تعرفو فإن المرأه مخبوع تحت لسانه یه بحث اینه که اصل در زبان سکوت یا سخن یه بحث اخلاقی و فلسفیسی ما اصل رو بر چی بگیریم؟ اصل رو بر سکوت بگیریم یا اصل رو بر صحبت کرده با توجه به این که این همه فضائل در زبان هست که این همه فائده هست واسطه بین ما و خدا هست ما آیا میتوانیم بگیم که اصل بر سکوته اصلا حرف نباشه مگر یه جایی که ضرورت پیدا کنه دوتا نظر هست یه نظر هست بعضی علمای اخلاق میگن که اصل سکوته آدم باید حرف نزنه مگر ضرورتی باشه ضرورت اقتدار کرده هم حرف نزنه گفتن یکی از عرف ها باران میامد باران خوبی میامد حالا من هم همون حرف زدم گفت که عجب باران خوبی اومد و یه دفعه متوجه شدن مگه باران خدا بده که حالا این دفعه باران خوب شده یعنی یک سال خودشو تنبیه کرد دیگه صحبت نکنه این زبون کنترل نداره چرا اگه حرف بی خود زدی باران خوب یعنی چه باران همیشه خوبی حالا یه وقتی به نظر ما بد میاد ولی چیزی که از طرف خدا بیاد که بد نیست سیلم بیاد بودم خوبی براخره یه دک متقدن که باید سکوت کرد مگر ضرورت ولی ما از کتاب مصباح و شریعه استفاده کردیم از قول امام صادق که اینجور نیست اصل سکوت نیست اصل صحبته که آدم حرف بزن برای که امام فرماد شما بخواید تعلیم بدی گران بدید باید حرف بزنید هوایی که ناچاری در زندگی دارید با مردم باید صحبت بکنید اینکه نمیشه آدم میره سر کلاس اونجوری بود بگیر ضرورت اخذان نکردید مثل من صحبت کنم سکوت کنم یه طبیبی میره مهتبش از مریضش نپرسه که آقا چطه مثلا اونم چیزی نگه هر دو سکوت کنه هم دیگر نگاه کنه آقای مریض شما چطه اون میگه درد میکنه تو خیابون میریم به دوستان میرسیم سکوت کنیم سلام هم نکنیم واجب که نیست سلام مستحب بخونم سلام نمیکنیم هم داریم این طرف ضرورت همش اینجوری نمیشه چیز کرد و عمر به معروف ها کنیم یکی کار بد میکنه بد بشه بگیر نکنیم کارو بد عمر به عروف نهی ازمون کرد واجبه حالا ما ترک کردیم کار نداریم ترک کردیم دیگه اگه ترک نکردیم که خیابون همون اینجوری نمیشد از بس که نگفتیم حالا به جایی رسیده که اونا طلبکار شدن از ما اینه که دارن خرام کاری میکنن طلبکارند به ما میگن تو چرا اصلا هستی با این قیافت امام های ما رو ببینن اصلا بعدشون میگن یعنی چه این آقا کی اصلا این موجود چیه که اصلا این موجود نباد باشه نه واقعا خنده نداره گریه داره که در یک کشوری کشور اسلامیه انقلابش انقلاب اسلامیه انقلابش انقلاب روحانیه امام این ملت رو نجات داده اگه بفهمند که چه بودن و چه هستن حالا امریکایی ها داد میدن که چنین ما 99 درصد این سرمایدار ها دارن ما رو میخورن این به اصل تو دنیا هست دیگه امام اومد چکار کرد اومد گفت محدست این سرمایدار ها و از این شاگرداش نجات بده کنیم این کسی که آمد ملتی رو نجات داد این کسی که عرضشش بنده دنیا هست امام و عرضشی انسان به اندازه آثاره هست خب حالا ما نهیه از منکرد نمی کنیم می ترسیم یا به جوری شده که اون طرف روش باز شده نمیشم گفت آبترانگیم البته قسمتش هم تخصیر خودمونه روها رو باز کردیم اومدیم خانما باید آزاد باشند و خانما خیلی عرضش مندند خب خانما عرضش مندند بلاتر از مردا که نیستن که بلاتر از مردا باشند خب این امون فیمنیستیه که یه دقایلن مثل مردا دیگه مردا هجابشون بیشتر از خانماست خیلی از مردا اون چه وضعیه اینجوری لباس باشید لباس زینت انسانه اما زینتی که منشای تحریک دیگران نباشید شما جوانا که البته لباساتون خوبه برای این جوانا پسرا هم لباسای بدیم موشنن دو برم گفتم بازم عرض بکنم اگه پخشن بشه واقعا پسرا بدونن این شلوارا و این لباسا اولا لباسایی که از خارج بیرن از چین و نونم از ماچین و از فرانجا هم بیرن لباسایی چند رنگه بعد برای مردی لباسایی چند رنگه برای که جلب توجه لباس صاف بپوش چند رنگه چرا بپوشی پشتش یه رنگ داره جلوش یه رنگی داره واقعا این بده برای یک مرد مرد باید مردونه لباس بپوشه قربی ها این کار رو کردن این چه رفتی داره به تکنیک و چه رفتی داره به پیشرفت علمی و اینا با هم رفتی نداره حالا مثلا علماء و دانشمندان قرب اینجوری هستن واقعا نیستن اولمهاشون اینجوری نیستن که که شلواره بسن اولا دیدن بعضی از اتباع ما بعضی از اساتید ما میپوشن تحجب میکنن که یه استاد دانشگاه شلوار لی میپوشه چند رنگه مثلا یه سر کلاس شاگداشش میخندن استاد باید سنگیم باشه استاد باید مربی باشه شاگداشش یاد بده یعنی چه با این چیزا که علم درست نمیشه الان های حال مردم باید هجاب داشته بشن زنها هجاب داشته بشن بگیم زنها هجاب یعنی یه لباسی که موجب تحریک شهوات دیگران نشه موجب جلب نظرهای دیگران نشه این هجاب منش همینه محفوظ بمونیم از شرد دیگران قرآن ببند که زنها بلا تخزعن بالقول مزمون آینا من این وقت آیره اشتغانه خونم صداها شون زنها خیلی زیق نکنن یعنی صداهای در نگارن میخوان جلب توجه مردا رو بکنن لیت مال لذیفی قلبهی مرز تا اونی که در قلبش مرز هست تماه بکنه درش این قرآن پیشگیری میکنه زن باید ساده صحبت کنه دیگر صدای خودشو از اون صدای اصلش دیگر نازکتر نکنه بلاخره زن صداش ممرد فرق داره اما حالا آدم با قرغمزه صحبت کنه همطوری که تو تلویزون ما خدا هدایتشو بکنه دران خراب بکنن تو تلویزون نشون میده این این خود میشه عرضش که یه خانوم میگی من طرفتار انقلابم ولی هجابم هم نیست دیگه خوب نیست اینجوری من گفتم آیون در تلویزون یه قد احتیاط کنن فیلم ها و اینها ها ما به دست خودمون یه کارهایی کردیم بعد حالا دیگه از دستمون در رفته یه کاری نمیتونیم بکنیم خانوها و آقایتون تحقیم الان امر معروف نهی از منکر باید کردیم این یکی از گناه ها فقط این یک گناه نیست ما گناه زیاد داریم گناهان دیگم هست غیبت بدتر از این حرف هست که ما در بینمون هست پشت سر مردم حرف میزنیم دیگران رو تخلیب میکنیم توحین میکنیم تهمت میزنیم نسبت ها میدیم در مسائل سیاسی به هم دیگه میگه اینا حرام نیه بنابراین من به همه ایت ارز بکنم اگر میخوایید کار سیاسی هم بکنید مردانه بکنید ما قبل از انقلاب وقتی که به علیه شاه اعلامی میدادیم جامعه روحانیت و مدرسین و غلم ها همه امزا میکردیم ما هیچ وقت تهران علیه شاه نمیگوییم جامعه روحانیت نه مردزا متحری سید محمد بهشدی همه رو امزا میکردیم بعدم میادن میگفت انا تو گفتیم بودیم بعد ما اعلامی هایی سده هشتاد نفری داریم امزا همه امزا شده است الان موجوده مرد قبل از انقلاب سال پنجه و شیش و سن بنابراین هر چیزی که گفته میشه باید روی حساب باشه اولا توحین به کسی نواشه توحمت به کسی نواشه بعدم گویندش باید معلوم باشه کیه خوب نیست انسان مسائل رو همیطوری بگه و به گردن دیگران بیندازی این نامردیه که شما یه چیزی بیندازید به گردن دیگری بیندازید چون مسائل مخفی نمونه همه حرف هایی که من الان دارم میزنم مخفی نمونه چون کلما جا و دل اصنعی شا اصنعی این دوتاست دوتا لبه هر چیزی که از این دوتا اومد بیرون شیو پیدا میکنه شما به رفیقت میگه اون میگه که میره تو سایت میکنه ولی میگم حرفی بزنید که درست باشه اولا و بعدم حرفی را که میزنید مسئولیت چون بپذیرید نگید اگه ما بگیم هو مون میکنن خواهد مرد نیستی نگو دیگه هویت میکنن اون نگو اگه حاضر هستی که هو بشی برای حرفت بگو الان برای این چرا حرفی بیخود بزنید که هو بشی حرف درست بزنید الان سخن باید حساب کتاب داشته بشه امر معروف و نهای از منکر چیز خوبیه بحث در این بود که کلام اصله یا سکوت بیشتر علماء اخلاق میگن کلام اصله منتحات سکوت ترموز کلامه یعنی آدم باید وقتی حرف میزنه یه ترموز هم پشتش باشه که هر حرف یه درنش در نیاد نه اینکه حرف خوب نیست حرف خوبه الان ما داریم درست اخلاق میگیم بد بگیم چیز خوبیه نگیم که این حرف ها که من زندم خیلی خوب بوده به نظر من شما قبول نداشته و شده میتونم من که معتقدم خیلی خوب بود این نصیحت ها رو به شما کردم مال حالاتون نیست مال آینده هست ما انشاءالله تا سده بیست سال هستیم اما از این شوخی گذاشته شما ها که آینده در دست شما هست حواستون جمع باشین هر حرفی رو نگویید هر حرفی رو نشنویید هر سیاستی رو دنبال روی نکنید هر تحلیلی رو همتون به ذهنتون اومد نگویید دقیق کنید ما کشورمون کشور اسلامیه اینجا امریکا نیست اینجا شعربی نیست ما براخره مسلمانیم ما باید اخلاقمون با سیاستمون با همیکی باشیم مگه مدرس نفرمون دین ما این سیاست ما و سیاست با این دیانت ماست خب این دیانت شد یعنی اونچه که دین خواسته باید دیگیم همچنین که هوا نمیگیم که نه کنار میگیریم از سیاست ما آدمی سیاسی هستیم و نه این که مانند سیاست مداران صرف هرچی دهنمون بیاد بگیم هر کاری بکنیم ولی ما سیاسی هستیم من افتخار میکنم من سیاسی هستیم من یه آخوند سیاسی هستیم آخوند نیستم که بدم بیشینم تو خونم بقید نماز بخونم تو سیاست بودیم و زنبال امام حالا هستیم به حرفای این اونم دست از کار رو مر نمیدونیم شکر کنم بعضی که مثلا جار جنجار کنن ما ویلکن ما ویلکن ما آمده هم نیستیم به قول اون آقام گو که این تا چلتال دیگه هم که ویلکن نیست بخواد بمونه دیگه سده بیست سال میگیم انشالله که خدا ما رو حفظ بکنه اما اصل کلامه باید گفت حق رو باید گفت حق گفتنیست حق سهود کردنی نیست منطق باید پشتش ترموز باشه سکوت مثل ترموز ماشین میمونه ماشین بدون گاز ماشین نیست که اصلش گازه باید گاز بده فرمون باید داشته باشه اما باید فرمون داشته باشه همطوری نره باید ترموز هم داشته باشه هم فرمان هم ترموز از جایی نره به هر طرفی هم بی حساب نره ولذا ما این در کتابمون نوشتیم که سکوت اصل نیست کلام اصله کلام خوب باید شما حرف خوب بزنید درست بدید بگویید دیگران رو تربیت کنید حرف حق رو بزنید شعار بدید برای چیزهای خوب و خدمت به مردم همه این رو باشه منطق پشتش باید کنترول باشه که هر حرفی رو نزنید این مسئله است اون وقت دیگه حواستون جمع میشه تحمد نباشه غیبت نباشه این امامی که این دنیا رو حرکت داد تا این آخریان پشتر بعض علمایی که من میدیدیم که بایشون از نظر سیاسی هم فکر نیستن بازم پشترشون هیچی نمیگفت ما در باره یکی از آقایون گفتیم که بدنیم چیکا کنه میشون نمیگفت این آقایاتی میگفتن نمیشه امام فقط بگو نمیشه نمیشه نمیگفتن اون آقایات چطوره بازم بازم نمیشه بریم بایشون صحبت کنیم نتیجه نداره بازم حد اقل ضرورت بازم نمیشه بعدم که ما رفتیم صحبت کردیم اون نشد جون گفتن دیدی من گفتن نمیشه همینقدر حالا پشتر کسی حرف بزنن بگن آه این چنینه اون چنانه تحلیل های سیاسی قلط بکنن بی حساب و کتاب بی استناد بی مدرک روی خیالات روی تصورات همطوری هر پایی بزنن مسلمان اینجورو نیست مسلمان باید خیلی دقیق باشه هر حرفی رو نشنوه انشالله امیدواریم که بهتون خدا توفیق بده دولت ما هم توفیق بده تریوزون ما هم توفیق بده خداوند توفیق بده این کشور رو از شر دشمنان محفوظ بده از شر امریکایی ها شر دشمنان مقام بازم رحبری رو خدا حفظ بکنه شر دشمنان داخلی شیاطین داخلی که فکر شیطنت هستن به فکر اصلاح این کشور میستن شما ها رو هم و ما ها رو خدا حفظ بکنه از شر شیاطین از این نگاه ها از دیدن ها از گفتن ها از بیکاری ها انشالله آقابتون به خیل بشه و فرزندان خوبی برای آب و خاک باشید برای امام صادق باشید و السلام علیکم احمدالله فلعمد بلاشری یرهم نمای خست دلی بین باشری از خرمده مکاره به خوبا بری نسید یرمه به برز خون خوشه مصدقه شدید از قرمنه مکاره به خوبا بری نسید یرمه برز خونه خوشه مصدقه شدید اللهم صل علا محمد و آل محمد و عجل فرجهم صبح تون به خیر همراهان خوب را دیدید و در این فصل از درسته اخلاقی مرحومه اطلاع مهدویه کنی بودی در برامی مکارم خوبان و رسیدیم ساعت پنج و پانزده دقیقه سبح یکچند به اول تابستان ازار و چهارصد و چهار بیست شش و منزی حجه وارد فصل زیبای تابستان شدیم امیدوارم که در این فصل و در این ماه تیر شاهد برکات بیشتری از جانب خداوند باشیم که یکی از آنها حتما نابودی اسرائیل غاصب هست و پیروزی رزمندگان اسلام در اقصاد نقاط جهان خصوصا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و سربلندی ایران زمین و ایرانیان با شرف و با غیرت که همچنان استادگی میکنند در برابر استقبال جهانی همچنان از این فصل و در این ماه تیر شاهد برکات بیشتری از جانب خداوند باشیم قویانتا بخش رق combin به غیرت oum شاهد برکات زمین نگر........ تو pap soi حرفی که از ابتدای انقلاب و قبل از اون بود در برابر استقبال جهانی می ازدیم انشالله که ادامه دهندگ این راه باشیم و مانند و الان دلیر باشیم و دلاوری کنیم در برابر این نامردان شرمندگا رادئیو سلسلات راژیو معارف دعوت میکنم همراه ما باشید با برامه مبانی فقاحت که درس خارج و صلیفه ازتهایت الله مظاهریست مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت مبانی فقاحت معیوس از مخصص بشی اون وقت آم میشه خود جد قرآن شریف هم همینی تا نرین در سقل دوم در کلمات سقل دوم اصلا قرآن خود جد نیم این نیتار کنفیک و مستقلن کتاب الله و اعتراطی همین رو میگه یه قرآن منحای احل و بیت خود جد نیم سقل واحده لنگه یک بار و لنگه یک بار میماند تا این که لنگه یه دیگر نیاید و این دو پشتوانه وابسته به یک دیگر و معنای وابسته به یک دیگر این که اگر رفتی در کلمات احل و بیت احل و بیت را زمینه قرآن کردی قرآن خود جده خود روایت سقلن میگه که قرآن خود جده پس بنابراین جواب اخباری هم این میشه که بله ما قبول داریم که علم اجمالی داریم در قرآن مخصص داره مبین داره مقید داره باید تفحص بکنیم باید داریم در کلمات احل و بیت تفحص کنیم تقییده را پیدا کنیم تبیینه را پیدا بکنیم و وقتی دیگه پیدا نکردیم آم خودت در ما بقید اگرم اصلا پیدا نکردیم آم خودت در خودی اینم دلیل سبب یا تا دلیل آخر که عمده دلیل هست و به اندازه ای که مرحوم آخون در کفایه اقرار به اشکال کرده هست و اون قضیه تحریف در قرآن و تعجب از مرحوم آخون همه مرحوم آخون در وقتی واقع شده بودن که این قضیه تحریف قرآن یه قضیه سیاسی شده بود و دشمن دامن به آتش میزد و بالاخره فصل الخطاب همون وقتا نوشته شد و مرحوم آخون در اون زمان بود حالا چجور شده مرحوم آخون اونم تو کفایه این مسئله به این واضحی مسئله سیاسی دامن به آتش میزنه تحریف که الان وارد بحثش میخواییم بشیم و اخباری میگه قرآن خدجت نیست بر این که تحریف شده این تحریف منقسم میشه و بسقید یه قسمت تحریف از نظر معنی خب این در قرآن سیاده همیشه بود یحرفون یحرفون کلم انموازعهی که معلوم میشه در زمان پیغمبر اکرم سو استفاده از قرآن میشده یعنی هر کسی بر نفع خودش قرآن را معنامی کرده که حتی مسلم دیگه شما باردین چیزها هستی بعضیتون خیلیتون این که در جنگ جمل امیر المومنی سلام الله علیه باز گفتن براشون قرآن نخون میری تبلیغ بکنی براشون قرآن نخون برای این که قرآن بخونی تحبیل میکنه جوری که بر نفع خودش باشه معنام میکنه و این تحریف یعنی تحمیل کردن فکر بر قرآن روایات منفسر القرآن به رأی فلیوتبه و مقعده من النار اینجا هسته هر که تحمیل فکر کنه بر قرآن جایگاه او جهنمه که یکی از ازل اخباری هم همین روایاته که میگه هر که تفسیر کنه قرآن را چنینم در حالی که نمیگه هر که تفسیر کنه تفسیر به رأی یعنی تحمیل رأی بر قرآن شما یه دفعه وارد قرآن میشید از قرآن چیز به فهمیده خب این خیلی کار خوبی که انسان وارد قرآن بشه از قرآن چیز به فهمه اون چه از قرآن فهمید تحمیل کند بر فکرش اینو میگن تحمیل قرآن بر فکر به عبارت دیگر فهمیدن قرآن خیلی خوب اما گاهی شما یه ساخته پرداخته داری از خودتون که این زیاد هم هست در میان احل علم زیاده در میان این روشنفک معابه ها زیاده و مخصوصا در میان این افرادی که خیلی وارده اسلام نیستن اما دخالت در اسلام میکنن دیگه بیشتر زیاد یه ساخته پرداخته داره این را مفروضان هم گرفتیم در این دلیلیه دیگه بیشتر این طرف و اون طرف برای ساخته پرداخته یه فکرش دلیل پیدا کنید اول میره تو قرآن این آیه اون آیه متعلقه اما با اینکه ساخته و پرداخته یه خودش بعد از اون میره تو روایات و روایات این طرف بگرد اون طرف بگرد