اخلاق در عرصه درون و اختیاری قانون و حقوق در عرصه بیرون و الزامی یعنی تو هر عمل اجتماعی دو تا حق متره هر عمل اجتماعی که یکیشم پوشش در عرصه عمومیست برای من رو دوزن یک رابطه من با خداوند دو رابطه من با جامعه با دیگران حق الناس همین هجاب هم بیکیشه هجاب دو بود داره یه بودش حق اللهی چه بودش حق الناسی حق الله در واقع همون حق نفسه حق الله که میگن مثلا بحث عبادات بحث معنویت بحث اینهاست در واقع کلمه حق رو وقتی به الله اضافه میکنیم در واقع کلمه حق رو وقتی به الله اضافه میکنیم دقیقا به همون معنای نیست که کلمه حق رو به ناس اضافه میکنیم حق الناس منشعش نیاز ناس به یه حوائجیست که ما وقت اون حوائج رو مانع میشیم حقوق دیگران رو زایع میکنیم ما مدیون حق الناس میشیم در مورد الله تبارک به تعالی یک چونین معنای صدق نمیکنه بنابراین کلمه حق الله در واقع اون چه که حق الناس نیست یعنی اگر رعایت نکنی به دیگران صدمه نزدی اما به خودت صدمه زدی تو اگر نماز نخوندی حق الناسی رو زایع نکردی خودتو بیچاره کردی از کمالات محروم کردی بنابراین حق الله در واقع اگر در برابر حق الناس قرار میگیره به معنی حق نفسه یعنی حق تکامل خودم حالا اگر یکی از حق الله به این معنی از حق نفس گذشت گفت من میخوام اصلا جهنمی بشم به شما چه مربوط هیچ کس حق نداره دخالت کنه به تو چه من میخوام احکام دین و رعایت بکنم یا نکنم وقتی من نمازمو نمیخوام بخونم و تو حق نداری تجسس کنی که من نماز میخونم یا نه حتی فسق و فجور من در حریم خصوصی رو حق نداری تحقیق و تجسس بکنی وقتی که من میتونم روزه بخورم و اگر گفتم که مریضم ولو دروغ بگم کسی حق تجسس نداره اگر مسلمان نیستم ملهدم ولی گفتم مسلمانم همه مسلمین باید تایید کنن هیچ کس حق نداره تکذیب کنه ولو بدونه که تو دروغ میگی وقتی اونه شما دیگه به لباس من داری این بدن منه لباس منه چه مرچزن این حرف حرف درستیه منطقه در حریم خصوصی این اما وقتی از اتاقت میبینی بیرون و دیگران هم مطرح میشن دیگه حق و ناس مطرحه حق و ناس فقط اخلاق نیست قانونم هست شما میگی من به روزه عقیده ندارم مسلم من اصلا نمیخوام روزه بگیرم سالمم نمیخوام بگیرم نگیر به زور نمیتونیم کسی روزه روزه دار کنیم که اصلا روزه نیست یعنی که شما کسی رو از ازان صبح تا ازان مغرب گرست نگرش داری تشن نگرش داری این که روزه نیست عبادت و اتاعت بدون آزادی و آگاهی بدون انتخاب شخص اصلا معنی نداره اینا عبادت ایک عمل فیزیکی نیست به تنهایی اصل عبادت آزادی و آگاهی و اون اختیاره در عبادت هرگز نمیشه کسی رو الزام کرد لا اکراه فدین یک معناش همینه اقاعد اکراه بردار نیست اخلاق الزام بردار نیست ما با زور نمیتونیم با قانون نمیتونیم کسی رو مؤمن کنیم یا کافر کنیم بکنیم اثری نداره اصلا این فایده نداره خود خداوند دست کم در سه جای قرآن میفرماد که ما اگر میخواستیم که همه مؤمن باشن همینطوری به زور اصل مؤمن بودن بدون آزادی بدون اختیار مدنظر بود خب ما همه رو اصلا مؤمن میانفردیم مؤمنم برن اصلا مشرکی نبود ما اگر میخواستیم مشرک نباشه ما نمیخواییم ایمان اجباری در مورد ایمان میتونیم بگی ایمان اجباری ایمان آزاد و آگاه اما در مورد رفتار اجتماعی نه در قانون کفر نه در قانون اسلام در قانون کفر همینو نمیپذیرن شما الان میبینید در بعض کشوری اروپایی که شعارشون لیبرالیزم و آزادی پوشش و آزادی عمل و آزادی عقیده و ایناست گذاشتن زیر پا هجاب رو ممنوع کردن قانونن یعنی میگه که تو میخوای عقیده داشته باش به هجاب یا به برهنگی یا نداشته باش تو جامعه ما آمدی باید به هجاب باش چطور؟ با قانون میشه جلوی هجاب رو گرفت میشه با قانون به زور زنان رو بیهجاب کنید بیهجابی اجگاری میشه الزامه به برهنگی میشه الزامه به پوشش نمیشه در عرصه عمومی چجوریه؟ اگر مشمول قانون میشه خب از دو طرف باید بشه اگر نمیشه شما میگید آزادیه از دو طرف باید بشه شما حق داری بگید در منطقه لیبرال حق داری بگید که هر کس میخواد با هجاب بیاد هر کس هم میخواد برهنگ بیاد این میشه لیبرالیزم شما چرا به همین مبنای خودتون عمل نمی کنید؟ بعد از این طرف اگر به ما گفتن که خب فرق اینا با شما چیه؟ اونا بیهجابی رو الزامی میکنن شما هجاب رو الزامی میکنید؟ منطقه هر دوتون یکیه رزاخان آمده با زور بیهجاب کنه شما آمدید با زور با هجاب کنید فرق اینطور با هم چیه؟ جواب اینه که تو ادعات چی بود؟ تو گفتیم من لیبرالیم بر اساس لیبرالیزم شما حق ندارید قانون علیه هجاب بگذارید حق ندارید کسی رو به زور بیهجاب کنید چه با چماغ رزاخانی چه با قانون لیبرالی حق ندارید این خلاف لیبرالیزمه بیهجاب کنید این خلاف مبنای خودتونه اما ما چی؟ ما که مبنامون لیبرال نیست ما مبنای ما اسلامیست ما مسلمانیم زنان و مرنان مسلمان راجب مسلمان ها در جامعه مسلمان داریم حرف میزنیم نه جامعه کافرکه ما که نمیگیم توی جوامعه غیر مسلمان باید الزام اجتماعی باشه راجب راجب یک جامعه دینی صحبت میکنیم تو این جامعه همونطور که اگر شما روزه نداری و به روزه عقیده نداری میخوایی روزخاری کنی بکن تو حریم خصوصی کسی حق نداره تحقیق کنه اما تو خیابون نباید روزخاری کنی ماه رمزان تو عرصه عمومی این حدک کردن یک حرمت جمعیست این تجاوز به حق و ناس و حقوق دیگرانه این مشمول قانون قرار میگیره ببین طبقه لیبرالیزم تو نباید با قانون جلوی یک نوع پوشش رو بگیری اما ما لیبرال نیستیم ما بر مبنی خودمون که اسلام هست میتوانیم در عرصه عمومی جلوی برهنگی یا و هر چیزی که منجر به گسترش فسق فجور و فروپاشی خانواده و گسترش بیناموسی و حدک حرمت ها به شرط بیستیم ما طبقه مبنامون عمل میکنیم شما خلاف مبنای خودتون دارید عمل میکنید. ما میتونیم قانون علیه برهنگی بگذاریم در عرصه عمومی طبقه مبانی اسلامی شما نمیتونید در عرصه عمومی علیه پوشش قانون بگذارید طبقه مبنای لیبرال این فرقش این دوتا بدن خودمه لباس خودمه بله اما خیابون خودت نیست بدن خودته لباس خودته اما خیابان خودت نیست از خونت که میای بیرون عرصه عمومیه این تفکر میخواد عرصه عمومی رو هم عرصه خصوصی خودش تعریف کنه این نمیشه چون اگه کسانی دیگه یا آمدن چیزی دیگه ی خواستن تو میگی خیابون عرصه خصوصی منه او هم میگه عرصه خصوصی منه حالا شما دوتا سر عرصه خصوصی باید با هم دعوی کنین عرصه خصوصی کسی نیست عرصه عمومی هست عرصه عمومی حق و ناسه یا میشه قانون گذارون میشه الزام کرد پوشش من در خیابان یک تصمیم شخصی یک فعل شخصی نیست یک فعل اجتماعی است و مثل هر فعل اجتماعی دیگری مشمول قانون قرار میگیره وقتی کلمه اجبار رو میگی که یک کمی آدم همه اون از اجبار بده میمون میاد از این کلمه خب الان نگو اجبار بگو الزام بگی پوشش الزامی آقا نه از الزام هم خوشمون نمیاد خب اصلا من سوالم اینه قانون چیه قانون یعنی الزام اینو مخواد بگن آقا شما اینو مشمول قانون نباید قرار بدید قانون نشه مخواد بگه قانون نباشه مخواد بگه اجباری نباشه مثل که بگی توقف پشت چرا قرمز توقف اجباری بله توقف اجباری یعنی چی نه بگو الزامی یک کمی تلتیف شد نه آقا اونم نگو آقا خیلی آقا توقف قانونی قانون پشت چرا قرمز بیشتی یعنی الزام میکنی منو بله خلاف آزادیه نه خلاف آزادیه نه آزادیه تو که نمیتونه متحرز حقوق دیگران بشه شما آزاد نیستی از چرا قرمز او برکنی این چرا قرمزه برهنه آمدن تو ارسی عمومی چرا قرمزه برهنه آمدن اینم یکی از مقالطه هاییه که بین حریم خصوصی و عمومی میکنن بین قانون و اخلاق میکنن یه سری تحریفاتی در اصل مسئله صورت میگیره یه وقت یک کسی یه اختلال عملی بروز میده از خودش چرا چون یک اختلال نظری داره یعنی مسئله براش حل نیست او باید پاسخ بدی استدلال کنه یه وقت هست که اصلا مسئلهش نظری نیست ظاهر به شکل نظری بروز میکنه تظاهر میکنه که آقا مسئله من عقیدتیه در حالی که عقیدتی نیست مسئله خسلتیست و مربوط میشه به یه اتفاقات اجتماعی یا خانوادگی یا انواع اقسام یه نوع واکنش واکنش عملیست نه یه نوع تشخیص نظری تشخیص نظری رو با گفتگو میشه حل کرد پرسش و پاسخ و اینها استدلال اما تصمیم عملی رو با استدلال نمیشه یعنی اگر طرف از یک چیزی عصبانیست یا یک اتشی تشنگی داره به یک چیزی و فکر میکنه از این طریق ارزا میشه و از جبران میشه و کم بودش شما حالا هرچی میخوای استدلال کن ده تا پزشک بشینن به من بگن که آقا شما اگه اینو بخوری برایت زرر داره میفهمم چی میگه ولی من تصمیم دارم بخورم اینو چرا باید حالا علت اینجا دیگه صحبت دلیل نیست صحبت علت بخشی از موارد حالا یکیش در بحث هجاب و ایناست بر همه ارساها هست یه بخشی از تخلفات و تعروضات و اینا حتی اگر پاسخ استدلالی دقیق نظریم بدی بازم میکنه برای که مثلا طرف از این مثلا شما بچهتون از یک چیزی عصبانی شده به حق یا ناحق در ظاهر در غالب یک سؤال یک اعتراض مثلا قانونی اینا مطرحش میکنه بحانه است اما ظاهرن یه حرفیه شما او حرفشو جواب میدید براش توضیح میدید که نه این طوری که شما تصور کردین نیست این طوریه من مثلا به وظیفم عمل کردم شما اینجوری نکردین بازم میبینید فایده نداره فهمید چی میدید ولی مسیرش عوض نشد حالا دیگه هی نباید شروع کنیم به موعظه و ادامه و فلانا روایت هم از پیامبر اکرم صلواتول علی و حالی داریم میرم حواستون باشه میفرماد خیلی موعظه نکنید موعظه برای تکان دادن روح افراده برای که وجدانشو اتکنی بدید اگر خوابه بیدار شد اما اگر خودشو به خواب زده دیگه هی ادامه نده شش هزار بار حرفی اثری نداره این میفهمه چی میگی دیگه این راه دیگهی دار ببین کجا مشکل یه جور دیگهیه مشکلی داره مشکلی جا باید بری حل کنی بعد باید بشینی باشی شعبت کنی و السلام علیکم و رحمت موسیقی نقم خان کربلا ایم و نوکران حسین در پویش سراسری نوگلان حسینی جگرم خون شده از غریبی حسین تو خانه دل شده کربلا ایم خدا من خدا من خدا من خدا من خدا من خدا من خدا من خدا من خدا من خدا من خدا من برای ارسال وارد پیام رسان شاد شبیه در بخش روی داد نوگلان حسینی را انتخاب و صدای زبط شده خود را به نشانی اکساین راڈیو محرم ارسال کنید نقمه های حسینی شما از راڈیو محرم پرش خواهد شد ایش نوگلان حسینی راڈیو محرم موج اف ام راڈیف نوود و پنج ممیز پنج ده همه مگاه هرتز روایت کتاب بر اساس کتاب نشان حسن نوشته لیلا محتوی روایت کتاب دوستان عزیز سلام روایت کتاب نشان حسینی راڈیو محرم موج اف ام راڈیف نوود و پنج ممیز پنج ده همه مگاه هرتز روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی روایت کتاب نشان حسینی راڈیف نوشته لیلا محتوی