در واقع شام مبعث از مدینه خالد شدن بسیاری اینکه تا سید و شهده رو احزار کردن به اون جلسه حضرت زهره متوجه شدن که ایک اتفاق مهمی باید افتاده باشه و با تعدادی همراه زهره اومدن بسیاری از جوانانه بینیمهاشه میشن فهمدن که شما بیرون باشید بیرونه اون دارول برحال اماره و اگر من مثلا خطر پیشنو سزای کردم شرحی بیان بکنم که منجا نرسید حضرت با این تمهیدی که اندیشیدن مروان جسارتی کرد که به ولیده نوت به اصرار میکرد که الان بیعت بگی و الان حسین از دست در برای دیگه نمیتونی دستش بیاری حضرت ایک پاسخه کبندهی به مروان دارد که مثلا تو میخوایی جلی منو بگیری بعد برحال حضرت خروجشون یکی دو روز مانده به آخر ماه رجب هست و رسیدنشون به مکه سبام شبان خود این نشون میده که حضرت خیلی سریع رفتن خود پنج روز پنج شش روز خودشون به مکه رسوندن مسیری که به صورت عادی دقیقا ده روزی راه بود دیگه حضرت تقریبا ده روزی مثلا پیامه سر واله انگامه هجرت صبح چهارم ربیعال اول سال اول هجری حضرت از قارثور خالد شدن دوازده ربیعال اول رسیدن به مدینه و اینکه از بیراهم رفتن پیامبر از مکه به مدینه چیز حدود تقریبا نه روز طول کشیده و جالم اینکه عبادالله سلام روز از مسیر هم رفتن مثل عبدالله ابن زبیر از بیراه نرفتن خود این روی که برحال یک حرریتی است از مسیر رفتن اما سریع میرفتن با اینکه با خاندان هم رفتن زن و بچه و خاندان اطرافیان اینها برحال مشهور هم نیست سبوم شعبان که روز بلادت خود حضرتم بوده حضرت رسیدن به مکه و از سب بعضی سواره بعضی پیاده یا نه همه سواره این مسیر پنج روزه مقاعدت همه سواره بوده باشد چون برحال حضرت محدودیتی در تأمین مرکب قاعدتن نداشتن دیگه چون هنوز نه جنگی هست نه زیق اقتصادی مثلا هست از سبوم شعبان تا هشتم زلحجه چیز حدود چهار ماه و پنج روز چهار ماه و پنج روز حدوداً عبابدال سال و مقاعد در مکه بودن سال شننده از این راجبه این چهار ماه و پنج روز هست چرا میبینیم هشتم زلحجه شروع خروج حضرت هشتم زلحجه و دیگه اومد ترویه روز که حاجی ها کم کم داشتن میرخواد به سمت عرفات حضرت به عرفات نرفتن محرم نشدن به احرام و حج بعد که ناچار شدن از مکه خارج بشوند به سمت اراق و توی این چهار ماه و پنج روز حضرت فعالیتهای خیلی زیادی داشتن یکی از مهمترین فعالیتهای این که با مردم مخصوصاً مانان مختلفی که میامدن به مکه برای عمره و سبس برای حج دیدار داشتن روشنگری داشتن تبیین داشتن نماز جماعت قامه می کردن بزرگان میامدن و پشت سر حضرت اختیام میکرد و حدود جایگاه عبا عبدالله سبت پیانبر و حالا وجههی که حضرت نزده مردم داشت از این رسانه یا حج استفاده میکردن استفاده میکردن و جالبه که عبدالله ابن زبیر هم همزمان به مکه آمده بود اما کسی به سراغون نمیره و با وجود عبا عبدالله کسی به اون نگاه نمی کرد و همین آمل حسادت او بود و همین آمل بود که او خیلی راغب بود که عبا عبدالله از مکه زودتر خارج بشه دارد و لذا مشبق بود به عبا عبدالله که برهان حضرت به سمت اراق و کوفه بره و در این حال برای اینکه متهم نشه که نه من مثلا غصتی چیزی ندارم بگفتن در این حال اگر اینجا بمانید من با شما همراه خواهم کرد و اینها خود حضرت فرمودن که به وضع همراهانشون فرمودن که این معاید از که هرچی زودتر من از مکه خارجشون برای اینکه رقیبی برای اونجا نباشه برحال فعالیت حضرت بخشش این بود باید از افزار جهاد طبیعی روشنگری برای امت بزرگان استفاده می کردن حقائق رو بحث یزید رو وضعیتشو به نمیر و امثال اینها رو و اینکه اسلام به چه روزی افتاده از زمان رحلت پیامر تا به امروز تا بعد این پنجه سال چه گذشته از اینها همه بیان می شود سخنرانی های داشتن در جمعه برحال بزرگان مسلمانان غیر از این بخش دیگرش هم همطور که در بحث مسلم نقیل اشاره شد برخواه برای مردم کوفه که کوفیان چون یک مهد و بستری برای تشیعه بود دیگر زمانه هجرت امیرال مؤمن سلامانانه به کوفه کوفه زمینه حضور تشیعه داره زیاد فراهم شد و اینها آماده بودن برای قیام و همراهی نامه می نوشتن دعوت می کردن کسان از کوفه می آمدن با حضرت ملاقات می کردن در همین دوره ای که عبا عبدالله سلامانانه در مکه هست هیچده هزار نه هیچده هزار نامه برکه هیچده هزار امزا حالا معلوم نیست پای هر نامه چند نفر اینکه برکه امزایی رئیس قبیله به منظری امزای اعضای قبیله هم بود و برها هیچده هزار نفر در واقع اینها اظهار کردن که ما همراه هستیم آماده هستیم نماندگانشون می آمدند و بلیزا عبا عبدالله سلامانانه در نیمه رمزان مسلم نقیر رو فرستادن به کوفه برای اینکه برها مقدمات در اینجا فراهم بشه به اعتگیری بشد و اینها اصلا از که شروع شد دیدارها و نامه ها؟ این هم باز تاریخ مشخصی ندارد طبیعتاً بسیار طبیعی در همین مدت یعنی از شعبان به بعد تو نبود که مردم به مکه فقط برای حج بیان که در ماه حج بیان که برای عمره هم می آمدن مکه ایک مرکز بود برای رفت آمد و لذا همین که متلع شدن مردم کوفه از این که عبا عبدالله سلامانانه در اعتراض به خلافت یزید از مدین خالد شده این دیگه خبر که رسید به کوفه کم کم اونها احساس کردن که خب یک پناهی یک ملجعی یک مرجعی در واقع پدید آمده لذا اتصال برقرار شد بین مردم کوفه بزرگان کوفه با عبا عبدالله سلامانانه و به تعبیر مقدمات قیام عبا عبدالله در همه دوران اقامتشون در مکه محیع شده حضورشون در مکه در ثبت شعبان تا هشتمه زرحجه که اونجا در اون چار ماه و پنج رو این گونه اقدامات در واقع صورت گرفت و روز هشتمه زرحجه که حضرت از مکه خارج شدند یک روز مانده به شهادت جناب مسلم هست یعنی مسلم هنوز شهید نشده حضرت از مکه خارج شدند در مسیر رسیدن به منظر فعلبیه یا منظر زرود و اونجا اونطور که در بحث مسلم گفته شده په این که به از کوفه آمد و خبر شهادت جناب مسلم رو و هانی رو به حضرت رسوند با این وجود خب حضرت ادامه مسیر دادن از اون منظر منظر به منظر رفتن تا برهانوز حوادث پیش آمد و وارد کوفه نتونستن پشنر به کربلا اون بحث دیگریست که حالا چطور حضرت چرا حضرت با وجود خبر شهادت مسلم باز ادامه مسیر دادن به زنده استاد وقتی حضرت در مکه تشریف دارن این این بحث اقدام یزید برای ترور سید شهر علیه السلام در شهد سهد دارن بله این که قرارونه صحیحه و اصلا علت خروج ابو عبدالله صلی اللہ علیه و سلیم از مکه همین نکته است یعنی به حضرت متلشتن یزید کسانی برای ترور فرستاده یعنی بحث ترور یک شیوهی بود که خب امروزم توسط اسرائیل خب به مون رأس ترورست ها انجام میشه یزید وقتی که دید که فعالیت حضرت غیر گسترده شده و اینها راهی جزی نداشت که این صدا رو خاموش بکند کسانی و فرستاد مخفیانه اینها مسلح وارده مکه بشن و دستور ترور حضرت داشتن و حضرت خارج شدن برای این که میفرموندن که من نمیخوام حرمت این خانه با ریختن خونمن شکسته بشه دونکت بود هم ریختن حرمت مکه و حرم در واقع باید حرمتش حفظ میشد اینجا خونی نباید ریختن میشد نکت دوم که شهادت مثل عبا عبدالله صلی اللہ علیه و سلام نباید خاموش باشد عبا عبدالله یک جن دارد و در صورتی باید بزله به اسلام بکند که بیشترین آثار رو داشته باشد و اون ترور شدن در مکه کجا و شهادت با اون رشادت و شجاعت و اینها که در تاریخ صدا کرد در کربلا کجا و لذا این که احیانا به حضرت نصیحت میکردن که شما کفیان به پدر شما برادر شما وفا نکردن نرید و اینا کنید اینو میفهمد که من نمیخواهم اون کسی باشم که اون بزرگی باشم اون کسی باشم که خونش در اینجا ریخت خواهد شد این کسی در اینجا که شاید اون خبری که رسیده بود نازر باشد به همون کشت شدن عبدالله زمین در مکه که بعدن اتفاق افتاد یه سوال دیگه هم استاد تو این زمینه داشتم خدمتتون اونم این که اگر نامه های مردم کوفه به سیدو شعد علیه السلام نمیرسید و این دعوت اتفاق نمیفتاد حرکت بعدی حضرت چی بود با توجه به این بحث توتعه ترور خب خروج از مکه داشته باشن بعدش آیا برنامه خاصی بوده در منابع چیزی داریم تحلیل حضرت حالی چیه باید تحلیل کردید چون که برحال یک بستری زمینه فرهم شد به تعبیر بخوام تشبیه بکنم امیر المؤمن سلامالله بعد از قتل اسما مردم ریختن در خانه حضرت فرمود در خطب شخصی لولا حضور الحاضر و قیام الحجه به وجود ناصر لالغیت حبله الاغاربه اگر حاضران نیامده بودن با من بیعت نکرده بودن خب من به این خلافت ظاهری که پشوانی نداره راقب نیستم حضرت در واقع امام بود اما خلافت ظاهری در صورت اینست که یارو یا بری داشته باشد ابا عبدالله همینطور از کوف کسانی اظهار آمدگی کردن فقط حجت تمام شد که حضرت خارج شد و رحبری رو احتیال بشد اگر بر فرض بگیریم که حضرت انقدر تنها میموند که از آلم اسلامی کسی کسانی افراد مؤتنانو بهی مثل خود قریب ماندن امیر المؤمن سلامالله بعد جلیان سقیفه که حتی چهل نفرم نایمدن پا برکا اگر همین وسائل برای ابا عبدالله سلامالله پیش میامد طبیعتا حضرت بعدد و در مکه هم اگر خوف ریخت شدن خونش اومد طبیعتا خارج میشدن منطقه طبیعتا به جای میرفتن که اونجا بتوانن بهتر ایفای نخش بکنن حالا مثلا ممکنه که بعضی از یمنیین میامدن پیشناد میکردن به مثل تر ماه و امثال نهار گفتن که بیاد در منطقه ما کوهای بلندی هست و کسان هستن که به شما یاری برسونن به جای امنی حضرت طبیعتا میرفتن تا بهتر ادامه فعالیتشون داشته باشن باز احتمال جنگ بود استاد یعنی با توجه به اینکه یزید حتما دنبال بیعت سیدو شاده بود برای مشروعیت بخشیدن به حکومتش بله به تعبیری ابا عبدالله سلام الهالی کسی نبود که به مثلی مثلی لایه بایه مثل یزید این مربوطی به این نیست که فقط کوفی هم بیان یا نیان بلکه حسین با تمام ممیزات و مشخصاتی که ابا عبدالله سلام الهالی مثل من با مثل یزید بیعت نمیشه یزید باطل محضه حسین حق محضه این ها با هم جمع نمیشه طبیعتا بیعت صورت نمیگره ولو بیعت تقییعی این صورت نمیگره با مثل یزید چون تقییدی بود بر مسیری که اصلا کاملا داره از اسلام خارج میشه فعلا اسلام از سلام میشد دیگه و اونجا دیگه باید دید که حضرت چه حرکتی میکردن طبعا در درون مکه نمیموندن حالا ممکنه با در خارج مکه در گیر استاد بگیره و حضرت غریبانه به شهادت برسن یا مثلا بسن به جای امنی پناه ببرن خیلی ممنونم از حجتالستان و بلد مسلمین جنابای دکتر محمد رزاد جباری استاد بزرگ بارمون که با سبر و حوصله و پاسخهای دقیق و علمی خودشون همه ای ما رو بهرمند کردن و قدردان همراهی گرم و سمیمانه شما شنبندگان عزیز برنامه پرسمان تاریخی هستیم تا یک برنامه دیگه همه شما رو به خداوند منان میسپارم ایرینی علای خسابش که عالم پرز فرهاد تو باشد که عالم پرز فرهاد تو باشد جهام را رغبت شور جنونیست جهام را رغبت شور جنونیست مگر حضرت از این درسته مگر حضرت از این درسته تاریخ مگر حضرت از این درسته مگر حضرت از این درسته مگر حضرت از این درسته مگر حضرت از این درسته مگر حضرت از این درسته مگر حضرت از این درسته مگر حضرت از این درسته اشرا می شنوی سلام من به محرم به قم و قصه مهدی به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی سلام و درود بر چشمهایی که برای حسین علیه السلام عشق بارند سلام بر دلها و قلبهایی که شیوه عشق بازی با کربلا و آشورای حسین رو بلدن سلام بر قدمهایی که برای جاودان موندن هماسه حسینی برداشته می شن سلام به شما ارادتمندان حسین علیه السلام که شیوه عشق بازی با کربلا سلام بر دلها و قلبهایی کربلا سلام علیه السلام سلام علیه السلام سلام بر دلها و قلبهایی کربلا سلام بر دلها و قلبهایی کربلا سلام بر دلها و قلبهایی کربلا سلام بر دلها و قلبهایی کربلا سلام بر دلها و قلبهایی کربلا و جوهتون قرار بگیره اما در مباحث کارشناسی این برامه در خدمت جناب حجت الاسلام و المسلم دکتر محمد صابر جعفری هست این نویسنده و محقق و مدرس محترم حضور دانشگاهی دکتر سلام علیکم روز شما به خیل باشه و تصدیق ارز می کنم فرارسیدن ماه محرم بسم الله الرحمن الرحیم خدمت حضرت علی همکران محترمتون و شنواندگان عزیز من هم ارز سلام و تصدیق دارم سلام علیکم زنده باشیم و امیدوار هستم که انشاءالله هرچه می گذرد به ظهور نزدیکتر بشیم و انشاءالله شاهد اون جلوه زیبای ظهور باشیم و منتقمان خون مظلومان امام حسین علی سلام باشیم زنده باشیم انشاءالله این ماه ازارو هم به صحبت مقدس آقا جانمون صاحبمون حضرت ولی اصر اد جلالله تعالی فرجه و شریف تسلیت ارز میکنم که روز جمعه روز اون حضرت هست و انشاءالله که از دعاشون بهرمند بشیم و خداوند دعای حضرت رو در حق ما مستجاب بفرماید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی و یکی دو مورد انشاءالله اشاره بفرمایید و نام مبارکتون که انشاءالله تو این برامه سبت و زب بشه و جزوه آشغان امام حسین علیه السلام باشیم همه ما اما یکی از موضوعاتی که دوستان در باره قیام حضرت عبی عبدالله علیه السلام مطرحه تو ام بودن نهزت امام حسین با موضوع طبیعینه این که امام حسین رو فقط به روز آشورا نباید شناخت اون یک بخش از جهاد حضرت سیدو شهدو علیه السلام هست به طبیعین او به امرو معروف و نهی از منکرش و توضیح مسائل مختلف در مناب و عرفات باید حضرت رو شناخت که ما سعید داریم به این جمعه انشاءالله بیشتر بپردازیم به حضور استاد جعفری عزیز که از دانششون انشاءالله استفاده میکنیم آی دکتور در اولین برامه از کجا میخواییم شروع بکنیم یه مقدمه ی زک بفرمایید که این جهاد طبیعین اصلا معنی و مفهومش چی هست و حضرت از کجا این جهاد رو آغاز کردن و به کجا انجامید سرانجامش بله بسم الله الرحمن الرحیم الله الله فی الجهاد به انوالکم و انفسکم و السنتکم فی سبیل الله آقا امیر المومین در وسیعتی که به فرزندان عزیزشون و به هر که این وسیعت میرسه در کنار اون توصیهی که فرمودن همیشه یاور مظلوم و دشمن ظالم باشید در کنار توصیه هایی که در باره قرآن و ایتام و همسایگان و اینها و مورد مختلفی که مستحضر هستید داشتن یکی از توصیه های مهمشون اینه الله الله فی الجهاد به انوالکم و انفسکم و السنتکم فی سبیل الله خدا را خدا را در نظر بگیرید یا این که حتما حتما یادتون نره که چه کنید که با انوال جانتون در راه خدا جهاد کنید اما این فقط نبود فقط این نبود که با انوال و جانتون جهاد کنید بلکه بخش دیگرش اینه که و السنتکم و زبانتون و تبینتون در این راه مجاهدت کنید و تلاش کوشش کنید و همین عبارت عبارت ایست که فی صحبت های حضرت آقا با انوان مستند پیامی ایشون تو حوضه جهاد تبیین به کار بردن بارخواه بله که در واقع اون تعبیر جهاد تبیین که ایشون به کار بردن از این گرفته شده درست یعنی این سفارش وسیعت و دستور آقا امیر البامنین که همه ما موظفیم در راه خدا مثل شهده هایی که با جانشون جهاد کردن مثل عزیزانی که در طول تاریخ با انوالشون انفاخ کردند و جهاد کردن یه بعد دیگر جهاد هم جهاد چیه؟ جهاد تبیین البته جهاد تبیین صرفا به گفتار نیست به این نیستش که فرض ما روشنگری بکنیم آگاه سازی بکنیم افشاگری بکنیم نسبت حقیقت در مقابل باطل و فقط مثلا بگیم بنویسیم فقط این نیست گرچه اینم هست اما یک بعد هم بعد عملی این کار هست در مقابل شبهات انحرافات هم باید گفت و روشن کرد با بینات با تبیین روشن و همینم که اون عمل و رفتار هم خودش روشنگره اینی که حضرت علی فرمودید قیام موموسین علیه السلام جهاد موموسین علیه السلام همینها با هم بود در واقع اماموسین علیه السلام در اون تبیینی که فرمودن هم تبیین گفتاری بود که در طول این دوره زندگی شریفشون چه در دوره حکومت معاویه و چه بعد که اونها خواستن برای یزید بیعت بگیرن چه در اون دوره چه دوره های مختلف عمر شریف حضرت اماموسین علیه السلام رو مثل امام مشتبه علیه السلام مثل امیر المومنین مثل خود صحبت مقدس رسول الله ما در جهاد تبیین میبینیم هم با گفتار هم با رفتار آی دکتور این جهاد تبیین مخاطبش هم عموم مردم بودن هم جامعه خواست دیگه بله بله شما خوب اشاره کردید مثلا بسه خطبه در منا رو که فرمودید خطبه در منا