سرگشتگان کویت پروای سر ندارد آشفتگان مویت از خود خبر ندارد آشفتگان مویت از خود خبر ندارد پار سایان بر درگه تو بهریست از آب چشم اوشان خلق جهان از آن رو در رهب گذر ندارد حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلامه و سلامه و سلامه علیه و سلامه سلامه علیه و سلامه و سلامه و سلامه حتی حیوانات زیر زمین و درندگان و پرندگان آسمان خشوق میکنند و احترام میکنند مؤمن یعنی کسی که سرشو در مقابل خدا پایین انداخته و اطاعت عمر خدا رو کرده باید بهش احترام بگذاریم ما نکنه خدای نکرده برای اینکه کسی پولی نداره برای اینکه کسی جایگاه اجتماعی نداره به او بی احترامی بکنیم که این اکرمکم اندالله اتقاکم اتقاکم بالاوترین انسان ها نزد خدای متعال اون کسی است که ایمانش از همه بیشتر باشه نه کسی که پولش از همه بیشتر باشه نه کسی که مقام و جایگاه اجتماعیش از همه بیشتر باشه خب از اونجایی که ما نمیدونیم کدام یکی از این بندگان خدا که در این کوره زمین دارن زندگی میکنن از همه با تقواترن وظیفه اونه که به همه بندگان خدا خوب احترام بگذاریم کسی که از در اجتماعی مقام پایینی داره یا از در اجتماعی مقام بالایی داره به همه باید احترام بگذاریم اون هم به صورت مساوی همون کاری که حضرات معصومین علیهم سلوات الله انجام میدادند اینجور نبود که اگر کنار فقیری بنشینند خودشون رو پس بکشند و خودشون رو کناره بگیرند نه فقرها همراه با حضرات احساس راحتی میکردند اون روایت معروف رو شنیدید که مولامون امام حسن مشتبه علیه السلام داشتند عبور میکردند ادهی کارگر معمولی بودند یا بیمار بودند طبق برخی از روایات کنار گذر و مسیر نشسته بودند حضرت رو دعوت کردند به همون نان سادهی که میخوردند حضرت بلا فاصله با اونها همراه شدند از مرکبشون پایین اومدند با اونها نشستند لغمه این نان خوردند و بعد اونها رو دعوت کردند به منزلشون و سر صفره خودشون نشاندند حضرت عبایی نداشتند از همراهی با مؤمنین با فقرها و با خوش برخوردی با اونها برخورد میکردند خدا به هممون توفیق بده اهل برخورد نیکوی با مؤمنین باشین انشاءالله موسیقی خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله حاج سید مهدی روحانی از علمای بزرگ قوم این آله بزرگوار هر کسی رو که در کچه و بازار میدید آنچنان با اون سلام علیکو برخورد میدید می کرد که ما فکر می کردیم این شخص عزیزترین افراد نزده حاجه هاست خیلی با اون خوش برخوردی می کرد اما بعدن می فهمیدیم که این بنده خدا قریبه بوده اصلا با هم آشنایتی نداشتن ولی اونقدر زیبا از حال اون پرسید حال خانوادهش می پرسید حال بچه هاشو می پرسید همه فکر می کردن که این نزدیکترین دوست ایشونه و نقل می کنن همیشه صفرش پهن بود صفره ایشون تا ساعت دو سه بعد از زور پهن بود که اگر کسی گرست نه است و می دونه که منزل آیت الله روحانی رحمت الله علیه صفر پهنه براحتی لتونه بیاد و معمولا زهرها نمی رفتن پیش خانوادهشون غذا بخورن تو همین اتاقی که برای مهمانهاشون قرار داده بودن که صفر پهن می کردن منتظر مهمان می موندن که بیان و غذا بخورن برخی از کسانی که حالا به خاطر مسئولیتی که این آله بزرگوار پیدا کرده بود معمول حفاظت از ایشون شده بودن می گفتن ما بالاخره محافظ ایشون بودیم ولی هرگز به ما به چشم محافظ و سرباز نگاه نمی کرد فکر می کرد که ما پسرش هستیم زرمودن تو طول سالهایی که ما خدمت این آله بزرگوار بودیم برای معمولیتهایی که داشتیم حتی یک بار به ما اجازه نداد از امکانات سپاه استفاده بکنیم می گفت من خودم خدمت می کنم شما رو غذای ما چای ما خرد و خراک ما رو خودش تهیه می کرد و با دست خودش برای ما می آورد و نمونه یک انسان سالزیست کامل که به دیگران احترام می گذاره نقل می کنن در یکی از بیماری هایی که مرحوم آیت الله روحانی پیدا کرده بودن خب رفته بودن تهران از بیمارستان حالا مرخص شدن اده ای از دوستان و بزرگان و علما اومدن به ایادت ایشون خونه ایشون پرست از جمعیت یکی از دوستان ایشون می گه منم وارد شدم که برم ایادت مرحوم آیت الله روحانی دم در یک پیر زنی به من گفت آقا رو می دینی منظورش آیت الله روحانی بود گفتم بله گفت به آج آقا بگو بیرون یک کسی بهات کار داره حالا یک پیر زن لباس های فقیرانهی دم در به آج آقا بگو یک کسی بهات کار داره ایشون می گه من با خودم گفتم عجب توقعی داره این پیر زن خب آج آقا این همه مهمون داره حالا یک پیر زن دم دره به آقا بگو کارت داره که او پاشه بیاد دم در من اینکه بالاخره رفتم به مرحوم آقای روحانی ارز کردم که آقا دم در یه خانم پیر زنی بود گفته با شما کار داره بلا فاصله ایشون از جا بلند شد با اینکه تازه دوران نقاحت بیماریش بود از جا بلند شد به داخل خانش رفت مقداری پول برداشت بدون اینکه کسی متوجه بشه رفتم در با احترام به اون پیر زن داد و برگشت ایشون میگه وقتی که ما آیت الله روحانی رو با این اخلاقهای زیبا میدیدیم یاده امیر المؤمنین علیه السلام و حضرات معصومین علیه سلام میفتادیم که چقدر زیبا رفتار میکنه یکی از کسانی که در دفتر ایشون مسئول خرید بود نقل میکنه میگه هر وقت چیزی میخریدیم ایشون حتما از قیمت اون جنس ها سؤال میکرد این چند شده اون چند شده چجوره و بعد ما میفرمود که نگاه کنید ببینید فقرهای شهر ما چه جنسی با چه قیمتی میتونن بخرن همون رو بخرید نکنه بیشتر بخرید گرانتر بخرید خب اون دوران آب قوم بسیار شور بود آبی که توی لولکشی شهری بود قابل استفاده نبود برای همین دو جور آب میومردن میفروختن یه آبی بود که توی خیابانها لولکشی کرده بودن ارزانتر بود یه آبی با تانکر میرفتن از برخی چشمه های اطراف آب شیرین گوارای بود اونو میوردن گرانتر مایت الله روحانی هستن میگفتن ما از اون آب تانکر میگرفتیم که الان بهتر بود ولی خب گرانتر بود یه روز فرمودن این آبهایی که میخرید چنده؟ ما گفتیم آقا ما از آب تانکر میخریم مثلا لیتری بیست دومد فرمودن اون آبهایی بیرون چنده؟ اونا مثلا لیتری ده دومد فرموده بودن نه از این به بعد از همون آبهایی که مردم میخرند شما هم بخرید نه برای من حساب جداگانهی نباید باز بکنید ما از فقیرها بالاتر نیستیم هرچی که اونها میخرند برای ما هم بخرید و بیارید خدا به همون توفیق بده که خودمون رو با افتخار همنشین و همراه فقراء قرار بدیم که همنشینی با فقراء درش برکاتی برای ما هست هم در دنیا و هم در آخرت انشاءالله موسیقی رواق دل را به سوی نوزه قرآن سدانگ فضیلت و فطرت موج افعین ردیف 96 مگاه رادیو معارف شنوز اطراف پیام قرآن که این دو هرگز نگردد از هم جدا موسیقی این جنگ رو نه موشک های ما تعین می کنن نه جنگنده های اسرائیلی خواباوری اجتماعیه که تعین کننده این جنگه دشمن امرو فهمید موشک رو نمیتونه کاری بکنه هسته هم که نمیتونستن کاری بکنه شیدی که براش فهمید مهمه انتجام از وقت درده در نگاه ما اسلام بلخص شیه که ما امامت رو اکمال نبابد می دونیم اینم یکی دیگه از محاسبات قلط دشمن برحان بسم الله الرحمن الرحیم اذا جا انسر الله والفتح ورعی تناسد خلون فی دین الله افواجا فسبه به حمد ربک وستغفره انهو کان توابا صدق الله لالی و لزیم خانم ها آقایان سلام خوش آمدید افتخار دارم میزبانی کنم از دکتر سید جواده میری وزوه حیط علمیه پجوهشگاه علوم انسانی و متعلات فرهنگی آقای دکتر میری سلام سلام دارم خدمت شما اگه اجازه بدین از یه مفهومی شروع کنم برای گفتگوی که این مفهوم به طبع طور استفاده شده ولی یکی از کسانی که این مفهومو باز کرده به نظرم دکتر سید جواده میری بوده در اندیشه هاش در کتاب هاش و موالد شما یکی از مفاهیمی که استخدام میکنید مفهوم ایران فرهنگیه این مفهوم مفهوم پرتمتراغیه مفهوم پرسلابتیه میشه یه خورده اینو برای ما کالبوت شکافی کنین وقتی که میگیم ایران فرهنگی مراد چیه ما چه مرز جغرافیایی چه مرز فرهنگی چه مفهومیو داریم مرد فهم قرار میدیم خیلی ممنون سؤال خوبی ببینید اگر بخواهم خیلی به صورت ساده و خلاصه بگم ایران فرهنگی یعنی فراسوی مرزهای ایران سیاسی امروز اگر ما به منطقهی که امروز بهش میگن قفقاز چه قفقاز شمالی چه قفقاز جنوبی چه از این سو در آسیای مرکزی و حتی در خود ترکیه تا نزدیکای بالکان نگاه بکنیم و از این سو به سمت شپقاره هند بریم تا حتی سیام که امروز بهش میگن تایلند و از این سو در اوراسیا تا نزدیکای ایران فرهنگی بر یعنی مرزهای ایران فرهنگی حالا این ایران فرهنگی یعنی چی ایران فرهنگی یعنی معلفه هایی که حد دقل در چهار یا پنگ هزار سال تاریخ گذشته این منطقه مردمانی که در این منطقه زندگی میکردن از منظر دینی مذهبی زبانی نجادی و آین ها مناسق شعاید با همدیگه اختلاط و میشه گفت درامیختگی و پیونت هایی بنیادینی پیدا کرده بودن اگر مثلا میگم تقریبا حدود 1400-500 سال قبل که میشه گفت اسلام وارد این منطقه میشه نگاه کنیم دقیقا ما میبینیم که از یک سو منطقه آسیای مرکزی از یک سو شپقاره هند و از سو دیگر آناتولی تا نزدیکی های بالکان اسلام زمینه هایی رو فراهم میکنه که ایک سنتی شکل میگیره و جالبه که این سنت شاید توی سه یا چهار حوضه مختلف خودشو نشون میده یکی در حوضه فلسفه است یکی در حوضه ارفانه یکی در حوضه عدبیاته یکی هم در حوضه فقه و مسائل دینیه مثلا شما نگاه میکنی یه فردی مثل قزالی امام محمد قزالی مثلا در توس نزدیک مشهد امروز کتاب میمینه نویسه فرد دیگری در آن سوی مرزهای قربی جهان اسلام که امروز بهش میگن مراکش مغرب به نام ابن رشد کتابی رو که امام محمد قزالی نویشه در آن سو خونده میشه و بعد پاسخ بهش داده میشه توها فتل فلسفه یا شما نگاه میکنی مثلا ما فردی داریم به نام فارابی که در داخل مرزهای سیاسی ایران امروز متولد نشده اما آمده به زبان عربی نشسته مثلا چیکار کرده سیاست مدن اصلا حکومت مطلوب چیه شهر مطلوب چیه سازماندهی اجتماعی مطلوب چیه مدینه فازل چیه این رو نوشته نگاه میکنی در آن سوی مرزهای مثلا جهان اسلام مثلا در بالکان یا حتی در آلبانی امروز شما نگاه میکنی هستن کسانی که کتاب ایشون رو مورد مداقه قرار دادن فضایی در این جهان اسلام یا میشه گفت در این مدنیتی که در یک سوی آن مرزهای امپراتوری ایران بوده در پیش از وقوع اسلام یا پیش از ورود اسلام اما جالبه که با آمدن اسلام این مرزها و این تمدن و این میشه گفت پیونتهای تاریخی عباد جدیدی میگیره که این عباد جدید در حوضه فلسفه و ارفان و عدبیات و حتی سیاست مشترکات واحدی رو برای ملل شرق ایجاد میکنه مثلا ابن بطوته خیلی جالبه در قرن سیزده هم وقتی داره سفرنامه خودشو مینویسه در قرن سیزده هم میگه دربار چین یا دربار مغلان در چین مثلا بسیاری از کسانی که دارن میشه گفت دبیران حکومت هستن منشیان حکومت اصلا اینا به زبان فارسی داشتن مثلا مینویشتن یا مثلا شما نگاه میکنی حتی امروز یه منطقه هست در چین بهش میگن سینکیانگ سینکیانگ یعنی منطقه جدید خود کسانی که اونجا زندگی میکنن به خود اون منطقه میگن اینا ترکان ایگور هستن جالبه که در پیش از آمدن اسلام دین ایگور ها یا دین حکومتی ایگور ها مثلا مانویت بوده و اینا پیروان مانویت بودن و زمانی هم که مثلا مسلمان میشن جالبه که نسیم اسلام از سمت مرزهای ایران به اون سمت میره من خودم اونجا سفر کرده بودم حدود دو سال و نیم در چین درس میدادم و سفر کرده بودم اونجا و گزارش این رو نوشته بودم در یکی از مجلات پجویشگاه علوم انسانی در یه منطقه ای که نزدیک تورپان یا همون تورپان هستش یه ده کوچکی بود قصبه کوچکی بود به نام تویخکند و اونجا وقتی رفتم یه قاری بود بالای کوه رفتم اونجا یه زیارتگاهی بود کسانی که بومیه اونجا بودن متقد بودن که این قار قار اصحاب که هفه و جالب هم بود یعنی فرمتش جوربی که آدم میتونست اون قار به اندازه ای که مثلا نکه سرپا بایستی ولی مثلا خمیده اونجا باشه وقتی خواستم روند کنم یه آقای اونجا بود آقای اونجا بود و بعد پرسید خب از کجا آمدی و این آب و خلاصه فهمید ما فارسی بلدیم به من گفتش که یه دقیقه سب کنی یه کتابی را آورد داد به من کتاب را داد به من و پیچیده مثل چجور ما قرآن و مثلا کتاب مقدس داد خب اینجور بوس کرد و اینجور داد به من این را باس کن ببین میتونی بخونی من باس کردم این گلستان سعدیه من نفرده های را از درک سالی که این کتاب چاب شده مثلا حدود اواخر قاجار میشه معلوم بوده که قبل از حالا ورود استعمار و یا حد دقیقا دنیای جدید روابط بین این منطقه و ایران هنوز باز بوده بعد گفت اینو بخون من اینو خوندم و گفت اینو میفهمیم گفتم خب به ترکی برایش ترجمه کردم گفت تفسیرش چیه گفتم تفسیرم وگه شما اینم تفکر باید شروع کرد خوندن و فلان و اینها و تفسیرش کرد و به ترکی ایغوری خب این نشون میده که پیوندهای مشترکی بین مردمانی که از دقل امروز میشه گفت در جهان اسلام قرار گرفتن و جهان اسلام هم بخشیش میشه گفت ایرانیه که هم یک گذشته تاریخی یک تمدن تاریخی پیش از اسلام داشته و با آمدن اسلام عباد این ایرانیت و عباد این خوییت ایرانی تمدن ایرانی در داخل چطری که ما بهش میگیم چطر مدنیت اسلام امیختر و گسترده تر شده و تونسته با یک زبان جهان شمولتر هم با جهان اسلام و هم با جهان سخن بگیرن دور از تو دشمن باقه بحارم وطنم فرزنده مهتو منم ای هست و خاکم ای عشق پاکم عشق درده چون جان ایران ایران ایران ایران ایران از جمعه شما استفاده کنم آقای دکتور میرید شما فرمودید که ایران و اسلام یک تعامل دارن یک لحظه انتباه دارن یک لحظه در حمام اختگی دارن توی فضای مجازی و اتفاقات و تحولات حوضه اکادمی که این چند روز میبینین دیدم یه بحث نظری که خیلی قدیبی هم حالا امروز و دیروز هم نیست خیلی سال ها مترش شده دوباره استلاحا ترند شده دوباره بسامت شده که در بحث نسبت ایران و اسلام یا استلاحا ایرانیگرهی ملیگرهی یا امتگرهی راحت بپرسم اینا دوگانه های اصیلی هن و در کنارش بپرسم شما بهتر از من میدونید لبه یه تیقه تیز ملیگرهی در نهایت رادیکالی اسمش فاشیسم مامیده ها و این خیلی خطرناکه این دوگانه اصالت داره یا نه و باید چی کار کنیم برای مدیریت این که منجر به ایک فاشیست نشید ببینید واقع امر اینه که ما اگر خوبیت تاریخی خودمون رو یا بگیم سیر تطورات تاریخی خودمون رو با لنز مقولات اروپا مهبرانه یا همون بهش میگن یورو سنتریک با اون نگاه کنیم دائم دوچار تضاد میشیم چرا؟ مثلا میگم شما وقتی سیر تطورات این نگاه اروپا مهبریه اگر توضیح بدیم از مخاطبان خودم شخصی میگم ببینیم مثلا شما وقتی سیر تطورات تطورات این نگاه اروپایی رو نگاه میکنی انسان اروپایی تا قرنهای تقریبا پونزده هم شونزده هم هیفته هم میلادی داره با کلیسای کاتولیک درگیره و اونجا که میخواد ناسیون بشه ملت بشه و از مذهب جدا بشه و از مذهبش و از دین خودش جدا بشه و در تقابل با نهاد دین اون موقع میگه من خودمو شناختم و یه نیشن ناسیون یک ملتی رو شک میده بکنیم بیاییم سید تطورات تاریخی خودمونو تفسیر بکنیم که من به این میگم سید تطورات تاریخی رو بر اساس نگاه های اروپا مدارانه یعنی مقولاتی رو از تاریخ تجربه تاریخی اروپا میگیریم و اونو میخواییم منطبقش بکنیم با وضع اینجا و اکنون خودمون اما اگه بیاییم تاریخ ایران رو و تاریخ جهان اسلام رو و اساسا تاریخ تطورات اندیشه و فکر و اجتماع و جامعه ایرانی رو بر اساس اون وقایه که اتفاق افتاده تصور خیالی نداشته باشیم بیاییم بگیم آقا مثلا تو در سال 1501 1502 میلادی یا قرن نهوم هجری خودمون چی اتفاقه تو این مملکت افتاده این چیزی رو که ما امروز بهش میگیم مرزهای ایران البته گسترده تر از اینم بوده مرزهای ایران زمانی شک گرفته که کسی به نام شای اسمایل صفوی که از خاندان صفویه بوده که خودشون آرف بودن صوفی بودن فقیه بودن شاره قرآن بودن اینها آمدن یک دولتی رو تشکیل دادن و اساس دولتشون رو دین و مذهب گذاشتن و گفتن آقا بر اساس این دین و مذهب ما این مملکت رو دوباره متحد میکنیم این تاریخ با اون تاریخی که میگه مذهب باید جدا بشه نهاد دین جدا بشه نهاد مذهب جدا بشه و اساسا ملیت و مذهب در تقابل هم باشن خب با تاریخ شک گیری ایرانی که ما امروز بهش میگیم ایران اکنون و اینجایی که ما داریم درش زندگی میکنیم دوتا تاریخه این یعنی اینجا مذهب در جایگاه یک مقوم ملت اساسا مذهب ملاتی بوده که اقوام و توده های مختلف این فلاتی ایران رو که بخشش هم انوز بیرون ایران سیاسی امروز هستن اینا رو به همدیگه متحد کرده و حتی اونهایی که مثلا ممکنه یکی اشکال کنه بگه آقا همه تو ایران که شیعه نیستن حتی اونهایی که اهل تسنون هستن حتی مسیحیانش حتی زرتوشتیاش حتی کلیمیانش جالبه که نسبت به اهل بیت و نسبت به دین نسبت به اسلام یک اقبالی پیدا کرده بودن و اینا در شکیری ایران امروز ما سهیم بودن شما نگاه بکن کسی که به عنوان مثال سیاسی پول رو ساخته و بعد در نبرد با پرتغالی ها بوده که گرجی هم بوده الله بهدیخان اودلانیتزه این گرجی خب اصفش مسیحی بوده ولی آمده شیعه شده و آمده مسلمان شده شیعه شده و سرلشگر ستاد کل مثلا شاهده حباس صفوی بوده یعنی ما نگاه میکنیم وقتی میخواییم در باب دوگانه ملیت و مذهب صحبت کنیم این دوگانهی که یا شما باید ایرانی باشی یا باید مسلمان باشی یا باید مثلا دیندار باشی یا به عنوان مثال اینها تو تاریخ ایران به نظر من میشه گفت دوگانه های تسننویه و جالبه که نه الان حدود مثلا شهست یا هفتاد سال پیش شهید متحریم این مسئله رو مطرح کرده بود میگفت به عنوان مثال کسانی که وقتی دارن در باب و حوییت ایرانی صحبت میکنن ایرانیان رو میخواییم بر اساس ایده آریایی گرایی صورت بندی کنن اون موقع مثلا جمعیت ایران شاید سی میلیون بوده هزار سد و سی هزار سد و سی و پند میگه اگه بخواییم با اون اساس نگاه کنیم بسیاری از کسانی که امروز در ایران در ایران هزار سد و سی زندگی میکردن اینا رو ما باید ایرانی حساب نکنیم چون اینا آریایی نیستن نه مثلا چش آبی دارن نه سفید پوستن نه فلانن نه زبانشون مثلا زبان پهلوی یا زبانی که مثلا در روزگاران قرار با این ایده ما باید نصف ایرانی ها رو بریزیم بیرون اون چیزی که واقع بودگی تاریخی ایرانیانه اینه که اسلام و تشیع و دین و دیانت ملاتی بوده که از اص و اساس حوییت ملی ایرانیان رو شکل داد یعنی ملیت و مذهب دوگانه نبودن شما وقتی نگاه میکنید حتی میخوایید جشن نوروز رو برگزار بکنی مثلا میگه دعایی یا مقلب در یه طرف قرآن میذاری در یه طرف مثلا حافظ میذاری در یه طرف به عنوان مثال دیوانه نمیدونم خطایی میذاری فرام میشینی با همدیگه اینا رو میخونید اینا همه در یک رنگین کمانی که به نوعی میشه گفت حوییت جمعی مالشه من اگه بازخانی از شما داشته باشم پس اگه درست متوجه شده باشم شما اصلاح بفرمایید این ایده که دین آمل جدائیه و دین رو باید کنار گذاشت تا مقوم یک ملت چی جنسش اروپایی مهوری یعنی با اینکه اروپایی داریم نگاه میکنیم میگه درسته؟ خب خیلی خوب یه سوال دیگه آه دکتر میری یه خود روز بپرسم از آه دکتر میری یه بیانیه یه دیدم و یه چند تا از اساتید زحمت کشیده بودن امزا کرده بودن اقتصادان ها جمهوری اسلامی ها توصیه کرده بودن به تغییر پاراداین تغییر روش یه خود بحت زده میشه تعجب برنگیزه که عدبیات عدبیاتی اینه که انگار ما اشتباه گردیم تا حالا بر مثلا بر استقلال بر تمامیت عرضی و توانه دفاعیمون پا فشاری میکردیم و انگار ما آمل تحریک دشمن بودیم و این نبرد تحمیلی و ما آغاز کننده جنگ با رژیم سحیونیستی بودیم این اتفاق یه خورده اتفاق به نظر یعنی یه قراعتی داره در کشور پومپاج میشه که یه خورده خطرناکه این فضا یه خورده کجا خودشونشون میده یه زمانیم گفتن که دنیا دنیا گفتمان هاست نه موشک ها بعد الان میبینیم که به همین موشک ها پوز میدن ولی جنسی که میخوان بگیرن اینگار که ما شیطنت کردیم ما یه شباهی کردیم این مبنایی نظر از کجا میاد چجوری میشه که آدم ها به این جنس از تحلیل میرسن ببین اجازه بده من یه نکتهی رو اینجا بگم من فکر میکنم این دوازده روز جنگی که بر ما تحمیل شد فضای گفتمانی کشور رو بنیادن تغییر داد و اگر هر کدام از ما چه منی که اینجا نشستم چه شمایی که اونجا نشستید چه کسی که داره حکومت رو مدیریت میکنه چه کسانی که تو دانشگاه هستن ببینیم اگر ما به این توجه نکنیم دوباره بر میگردیم به قبل از 26 خورداد ما دیگه تو قبل از 26 خورداد نیستیم این ملت که تغییر دیگه کرد ببینیم ملت که تغییر کرده هیچی فضای گفتمانی کشور که تغییر کرده هیچی فضای جهانی هم بر علیه ما و حتی فضای جهانی در مورد ما تغییر کرده و ما توی فضای جدیدی هستیم و باید تمامی نیروهای خودمون رو به این سمت مرتوف کنیم که یک دوچار یک جنگ مخرب نشیم یعنی ما باید حواسمون باشه دوچار مذاکری 23 ساله نشیم یعنی ما باید یه فضبیم از مثلا 2003 یا 1823 بود شروع کردیم تا همین چند روز پیش که جنگ اتفاق افتاد بس معلوم مذاکری به مسابقی مذاکری جواب نداده ممکنه یکی مثلا بیاد انگولت کنه بگی که خب اقا حد دقلشی بود جنگ که قرار بود مثلا 20 ساله پیش شروع بشه 20 سال به تحویق افتاد قبول میگیم اقا اینم ولی مذاکری باید به یه جایی بدسه دیگه به نظر من اون چیزی که ما باید دنبالش باشیم و کل نیروهای کشور به معنای ملی به معنای واقعی که وطن پرست باشن و وطن رو مام مقدس خودشون بدونن بهش باید احتمام داشته باشن و احتمام داشته باشیم اینه که ما باید به سمت سلح مسلح بریم یعنی چی سلح مسلح؟ یعنی تا بون دندان باید مسلح باشیم اما مسلح یا تسلیح بودن یا اسلحه داشتن رو صرفا فقط ابزار نظامی نبینیم یعنی اقتصادمون باید مسلح بشه جامعه همون باید مسلح بشه آموزشمون، رسانه همون تمام عبارت این یه مفهومی داره امام موسى صد بهش میگه که مجتمع مقاوم ببینید جپه مقاومت مهور مقاومت ما نباید امروز بیگیم آقا مهور مقاومت سیزه بدی بود چرا اینجوری بود؟ اما از یه طرف هم باید بگیم کاستی هاش چی بود؟ که نتوانست اون مثلا میگم چشمندازی که ما داشتیم ما به اونجا نرسیدیم چرا اتوش هم یالان شما یه برنامه گذاشید در مورد جولانی چرا از تو مهور مقاومت به جای این که مثلا بشار اصد تبدیل بشه مثلا به سید حسن نصرالله بشار اصد رفت تبدیل شد مثلا جولانی خب این نشون میده که این مهور مقاومت ما یه جورایی نتونسته بودیم تبدیل به مچه