از سرسینه در این برد مأذار بعد سرسونه نفر که سونه کسی توسید در سفر شهر بوبلایم از دم پیده از سرسینه در این برد مأذار خدا سر شورمه با کشت حسین در سفر شهر بوبلایم از دم پیده از شنگه آمده به سر این کشتنگ شهر شهر دیه زینه به زارو هزیه زینه به زارو هزیه اما الحمدلله شکر خدا خدا چار چیزی ما داده یکی قرآن یکی نوع یکی واحد یکی تعلیفات پیغمبر آل پیغمبر اگه چشم ندارو ما اما دیگه اینا داده تا اما دیگه اینا داده تا بدل من زد شرح نام حسین بر دل من زد شرح نام حسین گویم از آغازو گویم از آغازو انجام حسین گویم از جسمه مشمیان آفتا گویم از جسمه مشمیان آفتا تا دل اهل جهان تا دل اهل جهان گردد که باید قرآن میخوندن خواری قرآن بودن خب نابینا هم شده بودن من سآل گرفتم خودم از ایشون که شما قرآن رو قبل از نابینا شدن حفظ کردید یا بعد از نابینا شدن ایشون فرمودن که نه بعد از نابینا شدن و دخترم قاری قرآن هست دختر بزرگ ایشون که در خید حیاتن خدا ایشالله حفظ کنه ایشون رو ایشون آمدن و قراعت قرآن برای محروم حسین علی انجام دادن و تلاش کردن کنار ایشون محروم حسین علی هم حفظ شده بود و اگر اشتباه نکنم چیزی که به من گفت شمزه جز قرآن رو حفظ داشت یکی از نکتای برجسته زندگیشنی بود که بعد از نابینا شدن پرداخته بود به حفظ قرآن با کمکی که دخترش به شهر رو بود قرآن چی برد قرآن اینیستی بولیسی برد نوه تجمعنگ به سالا و شهیدانا نوه تجمعنگ به سالا و شهیدانا نوه تجمعنگ به سالا و شهیدانا نوه تجمعنگ رو بر روی نصفه کم لعینانا نوه تجمعنگ با کمکی که شهیدانا نوه تجمعنگ با کمکی که شهیدانا نوه تجمعنگ با کمکی که شهیدانا نوه تجمعنگ با کمکی که شهیدانا موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی برنامه برکرانه فرات هست و استفاده می کنیم از بیان عرضیشمند حضرت آیت الله جوادی آمدی در این برنامه که از ادالت اجتماعی در پرتوی نهزت حسینی برای ما خواهند گفت حالا دعوت می کنم حکایت آزادگی رو بشنوید قربت سرد زندان یار تانزک رو یاد خدا بود دو هفت پندرانون در منطقه قصر شیبی به اصارت نیروهای برسی دارم هیچی ایک از موارد قالوی که برای اصرار ورست شده در مورد اصرار ایران با چوبه های جبه مهمات می زدن نه پتو خاصی بود نه آب خاصی بود که بخوان بچه ها رفت خیلی غصم شد نه از شهادت شهادت واقعیت برای خودم امامون لذه افتخار بود اصلا نه از شهادت باید که نداشتیم از مظلومیت بچه ها حکایت آزادگی بسم الله الرحمن الرحیم شنوندگان عزیز سلام وقتتون به خیر با برنامه یه حکایت آزادگی و بازخانی زندگی یکی از آزادگان اززتمند کشور عزیزمون در خدمت شما همراهان گرامی هستیم مهمان امشب ما آزاده ای هستند که در برنامه های قبلی بخشی از حکایت آزادگی ایشون و دوستانشون رو شنیدیم و قراره که در برنامه یه امشب بیشتر با هاشون آشنا بشیم و دقایقی از عمرمون رو از شنیدن خاطرات ایشون بهرمند بشیم همونطور که شما عزیزان شنونده میدونید ما در برنامه یه حکایت آزادگی هم نشین آزادگان سرفرازی میشیم که سالهایی از عمر گرانبه های خودشون رو در اصارت گذروندن و با وجود تمام سختی ها و شکنجه ها از مسیر حق و حقیقت بر نگشتن و اعتقاد و ایمان خودشون رو از دست ندادن جنب آقایی سید علی اجاقی رزمنده ای هستند که در اوایل اسفنده 1362 به اصارت نیروی بعث اراق در اومدن آقای اجاقی اصارت و سختی ها و شکنجه های اردوگاه باز شما رو یاد چه کسی منداخت و چطوری اون روزها و شبهای سخت رو تحمل میکردین میشه از حس و حال دوران آزادگی و اردوگاه ها و بازجویه هاتون برامون صحبت کنید؟ یادم از اردوگاه یک حالت رو با فشار روانی داشت و بچه ها کمتر برام دیگه صحبت میکردن چون حالت روانی خاصی با وجود امده و حاج آقا در یک کناری بر خودشون یه قدم میدن اگه منشستن یک حالت مذکومیت و قربت خاص رو من در وجود ایشون دیدم که اون روزها هیچ وقت رو مشن نمیشه و هر لحظه با اون رویه خاصی که پیشون داشتن من به یاد مذکومیت ایمیت ها علیه ملتسلام و دندانی های امام مصدر نجه افر میفتدم که واقعا در اونجا لمسه نشت میکردیم نشت نیده بودیم که در درمان ما چه حالتی باشه واقعا دندگی امیت ها رو در رابطه با مسائل سختی های زندانشون با اون روح بوداری که حاج آقا داشتن ما سیحت زیادی به چشمی من مشاهده میتردیم اما تو که ما قبلن شنیده بودیم که حضرت ما مصدر جعفر در زندان با همه اون قربتی که داشتن یکی از مسائلی که دشمن ایجاد میکرد شگنجه ای که میخواست که شن رو بکنه این بود که فردی رو که نابا بود در درون سلول با اون حضرت قرار میتاد تا اینکه روح بزرگ اون حضرت رو آذرده کنه ولی برات مدتی نیده دنگ اون فرد پشت سر حضرت مشخول به نمازه و به سجد دفت داده در ارتوگاه هم حاج آقا رو در این حالت دیدیم اونها تایی میگردن که با کارهایی روی حاج آقا رو آذرده کنند در این جا اما مشاهده کردیم که بعد مدتی همون احسال بسیار خشن اعراقی که واقعا چهرش شبیه انسان نبوده تا دیدیم که به مرور زمان چنان در مقابل اخلاق بزرگ بارانه ی حاج آقا ضعیف و ضعیف شد و چنان خودش رو باخت که در نهایت حتی اگر اون موقعیت نظامش اجازه میداد و مانعش نبود خند میشده دسته که حاج آقا رو هم میبسید تو واقعا به اینه ما دیدیم که او شکست در مقابل عظمت روحی این بزرگ بار و باز دستی بوده و دست های بزرگ دوران اصطلاحات که به دشمن ثابت کرد که فرقندان اسلام و اولیاء خداوند با تقییدت الهی چه نفس برطر و روییات عظیمی دارن که حتی در دل دشمن و در چنگال دشمن هم دشمن برداشتید به زنون در میارن شهید یعنی انسانی که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که سرمایه اصلی هر روحی اصلاحاتی که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه و جان خودش رو که در راه آرمانهای معنوی کشته میشه خدا حفظ کنه آزادگان ما رو و خداوند ما رو در راه شهده قرار بده و انشالله ادامه دهنده راهشون باشیم ادامه خواهد داشت برنامه های این نوبت پخش را دیمارف از اول این نوبت پخش احادیسی رو از آقا امام علی علیه السلام تقریم شما بزرگ و آران کردم و حالا با خودم گفتم چقدر خوبه درباره سلی رحم احادیسی از آقا امام علی رو با هم مرور کنیم اتفاقی که میتونه در طول هفته رقم بخوره حالا بعضی ها فقط آخر هفته فرصت دارن که سر بزنن به پدر و مادر و اطرافیان و بستگانشون بعضی ها ممکنه در طول هفته هم بتونن این کار رو انجام بدن البته که آقا امام علی علیه السلام فرمودن روابط خیشاوندی رو تازه کنید اگرچه با یک سلام باشد یعنی ما میتونیم تلفون بزنیم سلام و احوال پرسی کنیم شاید بتونیم الان به امومون یه زنگ بزنیم که مدت ها ازش خبر نداریم ویا به هر کدوم از بستگانمون از آقا امام علی براتون بگم ایشون میفرمایند که سلی رحم خوی و منش انسانهای کریم و بزرگوار است سلی رحم موجب محبوبیت نزد دیگران و خاری دشمنان میشود و چی میخواد آدم جز اینها که انقدر ساده به دست میاد سلی رحم و دادن صدقه گناهانتان رو پاک کنید و به سوی خداوند منان تقرب جوید شمایی که الان دارید صدای من رو میشنوید شما شنونده ازیز رادیو معارف شما بزرگوار ازتون خواهش میکنم که اگر امکان داره الان یه حال و احوالی از بستگان خودتون بپرسید چه بسا با همین تلفون زدن شما با این سرزدن شما دلی شاد بشه شاد یه گرفتاری شاد دنبال یکی باشه که فقط باش صحبت کنه و شما بتونید هم صحبت خوبی باشید براشون سلی رحم حساب روز قیامت رو آسان میکنند و انسان رو از مرگهای بد محفوظ میدارد از گفته های آقا امام علی علیه السلام درباره سلی رحم و این حدایی که خداوند پاس این کار به ما خواهد داد قبیه ترین گناهان قطع رحم و آقا والدین است از این بره قضیه هم هست اگر قطع رحم کنیم و آقا والدین برامون در واقع شکل بگیده از قبیه ترین گناهان هستن که الهی هیشگست و شارش نشه الهی که دعای پدر و مادراتون پشت سرتون باشه خدا پدر و مادرامون رو حفظ کنه و رحمت کنه خداوند پدرها و مادرهایی که حالا در بین ما نیستند و محبت و احساسی دارید