مجدت الاسلام حسن صادقی نسب پجوهشگر مرحوم اعتلازم قومی علیه رژیم پهلوی علیه اقدامات زده اسلامی رزاخان قیام می کنن اقدامات اون روزگار رزاخان یکی همین بوده که کشف هجاب بوده یکی همین بوده که جلسات حسینی رو و از سوگواری امام حسین رو ممنوع اعلان کرده و از طرفی هم حوضه های علمیه رو ارحیقت ایشان مورد تحاجم قرار داده حجت الاسلام محمد باسری پجوهشگر مردم به خاطر تبعیدی آیت الله الازمه حجاسد حسین مردم به خاطر تبعیدی آیت الله الازمه حجاسد حسین قمی و همچنین دستگیر کردن آیت الله آقای سید یونوس اردبیلی و تعدادی از آقایون مانند آزاده کفائی که اینها رو تبعید کرده بودن مردم اصلی ل مشهد تخصصون داشتن در سحنین خرم و مسجد گوهرشاد که مراجع ما رو برگردونید رزاخانم آیت الله قمی که به شاه عبدالعظیم میرود و وارد بر آیت الله لالزاریست ایشان رو واسطه میکند که از رزاخان وقت بگیرید که من او رو موئزه کنم برای کشف هجاب اجازه که نمیدونم امیده ایشان رو به عراق تبعید میکنه حجت الاسلام محمد رزایی پجوهشگر و از شاگردان مرحوم بحلول حاشق حسین قمی رضوان الله تعالی علیه از علما و مراجعه بودن که در کنار علمشون در کنار اجتهادشون در کنار مرجعیتشون مرد عمل بودن و مسلمان مبارزه رو آغاز میکردن بی خرمتی هایی که به جامعه اسلامی میشود به زنان میشود از کشف هجاب و غیره برملا میکردن و طبیعتاً علت عمدی دستگیریشون این بود که حاج آقای بحلول هم وقتی متوجه میشن میان که خودشون رو برسونن به تهران و غم و از ایشون استعلام بکنن که چه بکنیم اینها که در مسجد گوهرشاد مشرف که میشن شب جمعه هست میگن شب جمعه رو به سر ببرن زیارت رو بکنن و فردا حرکت کنن به سمت تهران از پنج شمبه در مسجد گوهرشاد ما رو گرفتن و خواستن به شهربانی ببرن و مظلوم مقابله کردن و در نتیجه به زد خوند مفصلی منتهی شد که به ایش اتباعات شهربانی بشدد مظلوم و کوبیده شد و اده زیادی هم از ارتشی ها اطراف حرم و سهنه ها رو گرفته بودن بجتر اسلام حسن صادقی نسب تا این که خبر میرسه به رزاخان که جمعیت به انوان اعتراض علیه اقدامات شما در مسجد گوهرشاد متحسن شدن رزاخانم به محض اطلاع از این مطلب تلگراف میزنه به مشهد به مصندار مشهد که مسجد چیست بحلول کیست آتش از این مطلب که هر کس تعیین بکنه و چند نفر فرار کردیم یک روزم بعد از واقعه رفتم مسجد که البته خیلی آزاد نبود در همین دالانی که از کنار شبستان آقای نهاوندی میامد تو فلکه دیدم به سخف قطرات و خون هست در این رخیه شدایی کردم که هر کس به هر طور میتانه خود به نجات بده و خود انداختم به یک کوشه و در اون کوشه در یک خانه نواز شد یک زنی بیرون آمد و مار دید و شناخت و پناه داد و گریه سیشاباد به که ها دید جزمشد شده به من ایشان داد و گفت این گریه سیشاباد همه دوستای تنبال و اونجا از تو حمایت میکنن علا رقم تمام تلاش رزاخان کشف هجاب اجباری عمر چندانی نداره توتهی که در زمان محمد رزا هم به شیوهی دیگر اجرایی میشه موسیقی اینجا قمست راژیو معارف موسیقی جلبه ای از جامعه دینی موسیقی راژیو معارف صداق فضیلت و فطرت موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی جزدامن این خاک ممکن نیست جایی مجاله پر زدن باشه موسیقی موسیقی موسیقی تو این دنیا بجز این خاک موسیقی موسیقی جا نمیتونه وطن باشه موسیقی این پرچم سرخ و سفید و سبس موسیقی امروز تو دنیا سر افرازه موسیقی امروز توی باد میرخصه موسیقی امروز توی باد میرخصه موسیقی موسیقی موسیقی از جان و از دل دوستت دارم موسیقی آس منغوزی براجمه موسیقی ایران من ایران من ایران باید مبارک باشه باقی که پرلاله از خون شهیده آشه باید مقدس باشه خاکی که هر جا و هر گوشش حرم باشه ایران ما از پا نمی افته خون شهیده آمون گواه ماست از هیچ فدایی نمی ترسیم وقتی خدا پشت و پناه ماست ای خاک من ای مرز پرگوهان ای جاقدان ای وطن میران از جان و از دل دوستت دارم ایران من ایران من ایران موسیقی جز دامن این خاک ممکنیه موسیقی موسیقی جایی مجاله پر زدن باشه واسم تو این دنیا به جز این خاک هیچ جان میتونه وطن باشه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی در یافت پانزده شابه که ای رادیویی با کیفیت بالا دسترسی به آرشیب برنامه های پخش شده دسترسی به محتوی صوتی درخواستی متنبه و جزا قابلیت زخیره صدا و کار در حالت آفلاین ویجه سفر در یافت اپلیکیشن رادیو از ایران صدا ایران صدا ایران صدا مراخ رادیویی شما موسیقی موسیقی جسمتان گرچه در بند زنجیر جان دشمن نسیر شما بود در شب قربت سرد زندان یارتان ذکر و یاد خدا بود دو هفت پنجانون در منطقه قصر شیرین به اصارت نیروهای برسی دارم هیچی ایک از موارد قانونی که برای اصرا ورز شده در مورد اصرای ایران با چوبای جبه مهمات می زدن نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود که بخوان بچه ها رفت خیلی غصم شد نه از شهادت شهادت واقعیت برای خودم امامون لذه افتخار بود اصلا از شهادت باکی نداشت از مظلومیت بچه ها حکایت آزادکی آقبت همه ظلمت سر آمد یوسف از غیر زندان بر آمد یوسف از غیر زندان بر آمد روزه روزه دیدار یه خوب جان شد یوسف از جمعه آزادگان شد یوسف از جمعه آزادگان شد بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان عزیز سلام وقتتون به خیل و خوشی با برنامه حکایت آزادگی و بازخانی زندگی یکی دیگه از آزادگان اززتمند کشور عزیزمون دقایقی در خدمت شما هستیم مهمان امشب ما آزادهی هستن که قرار در این برنامه بیشتر با هاشون آشنا بشیم و دقایقی از عمرمون رو به شنیدن خاطرات این عزیز بزرگوار اختصاص بدیم جناب آقای سید علی اجاقی رزمندهی هستن که در اوایل اسفند به اصارت نیروی بحث اراق در اومدن امشب قراره که پای سخنان این یادگار دفاع مقدس بشینیم و از کلام ایشون بحرمند بشین لطفاً با ما همراه باشید تا با این آزاده پر افتخار بیشتر آشنا بشیم سید علی اجاقی از آزاده گانی هستم که در تاریخ 62 در عملیات بزرگوش گوهنند خیبر به اصارت نیروی دشمند در اومدن و ابتداان ارزخورم که عملیات در تاریخ 412 62 در منطقه هورول هاویز قسمت در منطقه هورول هاویز شروع شد قبلن چنین عملیاتی با این منطقه عملیاتی نداشتیم به همین دلیل نیروهای رزمنده ما تجربه این نوع عملیات رو هنوز کس نکرده بودن و طبیعتاً مشکلات خاصی برای خودش داشت به خصوص در این حبور به سمت دشمن و رسیدن به ختم قدم مسائل جدید وجود داشتیم که به عنوان مثال حرکت با قایق در دل شب در بین هوره بسیار عظیم هویزه و نیزارهای انبوه اون که پیدا کردن را به حفظ تعادل قایق ها با اون حالت عملیاتی خواهد بسیار مشکلی بود و در بین را مشاهده قرار شدن اتدادی از قایق ها و بشه ها در دستیدن عزیزانمون در همون لحظات اولیه قبل از شروع عملیات بودیم شاید از این که قبلن در عملیات های دیگه به این شکل وجود نداشت و با توجهت و طولانی بودن را حدود 45 الا 55 کلومتر در درون هور حرکت طبیعتاً بسیار خستقننده و سنگین بود موسیقی در عصق روز چهارمه اسفنباه سال شهست و دو بنده به اتفاق تعداد یک عزیزان در حالی که مجروح بودن و سلاح و مهماتشون هم تمام شده بود به دستور فهمنده هایی که در منطقه بودن و اصاس مسلحت و سلاحدی دونها عزیزان ما ناچار به فضیرفتن یک راهی شدن که طبیعتا راقبش نبودن اصطادات چیزی نیست که هیچ انسانی نسبت به او راقب باشه شهاده اصفه مجروح شدن و شرکت در جبه و جامبازی بسیار چیز مطلوبی برای عزیزان ما هست ولی اصطادات با توجه به این که انسان رو در محدودیتهای عجیبی قرار میده تصوریه که انسان به هیچ بجه تمایل نداره که اون روح آزادی و آزادگی در چنگار دشمندر بیاد ولی علا رقم این میل باطنی با توجه به این که ادامه اون فعالیت حالت خودکشی داشت طبیعتا از جمعه شرعی و سایر مسائل داره اشکالاتی میشد یعنی انسانی میشدیم که در مقابل فشارها و سختیها مثل این باشه که انسان خودش رو بکشه به خاطر این که راحت بشه از اون مشکلات خب ایمان عزیزان ما نه از این میشد که این حالت رو ایجاد بکنم در این برنامه هم نشین آزادگان عزیزی میشیم که سالهایی از عمر گرانبه های خودشون رو در اصارت گذروندن و با وجود تمام سختی ها و شکنجه ها از مسیر حق و حقیقت خارج نشدن و اعتقاد و ایمان خودشون رو در هیچ شرایطی از دست ندادن قیور مردانی که نام و یادشون تا عبد در تاریخ این مرزوبوم میدرخشه خب جنوب آقای سید علیه اجاقی شما برای ما و شنوانده های حکایت آزادگی فرمودین که قبل از اصارت شاهد قرق شدن و به شهادت رسیدن دوستان عزیزتون بودید و بعد به اصارت در اومدین مسلمان این وسیعت خیلی شرایط سختیه لطفاً از حس و حال دوران آزادگی و اردوگاه ها و بازجویهاتون بیشتر برامون بگید دوران اصارت دوران دوران جدیدی بود که تابه های چشمه دیده بودیم و لمس نگرده بودیم و فقط شنیده بودیم قریبتر اصلا لحظات اولیه اصارت در دوران جو آهه دفلان امام حسین یاد آوری میشد و به تمام وجودمون اصارت احل بکش رو لمس کردیم زمانی که با کامین های نظامی بدن های مجروح و خسته یاددان رو در حال اگه دستاشون بسته بود و گاهن چشماشون رو هم بسته بودن به پشت خط مقدم انتقال میدادن دشمن در پشت خط هلهله و شاده میکرد اما سحنه هایی رو بیاد میابرد که از حرکت کاروان و سراغ به سمت کوفه و شام شاهدش بودیم و واقعا اون درد ها و رنج های حضرت زینب گورا و امام سجاد و احل بک برامون زنده شد ملموس و این زمنی که درد ناش بود در این حال بسیار جالب و امیق بود برای همه امام موسیقی موسیقی موسیقی همراهان عزیز دوستی تعریف میکرد قبل از این که به جبه اعظام بشه تا آتر کار میکردم یک روز وقتی اراقی ها تصمیم گرفتن ما رو شکنج کنن وقتی نوبت من شد با صدا زدن نام اهل بیت علیه مستلام سعی میکردم که درد رو تحمل پذیر کنم در همین زمان به خودم گفتم ببینم چند زربر رو میتونی تحمل کنی و شروع به شموردن زربات کابل کردم به هفته و هجده که رسیدم متوجه شدم کابل در هر بار بالا و پایین رفتن نور خرشید رو به چند قسمت تقسیم میکنه باز با خودم گفتم چه زیباست و سحنه خوبیه برای ساختن یه فیلم تو همین فکرها بودم که از حوش رفتم بعد از شکنجه ما رو به اردوگاه ده رمادی منتقل کردن برای رفتم به اردوگاه از سامی رو تک تک میخوندن تا از تونل مرگ عبور کنیم چون میدونستم که اسمم قبل از اسم کدوم یکی از بچه هاست پیش از این که اسم نفر قبلی رو بخونن من سریع پشت سرش حرکت کردم و از تونل رد شدم وقتی به انتهای تونل رسیدم افسر اراقی اسم منو خوند گفتم بله با تحجب به من نگاه کرد و گفت اینجا چی کار میکنی و دوباره منو به اول تونل برگردوندن و از بین زربات عبورم دادن آزادگان هیچ وقت متعلق به یه مقته از تاریخ نیستن بلکه همواره مثل روحی در همه ارکان این کشور و ملت جاری شدن چرا که پیام و سیره ی اونها فریاد سربلندی و شکوهمندی ملت ایران اسلامیه که برای همیشه مندگاره و در هر زمان و میدانی از اون بهره ببریم آزادگان در طول جنگ تحمیلی اراق بر ایران پیاماوران انقلاب بودن و قریبانه و مظلومانه در میان کینتوزی دشمنان و تلخکامی دوران اصارت صدای آزادی و استقلال وطن رو سردادن و در راه استقرار و دوام نظام جمهوری اسلامی ایران تا پای جان ایستادن آقای اجاقی بسیجی عزیزی هستن که مهمان برنامه ای امشب ما شدن و داریم از صحبت هاشون بهر من میشیم اما در این بخش ازشون میخوایم که از اتفاقات و سختی های اردوگاه جدیدشون برامون بگن جدید از دشمن در ادوگاه جدید شدن که در اینجا مهم نیست اینجا بود که خبر و استقامت و اوشیاری قرار داریم ما در زیر بازوی ها و شکنجه ها و خرید دادن دشمن در پاس و خوی به سوالات که در اینجا مهم نیست از این بازویه ها بسیار گیج می کردند و او را از رسیدن به اطلاعات که ممکن بود در دمیل های نظامی به دردش بخوره کاملا دور می کردند. و بعد اقتدار و پشتیبانی ملت منستد به جنگ وقتی که دو بشمند سآل می کرد فاصل خدزان ما به قدری برای اونها دردابر و سنگیل بود که معمولا این طور بود که سآلشونو می کردند وقتی که حقیقت را جواب می دادیم و می گفتیم که ملت به شدت پشتیبان جنگ هستند و پشت سر ما هم دارند میان بلا فصل شروع به ضربشت می کردند. وقتی به شدیم می گفتیم که خب اگه می خواهید ما حقیقت را نگیم حقیقت را نگیم می گفتند نه شما اونی که هست و باید بگید. و بعد این حالت هایی بود که ما اگه حقیقت را می گفتیم استیار هم سودمند بود مثالی پشتیبانی ملت از جنگ باعث زرخ روی دشمند می شد. و اینطور در زمین های نظامی مسئله ذریف و اساسی بود که الحمدلله بدونیم که عزیزان ما آموزش چندانی در این زمین ها دیده باشند به طور مددازهایی با حدایت الهی جوابهای مناسب رو می دادن که دشمند از اونها بهره نمی داد. وقتی که این مسئله پرفراد و نشیب رو طی کردیم و با اردوگاه تسیدیم بعد از این خستگیه هایی سنگین و ضخهایی برپیکر در اردوگاه وضعیت جدیدی بود که فریاد تفابرش نمی کردیم که انسان ها اینقدر ممکنه که از خوی انسانی به دور بشن و نصد به انسان دیگهی تا این حد با خوی درندگی و زبانه برخورد بکنن واقعا چیزهایی که امسا در اردوگاه میدید از اون ابتدای برودمون به اردوگاه مساعدی بود که به هیچ وقت نمیشه اونها رو به زبان ها برد و بیان کرد که چه حالتهایی وجود داشته طبیعتا از سکنجه ها و زرخ ها و فشار ها و نادیان نادیه های دشمن زیاد گفته شده و همون زرخ ها و سکنجه هایی که بر اهل بیت رفت نمونه بارز همین حالت ها بود و اون کسانی که بر سر اهل بیت همون بلاها رو آوردن اتفاقا توی این جریان کاملا همون روش ها رو به کار میبوردن و حتی با هم اشاره هم میکردن که ما همون کسانی هستیم که بر سر امام حسیب اون رو آوردیم و با شما همون رو میکنیم که کردیم پا اهل بیت برنامه هکایت آزادگی رو از رادیو معارف میشنوید و این برنامه میزبان آزاده عزیز و وسیجی رزمندهیه که سالهای بسیاری از عمرش رو در اردوگاه های اراقی گذرنده جناب آقای سید علی اجاقی و ادامه خاطرات و هکایت آزادگیشون چیزی که برای عزیزان ما در اونجا مهم بود و برای دشمن هم حساسیت داشت این بود که علاوه بر مسئله یکشارهای جسمی از ما اعتقادات و ایمان رو بگیرن یعنی اون اعتقاداتی که با هاش با اون شدت در جبهه ها عزیزان حاضر میشدن و از اسلام دفاع میکردن برای دشمن دردابر بود و دلیل میخواست که یک ذره ما رو بشکرده یک ذره اون ایمان رو سلب بکنه که بگه نیروهای اسلام و یاران ایمان نیروهای ضعیفی هستن اینا کسانی هنگه ایمادهایی که بهشون فشار میاد میشکنن سعی میکردن که با فشار هرچی بیشتر در اون ابتدای کار لاقل از زبان ما یک چیزی بگیرن و ازشون برداری کنن و بخش کنن که بله ما نسبت به مثله کشور خودمون چیز رو گفته باشیم دستوره دیده که روح بلند و آزادیبگی حقیقی این عزیزان مانع از این میشود که به این خواست دشمن با همه فشارهایی که میابرد تمکین کنن و سماسه ها از همین جاها شروع میشود یعنی اگر با گفتن یک کلمه دشمن ذرش گنجال کمتر میکرد یک کلمه رو هم بشینی کنید و بخش کنید در بیشتر موارد عزیزان ما داقش به دل دشمن میگذشتن و اون طوری که اون میخواست چیز رو اونوان نمیکردن البته در اینکه کرایتی خب لازم بود بخاطر حفظ مساید شرعی و جمعه های لازم وجودی این که تغییر رو انسان رایت بکنه در حالی که در جنگال دشمن هست در حدی که اجازه داره طوری با دشمن برخورد کنه که از از اون حالت باز خودکشی بیرون بیاد چون انسان مخیط اون حالت دشوار جسمی روی قرار میگیره هر لحظه دست داره که جانش فدا بشه و به درجه شهادت برسه و راحت بشه دستان عزیز شنوانه دستان عزیز شنوانه دستان عزیز شنوانه دستان عزیز شنوانه اینجا با ادامه میازی