موسیقی موسیقی موسیقی یکی این که انسان روشد کند و به جایی برسد که جز اولیاء خدا بشود اگر کسی در سیر و سلوک الالله که دارد به جایی رسید که جز اولیاء خدا شد اون آیه شریفه ی علا انعام اولیاء الله لا خوفن علیهم ولا هم یحزنون که در سوره مبارک ایون و سحف شاملش می شود و علامه تبا تبایی علیه رحمه در بعض رساله هاشون فرموده اند این اشخاص دیگه هیچ پرسی ندارند در آی خاطره این که کسانی که اولیاء الله شدند احددار کار آنها خدا هست دستگیر اونها در تمام لحظه ها و شعون زندگی خدا هست دیگه کسی که به آنجا رسید که خدای مهربان احددار همه کاریه اون دیگه مطمئن است اون دیگه از همیشه نفس مطمئنه دارد و میداند که انایت خدا نمی گذارد منهرفت بشه ولکن انسانهای پاک خوب معمولی که بهشون میگیم مؤمن که رسول خدا فرموده است آدم مؤمن این اضطراب را دارد تا هنگامی که ملک الموت را بیبینه تا هنگامی که حالت قبض روح براش پیش بیاد اون وقت دیگه وقت همه چیز را دید متوجه شد که حالت منتقل بشه از این آلم به آلم دیگر ملائکه باش خوشبینند رسول خدا و حضرت امیر روی خوش دارند بهش نشانده دشارت دارند بهش میدند جناب ازرائیل با روی خوش آمده دارد قبض روحش دیگه مطمئن میشه حتی جای خودش هم در بهشت برزخی میبینه اینه که برای انسانهای معمولی این ترس همیشه هست و باید باشه و اگر انسان بخواهد بداند که چه کار اگر بکند امید بیشتر هست که حسن خاتمه داشته باشه و چه راهی هست که ممکنه انسان را بیشتر گرفتار سوء خاتمه بکند در قرآن مجید در روایات اهل وید علیه مسلم نشانه های هر نوع ذکر شده در سوره مبارکه روم آیه شریفه ۱۰ میفرماید سمکانه آقبت الازین اصا اصوآ انکذبو به آیات الله و کانو دها یستهزئون این آیه شریفه دو جور معنا شده یک جورش با بحث ما همراه است و اون معنا شده با بحث ما همراه است و اون معنا اینه که کسانی که گناه میکنند هی گناه میکنند امروز این گناه فردا اون گناه پس فردا گناه دیگر پشت سرهم گناه میکنند و بنایی اینکه توبه بکنه و پشیمان بشه و برگرده نداره گناه میکنه اصا اصوآ سر انجامشون به کجا میرسه آیه دهرون میفرماید سرکارشون به یک جایی میرسه که یه مرتبه میگه قرآن دروغ است این حرف ها دروغ است انکذبو به آیات الله این نتیجه اینه که یه روز نگاه نامهرم کرده یه روز رباه خورده یه روز رشته گرفته یه روز شهادت باطل داده یه روز غیبت کرده یه روز دروغ بفته هم گناهی که پیش آمده کرده سنکان آقوط الازین اصا اصوآ انکذبو به آیات الله و کانو بهای استهزئو سر انجام به جایی میرسه که استهزا ان بکنه خدای نخاص به مسخه اینه اینه که انسان باید ملازم باشه گناه نکنه در قرآن نجید سه مورد هست که تقریبا مضمون اینه که وَالْآَقِبَةُ لِلْمُتَّقِينِ و یک مورد هم می فرماد وَالْآَقِبَةُ لِلْتَقْوَى سر انجام برای مردم متقین نیکه هست برای تقوی سر انجام خوب هست سر انجام خوب یک وقت برای فرد فرد حساب میکنیم یک وقت برای جامعه انسان این دو سر انجام هست سر انجام انسان های صالح و با تقوی سعادت هست و آسایش و عظمت و پیروزی یه همونه که انشاءالله در دوران امام اسره علیه السلام حتما پیش میاد در مختعه های مختلف هم مردمی که با خدا باشن با تقوی باشن وعده پیروزی دارن ولی یه حساب حساب سرده یعنی تک تک ما تک تک ما حسن خاتممون وابسته به چه هست اونم وابسته به تقوی اون وقتی که انسان در بسترنخواد جان بده ببینه که آبرومند هست این به اینه که تقوی داشته باشه گناه نکنه پس گناه راه خطر و اما اواملی که نوجه میشه انسان حسن خاتمه داشته باشد در حدیث شریف داریم که حضرت صادق علیه السلام نوشته اند در یک نامه محترمی برای بعض دوستان و آشنایان انعرطه انیختمه بخیرین عملوت حتی تقبزه و انتسی افزل الاعمال فرمودن اگر میخواهی ختم عملت بخیر بشود و قبض روح بشدی در حالتی که در بهترین اعمال بسر میبری اگر میخواهی چه بکن ستا دستور حضرت داده اول فعظم الله حقه انتب ظله ائهو فی معاصیه فرموده اول مرازه به حق خدا باش نکنه تی بهت داده باشه در معصیت صرف بکنی هر تی که داده ت فکر ت مغز ت زبان ت چشم ت دست ت نگشتن و قلم هرچی خدا بهت داده مال داده خانه داده فرش داده هرچی داده مبازه باش که حق خدا را بزرگ بشمالی اینا را در معصیت مصرف نکنی این راه اول دلیل و انتغتر به حلمیهی انک اگرم یه وقت گناهی کردی خدا حلم به حرج داده فورا تو سرک نزده فورا فورا خاتمشیده اگر اینکه اینکه نکرده نکنه مغرور بشید نکنه اگه یه وقت میدونی گناهکاری اما حالا خدا کاری بهت نبرده مغرور نشد برای خاطر اینکه اگه انسان مغرور شد دنبال تدابم گناه میره اگر یه وقت یه خطایی کردی و زودی یه سیلی خوردی این را بد حساب نکنه بعضی وقت هست که همین انسان را عدب می کنه خداوند به همین انسان را عدب می کنه نمی گذاره بیشتر بشه ولی خدا کنه انسان به انسانیت عدب بشه در اول دعای ابو حمزه هست الهی لا تعذبنی به عقوبت ای این اول دعایه از دعایه ابو حمزه هست یعنی بعضی وقت ها خدا انسانهای را عدب می کنه آدمشون می کنه نمی گذاره برن جهنم اما با عقوبت تو همین دنیا یه گرفتاری های سختی براش پیش میاره سرش به دیوار می زنه تا برگرده ای خوبه بهتر از اینه که هی انسان گناه متراکم بشه تا بدبخت بشه ولی خدا بکنه این دعایی را عدب می کنه این هم پیش نیاد یعنی انسان با تربیت با خوف از خدا عدب بشه نه با عقوبت اینه که فرمود مغرور نشد سیوم سیوم خیلی دستور وسیع تردامنه راهتی هست فرموده هست و اکرم کل من و جبتهو یذکرنا اوی انتهلو مغدتنا هرکس نام ما را می بره نام اهل ویت پیغمبر را می بره مداه اونها باشه یا مداه اونها نباشه نام اونها را بر زبان می بره یا می گه من دوست دار محمد و آل محمد علیه السلام هستم نام اهل ویت پیغمبر را می بره نام اهل ویت پیغمبر را می بره همین مقدار یاد ما که می کنه مغدت و دوستی نسبت به ما را اظهار می کنه تو احترامش بگذار احترام اینطور اشخاص بگذار سم لیس علی صادقن کان او کاذبا دیگه می خواه راست بگه می خواه دروغ بگیر تو احترام او را بگذار اما لکنیتوک تو قصد اینه که چون این شخص دوست دار اهل ویت است اظهار محبت به اونها می کنه شما احترامی که می داری از این راهه شما بهره خودت می بری شما آقابت به خیر می شی شما تا اون وقتی که در حال احتضار بیفتی می فهمی که ها اون کارا نتیجه داشته ولی اون رو گفته باشه ولی بعد معلوم بشه که اون نقشه داشته اما اگر بعد معلوم شد شما نتیجه اون وقتت را بردی یه وقت انسان می دونه که یک کسی منافقه می دونه یک کسی دو چهره داره دروغو هست و یه حساب دیگری داره ولی یک کسی نه شما نمی دونی ظاهرش اینه که آدم خوبیه ظاهرش اینه که شیعه هست ظاهرش اینه که می گه من مسلمانم دوست دار اهل ویتم این همین معنای وسیع در این حدیث شریف ملاک این شده که شما احترام بکن احترام بگذار موجب می شه که انشاءالله حسن خاتمه نصیبتون بشه این راهنمائی حدیث شریف که مرحوم خاتم المحدثین آقای حاج شیخ عباس قومی علیه الرحمه هم در سفینت البهار در ماده خدیث شریف و همه زکر فرموودن هم در مناظل الاخره شون راهنمائی فرمودن حضرت عیسی بن مریم علیه السلام یک کلمه فرموده است که اولش عجیب جلوه کرده و اون اینه که فرموده یا معاشر الهوارگیل دهحقن اقول لکون یعنی شاگردانم هوارگیل اسم شاگردان و تربیت شدگان حضرت ایسا هست یه مطلب حق میخوام به اتون بگم و اون اینه اِنَّنَّاسْ يَقُولُونَ اِنَّ الْبِنَاءَ بِأَصَاصِهِ وَاِنِّي لَا اَقُولُ لَكُمْ كَذَالِكَ فرمود مردم همه میگن بنا و ساختمان به زیر بنایش هست این یه مطلبیه که همه میدونن همه میگوین ساختمان به اینه که زیر بنا و شالودش محکم باشه فرمود همه ای را میگن ولی من ای را نمیگم عقیده من این نیست خب این اول شهستید عجیبی جلوه میکنه که یعنی که منظور حضرت ایسا چیه؟ قَالُوا فَمَا تَقُولُ یَا رُوحَ اللَّهِ عرض کردن جناب روح الله شما چه میگوی پس؟ فرمود به حق این اقولو لکم اِنَّ آخِرَ هَجَرِن یَزَعُهُ الْآمِلِ هُوَ الْأَصَاصِ فرمود من میگویم سنگ آخر اصاص هست اون سنگ آخر هسته آخر اصاص هست وقت راوی که حدیث را نقل کرده فرموده است اِنَّمَا اَرَادَ خَاتِمَةَ الْأَمْرِ شرف حدیث حضرت ایسا اینه که ساختمان عمل ساختمان کار به این که انسان اوائل خوب باشه اوائل شایسته باشه به این نیست به اون سنگیزه سنگ آخر به اینه که تا روز آخر چطور انسانی باشه تا اون سال آخر چطور انسانی باشه اینه که فرمود من میگویم اِنَّ آخرَ هَجَرِ الْیَزَعُهُ الْآمِلِ هُوَ الْأَصَاصِ در عمل سنگ آخر حساب هست اینه که جای ترس داره که انسان استراب داشته باشه از این نظر پس این استراب داشته باشه از این نظر پس این استراب هست ولی انشاءالله در اون لحظه آخر زمینه ای پیش میاد که تبدیل به اتمینان میشه و اون وقت اونجا انسان با نغمه ملکوتی میشنگرد یا ایتو هن نفس المطمئنه غیر از اتمینانهای دیگری که کسب کرده این اتمینان هم دیگه اون وقت نصیبش میشه که خیلی دلخوش و خندان میشه که من دارم با سعادت و حسن خاتمه از دنیا میردم موسیقی ای دل قبول من فره امد بلاشمی یر هم نهای خست دلی نباشمی موسیقی از خندان میرمیم موسیقی موسیقی ای دلخشن خدایی دلخشن دلخشونی موسیقی نوای معرفت سدای ایمان رادیو معرف سدای فضیلت و فطرت نوای معرفت سدای فضیلت و فطرت نوای معرفت سدای فضیلت و فطرت نوای معرفت سدای فضیلت و فطرت نوای معرفت سدای فضیلت و فطرت نوای معرفت سدای فضیلت و فطرت نوای معرفت نوای معرفت نوای معرفت نوای معرفت نوای معرفت بردن من از گل برای شما چیزی درست میکنم به شکل پرنده که حیعتت دارید من با گل به شکل پرنده مجسمه درست میکنم منتهاب فانف خفیهه در امید من فوت میکنم وقتی فوت کردم فایکون و طیران دردن الله این مجسمه گلی با فوت من پرواز میکنه به ازن خدا و ابر اول اکمه هاوال ابرست و همچنین با ازن خداون کور مادرزاد مبتلایان به پیسی را شفا میدم مردگان را زنده میکنم با نفس خود مرده زنده میکنم و احی الموتا به اذن الله من پیغمبرم نشانای پیغمبر من اثری نفس منه نفس من مجسمه را پرواز میده نفس من مرده را زنده میکنه میخوای بگم تو خونت چی خوردید و ما تدخرون فی بایوتکم میخوای خبر بدم که در خونهاتون چیز خیله کردید چند کلو عدست دارید چند کلو برین مثلا میخوای بگم خبر میدم شما را اگر شما اهل ایمان باشید این موجزات کافیست کسی که مجسمه را به پرواز دار بیاره مرده را زنده کنه پیس و نانکور نابینا را زنده کنه خبر از قضا خوردن شما بده خبر از زخیره های انبار خونه شما بده خوب اینا موجزات حضرت ایساس نکاتی که تو این آیه هست چند تا نکته هست فشورده بگم یکی که هر کجا احساس خطر میشه باید به اذن الله زیاد بشه چون ممکنه مردم میگن عجب نکنه ای خدا باشه فود کرد مجسمه پرواز کرد مرده زنده شد ممکنه اینا بگن ای خدا هست ولی از این آیه دو بار میفرماد که به اذن الله یا میگن من زنده میکنم مرده ها را به اذن الله تو این آیه دو بار به اذن الله گفته شده و در آیه 110 ماده هم چهار بار به اذن الله گفته شده همش گفته به اذن الله یعنی فکر نکنید مانه منه از خدا هست این که میگه و رسولا الابنی اسرائیل میگه حضرت ایسا پیغمبر همه مردم نبود چرا؟ منتها هر کسی که پیغمبر همه مردمه ممکنه مخاطب خواستم دشته بشه مثل قرآن به موسام گه ازهب الافران برو سراغ فران اما معنیش اینه که فقط موسام معمولتش فرانه ساهره هم که این موجزه موسا دادن ایمان رو بردن با این که ساهره هم ایمان رو بردن اما میگه ازهب الافران یعنی معنی این نداره که انسان یه وزیفه امومی دشته بشه یه وزیفه خصوصی هم دشته بشه ولی ازا میگه رسولا الابنی اسرائیل چون مخاطب همون زمانش مخاطب بیل فعلش مخاطب حاضرش به نی اسرائیل بودن خب این که میگه که من موجزم اینه که مرده رو زنده میگنم بیمار شفا میدنم چون موجزه ریه هر پریغمبری باید تناسب دشته بشه با مردم و افکار امومی یعنی برای خییت ها باید موجزه در خییتی بشه برای نقاش ها باید اعجاز در نقاشی بشه چون زمان حضرت ایسا تپ پیش رفته بود و بیمار زیاد بود حضرت ایسا علیه استفاده مرده رو زنده که که همه بفهمن که این غیر از باقیعت باپزشگاه استه در سر عبادتی که کرده و در سر قداستی که داره نفس ودیگی خدا اثر داره بعدم فرمون در زنده کردن مرده فرمون به ازن الله در فود کردن پروازی مجسمه فرمون به ازن الله اما اونجایی که میگه خبر میدن چی خورده و چی زخیره کرده نمیگه به ازن الله برای که علم غیب و لازم نیم ولی یه خود افرادی ممکن از راه ریاضت از راه علوم غریبه هم یه اطلاعات غیبی داشته باشن بفهمد که بگن تو خونه چی داری چی خوردی ولی اونجا دیگه به ازن الله نمیخواد اما مجسمه به پرواز در بیاد ازن الله میخواد مرده زنده بشه ازن الله میخواد ولی حالا من خبر بدم چی خورده یه چی تو خونه داری ممکن انسان از راه های دیگه هم از هنم که بتونه این خبر رو رو داشته باشه و السلام علیکم و رحمت الله از هنم که بتونه از راه های دیگه هم از هنم که بتونه از راه های دیگه هم از هنم که بتونه از راه های دیگه هم