امام روزه شروع میشد این حض توالم منتشر میشه در یه روایتی دارد پیراهان سید و شهد اون پیراهان خونین در عرش به احتزاز میاد یه اتفاقی میفته دهی مهرم هر سال یه موجی شروع میشه باز این چه شورش هست که در خلق عالم هست یه اتفاقی میفته وقتی این نفحات الهی میوزه این نسیم ها میوزه وقت تصمیم های بزرگ گرفتنه انسان سر صفره امام حسین تو این شب و روز ها میتواند تصمیم های بزرگ بگیره از سر صفره دنیا پاشه اگر تا به حال خودشو به امام حسین نرسنده و واقعا حاضر نیست که بزلو مهجه هم دون اله حسین آماده نشده به هر دلیل خونشو پیش روی امام حسین بده ارز کردم اونایی که از سحنه جنگ گریزان میشن همشون آدم های بدی نیستن منافق نیستن در جنگ احدیه دی فرار کردن منافق بودن یه دی قرآن میفهمد شما آرزوش آدت داشتید چطور شد که وقتی سحنه مرگ رو دیدید سن مرعیت و موه و انتوم تنظرون حیرت کردید چرا نرفتید تو دل مرگ بعدم میفهمد که شیطان شما رو لقزاند به خاطر یه زمینه های زعفی که در قبل داشتید یومل تقل جمعان انم از تزله و مشیطان به بعض ما کسه بود اونایی که شیطان لقزاندشون یه زعفایی داشتن اونایی که شیطان رو زعفا دست کذاشت روز احد حضرت و وسط میدان تنها گذاشتن فرار کردن اصحاب سید و شهده اینجوری هن اصحاب سید و شهده فوقلادگشون اینه که تو اون سحنه سفت که واقعا سحنه بی نظیری بود ما باطن آشوره رو که نمیبینیم اونو که از منع عدل استفاده میشه خیلی روز سختی بوده و جنگ های دیگه بسیار متفابط بوده تمام قباش شیطان متمرکز کرده تو همین نقطه که یه نقطه زعف بهیرد اصحاب سید و شهده اینجوری بودن هیچ کدوم از خودشون نقطه زعف نشون ندادن ما چطور؟ ما آماده استیم این فرصت فرصت رسیدن به تصمیم های بزرگ هست ما اگر بخواییم به سمت خدا حرکت کنیم با عبادت من و ریاضت من میتونیم ولی مهمترین نردبان سلوک ما بلاهاییست بلاهاییست که خدا برا ما رقم میزنه هیچ چیز به اندازه بلا آدم مقرب نمیده هیچ چیز و اما دیگه شب بیماری بکشی تا صبح بیسبری نکنی خدای مطالب چقدر به تو ثواب میده که اگر مناجاتو شب زنده داری میکردی بشنیم ولی بلاه ما بلاه محدودیست نتائجشم محدوده خدا به ما اجازه داده وارد آشورا بشیم با بلاه سید و شهده به سمت خدا بریم و اگر وارد این سحن شدیم به فضیلتی میرسیم که از هیچ بلاه دیگهی نمیشه میشه برسیم این فراز زیارت آشورا در خاطر ممارکتون هست این بشارت به ماست و اسأل الله به حق کم و به شعن لذی لکم انده هنی یقطیانی به مسابی بکم افضل ما یقطی مسابن به مسیبت من یه جوری مسیبت زده شما بشم که خدای میتحال در نتیجه این مسیبت زدگی بهترین سواب که به صاحبان مسیبت میده بالاتر از همه رو به من دهد ما هم میتونیم به اینجا برسیم باشم با بلاه سید و شهده میدونید این یعنی چی من اینو به خانواده های معزز شهده عرض میکنم اونایی که جوانانشون رفتن در راه خدا یا اونایی که عزیزانی رو از دست دادن که خیلی سخت تحملش خدای میتحال فسابرون اجرهان به غیر حساب به غیر حساب به کسایی که پای بلا الهی سبوری میکنن تحمل میکنن جزا و فضانه میکنن خدای میتحال سواب بی حساب میده ولی این مدخل توجه داشته باشیم اگر بتونیم از این مسیبت ها یه راهی پیدا کنیم به مسیبت سید و شهده اون چیزی که در مسیبت سید و شهده میدن به یک کسی که سه تا چار تا شهید داده بالاتر از شهادت همه بچه هایی میدونش مسیبتن ما اعظمه ها و اعظم رضی ایتها فیل اسلام و فی جمیع سماواتی ها این مسیبتیست که کسی نمیدونه چه عظمتی تو عوالم بالا داره ما که پایینی هستیم نمیفهمیم آشورا چه خبره که سماواتی ها میفهمن این مسیبت چقدر با عظمت داره روز آشورا بعد از زور قلقله در سماوات افتاد ملائکه بیقرار شدن ملکوت آلم به هم ریخ به خدا عرضه داشتن یک ولی مثل سید و شهده به اینجور مبتلا خدای متعال وجود مقدس امام زمان رو سیمای حضرت رو نشون دادن پرمودن به هازا انتقام کار اینجا تمام نمیشه این آقا منتقام سید و شهده ملکوت آلم آرام گره ما نمیدونیم چه خبره که میشود با این وارد این متنه بلا شد اگر کسی وارد شد دلشو از آشورا بیرون نیبرد چشمشو بیرون نیبرد لذتهای دنیا خوشیهای دنیا فرصتهای دنیا آمده شدهای دنیا او رو از امام حسین حتی یک لحظه جدا نکرد با بلا سید و شهده زندگی میکرد چطور مادر عزیزی که خدا برش مسیبتی بیشه برده جوانشو گرفته خدا انشالله و همهشونو سبر بده تال مقامات بشمیده چطور این مسیبت رهاش نمیکنه سر صفره هم نشسته در مسیبت بره زیر درختی و باقی و کنار نهرها بازم تو مسیبت ما باید با آشورا امام حسین اینجوری باشیم باید یه جوری مسیبت سید و شهده ما رو بگیره هیچ وقت فراموش نکنه درست امام سجاد به ما دادن سی و پنگ سال گریه کرد آب میدیدن گریه میکرد قضا میدیدن گریه میکرد جوان میدیدن پیر میدیدن خوهراشون و امهاشونو گریه میکرد تو بازار میرفتن یه قصابی داشت گسفند زب میکرد حضرت آمدن جلو فرمودن آب بشده دی میخواد زبش گفت آما مسلمونیم حکم خدا رو بلدیم فرمود عجب حکم اسلام اینه ولی پدر من رو بین دو نهر آب بالا بتش نسل اینجوری باید یاد امام حسین بود و اگر بودیم انشالله امیدواریم که بار ما هم بسته بشه از مدخل مسیبت سید و شهده برسیم به اونجایی که حاضر بشیم همه چیزمونو در راه امام حسین بدیم وقتی سحنه آشورا رو خوب دیدیم آماده میشیم که خونمونو پیش روی امام حسین بدیم و خود آدم اگه به این نقطه رسید بهش میفهمانن میفهمه که آماده شده بر شهادت میفهمه که دیگه حاضر همه چیز پیش روی امام حسین بدیم اگر با مسیبت امام حسین راه رفتیم نتیجه اینه تو سجده زیارت آشورا که دیگه سجده قربه آخرین مرحله سیروه امام حسینه اللهم برزغنی شفاعت الحسین اوم البرود تا بسبتلی قدم صدق عندکم الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلو محجهم دون الحسین آدم به یه صبات قدمی میرسه کنار اصحاب سید و شهده قرار میگیره خیلی مقام فوقلاده است این بشارت بزرگی است کسی با امام حسین سیر کنن با کسانی هم راه میشود که خونشونو پیش روی امام حسین دارن نه اصطادن حضرت برن بعد برن پونخواهی کنن نه فقط پیش روی امام حسین تا زنده بودن اصحاب نزدشتن کسی از اهل بیت میدان داره کسی خیال نکنه اهل بیت اصحابو سپر کرده بودن خودشون پشتر اونا قرار گرفتن اینجوری نیست اونا اجازه نمیدونن میشه با این اصحاب همراه شد میشه تصمیمهای بزرگ گرفت سر صفر امام حسین میشود جناب هر سلام الله علی اینو نشان داد که میشود سر صفر امام حسین آزاد شد از همه ی تعلقات میشود چبه آشورا شب رسیدن به این تصمیمهای بزرگه و حضرت بیدار بودن نخابیدن امام حسین رفتنی ها رو آماده رفتن کردن مندنی ها رو محیا کردن برای سفر اصارت میدونید دیگه حضرت همه اهل بیت رو اصحاب رو مردان رو جمع کردن توی خیمه خدا رو حمد کردن حمد فوق العاده بعد فرمدن که من بهتر از شما اصحاب نمیشن سن بهتر از شما اهل بیت نمیشن سن امام حسین رفتن آماده شون کردن چجوری آماده شون کردن فرمودن با همه خوبی هایی که دارید من به اتم رو برداشتم از شب استفاده کنید همه تون برید به اتم رو برداشتم من شهادت میرسم شما باشید یا نباشید کار رو جلو میبرم شما پاشید برید شنیدید اون جمله تحجیب رو گفتن مسلم ابن او سجه به حضرت ازگر آقا ما چجوری بریم ما تا شمشیر در دست داریم قبضه شمشیر در دستمونه میجنگیم چیز سلاح در دستمونه بود با سنگ با دشمن میجنگیم یا با عبدالله با امو میگید برو ای کاش منو میکشنن میسوزندن خاکسترمو میباد میددن دوباره زنده میشدن دوباره میسوزندن منو هفتاد جان اگه داشتم من راه نمیکردم شما رو برم این که یه بار مردنه فرمایید ما شما رو راه کنیم کجا بریم زهیر به حضرت ارز کرد ای کاش هزار بار پیش روی شما کشته میشدیم تکه تکه میشدیم قطع قطع میشدیم و این بلا از شما و اهل بیتتون دور میشود آماده شون کرد حضرت وقتی التماس کردن موندن حضرت فنوت حالا مقاماتتونو ببینید این مقاماتو دیدن که تو سحنه سخت آرشورا استقامت کردن فردا هم مراقبشون بود که مبادای نقط زعفی از یکی از اینها دیده بشه و خدای نکرده سقوط کنن میامد بالا سرشون فروازشون میداد همه رو حضرت آماده کردن اصحابشون و اهل بیت خوهرشون و بیدار موندن تا صبح لهم دویون کدوی نهل بین قاهمن و راکن و ساجد شبت و صبح مشخوله عبادت بودن صدای زمزمه اونها در بیابان پیچیده بود رفتنی ها را آماده کرد موندنی ها را آماده کرد کار را حضرت تمام کرد السلام علیکم یا عباد الله السلام علیل حسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علا اصحاب الحسین حمد را آماده کرد یک به یک همه را فرستاد ازشون مراقبت کرد تا رفتن یه نگاه اینوره اونور کرد دید هیش کس باقی نمونده خودش مانده و یک خیم زن و کودک و این کس باقی نمونده و یک بیابان دشمن آماده میدان رفتن شد خودشو به خیمه ها نزدیک کرد گویا وارد خیمه نشد گویا محلت نبود به حضرت اجازه نمی دادن زینب رباب ام کلسوم سکینه علیکن من سلام من هم رفتم خدا حافظ صبتا بعد از زرم و کرره را میدادم با شون خداحافظی کرده بود آرام آرام محیاشون کرده بود برا ودا ولی یه جوری خداحافظی کرد فرمیدن دیگه آخرین خداحافظیه دیگه اگه تیر کنن امام حسین را نمی بینن ازا به صورت از خیمه ها بیرون دویدن دوره امام حسین علق زدن سلالله علیک یا عبا عبد همین طوری که صحبت میکرد با اهل امام حسین را نمی دادن به بیتش خیمه ها را تیر باران کردن تیرها به خیمه ها رسید دختر امیر المؤمنین بیرون دوید دنبال امام حسین میدوید محلا محلا یبن از زهران پسر فاطمه یه مولتی به ما بده آه استروب آه استروب امام حسین که همه را از سر راه کنار زده بود دید صدا صدای عجیبیه عجب سوزی عذب محبتی عجب اخلاسی برگشت خوهرم متلوی دارید فمود مادرتون وسیعت کرده به من سفارش کرد قبل از رفتن عوض او زیر گلوی شما رو بگوستن خوهر زیر گلوی برادر رو گسید به وسیعت مادر عمل کرد ولی دید دست از رکاب بر نمی دارد هرچه سفارش کرد خوهرم شما باید بمانی شما باید کوفه بشام برید دید زینب دست بر نمی دارد یه اشاره کرد به قلب خوهرش خوهرم آرام باش یه نگاه کرد دست از رکاب برداش حسین جان میخوای بری برو رفت از رت هرچه میشد نگاه کنی نگاه کرد پشت سر از رت برگشت تو خیمه پرده خیمه رو انداختن نگران میدانن یه ساعتی گذشت صدای از رت از میدان نیامد دیدن صدای زل جنامیاد کمان کردن یه بار دیگه امام حسین برا خداحافظی آمده پردر خیمه رو کنار زدن دیدن زل جنام قرق در خونه با زین باشگون آمده همه از خیمه بیرون دویدن دور زل جنام حلق زدن دختر امام حسین یه سوال کرده دل همه رو اتش میزنه یا جواد عبی حل سقی عبیم قتل اتشانا از آب هم مزایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کرولان یه رب بل حسین یه رب بل حسین اشفی صدر الحسین اشفی صدر الحسین به غور الحجت یه رب سلامون علال حسین دیباچه کمال سلامون علال حسین دست ادب به سینه پس از هر نماز صبح گویم به شور و حال سلامون علال حسین السلام علیک یا ابا عبدالله و علال ارواح هلتی حلت به فنائک دوستان شنونده رادیو معرف برامه بربال سخن رو شنیدید سی دقیقه سخنرانی جناب اجتحال اسلام و المسلمین میرباغری انشالله که مورد توجهتون قرار گرفته باشه امروز ساعت سیزده مجددن این سخنرانی از رادیو معرف تقریم شما خواهد شد شبخیز شبخیز که عاشقان به شب راز کنه این نماز شب رو بخانده دشتون هم فورتت نیکو میشه هم خلقت نیکو میشه هم رزدت زیاد میشه گرده دربام دوست پرواز کنه بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم و لا يصرد عن افنائه آمدی بساحت که تحط رحال راجی و بعرفت که تدفع امال المسترفدین فلا تضابع امولناد بالتخیب والایاد و لا تلبسناد سربال الغنوصی والابلا پروردگارا پروردگارا ریزش پیدر پی تهایت از به جا آوردن وزیفه شکر گزاری قافلم کرد و جوشش دریای فضل و کرمت مرا از حمد و ستایشت آجز گردانید اتاهای پیوستت مرا از یاد تو باز داشته و مرحمتهای متوالیت از نش رو بیان خوبیهای تو ناتوانم ساخته این ناتوانی و عجز در سپاس گذارید حال کسی است که به تهای بیشمار و وسیع تو معترف و با کوتاهی در ادای شکر آن تها مواجه است و گواه و شاهد است بر اینکه نفس خود را زایع و بیهوده کرده و تو آنکنان رعوف و بخشنده و با کرم و احسانی که هرگز محروم نفرم است که از نش رو بیان خوبیهای تو بیان خوبیهای تو نمی کنی آن را که به تو رو آورده و از درگاه خوش نرانی کسی را که کشم امید به تو دوخته ای که آرزو مندان جملگی امید به آسان مقدس تو دارند و طالبان عطا و عرصه انایتت روی نمایند و ایرا که به تو داریم باید روبرو مگردند و جامعه نومیدی بر ما مپوشند موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی جللتنی تا من الور الهیمان حلالهم و ذربت علی لطائف در جمع من العز حلالهم و غلدتنی من نجم و قلو ادالهم و طوضتنی اطوضان لطفال فالا اوکم جمع زعف لسانی عن احساس و تا کثیره قصره فهنی عن ادراکهم هذنان انستقصان و شکری ایوکم یفتدر الاشون فكلما بلتم لکر الحال و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم و از اینجا باید برداریم