پیروزی و سربلندی خیلی متشکرم از همه تون بابت همراهی تون با صدای فضیلت و فطرت رادیو معارف امیدوارم حاصل تلاش و زهمات همکاران بزرگوارم سرکار خانم موسوی تیه کننده مهدی سریمی صدا بردار و سید مشتبه حاشمی همه انگیه پخش مورد استفادتون قرار گرفته باشه و همچنان فرصت داشته باشید رادیو معارف رو بر روی موجه اف ام ردیف 96 مگاه هردز مقتل خانی موسیقی عبدالله ابن حوزه تمیمی از میان لشکریان کوفه فریاد برمیابرد آیا حسین در میان شماست؟ یاران امام میگویند آره حسین اینجاست چه میخواهی؟ موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی فرزند حوزه فریاد میزند ای حسین تو را به آتش دوزخ بشارت میدهم و امام میفرماید همانا که من به دیدار خداوند بند پروری روی میدهم که بخشنده و آمرزشکر هست ولی تو چیستی؟ عبدالله میگوید من فرزند حوزه تمیمی هستم امام دست های خیش را به دعا برند میکنند منگا چونین میفرماید خداوند او را به جهنم ببرد فرزند حوزه از این فرموده امام خشمگین میشود و عصب خود را به سوی امام میراند پس ناگاه عصب به سنگی برخورد میکند و سوار سرنگون میشود اما پایش در رکاب میماند عصب برند میشود و سوار سرنگون میشود و سوار را به دنبال خود میکشاند و بر سنگهای درش میزند تا انگاه که به درک واسه میشود و خرج الیهم زهیر ابن القیم حلا فرس زنوبم و هو شاکن فی السلاح فقال یا اهل الکوفه ندار لکم من حلاب الله ندار این حقا على المسلم نطیحت اخی المسلم و نحن حتی الان اخوه على دین واحد ما لم يقع بيننا و بينكم السیف و انتم للنصیحة منا اهل فاذا وقع السیف ان خطعت العصمه و كنا امتا انتم امه ان الله ابتلانا و ایاكم بذرية نبی محمد لینظر امتا و ما نحن و انتم عاملون انا ندعوكم الى نصرهم و خذلان الطاغیه یزیده و عبید الله ابن زیاد فانكم لا تدركون منهما الا سوء عمر سلطانهما ليتملان اعینكم ویخطعان ایدیكم و ارجنكم ويمثلان بكم و ارفعان بخشون و عناخد ویختلان امافلكم و قرآكم امثال حجر ابن عدی و اصحابه و هان ابن عروه و اشباهه فتبوه و اثنو على عبید الله ابن زیاد و دعو له و قالو لا نبرحو حتی نختل صاحبك و من معه او نبعث به و باصحابه الى عبید الله ابن زیاد سلمه فقال زهیر عباد الله ان ولد فاطمه احق بالوجه و النصر من ابن سمیه فا این لم تنصروهم فاوعیدكم بالله ان تقتلوهم زهیر در برابر لشکریان عمر سعد قرار میگیرد و با صدای رساو چونین میگد. ای مردم کوفه شما را از عذاب الهی بیم میدهم و نصیحت میکنم بدن چکه حق شما برگردن من هست. تا این هنگام ما برادران دینی هستیم و تا انگاه که شمشیر میان من قرار نگرفته این رشته نگسسته است. ولی هنگامی که تیغ درمیان آگد ما امتی میگردیم. و شما امتی دیگر میشه بید. بدانید که خداوند خاندان پیانبرش را وسیله برای آزمایش شما قرار داده است تا ببیند که شما چسان اقدام خواهید کرد. از شما میخواهم که اطاعت از گردنکشانی چون عبیدالله ابن زیاد را فرو گذارید و فرزندان رسول خدا را یاری دهید وگرنه زمانی نمیگذرد که چشمان شما را از حدقه ها بیرون آورند و دست و پایتون را قطع کنند و بدنها تون را از نقل ها بیاویزند. کوفیان او را ناسزا میگویند و اظهار میدارند که از این جنگ روی نخواهند تافد مگر اینکه حسین و یارانش را به قطع رسانند و یا اینکه آنان را به ابن زیاد تسلیم کنند. زهر میگوید به خدا سوگند که فرزندان فاطمه بیشتر سزاوار دوستی هند تا زادگان سمیه پس اگر آنها را یاری نمی کنید خویشتند را از معرکه بر کنار دارید. فرماهو شمرو بی سهمن و قال اسکت اسکت الله تن ابرنتنا بی کفرت کلامت فقال زهر ما ایاکو خاطب اینما انت بهیمه و الله ما اظنک تحكم من کتاب الله آیتين فبشر بالخزی يوم القیامه و العذاب الالیم فقال شمرو ان الله قاتلت و صاحب کان ساعت فقال زهر افبالموت تخوفنی فوالله للموت معه سبع الحزن و یقنیت من اپرود کم Efendimiz A طرز افراد Haha توم نار بود که انبات شدن به امتحانرو شراعة ما درو ball early خ stadiumz تر موسیقی در این هنگام شمر ابن زلجوشن تیری به سویو می افکند و می گوید ساکت شو خدا صدایت را خفه کند ما را با زیادگویت خسته کردی و زهیر پاسخ می دهد ای شمر من با تو سخن نمی گویم چرا که تو حیوانی بیش نیستی به خدا سوگن گمان ندارم که از کتاب خدا آگهی را به درستی بدان تو را به ننگ رسوائی روز رستید شمر می گوید خدا تو و امامت را تا ساعت دیگر به قتل خواهد رسانید و زهیر پاسخ می دهد مرا از مرگ می ترسانید به خدا سوگند که مرگ با حسین برای من خوشایان تر از زندگی جاوید با شما است انگاه زهیر بار دیگر رو به سوی کوفیان کرده و می گوید ای بندگان خدا به حوش باشید این بی سروپا شما را از دین خدا بدر نبرد به خدا سوگند که شفاعت آل محمد آنانی را که خون فرزندانش را بریزند و یاران او را از دم تیغ بگذرانند دربرد نخواهد گرفت یکی از یاران حسین ندار می دهد که ای زهیر امام می فرماید به درستی که تو شنان مؤمن آول فرعون این قوم را پند دادی خدا جزاوی نیکد دهد و از دادن الحسین برئیر بن خضایر فی ان یکلم الخام و نادای معشرنه ان الله بعث محمد بشیر و نذیر و داعی الى الله و سرعت منیره و از اماه الفراد تقراریدید سیده در خون!... اولای ذریته و عطرته و بناته و حرمه فهاتو ما عندکم و ما الهی تريدون ان تصنعو بهم فقالون رید ان نمکن منكم الامیر عبیدالله ابن زیاد فیرافی امرهیه برائیر ابن خزیر از امام رخصت میتلبد تا ان مردم کودل را نصیحت کند و پندهد امام اجازه میفهمد برائیر به میدن میاد و شنین میگوید ای مردم همانا که خداوند محمد را به پیانبری فرستاد تا مردم را به دین او بشارت دهد و آنان را هدایت کرده به سوی او بخاند و چونان شراغ روشنی باشد فراراه انسانها اینان فرزندان پیانبر هستند پس به کدامین حق آب را برانند بستید کوفیان فریاد برمیابرند ای برائیر سخن کتاه کن به خدا سویند حسین انسان تشنه بماند که پیش از او کسی چونان تشنه نگشته باشد برائیر ادامه میدهد ای مردم رسالت و پیام محمدی در میان شما هست و اینان خاندان پیانبرند پس پنگرید که شسان با آنان رفتار خواهید کرد انگوم فریاد برمیابرند میخواهیم حسین فرمان امیر عبید الله را گردن نهد تا او هران چه بخواهد بکنند قالا فلا تقبلون منهم ان یرجعو الى المکان ویلکم یا آل الكوفه انسیتم کتبكم ویلکم ادعوتم اهل بیت نبیكم ودعمتم انكم تقتلون انفسكم دونهم حتی اذا اتوكم اسلمتموهم الى بن جیاد و حلاتموهم عن ماء الفراد بیتما خلفتم نبیكم فی ذریاهم خداهات product ه chamado câ bien فبهس الخوها матوم فقال لو نفر منو البراه من جهازاره pane قال الحمد لله رسله آرpal taken الاس ماه اولا قرآن منتق passe ها في چین فر planes شخصی هم الانکونه که حته الانکران گوش می دادن ی سیمان با قبول گروه فرياد کشور مخا هیم خداف whether طعام امیر امیل او های علهم در ط Frog بره ایر فریاد برمی آورد وای بر شما ای کوفیان آیا فراموش کردید ان نامه ها ای را که برای سرورم حسین فرستادید و اظهار داشتید که آماده جنفشانی هستید اینکه او و یارانش به ندای شما پاسخ مصبت دادند و روب سوی شما آوردند آرن را به ابن زیاد فروختید چه بد مردمی هستید شما که اینسان با فرزندان رسول خدا رفتار می کنید خداوند روز جزا تشنکام تنگرداند در این هنگام مردی از سپاه کوف می گوید ای بره ایر ما نمی دانیم از چه سخن می گویید و بره ایر می گوید خداوند را سپاس می گذارم که شما را بهتر از انچه می شنا و این سخن با این مردمی که شما روز جزا تنگرداند به من معرفی کرد و من را روشنبینی عطا کرد خداوند من از کرده های این قوم بیزارم و به تو پناه می آورم پروردگارا بدی های این مردم را بابال گردنشون ساز تا انگام که در پیشگاه احدیتت حاضر می شوند سرفکنده باشند و تو بر آنان خاشمگین باشید بر برهر به اینجا که می رسد کوفیان او را آموج تیرهای خویش می سازند و برهر به سوی یاران امام باز می گردد و در میان آنان قرار می گردد ثم این الحسین رکب فرسه ووقف به اداء القام فقال علیه السلام تبا لکم ایتها الجماعت و ترحا احین استفرختمون والهین فاصرخناکم موجفین سللتم علینا سیفا لنا فی ایمانكم وحششتم علینا نارا اقتدحنا علی عدونا و عدوكم فاصبحتم البل یعدائكم علی اولیایکم بغیر عدل افشوه فیکم ولا عمل اصبح لکم فئم الى و این الدعیم یعنی ابن زیاد قد رکزا بین اثنتاین بین السلت و الزله و هیهات من الزله یعطا الله لنا ذلك و رسوله و المومنون و حجور طابت و طهرت و انوف حمیه و نفوس ابیه من ان نؤثر طاعة لعام و مصارع الكرام ولی این نیزا حفظ به های های اسره و قلت عدد و خزلان ناصر امام حسین علیه السلام اصبخیش را میتونند بران قرار میگیرند و در برابر کوفیان استاده و میفرمایند بریده با دستان شما که با چونین مردی بیعت کردید و شمشیرهای خود را بر روی ما کشیدید و یار دشمنان خدا گشتید و پشتیبان کسانی شده اید که نه عدلی را در میان شما برقرار کردند و نه امیدی به شما بشارت دادند از خاندان پیانبر در حال روی برتافتید که شمشیر ظالمان بر شما حکومت میکند و ستمکاری جبارن بسیط زمین را آلوده است وای بر شما وای بر شما که کتاب خدا را به دست فراموشی سپردید و گفته های او را تحریف کردید و از کسانی پیروی میکنید که پیروان شیطانند و گروه گنابکارانند و تباکننده سنت های رسول هستند و ما را که خاندان پیانبریم رها کرده اید و یاری نمی کنید به خدا سوگند که پیمان شکنی عادت دیرینه شما است و پایه های زندگی تن بر آن قرار دارد به درستی که اه شکنی ریشه در هستی تن دارد و میوه آن تلخباری است برای ما و شهری است برای قاسمه پس بدانید که ابن زیاد مرا بر دراهی جنگ و ننگ قرار داده است و هیهاد که مرا بر دراهی جنگ و ننگ قرار داده است و هیهاد که ما ننگ را گردن نهیم چرا که خداوند و مؤمنان و پاکدامنان روزگار و سربلندان زمان این خفت و خواری را به ما نمی پسندند و پذیرا نمی گردند که ما فرمون برداری دون صفتان روزگار را بر پناه آوردن به درگاه کریمن رجحان و برطریده است اینک من به همراهی خاندانم و یاری نمی کنم و شارعون اندکم بقیام در راه خدا برخواستم و شهادت را به جنگ خریدم اما والله لا تلبسون بعدها الا كريف مایرکب الفرس حتی تدور بکم دور الرحا و تقلخ بکم قلق المحور عهد عهدو الی ابی عن جدی رسول الله صلی اللہ علیه و سلامه باشه و متعلمون انها راشده است لازم شدن قلق كتاب من و اپنه قلقبيده دورت ، و ن"; ب tense بخش žدید گفت ، من دائمه ؛ لJenn، سümü، كي تمام و خدد bo l копاسته ، بازまあً منمر جده اقتنان صRobog فرق مستقيم bio sArbam ای مردم به خدا سوژن که از این پس به دنیا نخواهید ماند مگر به اندازه زمانی که سواری بر پشت اسبی جاوی گیرد تا در میران جولندهد و این سخن را پدرم از جدم رسول خدا به من باز افتدست اکنون ای غوم در کار خیش بنگرید و فراز همایید و کار را یک سره سازید اما بدانید که امید حسین تنها به خدای بزرگ است چرا که هیچ تنها بندی وجود ندارد مگر زمان زندگی و هستیش در دست قدرت او باشد به درستی که خدای من بر راه و سراتی مستقیم و استفار میباشد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی باران رحمت خیش را از این قوم دریخ کن و گردنکشان روزگار را برانن چیل گردن و برده سقیف را بر این قوم مسلط ساز تا شرنگ روزگار را بدانن بیاش آماند بدرستی کانن دروب گفته پیمن شکستند و تو نیک می رانی که تبکل حسین هماره بر تو بوده است و بازگشت ما به سوژ تو می باشیم موسیقی منگاه امام امرس هدر و مخصوصیه را بردن کنیم و خاطب قرار داده چونین می فرماییم ای امر آیا پنداشتی که با قتل من به حکومت ری و گرگان دست می آبید؟ به خدا سوگن که به این امارت نخواهی رسید و از این میان طرفی نخواهی بست حال انچرا که می خواهی انجام بده اما بدن که پس از من هیچگاه روی خوش نخواهی دید بدرستی که می بینم سر تو بازیچی کودکان کوفه جشده است و انرا و هدف تیرهای خود قرار داد و امرس هدر خاشمگینانه فریادی سر می دهد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی اسلام همیشه سایه اشت بر سر ماست پیامه بلاگت در خط محمد و حلی روح خدا نور دل او خامنه ای رهبر ماست نور دل او خامنه ای رهبر ماست اون کسانی که در هفته اومد تیر به شهادت رسیدن جرمشون نخبگی و کارامدی بود سیاست دشمنان پلید و خبیس جمهوری اسلامی گرفتن این افراد نخبه از انقلاب چهره های معروفی مثل شهید بزرگوار و کمنزیر ما محروم هستن محروم آیت الله بهشتی رضبان الله علی و برخی از چهره های معروفی دیگر را همه میشنستن لیکن من عرض بکنم ما که تقریبا یکایه که اون مردان صالح به خدمتگذار رو میشناختیم میتوانیم عرض بکنیم و شهادت بدیم که هر کدامشون یک پایه استوار بودن برای آینده نظام و برای اقامه نظام نظام جمهوری اسلامی در کشور شخصیت های برجسته صالح کارامد دارای استعدادهای قوی اینها رو خواستن از جمهوری اسلامی بگیرن هفتاد نفر هفتاد و دو نفر بودن اگر هفتصد نفر همونجا جمع بودن دست مجرم اون منافقان خبیس باز همین کار رو میکرد یعنی از کشتار از نابود کردن از خون ریختن هیچ عبایی نداشتن بلکه به طوالن نظام جمهوری اسلامی رو به زانودر بیارن در طول این سالها همیشه همین جور بوده است امروز هم همین جوره دشمنان نظام اسلامی از هیچ حرکتی زده انسانی زده انصاف زده عدل صد در صد جنایت آمیز برای زرب زدن به نظام جمهوری اسلامی عبا ندارن اگر کاری انجام نمیگیرد به خاطر این است که نمیتوانم و اون روی قضیه استحکام نظام جمهوری اسلامی است شوخیست در یک ساعت حدود هفتاد نفر شخصیت زبده یک نظام رو از او بگیرن که چهره برجستهی مثل شهید بشتی در میان اونهاست دعیبه نشون وزیر کارامت نمایندگان کارامتی از این های مجلس فعالان کارامت سیاسی حضور دارن اینها رو از نظام بگیرن نفقت این زرب تأثیری نگذارد در خوبیت و استحکام و استادگی نظام بلکه انگیزه مردم رو ایمان مردم رو بیشتر کنن استحکام نظام رو بیشتر کنن اینها اون عباده بسیار مهم هفتوم تیر است و قومه قضایی ما این روز را انتخاب کرده است برای قلعه هفته نروی قضایی و یادابری اهمیت نروی قضایی قوه قضایی اینا با هم مرتبط هست قوه قضایی یعنی اون دستگاهی که بخش عظیمی از مقاصد نظام جمهوری اسلامی خ çıktı ها موجود دیagens می داند انجام در br اینگه نظامی معامل ک لهنید Chicken