امر در سکوت به شعله های آتش خیره شده بود دوستان عزیز تا فردا و روایتی دیگر از کتاب فراموشان خدا نگردان روایتی دیگر از کتاب فراموشان سمین وحیدی پار سایان حجت الاسلام وحیدی رب العالمین و سلالله علی محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پار سایان یکی از دستورات هزارات معصومین علیه سلوات الله به ما شکرگزاریه در مقابل خدای متعال و در مقابل کسانی که به ما لطفی میکنند زحمتی میکشند کاری برای ما انجام میدند شکرگزار باشیم ازشون تشکر کنیم از مولا مون امام سجاد علیه سلات و سلام نقش شده که حضرت فرمودند که خدای متعال هر قلب محزون و هر بنده سپاسگزاری رو دوست داره روایت دیگری از مولا مون علی ابن موسر رزا علیه سلات و سلام نقش شده حضرت فرمودند من لم یشکر الم من المخلوقین لم یشکر الله عزوجل کسی که از آدم های نیکوکار کسانی که لطفی کردن محبتی کردن کاری انجام ددن تشکر نکنه از خدای متعال هم قددانی نکرده باید اهل سپاسگزاری باشیم که پیانبر خدا صلی اللہ علیه و آلیه و سلم فرمودند کسی که قضا میخورد و شکر خدا رو به جا میاره مثل کسی از که اهل روزه هست و اهل سبر بر نخوردن و نیاشامیدن خدای متعال همه ما رو جزء شاکرین قرار بده انشاءالله نسیم اونس می آید دل باید به دوست فرد دل زنگار غفلت را باید ستون نسیم اونس در احوالات مرحوم آیت الله محقق داماد رحمت الله علیه نقل میکنند که ایشون همیشه قبل از درس یه فاتحهی میخوندند سوره مبارکه حمد رو میخوندند یه وقتی آزاده ایشون میگه من خدمت پدرم رسیدم و از ایشون پرسیدم مناسبت این فاتحه که شما قبل از درس میخونید چیه ایشون فرمود من این فاتحه رو برای سه نفر میخونم و اونها رو در ثواب تدریسم شریک میکنم برای قدر شناسی از اون سه نفر تشکر از زحماتی که اونها برای من انجام دادن یکی مرحوم شیخ قلام رضای یزدی رحمت الله علیه که در یزد استاد من بود مدتی با ایشون درس میخوندم سآل میکردم یه روزی به من گفتش که دیگه شما اینجا نباید بمانی باید بری قوم و اونجا ادامه تحصیل بدی من دیگه نمیتونم تو رو روشت بدم من مدیون این استادم و بعد هم تا دم گاراج با من همراهیم و سرد بود زمستان بود پوستینی که به تن کرده بود رو از تن بیرون اوورد و به تن من پوشاند استاد من مدیون او هستم سپاسگزار او هستم این فاتحه رو به روح او میفرستم و در درس او رو شریک میکنم یکی دیگر مرحوم شیخ عبدالکریم هائری رحمت الله علیه که آمدم قوم استاد من در قوم بود و باعث رشد علمی من شد او رو شریک در درس خودم میکنم و دیگری یک گیوه چی بود در یزد یک کسی که مغازه گیوه دوزی و گیوه فروشی داشت در یزد او رو شریک کار خودم میکنم بعد توضیح دادن گفتن من وقتی در یزد طلب شدم وضعیتم از نظر مالی خیلی سخت بود خب شهریم نمیگرفتم گاهی نهار و شامم خوردن توت درختی بود که در مدرسه بود درخت مدرسه توت داشت از همون توت به عنوان نهار و شام میخوردم اینقدر در مزیقه مالی بودم شما فرموده بودن بعد از مدتی من یه شاگردی پیدا کردم که سنش از من بالاتر بود و از مالیشم از من خیلی بهتر بود یه روز میخواست یه گیوهی بخره برا خودش منو هم با خودش برد بازار و وارد اون مغازه گیوه چی شدیم اون گیوه چی گفتش که شاگردت با خودت او بردی خب چون اون آقا سنش بالاتر بود و وز امالیشم بهتر بود من سنم کمتر و فکر کرده بود که من شاگرد او هستم شاگرد من گفت اتفاقا ایشون با این سن نکمشون استاد من هستم و شروع کرد به تعریف کردن از من بالاخره من بعدها فهمیدم که او گیوه چی از شاگرد من از وز امالی من سؤال پرسیده بوده و فهمیده بوده که من خیلی فقیر هستم اون گیوه چی گفته بوده تا وقتی من زنده هستم و این آقا سنی دریازد درس میخاند ماهی یک تومن پیش من دارد من به او هدیه میدم که درس بخونه مرحوم آیت الله محقق داماد رحمت الله فرموده بود اگر خدای متعال این گیوه چی رو وسیله نکرده بود و او این لطف رو نمی کرد من شاید مستعصل می شدم گرفتار می شدم و درس رو رها می کردم من مدیون او هستم بنابراین همین هر روز قبل از درس فاتحهی می خونم و این سه نفر که در حق من لطف کردند رو شریک در درسهای خودم می کنم خدا رحمت کنه مرحوم علامه تبا تبایی رحمت الله علیه وقتی همسرشون از دنیا رفته بود قدر شناس همسرشون بودن فرموده بودن این زن من رو به اینجا رساند او شریک من بود هرچی کتاب نوشته هم نصفش مال اوست آدم باید قدر شناس زحمتهای دیگران باشه ببین زحمتهای دیگران رو و از اونها تشکر کنه یه خاطره دیگری هم نقل بکنم از مرحوم آیت الله شهید آلهاشم رحمت الله علیه یه سربازی نقل میکنه من در تهران اونجا گرفتاری پیدا کرده بودم و باید مدرک ناقسم رو از فلان منطقه تهران می بردم فلان جا از دهام خوردم و گرفتار گفتم پیاده برم مسیر طولانی بود نمیتونستم پیاده برم وایستده بودم کنار خیابون که حالا یه ماشینی سوار بشم هر ماشینی میرفت وای نمیستاد حتی حاضر بودم دربست برم که این کار رو انجام بدم من سرباز ارتشم گرفتارم این کار رو انجام بدم هیچ ماشینی وای نستاد تا اینکه یه ماشینی جلوه من وایستاد و شیشه رو داد پایین دیدم یه حاجه ها سیدیه به من گفت آقا جان کجا میری؟ گفتم مزاهم شما نمیشم گفت نه بیا سوار شو شما سرباز این کشور هستی ما مدیون شما هستی ما باید از شما تشکر کنیم که زحمت میکشی ببینید میبیند یه سرباز هم ولو اینکه حالا سرباز جوز باشه بالاخره یه زحمتی داره میکشه و باید قدردان او باشه سوار ماشین شدم و من باید اگر میخواستم به صورت عادی برم چند ماشین عوض میکردم ولی این آله بزرگوار من رو رسوند به مقصد وقتی خواستم پیادشم گفتم شما هم تو ارتش هستید؟ ایشون گفت بله منم تو ارتشم گفتم اسمتون؟ گفت آله هاشم بعدها از برخی از دوستانم که در ارتش بودم و تو همون خدمت که پرسیدم که آله هاشم میشنسید؟ گفتن بله رئیس عقیدتی سیاسی کل ارتشه این اخلاق زیبا یعنی اخلاق شکرگزاری از زحمات دیگران خدا به هممون توفیق بده اهل شکرگزاری باشیم انشاءالله از این ایام انشاءالله از داریاتون قبول باشه محسن مبارک بری ت من آقای ماموسین علیه السلام سلالله علیه السلام یا عبا عبدالله میخواییم همراه بشیم با حسینیهی به وسط همه دلها میخواییم همراه بشیم با رادیو مخدر از این حادث توبیق شبد خفد در سیب دهیم عبرت تاریخ شبد خفد ای شب زدگان از صف خانشید بترسید از سایه خود نیر بترسید بترسید این را که بیره ردگر نیست بدانی دوران بزن در ردگر نیست بدانی آمین دوران بزن در ردگر نیست بدانی آمین آمین دوران بزن در ردگر نیست بدانی در پتر پناه بدن بال سرابی در کل جهان منطقه امنیابی هر گوشه ایل خاک کنون حادث خیزه چون از سوی ما هرچه گذینه روی میزه چون از سوی ما هرچه گذینه روی میزه فارغه با آمین این پشت به جماعتم درم قردش آدم نصبانت به جوابم درم چون لشگر مختار همه منطقه مانی ایرانی پر جازبه مانند کیانی تهدید شدی خست برو از کل شستی در راه این کل شدی خست برو از کل شدی در راه سلیمانی ما نیست چه کستی حقدانی اگر خست که از ما به حراسی در حمله ما راه فراری نشه ناشی امداد خدا حبق شباهت شده حجمی پیروزی مردان مجاهد شده حجمی دیدی اگر چه همه بیدینیشان را دیدی اگر چه همه بیدینیشان را برخواد بمالیم همه بینیشان را اگر کامل این پشت جماعه درم قرارتش یادم نزدانت جوابم درم از دیده سردان بول سائق سرزم یک رنگه یک کپسه به سر خست میارزد حیها که پیروز شبت دشمن اسلام در جبهه بحرین و عرانگ و یمن و شان ما قدرت حقیق تلاویم ضعیفه ما نیروی قدسیم و هدف قدس شریفه ما نیروی قدسیم و هدف قدس شریفه بخشوده روی ما نظر باه تا ایغاد از کرب و بلانی گذرد راه تا ایغاد آه ای حرم محترم ای قط می آیی در حیبت قاسم قطم ای قط می آیی ما پیرم زهراب و علی در پی نوری ما منتظر مهدی شانبخت ظاهوری ورگار به همراهی علیان می آیی سردار به همراهی علیان می آیی ای احل حرم می را علم دار می آیی مایه اگر خامل ای حکم جهادا بوده هم ای احل حرم می را علم دار می آیی ایران با تبکل باشد برخدا راه پیروزی و عزت را پیمود است دشمنان با هر خباستی تنها زعف خود را ایان کردند این ملت با قلب های مؤمن پرچم حق را برفراشده نگه داشته است دست مریضان سرداران خیبر دست مریضان سرمازان حیدر خدا قبط ایلش کرد با غیره تشیب خدا یعنی میروی عبر قدرت خدا قبط فرمان قیبا حیدر بر سر رجزی خوندی بیلوشنت و بازوره دودی پشیمون میشه قمحات جبران میشه پلاوی محیفا قطعا باخات یک سان میشه که موه از دل و از جان علی آلی شده نره شیان علی آلی بلده ایام که پاخ زرمست تنجام که مردم ایران علی آلی علی بلده ایام که پاخ زرمست تنجام که مردم ایران علی آلی علی بوی سر گشتنی با مسته سارقه بریاد انتقام بوی سر گشتنی بوی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی سر گشتنی بروی بشتدین بروی ک kinetic به گناه ، پروی صحبت سیست گفتن بابی کنید آمانش با شبصل در برای اجاكر destination mortgage ہاین نگاه و اعجزنی عن احسائه سنائی فیدو فزلکا و شغلنی عن ذکر محمد فراد فا عوائد و اعیونی علش رعور فکر هاوالی ایادی و ها زام بام ملعون و اعترفا بسبوغ الان و قابله بالتخصید و شهد علو نفسه بالاهمال والتذیب و انسر اوف الرحیم البر الكريم الذی لا يخیب باسدین و لا يصرد عن سنائه آمدید بساحت که تحط رحال راجید اطفال ا conversations و بعرفتک تدفع اهمال المسترفدین اطفال اعمال نوم خیارص خید من من رولان asks heading این بام دان ماه اولو چدام آندما ران دستم دینگ آمدید diskutent ناطل بسنا سربان الانقی والابلا پروردگاه را پروردگاه را ریزش پی در پی تهایت از به جا آوردن وظیفه شکر گذاری قافل هم کرد و جوشش دریای فضل و کرمت مرا از حمد و ستایشت آجز گردانید اتاهای پیوستت مرا از یاد تو باز داشته و مرحمتهای متوالیت از نش رو بیان خوبیهای تو ناتوانم ساخته این ناتوانی و عجز در سپاس گذاری حال کسی است که به تهای بیشمار و وسیع تو معترف و با کوتاهی در ادای شکر آن تها مواجه است و گواه و شاهد است بر این که نفس خود را زایع و بیهوده کرده و تو آنچنان رعوف و بخشنده و با کرمتهای بیشمار و وسیع تو مواجه است و این نام و احسانی که هرگز محروم نکنی آن را که به تو رو آورده و از درگاه خیش نرانی کسی را که کشم امید به تو دوخته ای که آرزو مندان جملگی امید به آسان مقدس تو دارند و طالبان اطا و عرصه انایتت روی نماید امیدهایی را که به تو داریم باید روبرو مگردند و جامعه نومیدی برما مپوشند ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ايلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی ایلائی جللتنی تی من الور الهیمان حلالهم و ذربت علی لطائف برکم من العز حلالهم و غلدتنی من لکم غلائده لهم و طوضتنی اطوضان لطفال فالاو کم جمتون زعفا لسانیه عن احساس و تی کثیرتون