21 و 10 دقیقه هم با از پخش این برنامه انشاءالله تقدیمتون خواهد شد یک شنبه است اول تیر ماه 1404 شمسی 26 اومه زلحجه 1446 هجری قمری و افتخار داریم که همچنان از پخش شبکه رادیوی معارف در کنار شما بزرگواران باشیم در ادامه با سه برنامه خدمتتون رو اعزر در می کنیم ابتدا بربال سخن رو خواهید چنید بعد از اون هم ساعت 13 و 30 دقیقه شنبنده روایت میدان خواهید بود با این موضوع دلائل پیروزی قریب الوقوع ایران اسلامی در نبرد با اسرائیل و در نهایت 13 و 55 دقیقه در قالب پیام بلایت برگزیده ی بیانات رحبر معظم انقلاب مدد نهولالی رو خواهیم شنید خیلی متشکرم که در این نوبت کاری 8 ساعت در کنار بنده سید سعید حسینی و همکاران بزرگوارم آقایان سید محمد علی حسینیان تیه کننده رزا رزایی صدا بردار و روح الله محسنی همه انگیه پخش هستید از اتون دعوت میکنم شنبنده بربال سخن باشید در این برنامه سی دقیقهی شنبنده سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حسن رمزانی هستیم با این موضوع مرجعیت علمی معنوی و سیاسی امام در جامعه روزتون بخیر آیا نرسید اون وقتی که این دلهای ما خشی و تیدا کند قرآن گفته ما اندکم ینفت و ما اند الله باق اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره باید به همه کدیدی که خدا از اون نظرش رو برگرد استواره بربال سخن روزها فکر منی نه همه شهر سخنه روزها فکر منی نه همه شهر سخنه که چرا رو بلده برده دیشتنه که چرا رو بلده برده دیشتنه اعوذ بالله من شیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الحمدلله الذي عداونا لهداو ما کنا لنهددی لولا نهداونا اللهو سمسلات و سلام و تهییت و الاکرام علی سیدنا و نبینا و شفیه دنوبنا و طبیب نفوسنا و الغاسم محمد صلی اللہ علیه و قلعه اهل بیته طیبین و طاقیبین المعصومین بحثی رو که در روی امامت اشاره شده باید ارز بکنیم که اون بحثای علمیه که در کتابهای کلامی در رابطه با امامت زک شده اونها مورد بحث ما نیست اونا اشاره میکنن که امامت یک نوع ریاست عمومیست لعمور دین و دنیا برای عمر دین برای عمر دنیا خلافتن یا نیابتن ان النبی در حالی که اینها جانشین پیامبر هستن یه بحثایی هم علمای اهل سنت شیعه مطرح هست منطقه شیعه معتقد هست که امام از جانب خدای متعال نصب میشود اصلا قدیر هم برای همین بوده قدیر معناش این بوده که خدای متعال بعد از رهلت پیغمبر امور دین رو مهمل نگذاشته این رو میسپارد کسی که از هر جهتی شایستگی دارد کسی که افزل هستنیه رو درست دارد از هد هست زاهدترین هست شجاعترین هست عالمترین هست عارفترین هست یعنی بهتر از او رو بعد از پیغمبر اکرم نمیشه پیدا کرد او نفس پیامبر اکرم هست انفسنا و انفسکم خدای متعال او رو معرفی کرد و به پیامبرش فرمود که تو او رو ابلاغ کن یا یه رسول بلغ ما اون زلاله من ربک اونقدر مهمه که میفرموید اگر تو این کار رو انجام ندی و این لم تفعال فما بلغت رسالته اگر این کار رو انجام ندی رسالت خودت رو انجام ندی مسئله مسئله بسیار مهم میست حالا ممکنه خیلی ها یه سیری حرف ها بزنن که پیامبر پسر ام خودش رو داره معرفی میکنه یه سیری ذهنیت ها شایه ها برخی از مسائل رو مسرح رو کنن و وقت در ادامه آیه فرموید خداونتو رو حفظ میکنه از همه بلیات و از همه توته هایی که برخی در این زمینه ممکنه داشته باشن خب خدای متعال بهترین رو معرفی کرد منتا اون اتفاقی که باید میفتاد نیفتاد چرا؟ الان وقت بحثش نیست ارز کردم این بحثای علمی و فنی که در کتاب های کلامی ما بزرگان متکلم مطرح کردن این الان مرد بحث ما نیست ما میخواییم ببینیم نهج البلاقه در باره امامت چنو بیانی داره نهج البلاقه هم کتابیست که ما خیلی خیلی ازش فاصله داریم نهج البلاقه میتونه باعث بشه که ما در بخش های مختلف تو عباد مختلف باش آنس بگیریم تو بحثای اخلاقی در بحثای عقیدتی سیاسی فرهنگی اجتماعی در همه این بخش ها منتها نهج البلاقه مثل قرآن مهجوره مثل صحیفه مهجوره نتونستیم این نهج البلاقه رو احیا بکنیم و بعد اون رو تو زندگی خودمون پیاده بکنیم برخی میگفتن که اگه ما نهج البلاقه رو میداشتیم یکی از آلمان مسیحی میگفت اگه ما نهج البلاقه رو میداشتیم دنیا رو فتش میکردیم یعنی نهج البلاقه اونچنان قوی در حوزه های مختلف در بحث های مختلف وارد میشه که حیفه که ما هان این آنس رو پیدا نکنیم با نهج البلاقه در رابطه با امام وقتی که کلمات امیر المؤمنین علیه السلام رو ما برداریم بردسی میکنیم میبینیم که سن و مرجعیت رو برای امام زکی میکنه برای اهل بیت زکی میکنه سن و مرجعیت این مرجعیت رو همه شما ها میدونیم شما هلن در امرات دینی خودتون در باری احکام یک مرجع دارید به اون مراجعه میکنید از اون تقلید میکنید برای این که هر کسی که کارشناس نیست باید به کارشناس مراجعه بکنه شما در امر پیزشکی به کارشناس مراجعه میکنید در امر ساختمان سازی به مهندس مراجعه میکنید در هر چیزی به متخصص امر مراجعه میکنیم در رابطه با مسائل دینی و احکام باید به متخصص مراجعه میکنیم ولی ازا میگن تقلید یک امر کرکرانه نیست تقلید یک دلیل اقلی داره و اون اینه که هر کسی که غیر کارشناس هست به کارشناس مراجعه میکنه طبیب و پزش وقتی که نسخه میده شما نمیگید که چرا این نسخه رو دادید میگه من این گونه تشخیص دادم نسخه شم امین هست اگر میخوایین خوب بشید باید به این نسخه عمل بکنید یک کارشناس دینی اینطور بیان میکنه میگه دین رو این گونه باید شما عمل بکنید حالا سن و مرجعیت برای امام ذکر شده یک مرجعیت علمی مرجعیت علمی به این معناست که ما در امر دین بعد از پیانبر اکرم صلی اللہ علیه و آله و سلم باید به امر دین اعمه معصومین علیه مصطلح روشو بکنید اینا راسخون فل علم هستن اینا جنجینه های دانش هند اینا معالم دین هستن اگر کسی میخواد در رابطه با دین مطلبی رو یاد بگیره باید در محضر امام باشه همونطوری که پیانبر وقتی که زنده بود از پیانبر میامخت قرآن میفرمید که ما قرآن رو بر تو نازل کردیم به پیانبرش لطبینا للناس ما نزل علیهم برای اینکه تو بیان بکنی برای مردم این بیان رو بعد از پیغمبر اکرم اعمه علیه مصطلح دارن امامان معصوم دارن تعبیری که امیر المؤمنین تو نهج البلاق داره این هست میفرمید امامان ما هم موزه و سره این ها اون کسانی هستن که از اسرار الهی برخوردارن بعد پیغمبر اکرم اون کسی که از اسرار الهی برخوردارست امام علیه صلاة و سلامه و لجه و امره این ها پناه دین الهی هستن ما در رابطه با دین خودمون دین خودمون رو به حرک نمی سپاریم خدای متعال دین رو به پیانبرش و بعد به امام علیه صلاة و سلام می سپارد این ها کسانی هستن که جلوهی دانش الهی هستن جلوهی انحراف ها رو می گیرن این ها کسانی هستن که جلوهی اندیشه های قلط رو می گیرن و دین رو به معنای واقعی به ما می آموزن و یاد می گیرن دیده پیغمبر اکرم می فرمید که من مدینه علمم و علی بابش هست در تعبیر دیگه می فرمید انا دار ال علم و علیم بابه ها من خانه علم هستم علی بابش هست یعنی اگر شما شما شما می خواهید وارد خانه علم و خانه بهشت و خانه جنت بشید باید از طریق دربش وارد بشید وعت البیوت من ابوابها درب این خانه علم علی ابن عبی طالب علیه صلاة و سلام هست لذا اینگونه امام علیه صلاة و سلام خودش رو به عنوان مرجع علمی معدلیفی می کنه در طور تاریخ از احد ایمانه داشتیم که بیا چنین ادعایی بکنه که هر کسی هر سؤالی داره از ما داشته باشید امیر المؤمنین در جاهای مختلف اعلام می کنه سلونی قبل انتفقدونی هر چی که دوست دارید از من سؤال بکنید من راهای آسمانی رو فلعنه طرق استما اعلم من طرق الارض من راهای آسمانی رو از راهای زمینی بهتر بلدم آلم ترم آگاه ترم لذا شما باید دست بدامن اهل بیت علیه مصطلام بشید تا از دانش دین کاملا برخوردار بشید و بهرمند بشید این مرجعیت علمی برای اعمی معصومین علیه مصطلامه این نکتر رو عرض بکنم همه علماء سنی شیعه این مرجعیت رو قبول دارن یعنی شما هیچ آلم سنی رو نمی بینید که کسی رو آلم تر از امیر المؤمنین بدانه ابن عباس رو میشناسید حتما در اخر تو کتاب ها خاندید ابن عباس شخصیتی بوده که تمام علماء اهل سنت به او رجوع میکنن خصوصا تو بحثای تفسیری ابن عباس میگه که تمام علمهای ما رو جمع بکنید علمهای همه صحابه رو جمع بکنید من و همه صحابه رو جمع بکنید که امیر المؤمنین علیه السلام خواهد بود این تعبیر ابن عباس هست ابن عباسی که به عنوان حبر الامه معرفی میشه مفسر بزرگ در آلم اسلام معرفی میشه میگه من وقتی که در محضر امیر المؤمنین بودم امیر المؤمنین در رابطه با فاتحه تل کتاب برام سخنگ گفت بعد به اینجا رسید تمام اون چی که در قرآن هست در فاتحه تل کتاب برام سخنگ گفت و تمام اون چی که در فاتحه تل کتاب برام سخنگ گفت در بسم الله الرحمن الرحیم هست و تمام اون چی که در بسم الله الرحمن الرحیم هست در بای بسم الله هست بعد میفرماید من نقطه اون زیر با هستم یعنی یک بخش از اون صحبت ها یک چشمه از چشمه های بیکران جنبه علمی به اینجا میرسه که این اعتراف رو برای ابن عباس داره این مرجعیت علمیست و اما مرجعیت دوم مرجعیت معنویست ببینید اممه علیه مسلم مرجع معنوی هستن اون کسانی که به بهترین شکل با خدا رابطه دارن با خدا حرفی زنن شما امروز هم میبینید که مردم دنبال این هستن که به معنویت برسن امیر المؤمنین علیه السلام شما نمونهش تو همین دعای کاریه کمهل ببینید در بین امه نمونهش دعای عرفه ببینید دعاهایی که از امام سجاد علیه السلام هست ببینید دعاهای شریفی که از امه معصومین به ما رسیده هست اینها رو ملازم بکنید اصلا شما هیچ جا پیدا نمی کنید یعنی در عالم اهل سنت به هیچ وچ چنین دعاهایی رو شما پیدا نمی کنید از احدی پیدا نمی کنید ولیزا این مرجعیت معنوی هم برای امام علیه السلام هست که ما میگیم اینها جایگاهشون خیلی بالاست این هم تو نهج البلاقه بهش اشاره شده که اینان مقام اسمت رو دارن مقامشون مقام اسمت یعنی حتی فکر گناه هم نمی کنن فکر گناه هم در ذهن امام علیه السلام راه نداره امامت به هر کسی نمی رسد از منظر آلمان شیعی امامت و جایگاه امام به کسی می رسد که دارای اسمت باشد و مقام اسمت باشد از مقام معنوی برخوردار باشد قوی ترین رابطه رو با خدای متعال داشته باشه این مرجعیت مرجعیت معنویست این رو هم ارز بکنم تمام علمای اهل سنت یک نفرشون رو شما پیدا نمی کنید مرجعیت اعمه معصومه علیه مستلام رو پذیرفتن و قبول کردن پس هم مرجعیت علمی دارن هم مرجعیت معنوی دارن اما اختلاف در اون مرجعیت سیاسیست یعنی اگر میخواد کسی حاکم جامعه باشه چه کسی باید باشد اون کسی که امام جامعه میخواد باشه چه کسی باید باشد اینجا یک اختلافی وجود داره میان علمای شیعه و سننی آلمان شیعی معتقدن اون کسی که باید حاکم جامعه باشه و امام جامعه باشه اگر ما دسترسی به امام معصوم داریم باید امام معصوم باشد امام معصوم هست که این جایگاه رو داره یعنی ما معتقدیم که مرجعیت سیاسی هم برای اعمه معصومین علیه مستلامه آلمان شیعیه این معتقدن سن و مرجعیت برای اعمه معصومین هست یک مرجعیت علمی دوم مرجعیت معنوی به لحاظ معنوی شما وارد این دعاها و ارتباط با خدای اهل بیت علیه مستلام رو بمینید اون شناختی رو که اهل بیت نسبت به خدای متعال دارن خود پیغمبر اکرم به امیر المؤمنی میفرماید ما عرف که الا الله و انا هیچ کسی تو رو به لحاظ جایگاه معنوی نمیشناسد مگر خدا و من همونطوری که کسی مرا نمیتواند بشناسد مگر خدا و تو همونطوری که کسی خدا رو نمیتواند به صورت باقی بشناسد الا تو و من یعنی به لحاظ معنوی این جایگاه عظیم برای اهل بیت علیه مستلام زهر شده اینا وقتی که با خدا حرف میزدن و حمد ستایش الهیشون هم خیلی زیباست الحمدلله الذي لا يدرگه بؤت الهمم ولا يناله غوص الفتن یعنی اینو تعبیرات بسیار لطیف و قوی نعارف میتواند به اون حقیقت معرفت برسد نحکیم میتواند به اون حقیقت معرفت برسد اما امام علیه السلام غرغ در معرفت الهیست یه وقتی خدمت آیت الله از ما بهجد بودیم ازشون این سؤال رو مطرح کردیم که این که گفته میشه بعد علی گریه میکرد و گریهش با صدا بود و بعد بیهوش میشد یعنی چه اون وقت ایشون فرمودن یه بیهوشی یعنی علی از خود بی خود میشد علی خود رو نمیدی علی مهو جلال و جمال الهی بود علی هر چیزی رو که میدید قبل از اون چیز خدا رو میدید ما رأی تو شیعه الا رأی تو الله و قبله و معه و فی قبل از هر چیز با هر چیز در هر چیز اول خدا رو میگید یعنی اون اون جایگاه معنویست که امیر المؤمنین علیه السلام بهش رسیده است ما معتقدیم اگر به امام دسترسی داریم امام جامعه هست که باید این جایگاه رو داشته باشه اون وقت البته در این حوضه در قرآن کریم هم امام حق داریم هم امام باطل داریم در روایات ما یک جا امام به معنای حاکم هست اینجا میخوام یه چند جمله رو ارز بکنم که بحثش مهمه که مرتبط به مسائل امروزم هست که امام جامعه حاکم احکام الهیست و وظائفی دارد ویژگی های این امام رو میخوام ارز بکنم یا به تعبیر دیگر یک شعن از شعون امامت در نگاه امیر المؤمنین علیه السلام این هست که میفرماید او امامت جامعه رو احددار هست حاکمیت جامعه رو احددار هست مجری احکام دین هست کسی میتواند احکام دینی رو اجرا کند که عالم باشد آمل باشد اون وقت حاکم خواهد بود این اون چیزیست که ما در ماره اهل بیت علیه مسلم داریم در یک عبارتی میفرماید که اینا وقتی که حاکمیت رو به دست میگیرن باید بیجگی هایی داشته باشن یک فلیست و قرائد احله رحبری هر قومی و امام هر قومی باید به ملتش راست بگوید این یک دو ولیوه زر اقله امام جامعه باید اقل خود را و خرد خود را به کار بیندازد و جامعه رو به سمت سلاح و فلاح و رستگاری فرا بخاند و دعوت بکند سوام ول یکون من ابناء الاخره امام جامعه و حاکم جامعه باید خدا ترس باشد آخرت رو باید قبول کرده باشد بپذیرت در حقیقت باید باور داشته باشد آخرت رو این نکته نکته بسیار بسیار مهمه اگر امام آخرت رو قبول نداشته باشد تو مسیر ادالت میلنگد یعنی خود اون شخص باید به این جایگاه رسیده باشد بعد وقتی که به این جایگاه رسید نباید کتاهی بکنه این شخص نباید کتاهی بکنه اون وقت میفرماید که علیه علیه السلام میفرماید تو نهج الولاقه لا یقیم امر الله سبحانه و تعالی یعنی امام علیه السلام علیه السلام وقتی که میخواد حکم الهی رو در جامعه پیاده بکنه نباید در اجرای احکام دینی سازش بکند الا من لا یسانه ولا یغاره ولا یتبع المقامه ستو نکتر رو امیر المؤمنین زیک میکنه یک این که میفرماید وقتی که احکام الهی رو پیاده میکند سازشکار نباشد با احل باطل هم از روی زعف برخورد نکند اگر میداند این باطل است باید قوی برخورد بکند در برابر باطل و سبموم میفرماید که با پیروی از حواث های نفسانی حق رو پایمان نکند چون بعضی ها هستن پیروی حواث های نفسانی هستن لذا امام باید هدایت جامعه رو اهددار بشه اگر دسترسی به امام ندارید باید ارتباط با مرجعیت بلایت باشه من یه حدیثی رو از خود امیر المؤمنین از دمنه جلولاقه ارز میکنم و این پایان ارزمند خواهد بودد اینا وقت میفرماید وقتی که امام آمد حاکمیت رو بر اهده گرفت یک سری وظائفی دارد این امام حق دارد مردم هم حق دارن مثل امروز امام جامعه و رحبر جامعه بر مردم حقی دارد و مردم هم حق بر امام دارن در این بیانی رو که ارز میکنم چهار حق را امیر المؤمنین جز حق حقوق خود برمی شمارد و چهار حق را جز حقوق مردم برمی شمارد این نکته نکته خیلی مهمی هست بحث امامت در نگاه امیر المؤمنین یعنی امام به عنوان حاکم جامعه این حقوق رو نسبت به مردم دارد این نکته رو خوب دقیق بفرمایید این چهار حقی رو که در حقیقت بخش پایانی بحث ما هست از نهج البلاقی البته در یه بیانی امیر المؤمنین میفرمید اصلاً امامت با اسم میشود که جامعه نظم بگیرد امامت با اسم میشود که هر کسی به وظیفه خود آشنا بشه اگر همه در سطح تحقوق ادالت باشن و طا اح تعذیمن للامامه طاعت و اطاعت کردن مردم هم از امام در حقیقت به نوعی تجلیل و تکریم از امام علیه سلاط و سلامه و اما اون چهار حق میفرمید که ایوه ناس ایوه ناس این ندی علیکم حقن و لکم علی حقن میفرمید که من بر شما حقی دارم شما هم بر من حقی دارید و اما حقكم علی و اما حق شما بر من اول حق مردم رو زک میکنند امیر المؤمنین علیه سلاط و سلام اول حق مردم رو زک میکنند خیلی مهم است اینا رو شما ها شنیدین برادران و خاهران که داره عبور میکنه از کوفه یه وقتی دیدی خانوم مشک آب رو دوشش هست و بعد امیر المؤمنین زمان حکومتش هست شست و دو سال سه سال سن دارد میاد این مشک آب رو از این زن میگیرد و به منزل میبرد وقتی که به منزل برد در بین راه این خانوم نفرین میکرد امیر المؤمنین رو اما نمیشناسد این امیر المؤمنین است گفت خدا به تو خیر بدهد اما من از علی راضی نیستم گفت مگر علی چکار کرد گفت شوهرم در یکی از جنگ ها در رکاب علی بود و شهید شد علی به بچه های شهید سرکشی نکرد این جمعه رو وقتی که امیر المؤمنین شنید وقتی که این مشک آب رو منزل برد شب خواب نداره میره آر جمع میکنه میاره منزل و اون رو خودش داستانش مفصله من حالا نمیخواه اونها رو اشاره بکنم در یک جا خانوم گفت من با بچه ها بازی میکنم شما نون بپذیدو اینها همسایی دید که تنور خانه روشن است این خانه تنورش روشن نمیشد وارد خانه که شد دید امیر المؤمنین کنار تنور خانه است امیر المؤمنین کنار تنور خانه است و داره نان میپزد بعد گفت که رفت به این خانوم گفت این آقا رو میشنسی گفت نه این همون کسی بوده که مشک آب رو آمد از من گرفت و گفت این آقا آقای ما امیر المؤمنین علیه سلامpe وقتی که این جمله رو شنید رفت معذرت خواهی کد از امیر المؤمنین علیه سلامpe امیر المؤمنین فرمود این جزه وظائف من بود که باید عمل میکدیم مروم آقای متحری نقل میکرد در یک جا داره که امیر المؤمنی رفت با بچه هاش بازی کرد به بچه هاش گفت رو کول من سوار بشید کنار ترون آتش که بود بیاد آتش جهنم افتاد وقتی که بچه ها رو رو کولش قرار داده بود گفت از من علی رازی باشید از من علی رازی باشید این خیلی مهمه فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيْهِ فَالنَّسِيحَةُ لَكُمْ این که شما رو نسیحت بکنم خیرخواه شما باشم وَالتَّوفیرُ فَيْعِكُمْ عَلَيْكُمْ این منابع رو غنیمت ها رو به شما برگردانم سروت جامعه باید توضیح بشه برای همه وَتَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُ به شما یاد بدم من مؤلمم من امام باید مؤلم باشم جامعه رو آگاه بکنه تا در جامعه جهل نباشه نادانی نباشه نادانی باعث پسرفت جامعه میشود نادانی باعث میشود که جامعه اغبگرد بکنه اون چیزی که باعث میشه جامعه پیشرفت بکنه علم بدانائیست علم دانائی باید در جامعه رشد پیدا بکنه میفرماید من مؤلمم باید شما رو تعلیم بدم وَتَعْلِيمُكُمْ كَيْمَا تَعْلِمُونَ باید شما رو تربیت کنم وزیفه حاکم جامعه آن از که مردم در اون جامعه تربیت بشن مردم هم نگاه به حاکمانشان میکنن اگر حاکمانشان اهل باطل باشن در مسیر باطل قرار خواهند گرفت اگر حاکمانشان در مسیر عدل و ادالت و اقلانیت و معنویت باشن مردم جامعه هم در همون مسیر قرار خواهند گرفت و اما حقی علیکم اما حق من بر شما این از که فلوفا و بلویعه اگر با من بیعت کردید بیعتتون رو نشکنید اگر علی شما رو فراخان کرده است در برابر زون بیستید با علی باشید و در چنار علی باشید و کمک بکنید به علی جبن عبی طالب و نصیحتو فی المشهد و المقیب خالص باشید نسبت به علی در پنهان و آشکار و سوام و الاجابه هین عدعو کن اون وقتی که من شما رو فراخان کردم گفتم کمک بکنید به علی اجابت بکنید علی رو و چهارم میفرماید که و تا اه هین آمورو کن اون وقتی که من شما رو عمر کردم و فرمان دادم