پانزده پانزده اسلام بلخص شیعه که ما امامت رو اکمال نابود میدونیم اینم یکی دیگر از محاسبات قلط دشمن برحان خانم آقایان سلام خوش آمدید افتخار دارم میزبانی کنم از دکتر سید جواده میری وزوه یتلمیه پجوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی آقای دکتر میری سلام سلام دارم خدمت شما اگه اجازه بدین از یه مفهومی شروع کنم برای گفتگوی که این مفهوم به طبع طور استفاده شده ولی یکی از کسانی که این مفهومو باز کرده به نظرم دکتر سید جواده میری بوده در اندیشه هاش در کتاب هاش و موالد شما یکی از مفاهیمی که استخدام میکنید مفهوم ایران فرهنگیه این مفهوم مفهوم پرتمتراغیه مفهوم پرسلابتیه میشه یه خورده اینو برای ما کالبوت شکافی کنین وقتی که میگیم ایران فرهنگی مراد چیه ما چه مرز جغرافیایی چه مرز فرهنگیی چه مفهومیو داریم مرد فهم قرار میدیم خیلی ممنون سؤال خوبی ببینید اگر بخواهم خیلی به صورت ساده و خلاصه بگم ایران فرهنگی یعنی فراسوی مرزهای ایران سیاسی امروز اگر ما به منطقهی که امروز بهش میگن قفقاز چه قفقاز شمالی چه قفقاز جنوبی چه از این سو در آسیای مرکزی و حتی در خود ترکیه تا نزدیکای بالکان نگاه بکنیم و از این سو به سمت شپقاره هند بریم تا حتی سیام که امروز بهش میگن تایلند و از این سو در اوراسیا این هر ریشه های ایران فرهنگی بر یعنی مرزهای ایران فرهنگی حالا این ایران فرهنگی یعنی چی؟ ایران فرهنگی یعنی معلفه هایی که حد دقل در چهار یا پنگ هزار سال تاریخ گذشته این منطقه مردمانی که در این منطقه زندگی میکردن از منظر دینی، مذهبی، زبانی، نجادی و آین ها، مناسق، شعائد با همدیگه اختلاط و میشه گفت درامیختگی و و پیونت های بنیادینی پیدا کرده بودن اگر مثلا میگم تقریبا حدود 1400-500 سال قبل که میشه گفت اسلام وارد این منطقه میشه نگاه کنیم دقیقا ما میبینیم که از یک سو منطقه آسیای مرکزی از یک سو شپقاره هند و از سوی دیگر آناتولی تا نزدیکی های بالکان اسلام زبانیختگی زمینه هایی رو فراهم میکنه که ایک سنتی شکل میگیره و جالبه که این سنت شاید توی 3 یا 4 حوضه مختلف خودشو نشون میده یکی در حوضه فلسفه است یکی در حوضه ارفانه یکی در حوضه عدبیاته یکی هم در حوضه فقه و مسائل دینیه مثلا شما نگاه میکنی یه فردی مثل قزالی امام محمد قزالی مثلا در توس نزدیک مشهد امروز کتابی مینویسه فرد دیگری در آن سوی مرزهای قربی جهان اسلام که امروز بهش میگن مراکش مغرب به نام ابن رشد کتابی رو که امام محمد قزالی نویشه در آن سوی خونده میشه و بعد پاسخ بهش داده میشه توها فتل فلسفه یا شما نگاه میکنی مثلا ما فردی داریم به نام فارابی که در داخل مرزهای سیاسی ایران امروز متولد نشده اما آمده به زبان عربی نشسته مثلا چگار کرده سیاست مدن اصلا حکومت مطلوب چیه شهر مطلوب چیه سازماندهی اجتماعی مطلوب چیه مدینه فازل چیه این رو نوشته نگاه میکنی در آن سوی مرزهای مثلا جهان اسلام مثلا در بالکان یا حتی در آلبانی امروز شما نگاه میکنی هستن کسانی که کتاب ایشون رو مورد مداقه قرار دادن فضایی در این جهان اسلام یا میشه گفت در این مدنیتی که در یک سوی آن مرزهای امپراتوری ایران بوده در پیش از وقوع اسلام یا پیش از ورود اسلام اما جالبه که با آمدن اسلام این مرزها و این تمدن و این میشه گفت پیونتهای تاریخی عباد جدیدی میگیده که این عباد جدید در حوضه فلسفه و ارفان و عدبیات و حتی سیاست مشترکات واحدی رو برای ملل شرق ایجاد میکنه مثلا ابن بطوته خیلی جالبه در قرن سیزده هم وقتی داره سفرنامه خودشو مینویسه در قرن سیزده هم میگه دربار چین یا دربار مغلان در چین مثلا بسیاری از کسانی که دارن میشه گفت دبیران حکومت هستن منشیان حکومت هستن اینا به زبان فارسی داشتن مثلا مینویشتن یا مثلا شما نگاه میکنید حتی امروز یه منطقه هست در چین بهش میگن سینکیانگ سینکیانگ یعنی منطقه جدید خود کسانی که اونجا زندگی میکنن به خود اون منطقه میگن اینا ترکان ایگور هستن جالبه که در پیش از آمدن اسلام دین ایگور ها یا دین حکومتی ایگور ها مثلا مانویت بوده و اینا پیروان مانویت بودن و زمانی هم که مثلا مسلمان میشن جالبه که نسیم اسلام از سمت مرزهای ایران به اون سمت میده من خودم اونجا سفر کرده بودم حدود دو سال و نیم در چین درس میدادم و سفر کرده بودم اونجا و گزارش این رو نوشته بودم در یکی از مجلات پجویشگاه علوم انسانی در یک منطقهی که نزدیک تورپان یا همون تورپان هستش یک ده کوچکی بود قصبه کوچکی بود به نام تویخکند و اونجا وقتی رفتم یک قاری بود بالای کوه رفتم اونجا یک زیارتگاهی بود کسانی که بومی اونجا بودن متقد بودن که این قار قار اصحاب کهفه و جالب هم بود یعنی فرمتش جور بود که آدم میتونست اون قار به اندازهی که مثلا نکه سرپا بایستی ولی مثلا خمیده اونجا باش وقتی خواستم روند کنم یه آقای اونجا بود آقای اونجا بود و بعد پرسید خب از کجا آمدی و این آب و خلاصه فهمید ما فارسی بلدیم به من گفتش که یه دقیقه صبح کنی یه کتابی را آورد داد به من کتاب را داد به من و پیچیده مثل چجور ما قرآن و مثلا کتاب مقدس داد خب اینجور بوس کرده اینجور داد به من اینو باس کن میتونی بخونی من باس کردم این گلستان سعدیه من نفرهای را از درش سالی که این کتاب چاب شده مثلا حدود اواخر قاجار میشه معلوم بوده که قبل از حالا ورود استعمار و یه حد درقدر دنیای جدید روابط بین این منطقه و ایران هنوز باز بوده بعد گو اینو بخون من اینو خوندم و گفت اینو میفهمیم گفتم خب به ترکی برایش ترجمه کردم گفت تفسیرش چیه گفتم تفسیرم مگه شما اینم تفکر باید شروع کرد خوندن و فلان و اینها و بعد تفسیرش کرد و به ترکی ایغوری خب این نشون میده که پیوندهای مشترکی بین مردمانی که ادقال امروز میشه گفت در جهان اسلام قرار گرفتن و جهان اسلام هم بخشیش میشه گفت ایرانیه که هم یک گذشته تاریخی یک تمدن تاریخی پیش از اسلام داشته و با آمدن اسلام عباد این ایرانیت و عباد این خوییت ایرانی تمدن ایرانی در داخل چطری که ما بهش میگیم چطر مدنیت اسلام امیختر و گسترده تر شده و تونسته با یک زبان جهان شمولتر هم با جهان اسلام و هم با جهان سخن بگیره ایرانیت و عباد این آقای دکتر میرید شما فرمودید که ایران و اسلام یک تعامل داره یعنی یک لحظه انتباق داره یک لحظه درهمامیختگی داره توی فضای مجازی و اتفاقات و تحولات حوضه آکادمی که این چند روز میبینین دیدم یه بحث نظری که خیلی قدیبیه مال امروز و دیروز هم نیست خیلی سال ها مترش شده دوباره استلاحا ترند شده دوباره بسامت پیدا کرده و در کنارش بپرسم شما بهتر از من میدونید لبه یه تیقه تیز ملیگرایی در نهایت رادیکالی اسمش فاشیسم اما میده ها و این خیلی خطرناکه این دوگانه اصالت داره یا نه و باید چی کار کنیم برای مدیریت این که منجر به یک فاشیسم نشید ببینید واقع امر اینه که ما اگر خوبیت تاریخی خودمون رو یا بگیم سیر تطورات تاریخی خودمون رو با لنز مقولات اروپا مهورانه یا همون بهش میگن یورو سنتریک با اون نگاه کنیم دائم دوچار تزاد میشیم چرا؟ مثلا میگم شما وقتی سیر تطورات این نگاه اروپا مهوری اگر توضیح بدیم از مخاطبان خورمشخی میگم مثلا شما وقتی سیر تطورات انسان اروپایی رو نگاه میکنی انسان اروپایی تا قرنهای تقریبا پونزده هم شونزده هم هیده هم میلادی داره با کلیسای کاتولیک درگیره و اونجا که میخواد ناسیون بشه ملت بشه و از مذهب جدا بشه و از مذهبش و از دین خودش جدا بشه و در تقابل با نهاد دین اون موقع میگه من خودمو شناختم و یه نیشن ناسیون یک ملتی رو شکل میده اما اگه با اون نگاه نگاه بخواییم بکنیم بیاییم سیر تطورات تاریخی خودمونو تفسیر بکنیم که من به این میگم سید تطورات تاریخی رو بر اساس نگاه های اروپا مدارانه یعنی مقولاتی رو از تاریخ تجربه تاریخی اروپا میگیریم و اونو میخواییم منطبقش بکنیم با وضع اینجا و اکنون خودمون اما اگه بیاییم تاریخ ایران رو و تاریخ جهان اسلام رو و اساسا تاریخ تطورات اندیشه و فکر رو اجتماع و جامعه ایرانی رو بر اساس اون وقایه که اتفاق افتاده تصور خیالی نداشته باشیم بیاییم بگیم آقا مثلا تو در سال 1501 1502 میلادی یا قرن نهوم هجری خودمون چی اتفاقی تو این مملکت افتاده این چیزی رو که ما امروز بهش میگیم مرزهای ایران البته گستره تر از اینم بوده مرزهای ایران زمانی شکل گرفته که کسی به نام شاه اسمایل صفوی که از خاندان صفویه بوده که خودشون آرف بودن صوفی بودن فقیه بودن شاره قرآن بودن اینها آمدن یک دولتی رو تشکیل دادن و اساس دولتشون رو دین و مذهب گذاشتن و گفتن آقا بر اساس این دین و مذهب ما این مملکت دوباره متحد میکنیم این تاریخ با اون تاریخی که میگه مذهب باید جدا بشه نهاد دین جدا بشه نهاد مذهب جدا بشه و اساسا ملیت و مذهب در تقابل هم باشن خب با تاریخ شکیری ایرانی که ما امروز بهش میگیم ایران اکنون و اینجایی که ما داریم در این زندگی میکنیم دوتا تاریخه این یعنی اینجا مذهب در جایگاه یک مقوم ملت اساسا مذهب ملاتی بوده که اقوام و توده های مختلف این فلاتی ایران رو که بخشش هم انوز بیرون ایران سیاسی امروز هستن اینا رو به همدیگه متحد کرده و حتی اونهایی که مثلا ممکنه یکی اشکال کنه بگیر آقا همه تو ایران که شیعه نیستن حتی اونهایی که اهل تسنون هستن حتی مسیحیانش حتی زرتوشتیاش حتی کلیمیانش جالبه که نسبت به اهل بیت و نسبت به دین نسبت به اسلام یک اقبالی پیدا کرده بودن و اینا در شکیری ایران امروز ما سهیم بودن شما نگاه بکن کسی که به عنوان مثال سیاس پل رو ساخته و بعد در نبرد با پرتغالی ها بوده که گرجی هم بوده الله ودیخان اودلانیتسه این گرجی خب اصفش مسیحی بوده ولی آمده شیعه شده و آمده مسلمان شده شیعه شده و سرلشگر ستاد کل مثلا شاهباس صفوی بوده یعنی ما نگاه نگاه میکنیم وقتی میخواییم در باب دوگانه ملیت و مذهب صحبت کنیم این دوگانهی که یا شما باید ایرانی باشی یا باید مسلمان باشی یا باید مثلا دیندار باشی یا به عنوان مثال اینها تو تاریخ ایران به نظر من میشه گفت دوگانه های تسنویه و جالبه که نه الان حدود مثلا شهست یا هفتاد سال پیش شهید متحری این مسئله رو مطرح کرده بود میگو به عنوان مثال کسانی که وقتی دارن در باب و حوییت ایرانی صحبت میکنن ایرانیان رو میخوان بر اساس ایده آریایی گرایی صورت بندی کنن اون موقع مثلا جمعیت ایران شاید 30 ملیون بوده 1130-1135 میگه اگه بخواییم با اون اساس نگاه کنیم بسیاری از کسانی که امروز در ایران 1130 زندگی میکردن اینا رو ما باید ایرانی حساب نکنیم چون اینا آریایی نیستن نه مثلا چشم آبی دارن نه سفید پوستن نه فلانن نه زبانشون مثلا زبان پهلوی یا زبانی که مثلا در روزگاران خب با این ایده ما باید نصف ایرانی ها رو بریزیم بیرون اون چیزی که واقع بودگی تاریخی ایرانیانه اینه که اسلام و تشیع و دین و دیانت ملاتی بوده که از اصو اساس حوییت ملی ایرانیان رو شکل داد یعنی ملیت و مذهب دوگانه نبودن شما وقتی نگاه میکنی حتی میخوایی جشن نوروز رو برگزار بکنی مثلا میگه دعایی یا مقلب در یه طرف قرآن میذاری در یه طرف مثلا حافظ میذاری در یه طرف به عنوان مثال دیوانه نمیدونم خطایی میذاری فلان میشینی با همدیگه اینا رو میخونی اینا همه در یک رنگین کمانی که به نوعی میشه گفت حوییت جمعی مالشون من اگه بازخانی از شما داشته باشم پس اگه درست متوجه شده باشم شما اصلاح بفرمایید این ایده که دین آمل جدائیه و دین رو باید کنار گذاشت تا مقوم یک ملت چه جنسش اروپایی مهوری یعنی با اینکه اروپایی داریم نگاه میکنیم میگه درسته؟ خب خیلی خوب یه سوال دیگه آه دکتر میری یه خود روز بپرسم از آه دکتر میری یه بیانیه یه دیدم و یه چند تا از اساتید زحمت کشیده بودن امزا کرده بودن اختصادان ها بله اختصادان جمهوری اسلامی ها توصیه کرده بودن به تغییر پارادانگ تغییر روش من اتناک کنایبا میکنم یه دفعه یه خود بحت زده میشید تعجب برنگیزه که عدبیات عدبیاتی اینه که انگار ما اشتباه گردیم تا حالا بر مثلا بر استقلال بر تمامیت عرضی و طوان دفاعیمون پافشاری میکردیم و انگار ما آمل تحریک دشمن بودیم و این نبرد تحمیلی و ما آغاز کننده جنگ با رژیم سهیونیستی بودیم این اتفاق یه خورده اتفاقه به نظر یعنی یه قراعتی داره در کشور پومپاج میشه که یه خورده خطرناکه گفتن که دنیا دنیا گفتمان هاست نه مشکا بعد الان میبینیم که به همین مشکا پوز میدن ولی جنسی که میخوان بگیرن انگار که ما شیطنت کردیم این مبنای این نظر از کجا میاد چجوری میشه که آدم ها به این جنس از تحلیل میرسن ببین اجازه بده من یه نکتهی رو اینجا بگم من فکر میکنم این دوازده روز جنگی که بر ما تحمیل شد فضای گفتمانی کشور رو بنیادن تغییر داد و اگر هر کدام از ما چه منی که اینجا نشستم چه شمایی که اونجا نشستی چه کسی که داره حکومت رو مدیریت میکنه چه کسانی که تو دانشباه هستن ببین اگر ما به این توجه نکنیم دوباره بر میگردیم به قبل از بیست و شیش خورداد ما دیگه تو قبل از بیست و شیش خورداد نیستیم این ملت که تغییر رو دیگه کرده ببین ملت که تغییر کرده هیچی فضای گفتمانی کشور که تغییر کرده هیچی فضای جهانی هم بر علیه ما و حتی فضای جهانی در مورد ما تغییر کرده و ما توی فضای جدیدی هستیم و باید تمامی نیروهای خودمون رو به این سمت معتوف کنیم که یک دوچار یک جنگ مخرب نشیم یعنی ما باید حواسمون باشه دوچار مزاکری بیست و سه ساله نشیم یعنی ما باید یک فضایی ما مثلا دو هزار و سه یا هزار و سه بود شروع کردیم تا همین چند روز پیش که جنگ اتفاق افتاد بس معلوم مزاکری به مسابق مزاکری جواب نداده ممکنه یکی مثلا بیاد انگولت کنه بگی که خب اقا حد دقلشی بود جنگ که قرار بود مثلا بیست سال پیش شروع بشه بیست سال به تحویق افتاد قبول میگه اقا اینم ولی مزاکری باید به یه جایی بدسه دیگه به نظر من اون چیزی که ما باید دنبالش باشیم و کل نیروهای کشور به معنای ملی به معنای واقعی که وطن پرست باشن و وطن رو مام مقدس خودشون بدونن بهش باید احتمام داشته باشن و احتمام داشته باشیم اینه که ما باید به سمت سلح مسلح بریم یعنی چی سلح مسلح یعنی تا بون دندان باید مسلح باشیم اما مسلح یا تسلیح بودن یا اسلحه داشتن رو صرفا فقط ابزار نظامی نبینیم یعنی اقتصادمون باید مسلح بشه جامعه همون باید مسلح بشه آموزشمون رسانه همون تمام عباد این یه مفهومی داره امام موسا صد بهش میگه که مجتمع مقاوم ببینید جبهه مقاومت مهور مقاومت ما نباید امروز بیگیم اگه مهور مقاومت اینجور بدی بود چرا اینجوری بود اما از یه طرف هم باید بگیم کاستی هاش چی بود که نتوانست مثلا میگم چشمندازی که ما داشتیم ما به اونجا نرسیدیم چرا اتوش هم یه برنامه گذاشید در مورد جولانی چرا از تو مهور مقاومت به جایی اینکه مثلا بشار اسد تبدیل بشه مثلا به سیدحسن نصرالله بشار اسد رفت تبدیل شد مثلا جولانی خب این نشون میده که این مهور مقاومت ما یه جورایی نتونسته بودیم تبدیل به مجتمع مقاوم بکنیم مجتمع مقاوم یعنی جامعه در کلیتش در همه ابعادش مثلا بحث هست میگیم جنگ ادراکی جنگ هیبریدی یعنی جنگ های امروز فقط جنگ های سلاح نیست شما در همه ابعاد باید مسلح بشید پس به نظر من کسانی که این نامر نوشتن و کسانی که اینگونه میخوان ورود کنن یعنی بگن دوباره حکومت تو چرا این کار نکردی اصلا الان وقت این حرفا نیست ما الان تو وضعیت سوهل نیستیم ما تو وضعیت آتشبسیم آتشبسی که یه طرفش دوتا کشور اطومی هستن که دنبال نابودی ایران هستن اصلا دیگه بحثش این نیست که آی خامنه ای اونجا نشسته یا مثلا میگم نادرشای افشار اونجا نشسته بحث از این حکومت مسئله ایران و ملت ایران و کیان ایرانه کسانی که میخوان واقعا ورود کنن تو حوضه امومی حرف بزنن اول باید نقطه عظیمتشون مشقص بشه ایهام و اینا نمیشه حرف زد یا بیاییم بگیم مثلا آی روزنامه کیهان تو چرا اینجوری حرف میزنی روزنامه اطلاعات تو چرا اصلا این بحث ها ممکنه تا قبل از جنگ 26 خورداد شاید باز جا داشت الان دیگه جا این حرف ها میزنی آقای شمسل باید این رو همین سندلی سه بار این جمله ها تکیت کردن که وقت جنگ شوخی نداری اصلا دیگه نیست ببین من دوازده روز جنگ رو با این که میتونستم برم مثلا در شمار مادرم و فلسطادم رفت ولی خودم این دوازده روز با زن و بچه اینجا بودن با پوست و گوشت و استخون تجربه کردن که آقا وقتی میاد دیگه شوخی نداره نگاه نمیکنه اینجا اصلا این حرف ها نیست بمبو میریزه میره و این تصورات که آقا اون نمیدونم اومده مثلا میگم فقط سپاهی ها رو میزنه این حرف ها رو باید ریخ دور یه خونه تکونی کرد و مساله ملی و منافع ملی رو از رهست نظام من آدم ساده که دارم تو خونه خونه خونه همه باید با پوست و گوشت و استخونمون درد کنیم و وقتی هم میخواییم الان حرف بزنیم میخواییم صحبتی بکنیم نکتهی بگیم معتوف منافع ملی و مساله ملی و این که چگونه ایران رو از این وضعیتی که بر ما تحمیل کردن اومدید ممکنم هست ما هم مشکلاتی داشتیم از این میشه اشکالاتی نداشتیم ما این که به این میگفتیم مرگ بریم به اون میگفتیم مرگ بریم اینا رو همه اینا رو ما میتونیم قبول نقضم به ما بکن اما الان ما چگونه میتوانیم از این وضعیت خطیر عبور کنیم این باید نقطه عظیمت ما باشه این تصور که آقا اونا فقط اومدن جمهوری اسلامی رو بزنن جمهوری اسلامی میکرد کجا اومده از بالا که نایمده جمهوری اسلامی از بطن همین جامعه اومده بده مال ماست خوبه مال ماست باید کاستی داره کاستی هاش رفت مال خود ماست باید بتونیم جامعه خودمون رو به دست خودمون اصلاح کنیم یکی از اشکالات اومده فکر میکنم در تیه این بیس سال اخیر شما نگاه بکن فضایی رسانهی ایران رو تقریبا یه هفته قبل از جنگ تحمیلی همش داشتیم به همدیگه میپریدیم این دوزیده اون گفت اون دوزیده این دوزیده خب ما خیلی حواسمون پرد شده بود اصلا تو فضایی دیگه بودیم و به نظر من یکی از برکاته با تمامی ناراحتی ها قم ها درت ها و شهادت بسیاری از عزیزان مردم فرمانده ها و نمیدونم مثلا دانشمنده ها این بود که آقا نقطه اطفی بشی که ما خودمون رو دوباره بازیابی بکنیم بگیم کجا هستیم اولا کجای تاریخ همون هستیم کجای جغرافی ها هستیم کجای فضایی بینون مللی هستیم ما اصلا کاملا خودمون رو فراموش کرده بودیم ما در آلمیتی زندگی میکنیم در این جهان معاصر که اگر اقتصادت قوی نباشه اگر سیاستت قوی نباشه اگر آموزش و پرورشت قوی نباشه اگر انصار فرهنگیت قوی نباشه و اگر با دنیا و تکنولوژی روز در ارتباط نباشی تو رو میگنن نابودت میکنن مقاوم یعنی این به نظرم بسیار عالی بسیار عالی گفته بود کردن با دکتر سجود میری اضوه حیات علمی پجوشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی خدا بهتون سلامتی بده اللهم است اللهم علام محمد و آل محمد و عجل فراجان صبح هم صدایی وطن پیمان زد بست امروز دوباره با شهیدان خدایی وطن وطن وطن ایران صدا ایران صدا همراه را دنیایی شد تا قرد و به اهل بی روشنگرمان اسلام ایران صدا حلی شسایه عشق بر سر ما پیامه بلایت در خط محمد و حلی روح خدا نور دلقو خامنه ای رهبر ما نور دلقو خامنه ای رهبر ما نور دلقو نور دلقو رایت نمی کنن اینا را نباید متهم کرد به بیدینی و زده انقلابی نه من قبلن هم گفتم یه وقتی توی سفری از سدرهای شهرستانی اصطانی که می رفتم در جمع علما گفتم این رو علمای اونجا جمع بودن گفتم چرا شما متهم میکنید گاهی بعضی رون این خانمی که حالا مثلا فسکونی یه مقداری مواش بیرونه یا به طبیر رایت بد هجاب که حالا باید گفت زعیف حول هجاب هجابش زعیف چرا متهم میکنید نه کسانی هستن بنده وارد این شهر شدم جمعیت آمدن استقبال شاید یک سبوم جمعیت اقلی اینجور خانم ها هستن عشق دارن میریزن این نمیشه گفت زده انقلابی این چطور زده انقلابیه که اینجور با شوق و با حرارت و با انگیزه میاد مثلا فسکونی تو پنون مراسم دینی و پنون مراسم انقلابی شرکت میکنه بینم بچه های خود مونن دختره های خود مونن من تو نماز عید فطر چند بار تا حالا در خطبه عید فطر این رو تکرار کردم که در مراسم مهرمزان در شبهای احیا اکسال این روشو برای من میارن اونجه ها رو نمیتونم تصویرشو برای من میارن با ریخت های مختلف قوار های مختلف زن ها عشق میریزن من حسرت میخورم به اونجور عشقی ریختن میگم اکاش منم میتونستم اینجور مثل این دختر مثل این زن جوان میتونستم عشقی ریزم این رو چطور میشه متهمش بله کار درستی نیست بدهجابی یا زعفه درست نیست اما این موجب نمیشه که ما اینا از حوضه دین و انقلاب و اینا خارج بکنیم خارج بدونیم چرا خب البته همه ما یه نقصایی داریم باید نقصا رو بردرب کنیم مرجی بتونیم بردرب کنیم بهتر این یه مسئله یه موضوع دیگه که راجعه به مسئله عجاب بود و یه مسئله که متعذبانه وقت نیست من در این زمین صحبت کنم خدمت جمهوری اسلامی به زنانه این نباید فراموش بشه ببینید در دوره پیش از انقلاب شما هیچ کدومتون به نظرم دوره پیش از انقلاب رو ندیدید ما خب نصف عمرمون رو تقریبا در دوره قبل از انقلاب گذروندیم در دوره پیش از انقلاب زنان فرزانه فهمیده دانشمند تحصیل کرده علی تحقیق و صاحب پجوهش در زمین های مختلف انگوش شمار بودن این همه استاد دانشگاه زن این همه پزشک متخصص و فوق تخصص زن این همه دانشمند محقق در بخشهای مختلف در بخشهای مختلف واقعا من چون این که میگم بخشهای مختلف جاییست که خودم دیدم رفتم بازدید کردم دانشهای پیش رفته فنوابری های پیش رفته زنان دانشمند