روز باید سبر کنم و دندان روی جگر بگذارم صفیه دست راستش را زیر چونه گذاشته و قرغ حرفای دلهم بود کمی که گذشت برخواستم و به سمت زهر رفتم کنارش ایستادم و به ریگستان روبرو خیره شدم سنگهای سیاه از میان ریگها سر براورده بودند وقتی زهر دید کنارش ایستادم پس کشید حسنه نداشت با کسی روبرو شود شاید هم نمیخواست کسی را در دلشورهی که داشت شریک کند حتی مرا که شریک زندگی و مادر بچه هایش بودم لپایش بسته و به هم فشرده بود دریغ از یک کلمه رفت و گوشه نشست و مثل تفری مادر مرده زانوهایش را بغل کرد خرشید به شدت میتابید و زمین را میسوزند و زهر گویا خشک شده بود نهرکتی نمیدوند نهرکتی نمیدوند نهرکتی نمیدوند اینطور میخواهد میخواهد سرش در لاک خودش باشد تنهای تنها و کسی اوقاتش را بیشتر از آن تلخ نکنند صدا از هیچ کس در نمی آمد صفیه منتظر ادامه که حرفای در هم بود اما همسر زوهاییر ابن قین خسته تر از اون بود که بتونه دیگه حرفی بزنه تعریف ادامه ماجرا به روز بعد مکول شد دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب فراموشان خدا نگهدان موسیقی سدا میخواهد رایی مندگاه جلوی از جامعه دینی رایی مارف دریچه ای به جهان روشنایی و مرفت رایی مارف سدای فضیلت و فطرت سرگشتگان کویت پروای سر نداروند سرگشتگان کویت پروای سر نداروند آشفتگان موید از خود خبر نداروند آشفتگان موید از خود خبر نداروند پار سایان بر درگه تو بحریست از آب چشم اوشا خلق جهان از آن رو در رب گذر نداروند حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و شلالله علی محمد و آله طاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان خدا به هممون توفیق بده اهل اطاعت از دستورات هزارات معصومین علیهم سلوات الله باشیم برنامه پارسایان بشیم برنامه پارسایان بشیم یکی از مهمترین دستوراتی که به ما دادن مراقبت از بیت الماله نکنه تخطی بکنیم از این دستور و دست درازی بکنیم به آنچه که حقمون نیست امام باغر علیه السلام از مولامون پیامبر خدا صلی اللہ علیه و آلهی وسلم نقل میکنن که پنج دسته هستن که اون پنج دسته رو هر پیامبری که دعاش مستجاب مستجاب میشود لعنت کرده هست هر پیامبری که دعاش مستجاب میشه این پنج دسته رو لعنت کرده اون پنج دسته اینها هستن یک اون کسی که در کتاب خدا آیه رو زیاد بکنه خدایی نکرده کسی که سنت و روش پیامبر گرامی اسلام رو لها بکنه کسی که قضاب و قدر خدا رو تکذیب بکنه چهارم کسی که حرمت اهل بیت اسمت و تهارت رو نگه نداره و پنجم کسی که انوال عمومی رو به خودش منحصر بکنه در انوال بیتلمان در چیزی که مال همه مردم هست اختصاصی مصرف بکنه این مورد لعن همه پیامبران مستجاب و دعوه قرار گرفتن پناه به خدا میبریم مخصوصا مسئولین محترمی که در این نظام مقدس به برکت خونه شهدا و فداکاری های مرحوم امام و مردم به قدرت رسیدن برای خدمت گذاریه به مردم باید مراقبت بکنن نکنه از انوال بیتلمان استفاده اختصاصی در غیر از اون جهتی که به اونها اجازه داده شده انجام بدن خدا به هممون توفیق عمل انایت کنه انشاءالله به دوس فرد دل زندار قفلت را باید ستون مسیم اون خدا رحمت کنه مرحوم امام رحمت الله علی خیلی به ایشون مراجعه می شد قبل از انقلاب که آقا شما رساله عملیتون رو چاب بکنید اده از مردم مقلد شما هستن میخوان احکام و نظر شما رو بدونن و طبق نظر شما رو بدونن و طبق نظر شما رو بدونن و طبق نظر شما رو بدونن نماز خودشون رو روزه خودشون رو وظایف خودشون رو عمل بکنن مرحوم امام می فرمودن من حاضر نیستم از وجوهات برای چاپ رساله خرج بکنم هر کسی تقلید میکنه وظیفه داره رساله تحییه بکنه خب اگر میخواد رساله تحییه بکنه که به وظیفه دینی خودش عمل بکنه باید پول بده و رساله رو بخره من از پول وجوهات به کسی رساله هدیه نمیدم مراقبت میکردن دقیقه در بیت المال داشتن نقل میکنن تا ابتدای انقلاب مرحوم امام رحمت الله در منزلشون تلفن نداشتن خب کسانی که شهرستان بودن دور بودن اعتراض میکردن میگفتن ما نیاز داریم میخواییم با شما ارتباط داشته باشیم شما تلفن نیاز دارید اما مرحوم امام رحمت الله میفرمودن پول بیت المال نه خرج رساله باید بشه نه خرج رساله باید بشه نه خرج تلفن باید بشه تا آخرش یه بازاری متدیین آمد گفت آقا من یه تلفن میخوام بخورم به اسم شما و در خانه ایشون نسب کرد که مردم دیگرانی که کار داشتن میخواستن ارتباط بگیرن تلفن در دسترس مرحوم امام رحمت الله علیه باشه در ایامی که مرحوم امام در جماران بودن بسیار اتفاق میفتاد آخر شب ایشون از منزل خودشون میومدن سمت دفتر و چراقهایی که اضافی روشن بود رو خاموش میکردن بعد فردا مسئول مربوطه رو توبیخ میکردن که چرا این چراقها روشنه نه بیتلماله اسرافه برای چی اینجور رفتار کردید مراقب بیتلمال بودن خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله حاج آسین قمی رحمت الله علیه به طلبه هایی که اهل درس و بحث بودن یک کمک هزینه تحصیلی میدادن فرزند ایشون هم خوب جز طلبه ها بود و این کمک هزینه تحصیلی رو بهش میدادن یه وقتی ایشون متوجه شد که یکی از این فرزندانشون به صورت رسمی منظم درس نمیخونه رفته داره کارهای دیگری انجام میده بهش اختار کرده بود فرموده بود من نمیتونم برای این که تو زندگی تو بگذرانی از وجوه شریعی که برای امام زمان علیه السلام هست در اختیار تو بگذارم اگر درس میخونی بله این کمک هزینه تحصیلی رو به تو میدم اما اگر درس نمیخونی باید بری یه کسب و کاری پیدا بکنی و مخارج خودت رو خودت به اهده بگیری اینجور از بیت المال مراقبت میکردن حتی اگر فرزند خودشون هم باشه یکی از شاگردان مرحوم آیت الله میرزانش معامولی نقل میکند که یه وقتی منزل ایشون مشرف شده بودم خدمتشون خب اون آقای آبدارچی که بود اونجا زحمت میکشید چایی گذاشت جلوی کسانی که اینجا نشسته بودن یه دفعه دیدیم مرحوم آیت الله میرزانش معامولی از جا بلند شدن تشریف بردن داخل اندرونی با یه استکان چای برگشتند برای خودشون چای او بردن خب ما برامون عجیب بود که این چای جلو ما گذاشتن ایشون رفته برای خودش از داخل چای او برده بعد فرموده بود این چایی که از داخل او بردم از مال شخصی خودمه اون چای بیت الماله میخواستم از مال شخصی خودم چای استفاده بکنم گره ما فهمیدیم چقدر مراقبت میکنه ایشون در استفاده از بیت المال حضرت آیت الله جوادی آمولی حفظه الله نرمی فرمایند یه وقتی به دیدن مقام معظم رهبری رفته بودیم خب جلسه ای بود و صحبت میکرده و به زهر منتحی شد بعد از نماز صفه نهار رو که انداختن آقازاده مقام معظم رهبری هم اونجا بود ایشون رو کردن به آقازاده شون گفتن شما تشریف ببرید داخل منزل غذا بخورید آیت الله جوادی آمولی حفظه الله میگن من خدمت مقام معظم رهبری ارز کردم خب حالا ایشون هم باشند با هم غذا میخوریم نهار میخوریم آقا فرموده بودن نه این غذا از بیت الماله ایشون وجه نداره از بیت المال بخواد غذا بخوره داخل غذا هست میرن غذایی که از مال شخصی خودمون تحیی شده رو بخورن اینجا شما مهمان ما هستید غذای بیت المال باید استفاده بکنید اینقدر بزرگان ما در استفاده از بیت المال مراقب هستند یادم میاد در یکی از برنامه های پارسایان این رو نعر کردم که مرحوم آیت الله مشکینی رحمت الله علی برای این که بعضی وقتا که میخواستن تهران برن برای جلسات خبرگان ماشینی در اختیار ایشون بوده راننده و محافظ سندلی اقب خالی بوده میخواستن خانواده خودشون رو همراه ببرن تهران او به کار خودش برسه و ایشون در جلسه نکه راه اضافی برای اون خانواده برن برای این که فقط سوار بکنن خانوادشون رو از مسئول کل سپاه اجازه گرفته بودن که این ماشین برای بیتلماله برای سپاه شما مسئول هستید اجازه هست من خانواده خودم رو سوار بکنم اینقدر علمای ما نسبت به استفاده از بیتلمال مراقبت میکردن خدا کمک کنه به همه ما مخصوصا مسئولینی که در این نظام مقدس جمهوری اسلامی زحمت میکشند مراقب بیتلمال باشند انشاءالله موسیقی عزیزان شنونده پارسایان رو شنیدیم سیده از موسیقی سیده از موسیقی سیده از موسیقی سیده از موسیقی سیده از موسیقی سیده از موسیقی سیده از موسیقی گفت این خاک همال است که خوب خواهد شد روز خار خورد و گریزی به تل غم درد صدا زر زینبا بیا جنوده من درم پرورشش میدم و داداش اینجا کجاست ما رو آمدیم پا به این زمین رسید دلم گره زینب گفت یک روز از این تفهی غم خوار من تو ببینی که نشستن روی پیکر من بی بوزو موی مران لفظ کلد یک نامه لحظه ای بعد ببینی بروی نیسر من روز خار روز اینجا میخواد زمین میلرزید آسمان سرخ شد و عرش و بریل میلرزید تا که از داغ اصیری هرم گم نسید شانه های پسر امن بنیل میلرزید گم ناموس من اینجا به سارت برم به سوی شام برم راه جزارت برم جلوی جشم من نیزه بشین زخمی چادر زینب کبرام به قارت برم و پرد جنار رفت و دین زینب و زنز میدان پدری میخوامم ای اهل حلم میره حلم دارم ای اهل حلم میره حلم دارم سکای حلم سید و سالار نیام و باز پرد کنار رفت و دین زینب جوانان منیم حاشب بیام علی را بردر خیمه رسامید همه جمع قدم هست یه روزه رونام بگم و باز پرد کنار رفت و دین زینب بگم نالت برم بشه گلم تام ندار هرم آم ندار اتش ندارم از مالا گرده دل صفتا گرده و برای بار آخر پرد کنار رفت و دین زینب سریع به لنگزه بودند در برای برزه کلیه به ویلنده رسیدهsa نأمه میرخورده موسیقی موسیقی رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت موسیقی آواه ملکون موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی میلÁهی منذ الازی ذوقا حلاوتا محبت هذا رو ما منا keeps آواه م calvesa، محبتا هربتا ت موسیقی موسیقی موسیقی آواه و من ذا الذي انسا بقربك فابتضام عن شاح ولام الهی الهی فجعنه من نمیده ففیتهو لقربك و ولایته و اخلصتهو لودك و محبته و شوقتهو الى لقائقه و ردیتهو بقذائه و منحتهو بالنذر الى وجهك و حبوتهو برذامش و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت و اعنیت من صالحی بریت کم و اخترته لمناجات و بفات انهو کل شیعه من یقفه اوهو اند خدایا خداونده کیست که لذت و شیرینی محبتت را بچشد و متیع قیر تو گردد و کیست ان که چون دوست دوستی و نزدیکی به تو را درک کرد لحظه ای از تو رو گردام شبد الهی الهی ما را از ان دست بندگانت قرار ده که برای دوستی و قرب خودت برگذیدی و به عشق و محبت خیش خالصشان نمودی همان بندگانی که مشتاق دیدار تو هم و خوشنود و خوشنود به قضا و فرمانت می باشند ت دیدارت را به آنان اطا کرده و به مقام خوشنودی خود برگذیدی انگام دوری و هجران در پناهشان گرفتی و پس از مرد در جوار خیش جایشان دادی ما را از ان بندگانی قرار ده که به شرف معرفت و شناخت خیش دیورشان دادی و لایق پرستش و بندگی خود نمودی دلهایشان را تسلیم محبت و ارادت خود نموده به مشاهده خیش بر دیگران بر تریشان دادی چنان که یک سر روب سوی تو دارن و قلبشان از دوستی غیر تو خالی است و به آن چه نزده توست راقبشان کردی ذکر و یاد خود را به آنها الهام نموده شکر و سپاس خیش را به آنان آموختی تا سرگرم طاعت و عبادت تو شود و از بهترین بندگانت در میان خلق باشن آن بندگانی که برای مناجات خود انتخابشان نمودی و علاقه خود را برای مناجات خود نمودی و دل بستگیشان را از هر چه غیر توست قد کردی و دهرهم و الذفرة و الامین جباه هم سردده لعظمتی و عیودی و دموع هم سائلتون من خشیتی و گلیمه هم سردده لعظمتی و قلوب هم متعلقتون