یا این که نه به هر حال به خاطر بدی و امثال اینها به زندان افتاده کمک کنه آزاد بشه کار پسندیده ایست اما به عنوان کفاره محسوب نمی شود یکی از مقالدین حضرت آیات الله شبیری زنجانی نوشتن من به هنگام اقامه نماز از دو مهر استفاده می کنم یکی برای سجدگاه و دیگری برای نوک بینی آیا به این صورت که سجدم و به جا میارم نماز من درسته یا نه حجت الاسلام و المسلمین جواهری و بیان فتفای حضرت آیات الله شبیری زنجانی در پاسخ به این سال در سجده نماز این که شخص دو مهر استفاده بکنه یکیش برای پیشانی و یکی برای این که نوک بینی بر رویان قرار بگیره اشکالی نداره بلکه احتیاط مستحب اونه که همچنانی که پیشانی بر روی چیزی قرار می گیره که سجده بران صحیحه نوک بینی هم بر روی چیزی قرار بگیره که سجده بران صحیحه شنوانده این نوشته من از سر ناچاری مبلغ 20 ملیون تومان نزول گرفتم در این باره توضیح بدید که تکلیف من چیست خجت الاسلام و مسلمین محمدی شیخ شبانی و پاسخ به این سآل طبق فتحای حضرت امام خمینی رحمت الله علیه نقل از حضرت زهر آسمانیه نقل از حضرت زهر آسمانیه نقل از حضرت زهر آسمانیه مختلفی برای گرفتار نشدن به ما داده بیتونید با دفتر مرجعتون تماس بگیرید و کس به تکلیف کنید انشانرا که موفق ماشید شخصی از وطن دومش داره بر میگرده به وطن اولش در چند کلومتری وطنش نماز کامله یا خیل و روزه این شخص آیا به مشکل بر نمیخوره؟ پاسخ حضرت آیت الله صبحانی رو در این باره بشنوید در فرض سآل مادامه که به حد ترخص نرسیده نمازش قصره اما اگر به حد ترخص نرسید جایی که ازان رو میشنه و دیوار وطن رو میبینه در اونجا باید تمام بخانه باید در این وطن نمازش کامله یا خیل سبحان الله سبحان الله دوستانه گرامی زمزم احکام رو از رادیو معارف میشنوید این برنامه همچنان ادامه داره و انشاله که شما هم شنوانده باشید شنوانده این نوشته قصل واجب براحتی من بود و برای نماز صبح قصد کردم و نماز خوندم اما در طول روز متوجه شدم که دو لکه ریز از لاک روی ناخونم باقی مانده دوباره قصل انجام دادم در باره نماز صبح هم که به این صورت خانده شده تکلیف هم چیست آیا درست بوده یا نه حجتالسلام و المسلمین زینلا بدینی فتفایی حضرت آیت الله جوادی آمالی را در این باره متذکر میشوند در این حالتی که انسان قصل میکنه یا وضوع میگیده و بعد میبینه مانعی در محل قصل یا وضوع هست اینجا باید حتما اون مانع رو برطرف کنه حالا اگه لاک رنگ حالا هر چی هست که مانع چسبه مانع مقدار آب بوده و حالا سرسوزنی باشد باید اونو برطرف کنه تکرار کنه قصلشو اگر داخل وقت نمازشو اعاده کنه مثلا نماز زوره اص رو خونده باید فهمید هنوز هست و هنوز ساعت چار بعد از زوره برطرف کنه و داخل وقت اعاده کنه نمازشو اگر خارج وقت بوده صبح این کار رو کرده این قصل انجام داده زور فهمیده این مانع وجود داره اینجا بعد از تکرار قصل نماز صبحش رو قضا نماید حالا تو باید توجه کنیم چون قصل ترتیبی یا ارتماسی اگر قصل ترتیبی طرف قصل کرده اول سر رو گردن بعد سمت راز و سمت چپ این مانع دست چپش بود و هنوز حدثی ازش نرده دستشویی نرفت بعد از قصل این مانع رو برطرف کنه فقط کافی اون مقداری که آب نرسیده از دست چپ یا پای چپ رو اون مقدار رو آب بکشه به نیت قصد کافیه لازم نیست کل قصد رو تکرار کنه اگر دست راستش بود چطور مانع رو برطرف میکنه اگر خیلی فاصله نشده باشه یک روز و وسطش هم حدثی از انسان نرزده باشه این مانع رو برطرف میکنه اول اون مقدار از دست رو مثلا قصد بده به نیت قصد بعد سمتی چپ بدنش رو هم بشوره کفایت میکنه این رو باید توجه کنید که این نقطه در قصد ترتیبی هم هست این سوال از طریق صفحات برنامه زمزم احکام در فضای مجازی به نشانی ادسان زمزم احکام به دست ما رسیده اگر مایرید سوالتون رو از طریق فضای مجازی به دست ما برسونید میتونید به نشانی ادسان زمزم احکام مراجعه کنید و سوالتون رو مطرح کنید اگر نافله های زهر و عصر را بعد از نماز جماعت به جاوریم کفایت میکند و از نظر فقی این کار درست است به چه نیتی باید بخانیم قضا یا مافذ زمه حجت الاسلام و المسلمین علیه النجاد و بیان فتوی حضرت آیت الله مکارمی شیرازی در پاسخ به این سال قضای مجازی قضای نافله های نماز های یومیه مستحب مؤکده بلکه باید نیست که قضای نماز های مستبیه دیگه هم مستحب باشه ولی احتیاط اینه که نسبت به نماز های مستبیه دیگه غیر از نافله های نماز های یومیه به قصد رجع انجام بشه اما نافله های یومیه رو به قصد قربت و ورود و بعد از وقتش هم به انوان قضا انجام بدید و برکسی که از انجام قضاییه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سدایی مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف رادیو معارف یعنی چهید جهان روشنایی و معرفت رادیو معارف سدایی مندگاه روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت روشنایی و معرفت در میان ملیاردها انسانی که روی زمین هستن ادهه معدودی هستن که توفیق تفقیه در دین را پیدا می کنند و الحمدلله این ت شامل ما شده اگر قدرشو بدهیم دوم زهده او فی الدنیا توفیق دوم الهی این است که انسان نسبت به دنیا از اون جهتی که دنیاست بیرغبت می شه دلش هوا و حوث زرق و برق دنیا نداشت باشه متاسفانه در این مطلب دوم همسال بنده پاشون می لنگه کسانی که مثل من هستن کما بیش دلبستگی به لذتهای دنیا دارن این که آدم دلش بخواد خانه بهتری داشته باشه وسیله نقلیه بهتری داشته باشه لباس بهتری داشته باشه در زیل آیه شریفه که می فرماید تلکدار الاخره نجعلها للذین لا يريدون علوضا فی الارض ملا فسادا که آلم آخرت رو ما برای کسانی قرار دادیم که در پی علو و برتری نیستن اراده علو ندارن برتری خواه نیستن در زیل این آیه روایتی نقش شده از امام معصوم صلوات الله علیه که فرمود اگر کسی میل داشته باشه که بند کفشش بهتر از دیگری باشه این هم مرتبه ای از اراده علو بند کفش چیه؟ انسان اگر این انداز دلش به دنیا بند باشه این رو برای خودش یک چیزی بدونه که باید تلاش کنه تا بند کفشش رو بهتر کنه اشتباه کرده راه عوضی رفته دل باید متوجه خدا و آلم آخرت باشه دل نماید در بند کفش و بند کفش یا لباس و خانه و ماشین باشه دل گاراج نیست که ماشین بره توش دل جای خدا است قلب المؤمنه عرش و رحمان در دل نباید این چیزا جا بیدید اگر این اندازه هم دل ما مشغول بشه به دنیا اشتباه کردیم همین اندازه باعثی میشه که از کمالات اخروی و معنوی محروم بشه امیر المؤمنین صلوات الله علیه در یکی از خطبه های محجوب راقعه خطبه قاسعه شاید یه بار دیگر من تأکید کرده باشم که خطبه را برادارا سعی کنن بیشتر مطالعه کنن و اطرافش فکر کنن در اونجا میفرماید نگاه کنید خدای متعال با انبیاه بزرگش چگونه رفتار کرد در دنیا آیا کسی در این عالم بود که محبوب تر باشه نزد خدا از انبیاه علول از ایسا را ببینید در دنیا چگونه زندگی کرد موسا را ببینید چگونه بود پیغمبر اسلام را ببینید ایسا در این دنیا خشتی روی خشت نگذاشت سرپناهی که در زندگی بکنه برای خودش نساخت موسد امران در راه مصر به مدائن انقدر گرسنگی کشید و از علف بیابان خورد که سبزی علف از زیر پوست شکمش پیدا بود در محجب بلاغه از دا کلیم الله بود پیامبر اولو العزم خدا اما اینقدر در دنیا سختی کشید آیا خدا دشمنی داشت با اولیاء خودش که اینها را محروم کرد از نظاید دنیا یا اینها وسیله تکاملشون بود اینها نشانه محبت خدا به اونها بود باز هم تأکید می کنم معناش این نیست که ما تنبه بیاری بدیم یا انزوا و گوشه تلالی گوشگیری و دست از وظایف خودمون برداریم دنبال کس به حلال داریم یا دنبال حفظ عزت اسلام و مسلمین نباشیم مسئله این است که دل به این دنیا نبندیم اگه گفتن یه مقدار از دنیا کناره گیری کنید برای اینکه این محبتش بیرانشه تو دل وگرما اگه همه لذایز آلم زخارف آلم خضاین آلم در اختیار کسی باشیم اما دل بهش نبنده زرعی نداریم سلیمان ابن داود اون همه خضاین در آلم داشت اون سلطنت عظیم داشت به مقام نبوت مقام ولایتش لطمه نزد چون دل نبسته بود خودش نون جو میخود اونها رو میخواست برای عزت اسلام اگر با ملکه سباج جنگید تحدید به جنگ کرد اولتیماتوم داد برای اینکه حکومت الهی بسط پیدا کنه شرک از روی زمین برچیده بشه نمیخواست خودش از لذایز دنیا بیشتر بهرمند بشه و بالاخره نموناهایی از زندگی پیغمبر اکرم و ایم اطار زندگی از از زهران سلامالله علیه ها رو در بارش بیان بشه روایت های معتبری هست در باره اینکه احلبه در دنیا سختی زندگی میکنه ما در میان روایات روایاتی هم داریم که به تک تک اونها نمیشه اعتماد کرد یا سندش معتبر نیست یا متنش مشکوکه ولی یه سلسله مطالبی هست که قابل تشکیق نیست اگر شما اون چه در باره سیره پیغمبر اکرم و ایم اطار هست مطالعه بفرمید این که اینا در کلماتشون در تربیتشون نسبت به اصحابشون سیرهشون این بوده روششون این بوده که مطالبه در کلماتشون مردم را از لذائز دنیا برحضر میداشتند این هیچ جای شک نیست اگر ما این شک بکنیم شاید مثل این باشه که شک بکنیم اصلا در وجود هن بیا ممکنه یکیشی شک بکنه از این وصلاسی ها زیاد است همونطور که ما در باره وجود بیغمبر و ایم ایطار نمیتونیم شک بکنیم نمیتونیم شک بکنیم که سیره اینها سیره زاهدانه بوده نمیتونیم شک بکنیم که از مختص و از ویژگاه بارز زندگی اینها عبادت خدا بوده سهرخیزی بوده مناجات بوده دعا بوده گریه بوده اینا صحبت یه روایت و دو روایت و یک کتاب و دو کتاب نیست دوست و دشمن شیعه و سنی سغیر و کبیر قدیم و جدید هر کتاب در باره زندگی اینها چیز روشته اینا بیتل غزل زندگی شده اینا نمونه های بارزه هیچ که نمیتونه داره شک بکنه اینا سمبول عبادت سمبول زهد رقش تربیتیشون تحذیر از دنیا نفرت دادن مردم از دنیا از لذتهای دنیا در این تشریق به کار و فعالیت و کسب حلال و کل بر مردم نبودن اما همش لله من ابتغا بهی و چلاه مردم این دوتا رو نمیتونن جمع کنن از همون صدر اسلام هم کسانی این اشتباه براشون پیدا میشون که اگه دنیا مضمومه است پس بهتر این آدم بره توی غاری زندگی کنه از برگ درختان مثلا سطر اورد کنه توی غاری هم زندگی کنه خیال میکردن معنی مزمت دنیا اینه کسان دیگری اون طرفشو میدیدن روایاتی که در باره مدهده کار و کوشش و تلاش و اینهاست خیال میکردن که باید آدم همه چیزشو فدای شکمش بودن ولی اونهایی که درست تربیت شده بودن در مکتب اهلی وید میدونستن که اینا با هم تنافی ندارید اون چه با هم تنافی داره جمع محبت دنیا و محبت آخرت این دوتا با هم جمع نمیشه نمیشه آدم خدا را دوست بداره و مبغوز خدا را هم دوست بداره این نمیشه اما اون دنیایی که وسیله آخرت باشه وسیله کس به رضای خدا باشه اون مبغوز نیست ما باید به دلمون نگاه کنیم ببینیم چی ها دوست میداریم عمل ظاهری ملاک نیست انگیزه و نیت و محبت قلبی ملاک البته نیت گاهی در عمل هم خودشو نشون میدهید نمیشه آدم بگه من ایچ علاقهی به دنیا ندارم اما برای دنیا در عمل سر و دست بشکنه حتی از حرام هم عبایی نداشته باشه این دنب خروسی که از دو جیب پیداست از این بعضی فقه های منحرف صوفی ها و اینا گاهی میبینید در زبان اشعاری میخونند و اظهار بیرغبتیه به دنیا و این حرف ها اما سر یه گریان هم نمیگذره به ادعا نیست باید دل را دید آیا واقعا شب که میخواهه فکر این است که خوشحال است از این که روزش را با عبادت خدا و انجام وظایف گذرونده یا دلش خوش این که پول بیشتری جمع کرده فردا لذت بیشتری میبره یا اگر نگران هست نگران از اینه که چرا زرار دنیاوی بهش برده اون را باید دید امیدواریم خدای متحال به برکت اهل بیت و بیانات و مواعزشون قلبهای ما را از آدگیهای دنیا پاک و منزه کنند فرودگارات را به مقام حضرت زهرا قسم میدیم ما را از آفات و دنیا و از بلیگاتی که موجب زعف ایمان ما و خطری برای دین ما میشه محفوظ بدار روح امام راهل علما مراجع بزرگان اساطید اخلاق دوستان خدمت بزاران به اسلام