جناب علی اکبر سلام علیه در باره او هیچ اطلاعی نداریم که ایشون اسمی ازش نیست در حضورشون در کربلا اما راجب رباب قطعیست جز اصرای حادثه کربلا بودند یعنی به طبع تنها همسر ابا عبدالله که قطعا در کربلا حضور داشته جناب رباب بوده زن بسیار بافضیلتی بوده فرزند امرال قیس بوده و ارش کنن که پدرش یکی از نسرانی های شام بوده گراشه دیگه نسرانی داشته بعدی زمان عمر مسلمان میشه و عمر او رو متصدیه کسانی میکنه که در قبیلی قضای قضای از قبائل شام اسلام مسلمان میشن چون این مسئولیتی در قبیلی قضای قضای از قبایل شام در قبیلی قضای قضای از قبایل شام مهریتی امر به ایشون میده سه دختر داشته تبقیه نغل ابالفراج اسفانی در الاغانی سه دختر داشته یک دخترش بنامه محیات بوده اونو به ازدواج امیر المؤمنه سلامون رو درمیاره یک دخترش بنامه سلمان بوده به ازدواج امم حسن سلامون رو درمیاره و یکی امیر رباب بوده که به ازدواج اوبردان سلامون رو درمیاره به تعبیر برامبر امیر المؤمنین و حسنین با هم با جناغ بودن طبق نقل عبال فرج و خب جناب روباب دو فرزند برای عباد الله صلی اللہ علیه و سلیمی آره یکی جناب سکینه هست و دیگری علی ازخری عبدالله رزی این دو فرزندان جناب روباب بودن که در کربلا بودند و جناب علی ازخری خب از شهده های کربلا هست اما در خصوص تاریخ ازدواج جناب روباب با عباد الله صلی اللہ علیه هیچ گزارش نداره مثل خیلی از بخش های تاریخی دو این جزئیات خیلی گزارش دقیقی نیامده اما قدر متقن باید مثلا در اوائل دهی چهل ازدواج صورت گرفته باشد که خب جناب سکینه بعد متولد میشه در کربلا سن دختر رشیده و بالغی رو جناب سکینه داشته بیانی برحال جناب روباب در کربلا قاعده همه بیش سالی از ازدواجش با عباد الله صلی اللہ علیه هدف دقیقی گذشته باشد با تاجب سن پرزندی که برای حضرت آوردن و در باره وفات ایشون در همین گزارشه که نقش شده در اغانی و دیگر آثار مثل اتباعات و کبراد آثار دیگر آمده که خب جناب روباب اول از جمله همسران بسیار محبوب عباد الله صلی اللہ علیه بوده دو بیش شیر منصوب به عباد الله صلی اللہ علیه هست در این منابه که جالبه فرمود که امام حسن می فرمود که قسم به جان تو که من خانه را دوست دارم که تحل به ها سکینه تو و روبابو در خانه سکینه و روباب ساکن هستن من خانه را دوست دارم احبه ما دوستشون دارم و عبدالله جل مالی عمده مالم را باز می کنم برای اونها و لیس لعاتب نهنده اعتابون به اعتاب عاتب هم سرزنش سرزنشگران هم توجهی نمی کنم نشون می دهید که هم سکینه هم مادرش روباب خیلی محبوب نزد عباد الله سلامالله بودن و همونطور که از این جناب روباب از جمله اصرای کربلا بود وقت به شام و برگش هم سهنه ها را همه را تجربه کرده و اشعار چند بیت شیر داره در باره خود عبادالله سلامالله بعد از حادثه گربرا می گوییم که می گوییم این لذکان نورن یستالله و به اون کسی که یعنی حسینی که مثل نوری بود که نور روشنبخشی بود که فی کربلا قتیلون غیرمدفونن در کربلا کشت شد و دفن نشد سبت النبی جزاک الله صالحتن عنا ای سبت پیامر خدا ازناد به تو جزای نیک بدهد و جنبت خسران الموازین ها خسارت و خسران و زیان راست و خداوند دور کند ادامه دارد قد کنتلی جبلن سعبن الوض بهید و مثل کوهی بود برای من که من بهش پناه می بردم و کنت تشحبونو به رحم و دینی این اشعاریست که بعد از شهادت عبادالله سلامالله جناب رباب خونده در وسط عبادالله و در همین منابع آمده که بعد از شهادت حضرت یک سال از آفتاب به سایه نرفت عبارت این هست و قال ابن اسیر ابن اسیر در کامل میگه که قبلش این هست بکنم که کسانی به خواستگاری او رفتن بعد از شهادت عبادالله سلامالله گفت که من پدر شوهری دیگری قیر از پیانبر دیگه نمیخوام بعد از پیانبر که من پدر شوهری مثل پیانبر داشتم دیگه نمیخوام کسی دیگری پدر شوهری من باشد و بقیت سنتن لم یوضل لها سقف و بیتن یک سال بعد از حادثش رو زیر سقف نرفت حالا نرفت که اصلا نرفتن و بالاخره میخواست نوعی هم سوئی هم دردی داشته باشد با شهاده های کربلا و ماتت کمدن از قام قصه یک سال بعد از حادثش آشوره از دنیا رفت پس تاریخ وفاتش اجمالا در این متون آمده و ماتت اسفن علیه که یک سال بعد از حادثش کربلا زنده بوده و بعد از دنیا میده طبیعتاً چون در مدینه بوده قادراتاً باید در قبرستان بقیه در افران شده باشد اما خب جاش مشخص نیست الان روایتی در کتاب شریف کافی هست مرحوم کلینی از امام صادق صلی اللہ علیه و سلام نرمی کند که وقتی ابا عبدالله صلی اللہ علیه و سلام به شهادت اصید امرأت هن کلبیه امرأت هن کلبیه داهر مراد همین جناب رباب هست مجلس معتم و عذاب میگرفت برای ابا عبدالله این نشون میده که مجالس سرگواری و عذاب برای ابا عبدالله همین اولین باید توسط همین خانواده حضرت عقا اومد امرأت هن کلبیه علیه معتمن معتم مجلس عذاب میگرفت و بکت و بکینن نسا اون میگریز زن ها میومدن میگریزدن ول خدم خادم ها زن کنیز ها مثال این ها حتی جفت دموعهن در حدی که عشق چشمشون خوش شد و زهبت و بعد تو این وضعیت دید که یکی از این کنیز ها میگرید و عشق چشم دارد خیلی تعابید عجیبیه واقعا یعنی واقعا مصیبت چقدر بزرگ بوده و این ها حس کردن لمس کردن مصیبتو انقدر گریستن که عشق چشمشون خوش شد کنیزی دید که این عشق چشم داره پرسید تو چرا عشق چشم داری گفت که من سویق مینوشم گفت که بقیه هم سویق مینوشم که برحال یک غذایی بود اون زمان و منظور این که عوج مصیبت رو میرساند که این ها چطور لمس کردن و حس کردن و بعد از حادث آشورا از یادشون نرفت این قصه تا این حد که اونقدر گریستن که عشق چشمشون به خشکی گرایید طبیعیتی استاد انجی که ما میشنویم و برامون اینقدر سخته اونها دیدن و شنیدن که باید ماننده دیدن بله تأثیر شنیدن شنیدن که باید ماننده دیدن بله استاد بین صحبتاتون اشارهی به سن جناب سکینه بنتون حسین سلامالله علیه ها داشتید پس با این فرموش حضرت عالی یک سری اشعار و مطالبی که در بعضی از مجالس حضاداری که هی خونده میشه و این دختر بزرگوار سید و شهداره تا سن یک خورت سال پایین میارن نمیتونه درست باشه و حتی این که به عبدالله اکبر عقب بسته بود ازدواج کرد و سکینه ازدواجش با قاسم که درست نیست با عبدالله اکبر که از جمعه شهده های کربلا هست طبقی بعضی از گزارش ها جناب سکینه عقب شده به اون اولین سنه که در سن بلوغ و رشد قرار نشته سن دقیق شد خیلی مشخص نماشد شد در حد پونزه شونزه سال حتی اینکه تفل و خورت سال نیست در مجال کربلا خیلی ممنونم از استاد چباری بزرگوار فرصتی از اتاق فرمان بگیریم و در خدمت شنبندگان عزیزمون هستیم ابتدا کود 304 را در متن پیامک وارد کنید و سپس پرسش خود را از کارشناس محترم برنامه بپرسید پیامکی رادیو معرف آقای خانوم سیفی از بابل سؤال کردن سلام میگویند زههاک یک عرب بود که هزار سال حکومت نموده حدود سالهای حکومت ایشان نسبت به تاریخ هیلیمی جرید چه زمانی میباشد زههاک اصلا یک افثانه هست این طور نیست که حالی امر تاریخی باشد و سآل از اشارت که دوران حکومتش مطرفه یک افثانهیه که برحال حال مزمونشم این هست که شیطان آمده و چانه های این زههاک رو بوسیده و دوتا مار و اجده ها اونجا آشکار شده و هر روز باید مغز دو جوان رو میدادن بخورد این اجده ها که برحال زنده به ماردین زههاک یک افثانهیه که بعد فریدون آمده به جنگ زههاک و بعدشم اون رو به دماوند اونجا حفظش کرده و این ها یک افثانه قدیمیه در ایران بوده که حالا بعضی هم با عده تمثیریه بهش دادن یعنی چون برحال دماوند یک آتش فشان بود و ازشون رگه های مانند اجده ها از اون مواد مزاب جاری میشده در واقع اون رو به اسم زههاک و این ها تمثیر کردن ولی در واقع یک چیز تاریخی نیست که هم باقی دنبال تاریخ اجده باشن و این که هزار سال عمر کرده باشد این ها خیلی ممنونم از استاد جباری بزرگوار برای زحمتی که میکشن برای متعالیات و تحقیقاتی که دارن تا این جوابهای خوب و نقض و آلی رو برای ما داشته باشن برای شنبندگان عزیزمون داشته باشن قدردان زحمات ایشون هستیم و دعاگوی سلامتی ایشون و خیلی ممنونم از شنبندگان عزیز و فهیم و بزرگوار برنامه پرسمان تاریخی باعث افتخار بنده حقیر و استاد جباری بزرگواری که در خدمت شما خوبان باشیم تا برنامه دیگر شما رو به خداوند بزرگی سپارم یا علی مدد محمد المصطفى و فاطمة الزهران و حسن المجتبا و حسین الشهید و علی زین العابدین و محمد الباخر وجعفر الصادق و موسى الكاثم و علی رطاق محمد التقید و علی نفید و حسن زنستین و محمد المهدین محمد النپ Woo lac رpol ر helpful همچنین خدا غیر کفای خود و از نظین آن ی ba یابی statistics abandon channel paparot هیدر یا هیدر هیدر یا هیدر هیدر یا هیدر هیدر یا هیدر هیدر یا هیدر ای عرم حال پیمبر ای کشور ساقی کنسر ای عرم حال پیمبر ای کشور ساقی کنسر سوی خاک پاک شهیدان مردان تو لشگر فاتح خیبر هیدر یا هیدر هیدر یا هیدر هیدر یا هیدر هیدر یا هیدر هیدر یا هیدر جان منیه وطن متنه وطن شریف وطن متحر جان منیه وطن شریف وطن متحر داری برکت به مدد زهرا به مدد حق به مدد ایدر ای حرم آل پیمبر ای کشور ساقی کنسر تو این خاک پاک شهیدان مردان تو لشگر پاته خیبر هیدر هیدر هیدر یا هیدر هیدر هیدر هیدر یا هیدر هیدر هیدر هیدر یا هیدر یه قدر نمیکنه ایران سرای امید برگامت سفید دمید بینگر که از این رام پرخون خرشیدی خودی از نرسید اگر که دلها پرخون است شکوه ازت رفزون است سفیده ما گلگون است وای گلگون است به دست دشمن در خونست هیدر هیدر هیدر یا هیدر ایران هریم رزا برگی در شمیم رزا ایران هیدر هیدر هیدر یا هیدر شمیم رزا برگی در شمیم رزا هستی تو هستی ما در دستانت کریم رزا توی بشته پهناور به نور الله و اکبر توی بشته پهناور به نور الله و اکبر مدد گرفتی از مولا جان از مولا به شور ذکر یا هیدر مدد گرفتی از مولا جان از مولا به شور ذکر یا هیدر توی بشته پهناور هر یا هیدر آینه نور به دم حسینی زیر سایه علم حسینی همسایه ای با طربت حسین و سحن وسیع حرم حسینی آینه نور خدایی تو خانه اهل بلایی آقشت به عطر شهیدی ادامه دائم نهزت کرم و بلایی هیدر هیدر هیدر یا هیدر هیدر هیدر هیدر یا هیدر حسین حسین جالاً حسین جال حسین حسین جالاً حسین جال حسین جال هسه جال بسین سدای مندگاه جلوی از جامعه دینی راژیو معارف دنیچه این به جهانه روشنایی و مرفت راژیو معارف سدای فضیلت و فطرت کتاب کافی باب سخنما روایات کافی شریف هست کتاب الامان و کفر باب سی و پنجم انوان این باب رو مرحوم کلینی رزوان الله علی باب الاتراف به تقصیر انتخاب کردن جمعا در این باب چهار تا روایت هست باب الاتراف همه ما باید در پیشگاه پروردگار اعتراف کنیم که مغسر این کتاهی کردیم ما حق عبادت پروردگار رو ادانه کردیم همیشه ما باید بگیم کتاهی کردیم حق عبادت رو انجام ندادیم به تعبیر امام رزوان الله علی یه تعبیری دارن در چهل حدیثشون میفرمون جایی که خاتمون نبیین بفرمید ما عبدناک حق عبادت ایک ما عرفناک حق معرفت ایک ما چی باید بگیم اگر خاتمون نبیین سید الودسی امیر المؤمنین بفرمون خدای ما حق عبادت عبادت نکردیم حق معرفت رو نشناختیم اونجور که باید بشناسیم نشناختیم اونجور که باید عبادت کنیم عبادت نکردیم اگر خاتمون نبیین و سید الودسی امیر المؤمنین بفرم شنون میشهبایی بگیم اجازه بدید حدیث آخر این باب را بخانم حضرت فرمود اکثر خیلی زیباست اکثر زیاد این دعا رو زیاد بخونید عزیزم جمله کتاهیه من میخونم اشاله یاد بگیریم اکثر منن تقول زیاد این دعا رو بخون نگو اللهم دوتا دعاست اللهم لا تجعلنی من المعارین و لا تخرجنی من التقصیر خب راوی به امام علیه السلام عرش کرد که آقا فضل ابن یونس راوی حدیثه گو آقا این که لا تجعلنی من المعارین خدای من رو از معارین قرار نده اینو معناشو میدونم یعنی چی یعنی خدا یا دین من دین آریهی نباشه از اون دین هایی نباشه که در قلب من ایمان مستقر نشده باشه ایمان من ثابت نباشه آریهی باشه چطور ما یک کالایی از این کسی آریه میگیریم بهش پس میدیم ایمان ما آریه نباشه یه روزی از ما جدا بشه اینو فهمیدم اللهم لا تجعلنی من المعارین اینه خدایی ما رو موفق بدار ایمان ما ایمان ثابت باشه آریه نباشه از دست ندیم اما اون جبل دومون منظورتون چیه لا تخرجنی من التقصیر یعنی چی حضرت فرمود کل و عملن ترید و به الله از زوجل فکن فیه مغصرن اند نفسک هر کاری که خالصانه داری برای خدا انجام میدی خودت رو مغصر بدان بگو خدای ما حق عبادتو نتونستیم ادا کنیم چرا فَاِنَّنَّاسَ کُلَّهُمْ فِی اَمَالِهِمْ فِی مَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ اللَّهُمْ مُغَصِرُونَ همه مردم مغصرن همه کتاهی کردن هیچ کسی نمیتواند و نتوانست حق عبادت پروردگار رو ادا کنه نرس کردم به تعویر امام جایی که سید المرسلین و سید الوسیین بگن ما عرفناک حق معرفتیک ما عبدناک حق عبادتیک نما تو رو حق معرفت شناختیم نه عبادت کردیم چطور وقت ما چی بگیم بنابراین همیشه ما باید خودمون مغصر بدونیم بگیم آقا ما بدهکاریم فَقَالَ کُلُّ عَمَلٍ تُرِیدُ بِهِ اللَّهِ اَزْزَوَجَلْ فَكُنْ فِیهِ مُغَصِّرًا اِنْدَ نَفْسِكِ در پایان حضرت می فرماد اِلَّا مَنْ اَسَمَهُ اللَّهِ اَزْزَوَجَلْ یعنی همه مردم در عبادت هاشون در اعمالشون مغصرن اِلَّا مَنْ اَسَمَهُ اللَّهِ مَرُومَ اللَّهِ مِرْزْوَانُ اللَّهِ در مرآت الوقون فرمودن اِلَّا مَنْ اَسَمَهُ اللَّهِ اِلَّا مَنْ اَسَمَهُ اللَّهِ ممکنه ملائکه باشه البته دیگه استثناء می شه استثناء مرغته به استلاح ادبان ممکنه هم هست منظور انبیاء باشه اوسیاء باشه چون اونها اگرچه اظهار می کنن که ما مغصریم ما هم کتاهی کردیم ولی نه اِنَّهُم لَا يُغَسِّرُون وَاِنْكَانُوا يَعُدُّونَ اَنفُسَهُم ولو در بیاناتشون می گن ولی نه نه اونا کتاهی نکردن و اگر ارزه داشتن ما عبدناک حق عبادتک نه این که اینو کتاهی کرده باشه نه دیگه عبادت پروردگار بیش از این امکان نداره برای بندگان و مخلوقینی که در پیشگاه پروردگار به عبادت میستن حتی نصف به انبیاء اینم برای ترجمه و تفسیر جمله پایانی این حدیث و السلام علیکم و رحمت الله من کیستم من کیستم این بلبلان بوسهن من کیستم من کیستم اطوار خیلقت را ببین انوار رحمت را ببین در این جهان بیکران من کیستم من کیستم بشگفتم وای چرا شفتم وای چرا گاهی نه این هستم نه اون من کیستم من کیستم, من کیستم شادان و خندانم چرا رویان و بنیانم چرا بحر چفا، هم آب و نان من کیستم, من کیستم ای! دوستان ای دوستان من کیستم ياکستن ای هزاد برomma sheep من کیستم اینوستا من کیستم دست و دهان و گوش چیستم لش و اونو حوش چیستم در حیرتم از جسم و جان من کیستم من کیستم این است دائم پیشم که از خیشتر اندیشم گشته من را ورد زبان من کیستم من کیستم ای آسمان و ای زمین ای آفتاب نازنی ای ماه و ای استارگان من کیستم من کیستم دست من و دامان تو گوش من و فرمان تو از بندرن جمباله ها من کیستم من کیستم ای دوستان ای دوستان من کیستم من کیستم ای بلبلان بوستان من کیستم من کیستم اطوار خلقت را ببین انوار رحمت را ببین در این جهان بیکران من کیستم من کیستم بش گفتم گاهی چرا شفتم گاهی چرا گاهی نین هستم من کیستم من کیستم شادان و خندانم چرا رویان و بریانم چرا بهره چخاهم آب و نان من کیستم من کیستم ای دوستان ای دوستان من کیستم من کیستم ای بلبلان بوستان من کیستم من کیستم موسیقی جلوی از جامعه دینی موسیقی سدای فضیلت و فطرت سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر راژیو معارف موج افعی موسیقی