امیدوارم این قسمت از برنامه روایت کتاب مورد استفادتون قرار گرفته باشه در ادامه شنوندهی سخنرانی حجت الاسلام و نسلین میرباغری خواهیم بود در غالب برنامه بربار سخن که به موضوع شهادت امام حسین علیه السلام در روز آشورا میپردستند بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن دارن لباس بشر پوشیدن و این خیلی مهمه از ظرف مقود این مهمترین فضیلته ما غزالکه به امر الله خدای متعال به ما معمولیت داده این امام باید بیاد لباس بشر پوشه با ما سر صفره بنشینه حالا آرام آرام ما میتونیم با اون مرتبط بشیم او ما رو در مقاماتی که دارد سیر میده تا ما رو برسواند به مقصدی که باید برسیم حالا این نکته مهم اینه این امامی که لباس بشر پوشید اگر لباس بشر نمی پوشید که دست کسی بهش نمی رسید ندست دوست ندست دشمن نمیتونست دوست رو راه بری کنه ندشمن میتوانست با امام مقابله کنه الان اینایی که در کربلا آمدند و زدند و کشتند و آتش ددند و عصب تاختند و این جسارت ها رو کردند دستشون به جناب جبرئیل هم میدونند میرسه میتونند این کار رو انجام بدند نه دستشون به ملائکه میرسه نه با اینکه این ملائکه و جبرئیل تحت فرمان امام انشبهای قدر میان خودشون رو با امام تنظیم میکنند ولی چرا نمیرسه چون لباس بشر نخوشیدند وقتی امیر المومنین لباس بشر میپوشد یعنی اجازه میده به اذن الله راضی میشود که دست حضرت رو با تناب ببندند حضرت رو مسجد بکشند وقتی سید و شهده لباس بشر میپوشد این سحنه امتحان پیش میاد یا حالا میشود تیر اندازی کنید روی حضرت خنجر بکشید و امثال اینها ولی چه کسی میتونست که این کار رو انجام بده لذا خدا امتحان میفهمد در این آیهی که تقدیم کردن ما انبیار رو که استادیم همشون لباس بشر پوشیدن در کوچه بازارها راه میرفتند سر صفرها میشستند و جعل نابعزکم به بعض این فتنه شمای امیر المؤمنین شمای سید و شهده هم لباس بشر پوشیدید حالا همه چی فراهم شده ما میخوایم آلم رو اینجوری پیش ببریم میخوایم شما رو مورد ابتلا قرار بدیم این امتحان بزرگ هست که آلم رو به دو قسمت تقسیم میکنه همراهان سید و شهده و مخالفان سید و شهده اگر نبود که سید و شهده شهده ها لباس بشر پوشیده این امتحان واقع نمیشود آشورا واقع نمیشود اون کسی که میخواد بیاد تو سحنه با بلاع خودش صفحه حق بباطل رو جدا کنه خوبه ها رو سوا کنه بده ها رو جدا کنه این باید لباس بشر بپوشه بیاد تو سحنه کربلا تا این اتفاقات بیفته امکان داشته باشه این آیه شریفه که در سوره مبارکه آل امدان هست در آیات پایانی جنگ اوهد هست که مسلمون ها به شهادت رسیدن در اوهد طرف داران ازرد در این آیات پایانی خدا امتحان میفهمد که ما کان الله لیزر المؤمنین علامه انتم علی حتی یمیز الخبیس منتیه خدا امتحان نمیگذاره که کفار آمیخته با مؤمنین بمانن خوبه و بد قاطی هستن تو اد دنیا تا این که تیب و خبیس رو از هم جدا میکنه سید و شهده ارواح نافده شب آشورا این آیه رو میخوندن یکی از اصحاب ابن زیاد که مراقب خیمه آی ازرد بود وقتی این آیه رو شنید فهمید سید و شهده چی میخوان بگن سهر آشورا میخوان بگن سهنه ایست که خوب و بد ها از هم جدا میشن خوب و بد ها از هم سوا میشن چجوری جدا میشه باید سید و شهده بیاد لباس بشهد پکوشه بیاد تو میدان جنگ تا فرق حبیب با شمر معلوم بشه یا نه تو این سهنه است که صفها جدا میشن امام میاد وسط سهنه بلا رو میپذیرند تو بلای امام صفها از هم جدا میشن اگر لباس بشر امام نمیپوشید این تفکیک و تجزیه امکان نداشت اینجوری واقعه بشه لذا خدای امتحان میفرد ما شما رو در لباس بشر قرار دادیم حالا میخوایم شما رو امتحان میکنیم امیر المومنین پذیرفتن حضرت زهره پذیرفتن امام مشتبه و سیدو شعرده پذیرفتن این آیه نازل شد و جعن نابعزکم لبعزن فتنتن و تصورون و کانر بکه بسیران این امتحانهای سخت بلاهای سختی که امام پا در این میدان میگذاره و میپذیره این بلاییست که آلم رو به دو صفت تخصیم میکنه و امام کار خودش رو پذیرفته اون باری که باید برداره برای هدایت ما اگر باید سیدو شعرده برن تو بودی قتلگاه تا ما راه خدا رو پیدا کنیم این کار رو کردن در زیارت عربین همه خوندین زیارات دیگه حضرتم هست و بزل مهجته و فیک لیستنق دعباده که من الجهالته و حیرت زنانه حضرت حاضر شده مورد فتنه قرار بگیره خون دل خودش رو بده برد تو بودی قتلگاه اونم اون شهادت سنگین که دست بندگان و خدا رو بگیره من رو از دل فتنه نجات بده حضیرفتن دارن در متن بلا برای این که ما راه رو پیدا بکنیم ما نجات پیدا کنیم این روایت رو مکرر تقدیم کردن ملاحظه فرمودید خیلی روایت مهم میه فرمود قروب آشورا که دیگه همه رفتن سید و شهادت تنها مانده یه سحنهی پیش آمد حضرت دست به زلفقار بردن دیگه بهشون فرمودن چرا خون منو حلال میدونید گناهی کردن حرام خدا رو حلال کردم حلال خدا رو حرام کردم حقی از شما بردم خونه به نه گفتن نه هیچ کنوم از اینه پس به چه مجرمی خونه منو حلال میدونید یه جملهی گفتن دیگه حضرت بهشون محلب نداد بلند بلند گریه کردن بعدن دست به زلفقار بردن گفتن بغزن لعبیک شما پسر امیر المومنینی خون پسر امیر المومنین هدر از حضرت دست به شمشیر بردن شروع کردن رجز خوندن در متح امیر المومنین عنب نعالی تهر من آله هاشمی کفانی به ها ازا مفخرن هین افخرو من پسر اون آقایی هستم که اگه بخوام یه روزی افتخاراتو خودمو بگم این افتخار برا من بس است که من پسر اون آقای پاک اون آقای نورانی و متحر هستم دست به قبضه شمشیر برده بود لشکر سی هزار نفر فرار کردن فرارکنده شدن تو بیابان در روایت دارد که پیروزی و نصرت الهی بر کربلا مشرف شد تن از ظل پیدا کرد نسل الهانی پیغام آمد آقا میخواید پیروزتون کنیم الان اینجوری دارید میزنید میخواید همی الان پیروزتون کنیم برمیگردنیم ولی شما یه اح و قراری با خدا داشتید احنامه را آوردن شما با خدا قرار داشتید که با خون دلتون این مردم رو هدایت بکنید قرار شما توی گودی قتلگاه بود حضرت فمودن نه ما سر قرارمون هستیم به حضرت ارز کرده آقا پس قروب نزدیک شده دیگه فرصتون به اتنامی اینجاست که داره فبق فلیستری هست ساعتن حضرت به نیزه تکیه دادن چی شد که همین که این قرار با خدا بسته شد سحنه تغییر کرد همه دور حضرت حلقه زدند و اون سحنه ها پیش آمد پس امام حسین با خدا عهد بسته که بپذیر این سحنه رو این درگیریه ها رو این امتحان های سخت رو برای عبور دادن ما حضرت پای کار اصداده ما کجای کاریم؟ ما هم پای کار حضرت اصدادیم ما هم اگه حضرت ما رو صدا زده من کانه بازلن فینا محجته مبتنن علال قائل لاه نفسه فلیر حل معنا هر که آماده ملاقات با خداست حاضره تو این مسیر خونه دلشو بده کوچ کنه با من بیاد برسانمش ما هم سرقرارمون هستیم با امام حسین اگه حضرت صدا زدن حل من ناصر نیان سرونی ما هم سرقرارمون با امام حسین هستیم این شبها مثل شبه آشورا این سحنه هایی که پیش میاد فیض الهی نازل میشه شما بینیدین دهه با بقیه دهه ها فرق میکنه ما هر کارم کنیم نمیشه جا به جشن امام روزا فرمودن پدر من محرم که شروع میشد خنده کسی بر لب حضرت نمیدید روز آشورا که روز حضن حضرت بود دلیلم داره فرمود چون که چرا این حض توالم منتشر میشه در یه روایتی دارد پیراهان سید و شهده هم پیراهان خونین در عرش به احتزاز میاد یه اتفاقی میفته دهه محرم هر سال یه موجی شروع میشه باز این چه شورش هست که در خلق آلم هست یه اتفاقی میفته وقتی این نفحات الهی میوزه این نسیم ها میوزه وقت تصمیم های بزرگ گرفتنه انسان سر صفره امام حسین تو این شب و روز ها میتواند تصمیم های بزرگ بگیره از سر صفره دنیا پاشه اگر تا به حال خودشو به امام حسین نرسنده نباقن حاضر نیست که بزلو محجه هم دون اله حسین آماده نشده به هر دلیل خونشو پیش روی امام حسین بده عرض کردم اونایی که از سحنه جنگ گریزان میشن همشون آدم های بدی نیستن منافق نیستن در جنگ اوهد یه عده ای فرار کردن منافق بودن یه عده ای قرآن میفهمد شما آرزوش آدت داشتید چطور شد که وقتی سحنه مر رو دیدید سم مر ایتو موه و انتو تنظرون حیرت کردید چرا نرفتید تو دل من بعدم میفهمد که شیطان شما رو لقزاند به خاطر یه زمینه های زعفی که در قبل داشتید یا اومل تقل جمعان انم از تزله و مشیطان به بعض ما کسه بود اونایی که شیطان لقزاندشون یه زعفایی داشتن پر اون زعفا دست کذاشت روز اهود حضرت و وسط میدان تنها گذاشتن فرار کردن اصحاب سید و شهده اینجوری هن اصحاب سید و شهده فوقلادگیشون اینه که تو اون سحنه سخت که واقعا سحنه بی نظیری بود ما باطن آشوره رو که نمیبینیم اونو که از من عدل استفاده میشه خیلی روز سختی بوده با جنگ های دیگه بسیار متفابط بوده تمام قباش و شیطان متمرکز کرده تو همین نقطه که یه نقطه زعف بگیرد اصحاب سید و شهده اینجوری بودن هیچ کدوم از خودشون نقطه زعف نشون ندادن ما چطور ما آماده استیم این فرصت فرصت رسیدن به تصمیم های بزرگ هست ما اگر بخواییم به سمت خدا حرکت کنیم با عبادت من و ریاضت من میتونیم ولی مهم ترین نردوان سلوک ما بلاهایست که خدا برا ما رقم میزنه هیچ چیز به اندازه بلا آدم مقرب نمیده هیچ چیز رمود یه شب بیماری بکشی تا صبح بی سبری نکنی خدای مطالب چقدر به تو سواب میده که اگر مناجات و شبزه نداری میکردی میشنیم ولی بلاه ما بلاه محدودیست نتائجشم محدوده خدا به ما اجازه داده وارد آشورا بشیم با بلاه سید و شهده به سمت خدا بریم و اگر وارد این سحن شدیم به فضیلتی میرسیم که از هیچ بلاه دیگهی نمیشه میشه برسیم این فراز زیارت آشورا در خاطر و موردتون هست این بشارت به ماست و اسأل الله به حق کم و به شعن لدی لکم انده انی یوگتی انی به مسابی بکم افضل ما یوگتی مسابند به مسیبت من یه جوری مسیبت زده شما بشم که خدای متعال در نتیجه این مسیبت زدگی بهترین سواب که به صاحبان مسیبت میده بالاتر از همه رو به من دهده ما هم میتونیم به اینجا برسیم باشورا با بلاه سید و شهده ایدونید این یه نیچی من اینو به خانواده های معزز شهده عرض میکنم اونایی که جوانانشون رفتن در راه خدا یا اونایی که عزیزانی رو از دست دادن که خیلی سخت تحملش خدای متعال موزدهای بی حساب میده در مقابل این امنا ما یوفت و سابرون اجرهان به غیر حساب به کسایی که پای بلا الهی سبوری می کنن تحمل می کنن جزا و فزنده می کنن خدای متعال سواب بی حساب میده ولی این متخل توجه داشته باشیم اگر بتونیم از این مسیبت ها یه راهی پیدا کنیم به مسیبت سید و شهده امنایی که اون چیزی که در مسیبت سید و شهده میدن به یه کسی که ستا چارتا شهید داده بالاتر از شهادت همه بچه هایی مسیبتا ما اعظمه ها و اعظمه رضی ایتها فلسلام افی جمیع سماوات این مسیبت ایست که کسی نمیدونه چه اعظمتی تو اوالم بالا داره ما که پایینی هستیم نمیفهمیم آشورا چه خبره که سماواتی ها میفهمن این مسیبت چقدر باعظمتی داره روز آشورا بعد از زور قلقل در سماوات افتاد ملائکه بیقرار شدن ملکو تعالیم به هم ریخ به خدا عرضه داشتن یک ولی مثل سید و شهده و اینجور مبتلا خدای متعال وجود مقدس امام زمان رو سیمای حضرت رو نشون دادن فرمودن به هازا انتقام کار اینجا تمام نمیشه این آقا منتقام سید و شهده است ملکو تعالیم آرام گره ما نمیدونیم چه خبره که میشود با این وارد این متن بلا شد اگر کسی وارد شد دلشو از آشورا بیرون نیورد چشمشو بیرون نیورد لذتهای دنیا خوشیهای دنیا فرصتهای دنیا آمده شدهای دنیا او رو از امام حسین حتی یک لحظه جدا نکرد با بلا سید و شهده زندگی میکرد چطور مادر عزیزی که خدا برش مسیبتی بیشه برده جبانشو گرفته خدا انشالله و همه شنو سبر بده چطور خدا امتحان مقامات بهش میده چطور این مسیبت رهاش نمی کنه سر صفره هم نشسته در مسیبت بره زیر درختی و باقی و کنار نهرها بازم تو مسیبت ما باید با آشورا امام حسین اینجوری باشیم باید یه جوری مسیبت سید و شهده ما رو بگیره هیچ وقت فراموش نکنه درست امام سجاد به ما دادن سی و پنگ سال گریه کرد آب میدیدن گریه میکند قضا میدیدن گریه میکند جوان میدیدن پیر میدیدن قاهراشون و امهاشونو گریه میکند تو بازار میرفتن یه قصابی داشت خصفند زب میکرد حضرت آمدن جلو همودن آب بشده دی میخواد زبش گفت آه ما مسلمانیم حکم خدا رو بلدیم همود عجب حکم اسلام اینه ولی پدر من رو بین دو نهر آب بالا بتشن سر اینجوری باید یاد امام حسین بود و اگر بودیم انشالله امیدواریم که بار ما هم بسته بشه از مدخل مسیبت سید و شهده برسیم به اونجایی که حاضر بشیم همه چیزمون رو در راه امام حسین بدیم وقتی سحنه آشورا رو خوب دیدیم آماده میشیم که خونمون رو پیش روی امام حسین بدیم و خود آدم اگر به این نقطه رسید بهش میفهمانن میفهمه که آماده شده بر شهادت میفهمه که دیگه حاضر همه چیز رو پیش روی امام حسین بده اگر با مسیبت امام حسین راه رفتیم نتیجهش اینه تو سجده زیارت آشورا که دیگه سجده قربه آخرین مرحله سیروه امام حسینه اللهم بر زغنی شفاعت الهسین اوم البرود تا و سبت لی قدم صدقن عندکم الهسین و اصحاب الهسین اللذین بزلو محجهم دون الهسین آدم به یه صبات قدمی میرسه کنار اصحاب سید و شهده قرار میگیره خیلی مقام فعالاتیست این بشارت بزرگیست کسی با امام حسین سیر کند با کسانی هم راه میشود که خونشون رو پیش روی امام حسین دادن نیست دادن حضرت برن بعد برن خون خواهی کنن نه فقط پیش روی امام حسین تا زنده بودن اصحاب نزدشتن کسی از اهل بیت میدان داره کسی خیال نکنه اهل بیت اصحاب رو سپر کرده بودن خودشون پشتر اونا قرار گرفتن اینجوری نیست اونا اجازه نمیدادن پیش با این اصحاب همراه شد میشه تصمیم های بزرگ گرفت سر صفر امام حسین میشه برد جناب هر سلام الله علیه اینو نشان داد که میشه برد سر صفر امام حسین آزاد شد از همه تعلقات میشه برد چبه آشورا شب رسیدن به این تصمیم های بزرگه و حضرت بیدار بودن نخابیدن امام حسین رفتنی ها رو آماده رفتن کردن مندنی ها رو محیا کردن برای سفر اصارت میدونید دیگه حضرت همه اهل بیت رو اصحاب رو مردان رو جمع کردن توی خیمه خدا رو حمد کردن حمد فوق و لعاده بعد فهمدن که من بهتر از شما اصحاب نمیشنسم بهتر از شما اهل بیت نمیشنسم اینی لا علم و اصحابن اولا ولا خیرم من اصحابی ولا اهل بیتن او سل برمد اهل بیت آماده شون کردن چجوری آماده شون کردن فهمدن با همه خوبی هایی که دارید من بیعتم رو برداشتم از شب استفاده کنید همه تون برید بیعتم رو برداشتم من شهادت میرسم شما باشید یا نباشید کار رو جلو میبرم شما پاشید برید شنیدید اون جملات عجیب رو گفتن مسلم ابن عوسجه و حضرت ازکراغ ما چجوری بریم ما تا شمشیر در دست داریم قبضه شمشیر در دستمونه میجنگیم چیز سلاح در دستمون نبود با سنگ با دشمن میجنگیم یا باردل دلو با امو میگید برو ای کاش منو میکشنن میسوزندن خاکسترمو میباد میددن دوباره زنده میشنن دوباره میسوزندن منو هفتاد جان اگه داشتم من رهانه میکردم شما رو برم این که یه بار مردنه فرمایید ما شما رو رهان کنیم کجا برم زوهیر به حضرت ارز کرد ای کاش هزار بار پیش روی شما کشته میشنیم تکه تکه میشنیم قطع قطع میشدیم و این بلا از شما و اهل بیتتون دور میشود آماده شون کرد حضرت وقتی التماس کردن موندن حضرت فرموت حالا مقاماتتونو ببینید این مقاماتو دیدن که تو سحنه سخت آشورا استقامت کردن فردا هم مراقبشون بود که مبادای نقط زرفی از یکی از اینها دیده بشه و خدای نکرده سقوط کنن میامد بالا سرشون پروازشون میداد و همه رو حضرت آماده کردن اصحابشون و اهل بیت و خاهرشون و بیدار مندن تا صبح لهم دویون کدوی نهل بین قاهمن و راکن مساجد شبت و صبح مشخوله عبادت بودن صدای زمزمه اونها در بیابان پیچیده بود رفتنیارو آماده کرد موندنیارو آماده کرد کارو حضرت تمام کرد السلام علیکم یا عباده السلام علیل حسین و علا علی ابن الحسین و علا اولاد الحسین و علا اصحاب الحسین همه رو آماده کرد یک به یک همه رو فرستاد ازشون مراقبت کرد تا رفتن یه نگاه این بره اونورد کرد دید هیچ کس باقی نمونده خودش مانده و یک خیمه زن و کودک و یک بیابان دشمن آماده یه میدان رفتن شد خودشو به خیمه ها نزدیک کرد گویا وارد خیمه نشد گویا محلت نبود به حضرت اجازه نمیدادن زینب رباب ام کلسوم سکینه علیکن من سلام من هم رفتم خداحافظ صبح تا بعد از زر مکرر آمده بود باشون خداحافظی کرده بود آرام آرام محیاشون کرده بود برا ودا ولی یه جوری خداحافظی کرد فرمیدن دیگه آخرین خداحافظیه دیگه اگه تیر کنن امام اسلامیه از خیمه ها بیرون دویدن دوره امام حسین علقه زدن سلالله علیک یا عباد همینطوری که صحبت میکرد با اهل بیتش خیمه ها رو تیر باران کردن تیرها به خیمه ها رسید دختر امیر المؤمنین بیرون دوید دنبال امام حسین میدوید محلا محلا یبن از زهران پسر فاطمه یه مولدی به ما بده آهست رو با آهست تر امام حسین که همه رو از سر راه کنار زده بود دید صدا صدای عجیبیه عجب سوزی عزب محبتی عجب اخلاصی برگشت خوهرم مطلبی دارید فمود مادرتون وسیعت کرده به من سفارش کرد قبل از رفتن عوض او زیر گلوی شما رو بگوستن خوهر زیر گلوی برادر رو گسید به وسیعت مادر عمل کرد ولی دید دست از رکاب بر نمیدارم هرچه سفارش کرد خوهرم شما رو بگوستن شما باید بمانی شما باید کوفه و شام بری دید زینب دست بر نمیداره یه اشاره کرد به قلب خوهرش خوهرم آرام باش یه نگاه کرد دست از رکاب برداش وسیع جان میخوایی بری برو رفت از رد هرچه میشد نگاه کنی نگاه کرد پشت سر از رد برگشت تو خیمه پرده خیمه رو انداختن نگران میدانه نگرانه یه ساعتی گذشت صدای از رد از میدان نیامه دیدن صدای زلجنا میاد گمان کردن یه بار دیگه امام حسین برا خداحافظی آمده پرده ریخی من رو کنار زدن دیدن زلجنا قرق در خونه با زین باشگون آمده همه از خیمه بیرون رویدن دور زلجنا حلقه زدن دختر امام حسین سوال کرده دل همه رو اتش میزنه یا جواد عبیب حل سقیع عبیم قتل اتشانا از آب هم مزایقه کردن کفیان خوش داشتند حرمت مهمان کردن یا رب الحسین یا رب الحسین اشفی صدر الحسین اشفی صدر الحسین حسین یا رب الحسین یا رب الحسین یا رب حسین یا رب الحسین سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری رو در قالب برنامه بربال سخن تقریمتون کردیم اشاره که مرد استفادتون قرار گرفته باشه اما دوستان عزیز شدیدون