شب گذشته حسینیه امام خمینی رحمت الله علیه یک باره با قدمهای استوار رحبر معظم انقلاب رو شنی گرفت. شب آشورا بود و رحبر همچون چراقی در دل تاریکی در بین امت ایستاده بود با قامتی استوار، نگاهی جرف و سکوتی پرتنین. بله این حضور نمایش شجاعت و اقتدار رحبری و پاسخ عملی به تحدیدات رژیم سهیونی بود. امیدوارم که خدایی متعال سلامتی و طول عمر با عزت به رحبر عزیزمون حضرت امام خامنه ای مددزلال آلی انایت بفرماید. اما یک شمبست نیمه تیر ماه 1404 شمسی و روز آشورای 1404، و 1447 هجری قمری. امیدوارم که ازاداری هاتون تا این لحظه مرد قبول حضرت هم قرار گرفته باشه و در ساعت آینده هم با ازاداری همون بتونیم تسکین قلب حضرت ولی اصر اجلال ناهوته آلا فرجه و شریف باشیم. زمن تشکر از همراییتون دوت میکنم در ادامه شنونده یه برنامه شهادت نامه باشید که به مقتل خانی خواهند پرداخت و شرمنده یه ترجمه اون با صدای آقای محمود کریمی علی عربیجه خواهیم بود و در نهایت پیام بلایت رو تقمیم شما شرمندگان محترم میکنیم. التماس دا. و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه شهادت نامه و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه و حسینه و لما ختل العباد التفت الحسین فلم یره احدا ینصره و نظر الى اهله و صحبه مجزره کل اضافه. موسیقی امام بهرسون نظر می افکند یاران خیش را در خون قلتیده می بیند و نوله و فریاد زنان حرب را می شنود و گریه کودکان را می نگرد انگاه فریاد برمی آورد ایغون آیا در میان شما کسی یافت می شود که خاندان پیانبر را یاری دهد؟ گره هجره یقبلوه و یقول بعداً لی هالای القام اذا کن جدو که المصطفی خسمهم گنگاه تفلشیر خوارش را می خواهد تا او را غدا بید زینب عبدالله را به دست برادر می دهد امام کودک را به دامان خیش می نشاند و بر چهرش بوسه می زند و رمه به نحو القام یطلب له الماء فرمه ها حرمله بتام فنبحه فتلقه الحسین اددم بکفه و رمه به نحو السماء فلم تسقط منه قطره و خال هون ما نزل به انه بعیل الله الهی ان کنت حبست عنا الناصر فاجعله لما هو خیر من و انتقم لکنه منه من الظالمین و سمعه علیه السلام قائلا یخول دعوی حسین فانه له مربعن فی الجنه هسنگاه او را در برابر ان قوم گرفته از آنن می خواهد که سیرا بستازه و نویهن حرمله تیری به گلوی کودک می نشاند امام کف دست خیش را از خون گلوی کودک پر کرده وان را با آسانه و از آنها با وقدر اخ فرما؟ رفت و رای فکر کنه و رجال زیاده کنه امام کف داست حاس Valley را که هم درباره تیرها سی سید خیلی می شود از شناکت پنج رای دار game شجول ه tests اور مشار snoop حیفه noob اد DOI مدیش مده اجنا كانب تیرگای نفرم برای حرم عقود شوهده ضروری شوهده شوهده شقیق شوهده نیکو تر از پیروزی را نصیب من ساختی و از ستمکارن انتقام من را باز می ستانی و انچرا که ما از این قوم کشیده ایم زخیره آخرت من کردیم امام می شنود که کسی ندام می دهد ای حسین کودک را باز گردن که نیک پرورشتهندی در بهش داد امام گوری برای علی از قرآن مودمی سازد و او را دعا فن می کند حتی قتله جمعا کثیرا در رکعه او شغل می کشید امام به میمنه سپاه کفر هملا ورده و می خاند من حسین ابن علی هستم که سوگند خوردم در براور شما سرف و رود نیارم به درستی که خاندان پدر امراهیم آیت می کنم و بردین پیانبر می کنم قال عبدالله ابن عمار ابن یغوش ما رایتو مکسور انقاط قد ختله ولدو و اهلو بیته و صحبه اربطه و جاشن ولا امضا جنانن ولا اجراء مقدمن ولقد کانت رجال تنکشفو بین یده اذا شدت بیها و لم یثبت له احد عبدالله ابن عمار ابن یغوش می گوید به خداو که مسیبت دیده ای راوشون حسین ندیدم که فرزندان و یارانش پیش چشمانش کشنه شده باشند و بتواند شونن شیرانش و شیرانش کشنه شده باشند و شیرانش کشنه شده باشند و انسان دلاوری کند که مردان کارزار شونن روبهانی از پیش رویش بگریزند و هیچ کس یارای استادگی در برابرش نداشته باشند فتاح عمر ابن سعد بلجم هد ابن الانزع البطین هد ابن قتال العرب احملو علیه من کل جانب و حال الرجال بینه و بینه رحمه فتاح بین یا شیعت آل عبی سفیان این لم یکن لکم دین و کنتم لا تخابون المعا فکونو احرارا في دنیا کم و رجعو الى احساب کم این کنتم عربا کما تزعمون عمر سعد فریاد میزند این فرزند علیست که دلاوران عرب را به زربه های شمشیر خیش از پای در می آورد پس از هر طرف او را در میان بگیرید و به دنبال این سخن چهار هزار نیزه از چهار سوی میدان کارزار به سوی حسین پرتاب می شود و سپاهیان او را از خیمگاه جدا می سازند و اده از ان قوم دون صفت به خیمه های خاندان رسالت حمله می آورد حسین فریاد می زند ای پیروان خاندان عبی سفیان اگر دین ندارید و از روز جزا هرام از روز جزا هرام سدا بر می دارد که چه می گویی فرزند فاطمه حسین می فرماید این من هستم که با شما جنگ می کنم زنان که گناهی ندارن چرا متعرض آنان شده و به آنان حمله می کنید ای مردم خیشتنده تا انگاه که من زنده هم از خاندان رسالت دور دارید ای پیروان خاندان عبی سفیان فلا یلحق احدا الا بعجه بسیفه فیختله و سیام تاخذه من کل ناحیه و هوایتقیه بصده و نحره و رجعه الى مرکزه یکثر من قول لا حول ولا قوه الا بالله العنی العظیم شم می گوید درست می گویی بسیف انگاه تمام سپاهیان یزید به حسین حمله ور می شوند به جنگ بالا می گیرند در این هنگام امر سعد بر سپاهیان خود نرمی زند وای بر شما بروی و رش آورید و اکنون که به خیشتن پرداخته است کار او را یک سره سازید به خدا سوگند اگر از کار براید میمنه و میسری شما را چناندر هم ریزد که نتوانید انداز یک دیگر تمیز دهید پس سپاهی یزید با نیزه ها و تیرهای خود به حسین حمله ور می شوند بگونه که تیرهای بیشماری در میان زمین و آسمان به یک دیگر فرو می روند حسین چونن شیری خاشمگین برانن حمله ور می شوند و هر کس پیش روی او قرار می گیرد حوارت شمشیر می کند باران تیرهای گلازان سپاهی یزید برو فرو می ریزد امام در برای برخیم ها و می استدهد پی بستزیر لبمی گوید لا حول بلاو قفته الاو بلاو هلعنی العزیم و رماهو ابو الحتوف الجعفی بسام في جبهته فندعهو وسالت الدماء على وجهه فقال اللهم انک تراما انا فيه من عباده هؤلاء العصاب اللهم حصیم عددا وقتلهم بددا ولا تذرعلا وجه الارض منهم احدا ولا تغفر لهم ابدا در این هنگام ابو الحتوف جحفی تیری به سوی حسین می افکند و تیر بر پیشانی حضرتش می نشیند امام تیر را از پیشانی بر می گیرد خون سرا و سر چهره مقدسش را می پوشاند می فرماید خداونده ها می بینی که از این قوم چه بر من می آدی خداونده آنان را گروه گروه از میان بردار و بر زمین هیچی که از آنان را زنده نگذرد خداو یا آمرزش خیشتنده از این مردم دریخ کن وطاح بصوت عالی یا امت سو بی سما خلفتم محمدن فی عطرت همه انکم لا تختلون رجلن بعدی فتعابون قتله بل یعون علیکم ذالک عند قتلكم اییای و ایم الله انی لارجو ان یکرمن اله بشهاده ثم ینتقمولی منکم من حیث لا تشعرون من گاه فریاد بر می آورد ای امت گناهکار چه بد رفتاری با خاندان پیام برداری ای امت گناهکار چه بد رفتاری با خاندان پیام برداری به خداوند سو گنند که من از خدا کرامت شهادت می طلبم و اوست که انتقامم را از شما چنان بگیرد که خود نداند حسین ابن نمیر می گوید ای فرزند فاطمه چگونه انتقام تو را از ما خواهد گرفت؟ امام می فرما گنند خداوند شما را به بدی یکدیگر گرفتار خواهد کرد و عذاب را بر شما فرو خواهد بارد و لما با این امت گناهکار شما را بر شما فرو خواهد برداریم حسین ابن نمیرد که دهون که خداوند و یک خوع ليست هو مهد ماهد و را به برگر سا را برداریم من را برگر سازی برای دبای بردارم و از آن بر از اون و برنُعاش با شما فرا هده است سا gasting و زبان go شباù قرار داره موسیقی موسیقی خدا یا تنیک میدانی که این قوم مردی را میکشند که بر تمام بسیط زمین فرزند پیام بری جزو نمیباشد موسیقی موسیقی پس امام تیر را از پشت برمیابرد و خون از مکان زخم فوالده موسیقی موسیقی قیزش خون تباون حسین را کاثتی میدهد امام بر زمین مینشد و در این هنگام مالک ابن نصر روب سوی امام میگذارد او را دشنام میدهد و شمشیر بر فرق حضرت میزد خون به آسمان میجهد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شیخ شاچاد آدم برخ pushes بیگرد جماعته آدم برخواست موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی در این هنگام بهر ابن کب میخواهد که شمشیر قیش را بر حسین فرو دارد عبدالله فریاد میارد که ای فرزند نابکار آیا امویم را به شمشیر میسنی؟ فغضب اللعین من کلامه فبرب الغلام بسیفه فاتقف بربته بیده فاطنها الالجل فایده هی معلقه فطاح الغلام یا عما بر میاشود و خاشمگین شمشیر خدرا بر عبدالله فرو دارد دست عبدالله قات میگردد و در این حال فریاد میزند ای امو دست امرو قات کردد فضمه الحسین الیه فقال یابن اخی اصبر على ما نزل بب و احتسف فی ذلك الخیر فان الله تعالی یلحقک به ابایك الصالحین و رفعا یده قائلا اللهم ان متعتهم الى حین ففرقهم تفریقا و اجعلهم طراقا قددا ولا ترض الولاة عنهم ابدا فانهم دعونا لینصرونا ثم عدو علينا یخاتلوننا و رم الغلام حرملت ابن كائل بسام فذبحه و هو في حجر عمه امام او را در آغوش گرفته میگوید ای برادر زادم برد باری پیش کن که خداوند تو را به پدران نکو کردارد خواهد پیده است در این هنگام حرملت ابن کاهل تیر به سوی عبدالله میتکند و او را در حالی میکشد که در دامان حسین جایی داد و بقیه الحسین مطروحا على الارض ملیان سخيفا رวยز با�انش و میتوانده کرداره اونها مایرون هاشت normalmente فريقون منعهند superD sein clar موسیقی موسیقی موسیقی ناویهن مرکوب امام با سر روی خونین در برابر خیمه های هرم نیست موسیقی موسیقی بانوان هرم از خیمه ها بدر می شود بسر روی خیشتن می کوبند موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی ام کلسوم تریات میارد ای وای من حسین در میانی میدن افتاده است زینب نال سر میرد ای برادر دنیا پسستو ارزش بودن ندارد ای کاش که آسمان بر زمین خرودا موسیقی امام در میان قطع گاه افتاده است زینب فریاد بر میارد ای مردم آیا در میان شما مسلمانی نیست بینگرید که باق جگرگوشه پیام بر شکرده است موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی پسیدهجی eu eu eu موسیقی موسیقی پیام ولایت موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی یعنی علی اکبر یکی از زیبا ترین جوان ها بود فست ادن ابا هف القتال آمد پیش پدر گفت پدر اجازه بده حالا من برم به جنگم و جانم رو قربانت کنم ف ادن الله یعنی هیچ مقاومتی نکرد به او اجازه داد این دیگه اصحاب و برادر زاده و خاهرزاده نیست که امایی با اون بگوید نه رو بیدید