سقوط میکنن همه برگا میریزن اینا رو ندیدی؟ اینام برگشت ایران یه موقع خبر دادن که آقا ایشون خانومشو که از فرنگ آورده رفته فرودگاه امان سوار ماشینش کرده که بیاد به سمت خانه خودش تو راه چب میکنه و این آقا و خانومش میمیرن و پولا مجدد برمیگرده به اینا این توفانه یه درهمش رو یه دینارش رو یه ریالش رو نمیشه خود چه برسه به این قصه این بیتقواییه پول میبره برنمیگردونه پول میخوره خیانت میکنه فرمون پسرم اگه میخوایی تو این دنیا سلامت باشی تقبه حرف اول این یک دو و هشت وها ال ایمان تو کشتی معمولا اساس و زاد و توشه میذارن دیگه گفت اگه میخوایی توشهی تو این کشتی بذاری ایمان بذار ایمان و شراعها ات تبکل کشتی بادبان داره گفت بادبانشو تبکل بذار یعنی به خدا تکیه بکن بادبان تنظیم میکنه حرکت کشتی رو تو سرعت رو سیر کشتی اثر داره بادبان آدمی که تبکل داره میتونه تنظیم بکنه حرکتش رو منظم کشتی راه نما میخواد حالا الان این وسائل جدید اومده ماهوارهی مشکل راه نما رو حل کرده ولی قدیم راه نما داشت کشتی ها میگه پسرم راه نماش رو علم قرار بده دانش از دانش استفاده بکن از علم استفاده بکن سر ستیز با علم نداشته باش علم ذاتن بد نیست که و قیمها العقل ناخدا میخواد کشتی ناخداشم عقلت خرار بده اندیشه و فکرت خرار بده فکر بکن تعمل بکن و سکانها اصلاییه و سبر اون لنگرش رو هم سبر قرار بده که اگر مشکلی پیش اومد خواستی متوقف بشی سبر داشته بشی پس چی شد؟ گفت پسرم یک کشتی بساز از تقوا از ایمان از علم از توقل از عقل از زبر یک کشتی اینجوری بساز تا تو دنیا موفق بشید آدم هایی که سبر ندارن اصلا موفق نیستن چه خوب باشن چه بد باشن خوبش بخواد به مقصد برسه سبر میخواد بعدش هم بخواد به مقصد برسه سبر میخواد خوب این مفهومیه یعنی اینایی که من شیشته هایی که شموردم مفهومه معناست صفته ما یه استلاحی دیگه داریم راجب کشتی که اونم باعثه داره نجاته اعمال نیست افراد هستن ما تو روایات داریم که اعمه کشتی نجات هستن اعمه که این هایی که عمل نیستن که این ها افراد هستن مثل امام هشتم سلام الله مثل علیه ابن عبی طالب سلام الله این ها فرد هستن افراد هستن ولی این ها هم کشتی هستن یعنی چی یعنی اگر به این ها متصل شدید محبتشون بلایتشون قبول کردی این ها هم تو رو به مقصد میرسوند اگر این ها با هم باشه که قوق هست یعنی هم عمل باشه این دیگه میشه دو قبضه سلامتش تزمینیه حسین ابن علی به عنوان سفینه نجات معرفی شده اون هم سفینه ای که سرعتش بیشتره کسانی که میان دنبال حسین ابن علی اینا جایید بردارید این ها نجات پیدا میخونند تو دولیه من یه نمونه براتون بگم خدا رحمت بکنه محروم آیتالله الازمه آقای خونساری رو آست احمد آقا که در تهران روز مراجع بزرگ بود این بزرگ من گفت چند تا بازاری اومدن پیش من و از یکی از برادراشون شکایت کردن گفتن آقایی لاعبالیه شر فطره بپا میکنه عصاب همه رو خورد میکنه هر چی هم بهش میگیم گوشش به دهکار نیست من همین چهار روز پیش بود از حرم داشتم میرفتم یه مادری به من گفت من بچم اینجوری شده بچم اینجوریه شر شوره هر چی بهش میگیم گوش نمیده چی کارش کنم معایزهش کنم بهش گفتم که معایزه که خوبه نصیحت که خوبه ولی با امام حسین هم مرتبطش بکن بهش بگو شبابه حیعت با امام حسین رابطه برقرار کن امام حسین نجات میده آدم واقعا نجات میده خیلی ها بودن تو همین جلسات اومدن نجات بده کردن گفتم آشنیش بده بذار بیار بذار حیعت بیار خدا رحمت کنه آصد محمود شاهرودی آیت الله رئیس قبوه غذاییه بود و این آقای جاسبی که یه موقع رئیس دانشگاه آزاد بود من بودم برگشت به ایشون گفتش که آقا تو این دانشگاه آزاد حیعت راه بندازد بذار بچه ها سینه بزنه بذار بچه ها ازاداری کارها این اثر میزده بابا ما تو خونه هامون قدیم همه شما روزه برقرار بود و اگر نسلی ساخته شد تو ارتباط با حسین ابن علی ساخته شد ترک کردیم رها کردیم شد دیگه آنچه که شد الان روزه ها خیلی اثر داره بچه ها ناخداگاه اثر میزده ایشون فرموده بود که این برادر تون رو ببرید کربلا باید بیاریدش من نصیتش بکنم میگه ما با لطای فولیل ایشون رو برداشتیم رفتیم کربلا با اونجا تو نمی آمد گفت من کار ندارم برای چی بیام مثلا داخل گفت بالاخره بردیمش داخل همین که اومد چشمش افتاد به این بارگاه ملکوتی حسین ابن علی بی اختیار زد زیر گریه این یک مادر بچه از دست داده شروع کرد به گریه کرد ای گریه ای گریه داداش چی شد ای گریه کرد منقلب شد بابا حسین ابن علی جاذبش خیلی زیاده خیلی زیاده در نمای بیعتقاد رو هم که هایی جذب میکنه گاندیش هم به حسین ابن علی علاقه پیدا میکنه مسیحیش هم علاقه پیدا میکنه این جاذبه بالاست جذب بابا انسان باش دیگه یه خورده آتفه داشته باشی جذب میشی به حسین ابن علی گفت ایشون برگشت خوب شد برگشت سر خط تو همون مسیح خوب رو داره ادامه آج برگشت بسر الله خونستانی گفته بود چی شد این برادرتون بیارید من نصیحتش بکنم گفتن آقا از نصیحت گذشت نیازی به نصیحت نده این جذب حسین ابن علی شده اینم سفینه است اینم کشتیه من و شما باید هم عمل داشته باشیم هم سفینت و نجات حسین ابن علی رو اما اگر یه کسی دست خالی از عمل شد این اینو یه جوری ربطش بده به حسین ابن علی یه جوری ربطش بده به بگو بیاد زیارت اثر میذاره اگر اثر نمیذاش که قضا احوال غیر از این بود که هست خیلی اثر میذاره شباهد تاریخیش الى ماشاالله هست من حرف هم ادامه داره ولی کلام رو میبندم السلام علیک یا ابا عبدالله ببین همین مسیبتی رو که من میخوام بخونم اگر به کل آلم بگی آدم این مسیبت این روزه رو آدم بیاد برای جهانیان بخونه همه عشق باید بریزن برای این مسیبت خب با هیچ قانون آتفی نمیسازه این رسید دو تا پسر از امام حسن سلام الله علیک توی کربلا بودن یکی غاسم ابن حسن یکی عبدالله ابن حسن این عبدالله ابن حسن یازده سالش امامم خیلی استفارش کرده بود که نظرم از خیلی ها بیاد بیرون چون کسی دیگه نمونده بود برای ما همه به شهادت رسیده بودن امامم تو گودال این بچه یه نگاهی کرد گودال رو دید دید امو در میان گودال زخمی خون از بدنش تخته به حتش کردن دارن با سنگ با چوب با شمشیر با کهبه نیمی زنن طاقت نیوبود دستش تو دست امام مشهود دستشو رها کرد گفت لا والله لا او فارغ امی من از اموم جدا نمیشم قف میان گودال نشست کنار بدن عبی عبدالله امامم هنوز زنده است شاید تو همون عالم کودکی اموم بلنشو بریم خیمه این زخمات رو مرهم بزن داشت با امو حرف میزد حرمله ی لئین امامم یه تیری رها کرد یا شمشیری زد این دستش رو همائل کرد که بگیره دست تو دامن عبی عبدالله افتاد قد شد این دست کودک خوردساله نمیشه توضیح واضح بدم ولی اشاره میکنم مسیبت به همینجا ختم نشد یک کاری کرد این حرمله که پسر فاطمه که سر از امو که پسر فاطمه که سبورترین آدم تو این عالم هست روش رو برگردون نتونست نگاه بکنه کاری کرد با این طف سر او رو از بدن جدا کرد تو دامن عبی عبدالله افتاد امام نتونست نگاه کنه روش رو برگردون اون طرف صلی اللهم علیکم یا اهل بیت نبوه خدا یا به حقیقت حقیقت حسین ابن علی مارو اهل حقیقت قرار بده به ارفان حسین ابن علی مارو اهل معرفت قرار بده بردگار توفیق حضور در مجالس حسین ابن علی به ما انایت بفرما مارو از ازاداران حسین ابن علی قرار بده در آخرت از شفاعتش مارو بهرمن بگردان اخلاق حسینی نصیب همه ما بگردان میگیره دست ما ماشای نبوه کرم اهل به جایی که روزه هست میشه حرم اهل به دلخوشی منه بیرق ازاد روزی روزه که رفتنه براد کاشگی بمونه براد نور حیاتی و جشنی نجاد دور حرم ولی من با یه نگاد زار کرد و بناد دلخوشی منه بیرق ازاد روزی روزه که رفتنه براد نور حیاتی و جشنی نجاد دور حرم ولی من با یه نگاد زار کرد و بناد روزی روزه هست روزی روزه هید طووا جسور پاندا رياضية واقعا از ماه كرال ٱلیر هست راحه نجات ما از قصه ها حسین راه نجات ما موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سدای پذیرت و فطرت موسیقی موسیقی روایت کتاب بر اقساس کتاب فراموشان نبشته داوود قفارزادگان موسیقی موسیقی به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام روایت کتاب رو از راژیو معرف می شنوید در این برنامه گذیده ی از کتاب فراموشان در ساختار روای نمایشی اختباس فر روایت می شه این کتاب از زبان شش شخصیت متفاوت و گمنام واقعی آشورا روایت شده در برنامه های قبل روایت های قاسد والی مدینه همسر زحیر ابن قین و یکی از سربازان هر ابن یزید ریاهی رو شنیدید و حالا روایت قلام اوبیدالله ابن زیاد سبومین روایت از کتاب فراموشان موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده موسیقی تا اون وقت آن همه پول را یک جا ندیده