روی موجه اف ام ردیفه 96 مگه هرس اما فرصت خدمت گذاری به شما عزیزان رو کم کم برای ما این فرصت به پایان میرسه و باید سکان پخش رادیو رو به دوستانمون در نوبت کاری بعد تقدیم کنیم بنده حسن حیدرزاده گوینده این نوبت کاری از ساعت دو بعد از ظهر در خدمتون بودم در کنار دوستانم انجام وظیفه کردم آقایان روح الله اسمایلی تیه کننده علیه میرزایان صدا بردار و اکبر شاه واروغی همه هنگی پخش ممنون از این که کنارمون بودید آخرین برنامه این نوبت کاری هم برکرانه نور هست تفسیر آیات 112 تا 115 سوره مبارکه ماعده امیدوارم این برنامه رو هم بشنوید تفسیر آیت الله جوادی آمولیست التماس دعا و خدا نگهدار ممنون از این کاری هم برنامه ایمانی در این کاری هست برکرانه نور ممنون از این کاری هم برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست برنامه ایمانی در این کاری هست اولا خواستیم از ماعده آسمانی بهر برداری کنیم قضا بکنیم حالا یا در تنگناه اقتصاد بودن یا نه یا شهیدن بر اصراحیدی که پیروه موسایی کریم سلام و لعنه بودن بر اونها من و سلوه نازل شد اینام خواستن یه ماعده آسمانی بیاد برای اونها یا گفتن تا حال هر معجزهی که آوردی زمینی بود الان یه معجزه آسمانی ما مشاهده کنیم که برای ما جازبه بیشتری داشته باشد و هر تقطیق یه هدف معقولی را عرضه کردن میدوند یه حرف هست اتمام حجت حرف دیگر هست اون چی که در نهان اینهاست اینا در مقام عمل باید که برابر اون ایمان عمل بکنن آه اونا که معصوم نبودن که بجوی مبارکی ایسای مسیف همود در برابر این هم معجزه چرا طلب معجزه جدید میکنید این مواد تبهم بشود که بخواهید با این معجزه بازی کنید عرض کردن نه ما چهار تهدف معقول داریم اولا همون طوری که امت موسای کریم سلام الله از من و سلوه استفاده کردن ما میخوام از معایده آسمانی استفاده کنیم ثانیا به تو معنی نبرسیم ثالثا علم ما افزوده بشود رابعا هم برای دیگران شاهد باشیم هم در سحن قیامت شهادت بدیم اینا اهداف معقول هست چون اهداف معقول استقانه کننده وجود مبارکی ایسای مسیح هزی رفت اونگاه سؤال کرد اگه چیز لقبی بود که سؤال نمیکرد به دلیل این که در همون سوره مبارکی اسرا اونا پیشنادی که دادن پیشناد لقب بود قرضشون لعب به معجزه بود اونگاه وجود مبارکی پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم حرف اینها را اعتنانه کرد و در برابر اونا آیه چنین آج نظر شد و جواب اونها را با این آیات داد و اما برای ایسای مسیح وقتی که بحث به ظاهر ثابت شد از اونا یه هدف معقولی دارن قبول کرد و خواست اونها را اصلاح کرد و به پیشگاه ذات اقدس اله اراکنید سوال اونها چندی نقص داشت وجود مبارکی ایسا سلاموالله سوالهای اونها را اصلاح کرد خواستهای اونها را معقولی کرد و به خدا عرض کرد قال عیسف نمریم اللهم ربنا معمولا دعاهای انبیاء ربه ربی ربنا و امثال ذالک است یا در بعض ادیام قل اللهم و آن اندیان هست اما اللهم ربنا که جمع بین الوحیت و ربوبیت بشود نیست یا کم است ایسا مسیح سلاموالله دید سوال اونها روی عدب توحید نیست اونها گفتن هم یستتی او رب بو کرد این در دعا ارز کرد اللهم ربنا یعنی یا الله ربنا دو تن ندارا کنار هم ذه کرد که ثابت کند هم الوحیت مطلق است هم ربوبیتی این در اصل دعا بعد ارز کرد انزل علينا مائدتن منستما اونها آمدن گفتن به این که نورید و ان نکل منها البته منظور از اراده اک این نیست که الان میخوام بخوریم یعنی اراده ما از این سوال آن از که شما سوال بکنید خدا نازل بکند بعد ما بخوریم یه برخص انسان کنار سفره قرار میگیرد این یورید و ان یکل است یه وقتی مقدماتی فراهم میکند که بعد از تیه اون زل مقدمه تحقق زل مقدمه این قضا بخورد میگوید میخوام قضا بخورم میخوام یعنی بعد از گذشته این مقدمات و مبادی وستا اون هم که گفتن نورید و ان نکل منها یعنی هدف ما از این سوال این است که اگر جواب بیاید و ما اد نازل بشود ما از او استفاده بکنیم این ها سوالشون در عکل بود وجود مبارک ایسا سرامون لاله این عکل را به عنوان رزق یاد کرد اون هم آخر زه کرد و اون هم خدا را به عنوان خیر رازقین معرفی کرد این سوال را کلن اصلاح کرد وقتی که انسان بازات اقدس اله سخن میگوید نباید از خوردن خود حرف بزنه از رزق باید سخن بگوید از فضل باید سخن بگوید خدا هم فمود بسالو لاه من فضلی دو جور انسان سوال میکنه یه وقتیست که روی معیارهای طبیعی و مادی سوال میکنه و حرف بزنه یه وقت روی معیارهای معنوی و الهی سوال میکنه و حرف بزنه حرف اونها خام بود وجود مبارک مسیح ای را پخته کرد و به خدا عرضه کرد اصلا صحبت از عکل نیست بلکه صحبت از رزقه اون هم این رزق را در آخر زه کرد نه در اول اون هم خدا را به عنوان خیر و رازقین ستود خاسته ایسا سلامون لرین است که اللهم ربنا انزل علینا مائده تمنستما اونها خاسته اشون مائده آسمانی بود اون تعبیر را ایسای مسیح حفظ کرد اما حدفی که برای این نزول مائده زه کرد این بود که تکون و لناعی ایدن لعورنا و آخرنا همون طور که مسلمین سالانه ایده ازها دارن ایده فت دارن که هر سال بر میگردد و یک فخر اسلامی و دینی است و برای خود پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم از اون جهت که برکاتی در اون روز بر اسلام و مسلمی نازشده است فخر است ایسای مسیح سلامون لالی هم خواست روز نزول مائده آسمانی را برای ملت مسیحیت باشد ایدن و همین اید معلوم میشود که برای اول و آخر است اگر برای یه عصر مخصوص بود و سالانه سالگردی نداشت و عود نمیکرد اید نمیشود گفت کون و لناعیدن لعورنا و آخرنا اگر لعورنا و آخرنا را هم نفر مود و بود استفاده میشود چون خاصیت اید آنست که هر سال برگرده و عودنه چه این که از لناع هم میشود استفاده کرد یعنی برای امت ما نه تنها برای خود ما و در مکتب انبیاء علیه مصر اون روزی که فیض خاص الهی نازل میشود اون روز را اید قرار میدن روی شخص خیلی دین تکیه نمیکند مثلا روز میلاد پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم حالا یا دوازده یا دوازده یه ربیع اول است یا هفته یه ربیع اول اید رسمی مسلمی نیست اید رسمی آنست یک نماز داشته باشه وگرنه جامعه نو دربر کردن به سراغ یک دیگر رفتن مقدار شینی تحقیق کردن اینا که رسمیت در دین ندارد اون روز مثلا جمعه اید رسمی مسلمی ندارد چون نماز جمعه دارد اید ازهاب و اید فیض اید رسمی مسلمی ندارد چون نماز دارد برنامه دارد اما سائر روزها که اید رسمی نیست میلاده پیغمبر اید رسمی نیست اما وقتی یک مسلم تازهی برای مکتب اوپدید می آید اید رسمی می شود خب پایان ماه رمضان اید رسمی است پایان حد که بخش مهم اعمالش انجام می شود اید رسمی است اید ازهاب و اید فیض از این جهت رسمی است و جمعه از اون جهت که نماز جمعه دارد اید رسمی است یه روزی که حکم خاصی الهی داره زمانه که امام سلام الله رو حضور و زهر داره نماز واجب است و روزه در اون دروز مطلقه حرام است این یه خسیسه ای دارد چین روزی می شود اید رسمی وقتی که امام حضور داشته باشه که سیده می تونه نماز زهر بخونه فقط با جمعه بخونه یعنی شارکت نوات بخونه خب این می شه در اصمی این رو شخص کار نداشته رو امو شخصیت حقوقیشون یعنی رو دینشون رو مکتبشون ترتیب اثر می دادن و لذا موند تکونو لناعیدن لعورنا و آخرنا که همه این معده الهی را گرامی بدارن خب چقدر این سوالشون اصلاح کردن اونا گفتن که نوریدو ان نه کل منه این خاصیه ایدی برای امت مسیحیت باشد یک موجزهی باشد یک شرامتی باشد جاودانه که این امت همیشه اون روزه گرامی بدارد هر سال سالگردشه تکریم بکند ایدن لعورنا و آخرنا و آقایتن منکر برای ما اید است از شما نشان است بعد اون جریانه برداری ما دیرا هم در کسبت معنی زکت ارسد ورزوغنا اونا گفتن نوریدو ان نه کل منه این میشه عدب دعا که آدم چیو حرف بزنه و درباره چی حرف بزنه ورزوغنا اونا گفتن نه کل منه و انت خیر و رازقیم خب هم توهیدی در رازقیت را میرسانه چون خیر و رازقیم بودن به این معنی نیست که خیلی ها رازقن تو بهتر از همه ای بلکه رازقین همه مظهر توان و تو ظاهره در همه ای از اینجا تو خیره رازقینی و ما رزق تو را طلب میکنیم نه خوردن خود را اون که میگوید من معد را برای خوردن میخواهم یه سؤال خامی دارد اون که میگوید ورزوغنا یه سؤال پختهی دارد خب این سؤال با این وضع اصلاح شد به پیشگاه ذات اقدس اله رسید ذات اقدس اله جوابی که به مسیح سلام الله علیه میدد یک سبکه و تحدیدی که از پیشنها دندها معمل می آورد سبکه دیگر است در باره مسیح کاملا دعای او را خواست او را اجابت کرده است که خود این استجابت دعا کرامت موجز است اونگاه خداوند فرمود قال الله اینی منزلها علیکم من این معد را بر شما نازل میکنم اما از این به بعد اگر کسی کوه برزید همه چیزی نداره فمن یکفر بعدو منکم فانی غعذبه عذابا لا غعذبه احدا من العالمین حالا این عذاب در دنیا است یا در آخرت است مشخص نیست منظور از این عالمین مطلق است من الابولین و الاخرین یا عالمین اصر خود مسیحیت است اونم مشخص نیست بله دیگر درسته این حدد میفهمه برای این که اونا در بخشای پایانی قرار داشتن اون همه موجزه است دیدن الان برای چی طلب میکنن موجزه احیای موتا را دیدن ابراه اکمه و عبرس را دیدن اعلان خیل از اون چی که زخیره میکنن در خانه ها دیدن آفرینش تیر را دیدن اگر کسی بیانه طلب میکنه دیدن بیانه است از اون به بعد معمولا موجزات پیشنهادی با تحدیر همراه است اون گفت گرچه ظاهر آلمین این است که من الافرین و الاخرین ولی در بخشای فرابانی از همگریان بنی اسرائیل آمده است که گفت منظور آلمین اصل خودشونه یا در باری هسته مریم سلام الله لیها که این نلاستفاکه و تحرکه و استفاکه على نساء آلمین گفتن نساء آلمین اصل خودش است ولی اگر ما اون حدود و قیود را حفظ بکنیم ممکن است که این آلمین به نحوه مسلغم باشد حتی در جریان است مریم در جریان است مریم دوتا استفاست اون استفایه اولش که این وسعت را ندارد این نلاستفاکه و تحرکه اون استفایه فیل جمعه است که این صفت الله است صفیت الله است فیل جمعه بیل جمعه از اون استفاده نمیشه برد چون و تحرکه بعد آمده اونگاه و استفاکه دوم متعلقی دارد اون علال آلمین است این علال آلمین اگر چنون که تحرکه اول بود استفا دوتا استفاکه کناره هم بود ممکن بود بردو بخوره اما چون این تحرکه در وسط واقع شد معلوم شد این استفاکه متعلق این قید علال آلمین است این علال آلمین متعلق به این استفایه دوم است نه استفایه اول این استفایه دوم غیر از استفایه اول است استفایه اول یعنی تو صفیت اللهی برگذیره خدایی اما استفایه دوم یعنی خدا در بین تمام زنهاییمه زنان آلم تو را انتخاب کرده که بدون همسر مادر بشی خب این درسته نسبت فاطم زهرا صلوان مولانیو هم باز درسته این من ال اولینه و ال آخرین درسته یعنی در بین زنان عصر تو گذشته و آینده فقط تو را انتخاب کرده که بدون همسر مادر بشی نداجه به منظرتها و مقامهای معنویست بنابراین اگر هم این کلمه الال آلمین را بر اصلاقش باقی بگذاریم نشانه اون نیست که بریم سلامون لالی افزل از فاطم زهرا صلوان مولانیو هست چون سفیه بودن سفیه اول است اون که الال آلمین نداره این یکی که الال آلمین دارد معنوش این است که در بین همه زنان جهان چرا انتخاب کردیم که بدون همسر مادر بشدی این الال آلمین به اخیری میخورد یقینم برای که این تحرکه وسط فاصله است تحرکه نمیتواند الال آلمین باشد که چون تحسیس بهتر از تأکیده است این استفاهی دوم غیر از استفاهی اول است وقتی استفاهی دوم غیر از استفاهی اول شد استفاهی اول بشه نفسی یعنی اموش صفیت الله اما جهانی نیست دومی که استفاه است این استفاهی خاست است و اون برگذیدن خداست در بین همه زنان آلم که یک زنی بدون همسر مادر بشود یعنی این صفت را خدا به هیچ زنی نداد نداد قداشیدن آینده الال آلمین دیگره چون تکرار این نیست دیگر این عقل میگن قرینه لبی متصف مقدمه اول اینه که تأکید نیست تحسیس بهتر است تأکید مقدمه دومان است که این نفسیست یا غیری اگر نفسی باشد متعلق طلب نمی کند نفسی نفسیست اون میشه اولی میشه نفسی یعنی تو صفیت اللهی این دومی که تأکید نیست تحسیس است یه مطلب تازه است وقتی که این دومی مطلق است خب چرا اولی رو گفته پس معلومش اولی چیز دیگر است دومی چیزی دیگر این که تحسیس اولای از تأکید است میرد دومی یقینا چیزی دیگر است خب اون چیز دیگری که غیر از صفیت اللهی بودن نفسی مریم را میفهماند همین است که او را بدون همسر مادر کرده است الحمدلله رو برم