جال النوحی ایلید فسألو اهل ذکر این کنتم لا تعلمون بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور بر چراغی نور امورداری هن بخدا هم برای تجدید میساق ارهام مکند که به ایسای مسیح ایمان بیاوری بید از کنار شکل داشته باشند ممکن است اده دیگری در کنار هماریگین بودن در جمع هماریگین بودن اونا شکل داشته باشند اما اصناد شکل به هماریگین آسان نیست البته سوال مهم هست سوال معدوانه نیست و ایهام هم داره قول اینست که از قال الحواریون یا ایسا دومریم هل یستتی او ربو که ان یونز علینا معده تمنستمان آیا پروردگیارتون میتواند که یک صفری با غذایی از آسمان برای ما نادر کند گفتن فرق بین خان و معدو و معدو به اینست خان اون صفره است که هنوز روی او غذایی نچیدن معده اون صفره این صفره است که روی او غذا است معدو به خود غذا است نسم صفره که قرآن معدو و تولا هست یعنی غذای آماده پخته خب این که گفتن هل یستتی او ربو که اگر به این معناه باشد که هل تستتی و ان تسعل ربو که خب باز قابل اغماز هست و قابل قبول اما اگر به ظاهر معناه باشد این برخیره راف عدب است نسبت به کسی که ایمان آورده به خدا عدب معالاه رو باید رایت بکند هل یستتی او ربو که نباید بگوید بلکه باید بگوید آیا خدا این خواسته مارا اجاوت میکند یا نه نه آیا میتواند اجاوت کند یا نه هل یستتی او ربو که ان یونزل علینا ماعدت منستمان ایسای مسیح سلام رلیب به انها فرمود اتقولا انکنونه انتو مؤمنین بپرهزید اگر مؤمنید این پیشنهاد را ندهید نشان میدهد که اونا اهل شکوید ها نبودن یعنی شمایی که مؤمنید خاصیت ایمان و اثار ایمانی از که معتقد باشید همه این کارا از ذات خدا ساخته است این چه سؤالیست میکنید لیکن ذات اقدسی الهی جواب تند و حادی به وسیعه ایسای مسیح به انها داد حالا اونها در جواب ایسای مسیحی گفتند گفتند نرید و انعکل منها به تسمعن غروبنا و نعلم انقد سدقتنا و نکون علیها منشاهدین گفتند که ما بکم از این قضای غیبی استفاده بکن این یک و ایمانی که داریم به محل کمالون تو معنین نهایی برسد این دو و در باره خدا نفس مطمئنی مثلا غل و مطمئنی پیدا کنیم و در باره شما هم علم به صداقت شما پیدا کنیم یعنی علم ها افزوده بشود کامل بشود و نسبت به کسانی هم که در این سحن حاضر نبودن و این ما ادران ندیدن ما هم نسبت بنا شهادت بدیم بگویم ما خودمون دیدیم به وسیعه درخواست ایسای مسیحی سلامونالله ماعده غیبی از آسمون ها نازل شده است این چهار خواسته این چهار خواستیت رو داره حالا شاید در جمع هواریون کسانی هم بودن که شک داشتن ولی خود هواریون ظاهرن مسئوله از شکن برای آن که خدا با اونها الهام به ایمان کرد و از اونها در قرآن هم به نیتی یاد شده است نه شاید در جمع اونها کسانی باشن که شک داشتن چون اطمینان قلب معلوم بشود که اول مرحله از ایمان را دارا بودن بعد میخوان قلبشون مطمئن بشود نه زیر اون چی که ابراهیم خلیدی سرامون داره به خدا قرار است کرد به اسم این قلب اون به نعلم انقدر صدقران شون بعد از تسمع این قلوب و ناسل محروف به قرینه است نعلم شاید علم زاید طلب کردن نه اصل علم را این تعبیر به حواری کردن با این که در قرآن از حواریون به نیتی یاد شد و در همین آیه محل بحث هم مسبوغ است به این که خدا فمود ما به حواریون وحی پرست دادیم وحی همون الهام است این دو و تسمع نقلوبنا هم در پاسخ حواریین هست این سه این ها نشون میدهد که حواریون اهل شک نبودن ممکن است گروهی به حواریین پیوسته باشن در این خواستن و اونها اهل شک بودن اما حواریون ظاهرن شاکره باید گفتن ما در باری مادم شهادت بدیم اونا که توفیقش حضور نداشتن برای اونا ها این گریه ها نه کنیم شرح بدیم به مبلغ خوبی هم باشیم برای رسالت شما لیکن جوابی که ایسای مسیح به خدا ارز کرد خواستهای این ها را به خدا ابلاغ کرد قال غیصب نماریم حال ایسای مسیح قانعه شد و سؤال کرد سؤال این ها مسبوق به ازن است چون انویای الهی تا معمول نباشن چیزی را سؤال نمی کنن اینا نزیر فرشتیان هنگ که لا يسبقونه بالغول و هم بعملهی عمله حالا ایسای مسیح بعد از این که ازن را از ذات اقباس اله گرفت لبن از خداوند در خواست اجابت این خواهش را میکند قال غیصب نماریم اللهم ربنا چون مستحب است قبل از دعا ذات اقباس اله تمجید بشود اینجا هم به روبیت تمجید شده است اللهم ربنا انزل علينا معایده من السلام که تکون این معایده عیدن لأولنا و آخرنا یعنی همه امت مسیحی به این افتخار کنن یه برکتی باشد چون اید از همون رجوع عهد مولا است از اوده و یا اگر معنی سرور است این ملت مسرور است که مورد لطف شما قرار گرفته است ایدن لأولنا و آخرنا اونای که حضور داشتن خب از این ت قیوی را خدا میشوند اونای که حضور نداشتن بالاخره نسل کسانی هستن جز امت کسی هستن که معایده آسمانی به اونها نازر شده است و آیتن منکه و از طرفی هم نشانه قدرت شما باشد و که به دست منظر شده هم به روبوبیت تو اتمینان بیشتری داشته باشن هم به رسالت من اتمینان بیشتری داشته باشن ورزق ناوند خیر و رازقین تو بهترین روزی دهنده استی در حقیقت تمام روزی ها از آن تو است نه اینکه خیر و رازقین ظاهرش اینچنین باشد که رازق در آلم تراوال است منطقه تو بهترین رازق هستی بر اینکه در سوری موارد که زاریات هست که انالله ور رزق و زرق و تلمتی که ظاهرش حسر است با کلمه علف لام و هوه قهرن اصناد رزق به غیر خدا مجاز قاعد بود بر اینکه این ها مظهر رازقیت هفت تعالی هست پس اده از ایسای مسیح سلام الله علیه درخواست کردن که ماعدهی نازل بشه ایسای مسیح اونها را دستور به تغوا داد گفت اگر مؤمنید برابر ایمانتون عمد کنید اونا گفتن ما خواسته مشروعی داریم و هدف خوبی داریم میخوایم از این غذای غیبی استفاده کنیم که این چیز بدی نیست میخوایم قلب ما مطمئن بشود اینم که چیز بدی نیست و میخوایم به رسالت شما اتعلم کامل تری پیدا کنیم اینم که چیز بدی نیست و میخوایم شعار تبلیغی رسالت شما برای دیگران باشیم اینم که چیز خوبی نیست اون گاه ذات اقدسی اله قال الله انی منزلها علیکم حالا اونها تعبیر خواستنشون انزال بود رضا اقدسی اله تعبیر به تنزیل کرد شاید اونها دفعه هم میخواستن اینها تبلیغ هم نازل کرده است یا وعده داده است فمود انی منزلها علیکم من اون ماید را بر شما نازل میکنم امم فمن یکفر بعدو من کم فانی اعدبه و عذابا لا اعدبه و احدا من العالمی اگر کسی بعد از اینکه ماعده آسمانی را دید و این حجت ظاهر را دید کفر برزید هر زی او را عذاب بکنم که احدی را چه این عذاب نکردم و نمیکنم خب اما حالا ماعده نازل شده است یا نه آیی در این زمینه سراحتی ندارد گرچه دعای ایسای مسیح این است که خدا یا ماعده نازل بکن و خدا هم وعده داد با وعید همراه بود و ظاهرش این است که نازل کرده است ولی سریح در نزول ماعده نیست و اگر در انجیر ایسای مسیح سلام الله علیه از این ماعده خبر نیست شاید در اصفه اون تحریفی که رخ داد این ماعده رخت بردست یا منطبق باشد بر بعضی از چیزهایی که اونها میگوین نظیر همون قصه ای که در امت اسلامی هست وجود بارگ پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم در جریان حفر خندق در منظر جابر انساری با قضای محدود اده زیادی را سیر کرده است مشابه این کرامت در جریان است مسیح سلام الله علیه هست که وجود بارگ ایسا با قضای کمی اده زیادی از انسانها را سیر کرده است و اون جریان اشای ربانی هم که در مسیحیت رواج دارد از اونها هم بیاد مونده است بر از آن است که اگرچه این معایدهی به سراحت در انجیل نیست یعنی که انجیل دستخوش تحریف شد نمی شود گفت که چون در انجیل از این معایده سخنی به میان نیامده معلوم شد معایده نازل نشد است البته قرآن سراحتی در نظور معایده ندارد داری ظاهرش این است که نازل شد است اما سر اون تحدید تندی که ذات اقدس ایراد در باره کسانی که بعد از نظورش این معایده کف میبرزن این است خداوند افرادی را که همه تها را بوده و حجد خود را برو تمام کرد از اون به بعد او دین را به بازی گرفته است ترزی عذاب میکنه که هیچ کس را به اون نحو عذاب نمیکنه دو نحو تعذیب در قرآن کریم آبد است که میفرماید نزیر ندارد یکی این که ادهی را خداوند افرادی را به اون نحو عذاب میکنه که احدی مانند خدا نمیتواند اون عذاب را بکنه در پایان سوره انباره که یه فجر دارد که در اون روز ادهی را ذات اقدس اله به نحو عذاب میکنه که احدی مثل خدا نمیتواند اون چنون عذاب بکنه اولا در دنیا که انسان ممکن نیست که افرادی را به اون نحو عذاب میکنه که در قیامت خداوند ادهی را به اون عذاب میکنه از آن بکنند بران که هر کسی به آخره وقتی مورد شکنجه و عذاب قرار میگرد اگر یه وجدان بیدای داشته باشد امید دارد که یک روزی ذات اقدس اله به این ظلمه ها خاتمه دهد و به صبر او هم پاداش دهد همین مایه آرامی شده است ولی در قیامت اگر کسی معذب اراه شد چون حق برای او روشن است و میداند که حق دیگران از او باطل رفته است و هیچ راه هم برای ترمیم جبران نیست او هرگز در نهان خود و در نهان خود آرزوی اینکه یک روزی این عذاب بر طرف بشود یا حق به سبک دیگری دراید به خیال او نیست هیچ نیست میداند که او کار او بگین القی است و میداند به اینکه هیچ گاه کشف خلاف نخواهد شد و میداند که به هیچ وجه ترمیم پذیر نیست چه این عذابی در قیامت فقط به دست خدا است اما اینکه فرمود خداوند اینها را طرزی عذاب میکند که دیگران را چه این عذاب نکرده است البته منظور همون چند نفری که بعد از ماعده که برزیدن نیست منظور آن است که هر کس که حجت خدا بر نسبت اونها بالق شد و معجزات را مکرر در مکرر دیدند باز پیشنهاد معجزه جدید بدهند و خداوند برابر پیشنهاد اونها معجزه جدید را هم خواهد بکند اونها از اون به بعد که برزند معلوم شد که اصل معجزه و دین و رسالت الله را به بازی گرفتند بیان ذالک این است که معجزه که قرآن کریم نقل میکند رضا تقبه سلاح در قرآن کریم نقل میکند چند گفت؟ یه دست معجزه است که در طلعه رسالت هر پیغمبری خدا به اون میدهد مثل جریان اصحای موسی جریان ید بیزا که موسی کریم میفرمد به اینکه این دو تا برهان است این دو تا معجزه است با این دو معجزه از هر الافر اون امنه و تعالی یا انبیاء دیگر علیه و سلام را با معجزه مسلح میکند بعد اون پیامبر را برای هدایت امت میفرست قسم دوباره معجزه است که در اثناء هدایت و رحبری و اعمال رسالت روح میدهد نظیر اون چی که در جریان ابراهیم خلید آمد که یا در جریان موسی کریم صلی اللہ علیه و سلام علیه و سلام شد که اینو نزدیک دریا رسیدند این ها معجزهاتی که در اثناء رحبری و اعمال رسالت اتفاق میفتد که مزید حجه است قسم سوم این ها معجزهات اقتراحی است یعنی معجزه است که امت یک پیغمبر اقتراح میکنند پیشنهاد میدهند نه اینکه اون پیغمبر علی نبی جنابه علیه و علیه السلام اقتدام به همراه خود چیلی معجزه او آورده باشد نظیر جریان ناقه صالح و معننده ها که این ها معجزهات اقتراحی است این ها هم قابل قبول است و معقول و خداوند این پیشنهادها رو میپذیرد برای اتمام حجت چیلی معجزه ای را به دست پیغمبرشون محقق میکنند از این ها گذشته قسم چهارم این صورت است که بعد از اینکه معجزه پیغمبری برای امتی ثابت شده است به بین و روش شد اونا هر روز بر اساس حوث بازی پیشنهاد معجزه گناهون بدهند مثل اینکه قرآش میابدند کنار کعبه تکیه میدهند و از اینکه بیادند پیغمبر صلی اللہ علیه و سلام گفتند که تو اگر قدرت اعجازی داری خب دستور بده این کوهای مکه یه مقدار فاصله پیدا کنند ما اینجا رو دشت کشابارزی قرار بدهیم سویرت به هل جوان خب این معجزه میشود لعب و لعب وقتی کار کشابارزیشون تمام شد خب اینکه بیادند بیادند دستور بده این کوهای مقدار جدو بیاد ما برای حمل و نقل مساله ساختمانی در زحمت نیفتیم این میشه بازی کردن با نظام آفارینش در جریان هسته ایسا صلی اللہ علیه و سلام ذات اقدسی علیه و سلام بود از ایدتو که به روحه روحه قدس توکل مناصف المهده و کهلا تخرج الموتها به اذنی طبره اول اک محمد عبرس به اذنی همه این کارها رو کرد بعد دیگه پیشنهاد معدی آسمانی چیه؟ اگر کسی دنبال حجت بالغه میگرده چه حجت بالغه ای از احیای معتاقوی تر از ابراه اعمار و اکمس باراتر خب کسی کور مادرزاد رو شفا بیده عبرس رو شفا میده از اون که اینا در خانه ها خوردند یا زخیره کردند خبر میده مرده ها رو هم زنده می کند خب دیگه این چه خواستن ایست که اینو ترکردند از زرعین ها معدی های مرسمان معلوم بشود که اینو به لحب گرفتند به بازی گرفتند نظیر اون چی که برای تفکه و سرگرمی به جادوگران و شعبت بازان پیشنهاد میدهند که یه بازی هم برای ما در حربی آورده این گروه که اعجاز را و آیات الهی را به استهزا گرفتند ذات اقصد ایران فرماید که ما این کار را می کنیم اما من یک فر بعد و ملکم فه انی و عذب و عذاب انلاف و عذبه او احدم من العالمين این جهد باعث شد که اده احتمال دادند که با آمدن این وعید سخت اینا پشیمان شدند بعضی گفتند نه اصل معجزه عمل شد اده هم به تو معنی نه رسیدند اده هم کوف برزیدند و باید محسخ شدند البته اون را باید قرایت معتبر اثبات کنند قراز آن است که اونها برای همون تو معنی نه قلب و بهربرداری از غذای معنوی امثال ذالک است در جمع اینها یه اده به اینها پیبستند که می گفتند نه علم انسقد صدقتنان این احتمال هست چون این احتمال هست بنابراین این تهدید در حقیقت مال اونها است اما نفرمود که اگر هباره این کوفر زیده ازدهند فموت من یک فر بعد و ملکم از شما فه اینی اعذبه اعذابا لا اعذبه احدا من العالمین و شاید اون چیز در پایان سور امبارک فجر است که فی اوم از این لا يعذب و عذابه احد ولا یوسق و وساغه احد اون هم درباره چیز این گروه باشد منطقه اون از در جوهر بحث با این فرق دارد و اون بحثش این است که ترزی خدا اونها را عذاب میکنند که احدی مانند خدا نمیتواند اونها را عذاب کند در سور فجر آیه بیست و سبب این است که وَجِیِ اَيَوْمَا اَدِنِ بِجَهَنَّمَا يَوْمَا اَدِنِ اِذْ ذَكْرُ الْاِنْسَانُ بِاَنْ نَارَهُ الدِّكْرَهُ يَغُولِ يَا لَيْتَنِ اِنْ قَدَّنْتُ وَلَحَيَاتِ فَاِيَوْمَا اَدِنِ لاَ يُعَذِّبُ عَذَابَهُ اَحَدٍ وَلاَ يُوسِقُ وَثَاغَهُ اَحَدٍ اگر قراعت دیگر باشد که لاَ يُعَذَّبُ عَذَابَهُ اَحَدٍ وَلاَ يُوسِقُ وَثَاغَهُ اَحَدٍ که قراعت مجهول باشد با این آیه محل بحث سور مائده حمصان است اما اگر معلوم خونده بشد باد یعنی ترز خدا را عذاب بکند که احدی مانند خدا نمیتواند عذاب بکند چون نار الله المغده التي تتلو على الافئده که از دیگری بر نمی آیده دیگری هدفه در اکثر ناراست که بدن را شکنجه کند و بسوزاند اما یک نار حقیقی که روح را بسوزاند که مقدور دیگری نیست یعنی خدا ترزی عذاب بکند که دیگری مثل خدا نمیتواند عذاب بکند چون اینکه ترزی خدا ت میدهد که دیگری نمیتواند مانند اون کسی را مت بکند همون جریان این که خداوند یاد گناه را از دیگری بکند تبهگاران میزوداید اونا که گناه کردن بدوارده بهش میشه و از یادشون نیست گناه کردن تا خجل باشن این کار از غیر خدا ساخته نیست انسا فقط از مقلب الغلوب ساخته است هر کسی بعد از بلوغ حجت حجت بالغ داشتن بخواهد دین را ملعب قرار بدد خداوند او را ترزی عذاب بکند که احدی از افرای دیگر را چنون عذاب نمی کند چه در امتی ایسای مسیح باشد سرامونداله چه بعد از ایسای مسیح باشد این اصل اصل کلی است هر کسی که بخواهد دین را ملعب قرار بدد خداوند ترزی او را عذاب بکند که احدی از آلمین را انچین عذاب نمی کند حالا تتمه بحث بره روز بعد انشاءالله والحمدلله اللهم اللهم يا رب عابد يحمل في جنبه اشراق اليقین عابد يحمل في جنبه اشراق اليقین بينه آیون و ذكر دید وطله لوح الجابید بینه قرآن ربی و مدر العالمید ارتله تسابیحی اضیع به مصابیحی و البس عالم روحی و اشدوه سی تواشیحی الله الله الله الله الله الله الله الله ساعت بیست و دو اینجا قمست رادیو معارف