تو هم برای فراموش کردی مثل امرا خواهیدی کردی زید اینو گفت و به نقطه نمعلوم خیره شد دوستان عزیز قسمت پایانی روایت قاسد واری مدینه رو از کتاب فراموشان شدید تا فردا و روایت تازهی از این کتاب خدا گردان موسیقی شهادت نامه موسیقی نسیم سوقاهی شاخه های نور را بردامن شب می نشاند و پگاهن به دنبال شبی که در اردوی هزبالله با یاد خدا سپری گشته است رخ می نماید موسیقی سوب خیشتند و بر پهندشت کربلا می گستراند و سینی فراد از سپیدی سهر نقل فام می گردند موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی امام حسین علیه السلام نماز را با یاران خیش می گزارد و انگاه در میان ایشان به سخن می استد و پس از سپاس خداوند می فرماید طقدیر و مشیط الهی من و شما را فرمان جنگ داده است تا در راه او به شهادت برسیم موسیقی پس بردباری پیش کنید و به جنگ برخیزید که هنگام نبرد با کفر است هنگام حضرتش همراهان اندک خود را چنان آرایش جنگی میدهد که گوی سپاه بزرگ را آماده کارزار میسازد پس زهیر ابن قین را در میمنه قرار میدهد و حبیب ابن مظاهر را بر میسره میگمارد و پرچمداری سپاه حق را به دست توانای برادر رشیدش عباس میسپارد و حجاج و علی المیسرت شمر ابن الجوشن و علی الخیل عزرت ابن قیس و علی الرجالت شبث ابن ردعی و الرایت مع ذوید بولاه و اقبلو یجولون حول البيوت فيرون النار تغطرمو فی الخندق فناده شمر با علاقه و قبل یوم القیامه فقال الحسین من هاذا که انه شمر ابن ذوی الجوشن قیل فقال لهو یابن راعیت المعدا انت اولا بها منی صلیا و رام مسلم ابن عوسجه ان يرمیه بسهم فمنعه الحسین و قال اکره ان ابدعهم بقتال انگاه به انوان اولین اقدام دفاعی انبوه چوبهای خندق پشت سپاه را با آتش میکشاند و خط دفاعی نیرومندی در پشت جبهه به وجود میابرد تا انقلابیون را از حراست خیمه ها بینیاز سازد در این هنگام حمله تعرضی نیرومندی در پشت جبهه با آتش میکشاند و امر سعد به همراهی سی هزار نفر در حالی که امر ابن حجاج بر ستون راست سپاهش و شمر ابن زرجوشن بر ستون چپ قرار دارند و ازرت ابن قیس فرموندهی سوار نظام را بوده دارد و شباس ابن ربعی بر پیاد نظام فرمون میراند و پرچم به دست نظام نظام را بوده دارد و امر سعد به سوی امام و یارانش حمله می آورد و بران می شود که از پشت جبهه این حمله را آغاز کنند که آتش مانه از نفوزانان می گردد و ناگهان شمر فریاد می زند ای حسین پیش از فرا رسیدن قیامت به آتش دوزخ روی آوردی ای حسین پیش از فرا رسیدن قیامت به آتش دوزخ روی آوردی و حسین پیش از فرا رسیدن قیامت به آتش دوزخ روی آوردی و می فرمایند نمی خواهم که من جنگ را آغاز کنم ویدیو باید بردارید ویدیو باید بردارید ویدیو باید بردارید ویدیو باید بردارید ویدیو باید بردارید ویدیو باید بردارید وانگاه روب سوی سپاهیان کوفه می بزارند و در برابر آنان قرار گرفته می فرمایند ای مردم در کار خیش شتاب نبرزید و لحظه گوش فرا دارید تا شما را به انچه که حق تان برگردن من می باشد پند و اندر زدم پس هر آینه جنیوش سخنانم گردنم پس هر آینه جنیوش سخنانم گردنم روب سوی خیر و نیکویی خواهید داشت و شنانچه پذیرای گفته هایم نگردید و از سخنانم روی گردن شوید همراهان خود را گرد آورید و کار را یک سره سازید همانو که ونی و مولای من خداوندیست که نازل کننده کتاب و پناه راستگاران است در این هنگام زنان خاندان رسالت سخنان امام را میشنبند و شیون و فریاد برمی آورند و صدای گریه آنان بلند میگردند امام به برادر رشید خود عبل فضل میفرمایند آنان را ساکت کن که از این پس وقت گریستن بسیار دارند و این هنگام گریه شن را افزونتر خواهند سخت و زاری شن را برمی دارند به درازاو خواهد کشید و لما سکتنا حمد الله و افنا علیه و صلا على محمد و علی الملائکتی و الانبیاء و خال في ذلك ما لا يحصى ذكره و لم يسمع متكلم قبله ولا بعده ابلغ منه في منطقه ثم خال الحمد الله لالله الذی خلق الدنیا فجعل ادام فنائن و جوال متصرفتا باهل احالا بعد حال فالمغرور من غرته و الشقی من فتنته فلا تغرنكم آل الدنیا فانها تقطع رجاء من ركن اليها و تخیب طمع من طمعا فيها و اراكم قد اجتمعتم على امر قد ازخدتم الله فيه عليكم و اعرضا بوجهه الكریم عنكم و احلا بكم نقمته و جنبكم رحمته ف الرب ربنا و بهت العبید انتم اقررتم بالطاعة و آمنتم بالرسول محمد صلی اللهم علیه و آله وسلم ثم انكم زحفتم الى ذره و عطرته تريدون قتلهم لقد استحوذ عليكم الشیطان فانساكم ذكر الله العظيم فتبن لكم و لما تريدون انا لله و انا اليه راجعون هاولای قوم کفرون بعد ایمانهم فبعدا للقوم الظالمین و چون آنان سکوت اختیار میکنند امام میفرماید سپاس خداوندی را که جهن را محل فنا و نیستی قرار داده و مردم را نظاره گرد دیگرگونی های ان ساخته است پس هران که دنیا در چشمان اویده و بزرگ نماید خیشتن را فریفته است وان که در دام فتنهای ان گرفتار شود شغاوت پیشی بیش نباشد فسی مردم بهوش باشید که این جهن شما را نفری بد چرا که این دنیا امید امید واران رو بدن آورده را نمید ساخته از مندن را نقش برا ساخته است بدرستی که میبینم برکاری هم داستان گشتید که خشم خداوندی از ان به جوش آمده و دامنگیر تن شده است چه نیک و پروردگاریست خداوند و چه بدنهاد بندگانی هستید شما ای کسانی که به بندگی او اقراب کردید و به پیام بری رسول خدا محمد صلوات الله علیه ایمن آوردید از چروی به خاندان او ستم را باداشتید بدرستی که شیطن بر شما چیره گشته است و یاد خدای را از درهایتن برده است پس بریده باد خواستهایتن و از درهایتن برده است و سید شهده عمه ابی و لیسه جعفرن طیار و عمی و لم یبلغ کم قول رسول الله لی و لی اخی هدانی سیده شبه به اهل الجمه ای مردم نیک بیندیشید و بنگرید که من کیستم آیا من زاده ی دختر پیامبرتن نمی باشم آیا من فرزند وسیع او و پسر امش علی نیستم آیا من فرزند نخستین ایمن آورنده به رسول خدا نمی باشم آیا همزه سربر شهیدن اموی پدرم نیست آیا جعفر طیار اموی من نیست آیا گفته پیامبر را درباره آیا از این افرادی من و برادرم به یاد ندارید به یاد ندارید که پیامبر فرمود حسن و حسین سرور جوانان بهشت می باشند فَاِنْ صَدَّقْتُمُونِی بِمَا اَقُولُ وَهُوَ الْحَقُّ وَاللَّهِ مَا تَعَمَّدْتُ الْكَذِبُ مُنذُ علِمْتُو اَنَّ اللَّهَ يَمْخُتُ عَلَيْهِ اَهْلَهُ وَيَضُرُّ بِهِ مَن اِخْتَلَقَهِ وَاِنْ كَذَّبْتُمُونِی فَاِنَّ فِيكُمْ مَنْ اِن سَأَلْتُمُوهُ عَنْ ذَلِكَ اَخْبَرَكُمْ سَلُو جَابِرَ ابن عبد الله الانصاری وَابا سعید الخجری وَسَهْلَ ابن سعد الساعدي وَزَیدَ ابن ارقم وَانَتَ ابن مهالف يُخْبِرُوكُمْ اَنَّهُمْ دَمِعُوا هَذِهِ الْمَقَالَةَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلِأَخِي اَمَا فِی هَذَا حَاجِدُ لَكُمْ عَنْ سَفْكِ دَمِي هر آیه نگمان می برید که در گفتهایم دروغی نوفته است در حالی که خود می دانم انچرا اظهار می دارم حق می باشد و هیچگاه خیشتن را به دروغ نیالودم اگر کشون این پنداری در باری گفتهایم دارید در میان مردم کسانی هستند که حقیقت را برای تن بازگو کنند از جابر ابن عبدالله انصاری بپرسید از ابا سعید خدری سآل کنید و یا از سهل ابن سعد سائدی و یا زید ابن ارقم و انس ابن مالک بپرسید تا شما را آگاه سازند و کلام رسول خدا را در باری ما باز شنوید فَقَالَ شِمْرُهُ وَيَعْبُدُ اللَّهُ عَلَى حَرْفٍ اِنْ كَانَ يَدْرِیم مَا يَقُوِدِ فَقَالَ لَهُ حَبِیبُ ابْنُ مُظَاهِر وَاللَّهِ اِنی اَرَاكُ تَعْبُدُ اللَّهُ عَلَى سَبْعِهِنَ حَرْفًا وَأَنَا اَشْهَدُ اَنَّكَ صَادِقٌ مَا تَدْرِیمَا يَقُوِدِ قَطَّبَعَ اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ در این هنگام شمر ابن زلجوشن فریاد برمی آورد که خداوند را با شک و تردید بپرستم اگر بدانم که چه میگویی ای حسین و حبیب ابن مظاهر اسدی در پاسخ او چونین میگوید به خدا سوگند که تو با هفتا درجه شک و دودلی خدا را میپرستی ای شمر من به خوبی میدانم که تو از انچه مولایم حسین میگوید ترفی نمیبندی چرا که خدا و دل ناپاکت را همچون سنگ ساخت کرده است ثم قال الحسین فان کنتم فی شک من از القول افت شکون ان ابن بیند نبی کم فوالله ما بین المشرق والمغرب ابن بیند نبی نظره غیری فی کم ولا فی غیر کم ویحكم اتطلبونی بقتیل من کم قتلتو او مال لکم استهلکتو او بقفاص جراحه فاخذو لا یکلمونه فنادا یا شبث ابن ابعی و یا حجار ابن ابجر و یا قیت ابن الاشعس و یا زید ابن الحارف هلم تکتبو الی انقدم قد اینعت استمار و خبر الجناب و انما تقدم على جندل کمجنده فقالو لم نفعل قال سبحان الله بلا والله لقد فعلتو امام به سخن خیش ادامه میرهند و میفرماویند اگر در قذیرش گفتارم دودل هستید و ادعایم راونه میرهند آیا شک دارید که من زاده دختر پیام براتان می باشم؟ به خدا سوگم که در تمامی بسیط زمین جز من شخص دیگری فرزند دختر رسول خدا نیست. وای بر شما، مگر من قاتل فردی از شما هستم که می خواهید انتقام خون او را از من بگیرید، و یا اینکه پنداشتید سروتی را از شما گرفتم که شمشیر بر من کشیده اید؟ هیچ کس پاسخی نمی دهد، حتی شمر. امام ندادر می رهند که ای شبس ابن ربعی، ای حجار ابن عبجر، ای قیس ابن عشقس، و ای زید ابن حارسه، مگر شما ننوشتید به سوی مابیا که هنگام میوه چیزید؟ و بره برداری فرا رسیده است. به درستی که لشکریان آراسته ای را در رکاب خیش خواهید. آیا عهد و پیمان خیشتن را فراموش کرده اید؟ و هنگام انکار می کنند. ثم قال ایوه الناس، اذا کرهتمونی و دعونی انفرف عنکم الی ممنی من الارض، فقال له قیس ابن الاشعب اولا تنزل على حكم بني عمت فانهم لن يروك الا ما تحب ولن يصل اليك منهم مكروه فقال الحسين انت اخو اخیک اتريد ان يطلبك بنو هاشم اكثر من دم مسلم ابن عقید لا والله لا اعطیهم بیدی اعطاء الذلین ولا افر فرار العبین عباد الله انی عوذت بربي و ربكم ان ترجمون اعوذ بربي و ربكم من كل متکبر لا يؤمن بيوم الحساب ثم انا خراحلته وامره عقبت ابن سمعان فعقلها امام میفرماویند چرا به خدا سوگند که شما شنین کردید در این میان قیصب نش از فریاد برمی آورد ما نمیفهمیم تو چه میگویی سلاه تو در این است که تسلیم خواستهای اموزادگانت شوی و امر بنی امیر را گردن گذاری به درستی که آنن چیزی را جز آنچه تو دوستاری پاداش نخواهنداد و هیچ گزندی از آنن به تو نخواهد رسیدید امام میفرماویند ای غیس آیا میپنداری که بنی هاشم جز خون مسلم ابن عقیل خون دیگری راستو بخواهند به خدا سوگند که هیچگاه دست مزلت به سوی امیران تو دراز نخواهم کرد و چونان بردگان نیز از جنگ با آنن روی بر نخواهم تاست به خداوندی پناه میبرم که پروردگار من است خداوندی با آنن روی بر نخواهم تاست پیام ولاگت پیام ولاگت پیام ولاگت پیام ولاگت پیام ولاگت پیام ولاگت پیام ولاگت پیام ولاگت پیام ولاگت