موسیقی موسیقی و برای پیروزی و موفقیت رزمندگان من سوره فتح موسیقی دعای چهاره موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی 162 نظر پیشنهاد و انتقاد خود در باره برامه های رادیو معارف و یا هر گونه اختلال در دریافت صدای این رسانه دینی را می توانید با شماره 162 روابط عمومی سازمان صدا و سیما در میان بگذارید و یا به شماره 30162 پیامک کنید چه بحونه ای برای بیترفتنم بیارم جاده روبروم نشسته پایه برگشتن ندارم روایت اشق چجوری بگم که نیستی هم دل هم نیشه هم در جای خالی تا نمیشه با یه آم خاطر پر کرد به نام خدا سلام برنامه روایت اشق رو به پاس زحمات همه مادران و همسران شهده تقدیم شما میکنیم عزیزانی که در کنار مردان جنگ آشغان زندگی کردن و در این برنامه آشغانهای زندگیشون رو برای ما و شما روایتیم آشغان گرچه رفتند از این دشت اشق در باور باق منده است از قم لاله های بهشتی داق برپیکر باق منده است از این هفته قرار مهمون همسر شهیدی از شهده والا مقام باشیم که از مردان دلاور و نامی این سرزمین بود و هر کشوری از وجود چون این انسانهایی به خودش میباله و به اونها افتخار میکنه نام آن سربهای سرف راز بر بلندهای ایمان درخشید جسمشان سوخت در آتش اشق جانشان پر شد از نور توحید بسم الله رحمن رحیم من الهام هیدری هستم همسر سرداد شهید حسن تهرانی مقدم افتخار این رو داشتم که چیزی نزدیک به بیست و هشت سال در کنارشون در تمام فراز و نشیف های زندگیشون باشم از دل سرد این خاک خاموش مثل رودی خروشان گذشتن تا نهال شرف جان بگیرن در دل آتش از جان گذشتن در دل آتش از جان گذشتن از خانم هیدری خواستیم برای شروع از دوران کودکی و نوجوانی سردار حسن تهرانی مقدم برامون بگن تا با این شهید گرانقدر بیشتر و بهتر آشنا بشیم همیشه خودشون خیلی روی این نکته از زندگیشون متمرکبه هستن همیشه خودشون متمرکبه هستن متدعینی که داشتن در واقع این مسیر نشونداده شده بود توسط پدر و مادر گرامین شد اما خب بچه ها توی این مسیر به خصوص با توجه به اجتباطاتی که با مسجد جنب آقای لواسانی و بزرگوانان یه وجه هم خوبی که تشکیل داده بودن جوانان متدعین با شروع انقلاب اسلامی و با شروع و فعالیت هایی که در مسیر انقلاب انجام میدادن در واقع اینا توی این خط سیر قرار گرفتن هرچند که برادر و خوهر بزرگترشون قبل از اینها در دانشگاه چون دانشجو بودن توی این خط و توی این مسیر خانواده رو انداخته بودن به یه سبک و سیاقه اما هاچه هستن چون سنو سال پایینی رو داشتون زمان خب اختزای سنش اینطوری جا بیکرد که همراه خوهر و برادر بزرگترشون در این فروز و نشیب ها باشن باشون رو انقلاب اسلامی شکته در آقای مایه شکته در تزاهرات شکته در بسیاری از اتفاقاتی که در سال پنجه و هفت افتاد به خصوص در تهران ایشون حضور داشتن همیشه خاطره های دوران جوونی و نوجوونی شیرین و مندگاره به خصوص خاطره های نوجوونی و جوونی انسانهای بزرگ که بزرگیشون از همون دوران به چشم میاد یکی از خاطرات خیلی جالبی که خودشون برای بچه ها تعریف می کردم خاطرات شب نوزده برخمنه اگه اشتباه نکرم سال پنجه و هفت که وقتی ریخته بودن جوانان برای گرفتن پادگان نیروی هوایی اشون هم تو اون جمع شرکت داشتن وقتی دیوار رو همراه با انقلابیون خراب کردن و وارد پادگان شدن هر کدوم از کسایی که در واقع در اون جمع اعتراض کننده ها بودن هر کدوم رفتن طرف اون قسمت تسلیحات و در واقع یه سلایی رو انتخابتن بیشتر اونجا خب اون موقع سلای جهسه و کلتای کمری و اینا بود ولی حاجه ها در اون زمان بسنده نکرد به این سلاهای کچی همشه خودش بخنده این رو ترک می کرد که من رفتم یه سلاه خیلی بزرگ که بعدها فهمیدین یه قطعه از یه در واقع سلاه نظامی بزرگ یعنی اصلا به تنها هیچ کارایی نه ولی اون موقع چون هیچ اطلاعی از سلاه نظامی نداشت اون رو با قصوت پاینش در واقع ور می داره و می آره بیرون اتفاقا این رو منزل خودشون به اصلا قایم می کنن و فرد و صبح می آن یه واند می گیرن این رو می زرن پشت یه واند و تو شهر هر جایی که می خواستن در واقع بگیرن چون 22 بحمن روز پیروزی بود دیگه از اون 22 و 21 و اینها به عنوان یه سلاه قدرتمند در واقعشون در شهر منور می داد با دوستاشون و حتی در گرفتن صدا و سیما به همین وسیلهیم گفتن باز برین باز برین دیگه آقا خودشون گفت آتش با بعد می خندید گفت از این سلاهی ما نداریم به اسم آتش با در هر صورت می خواهم بگم که این فعیلیتی که ایشون در وجودشون بود و اون رو به قوه در وجود خودشون حفظ کرده بودن می که ایشون به چیزهای خیلی کچکی که همه راضی بودن ایشون راضی نمی شد و این این یه خاطره خیلی جایبی که خالا خودش تعریف می کرد و خیلی هم می خندید که ما به این وسیله رادیو تلویزون رو فرد کردر سات که اگه یکی اون گال رو ازش استفاده کنه که بلد بود همین که اصلا قطعات دیگه شون جود نداشت خواهیم بگیرن خواهیم تا که سیبیز شاخه بابر مقصدش را نشانه او بدهد حطر آن سیب را به خود گیرد به سهر هدیه در حضور بدهد منتشر می شود به هر گوش با ساوی از آخرین فریاد چشم آینده روشن از نورش می شود در طریقه می آد شهید حسن تهران مقدم از مردان بزرگ روزگار بود دلاوری شجا که برای این سرزمین فداکاری های بسیاری انجام داد خواستیم از فعالیت های این مرد بزرگ در اوائل انقلاب و شروع جنگ بیشتر بدونیم و خانم حیدری همسر شهید این طور برامون گفته این طور برامون گفته خب بیش از بیشتر دو سه سالی اون موقع نداشتن بین این سالها توامنده هاش رو در واقع برزه زهر گذاشت و جنگ هم سحنه بود برای آدم های توامند و ایشون هم در کنال بسیاری از دوستان خودشون مثل شهید خرازی، مثل شهید کازمی، مثل شهید شفیزاده خیلی بزرگواران دیگهی که بودن در کنال همدیگه و عملیات ها رو انجام می دادن و این که هنرمندانه خداوند به اونها کمک می کرد که خیلی تدابیر قشنگی که شاید کمتر نظامی که حالا تو این فنون خیلی هرفهی از این کار رو انجام بده اینها با این که یه بچه هایی بودن که از پشت میز بلند شده بودن اومده بودن در سحنه های نبرد هقل های باته به خاطر ارتباط خاصی که اینها با پروردگارشون با خدا داشتن خداوند هم زهنهای اینا رو باز می کرد و نورانیت عجیبی رو در زهنهای اینا ایجاد می کرد که اینها سحنه های فوقلادهی رو یعنی من احساسم این هستش که هنوز من سحنه رو توی تلویزون ندیدم که بتونی اون حقانیت سحنه های نبرد رو توسط این بزرگ مردانی که اون زمان سن و سال نداشتن نشون بده کردنش الان در شریعت آتی خیلی سخته اون موقع اینا براحتی با جون خودشون بازی می کردن فقط به خاطر این که بتونن در واقع اون رضایت ولایت رو بر یه خودشون بخرن تلاش ها زحمات بی نتیجه نمود به لحظه بعد چند سال دو سالی که از جپه و جنگ گذشت و اواملی مثل بنی سد رو دیگرانی که خب مانع بودن اینا هم جدا شدن از جپه و و شرایط مناسب شد خب الهم دارا پیروزی ها پشت سره هم دیگه پیدا شد و خودباوری ها در این جوانان به ظهور رسید در مسافه سهناک توفان ها سر فراز و استواری استاده ایم سخره های پرسلاوتی ماری ما به کوه ایمان تکیه داده ایم و در جنگ خیلی جانهای عزیز را از دست دادیم و خسارتهای مادی و معنوی زیادی هم تحمل کردیم اما یک چیزی در دل این ملت جوشید که اون برکاتش و عرضشش برای امروز و فردای این ملت از همه چیز بالاتر است و او احساس خودباوری ملی عظیم و احساس اعتقاد به این که اگر قول محور ایمان به خدا و عمل صالح یک ملت جمع بشووند معجزات نشدنی یکی پس از دیگری قابل شدن خواهد شد و حالا میخواییم بریم به بخش شیرین زندگی خانوم هیدری ازدواجمون در واقع سال 62 بود و ارتباطی که در واقع پیده کردیم از ابتدای سال 62 و در انتهای سال 62 ازدواجمون صورت گفت و ازدواجمون هم به این صورت بود که بازی که از دوستان شهید حاجه ها که به اسم عبدالرزا رشکریان بودن ایشونه که از دوستای سر میه حاجه ها بودن خیلی احساسات قشنگی رو هم شهید نصفت به حاجه ها داشتن هم حاجه ها نصفت به ایشون داشتن ما بعد از شهادت ایشون دست نوشته های رو پیدا کردیم که این عشق و علاقه که نصفت به این دوست بزرگ با ایشون داشتن رو توی این نوشته ها دست نوشته ها نشون داده بودن برادر عبدالرزا رشکریان در سالای 61 ازدواج میکنن با خوهر من و این ارتباط باعث میشه که در واقع حاجه هسان رو هم در این مراسم شرکت بدن و شرکت مادر ایشون که خود ایشون نبود مادر ایشون در اون مراسم باعث میشه آشنایی ما با مادر ایشون و این که ایشون از ما خاصه گذارده موسیقی خانم حیدری از مراهل خاستگاری و ازدواجشون برامون گفتن موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی ایشون مثلا با این قیافه مثلا بودن خاصه به بعد اگه ما از حاشقانوم شنیدیم که ایشون فیلی با حاج آقا در واقع سر این مسئله کل کل کرده داده که آخه ای چه لباساییه که شما پوشیدیم میخواییم گفته بودن که من ظاهر و باتم همینه اگه من اینطوری در واقع قبول میکنن من در واقع این مراهه رو ادامه میدم و پیش میرم من ظاهر و باتم همینه در صورت که اصلا شخصیت حاج آقا بعدها تو زندگی بر من صابه شد بسیار منظم بسیار مرتب یعنی وقتی که میخواستم برم پادگان کفششونو واکس میزردن میرفتن لباسشونو ست میکردم با هم دیگر رنگاشو یعنی هر روز روزی یک ساعت جلوه آینهشون نظافت شخصی داشت ایشون آدمی بود که اینقدر به ظاهرش اهمیت دارد ولی اون موقع که برای خاص کاری اومدن همه اینا رو بذاشته بودن کنا و گفته بودن که من همین طاره هستم خب ایشون اومده بودم ما دوستات خوهر بودیم همه با یکی دو سال فاصله با هم دیگه از لای پرده من پرده رو زنم ببینم این کسی رو که معرفی کنم قیافت شجوری هستش همون نگاه اول همون یک باری که من از لای پرده ایشون رو دیدم به حدی عشق و محبتش و علاقش به دل من افتاد که شاید مثلا اگر که ما بارها و بارها مثلا اگر همدیگر رو میدیدیم ما با هم صحبت میکردیم شاید این اتفاق نمیده چرا این مطلب رو میکردم؟ به خاطر این که اخلاس عجیبی رو در همون لحظه در ایشون دیدم موسیقی این برنامه روایت و عاشقانهی بود از زندگی سرکار خانم الهام حیدری همسر سردار شهید حسن تهرانی مقدم روایتی از عشق و دوست داشتن و فداکاری تا روایتی دیگه از آشغانه های این دو بزرگ بار خدا نگهداری ایشبختی تو خونه میوزه پنجر خواب ستاره میبینه پنجر خواب ستاره میبینه سه هزار پانزده پانزده ارسال کنید دست رسیب پشت سحنه برنامه ها دست رسیب آباها نباها و میان برنامه ها دریافت برنامه های جدید و پرمخاطب دست رسیب آخرین اخبار و اطلاعات معارفی همه و همه در ایتای راژیو معارف برای ازگیت در کانال راژیو معارف در پیام رسان ایتا فقط کافی عدد نوود و شش رو به سرشماری سه هزار پانزده پانزده ارسال کنید تا براحتی عضو خانوادی بزرگ راژیو معارف بشین پس اجل کن همین الان عدد نوود و شش رو بفرست به شماری سه هزار پانزده پانزده اد ساین اد ساین راژیو معارف راژیو معارف تکبیر ملت ایران نماد قدرت و عزت جهانی است معاونت سیاسی صدا و سیمال جمهوری اسلامی ایران حدف حمله متجابس قرار گره الله اکبر الله اکبر تکبیر ملت ایران فریادی است که قلب دشمنان را به لرزه درمی آورده الله اکبر مردم شریف ایران آگاه باشید آنچه که دیدی صدایی که شنیدی صدای متجابس به خاک بطن صدای متجابس به صدای حق و حقیقت است آنچه که ملاحظه کردی صدایی که شنیدی فضای قبارالوده استدیو این بانگ الهی پشانه ی ازت و اقتدار سرزمین پانزده پانزده پانزده پارسیانه است از مساجد تا خیابانها تکبیر ایران جهان را بیدار کرد الله اکبر الله اکبر الله اکبر ملت مؤمن ایران با این فریاد قدرت ایمان خود را به رخ کشید تکبیر نفقد یک صدا که نماد اتحاد و مقاومت این ملت است دشمنان از این فریاد زعف و زبونی خود را به چشم دیده الله اکبر الله اکبر الله اکبر جهان عظمت ایران را در این تکبیر پرشور و هماسی ستود این ملت با تکبیر پرچم حق را بر گله های زد و رفرا الله اکبر الله اکبر الله اکبر تکبیر ایران سرودی جاودان برای پیروزی سرفولندی ای چکاد سرفراز سرفولند آزاد ایران ای حسار استوار با ستار همزاد ایران ای دیار خرم همار آباد ایران ای ستیغ سرکشید از کمند بیداد ایران دریچهی به جهان روشنایی و معرفت جلوی از جامعه دینی رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت تا قرد و به اهل به روشنگر ماست اسلام همیشه سایه هست و سر ماست پیام بلاگت در خط محمد و ملی روح خدا نور دل اون خامن ای رهبر ماست نور دل اون خامن ای رهبر ماست در اظهارات استعمارگران همین کسانی که در دنیا حکومت می کنند کشورها حکومت می کنند با پولشون با رسانشون تروریزم به عنوان یک جنایت محصول می شود تروریزم به عنوان یک جنایت نامرده میشود اما تروریزم تروریستی برای این رژیم قبیص جنایتکاری عمر جایز و مباهی است دیگران اگر از حق خودشون هم دفاع کنند بهشون میگن تروریست اما رژیم قبیص سهیونیستی سریعا نسل کشی می کند کودک کشی می کند جمعیت زیاد رو می زند اشخاص رو به خصوص ترور می کند و میگه هم که من ترور کردم اما چشمان استعمارگران غربی روی این ها بسته است بهش لبهندم میزنند کمکم بشنند اما این رژیم قبیص سهیونیستی از خواهش را بسیارید دیگرانید می کنند ازش هم آیدم می کنند از سالها پیش رژیم سهیونیستی غیر از کشتارهای جمعی در شهرها و روستهای فلسطین که از همون عبائل شروع کرد و تا حالا ادامه داره علاوه ای بر اون یکی از کارهای رائج اونها ترور شخصیت هاست ترور آدم هاست ابو جهاد رو در تونست ترور می کنند فتیش قاقی رو در این کارهای رو در قبرست ترور می کنند احمد یاسین رو در غزه ترور می کنند اماد مغنیه رو در سوریه ترور می کنند تعداد زیادی دانشمندان اراقی رو در بغداد ترور می کنند بعد از آنی که بیس سال قبل امریکا وارد اراق شد شهده دانشمند هستهی رو در تهران ترور می کنند کارشون حرکتشون حرکت تروریستی واضح و امریکا حمایت می کنه دولت های غربی تعدادی حمایت می کنند بقیه هم تماشا می کنند دگاه می کنند در کمتر از دو سال حدود بیس هزار کودک رو در همین باره اخیر رژیم سهیرستی شهید کرد و پدر مادرهای اونها رو داغدار کرد کسانی که شعار حقوق بشر می دند دارند تماشا می کنند هیچکونه حرکتی در مقابلشون انجام می می دند ملت های دنیا عصبانی هستند نراحت هستند تا اونجایی که اطلاع دارند از بسیاری از مساحل از جنایات کشورهای دنیا ملت های دنیا اطلاع ندارند اینی که می بینید تو قیابان های اروپا و حتی امریکا علیه رژیم سهیرستی شعار می دند به خاطر اطلاعات محدود اونهاست اطلاعات بیشتری داشته باشند بیشتر از این هم می کنند نتیجه این حرفایی که ارز می کنم اینه که این گروه تبهکار باید از فلسطین ریشه کن بشده