها این جانب متقید به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلیف از آن را جایز نمیدانم اجتهاد به همان سبک صحیح است ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست زمان و مکان دو انصار تعین کننده در اجتهاد هستند مشتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد آقای عرستا فقه متابقه همون دیدگاه اول توان اداره مطلوب جامعه را دارد زیرا ما با مراجعه به منابع فقه یعنی آیات و روایات مشاهده میکنیم که معصومین علیه مسلم از این مراجعه از این مراجعه از این مراجعه از این مراجعه از این مراجعه از این مراجعه ما را هدایت کرده اند به یک روی کرده دومی از فقه که ما از اون روی کرده دوم تعبیر میکنیم به فقه اجتماعی یا روی کرده اجتماعی به فقه که به اختصار فقه اجتماعی مینامیم این فقه اجتماعی مکمل روی کرده فردی به فقه هست بنابراین در واقع در منابع دین ما دروی کرد به فقه را شاهد هستیم که این دروی کرد متزاد با همدیگر نیستند مکمل همدیگر هستند و در مجموع میتوانند ما را به همان تعبیری برسانند که در ابتدایی سخن از مرحوم ایمام نقل کردم یعنی یک تهوری واقعی و کامل برای اداره انسان و جامعه از گهوار تاگور خوب در فقه اجتماعی فقه اجتماعی، یکی از ویژگی ها که در تعریف فقه اجتماعی ما باید اشاره بکنیم اینه مکلف دیگر یک شخص حقیقی فقط نیست بلکه سه تا مکلف دیگر در فقه اجتماعی شناسایی می شود غیر از شخص حقیقی، سه تا مکلف دیگر یک، شهروند شهروند شخص حقیقیه، منطقه با یه ویژگی علاوه اون ویژگی علاوه چیه؟ اون ویژگی علاوه عبارت است از رابطه تابعیتی که با یک دولت دارد این رابطه تابعیت باعث می شه یک حقوق و تکالیفی برای این شخص ایجاد بشه که بدون اون رابطه تابعیت چنین حقوق و تکالیفی وجود نداره پس یکی از این مکلفان که در فقه اجتماعی مورد لحاظ قرار می گیرد عبارت است از شهروند مکلف دوم جامعه، مکلف ثوم دولت دولت به عنوان یک شخص حقوقی نه دولت به معنای آقای الف و به وجیم که اعضای دولت باشن نه به عنوان یک شخص حقوقی که آقایان اعضای این دولت وقتی تغییر می کنن باز این دولت به قوت خودش باقیه این یکی از اناسریه که ما در تعریف فقه اجتماعی اخذ می کنیم دوتا انصار دیگر رو هم به سرعت عرض می کنیم انصار دیگر هدف است در فقه اجتماعی هدف تنظیم زندگی یک فرد نیست هدف تنظیم زندگی اجتماع است در چارچوب موازین شرعی بسیار خوب و انصار ثوم این است که موضوعات فقه اجتماعی موضوعات ایستا نیستن موضوعات پویا هستن یعنی در یک بستر زمان جریان پیدا می کنن یعنی این طور نیست که این موضوع یا بگیم که وجود پیدا کرده یا وجود پیدا نکرده یعنی بگیم موضوع از دو حال خارج نیست یا موجود است یا معدوم است نه موضوعات اجتماعی موضوعاتی هستن که در بستر زمان به تدریج و با تکرار واقع می شوند و اما فقه اجتماعی در فقه اجتماعی که فراموشیم موش نکنیم تأکید کردم بر این معنا که فقه اجتماعی مکمل فقه فردیه متزاد با فقه فردی نیست ما هیچ وقت ادعا نمی کنیم که فقه اجتماعی را باید جایگزین فقه فردی بکنیم نه می گیم فقه اجتماعی باید در کنار فقه فردی لحاظ بشود تا این دوتا روی کرد بتوانن اون فقه متکاملی را که به تعبیر مرحوم امام توریه واقعی و کامل اداری انسان و جامعه از گهوار تا گورست حاصل بشیم شنواندگان عزیز از همراهیتان با رادیو معرف و برنامه اندیشه ها سپاس گذاریم برامه امروز را به موضوع بررسی کارامدی فقه فردی و اجتماعی اختصاص دادیم اگر موفق به شنیدن برامه های گذشته ی اندیشه ها نشده اید می توانید آنها را از ویبگاه رادیو معرف یا نرمفضار ایران صدا دریافت کنید و اگر پیشنهاد یا انتقادی در باره این برامه دارید از طریق دو خط ارتباطی 329-10-551 و 552 با پیشماره شهر مقدس قوم 025 تماس بگیرید یا به سامانه 30553 پیامک ارسال فرمایید تا برامه فردا شما را به خداوند یک تا می سپاریم خدا نگهدارتان تحدید های امریکا ملت ایران را متزلزل نمی کنه این سرزمین مهد دل ایرانیست که تحدید را به سخره می جیرند خریاد بلا تهنو از قلب این ملت دشمن را به بحشت انداخته است Everybody Arkah جوهر دونه ایران با ایمان و ازت تسلیم هیچ زگویی می بینه امیدوارش از هذا ница ج�ر ارکه تک شنيس ایران با از این ایک تحدید به نور پیروزی گام برمی دارد جهان استباری این ملد در برابر زور بودن را ستایش می کند ایران با اقتدار پاسخ هر تحدیدی را با مشت آهنین خواهد داد مرد آمدون روح خدا نور ددقو خامنه ای رهبر ما نور ددقو خامنه ای رهبر ما در اسلام بنابر نظریه اسلام بنای آلم خلقت و تاریخ بشر و تاریخ آلم بر تلاعوم و ازدواج و پیوند است درست نقطه مقابله اونچه که در دیالیکتی که هگل و مارکس و اینها وجود داره که بنای آلم رو بر تضاد می دونن اونا می گن شیعی به وجود میاد زده او به وجود میاد از این تضاد یه شیعه ثومی به وجود میاد باز اونم زدی برش به وجود میاد تا آخر تاریخ اینجوری پیش میره اسلام میگه نه شیعی به وجود میاد شیعی برای همراهی و اعتلاف با او به وجود میاد از همراهی این دو از اعتلاف این دو از زوجیت این دو شیعه ثومی به وجود میاد تاریخ اینجوری پیش میره که البته اینو باید احلش از کردم دق کنن دنبالش کنن رشته رو بگیرن و پیش برن ببینن به کجا میرسن مسئله مهم نیست خب پس در مورد انسان خدای متعال زن و مرد رو زوج آفریده یعنی مکمل یک دیگر معنی زوجیت لازمه زوجیت اینست که یک واحد تشکیل بشه ولی زوجی نیست دو واحد اگرچنان چه در کنار هم قرار گرفتن با هم متحد و معتلب شدن یک واحد ثبوت به وجود میاد اون عبارت است از خانواده این مسئله خانواده اینجور مبنای فکری اسلامی داره خانواده یک سنت الهیست یک سنت آفرینشه اینی که مرد و زنی با هم سلام علیکم کنن یا بیش سلام علیک از کنار هم عبور کنن این زوجیت نیست زوجیت یعنی تشکیل یک واحد ثبوت تشکیل خانواده این معنای زوجیت عبارت خانواده هم در اسلام روش تکچه شده خوشبخدانه در ایران هم خانواده سنتی ایرانی یکی از نشانه های مهم قوت و عمق و سرهنگی ملتی ایران خانواده خوب پس منابرین اولین ماده منشور اسلامی عبارت از مسئله تشکیل خانواده مسئله زوجیت مسئله مکمل هم بودن زن و مرد مکمل هم موضوع دوبام این از که این زوج این دو فرد برای رسیدن به حیات طیبه که رسیدن به حیات طیبه هدف آفرینش انسانه برای رسیدن به حیات طیبه این زن و مرد هیچ تفاوتی با هم ندارن هیچ کدوم از دیگری برتر نیست البته انسان ها یه جور نیستن در بین زن ها در بین مرد ها بعضی توانایی های بیشتری دارن بعضی کم دارن اما بین زن و مرد با عنوان زن و با عنوان مرد هیچ تفاوتی در رسیدن به حیات طیبه وجود نداره