گوینده این وقت که به نمندگی از همکارانم توفیق خدمت گذاری داشتم انشالله که مرزی رضای خداوند متعال قرار گرفته باشه و شما مخاطبین ارزشمند هم از اون چکه تقدیم حضورتون شد که در حقیقت تلاش همکاران من بود در گروه های تولید کننده برنامه مورد توجهتون قرار گرفته باشه مشق را با سخنان حجت الاسلام و المسلمین فقیهی با موضوع اخلاق تویدی و پیام ولایتی بیانات مقام موظف رهبریست به تنها با تقدیم حضورتون میشه و میباید که ما در این بخش به اتفاق همکارانم از محضر شریف شما خدافزی بکنیم و آرزوی خوبی و خیر و برکت برای همه شما عزیزان شلمده و مخاطبین گرام قدرمون داشته باشیم اعتماد سیدوهای خیر دارم و همه تونو به خدا میسپارم و آفریدگار اما تو را به راه مستقیم میخاند به راه مستقیم میخاند تا مشق کنیم بندگی را مشق راه بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین سلام عرض میکنم به همه شما شلمنده های عزیز همراهان خوب برنامه مشق راه مثل هر دو شنبه و سه شنبه توفیق یارمون شد که بتونیم خدمتتون برسیم و در محضر شما خدافزی باید برداشتون و در کنار استاد فقیهی عزیز نهمان و کارشناس بزرگوار برنامه من استاد اخلاق و از نکتهای عرضشمنده ایشون استفاده بکنیم از اتون دوت میکنم که تا پایان این برنامه هم در کنار من باشید به برکت سلوات بر پیانبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفى و خاندان گرانقدر ایشون اللهم صلی علی محمد و آلیه محمد اللهم صلی علی محمد و آلیه محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم جناب استاد فقیهی عزیز خدمت شما سلام عرض میکنم روزتون به خیر خیلی خوش اومدین سلام علیکم و انده هم خدمت شما جناب آقای حسینی شنوندگان عزیز و همکاران محترم عرض سلام داریم سلامت باشید خیلی متشکرم بابت تشریف فرماییتون شما شرمنده های محترم هم لطفا کنارمون باشید گوشه های تلفون رو دست بگیرید زنگ بزنید به 329-10551 یا 329-10552 با پیش شماره 025 یا اینکه پیمک اصال بکنید به 3553 و سوالاتتون در حوضه اخلاق توحیدی رو مطرح بفرمایید خب جناب استادفقیه عزیز محور اصلی برنامه مشق راه اخلاق توحیدی است و از جلسی گذشته وارده یک بحث تازه شدیم که اون هم به صورت خاص به آثار متنوه سلوات اشاره می فرمایید که شما بیشتر تمرکزتون روی آثار تربیتی سلوات بود ما در این برنامه هم مشتاقیم که بیشتر بشنویم بفرمایید بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصل الله علیه سیدنا و نبینا عبیل قاسم محمد و علیه طیبین و طاهرین لا سیما غلا بقیت الله فی ارضه یه حدیثی رو در ابتدا متن حدیث رو بخونیم در حدیث دارد که من کانت لهو الالله خاجتن اگر کسی نزد خداوند یه حاجتی دارد یه خواستهی دارد فلیبدع به سلات غلا محمد و آله اول قبل از این که دعا کنه شروعش با ذکر سلوات بر پیغمبر و اهل بیت ایشون بشد ثم یسال حاجتهو بعد سلوات حاجت خودشو بخواد ثم یختم و به سلات غلا محمد و آله محمد آخر دعاشم دو مرتبه سلوات بشد اول دعاش سلوات بعد دعا بکند بعد از دعا کردن با سلوات بفرستن حضرت فرمودن که اگر کنین کاری رو انجام بدد فرمودن خداوند کریم تر از اینه که دعا رو دو طرفشو مستجاب کنه چون سلوات دعای مستجابه شکی درش نیست که سلوات یقینا مستجابه و اخم فرمود خداوند کریم تر از اینه که این دعاهای ما رو اولش که سلواته مستجاب کنه آخرش که سلواته مستجاب کنه و تتش راها کنه فرمودن و ید اقل و ست دو طرف رو مستجاب کنه و تتش راها کنه بگه نه بعد فرمودن که چرا فرمودن ازاکانت سلواتیه سلواته آل محمد و آل محمد لا تخجبان فرمودن به خاطر این که سلوات مانع ندارد مستجابه همیشه مستجاب بشه قبط دعاهایی هم که از اعمه علیه مسلم نقل شده شاید کمتر داشته باشیم ولی اگرم باشد خیلی کمه که ما دعایی از اعمه علیه مسلم به ما رسیده باشد که ذکر سلوات درونه باشد تقریباً استثنا دارد اما میشه بگیم تو همه دعاهای ما ذکر سلوات هست این ها همه شنیده مکرر گفت و گو میشد اونی که گفتم بهش توجه بیشتری بکنی اونی که عرض شد که بهش توجه کنی اینست که اجهت تربیتی من بدونم همینطور که در دعا کردن مختاج خداونده باید دستم در خانه خدا بلند بشد یه احتیاج دیگم دارم و اون احتیاج من به خلیفه خداست به خجت خداست اینطور نیستی یه وقت من خیال کنم که خب دیگه دستم رو در خانه خدا بلند مکنم اما دیگه با اولیاء الهی با انبیاء با اعمه دیگه کاری ندارم نمیشه نمیشه نمیشه نمیشه توی دعای جزئی هم که میخوایی بکنی باید پیغمبر و احلبایتشن رو یاد بکنی من بی نیازه از اینها نیستم اینطور نیست که یه وقت یه کسی خیال بکند که خب خداوند به ما عقل داده عقلمونم تربیت عقلانی داریم وجدان داریم فهم و شعور داریم حتی مثلا قرآنم داریم اما دیگه نیازی به احلبایت نداریم پیغمبر پیغمبر فرمودن که اونی که من برای شما گذاشتم کتاب الله و اطرتی کنار هم بعدم فرمودن که این دوتا لن یفترقا از هم جدا نمیشن جدا کنید ناقص دعا اگه سلواتش نباشد سلوات نباشد یعنی چه اینش رو مقوم تحکید کنم بفهم یعنی احساس نیازه به احلبایت پیغمبر اینا خادی منه اینا میتونن دست ما رو بگیرن خودت کجا میگی که ما غیرت خداوند نیازه به این حام داریم خود قرآن فرمود وبتقو الیهل وسیله خداوند فرمود وبتقو یعنی طلب کنید ابتقا یعنی طلب کنید الیه یعنی وقتی میخوایید طرف خدا برید خدا برید طلب بکنید یه وسیله ای را وسیله ای نه این توسط سلاتی که ما داریم تو شیعه انشالله خدا تنفیقشو به ما بدن انشالله بره اینه که ما نیازه به این حال داریم خب این نیازه ما کجاست این نیازه ما اینجاست که خداوند خودش مالک همه یه هستی به ذات اما خداوند این نیازه ما کجاست این عالم هستی رو در اختیار اهل و بیت قرار داده این حدیث شریف کسا که این همه بزرگان ما توصیه کردن بخونید درش دارد که خداوند میفرماد انی ما خلقت سماع مبنیه ولا ارزن متحیه ولا قمر منیر ولا شمسن مزیعه ولا فلکن یدور ولا بخرن یجری فلکن یزری الا لعجلکو یعنی همه یه عالم رو برای محبت این رو خل کرده در اختیار این رو قرار داده و اصلا حقیقت توسل همینه حقیقت توسل اینه که من احساس کنم نیاز مندم و نیاز من توسط اهل و بیت باید برطرف بشه وقت میرم در خونه ایم این سلوات این اثر دارد که اول دعا قبل از این که در خونه خدا برم واسطه یه الهی رو دست به دامنش میشم دعا میکنم دور آخر دعام یادم نره که باید اینا واسطه باشم و این منو متیع پیغمبرو احل وید قرار میدن به صورت طبیعی خب من روم نمیشد که مثلا دعا کنم و نام پیغمبرو ببرم اما تو زندگیم همیشه با خالفت با پیغمبر بکنم یا اصلا دستمو دعا بلند کنم سلوات بفرستم و یه چیزی رو که پیغمبر حرام کردن گفتن انجام ندید اونو طلب بکنم این توجهات رو امیدواریم که خداوند بمون انایت کند که دعا بدون سلوات یقینا مستجاب نمیشد و این سلوات نقش تربیتی و همون اخلاق توحیدی رو انشالله در ما ایجاد بکنن انشالله خیلی متشکرم بسه بسیار مفید و کذابی بود خیلی متشکرم از شما جناب استدفقیهی عزیز و همیتون از شما شرمده های محترم بابته توجهتون به این برنامه میدونم که منتظرید تا پاسخ سالاتی که برای این برنامه ارسال کردید بشنوید پس بیش از این شما رو منتظر نمیذاریم فاصله بگیریم و بپردازیم به سالات شما خوب دوستان عزیز رسیدیم به بخش پاسخکوی حجت الاسلام و المسلمین سید احمد فقیهی از به محترم حیط علمی مؤسسه آموزشی و پجوهشی امام خمینی رحمت الله علی و استاد اخلاق به سالات شما سالاتی که با شماره های سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجه و یک یا سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجه و دو با پیش شماره سفر بیست و پنج به صورت تلفونی یا به سی هزار پانسد و پنجه و سه به صورت پیامکی ارسال کردید و مطرحش فرمودید دعوت میکنم که پاسخ این سالات رو از زبان مهمان و کارشناس بزرگوار برممون بشنوید جنب استاد خانم سالمی نوشتن که این عواقبی که برای قضا شدن نماز صبح در روایات آمده آیا شامل قضای غیرعمد هم میشه مثلا این که خواب بمونی و اصلا متوجه نشی که صبح شده و حتی ساعت رو هم تنظیم کرده باشی و از خواب بیدار نشده باشی در پایانم از شما تشکر کردن خوب جنب استاد چون این بحثا مطرح شد به نظرم خوب از عواقب قضا شدن نماز صبح اول برامون بفهمید بعد بریم سراغ این پاسخی که مدنظر این شنواندی محترم مونه اگر بخواییم که یه مثالی بدنیم که خیلی خوب روشند بشد شما فرض کنید که صبحانه سهر یه جمع رو دعوت کردن یه صبحانه یه خیلی مفصل شاهانه من خوابم میبره خب بعد که بمیگن چرا نمیمدی اوضخایی میکنم میگم ببخشید خوابم برد نخواستم بی احترامیه به شما بکنم اما بالاخره صبحانه از دست من رفته تمام شد صبحانه ای که میدادن از ساعته سه و نیم بود تا شهار و نیم شهار و نیم صفره رو جمع کردن من حالا هشته صبح بمومدم میگن آقا صفره رو جمع کردن جارو کردن در رو بستن تمام شد بله من صاحب مجلس اوضخایی میکنم ببخشید فراموشم شد یا خوابم برد قصدم بی احترامیه عدویه به شما نبود یعنی اونی که محروم شد خودم بودم نه صاحب خونه بله من خودم رو محروم کردم میگم حالا چون که عمدی نبوده حالا به درگاه خودام همین رو میگم میگم که خدایا اوضخایی میکنم خوابم برد اما بالاخره یه چیزی از دست دادم خب حالا اگر کسی نه خودشم سهلنگاری بکند خب یه توبیقه بیشتریم دارد مثل این که من تو اداره سر ساعت حاضر نشدم یه وقت مریض بودم خب نسخه یه استعلاجی میارم مدیرم بزرگواری میکند میپذیرم اما یه وقت نه یشکاری نداشتم خب ممکنه توبیقه هم بکنم پس فرق میکند در هر صورتی یه برکاتی از انسان فل شده این یکی اونتا این دو جوره گاهید سهون بوده آدم خوابش برده برکات از دستش رفته اما عدرش پدیرفتند یه وقت نه عدرشم پدیرفتنی توبیقه بیشتری دارد اما یه نکته مقیمتریم داریم و اونو که اصلا چرا نماز صبح من قضا میشه چرا خوبم میبره ارسال مهمیه اینا خیلی میپرسن علتهایی دارد حالا من یکی دوتشو عرض میکنم یک کسی از امام علیه السلام سآل کرد که من دلن میخواد نماز شب بخونم حالا قبل از نماز صبح سهر بیدار بشم اما نمیشه و امام علیه السلام با کسی رو درباسی ندارد تو مسایل تربیتی فرمودن انتر رجلان قیدت که زنوبک فرمودن گناهان دستابات بسته سنگی شده نمتونی بلند شد یه جهت یه جهت دیگهی دارد و اون این که اگر به من بگن که آقا سر ازان صبح باید سر خیابون آماده باشی میخواییم شما رو ببریم سفر حج میخواییم شما رو ببریم سفر کربلا یا حالا هر سفری که هر کسی دوست میدارد اصلا احتمال این که من خوابم ببره نیه یا احتمال این که از خودتون بعضی هم میگن میگن از خواب بیدار میشم کسلم چورت میزنم اصلا احتمال این که من بیدار شم و چورت بزنم نیست چرا اگر نماز صبح به اندازه یه سفر حج اگر به اندازه حالا مثالای مالی بزنیم اگر بگن آقا ازان صبح تو خونم نه باید ده کلومت بیان فلان منطقه میخوان ده میلیارد پول بهتون بدن یه وقتی ما خدمت مرحوم هایت الله مصباح رحمت الله علیه تو قبرستانه بقی بودیم ایشون میخوندن میخوندن ما خسته شدیم یه وقت تو گوشه ایشون منعط کردم که آقا خسته نشدید بریم فرمودن چرا خسته شدم خوب بعد فرمودن اما اگه به شما بگن آقا پنی دقیقه دیگه وایسا دارن پنجا میلیارد دیگه میارن میمونه یا میری پس به میزان اهمیتی موضوع برمیگرده که برمون چقدر اهمیت و جایگاه خاص داره یکی از اصرار این که گای نماز صبح من قضا میشد اینه که نماز اون اهمیت واقعیش برا من جلوه نکرده گایی هم میگم خب الان قضا شد بعد قضا شد بخونم اما نمیدونم چی از دست دادم اگه من فرض کنید یه مثال های خیلی جوزی اگه یه ملاقاتی مثلا با رئیس جمهور برا من گذاشتن بعد من خوابم ببره چقدر بد حسرت بقرم اصلا خوابم نمیبره اما برا نماز صبحم که قضا میشد خیلی قصده این نمیخورم گفتن یه وقتی مرحومه علامه تبا تبایی صبح اول وقت اومدن برا کلاس درس گفتن شاگردادیدن ایشون درس میگنه اما حالشون مثل کسیه که بخواد ظهار بزنه بخواد گریه کنه خیلی درهمن همه دل واپس شدن که نکنه مسیبتی به ایشون وارد شده چی شده امروز ایشون اینقدر گرفتن بعد یکی از شاگردادیشون پرسیده بود فرموده بودن نماز شبم قضا شد یک کسی مسافرتی بخواست بره اومد خدمت امام علیه السلام گفیم مسافرتا برم مسافرت تجاری بود امام فرمودن نزرر میکنی این اومد بیرونه و خودش یه حسابه تجاری کرد و دید نه سفر خوبه رفت رفت سفر تجاری و اتفاقا سود زیادی هم گیرش اومد برگشت اومد خدمت امام و حرکت که سفر رفتم و الحمدلله خوبم بود مثلا منفعت خوبی برموند منفعت خوبی گیره ما امام بش فرمودن که درکت نماز صبح دیر روز غذا شد اگه تمام اون منافعت و تمام مال و تجارت و تمام اون چی که تا آخر عمر داری بدی جبران اون درکت نماز نمیشه خب جانا سود به نظرم خوبه که به همین موضوع هم بپردازیم نماز صبح چی برای ما داره اون قرآن الفجری که در قرآن اومده اون نماز صبحی که در روایات اینقدر بهش تأکید شده چی بما میده و ما اگر که بهش توجه نکنیم نماز صبح من غذا بشه مخصوصا را نماز صبح ایشون تأکید کردن چی رو از دست میدیم روح انسان ببینید همین طوری که جسم من نیاده به غذا دارد نوشیدنی میخواد خوردنی میخواد میوه میخواد انواع خوردنی ها را نیاد دارد اگه بهش ندم چی میشن ممکنه من به بدنم یه یه روز دو روز چهار روزم رسیدگی نکنم غذای خوب نخورم چیزی احساس نکنم اما به مرور زمان میبینم بدن دارد متلاشی میشن من علم پزشکی هیچ چی نمیدونم فقط نقل میکنم یک کسی رو ما بردیم دندون پزشکی یکی از فرزندانمونو دندون پزشکی گفت کنیم دونم دندون شماره چند این سسته و این مربوطه به اینه که در دوران بارداری نمیدونم چه ماهی مثلا ما در کلسیوم کم استفاده کرده این اواقبش اینجا خودشو نشونده ده روح من مثل جسم من نیازه به تغذیه دارد و تغذیه روح من توجه به خدا هست ممکنه امروز نمازم غذا میشد توجه به خدا پیدا نکردم احساسی هم دارم ایجاد نشه اما یه روز دو روز یه ده روز یه ماه که نماز صبح هم غذا میشه کم کم احساس میکنم که میله به گناه هم پیده کردم نمیدونم چرا کم کم یه قضی میگذره ببینم من از مال حرام خیلی پرهیز میکردم نگاه تازگی بدم نمیاد و گاهیه مثلا مبتلا میشم به مال مردم خودم بیرون سمتش کم کم احساس میکنم که من به ناموس مردم خیلی احترام میذاشتم گویا کم کم سوست شدم اینا ریشه هاش نماز صبح های منه که از یه سال دو سال قبل بی اهمیتی کردم روح من تغذیه نشده روح من پرورش پیدا نکرده زعیف شده وقتی از این طرف روح زعیف میشن اون طرف شیطان سوارش میشه بله و به تدریج آدم میگم که نه روزای اول دوم چیزی متوجه نشده البته اولیه های خدا میفهمنده ها برا ما این توجه ها دیر حاصل میشن به مرور زمان میبینم وضع زندگی داخل خونم تغییر کرده اوائل تو خونه من گناه نمیشه حالا کم کم داره گناه میشن کم کم منم بهش بی توجه میشم بی اهمیت میشم اینا یه مسائلیه که متاسفانه حالا ضعف ماها که بوده نتونستیم خوب بیان بکنیم ای مسلم اما خب ترفیه هم بهش بی توجهی شده متاسفانه وقتی من نماز صبح هم تلاوت قرآن هم زیارت هم توجه هم به اولیه های خدا کم میشد وقتی اینا به تدریج آثار خودش رو در فحشاب و منکرات و معاصی میذارد که آدم کم کم مبتلا میشه خلا برخودم خیلی متشکرم پس برای اینکه درگیر این عواقب نشیم بریم به صورت معرفت بدونیم که نماز چه برکاتی داره و چه ارتباط خاصی رو با خدای متال برای ما فراهم میکنه و ازش هم استفاده بکنیم قدرش رو بدونیم واقعا ت بزرگیست که خدای متال برای همین ما فراهم کرده من این نکترم تذکر بدم خوش میکنم کتاب های بسیار خوبی ما در نماز داریم مرحومه امام اصرار و صلاة دارن بزرگان ما دارن اما این کتابی که عرض میکنم به قلم روز و روان نوشته شده یه کتاب به سوی تو و یکی کتاب عروج تا بی نهایت اینا از مرحومه یا تل لاه مثبا خیلی واقعا اگه کسی میخواد نمازش تغییر بکند متالعه این دوتا کتاب مفیده خدا خیلی تون بده خیلی متشکرم جنب استاد به پایان رو برنامه رسیدیم اگر فرمایشی باقی نموده است حضورتون مرخص بشیم امیدواریم که خداوند دعایی رو که در قرآن از قول حضرت ابراهیم فرمودن رب جالنی مقیمه صلاة و منظوریت این دعا را در حق همه ما مستجاب گردن انشالله خیلی متشکرم از شما عزیزان شنونده هم سمیمانه تشکر میکنم بابت همراهیتون با این قسمت از برنامه مشق راه 162 و 3062 رو هم برای ازهای نظر کردن در مورد این برنامه فراموش نکنید تا یک سلام و دروده دیگه التماس دعا و خدا یارو نگهدارتون جلوی از جامعه دینی صدای فضیلت و فطرت را دیو معارف موج افعی ردیف 96 تا قرد تو به اهل بی روشنگر ماست اسلام همیشه سایه عشق سر ماست پیام فلاگت در خط مرحمت و حلی روح خدا نور دلقو خامنه ای رهبر ما نور دلقو خامنه ای رهبر ما امام سجاد از آغاز امامتشون سعیشون بر این بود که کاروان امام سجاد امامت رو که راه روان اندکی داشت از لابلای حوادث بسیار سخت و دشوار و تلخ با مهارت عبور بدهند و به نقطهی بلسانند که آماده یک حرکت صحیحی به سوی حکومت الهی و اسلامی باشه و بشه میدانید که بعد از حادثه آشورا اونچنان در میان مسلمانان معتقد به اهل بیت رعب و فشاری به وجود آمده بود که اینها اقلب متفرق و فراکنده شدند به امام سجاد در طول سی و پنج سال سی و چهار سال زندگی پربرکت دوران امامتشون توانستند با تعالیمشون با سیاست مدبرانه و حکیمانه الهیشون باز مجددن شیعان رو جمع کنن که در یک حدیثی که بارها من این حدیث رو نقلونم کردم از امام صادق علیه السلام می فرماید که ثم انناس لحقو و کثبو تدریجن مردم ملحق شدن به امام سجاد و زیاد شدن و به قدری شدن که امام سجاد توانست یک گروه متشکلی رو از شیعان یعنی از معتقدان به اهل بیت داشته باشه که معارف اصیل اسلامی رو برای اونها بیان کنه و خط صحیح سیاسی رو با اونها شان بده و اونها رو در این خط حرکت بده با رهبری خودش در این دوران امام سجاد خیلی رنج کشیدند خیلی زحمت کشیدند لیکن این زحمات محصول خوبی داشت نتیجه این شد که به نهایت این خط یعنی حکومت قاندان پیغمبر سی و پنج سال جامعه شیعه رو نزدیک کردند یک جمع پراکنده متفرق شکست خورده علی از ظاهر رجال درجه یکی خود رو از دست داده در اختیار امام سجاد قرار گرفت و امام سجاد این جمع رو مجددن مشتمع کردن اونها رو با معارف آشنا کردن عده اونها رو زیاد کردن و گسترش دامنه تشیع رو تا مناطق عظیمی از دوران از کشور بزرگ اسلامی گسترش دادن به طوری که در خراسان در اراق در مصر در یمن در هجاز کسانی بودن که طرفداران خاندان پیغمبر بودن و به امامت اونها معتقد بودن و از اونها حرش نوی داشتن که حالا در دوران امام باقر نقل می کنم که به چه کیفیتی بود بعد از آنی که امام سجاد در روزهای آخر زندگی خودشون قرار گرفتن در اون لحظات آخر در جمعی اشاره کردن به محمد ابن علی فرزند بزرگوارشون یعنی امام باقر گفتن که این فرزند من بعد از من قائم است و بقیت الله است و کسیست که باید بار امامت رو او بردوش بکشه و این راه رو او ادامه بده و بعد اشاره کردن به یک صندوقی گفتن این صندوق رو بردار در این صندوق پول نیست مال نیست درهم و دینار نیست