برگزاری مجالس ازاداری امام حسین علیه السلام و حضور و شرکت در اون مجالس و گریه بر امام حسین علیه السلام فضیلت و پاداش و ثباب عظیمی داره و بسیار مورد تحکید و احتمام اولیاء الهی قرار گرفته است از وجود مبارک پیامبر اکرم خاتم الانبیاء تا وجود مبارک امام زمان خاتم الاوسیاء همه اعمه حدات مهدیین علیه السلام و شاگردان مکتب امامت و ولایت نسبت به برگزاری این مجالس و محافل ازاداری سید شهداء تحکید توصیه و عملن خودشونم احتمام داشتن مرحوم محدث قومی ها شیخ عباس قومی صاحب کتاب مفاتیح الجنان کتابی دارن به نام نفس المحموم که این عنوان هم از یک حدیثی از امام صادق علیه السلام گرفته شده که حضرت فرمودن نفس المحموم لزلمنا تسبیح یعنی نفس کشیدن انسانی که قمگین است محزون است به خاطر مظلومیت ما این نفس کشیدنش سواب سبحان الله گفتن داره ایشون هم عنوان کتاب رو همین نفس المحموم گذاشته در اول این کتاب محدث قومی چهل حدیث از پیانبر از اعمه چندتاش از وجود مبارک امام رضا سلام الله علیه هست نغر کردن در فضیلت برگزاری این مجالس و محافل و همطور که ارز کردم سواب و عجر و پاداش بسیار عجیب و عظیمی برای این مجالس سید و شهده و شرکت در این مجالس بیان فرمودن حالا من به عنوان نمونه خدمتون ارزم کنم همون حدیثمونه اول این کتاب که از وجود مبارک امام رضا است امام رضا سلام الله علیه به خصوص نسبت به آشورا و نسبت به محرم و کربلا یک اساسیت خاصی داشتند در یکی از زیارت های حضرت میخونیم السلام علیه الامام الرعوف الذی حیج احزان یوم طفوف یعنی سلام ما بر امام رعوف امام رضا علیه السلام که حزن و اندوه و قمحای روز آشورا رو امام رضا به هیجان آوردن یه حدیث نسبتا مفصلی هست شما مکرر شنیدیدین شب و روزا بخصوص شخصی به نام ریان ابن شبیب میگه در روز اول محرم دخلتو علا مولای و سیده و شبیب و اخیده روز روز روزه روزه علیه ابن بی سر رضا به محضر مولایم ابولحسن رضا سلام الله علیه شرف یاب شدم و ایشونی حدیث رو فهمودن فهمودن که آیا روزه داری؟ گفتم نه فهمود که روزیست که حضرت زکریا دعا کرد در پیشگاه خدا و گف رب بهب لی ملدون که ذریتا طیبه انکه سمی ات دعا خدا یا من یک نسل طیب و تاهیم طیب و طاهر اطاکن که تو سمی ادعاستی خدا هم اجابت کرد دعوتشو به او یحیار و انایت کرد حالا تو پرنتز ارزیم کنم امام سجاد علیه السلام میفرماین پدرم امام حسین علیه السلام در سفر کربلا در این منازلی که تیمی کردن تا به کربلا و کوفه رسیدن زیاد از جناب یحیبن زکریا یاد میکردن میفهم بودن ان من همان دنیا ان رأس یحیبن زکریا اهدیت الى بقی من بقای بنی اسرائیل به این مزمون از پستی دنیا از بیارزشی و پستی دنیا همین بست که سر متحر یحیبن زکریا اون پیغمبر الهی سر بریده شونو برای زن بدکاری در بنی اسرائیل هدیه بردن زیاد امام سجاد میفرماین پدرم از یحیبن زکریا یاد میکردن شباهت زیادی هم بین امام حسین و جناب یحیبن زکریا وجود داره این تو پرانتز بود امام رزا علیه السلام فرمودن که یب نشبیب ماه محرم و ماه حرام است میدونید ماه چهار ماه از ماه های قمری اینو ماه حرام هم ماه زیخعده زیهجه و محرم پشتر هم هم یک ماه رجع که این ماه ها حرمت دارن احترام دارن گناه معصیت ظلم ستم خب همیشه بده ظلم ستم به دیگران تعرض به جان و مال و ناموس و آبرو و عرض و حسیت دیگران همیشه بده همیشه حرامه همیشه زشته اما در ماه های حرام حرمت شدیدتره اگر انسان نکه خود اینا خواسته جنایت یه مرتکب بشه دیشن شدیدتر و قلیستره امام رزا میفهمه مردم در دوره جاهلیت قبل از اسلام هم ماه محرم رو احترام میذاشتن و در این ماه های حرام و ماه محرم ظلمی کردن قتل و خوندیزی نداشتن اما متاسفانه امت اسلام این مردمی که خودشونو امت پیغمبر اسلام میدونن نه حرمت این ماه رو نگه داشتن و نه حرمت پیغمبرشون رو و در ماه محرم ماه حرام در روز آشورا فرزند پیغمبرشون پیغمبر امام حسین رو و اهل بیتشو و یارانشو و اصحابشو و هیجده تن از جوانان بنی هاشم رو که ما لهم شبیهون فلعرز در زمین مثل و مانن نداشتن شبیه نداشتن این رو به شادت رسوندن و خیمهاشو قارت کردن آتش زدن فلا غفرالله لهم زالکه ابدا هرگز خدا این رو با این مردمی که خودشون رو نگه داشتن این ظلم رو و این جنایت رو برونها نخواهد بخشید بعد امام رزا میفهموین یبن شبیه این کنت باکیند شیعین فبکرل حسین ابن علی ابن عبی طالب فانهو زو به حکم و یوز به هلکفش روزه میخونه امام رزا علی سلام پسر شبیه اگر در آلم بناست برای یکیسی گریه کنی شایسته ترین فردی که باید برو گریه است و علام مثل حسین فل یک کل با کون حسین ابن علی ابن عبی طالب ماجرای شهادت رو باید فرمودن حالا منظور این دو جمله هست دو جمله میخوام از این حدیث دو جمله دیگه عرض بکنم که عظمت این مجالس و محافظ رو باید توجه بکنیم امام رزا میفرموین یبن شبیه این بکیت علی حسین علیه السلام امام حتی تصیر دموع که علی خدیق غفرالله لکم و تقدم من زن بکم و متاخر سقیرن کان او کبیران قلیلن کان او کسیران فمون پسر شبیه اگر در مجلس عذای جد ما امام رزاییم شرکت کنی و گریه کنی بر مذاره بر مذاره و مذاره برموزی میدن یعنی چی بیان ما مرشوم روشنه واضح اما تفسیر لازم داره بعد فرمودن در چند جمعه بعد که یبن شبیه انسرکه ان یکونه لکه مثل سوابه یا مثل ما لمن است تشهدم معل حسین فقول اذا ذکرتهو یا لیتنی کنتم معکم فعفوز فوزن عظیمه بسر شبیه اگر دوست داری در ثواب شهدای کربلا شریکی بشین خداوند ثواب و پاداشی به تو عطا بکنه مانند پاداش شهدای کربلا هرگاه کربلا را آشورا را امام حسین رو یاران امام حسین رو یاد کردی به زبان قال و به زبان حال با زبان ظاهر و باطنه بگو یا لیتنی کنتم معکم ای کاش حسین جان ای کاش جناب حبیب ابن مظاهر جناب مسلم ابن او سجب جناب زهیر ابن قیم جناب نافع ابن حلال و جناب مسلم ابن عقیل ای کاش ما هم در کربلا بودیم به اون فوز عظیم و فیض بزرگ جهاد در راه خدا شهادت در رکاب سید و شهده نائل می شدیم خب این محافل و مجالس بسیار منتحکید قرار گرفته می خواهم ببینیم آثار و برکات ازاداری بر امام حسین چیه خب یه اثر و برکت این مجالس همینه که توی رو باشیم بایات آمده آمرزش شمول مغفرت الهی ولی این نبین محنان که مثلا بعضی ها گمان بکنن امام حسین علیه السلام رفته به شهادت رسیده اهل بیتشون فرزندانشون برادرانشون جوانانشون خانوادشون اسیر شدن خودن و خواسته بر این که مثلا ما گناه بکنیم امام حسین بیان شفاهتشون براد بکنم هرگز بیمنا نیست امام حسین علیه السلام کربلا رو و هماسه آشورا رو خلق کردن برای که گناه نباشه برای که ظلم نباشه برای که مجالس امام حسین ما رو در برابر گناه و معصیت و منکرات بیمه کنه درست ما از خدا میخوایم که شفاعت امام حسین شامل حال ما بشه در سجده آخر زیارت امام حسین خوندید بلوید تو این ذکر تو این دعای شریف سجده زیارت امام حسین ما دوستید از خدا میخواییم یک خداییم شفاعت امام حسین رو رزق و روزی ما قرار بده دوم ما رو در راه امام حسین ثابت قدم بدار و ثبت لی قدم و صدق عند کم معل حسین و اصحاب الحسین در راه امام حسین در خط اصحاب امام حسین اون کسانی که بدلو مهجه هم دون الحسین خونشون در راه تو و در راه امام حسین در رکاب سید و شهده ها تقدیم کردن ما به شفاعت بنوان یک حقیقت قرآنی و اسلامی عقیده داریم ولی شفاعت خدا نخواسته به این معنات که نیست در دستگاه خدا بخواد پارتی بازی باشه و امثال اینا اصلا عزیزان شفاعت شافعین شافعین کیا هستن انبیا امامان شهده علمای ربانی اینا شافعین روزه قیامتن شفعا و دار البقا در زیارت جامعه کبیره میخونیم امه علیه مسلم ولی شفاعت این شافعین در روز قیامت شامل آن کسانی میشه که در دنیا از شفاعت این شافعین یعنی از کمکشون یعنی از هدایتشون یعنی از تربیتشون در دنیا استفاده کردن برمند شده باشن لا يشفعون الا لمن ارتضا ای آیه قرآنه یعنی شافعین شفاعت دیمی کنم اگر بر این کسانی که خدا اونا رو بپسنده ای ارتضا دینهم دینشون رو خب یکی از برکات این مجالس همین ثواب و عجر و پاداش عظیمی که واقعا فوق تصور بشر هست که باز امام رضا میفرماین من ذکرم به مصابنا فبکا و عبکا لم تبک اینو یوم تبک ایون امام رضا میفرماین هر کسی که متذکر مسائب ما بشود گریه کند بر مسائب ما یا دیگران رو با ذکر مسائب ما به گریه آورد در اون روزی که خیلی از چشمها گریان خواهد شد این چشمی که برای ممثل گریه کنه در روز قیامت گریان نخواهد شد و من جلسم مجلسن یه یا فیه امرنام لم یموت قلبهو یوم تموت القلوب هر کسی در مجلسنیمی یه مجلسی شرکت بکنه که امر ما فرهنگ ما اهل بیت در اون مجلس زنده میشه معارف ما اخلاق ما روش و سبک زندگی ما بیان میشه در این مجلس شرکت بکند دل او نمیمیرد در اون روزی که خیلی از دلها میمیرن این روز قیامت خب یکی از برکات این مجالست این ثواب و عجر عظیمیه که در این مجالس وجود داره ولی این فقط نیست عزیزان برادران خوهران ازاداران حسینی قدر این مجالس ازاداری امام حسینی ندونیم این مجالس در واقع فلسفه ازاداری و اقامه مجالس ازای سید و شهدان همون فلسفه شهادت امام حسینی امام حسینی برای چی؟ به شهادت رسیدن قیام کربلا برای چی واقع شد؟ برای امر و معروف و نهی ازمون کرد برای حفظ دین برای تحکیم و تعمیق معارف دینی برای تربیت اخلاقی برای زنده شدن انسان و بحرمندی انسان را از یک حیات و زندگی پاکیزه یا ایوها لذین آمن استجیبیه بولبله بلرسول اذا دعاکم لما یحیی کم ای اهل ایمان دعوت خدا و رسول رو دعوت سید و شهدان رو اجابت کنین وقتی میخوانن ما را به سوی آنچه که ما زندگی میدن برکات مجالس امام حسین انشالله باید این باشه که معرفت دینی ما تقویت بشود پایبندی عملی ما به هنجارها و ارزشهای دینی تقویت بشود اخلاق حسینی که صداقت است که وفای به اهد است که ظلم ستیزی است که حیات من از ذله است این فرهنگ حسینی تو جامعه ما تقویت بشه کربلا و آشورا و مجالس امام حسین ما درس زندگی میدن و ما درس حیات میدن و ما به مجالس امام حسین به عنوان مکتب مدرسه اشک یک دانشگاه جامعه علمی و کاربردی هم او آموزه های علمی دارد هم آموزه های اخلاقی سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی ایمانی همه درس های لازم رو درس دارد برای زندگی پاکیزه ما در مکتب آشورا و در این مجالس باید دنبال بکنیم انشالله که شاگردان شایسته مکتب امام حسین باشیم و از این محافل و جلسات همون عجر و پاداش عظیم رو و همین معرفت دینی و اخلاقی رو بتونیم از این کلاس های درس حسینی انشالله فرا بگیریم السلام علیک یا عبا عبدالله السلام علیک یبن رسول الله یه اشاره فقط بکنم جابر ابن عبدالله انصاری میگه با پیغمبر یه جایی میرفتیم دعوت بودیم پیغمبر خداست گل سرسبد عالم خلقت حسین خرسال سه چهار ساله تو کوچه با بچه ها واضی میکرد پیغمبر دوید طرف حسین با همون حالت کودکانه خودش پا به فرار گذاشت پیغمبر میخندیدن و دنبال میکرده باشد خب اینو پیغمبر برای چی انجام میده؟ گایی پیغمبر سخن میگوید هسینون منیده انه من هسین گایی در کلام میفهمد انهل هسین مصباه الهدا و سفینتون نجات گایی در مقام اول اینجوری میاد هسینو میگیره پیراهن هسینو بالا میزنه شکمشو سینشو گلوشو چشمشو لباشو میبوسه گلوی با هسینو میبوسه گایی هم کسی سوال میکرد یا خوده؟ آقا چرا اینقدر گلوی ما هسینو میبوسید؟ میفهم بود از سر شمشیر و خنجر رو میبوسه چرا لبه های هسینو میبوسید؟ که بعد اون صحابه پیغمبر پیش ابن زیاد یا یزید دید که با چوب خیزران به لب و دندان ما هسینو میبوسه گفت ارفع قذیبک یا یزید بردار چوبتو از این لب و دندان من مکرره دیدم پیغمبری لب و دندان رو میبوسید کار به جایی رسید که امام سجاد علیه السلام وقتی برگشتند مدینه یه سخنرانی گردند فهم بودند مردم مدینه همینقدر به شما بگم اینقدر پیغمبر به محبت ما به ولایت ما سفارش کرد اگر پیغمبر به عکس بردشمنی ما سفارش میکرد بیش از اون که با ما ظلم کردن ستم کردن دشمنی کردن امکان نداشت دیگه دشمنی بکنه حالا که پیغمبری به محبت ما اهل بهت سفارش کرده اینجوری رفتار کرده اگر پیغمبر به دشمنی ما هم سفارش میکردن یا دیگه بیش از این نمیتونستن دشمنی بکنن که اهل بهت و محسوس تو کربلا آب رو ببندن بعد امام حسین و یارانشون رو با اون وضعیت به شهادت برسونن بدنهای متحر زیر سمع اسما پایمان بکنن بعد ناموس خدا به پیغمبر رو به اسیری ببرن تو مجلس نامهرمان و تو خرابه شام بعد بچه امام حسین به حانه بابا میگیره سر بریده باباشو براش بیاره بیاد روپوش از طبق برداره رقیه ببینه سر بریده امام حسین صدا بزنه بابا کی منو در این کودکی یتیمم کرد؟ کی محاصراتو به خونه صدت خضاک کرد؟ عبتا من لذیقت اولیده اوقد ناله بزنه کنار سر بریده بابا جان بده تازیانه از کعبه نیه بچه سه ساله با چقدر شلاخ بخوره؟ چقدر آسیب ببینه بدنش کبود و سیاه بشه؟ صلوالله علیک یا عبا عبدالله و علی الارواه اللتی حلت بفنایک خدا یا به سه ساله امام حسین فرج امام زمانمونو نزدیک بگردار قلب مقدسشون رو از ما راضی و خوشنود بفرمو این ازاداری ها رو از همه ما به کرمت قبول فرمو خدای خدمتگزاران به اسلام و قرآن و کشور و ملتمون خاصه رفت و احبار عزیزمون مؤید و منصور و محفوظ بدارم شهدامون امام راهلمون انباتمون از این محافل ازاداری ما مستفیض و بهرمند بگردارم ما رو مدیون خون شهدامون قرار نده خدای مشکلات مادی و معنی فرهنگوی اقتصادی کشور و ملتمون رو بر طرف بفرمان ما رو در دنیا و آخرت ما و نسلمونو از امام حسین جدا ما فرمان ما و نسلمونو آقابت به خیر بگردارم اللهم اجل و لیک الفرج و لآفیته و نصر خدای ارز سلام و ارادت و تسلیت ما را به محضر مبارک امام زمانمون ابلاغ بفرمان قلب مقدسشون را از ما راضی و خوشنود بفرمان توفیق اقامه حضور شرکت در مجالس اعضای سید و شهدا به همه ما انایت بفرمان ما را از زیارت سید و شهدا در دنیا از شفاعتشون در آخرت بفرمان یا رب الحسین یا رب الحسین اشفه صدر الحسین اشفه صدر الحسین افور الحجت یا رب الحسین یا رب حسین یا رب الحسین بهقل حسین اشف صدر الحسین به ظهور الحجه انشارا که چشمان ما به جمال دلربایی حضرت مهدی اجرالله تالا فرجو شریف روشنو منور بشه و همه ما از رهوان واقعی و از منتظران واقعی حضرتشون باشیم انشالله آنچه که تقدیمتون شد بربال سخن بود سخنرانی حجت الاسلام و علم مسلمی شریعتی تبار با موضوع آثار از آداری برای حضرت امام حسین علیه السلام و برپای مجالس و محافل حسینی تکرار این برامر رو امروز یک شنبه هشتمه تیر ماه ساعت سیزده میتونید از رادیو معارف بشنوید نظر پیشنهاد یا انتقاد یا گردارید حتما با همکاران عزیزمون در میون بگذارید سی هزار سد و شست و دو و تلفون سراغمی سد و شست و دو شماره های رواتومیه سازمان صدا و سیما هست که نظرهای عرضشمندتونو میتونید با همکاران عزیزم در میون بگذارید که قطعاً محسر خواهد بود در بهبود کمی و کیفه براموهایی که در گوره های مختلف آماده میشه و به پیشکار شما عزیزان تقدیم بشه اما دعوت بکنم در این لحظه از رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت شنونده براموی روایت کتاب باشید و همچنان با شما هستیم بعد از این براموی موسیقی روایت موسیقی موسیقی کتاب بر اساس کتاب فراموشان نبشته داوود قفارزادگان موسیقی نویسنده و تهیه کننده حسن توکل ایزاده راوی امیر زنددران بازیگران محمد آقا محمدی مقصومه عزیزمه محمدی امیر زنددران صداوردار محمد رزا مختشمی موسیقی به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام روایت کتاب را از رادیو معارف میشنوید در این برنامه گذیده ای از کتاب فراموشان در ساختار روای نمایشی اختباس و روایت میشه این کتاب از زبان شش شخصیت متفاوت و گمنام واقعی آشورا روایت شده نویسنده در این اثر به سراغ کسانی رفته که از نگاه مختل نویسان مخفی موندن و فراموش شدن در برنامه قبل اولین قسمت از روایت همسر زوهایر ابن قین رو شنیدید و حالا قسمت دوان و پایانی روایت همسر زوهایر از کتاب فراموشان صبح بود و برخلاف روز قبل نسیم میوزید و برکای نخل حیات خونه دلهم رو تکوم میداد صفیه که مشتاختر از روز قبل بود رو کرد به همسر زوهایر ابن قین و گفت دلهم جا نمیدانی دیشبتا صبح خواب به چشمانم نیامد انقدر مشتاخش نیدن سخنانت بودم که پلک روی هم نگذاشتم بگو و بیشتر از این منتظرم نگذار دلهم به نور آفتاب نگاه کرد که از بین برکای سوزنی نخل کف حیات میتابید بعد گفت ایروز تا کجا برایت گفتم صفیه جا تا آنجا که کاروانیان فهمیده بودند زوهایر میخواهد در لاک خودش باشد و کسی مزاهمش نشود آه آری آری همه این را فهمیده بودند و صدا از کسی در نمی آمد با اشاره چشم و عبرو با هم سخن میگفتند گاهنیز چشم میدوختند به مسیر نگاه زوهایر رو دشت خالی را میدیدند و سر تکان میدادند سعی میکردند اینطور نشان بدهند که سر به کار خود دارند اسپی را تیمار میکنند شطوری نواله میدهند بار و بونهی را باز و بسته میکنند یا هر کار دیگری گویی بارفگنده بودند که نروند گویی آن مکان منزلی برای استراحت میان راه نبود گویی نمیدانستند که زوهایر هر لحظه ممکن از دستور جاکن شدن کاروان را بدهد مگر در منزلهای قبلی چونین نکرده بود هنوز جا خوش نکرده گفته بود که برخیزند گویی ها از چیزی میگورید کاروانیان هنوز عرقشان خوش نشده بود بارها را میبستند و زوهایر را میدیدند که جلوتر از همه به راه افتاده است و سوار بر اسبش پیش میرود با شانه فرو افتاده و سری که بالا نمی آدهد دل هم مکسی کرد و بعد ادامه داد از آستانه خیمه برگشتم رفتم و جایی دورتر از شویم زوهایر نشستم میخواستم خود را به حالت قهر نشان بدهم اما راستش برای این بود که بتوانم نیمروخش را خوب ببینم چینهای تازهی روی پیشانیش افتاده و موهایش در این یکی دو روز سفیدتر شده بود باز یاد کعبه افتادم شویم را میدیدم که احرام بسته لبهای زمزمگرش را میدیدم و نمه چشمهایش را مثل کودکی دست و پا گم کرده بود مدام از زوار تنه میخود آرامش همیشگی را نداشت نمیدانی در ماه زیحجه و در جواب