برکرانه فران تبین معارف آشورایی توسط استاد جوادی آمولی گرفت داغ تو مولا تمام آدم را کجا برم دلی از داغ تو فراهم را قمت و روشنیه چشم و جان من مولا نمیده هم به هزاران بهاریم برنام بسم الله الرحمن الرحیم فهلیل گران قیام سالار شهیدان سالار شهیدان سلام الله علیکم هر کدام به نوبه خود گوشه از اثرار این جهاد جاودان را تبین کرده هم ولی بهتر از همه سخنان خود اون حضرت است که مفسر اهداف سیاسی قیام جهانی خود اون حضرت خواهد بود برای حرمت حداد این چنین فرمو که اگر در سراسر دنیا جایی برای زیست من نباشد من دست از این حدف بر نمیدارم این سخن به اون معنا نیست که اگر کسی مرا راه نداد من نیازی به کمک کسی ندارم این سخن به اون معنا است که اگر همه مرا راه ندادم دنیا مرا تخدع کنند و بگوین راه تو باطل است من میدانم راهم حق است این گونه جهان بینی در مکتب های بشری نیست فرمود لولم یکن لی که دنیا مل جهان ولا معنا لما باید تو یزید ابن معاویه وقتی به ارض این دنیا هر طرف رسوندن که هجاز آشوب است یمن امنی است اراق در تبوتها به شورش می سوزد مناطق دیگر نارام است فرمود اگر همه مردم دنیا یک سخن بگوین و مرا از این مبارزه بازدارم می فهمم همه مردم دنیا اشتباه میکنند و حق با من است این که همه مردم دنیا مرد تفکر جز به وحی الهی استناج ندارد ممکن نیست یک خردمند بتواند بگوید اونچرا من فهمیدم صحیح است و اونچرا که همه مردم روی زمین فهمیدن باطل است این شهامت برای یک اندیشمند بشری مویسر نیست ولی یک معصوب می تواند بفرماید اگر همه مردم روی زمین مرا تخده کنند می دانم حق با من است و همه در اشتباه هم به براغرش ابن همفیه فرمود لولم یکنلی خید دنیا مر جعن و را معوار لما بایعتو یزید ابن معاویه در وسیعه از نامش که به ابن هنفیه مرغوم فرمود در صدر اون وسیعه از نام معارف الهی را ذه کرد فا اون من به وحدانیت خدا به اصحاف الهی به معاد خدا شهادت می دهم به رسالت جدم شهادت می دهم به جریان قبر و جریان بعد از قبر شهادت می دهم اینها عقیده من است اونگاه فرمود غیام من جا حلبی نیست شهرت تاریخ شدن نیست مفسد جوی نیست آشوبگری نیست لم اکروج اشرن ولا بطرن ولا لالمن ولا مفسدا فرمود حدف دنیایی ندارم که نام مرا ببرن و نظم جامعه را به هم بزنن این چنین نیست بل خرچ ترگ اورید و اسلامیه امت جدی اراده از امر بالمعروف و انها عن المنکر و اسیر بسیرت جدی و عبی علی ابن عبی طالب فرمود هدف من اصلاح جامعه است نه اصلاح فرد می خواهم کشور را اصلاح کنم و این هم با امر معروف و نهی از منکر حاصل می شود و این راه تازه ای نیست که من ترک کرده باشم این همون سیره رسول اکرم و پدر جرامیم علی ابن عبی طالب سلام الله علیه ماست سیره یعنی همون سیر و حرکت این ها حرکت خاص داشتند من همون مسیر را تهی می کنم فمن قبلنی بقبول الحق فالله اولا بالحق و من رد علی حاضا اسبرو حتی یغذی الله تعالی بینی و بین القومه بالحق فرمود هر کس سخنان مرا پذیر و حق اولا بالقبول است و هر کس سخنان مرا رد کرد من سبر می کنم معلوم می شود سبر به معنای سکوت نیست اون که ساکت است ساکن است نه سابر سکون فضیلت نیست سبر است سبر است که فضیلت است فرمود اگر کسی حرف مرا رد کرد این چنین نیست که من از تنهایی حرین بگیرم و دست از قیام بردارم بلکه سابر است معلوم می شود استقامت و حایداری تا مرز شهادت به نام سبر است اون که ساکت است سابر نیست اون هم تشریح خواهد شد که که اون که اهل قیامه است سابر است اون که تا مرز شهادت می کوشد سابر است و اون که آرامه است از فضیلت سبر محروض است در این وسیعت حضرت راهش را مشخص شد فرموند من فقط تیره و روش جد و پدرم علی ابن عبی طالب سلام الله علیه ما را ادامه می دم ببینیم علی ابن عبی طالب سلام الله علیه که ردشی داشت حضرت یک سخن در باری دنیا دارد و یک کلام در باری خلافت به حکومت و زمان دارید در باری دنیا این چنین فرموند فرموند هرگز خود را به علی نزدیک نکن تو اون مرخوبی هست تو اون مرخوبی هست فرموند این کلام در باری دنیا دارد فرموند این کلام در باری دنیا دارد فرموند این کلام در باری دنیا دارد وقتی خلافت را از حضرت غط کرده اند فرموند به من بسیار سخت گذشت از این که مردم با من بیعت نکردن بر من خیلی سخت گذشت سبر تو به فعل حلقه شجا به فعل عین قضا اراد تراسی نه ده فرموند از این که مردم به من رعی نداده اند یک استخامه از این کلام در باری در باری دارد فرموند مقام مرا گرفتم یعنی اون معنویت به ولایتم را گرفتم یعنی اون امامت معنوی را از من رو بوده اند اون که قابل قصد نیست پس این سه سخن وقتی کنار هم جمع می شود نتیجه می گیریم که مقام های معنوی حضرت در اخیار خود حضرت بود هرگز قصد نشد این یک مطلب دنیا با همه زرق و برقش توان نیرنگ نسبت به حضرت را ندارد بله که حضرت در تحت تعقیب اوست که هر جا او را ببیند شلاغ بزند این دو مطلب و از این که مردم با او بیعت نکردن استخان جلوجیر شد و خار کشم حضرت شد این سمتر معلوم بشود زمامداری مردم و رحبری جامعه جز این مقام های آخرت از نه دنیا اگر جز ای دنیا می بود حضرت او را طلاق داده بود این نظیر سلطنت نیست این حاکمیت بر مردم یک مقام دنیایی نیست اون که به دنبال این سمتر است صالح این مسئولیت نیست خرمود از این که من نمی توانم جامعه را اصلاح کنم این استخان استنباهیم در گلوی من روشن می شود که این یک مطلب عبادی است نه یک مطلب دنیایی این سیره امیر المؤمنین ده و در وصیت سالار شهیدان هم آمده است که من همین راه علی را می رویم این یک مطلب بحث دیگر آن است که چرا حسین ابن علی قیام کرد و ابن عبی طالب در آغاز غصب خلافت قیام نکرد حضرت فرمود مرا توی این که من را قیام کردیم دوری خانه نشین کردم که جز اعضای خانوادی من و احل بیت من احدی معینویاور من نبود و اینها پرچمداران رهی بودن من نمی خواستم اینها از بین درود فرمود من زنت ورزیدم حاضر نشدم که حسن و حسین کشته شدم اینها یک برنامه حاضر نشدم زینب کشته شده اینها یک برنامه داره ما اصولا طوری نیستیم که در جنگ از مرگ بترسیم یا خود را حفظ کنیم دیگران را به جبهه بفرستیم این چنین نیست ما از همون آغاز انقلاب آماده جنگ به شهادت بودیم فرمود سیره ما را شما در جنگ ها دیدید و قدم رسول الله از احمر البعث و احجمن ناس قدم احل بیتهی و وقع به هم احجم ناسده از خوابهو حرل از سنت و سیوف فرمود روش ما خاندان پیغمبر این بود که در زمان جنگ اول از خود می گذشتیم این عبیدت ابن حارس است که قبلن شهید شد اموی پیغمبر حمزه است چون عبیده در بحر شهید شد حمزه در اهود شهید شد برادرم در موته شهید شد قتل عبیدت ابن الحارس یوم بعد و قتل حمزه یوم اهود و قتل گعفر یوم موته پس ما از شهادت و رهلت باکی نداریم اما در این گریان که خلافت را از من قصد کردن فقط اهل بیت من می بودن هیچ یاوری نداشتن و اینها هم حاملان وحی بودن سعی کردم اینها بمانن تا در موقع لزوم برنامه ها را اجرا کنن ولی حسین ابن علی سلام علیه یاران فراوانی پیدا کرد هفتاب نفر کم نیستن اون هم در بین اینها کسانی بودن که سحابه سحابه رسول اکرم علیه آلاف و تهید و سنا را ادراک کرد این هم دو مثل سالار شهیدان در این قیام راهش را مشخص کرد فرمود به این که همون طوری که پدرم معابیه را ناساله می دانه است و در زمان قدرت دست از شمشیر بر نداشت من پس هر او را ساله نمی دانم دست از قیام بر نمی دارم چون در این وسیعه حسین ابن علی راهش را مشخص کرد فرمود همون راهی که پدرم رفت می روید همون راه را حسین ابن علی هم رفت در نهج البلاغ می خانی که امیر المؤمنین فرمود ما نمی خواهیم کشور بگیرید ما باید این داخله را اصلاح کنیم بعد انقلاب ما خود به خود سادر می شود حرق امیر المؤمنین با دیگران این بود که اونا به فتوه کشورگوشایی و خاکگیری بودن و حضرت به فکر اصلاح مردم بود فرمود ما اگر یه امت صالح داشته باشیم دنیا اصلاح می شود نیاز نیست ما لشگر کشی کنیم و خاک اونا را بگیریم شما چه رفتید ایران را گرفتید چه کردید غیر از آن از که بعد از شما ما آوی جای شما نشد ما اگر داخل را اصلاح نکنیم اگر هم به خاک دیگران بتازیم بعد از ما امویان و مروانیان می آیم این دو طرز تفکر بود بین هسته امیر و دیگران اونا به این فکر بودن خاک بگیرن حضرت به این فکر بود که دیانه ها را اصلاح کنن فرمود چه حاجت که ما لشگر کشی کنیم ما آدم خوبی باشیم می شویم اولگو مردم مردمه بفهمن تا مردم نفهمن ممکن نیست جامعه اصلاح بشه این دو طرز تفکر بود بین امیر المؤمنین سلامالله و بین پیشینیانی یعنی دومی تلاش بیکرد لشگر کشی کنن و خاک بگیرن و حضرت می فهمد این کار صحیح ما اگر آدم خوبی باشیم مردم اصلاح کنشون بعد در نهج البلاغا فرمود من خیلی فکر کردم که آیا ساکت باشم یا با معاویه بگنگم تمود ضرب تو انف حاضر امر و اینهو و قلب تو ظاهرهو و باطنهو من مسئله جنگ و سل را خوب بررسی کردم زیر رو کردم صدر و ساغش را بررسی کردم و اینهو آغاز و انجامش را متعالی کردم ببینم می شود با معاویه کنار آمد یا نه دیدم دو راه وجود دارن یا جنگ یا باید معاویه کافر باشه این حرف از حرف های بلنده علده همه حرف هاش بلنده تمود من خیلی فکر کردم ضرب تو انف حاضر امر و اینهو و قلب تو ظاهرهو و باطنهو فلم ارالی فیه الا القتال اویل قفر بماجابه رسول تمود یا معاویه اللہ باید باید دست از دین بردارن یا باید بجن همین بیان را حسین ابن علی در یریان کربلا داره فرمود به این که اگر زماندار مثل یزید باشد که باید فاتحه اسلام را خوند این هم یک مدت اونگاه حضرت نصیحت ها را کرد اثمام و حجت کرد بعد البته مبارزه را آغازی به ادهی فرمود سر این که نصیحت در شما اثر نمی گذارد برای که شما پشت پرده فرید زندگی می کنید بینکم و بین المعدته هجاب من الغره شما اون طرفی دیوار غروری مؤذه در شما اثر نمی کنند این پرده فرید روی چشم شما لذا مؤذه در شما اثر نمی کنند و دنیا در چشم شما زیباست در حالی که شما بالاتر از آنید که دنیا برای شما جلده کنند شما انسانید می می خواهید به عظمت به سر ببرید اما سر این که حسین ابن علی سلام الله علی فرمود اگر همه مردم دنیا یک طرف باشن و من یک طرف باشم می دانم حق با من هست برای آنست که حق را انسان نباید از دهن زیب و قلم امر بگیمد یا خود باید اهل براهان باشه یا اگر اهل استدلال و براهان نیست مستقیمن از معصوم بگیرند اونها که اهل براهانند به دو دلیل اونها که اهل استدلال نیستند به یک دلیل اونها که اهل براهانند هم براهان قدیقی اقام می کنند که معصوم وجودش ضروریست بر هرچه معصوم فرمود حجت خداست و هم اصل مسئله را با براهانی جمع می کنند که بین عقل و نقل جمع می کنند اونا که اهل براهان نیستند فقط باید از معصوم حرف بگیرند در جریان جنگ جمل اده زیادی در سطح اماویان بودند حارس ابن حوت به امیر المؤمنی علیه السلام عرش کرد یا علی این همه مردم بر باطل هم و ما بر حقیم فرمود انکه نظرت تحت اکر و لم تنظر پوگ اکر ف تعرف الحق و تعرف من اتابه و تعرف الباطل و تعرف من اتابه تو سربزیری تو فقط خاک را میبینی تو پاین را نگاه کردی تو سر بالا نکردی تو بالا را ندیدی تو نمیدانی حق چیست تا بفهمی حق با کسی اگر کسی روش زیستش را از گفتن زید بگیرد با حرف امر خارج خواهد شد این از بیانات نورانی امام صادق علیه السلام است من دخلت فیها زدینه به رجال اخرجه و رجالون آخرون اگر کسی با تبلیغ زید متدیده یعنی شد با تبلیغ امرم برمیگرده فرمود تو اهل استفلال نیستی که ببینی حق یعنی چه تا بفهمی حق با کسی تو فقط جلوی پاتو میبینی اینکه نظرت تحتکه و لم تنظر فوقکه فتعرف الحق و تعرف من اتابه و تعرف الباطل و تعرف من اتابه تو چه میدانی حق چیست تا بفهمی حق با کسی تو چه میدانی باطل چیست تا بفهمی باطل با کسی یا باید یا باید اهل برحان باشی یا باید به معصوم سر بسپاری من چون این نیعلا و بینت من ربی حق را مثل شمس میبینم اگر همه علیه من سفارای کنن میدانم حق با من همین معناد در وسیعت سالار شهیدان آمده است فمود اگر همه مردم روی زمین علیه من سفارای کنن من میفهمم حق با من است و همین بیان در بیان فرزند حسین ابن علی یعنی این بیان در بیان یعنی امام امت آمده است بقیه این که اشون رو از اراق بیرون کردن احدی از کشورهای بزاهر مسلمان هم اون رو راه ندادن فمود اگر از دریا به دریا از فرودگاه به فرودگاه هم منتقل بشم و بهجرت کنم همین حرف میدنم بعد حارس ابن حوت ارشد من میخواهم مانند سعید و مانند عبدالله ابن عمر اعلان بیترفی کنم فمود اعلان بیترفی که کار نشد اینه هما لن ینسر الباطل و لن یخسر الحق هرگز به این فکر نباش مثل سعید باشید مثل عبدالله ابن عمر باشید اینا یه انسانهای بیورزه ایم اینا نه حق را یاری کردن نه سعی کردن باطل را تضعیف کنن بیترف بودن در جریان جنگ حق و باطل فقط و فقط نشانه سفاحت است یک صفیح میگوید به من چه وگرنه یک انسان خردمن نمیگوید به من چه اولا میفهمد حق چیست و باطل چیست ثانیان میفهمد حق با چیست و باطل گراه چیست سالسن دست بشمشیر میکنن فمود مگر عبدالله استعید کار خوبی کردن اینا نه ارزه داشتن که حق را یاری کنن نه کمک کردن که باطل تضعیف بشدن اینه هما لن ینسر الباطل و لن یخزر الباطل مگر اونم راه شد که تو راه اونها را تیه کنی همین بیان را حسین ابن علی در سیره کربلاش داشت فمود مواد در زمان جنگ بگوید ما بیترکید اگر احساس بیترکی کردید بیتفاوتی به انسان بیتفاوت صفیه است فمود مگر این هم هانر شد که کسی بگوید من محافظ کارم مگر جنگ دو باطل است یا فقط و فقط جنگ حق است علیه باطل همون بیانش امیر المؤمنین سلامون علیه بحارس ابن حوت فرمود که راه سعید و عبدالله ابن عمر را تیه نکن همون راه را حسین ابن علی در جریان با عبیدالله ابن حرد جوفی فرمود حسین ابن علی سلامون علی همون حرکه علی ابن عبی فالب زد اولا بکشید که این جریان حسین ابن علی را خیلی آلمان و خردمندان بررسی کنید دیگر به این فکر نباشید که با یه سلسل مسائل سنتی این دهروز را بگذرانید حضرت در وسیعتش فرمود راه من راه علی خب امیر المؤمنین دیدید بهارس ابن حود چه کرد و او چه فرمود فرمود تو پایین نگاه کردید بالا را نگاه نمی کنید کاری که عبدالله ابن عمر کردید انسانی بی تفاوت است اون راه را نرو همون کار را حسین ابن علی با عبیدالله ابن حرد جوفی کرد حضرت در بین راه کربلا هر روز نرسیده به کربلا فبود این شیمه مالک چیه ارستدن مال عبیدالله ابن حرد جوفیه حضرت نماینده شفر استاد فرمود کشور بین حق و باکله بیا حسین ابن علی را یاری کن عبیدالله ابن حرد جوفیه گفت من یادای محافظ کاریم دیدم خوپه در لبه دو خطر هست گفتم اگر با حسین ابن علی باشم که دنیای من در خطر هست با اندیان باشم که آخرت من در خطر هست من ابدا بیرون همینجا کار را دادم ولی کمک مالی حاضر هست این عصبم اون سفرم اون شمشیدم اون نیزم وقتی این پیام را به حسین ابن علی سلام الله علیه ما رسیدن حضرت فرمود من شخصا خودم در رویم که اون را احیا کنم با اینکه حضرت نیازی کندن به ناتر نداشت دیگر در شده آشدا که هست داسترین شبهای محرم بود ثبوت هر کس خواست در عوض آزاده ما هیچ کترا با تحدید یا تطمیل نیابردیم و اینجا هم غیر از شهادت خبر دیگر نیم و بعدش هم اصارت هست این توییز که خاندان شهدار گرامی بدارم که من همه خطوص را به شما گفتم و هر کس خواست در عوض آزاده اونا ارز کردن نموت و معک پس حضرت خیلی برای جمع یاران انتماس نمی کرد ولی برای نجات دادن یک انسان برای هدایت یک انسان شخصا تشریف برد در خیمه اوبایدالله ابن هر جوفی برد برد حالا یا بچه ها را به هم راه برد یا بچه ها هم حرکت کردن اوبایدالله ابن هر جوفی می گوید من وقتی دیدم حسین ادلالی آمده بچه های او دور او حلقه زدن یک منظره آتفه انجیز کم نزیدی دیدم خیلی در من اثر کرد از در مسائل آتفی ولی همون حرف را گفتم گفتم شخصا به جبهه نمی آگر ولی کمک مالی حاضر است حضرت این جمعه قرآن را خوند که فهمود فهمود ما از آدم گمراه کمک نمی خوند همون راه علی ابن عبی طالب را حسین ابن عبی رفت و همون راه حسین ابن عبی را فرزندش امام امت رفت حضرت بعد از گریان سل به یکی از نماینده هاش نامه منویسرد می فهمود اکنون که با دشمن سوری کردی ولی او کن الحذر کل الحذر بعد سلیمه بعد سلح که ما عدو بکیم وقتی با دشمن سوری کردی کمال سردمندی را داشته باش چون دشمن گاهی نزدیک می شود که قاتل گیر کنه خیلی خوشگمان نباش تا آخرین لحظه دشمن را دشمن بیدن در داخل نسبت به یکی با دشمنی بگنگید در خارجه نسبت به بیگانه با دشمن بگنگید این کار آسانی همون با یک دیگر نگنگید با دشمنی درونتون که نسبت به دیگری دارید با او بگنگید دیگری دا دشمن ندارید او شیعه است او برادر شماست با او اختلاف نکنید اتع بالتیه احسن تیزل لذی بینه بینه عدابتون که انهو بلیگه در بخش دیگر هم فمود اتع بالتیه احسن اینها گوشه های از تحلیل نهزه سالار شهیدان است امیدواریم خدای صبحان توفیق اون که با معارف اسلامی را بشد پیش به همه ما مرحمت کنه اگر معلوم شد سر نهزه حضرت سالار شهیدان چیست اونگاه معلوم شد که چرا اصرار دارن که ما برای حضرت گریه کنیم این روایت از امام صادق سلام الله علیه بود وقتی یک صبحی در محضر امام صادق سلام الله علیه نابارک سید شهدان برده می شد لم یورم متبسمن فیضال کردی اون تا آخر اون روز دیگه حضرت لبخند نداشت ناله برای حضرت عشق برای حضرت عشق برای حضرت هر جا هستی محافظ را گرانه بداریم یک مقداری در این ایام زخیره تحییل کنیم برای عبدمون هر جا هستیم حسینیه ها را پر از جمعیت کنیم ناله کنیم برای حسین ابن علی چون هر برکت و شرطی نصیب کشور اسلام شده است به برکت کربلا بود لذا امیر المؤمنین به حسین ابن علی می فرموید تو مایه ریزش عشق هر مؤمنی الان لعنت الله على قوم زعلم بس یعلم الذین لرمون ایام غلطین ینقلبون اللهم ارزقنی اللهم ارزقنی شفاعت الحسین یوم البروم اللهم ارزقنی اللهم ارزقنی اللهم ارزقنی شفاعت الحسین يوم البروم شفاعت الحسین يوم البروم يوم البروم شفاعت الحسین