اینها تنفر بیدا کرد اینه که ملاحظه می فرمایید قرآن کریم به لحنهای مختلف با شیوه های مختلف انسان را از دنیا می ترسونه نهج و بلاغه را شما بگیرید مطالعه کنید شاید یک صفحه شو پیدا نکنید که مزمت دنیا توش نباشه این همه خطبه ها گاهی توی یک خطبه چندین بار راجع به این موضوع با چند لحن با چند شیوه بیان شد خب ملاحظه می فرمایید این کل خطبه های امیر المؤمنین نیست یک گلچی نیست از خطبه ها که به ما رسیدیم حتی کل خطبه ها هم نقل نشدیم گاهی خطبهی بوده مرمون سیده رزی قسمت های ازش انتخاب کردیم به خاطر اون ارز خاصی که داشتید به عنوان این که نمونه های بلاغت معرفی بشه و دیگران با سطح بلاغت کشیده بشند به نهجان بنابرای با علیه آشنا بشند با اون رابطه قلبی برقرار کنیم برحال ولی این قسمت همین قسمتی که هست شما ببینید چقدر تکرار شده راجع به این موضوع که چقدر اصحابش از دنیا می ترسن هر روز هر شب راجع به این مسئله تذکر چرا؟ برای این که می دونید اصل همه دردها همینه تا حب دنیا باشه هیچ فضیلتی در انسان باقی نمیده هیچ کمالی در انسان پایدار نمیده ممکنه انسان سالها زحمت بکشه کمالات مختلفی که هست کنیم اما همراهش یک سم میست کشنده همه رو نارود و گاهی نتیجه عکس میگه هست اینه که قرآن کریم بیام بر اکرم ایمعت ها سلامات الوالی مجمعین در تربیتشون روی این موضوع تکیه می کنند بیاناتی که دارن نمیدونید که دارن به مناسبت هایی به مردم توجه میدن که از دنیا به ترسید البته شما احتیاج به تذکر ندارید از دنیا به ترسید معناش نیست که کار نکنید دنبال عل نباشید دنبال سنعت نباشید دنبال تکنولوژی نباشید این ها معناش نیست معناش دلبستن به زخارف دنیاست دلبستن به شهبات دنیاست اصالت دادن به اینا بله همه اینا رو به خاطر آخرت میشه آخرت میشه آخرت تلوی بستگی به انگیزه انسان دارید برای چی آدم دنبال این ها به خاطر این که اینا رو دوست داره لذت میبره یا به خاطر این که انجام وظیفه میکنید اگر آدم زن بگیره صرفا به خاطر ارزای شهبت این دنیا خواهید علامتش هم این است که حلال و حرام دیگه برایش فرقی نمیکنید فقط ارزای میل حیوانیش رو میخواد از هر راهی شد اولین قدمش این است که آدم حدود شرعی را رایت کنه ولی مراتب بالاتری داره اصلا فقط به خاطر خدا و به خاطر اطاعت امر او به زندگی خانوادگی تندر بده چون خدا خواست اگه خدا نخواسته بود او این کار را نمیکرد بلو هزاری لذت داشت حالا اگه هزاری مشکل هم داشته باشه تعمل میکنه چون خدا دوست داره امروز که میبینید در دنیا قبل پایه زندگی و خانوادگی سوز شده برای این که لذت جنسیشون از راهی دیگه بهتر تهمین میشه دیگه خودشون را مقید به زندگی و خانوادگی نمیکنه این نشانه این است که ازدواج و همسر را به خاطر فقط لذت جنسی میخوند وقتی میبینن این لازمش سختی هاییست مشکلاتیست راه ها میبونن اما در جامعه اسلامی هرگز چین چیزی تا مسلمان هستن نخواهد شد تا عرضش های اسلامی وجود ده مشکلات زندگی و خانوادگی را تعمل میکنن به خاطر این که خدا دوست داره البته خدا هم از لطف خود لطفش لذت هایی در این کار قرار داده در همسرداری در بچهداری لذاعیز طبیعی و فطری خدا قرار داده ولی برام مشکلاتی هم دارید منظور اینه که اگر کسی لذاعیز دنیا را به خاطر خدا و به خاطر انجام وزیفه واجد بشه این عیب نیست این دنیا پرستی نیست اگر اسالت بده به اینا هدف بشه برای دنیا دنیا خواهید حالا پیغمبر اکرم سلام و آنوالیه در این عبارت به ابو زر میفرمایند یا ابا زر اگر میخواد بدونی دنیا چقدر عرضش داره و قابلیت داره که آدم دنبالش بره این مسر را برای تو میزن این بیان را توجه حوک به تو میگن اگر همه این جهان با این لذاعیزی که داری که این همه سرها برایش شکسته میشه عمرها در راهش داده میشه اگر همه این جهان به اندازه یک بال مگست یا به اندازه بال یک پشایی پیش خدا عرضش داشت یک جرع آبش را به کافر نمیداد اگر همه این نهرها و دریاها دریاها پیش خدا به اندازه یک بال پشای عرضش نگرداشد عرضش واقعی و اصیل هیچ وقت به کافر یک جرع آبش را نمیمشانید البته کافری که معاند است و از روی اناد حق را نپذیرفته مستزعف حساب شداز اون کافری که از روی اناد جهود میکنه و حق را زیر بار نمیده با خدا اعلان جنگ میده خب خدا به چنین کسی که ره نمی کنه پس چرا این همه تهای دنیا به کفار میده معنی که عرضشی برای تها قایل نیست این چیزی نیست اگر برای خدا به اندازه بال پشا برای ما اهمیت داشت یک جرع آبش را به کافر نمی نوشانید این که میبینید این تهای دنیا اینجور در اختیار کفار هست معنی که خدا به اینها عرضشی باید نیست اینها وسیله آزمایشی عرضش نیست اینها اینها وسائل آزمایشی اینها اصالتی نمیده مآیندکم یه نفرد همه اینها نابود میشید مآیند الله باق عرضش مالو مجتاییست که پیش خدا هست اونها را خدا یه جرع آبشم را به کفار نمیده چرا خدا خیلی بیرهمه روز قیامت کفار میگن التماس میکنند به اهل بهشت ام افیضو علینا من الما ام افیضو علینا من الما ام افیضو علینا من الما غیر اهلش نمیده اگر بده به کافر ظلم اون لایقتica مندر اما از اموال دنیا که در اختیار کفار قرار میده چون وسیله آزمایشی وقتی از این اموال استفاده میکنند بر اعذابشون رفتزده میشید وسیله آزمایش دیگه از اینا سوی استفاده میکنند بر گناهشون رفتزده میشه بر کفرشون رفتزده میشه بر اعذابشون رفتزده اون آیه شریفه هست که گمان نکنید که این انبالی که ما به کفار میدیم مالاینه که خیلی نارا دوست داریم میخواییم بر گناهانشون افزوده بشه تا بر عذابشون افزوده بشه به هر حال بیان را نگاه کنید تا را استدلال فلسفی نیست بیان موعزه است ببینید پیامر اکرم چجور با اصحابش سخن میگه تا اینها را نفرت بده از دنیا میفرماد وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ عبوذر که احتیاج به قسم نداری که یعنی اگر قسم نمیخوردن عبوذر باقی نمیگر به خاطر اینه که مطلب خواهید خیلی عجیبه جای این حرف هست که آدم باقی نکنه من و شما میحرفت بوشونو نخورد خیلی حرف عجیبیه البته ما کجا عبوذر کجا ولی به اندازه معرفت خودمون مطلب عجیبی به نظر میاد یعنی این همه تهای دنیا از اول خلقت تا حالا این همه معادن تلاو و نقره و ارز کنم که جوهرها و گوهرها و برهای قیمتی این همه معادن نفت زقار سنگ باغها و درختها و میوه ها و گلها کاخها همه اینا به اندازه یه بال پشه ارزش نداره خیلی حرف عجیبیه خب جا داره که باید قسم خورده اینجا یه وقت به ذهنت خطور نکنه که اینا مبالغه هست قسم به اون کسی که جان من به دست او هست مطلب همینه که میگم چیه اون مطلب لو اند دنیا کاند تعدل و عند الله جناه بعودتیم لو للامتنام اگر دنیا به اندازه بال پشه او ضبابم یا بال مگسی پیش خدا ارزش داشت ما سقل کافره منها شر بطن من ما یک جرعه آبشو به کافر نمیداد کمان که در آخرت چون آب بهش ارزش داره یه جرعه شم رو به کافر نمیدید اونجا حساب ارزش های واقعی است اما اینجا که داده معلوم میشه ارزش خدایی اینا ندارید اینا ارزش آزمایشی است من و شما ارزیم که به اینجا دلخوش میگونیم اون چی پیش خدا ارزش داره اموریست که اصحالت داره ثابت زوال هزیر نیست و اونا ت هاییست که برای قولیه خودش رخیره کرده رضا خدا الله اموریست که اصحالت داره و سلام علیکم و رحمت الله اموریست که اصحالت داره اموریست که اصحالت داره اموریست که اصحالت داره و فتر دعای چهارده همه صحیفه سجادیه این دعاهای صحیفه سجادیه بارا ارز کردیم شامل و حامل رقیقترین دقیقترین امیقترین معارف الهی و اسلامیست و دعای توسل را قراعت و زمزمه می کنیم یا وجیه هم در این درسته در این درسته در این درسته یک میغنون یک بام و یک بام یک آین و قرآن یک رهبر و یک ملت و دلهای با ایمان یک پرچم هفتاکی و یک سرزمین غیره یک مهدت و جمهوری اسلامیه یک مهدس PR Expression of Religious law textbook قائفه لیتفقه فی الدین فقه اولی محمد لیتفقه فی الدین و لینذر قومه اگه رجعون لیلهم لعله یکدارون وعلا آله قیرین قاهرین المعصومین لا سیما وقیت الله المنتظر ارواه نافداه ولا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم واسه ما در مسئله سه روم از مسائل مربوطه به اعمال پنجگانه مکه است که بعد از منا انجام میدهن این مسئله سه رومم محل ابتلاع شدیده مثل مسئله دوم عبارت امام رحمت الله علیه رو در تحریر الوسیله میخانم لا یجوزو تقدیم المناسک الخمسه ان متقدمه اون مناسک پنجگانه قبلی را که دو طواف است و دو نماز طواف است و یسعی این جایز نیست مقدم بدارن علل وقوف بعرفات و مشعر و مناسک منا اختیارن در حال اختیار قبل از رفتن بعرفات نمیشون اعمال پنجگانه مکه رو که بعد از منا انجام میدهن که بعد از منا هست قبل از رفتن بعرفات انجام بدن این در حال اختیار این خودش یک فرعه که ماروش بحث میکنیم اما فرعه دومی که دنباله همین مسئله است و یجوزو تقدیم لطواف چار طایفه استن که فرمودن میشه اینا رو مقدم بدارن از اولا ان نسا ازا خفن اروزل حیز اوه نفاس علیهن زنانی که میدونن زمان عادتشون بعد از منا است منا که آمد دیگه زمان عادتشون میشه و نمیتونن به جا بیارن میترسن یا باردار اعتمال میدهد در منا و زحم بکنه مثلا و در حال نفاس باشه و نتونون عمال مکر انجام بده بعد رجوع ولم تتمکن عبارت ولم تتمکنه در حالی که باید ولا تتمکن باشه فیل مزارع باید باشه لم تتمکن فیل مازیه لم برمیگردونه به مازی بعد از رجوع لا تتمکن تمکن ندارند من البقا علتوه نمیتوانند در مک بمانند تا پاک بشند تا اعمال مکر رو به جا بیارند نمیتوانند این اولش بود از ثانیه ارهجار و النساء ازا عجزو زران و مردم مردم و زنانی که نتوانند الان بر اثر پیری یا بر اثر نراحتی پا و امثال اینهاست اینها!! نمیتوانند بر اثر پیریه یا بر اثر نراحتی پا و امثال اینهاست نمیتونن ازا اجازو انترافه بعد رجوع ببینه بعد از رجوع به مکه آجزه لکسرت زحم او اجازو انرجوع الى مکه این او اجازو انرجوع الى مکه یعنی چه یعنی نمیتونن به مکه برگردن تسگیرش میکنن یا ما میگیم پرستار مریضیست که مریضه نمیشه راج کنی باید بمونه در همون منا تا این مریض یا طبیبیست که مراجعه زیاده نمیتونه ولکنه بیاد ولاخره تا آخره ماه زلحجه از منان نمیتونه بیاد مکه گرفتاره این گرفتاری ممکنه پرستاریش مریض نیه پرستاره طبیبه مریض نیست این تعبیرشون اینه او اجازو مستاق شما این پیده کردیم یا دستگیرش ممکنه بکنن میترسه او اجازو انرجو الى مکه این دوتا سه و من گروه از سال سر المرزا بیماران ارا اجازو انتباف همه بیماران ممکنه آجز نمشن بعضی بیمارانی هستن آجزن او اجازو انرجو الى مکه المرزا ازا اجازو انتباف بعد رجوع یعنی رجوع به مکه لل ازدهام آجزن او خاف منهو ببینید در اینجا هم علم کافیه هم خوف خوف به معنی احتمال اقلائیست جاهایی در اینجا هم علم دیگرم میگیم یقین داره به این که روزه براش زرد داره نباید بگیری یا خوف زرد داره خوف زرد یعنی یقین نداره احتمال اقلائی میدهد که روزه براش زرد داشته باشد اینجا هم یقین دارد که زهام اجازش نمیده یا میترسه یعنی احتمال اقلائی میگه ما گفتیم خوف حتی میتونی کمتر از زن نم باشه لا علم ولا زن هر احتمال اقلائی خوفه بنده از این جاده بروم احتمال اقلائی میدهم یه عده افراد سارقی باشند و مزاهمت ایجاد کنند این میگن خوف زرد علمم ندارم زنم ندارم ولیکن احتمال معتدن به میدم احتمال معتدن به این اسمش خوفه بنابراین یقین لازم نیست علا کل حالا در خوف علم و زن شرط نیست این رو خواستم بگم ندر باب وزو ندر باب غز ندر باب صوم ندر باب حد او خافو منهو یعنی خافو من از زهام زهام ارابه من یعلم انهو لایتمکن من العمال الى آخر زلحجه کسی که میدونه متمکن نمیشه این حال غیر از اوناست منهو لایتمکن من العمال الى آخر زلحجه است نه زنه خائزه نه نفساره نه مریضه هیچ از اینها نیست اما میداند متمکن به اهمال نمیشه با کدام؟ با هر شخص با خدا با خدا حالا اون عجزو بیاد انتقال کنیم عجزو انرجو الامکه یعنی رجال و نسائی که بر اثر کسرت سن نمیتوانن بیان نمیتونن تواف به جا بیارن یا پیر مرد و پیر زنی هست که اصلا نمیتونن از منا بیاد بمکه عاجزه لکسرت سن و غرف بدن اما این چارومی رو اون مثاله که من زدم برای این انتخاب کرده بودم اونجا گفتم لاریت مکن مثل این که پرستاریست که نمیتونه بیمارشی بلکنه این مثاله اینجا بیارید اونجا اتیاج نیست یا طبیبیست که برای طب باید سراغه افراد باشد و و نمیتونه ازازه بهش نمیدن یا میترسه دستگیرش کنن قدر جامعه همه اینها عاجز و خائفه خب ما در اینجا گفتیم دو فرد داریم یه فرد اینست مختار و آدم در حال اختیار نمیتونه نمیتونه اعمال پنجگانه رو قبل از عرفات به جا بیاریم یه فرد یه فرد هم استثناء این چار تایفه هست فیلن میریم سراغه فرعه اول یعنی در حال اختیار نباید قبلا به جا آهود این مسئله از نظر اقوال مشهوره ادعای اجماع هم درش شده که در حال اختیار نمیشه جلوتر به جا آبود ولی منال عجب اینکه چخصی مثل مرحوم شیخ توسی مخالفت کرده میگه نه میتوانی در حال اختیارم قبل از عرفات به جا بیاری میتونی بعد از منا به جا بیاری هر دوشت جایزه افضل اینکه بعدم به جا بیاریم ادعای اجماع های قوی کردن ولی شیخ مخالفت کرده و متاخرینم بعضی ها متزلزل شدن چون احادیث محکمی بر جوازه خالی یه مقدار اقوال بخونم براتون مرحوم صاحب مدارک در جلد هشتون صفقه صد و هشتاد و شش میفهمنه افضل یجب علی متمتع تاخیر و تباف و سعی متمتع باید تباف و سعی تاخیر بیاندازه حتی یقفه بالموقفه وقوف عرفات و وقوف مشعر انجام بده و یقضیه مناصکه منو مناصکه منو ده هم