امر به خودش اومد. ابا عبدالله به اموی من محمد نفیه فرموده است که من تصمیم دارم به مکه برم و در این سفر خودم برادرانم برادرزاده هایم و شیعانم را آماده کردم. آنانی را که رأی و نظرشان هماننده من است. اما تو برادر مانعی ندارد که در مدینه بمانی و از جانب من مراقب و اوزا باشی و چیزی از کارهای اومدیان را از من مخفی نکنی. با شنیدن این حرف قاسم دوباره تو فکر رفت. کمی که بزشت ساربان خبر داد که به زودی کاروان راه می افته. همه بالند شدن. فرصت زیادی نبود و باید زود محرم می شدن. احالی کاروان از این که کنار امام حسین محرم می شدن خوشحال بودن. دیگه از اون نگرانی و تشویشی که موقع بیرون اومدن از مدینه به چهراشون نشسته بود نشونی نبود. نجوای لبک بر زبان کاروانیان جاری شده و فضای مسجد شجره و آبار علی رو ملکوتی تر کرده بود. آرامش دلپذیری تو چهره همه موج می زد. کاروان دوباره به راه افتاد. صدای لبک همه جا پیچیده بود. کاروان به سمت مکه پیش می رفت. موسیقی کاروان بالای تپه ای استاده بود. قاسم از عز پیاده شد و همینطور که به سمت اموی بزرگوار شما موسیقی می رفت. زیر لب گفت. بیتابم. بیتاب دیدن حال امویم ابا عبدالله. انگام دیدن مسجد الحرام و خانه خدا. باد تندی از سوی کوهای مکه می وزید. مردان کاروان به سمت امام رفت و دور اون بزرگوار جمع شده بودن. حضرت رو به اونا کردن و فرمودن. چون به سوی شهر مدین روی نهاد. گفت. امید از پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند. حرف امام قاسم رو تو فکر برد. امویم ابا عبدالله باز هم آیه ای را که در وصف حال موسای نبیز تلاوت کردد. چه سری درمیده؟ و چرا از همون ابتدایی که قرار بهجرت شد. امویم حسین در سخنانش نام موسای نبی را برد. و اکنون نیز آیاتی را تلاوت کرد که در باره موسا و رسم حال اوست. قاسم با این فکر به سمت مسجد الحرام رفت. هر قدمی که برمیداش رسمی کرد نبزش تونتر می زنه. از دور مسجد الحرام و کعبه پیدا بود. نزدیک کعبه که رسید چشماشو بست. بعد سرشو بلند کرد و نفس عمیقی کشید و در حالی که لبعیش می گفت چشماشو باز کرد. کعبه مقابلش بود. قاسم از دیدن شکوح و جلال کعبه زبونش بند اومده بود. کم بار پلک زد تا عشقاش بریز و بتونه خوب نگاه کنه. مبهوت سر جاش ایستاده بود و نمی تونست کن بخوره. تو حال خودش بود که گرمای دستی روشونش حس کرد. برگشت و نگاهش تو نگاه برادرش حسن گره خورد. چشمای حسن هم قرغ عشق بود. قاسم دنبال برادرانش حسن و عمر پیش رفت و تواف رو از مقام ابراهیم شروع کرد. بعد از هفت و تواف نوبت سعی بین صفا و مرور رسید. گلوی قاسم از تشنگی خوشک شده بود. لبهای برادرش عبدالله هم از تشنگی به سفیدی می زد. هر دو هر ولکانان دنبال حسن و عمر رفتن. قاسم مدام با نگاهش دنبال اموی بزرگوارش امام حسین می گشت. می خواست تواف و زیارت و راز و نیاز حضرت رو ببینه اما هرچی می گشت امام رو نمی دید. قاسم بعد از تواف و نماز و تخصیر از شدت خستگی روزمی نشست و به کعبه خیره شد. تو حال خودش بود که از دور صدای همهمهی شنید. از جا پرید و به سمت جایی رفت که صدای همهمه می اومد. ادهی با دیدن امام حسین دور اون بزرگوار حلقه زده بودن. آروم آروم همه زائرانی که تو مسجد الحرام بودن دور امام جمع شدن. مردم با خوشحالی به امام خوش آمد می گفتن و هر کسی از اون بزرگوار می خواست که حضرت مهمون اون باشه. امام با مهبانی از همه تشکر کردن. کمی که گذشت به دستور امام قافله به سمت ایکی از بلندی های مکه راه افتاد. خستگی پنج روز سفر از مدینه به مکه و تشنگی و گرسنگی همه رو بیتاب کرده بود. مدتی بعد قافله کنار خونه ای عباس ابن عبدالمطلب یکی از بزرگان بنی هاشم ایستاد. میزبان عبدالله پسر عباس بود. اون مقابل خونه منتظر ایستاده بود. لباسی فاخر داشت با محاسنی جوگندومی. با استقبال گرم عبدالله ابن عباس امام و همراهانشون وارده خونه شدن. خونه حیاتی بزرگ داشت و دور تا دورش حجره های زیادی بود. از گوشه حیات پلکانی به طبقه دوم خونه راه داشت. خیلی زود حیات پر از جمعیت شد. زنان بر سر دیگه های غذا ایستاد و غلامان در رفت آمد بودن. بوی اود و اسپند تو فضا پیچیده بود. مردم گروه گروه برای دیدن امام به خونه ی عبدالله ابن عباس می اومدن. صدای هم همه از حیات بلند بود. موسیقی دوستان عزیز تا فردا و ادامه ی روایت کتاب نشان حسن خدا نگهدار. موسیقی دوستان عزیز تا فردا و ادامه ی روایت کتاب نشان خدا نگهدار. موسیقی دوستان عزیز تا فردا و ادامه ی روایت کتاب نشان خدا نگهدار. موسیقی موسیقی دوستان عزیز تا فردا و ادامه ی روایت کتاب نشان خدا نگهدار. موسیقی ندارم. هجت الاسلام وحیدی موسیقی ندارم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمين و صلى الله علی محمد و آله تو آلیه. سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان خدا به هممون توفیق بده اهل معنویت باشیم اهل یاد خدا باشیم اهل گریه بر مسیبتهای حضرات معصومین علیه سلامت الله مخصوصا عبا عبدالله الحسین علیه السلام باشیم که حضرات معصومین علیه سلامت الله تأکید بر گریه بر عبا عبدالله الحسین علیه السلام دارن پیانبر خدا صلی اللہ علیه و آله و سلم به بیبی دو عالم فاطمه زهرا صلی اللہ علیه و سلم میفرماید یا فاطمه فاطمه جان هر چشمی روز قیامت گریان است مگر اون چشمی که در مسیبت و ازاق حسین گریه کرده باشد اون چشم در قیامت خندان واسه و به تهای بهشتی مجده داده میشه باز در روایت هست که مولامون امام صادق علیه السلام فرمودن که یک سال تمام هر شب و روز بر عبا عبدالله الحسین علیه السلام نوح خانی شد همه عالم بر او گریه کردند و توصیه بر عشق و گریه بر عبا عبدالله الحسین امام صادق به مسمع که اهل بسره هست میفرمایید آیا بر حسین ابن علی گریه میکنی؟ او گفت بله آقا جان گاهی یاد مسیبتهای عبا عبدالله الحسین میفتم عشق میریزم بچه های من حال من رو میفهمند دیه قضا نمیتونم بخورم گاهی زدجه میزنم گریه بلند میکنم حضرت فرمودن رحمت خدا بر این گریه ها خدا هممون رو اهل عشق بر عبا عبدالله الحسین علیه السلام قرار بده عشق بر هزارات معصومین پاک کننده گناهان ماست انشاءالله باید سطح نسیم اونس خدا رحمت کنه مرحوم آیتالله احمدی میانجی رحمتالله علیه اهل روزه بودند خودشون روزه میخوندند و گریه میکردند یکی از شایردان ایشون گه یه وقتی آیتالله احمدی میانجی رحمتالله علیه آمدن به من فرمودن سعی کنید روزه زیاد بخونید روزه زیاد بخونید جلسه یه روزه شرکت بکنید خودتون هم بر امام حسین علیه السلام زکر مسیبت کنید و گریه بکنید نقل میکنن یه روزی به مناسبت ایام فاطمیه حضرت آیتالله احمدی میانجی رحمتالله علیه به یه جلسه یه دعوت شده بودن به صورت نمادین یه در نیم سخته ای رو اونجا قرار داده بودن شما میگن وارد این جلسه که شدن همین که چشم آیتالله احمدی میانجی به این در نیم سخته افتاد شروع کرد به گریه کردن بی اختیار به شدت گریه میکرد همه اهل جلسه هم از گریه او به گریه افتادن اونقدر گریه بر او غلبه کرد که نتونست اون جلسه رو سخرانی بکنه اینقدر حالش منقلب شد دلمون رو باید بدیم به ازای اهل بیت اسمت و تهارت و رقعت قلب پیدا بکنیم عشق بر هزارات معصومین علیهم سلوات الله بریزیم خدا رحمت کنه مرحوم آیتالله سد مرتضای مرعشی نجفی ایمانی که مدت چهار سال در قوم اقامت داشت ایشون برادر مرحوم آیتالله سد شابدین مرعشی نجفی هستند اون چهار سالی که در قوم بودند با مرحوم امام رحمت الله علیه خیلی هشت و نشت داشتند همراه بودند الفتی داشتند خود ایشون نقل میکنه که من قوم بودم در مدرسه فیزی ساکن بودم هر هفته جمعه ها تو حجرمون مجلسه زکر مسیبت هزارات معصومین علیهم سلوات الله امام حسین میگرفتیم دوستانمون میومدن شرکت میکردن مرحوم امام هم که اون موقع طلبی جوانی بودن میومدن وزیفه پذیرائی از کسانی که تو این جلسه شرکت کردن رو به اهده میگرفتن افتخار میکردن که تو این جلسه روزه امام رحمت الله علیه پذیرائی بکنن تو این برنامه ها به مناسبتی از مرحوم آیتالله شیخ محمد حسین اسفهانی رحمت الله علیه نقل کردیم منزل خودش روزه برقرار میکرد خب آیتالله بود استاد مسلم فقه و اصول در حوضه علمیه بود هر هفته تو خونه خودش روزه برگذار میکرد با افتخار کفش کسانی که تو این روزه شرکت کردن رو جفت میکرد و خودش پای سماور مینشست و چای میریخت و پذیرائی میکرد جلسه روزه بگیریم تو خونه هامون خونه همون رو نورانی بکنیم خدا رحمت کنه مرحوم آیتالله شیخ احمد مشتهدی تهرانی جمعه ایشون دارن میفرماید از خصوصیات استاد ما حادشخ علی اکبر برهان این بود که توسل به اهل ویت اسمت و تهارت رو یکی از لوازم معنوی طلاب میدونستن افتن لازمه طلبه هفته یک شب روزه بخانه گریه بکنه خود ایشون هم چراق رو خاموش میکرد و روزه میشه خونه گریه میکرد مرحوم مشتهدی تهرانی رحمت الله علی فرموده بود علت موفقیت من همین مجالس توسل به عبا عبدالله الحسینه مینشست عشق میریخت گریه میکرد سینزنی میکرد و با این سینزنی روشت میکردن دوبالا میرفتند نرم میکنن در احوالات مرحوم حادشخ عبدالکریم هائری شیرازی مقید بودن هفته یک بار سر درسشون یک کسی روزخانی بکنه که این برکت روزخانی اون رو بالا میبره و روشت میده طلبه ها رو و در ایام و حرم و سفر دسته سینزنی راه میانداختن طلبه های محترم در حوضه علمی قوم پیشا پیش اونها مراجع مثل مرحوم آیت الله الازمان هائری رحمت الله علی بر سر و سینه میزدن در مسیبت عبا عبدالله الحسین و همین گریه و عشق اونها رو بالا میبره و روشت میده خدا هممون رو جزء گریه کنندگان بر عبا عبدالله الحسین علیه السلام قرار بده انشاءالله یک خبر کمش نوز بد بوی و اندو مخه جانم حسین جانانم حسین درمون من سیمایه گره روز رادیو محرم اول تا آخر محرم موج افم ردیف نبت و پنج و نیم مگاه شده چشمایه گریه روز شور شور هر خزور هر خزور هر خزور هر خزور هرقه هزورمه هرقه هزورمه با روزهایم از فتن دورم شور و شورم قرقه هزورم با روزهایم از فتن دورم خدا طبیعه تو رو عذب نگیره از فتن دورم خدا طبت haftALK برف sagraem نریدهاني کنیم Coach امیدونیese вы پایين ما مردم schon و دیمانی بيانید خیلی میریم روِ نáp روجی داریم منظور مدر سخت پادر از شدن داریم يه خبان برگ کبوریز شدن گرفت해� که دروامي خواهد کنم الحuuوو آمکو!!! فتن مخودCHM profile از سر صفره و گزر فراوندار نمیدونم که گریه کردن بر ازای امام حسین زندنگه داشتن نهزد و زندنگه داشتن هنین مرنا که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ است پیره میخانه اشاق خمینی فرمون هرچه داریم سه سالار شهیدان داریم هرچه داریم سه سالار شهیدان داریم شخص امام بزرگوار ما بر روی مسئله امام حسین و مسئله آشورا و ازاداری همین ازاداری های مردمی تکیه کردن و جا دارد این ازاداری ها جنبه نمادین دارد جنبه حقیقی هم دارد اشتای روزده قاب رو بوده نوکریه تو آرزو بوده چی میشه هم رقابه و لبهب باشیم برای تو تو روزه ها جون به لب باشیم ملت ما را این مجالس شرکت کردن ملت ما را این مجالس شرکت کردن ملت ما را این مجالس شرکت کردن بی خود نبود که رزاخان مهمورین صابا که رزاخان تمام مجالس ازارا قدرن کردن این همین طوری نبود میدونم با نگاه کتر سفید میشم میدونم با نگاه کتر سفید میشم میشم آخره یه روزی شهید میشم ایشالله با خواهش یه روزی شهید میشم دابتی دابتی دابتی دابتی دابتی دات ریدی و معارف دات آیا شبکه معارف صدای لئی اصطنابی ایران اینجا ایران است شبکه معارف صدای لئی اصطنابی ایران ایران ایران ای مرز پرگوهد ای خاکت سر چشمه هند دورست و هم میشه یه بدان بایم دمانی و جامدان روی موج مهرمان صدای پذیرت و فطرت آه آه آه آه خوشدم از عشق تا شدم از عشق تا شیده کجایی به جان میجویم ات به جان میجویم ات جانا کجایی آوای ملکون برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور برکور ف sint حدیث strata dentro و تلخorb کرده a موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته