6 مگه هیتز موضوع سخنرانی جناب آقای کازرونی اینه حضور در کشتی نجات حسینی عمل صالح و آقبت به خیری در پیداره بر بال سخن نه بارده ایشتنه و همان سواهم لطراب مقدمه الفدا ولا خول ولا قوت الا بالله الالی الازیم الا ان الهوسین بابون من اقواب الجنه یه مفهومی به نام سفینه و کشتی در روایات ما و احادیث ما به کار رفته و دو گونه تفسیر شده یه تفسیرش یه سری از اعمال و کردارها و رفتارهاست یه تفسیرش کردار نیست اعمال نیست افرادن قدهی به عنوان کشتی به عنوان سفینه محرفی شدم این کلمه کشتی یا سفینه کلمه تشبیهیه چون معمولا کشتی رو در روی اقیانوس ها و دریا ها میشه تصور کرد کسی کشتی رو در خشکی تصور نمی کنه حالا وچه شباحت چیه وچه شباحت اینه تو اقیانوس ها تو دریا ها توفان های سنگین دیده میشه انواج خروشان دیده میشه و احتمال قرغ شدن در اثر هر حادثهی در دریا ها و اقیانوس ها زیاده اما در خشکی نهانه هاییه اما نهایتش این که اگر وسیله مناسب نباشه یا خراب بشه خب در خشکیه آدم رو زمینه اما فرض بفرمایی در دل اقیانوس در وسط های اقیانوس بزرگ یک کشتی باز بمانه خلقالله چکار باید بکنن وسط آبهای خروشانه یه سری اقیانوس هایی باز بمانه یک کشتی باز بمانه روز در کشتی باز بمانه یک کشتی باز بمانه روز در کشتی باز بمانه یه سری اعمال گفته شده که اگر انسان داشته باشه میتونه تو طلاتم ها توی توفان ها توی گردباد ها به سلامت بره اصلا دنیا رو تشبیح کردن به دریا این سخن لغمان حکیمه به پسرش گفت امام کاظم پدر امام هشتم سلام الله علیه و سلامه امام حسنیه امام هشتم سلام الله علیه ما یه روایت مفصلی داره که تو این روایت نصیحت های لغمان رو نقل میکنه حدود چارده صفه شونزده صفه هست این روایت یه فرازش اینه امام از قول لغمان نقل میکنه که لغمان به پسرش گفت پسر من انا دنیا بحرون امیق دنیا دریای امیقیه ببینیم اول تشبیح میشه دنیا به دریا اونم بحر امیق دریای سیار امیق فرمود دنیا مثل دریا میمونه توفان داره گردباد داره هزاران مشکل داره دنیا این دریا و اغیانوس های امیق پس تو نیاز داری که یه کشتی داشته باشی تو این دنیا چون ببینید ما توفان شهود داریم تو این دنیا ما توفان طلب قدرت داریم تو این دنیا ما توفان طلب شهرت داریم تو این دنیا ما توفان مسیبت ها و گرفتاری ها و بیماری ها و سختیها تو این دنیا داریم اینا تماما توفان هستند خیلی ها تو این انواج توفانی دنیا نمیتونند طاقت بیارند از بین میرند نابود میشند مثلا خدایی نکرده یه مسیبتی میاد خدا نکرده یه سرطانی کسی میگیره خدا نکرده خب خیلی ها میبرند دیگه این بیماری این مسیبت این داق مثل یه توفانیه که انسان رو از جا میکنه و امید انسان رو ناامید میکنه میدونید دیگه آدم هم در قبال این حوادث اینه یه پرکاه میمونه هر چقدر قوی باشه هر چقدر تنومن باشه اینه یه پرکاه میمونه وقتی موج حوادث میاد پرکاهی زمین نمیمونه که یه شعری هست خیلی خشنگه میگه یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها الان من از شما سوال کنم که جد پنجم شما کی بود از منم سوال بکنی نمیدونم جد شیشم ما کی بود نمیدونی اینو همه فراموش میشن یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها کی بماند پرکاهی در میان بادها شما وقتی توفان میشه ساختمونه با اون عظمت رو به هوا میبره توفان پرکاه زمین میذاره ما تو حوادث اینجوری هستیم حالا فقط حوادث نیست شما نگاه کن تو یه درخواستی نیست که اینجوری هستیم توفان شهرت اصلا به باد فنا میدهم توی یه موقعیتی دنبال پول رفتن دنبال مال رفتن توفان بپان میکنه صدها دروغ میگه که یه معامله رو جوش بده صدها خلاف میگه که سر یه نفر رو کلاه بگذاره این میشه توفان خب پرکاه که تو این توفان باقی نمیمونه این میشه توفان که تو این توفان باقی نمیمونه از بین میره به دریا تشمیه درست دیه به دریا تشمیه درست دیه از این حیث که دنیا هم توفان داره از این حیث که دنیا هم توفان داره دریا هم توفان داره تلاتوم داره دریا دنیا هم تلاتوم داره بالا 270 دریا دنیا هم داره آدمایی می توان به حالت برند آدمایی می توان به حالت برند تو دریا باید کشتی محکمی داشته باشن تو دنیا باید یه سلسله قواعدی رو رایت بکنن اگر رایت کرد میمونه اگر رایت نکرد قرغ میشه از دست میده حالا حدیث رو دخلت بفرمایی روغمان گفت پسرم دنیا یه دریای عمیقه تو نیاز به کشتی داری اما چه کشتی باید کشتی که از این شیش عمل ترکیب بشه یعنی شیشت و صفت کار اگر مقید بشی بهش سر به سلامت ببری تو این دنیای پرتلاتون یک گفت فجر سفی نتکر اد تقوا بیا کشتی که میسازی که میخوایی ثباتش بشی تو این انواج بری از تقوا بشه یعنی خودتو آراسته بکن به تقوا خودتو آراسته بکن به پروا عمل کردن و پروامندی خودتو آراسته بکن سعی کن دروغ نگی سعی کن تهمت نزنی سعی کن مال مردم رو نخوری سعی کن عبامد خدا رو انجام بدی این طور رو نجات میده تقوا نجات میده اگه تقوا باشه خیلی از مشکلات و مسائل به وجود نمیاد اصلا چون این توفان ها با توفان های دریا فرق میکنه توفان های دریا دست من و شما نیست آقا انواج من کل جهت میاد کشتی غرب میشه اما دریا دست من و شما نیست اما توفان های دریا دست من و شما نیست ما اگه اهل تقوا باشیم اصلا نمیذاریم گدباد شکل بگیره از همون اول مراقبت میکنه آدم رو من یه خاطره رو نق کنم براتون بد نیست خیلی عجیبه یه آقایی خیلی سروت داشت خیلی مال داشت امکانات زیاد این فوت کرد خیلی فوت کرد توی تصمیمه صادفی توی بیماری هر چی بود فوت کرد بچه سغیر داشت برادر این آقا که میشه اموی این بچه های سغیر اومد به خانوم اخویش گفتش که شما که یه زنی تجارت نمیتونی بکنی اینا هم که بچه سغیر هست بیاین پولشو از بانک در بیا مغازاشو بفروش چه بکن که من باید بیماریم با اینا کار بکنم و هم برای شما تأمین بشه هم سودیم نمده برم خب آدم ظاهر که فکر میکنه میگه خست خیلخواهیه دیگه برادره اینا این کارو کردن وقتی تقوانیست اینا تبدیل کردن انتقال دادن به حساب این آقا ایشونم گذاش از ایران رفت گفت میرم سرمایه گذاری میکنم خارج برای تو میخرسیم ماه اول شو ماه دوم ماه ثوم دن خبری نیست تماس میگیرن پاسخ نمیده سال شو خبری نشو یه سال دوست اینا هم تو فقر دادن دست و پنجه نرمی کنن همه سرمایه رو دادن به این آدم دیگه هر کاری کردن دیگه پاسخ نمیداد مال رو خود دیگه و چقدر اشتباهه کسی اینجوری پول در اختیار کسی بذاره قرآن میگه اگه پولی به کسی میدید سنت بگیرید زمانت بگیرید بله میخورن اینه آب خوردن میخورن براتو آدم یه هقل دشته باشه درست عمل بکنه آره میشه دیگه گایی آدم گایی فکرشم نمی کنه ایشون اونجا کارخونه ای زد شرکت ای زد اموالی جمع کرد اینی همونجا ازدباش کرد بعد از مدتها اومد تو یکی از این کشورهایی هاشیه خریج فارس اومد تو اممان بچه هم خوب بزرگ شده بودن ردشو زدن دیدن در اممان اومده یه شرکتی تأسیس کرده سرمایهی داره یکی از این بچه ها رفت به کشور اممان گفت امو این همه سرور تو اصلا به ما چیزی نمیدونی سالیان سال ما تو فقر داریم زندگی میکنیم همین اموال مال ماست گفت پول کجا بود کی به من پول داده این حرفات چیه برو دنبال و کاره ببین توفانه سروت میتونه توفان باشه سروت میتونه آدم رو پلید بکنه آدم رو شعی بکنه آدم رو بدبخت بکنه میتونه نمیگم اصلا این طوریه میگم میتونه این کار رو بکنه این تفلاک هم مون چی کار بکنه حالا دست قدرت خدا فراتر از این حرف هست ققه میزنی فرید میزنی اون بالا سریعه ندید چرخش روزگار رو ندیدی چگونه ظهور و سقوط رو بهت نشون میده این برگایی درخت ها رو ندیدی یه ما دیگه دو ما دیگه به پاییز که برسیم همه اینا سقوط میکنن همه برگا میریزن اینا رو ندیدی این هم برگشت ایران یه موقع خبر دادن که آقا ایشون خانومش رو که از فرنگ آورده رفته فرودگاه امان سوار ماشینش کرده که بیاد به سمت خانه خوده این برگشت تو راه چب میکنه و این آقا و خانومش میبیرن و پولا مجددت برمیگرده به اینا این توفانه توفان یه درهمش رو یه دینارش رو یه ریالش رو نمیشه خورد چه برسه به این قصه این بیتقواییه پول میبره برنمیگردونه پول میخوره یاند میکنه فرمود پسرم اگه میخوای تو این دنیا سلامت باشی تقوی حرف اول این یک دو و هشت وها الامان تو کشتی معمولا اساس و زاد و توشه میذارن دیگه گفت اگه میخوای توشهی تو این کشتی بذاری ایمان بذار ایمان و شراعوها اتبکر کشتی بادبان داره گفت بادبانش رو تبکل بذار یعنی به خدا تکیه بکن بادبان تنظیم میکنه حرکت کشتی رو تو سرعت و سیر کشتی اثر داره بادبان آدمی که تبکل داره میتونه تنظیم بکنه حرکتش رو منظم کشتی راهنما میخواد حالا الان این وسائل جدید اومده ماهوارهی مشکل راهنما رو حل کرده ولی قدیم راهنما داشت کشتی ها میگه پسرم راهنماش رو علم قرار بده دانش از دانش استفاده بکن از علم استفاده بکن سر ستیز با علم نداشته باش علم زاتن بد نیست که و قیمها العقل ناخدا میخواد کشتی ناخداشم عقلت قرار بده اندیشه و فکرت قرار بده و قیمها العقل میخواد کشتی فکر بکن تعمل بکن و سکانها از سبر اون لنگرش رو هم سبر قرار بده که اگر مشکلی پیش اومد خواستی متوقف بشی سبر داشته بشی پس چی شد؟ گو پسرم یک کشتی بساز از تقوا از ایمان از علم از توقل از عقل از زبر یک کشتی اینجوری بساز تا تو دنیا موفق بشی آدم هایی که سبر ندارن اصلا موفق نیستن چه خوب باشن چه بد باشن خوبش بخواد به مقصد برسه سبر میخواد بعدش هم بخواد به مقصد برسه سبر میخواد خب این مفهومیه یعنی اینایی که من شیشتن که شموردم مفهومه معناس صفته ما یه ازمونهیم استلاحی دیگه داریم راجب کشتی که اونم باعث نجاته اعمال نیست افرادم ما تو روایات داریم که ایمه کشتی نجاتن او ایمه که اینایی که عمل نیستن که اینا افرادن مثل امام هشتم سلام الله مثل علی ابن عبی طالب سلام الله اینا فردن افرادن ولی اینا هم کشتی هم یعنی چی؟ یعنی اگر به اینا متصل شدی محبتشون بلایتشون قبول کردی اینا هم تو رو به مقصد میرسون اگه اینا با هم باشه که قوقاست یعنی هم عمل باشه این دیگه میشه دو غبزه سلامتش تزمینیه حسین ابن علی به عنوان سفینه نجات معرفی شده اونم سفینهی که سرعتش بیشتره کسانی که میان دنبال و سفینه ابن علی اینا نجات پیدا می کنن تو دوریه من یه نمونه براتون بگم خدا رحمت بکنه محروم آیتالله الازم آقای خونساری رو است احمد آقا که در تهران روز مراجع بزرگ بود این بزرگ من گفت چند تا بازاری اومدن پیش من و از یکی از برادراشون شکایت کردن گفتن آقایی لاوبالی شر فطره به پا می کنه عصاب همه رو خود می کنه هر چی هم بهش می گیم گوشش به دکار نیست من همین چه روز پیش بود از حرم داشتم می رفتم یه مادری به من گفت من بچم اینجوری شده بچم اینجوریه شر شر هر چی بهش می گیم گوش نمی ده چی کارش کنم معایزش کنم بهش گفتم که معایزه که خوبه نصیحت که خوبه ولی با امام حسین هم مرتبطش بکن بهش بگو شباب رهیعت با امام حسین رابطه برقرار کن امام حسین نجات می دادن واقعا نجات می ده خیلی ها بودن تو همین جلسات اومدن نجات بیده کردن گفتم آشتیش بده بذار بیار بذار حیعت بیار خدا رحمت کنه آصد محمود شاهرودی آیت الله قوه قضاییه بود و این آقای جاسبی که یه موقع رئیس دانشگاه آزاد بود من بودم برگشت به ایشون گفتش که آقا تو این دانشگاه آزاد حیعت راه بندازد بذار بچه ها سینه بزنه بذار بچه ها ازاداری کنه این اثر می زده خب ما تو خونه هامون قدیم همه شما روزه برقرار بود و اگر نسلی ساخته شد تو ارتباط با حسین ابن علی ساخته شد ترک کردیم رها کردیم شد دیگه آنچه که شد الان روزه ها خیلی اثر ده رو بچه ها ناخداگاه اثر می زده ایشون فرموده بود که این برادرتون رو ببرید کربلا باید بیاریدش من نصیحتش بکنم میگه ما با لطای فولیه علی ایشون رو برداشتیم رفتیم کربلا با اونجا تو نمی آمد بگو من کار ندارم برای چی بیان مثلا داخل گفت بالاخره بردیمش داخل همین که اومد چشمش افتاد به این بارگاه ملکوتی حسین ابن علی ای اختیار زد زیر گریه این یک مادر بچه از دست داده شروع کرد به گریه کرد ای گریه ای گریه داداش چی شد ای گریه کرد منقلب شد بابا حسین ابن علی جازبش خیلی زیاده خیلی زیاده آدم های بیعتقاد رو همگاهی جزب میکنه گاندیشم به حسین ابن علی علاقه پیدا میکنه مسیحیشم علاقه پیدا میکنه این جازبه بالاست جزب بابا انسان باش دیگه یه خورده آتفه داشته باشی جزب میشی به حسین ابن علی گفت ایشون برگشت خوب شده برگشت سر خط و همون مسیل خوب رو داره ادامه آیترلا خونسالی گفته بود چی شد این برادرتون بیارید من نصیحتش بکنم گفتان آقا از نصیحت گذشت نیازی به نصیحت نده این جزب حسین ابن علی شده اینم سفینه است اینم کشتیه من و شما باید هم عمل داشته باشیم هم سفینت و نجات حسین ابن علی ده اما اگر یک کسی دست خالی از عمل شد اینو یه جوری ربطش بده به حسین ابن علی نیاجی ربطش بده به بگو بیاد زیارت اثر میذاره اگر اثر نمیذاش که قضاحوال غیر از این بود که هست خیلی اثر میذاره شباهد تاریخیش الى ماشاءالله هست محف هم ادامه داره ولی کلام رو میبندم از سلام و علیه از سلام و علیه یا ابا عبدالله ببین همین مسیبتی رو که من میخوام بخونم اگر به کل آلم بگی آدم این مسیبت این روزه رو آدم بیاد برای جهانیان بخونه همه عشق باید بریزن برای این مسیبت خب با هیچ قانون آتفی نمیسته از این قصه دوتا پسر از امام حسن سلام الله علیه توی کربلا بودن یکی غاسم ابن حسن یکی عبدالله ابن حسن این عبدالله ابن حسن یازده سال امامم خیلی سفارش کرده بود که نزدن از خیمه ها بیاد بیرون چون کسی دیگه نمونده بود برای امام همه به شهادت رسیده بودن امامم تو گودال این بچه یه نگاهی کرد گودال رو دید دید امو در میان گودال زخمی خون از بدنش رفته به حاتش کردن دارن با سنگ با چوب با شمشیر با شمشیر با شمشیر با شمشیر با کهبه نی میزنن طاقت نیو بود دستش تو دست اممش بود دستش رو رها کرد گفت لا والله لا او فارغ امی من از اموم جدا نمیشم درخ میان گودال نشست کنار بدن عبی عبدالله امام هنوز زنده است شاید تو همون عالم کدکی اموم بلنشو بریم خیمه این زخمات رو مرهم بزنیم داشت با امو حرف موزد هرمله ی لعین یه تیری رها کرد یا شمشیری زد این دستش رو همائل کرد که بگیره دست تو دامن عبی عبدالله افتاد قد شد این دست کدک خوردساله نمیشه توضیح واضح بدم ولی اشاره میکنم مسیبت به همینجا ختم نشد یه کاری کرد این هرمله که پسر فاطمه که سبورترین آدم تو این عالم هست روشو برگردون نتونست نگاه بکنه کاری کرد با این تف سر او رو از بدن جدا کرد تو دامن عبی عبدالله افتاد امام نتونست نگاه کنه روشو برگردون اون طرف صلی اللہ علیکم یا اهل بیت نبوه خدایی به حقیقته حقیقت حسین ابن علی مارو اهل حقیقت قرار بده به ارفان حسین ابن علی مارو اهل معرفت قرار بده برادگار توفیق حضور در مجالس حسین ابن علی به ما انایت بفرما مارو از ازاداران حسین ابن علی قرار بده در آخرت از شفاعتش مارو بهرمند بگردان اخلاق حسینی نصیب همه ما بگردان شرم اهل بهت جایی که روزه هست میشه حرم اهل بهت دلخوشی من بیرق ازاد روزی روزه که رفتن براد کشگی بمونه براد نور حیاتی و جشدی نجاد دور حرم ولی من با یه نگاد زارکن ببنان دلخوشی من بیرق ازاد روزی روزه که رفتن براد کشگی بمونه براد نور حیاتی و جشدی نجاد دور حرم ولی من با یه نگاد زارکن ببنان راه نجات ما از غصه ها حسن راه نجات ما از غصه ها حسن تو هر شرایطی لبای که یا حسن لبای که یا حسن لبای که یا حسن ما شера لبای که یا حسن لبای که یا حسن همه جا گربرا همه جا نینابا قکت بکنی همه جان دید نواز باقه بهشت برخورد کردید در آن حاضر شوید پرسیدن که باقه بهشت چیست؟ حضرت پاسخ دادن مجالس ذکر و اجتماعاتی که در آن یاد خدا و اهل بیت زنده شود امام هشتم علیه السلام هم در این باره فرمودند هر کسی در مجلسی شرکت کند که امر اهل بیت در آن زنده می شود دلش روزی که همه دل ها مرده است نمی میرد و این روزها و شبها در ماه محرم فضای بسیار مناسب و مسائدیست برای شرکت در محافل حسینی در حیات مذهبی و ذکر مسیبت حضرت سید و شهدو علیه