پیر زن سر پسرش را به سینه چسبانید، بوسید و گفت، مرحبا، از تو رازی شدم، بعد آن را به طرف دشمن انداخت و فریاد زد، ما چیزی را که در راه خدا دادیم، پس نمی گیریم محمد حسین ایراندوست محمد حسین ایراندوست محمد حسین ایراندوست شعرائینی نمود خاصی داره، شاعری در قالب ترکیبن گفته، حال و هوای حرمش فرق داشت، مثل مسیح است، دمش فرق داشت، معترفن کل علمدارها، پرچم و رقص علمش فرق داشت، صاحب منظومه احسان، تویی شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه شادی این درخواه میکنیم. التماس دعا خدا نگهدار. نه آب منده برایم نه آب رو چکنم. نه باده منده نه چیزی از این سبو چکنم. به فرض این که مراسم تخیمه ها. اگر سکینه به من گفت آب کنم. به پای مش سر و چشم و دست را دادم. ولی به روی زمین ریم. از این که آب رساندم به خیمه هایانم. اگر که ام بنین کرد پرس و جور. بدون دست شدم من که پایم. که پای میکومدم. عزیز فاطمه در ماندم. بگو چکنم. بگو چکنم. بگو چکنم. آخه بی آخه بی آخه. آخه بی آخه بی آخه. که ما رvision است و معظمات ش الدفتر که دست نمیکنی. آخه لوچ ب planners. و آخه هرجوني تقاضی نیک انداريور. یکیکاد خود تا عید اره گرم. کسایت پرس ای است که آرائن میبین. چکرارده خود بخواد میبین. که قبل heads محساس داد وpero شببی کنند. آمان شروع میداد. فرست بی جانس بود. سدایی مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف در این چهید جمعه روشنایی و معرفت رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت ای که شدی طالب اسرار هم بشنا و بشناس اشارات را جرعی از جامعه معارف به نوشت گوش کنایات و روایات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گوهری از جامعه معارف گنج سعادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گنج سعادت بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم خدمت همیشم و همراهان عزیز همیشم و سوگواران آقا و عبدالله حسین علیه السلام هموطنان عزیزم تا سعای حسینی رو محضر مبارک همتون تسلیت و تعذیب ترزم کنم و امیدوارم که انشالله به نام نامی صاحب امروز همه ما خدا برامون بهترین هایی که مد نظر داریم رو رقم بزنه در خدمت شما وزورگواران هستیم تا انشالله با همدیگه بنشینیم پای صفره معارف احلیبیت علیه مسلم که امروز یکی خال و هوای قمر بنی هاشمی دارد و انشالله حجت الاسلام و المسلمین استاد محمد حادی فلا با استانت از آیات قرآن کریم و روایات احلیبیت علیه مسلم و استانت از سیره قمرم و نیره بنی هاشم نکاتی رو در اختیار ما قرار بدن که انشالله بتونیم یک زندگی فضیلت محور یک زندگی رو بسازیم که بیشتر ما رو به شباهت به زندگی حضرت عباس نزدیک بکنم چند برنامه گذشته همونطور که سهزادری دستات فلا در خصوص انفاق برای ما صحبت کردن انفاق که یک کار احلیبیتی است معجزه ایست برای گرهگوشایی اگر دنبال حل مشکل هستیم اگر دنبال گرهگوشایی هستیم از انفاق دریغ نکنیم انفاقی که تو برنامه گذشته به ما توضیح دادن باید انسان بهترین خودش را آنچه که در دارائی دارد یا آنچه که در قدرت و جا و مقام دارد یا آنچه که در زندگیه در وجودش در خون خودش در اطراف خودش دارد برای اطاعت خدای تابرگ و تالا تقدیم بکنه حاجه فلا سلام عرض میکنم خدمت شما تصریح میگم تا سوائی حسینی رو محضرتون بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و عزیزان شنونده سلام عرض میکنم و تصریح عرض میکنم امیدوارم که ازاداری شما و همه شنوندگان عزیز مورد قبول خدای متعال و حضرت حسین علیه السلام باشه و به دعای شما زیل ازاداری قبول شما ازاداری این حقیر هم انشاءالله در خدمت خود ازاق به نظرم اگر بخواییم تو انفاق و این که تقییده به انفاق و اون هم انفاق تام و کامل و کمال مثالی بزنیم بارستر از حضرت بابل حوائز قمره و نیهاشم شما پیدا نکنیم انفاق حضرت باصله چه جنسیه چجوری که انقدر به دل میشید بله در غیر احل بیت علیه مستلام و در اون فرجه تلخ و سنگین و شکننده و غربت جناب حضرت حسین علیه السلام بفرمایید بعد از علیه اکبر شما نمونه در مردها در احل بیت سراغ ندارید شاخیست مگر این که چشم و نظر شما رو جناب حضرت قمر ماه و نیهاشم با اون قامت خودشونه چجور میشه در مورد شخصیتی که همه دار و ندار خودش رو در راه خدا بخشید و فدای حسین ابن علی کرد که بلکه امامش بمونه مرادش بمونه مرشدش بمونه عزیزش بماند دنیا و آخرتش بماند که دنیا و آخرت خودش رو بخشید و به پای حسین ابن علی ریخت ترخ بود برای شکننده بود مرد انفاق بود در بر مرد بخشش بود حقیقتن اگر کسی میخواد بخشش در راه حسین ابن علی رو یاد بگیره در بین مردها از جمعه باید مشرف بشه محضر جناب قمر و نیهاشم که زاغ سطری همه خودشون رو بخشیدن همه خودشون رو در راه تو و امامشون انفاق کردن من سهمی از انفاق انگار ندارم و انگار من قبول نشدم در این دلواپسه اومد محضر حضرت حسین علیه سلام و رخصت خواست و خیلی هم با عدب و خیلی هم با همه اون رایت حیاب و شرم که نگفت اجازه بده اینجوری به حسین ابن علی گفت که حسین ابن علی عشق و علاقهی که به حضرت قمر و نیهاشم داشت به تلاتو مفت و گفت زاغ سطری سینم تنگ شد خب اما حسین هم خیلی علاقه من بی شدت بی شدت به قمر و نیهاشم تکیه کرده بود و حق هم داشت حسین واقعا هم حق داشت حسین ابن علی که تکیه کنه خاندان خاندان انفاق جناب امیر المومنین حضرت اولیام خدره امولبنین سلام الله علیه ها کانت بنون علیه اود دابه چار تا پسر داشتن به من امولبنین و همین خاطر میگفتن همه اینها رو به دستگاه حسین ابن علی بخشید که بلکه فدایی حسین ابن علی بشند حسین ابن علی بماند تمام دق دقیق با نوع انفاق حضرت امولبنین این بوده که حضرت حسین علی سلام با فدا شدن بچه ها برای حسین ابن علی حسین ابن علی زنده بماند شیران شجاه این پسرانم ولی عباس مادر به فدایش چه جگر داشته روزی حق داشت حسینم به سر پاره ما هم دستان خودش را به کمر داشته روزی میدونستن چه داستانی اونجا اتفاق افتاده و جناب غمر بنیاشم اشاره کردید چشم راشد داشته باشیم و من نگاه هم اینه میگم وجود مبارکه حضرت که انقدر سخاوتمندن انقدر سخیه ما باید فقط باید صرفن نگاه همون نگاه مسئلتی باشه نگاه سائل باشه یا این که این انفاق حضرت را داشته باشیم ولی یک نگاه دیگه هم به ساحت مبارکشون در هر صورت سآله و در هر صورت ما گداییم بله به هر جای زندگی جناب غمر بنیاشم نگاه کنیم اگر نگاه معرفتی داشته باشیم گدای معرفتی درست بفهم اگر نگاه فضیلتی داشته باشیم گدای فضیلت اون حضرت هستیم از جمعه خسلت وفا که معرفتی محرکه وفا بود در اون روز و محرکه عدب و اگر بخواییم به ظاهر زندگی حضرت به اندازه ای که گزاره شده و به ما رسیده بخواییم نگاه کنیم باز هم گدای سبک زندگی حضرت غمر بنیاشم به حساب میرم ارزمینه تکرار میکنم کجای زندگی غمر بنیاشم رو نگاه کنیم که دلمون نخواهیم که نفس دل خواستن ما گدایی ماست مسئلت ماست در ساحت زهن و نظر آرزو بازم گدایی ما بازم مسئلت داریم در ساحت عقیده توحید که باز داخل پرانتز از کنم نمیدونم چرا این همه سال در دستگاه حسین ابن علی بودم و جناب غمر بنیاشم من یک بار از حضرت غمر بنیاشم تغاظای توحید نکردم از اون مراتب توحیدی که در دستگاه حسین ابن علی بهش رسید تو جریان ایمانی و خودمون صفره گذاشتیم برای گرفتن خونه ماشین شفای مریض داستانهای دیگه برای بچه همون ولی این داستان توحید چه شد چرا جز مسئلتهای اصلی و اساسی ما نبود در چندتی پهلوان الغمه چیزی به نام توحید معازلان نبود یا ما چشممون تنگ بود رو بر کفه بخشی چه غمر و نیاشم ندیدیم که به اشتهابی افتیم از اونا به ما بده از اونایی که به دیگران به خواسته بخشیدیم اگر نبود جناب مرحوم واضی رزوان الله تعالی که گفت سالهای سال پیگیر اون داستان توحیدی بودم تا یه وقتی کسی اومد از کنار من رج شد که همه فکر می کردن یادم گدا یا مجنون داستانی که بعضا اسبه جزا اصراره اومد کنار من و بیخ گوش من گفت جناب غمر و نیاشم و من رفتم مسیرم به طرف حرم جناب غمر و نیاشم و آنچه که سالهای سال دنبالش می گشتم در حرم جناب غمر و نیاشم به من داده شد حقیقتن هست داستاناشم هست این نمونه که ارز کردم ما در درخواست بخیلی کردیم و از غمر و نیاشم درخواست نکردیم قاعدتن سهم نبردیم و الا اون دردانهی که در داستان سنگین و شکننده یک هر بلا خودش رو بخشید جز بخشش بلد نیست یعنی اصلا نمیشه نمیشه غمر و نیاشم رو به یاد رو برد و بابل هوایج بودنش و بخشندگیش و انفاقش به خاطر ما نیاد دقیقا بفرمایید کتاهی از ماست بفرمایید غصور تخصیر از ماست در اون درخواست در هر صورت جنامت توپکی ما گدای این دستگاه هستیم چه به ذهن ما باشه جز اصاب کتاب ما باشه چه نباشه حقیقتن آجان یه سؤالی که خیلی ذهن رو درگیر میکنم شنوندگان عزیزمون هم دستبت بهش توجه داشته باشه این که حالا ما میخواییم مستفیز از انفاق غمر و نیاشم مخصوصا امروز باشیم قیان خاصی داره نوع خاصی باید درخواست بکنیم کار خاصی باید انجام بدیم چی کار باید بکنیم تو از این معلومه دیگه جفه ی حسین ابن علی جفه ی توحید جفه ی حق جفه ی ایمان جفه ی فضاهل اخلاقی زندگی توحیدی بسم الله الرحمن الرحیم هر که دلش میخواد در این صف قرار بگیره و در این جفه قرار بگیره قاعدتا باید از شاخص ها و نشانه های این جفه اقتصاب کنه بر خودش ارثابت که ترفیه ببنده و حسین ابن علی در اون دستگاه خودش و جفه خودش از هر کسی و جنسی و سنی از خیشان گرفته و حساب نمونه داره درست بفهمه؟ آیا کسی هست که بخواد شبیه یک سیزده ساله در کربلا بشه نمونه داره جناب حضرت واسم ابن علی اگر کسی از هم سن و سال جناب علی اکبر علیه السلام به قلگوی با این برجستگی توجه کنه 28 سالگی و 34 سالگی جناب قمر بنیاشد دقیقا بفرمایید سنهای مختلف یعنی گروه های سنی مختلف و جنس مختلف خانوم ها اگر دلشون میخواد حضرت زینب حمد کردسون حضرت سکینه حضرت روغیه دقیقا بفرمایید حضرت روباب و هر یعنی امکان نداره کسی وارد این دستگاه بشه یک نمونه الگو نداشته باشه خودش بخواد دست خالی بره درست بفرمایید ولی اینجا برای هر کس که متقاضی باشه و طالب باشه و خواهنده باشه این امکان هست و از طرف حضرت حسین و دستگاه حسین هیچ بخلی نیست بخشندگی تام متمام هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست حسین جان و انا تشریف تو بر بالای کس کتا نیست حقیقتن برای بخشندگی و دستگاه خود و بفرمایید همه اونها از اهل وید که زل حسین ابن علی به حساب میان زل انفاق حسین ابن علی موظفن مکلفن به انفاق اگر کسی طالب باشه و در اصحابشون حتی جوهین حتی غلام سیاه که در گزارش هایه و حتی با همه اعتزار که میگم چون نقل تاریخه و الا باید حتی دقل باب کرد به درب توحیدی و دریافت حضرت جوهین و درخواست کرد از چیزهایی که از حسین ابن علی دریافت کرد به نظر من جنابت وکی اصحاب رو غسم داد به حسین ابن علی تا به ما ببخش اچه چون کام توحیدیشون در جوار حسین ابن علی و مکتب توحیدی حسین ابن علی باز شد شیخ ششدهی چه خوابی دیده ما نمیخوایم باب خواب رو ارثبت که توصیه بدیم به اموان نمونه ارز میکنیم که این امکان هست که اگر کسی طالب باشه از اون طرف هیچ بخلی نیست شیخ ششدهی رضوانالله تعالی میگه گلایی داشت از این که منبر که میره اونجوری که دلش میخواد اتفاق نمیفته و میخواد که دل بخواه خودش خدمتی به حسین ابن علی بکنه و بتونه راحت منتقل بشه و محارف رو منتقل کنه در عالم رویا محضر حضرت حسین ابن علی مشرف میشه اون تغازای باطنیش در مرآب و منظر رو مقابل دیدگان حسین ابن علی بفرمایید این ثابتش زرالقدرش امام حسین برد نگاهش بود که اینچی طالبه بدروی کرد به جناب حبیب ابن مزاهک حبیب ما که در خیمه آب نداریم آرد و اصل هست یه چیزی تحییل کن برای مهمانم و داستان از این قراره که با همون آرد و اصل هرچی که تحییل شده بود به جناب ششدری که داده بودن جناب ششدری کام معرفتیش باز شد اگر کسی نقدن همین الان طالب باشه و من و من و هر کس بید میدونم از اون طرف بخلی باش ما در درخواست وخیلیم یعنی ظاهر و باطن ما همه دست به هم یک درخواست تا متمام اتفاق بیفته که خودمون رو بخواییم به دستگاه توحیدی خدای متحال هزارات معصوم آقا حسین ابن علی ببخشیم و از اون طرف دهش بخشش انفاق حسین ابن علی سرایان پیدا کنه جرایان پیدا کنه کام توحیدی ما و فضائل اخلاقی ما و زندگی ما ظاهر ما باطن ما دور نزدیک همه عزیزان انشاءالله بشه به پیجه با نگاه نافذ جناب قمر بنی حاشم که قمره و در مناسبتهای خواست جزبه داره خودمون رو در اون جرگب و جزبه قمر بنی حاشم قرار بدیم و انشاءالله بیش از پیش اگر گرفتار بودیم بیشتر و بیشتر گرفتار بشیم که گر جزبه یه سوی جانانه بیا بی بازی چه خانی جزب کاه و کهروبار خیلی متشکرم خیلی ممنونم که امروز دلهای ما رو تاسوعایی کردید دلهای ما رو به حالا هوای ماه منیر بنی حاشم روشن کردید امیدوارم که انشاءالله این فرصت تلنگری باشه برای همه ما که بتونیم بحرمند بشیم از دریای خروشان انفاق قمر بنی حاشم و هممون انشاءالله مستفیز از انفاق حضرت باشیم در این روز و این نکتر رو فراموش نکنیم اونطوری که استاد فلاح به ما گفتن اگر قراره از انفاق حضرت قمر استفاده بکنیم انشاءالله و از وجود مبارکشون بحرمند بشیم اینه که خیلی راحت با دل به سراغشون بریم از جانب حضرت هیچ بخلی نیست ما باید کمی بیشتر دقت بکنیم کمی بیشتر توجه بکنیم انشاءالله دلها من رو روانه بکنیم به ساحت مبارکه ماهمونی رو نیهاشم در انتهای برنامه از همه شما همراهان عزیز از همه شما بزرگی هورانی که صدای ما رو بشنوید از طرف خودم و جای فلاح جنابای جلالی دقیقانده برنامه من و همه دوستان و همکارانم در رادیو معرف از همه شما درخواست میکنم در جای جای میهن عزیز اسلامی من ما رو همه دای خیلی خودتون فراموش نکنید و سلامت لله رب العالمين یا عباس جیب المایی نسکینه اما این که تالای نوحه رو نکندن یعنی عباس برای سوچین آفیا عباس برای سوچین آفیا عباس ببین حرم آتیش گره عباس ببین حرم آتیش گره