اگر در این وقت شما پخش کردیم نکته یه هم اگر داشتید با سامانه 3553 در میان بگذارید. من آرش دارابی هستم به اتفاق همکارانم در این نوبت آقایان علی اسمایلی تیگه کننده علی مرزایان صدا بردار و روحلا محسنی همانگی پخش با شما خداحافظی میکنیم و زمن خداحافظی از شما دوت میکنم مشق راه رو بشنوید حجتالستان والمسلمین فقیهی و اخلاق توحیدی بعد از اون هم پیام فلایت. یا علی مدد راه و یکی مرحله رهبری یعنی ره رو را با خود در پراه مستقیم بردن پراه مستقیم میخاند تا مشق کنید بندگی را مشق راه را در این نیم روز زیبا همراهی میکنید امیدوارم که فرصت داشته باشید حدودا 25 دقیقه در کنارمون بمونید و از نکتای عرضشمند مهمان و کارشناس بزرگوارمون حجتالستان والمسلمین سید احمد فقیهی از به محترم حیات علمی معسیسی آموزشی و پجوهشی امام خمینی رحمت الله علیه و آستاد اخلاق و از به مدد بهر من بشید جناب استاد خیلی خوش آمدید به برمون خودتون مشق راه سلام علیکم بنده هم خدمت شما جناب آقای حسینی همکاران و شنبندگان محترم عرض سلام دارم سلامت باشید انشالله آرام آرام آماده میشیم برای استفاده کدن از مباحث جناب استاد فقیهی به برکت سلوات بر پیانبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفى و خاندان گرانقدره ایشون اللهم صلی علیه محمد و آل محمد اللهم صلی علیه محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علیه محمد و آل محمد و عجل فرجهم اما شما شرمنده های عزیز هم میتونین کنارمون باشید زنگ بزنید به 329 10 551 و 329 10 552 با پیش شماره 025 یا این که پیامک ارسال بکنید به 3553 و نکتای اخلاقی خودتون رو مطرح بکنید و پرسشاتون رو در این زمینه بپرسید انشاءالله جناب استاد پاسا خوب هستند خب جناب استاد فقیهی عزیز بحث در باری اخلاق توحیدیست و تربیت شدن بر همین مبناد در بحث جلسه گذشته به اینجا اشاره فرمودید که برای این که به تربیت الهی ما متخلق بشیم باید بریم به سمت کسی که تربیت شده خدای متعاله و اون هم حضرت محمد مصطفی صلی اللہ علیه و آلیه و سلمه و یکی از راه هایی که ما میتونیم محبت خودمون رو به حضرت ابراز بکنیم ذکر شریف سلواته ما همچنان مشتاقیم که بیشتر بشنبیم بسم الله بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمين و سلالله علیه سیدنا و نبینا عبالقاسم محمد و علیه طیبین و طاهرین لا سیماغلا بقیت الله فی ارزه ارز شد که در مسئله اخلاق توحیدی و تربیت ما بریم سراغ دعا و در دعا دعا همون همراه با ذکر سلوات باشن این که همراه با ذکر سلوات باشن یعنی توجه به پیانبر و احلو بیت پیغمبر اعمی معصومین باشن قولا این چه تأثیری دارد؟ گاهی تو زهن ما این است که مثلا من یه سلوات میفرستم یه دعایی میکنم خداوندم در مقابل گناهان من رو مثلا میبخشه فوق این حرف هست یه وقتی مرهوم های تلهاه بهجد رحمت الله علیه این حدیث رو یه کسی خوند که حدیث دارد که پیانبر فرمودن من سلاغ علیه مررتن لم یبق من زنو بهی زره فرمودن اگر کسی یه سلوات بر من بفرستد فقط یه دونه از گناهانش دیگه یه ذره باقی نمیموند مرهوم های تلهاه بهی زره باقی نمیموند مرهوم های تلهاه بهی زره باقی نمیموند مرهوم های تلهاه بهی زره باقی نمیموند مره لمیبقه دیگر هم باقی نمیبونه این غیرت بخشیدنه خونه چه سر ری دارد سرش اینه که وقتی آدم متصل به اولیاه الهی میشد خیلی مشهوره یعنی اگه یه زغالی رو بگذارین کناره یه زغالی که برف روخته و روشن شده خب یه زغال وقتی کناره اون میگذارین دیگه لازم نیست به این زغال بگید که آقا تو هم باید روشن بشی گرم بشی خود به خود حرارت ها میگیره یه چند دقیقه کناره اون بموند قرمز میشه برف روخته میشه گرم میشه حرارت ایجاد میکنه وقتی آدم به اولیاه خدا نزدیک میشد البته صادقانه با نه از روی نفاق کسی که صادقانه به اولیاه الهی نزدیک میشد این نزدیک شدن اونو اصلاح میکنند مثل رفیقه و اونو وقتی با یه کسی رفیق شد تأثیر میگیره بخواد یا نخواد این ناخداگاهه رفیق از رفیقش تأثیر میگیره حالا چه رفیق شفیقی بالاتر و بختر از پیانبر اکرم و احل ویت ایشون و این صلوات باعث این میشد که اون رفاقت برقرار بشد اون پیوند و تقرب و نزدیکی حاصل بشد وقتی آدم نزدیک شد خود به خود اثر میگیره وقتی خود به خود اثر گرفت خود به خود اون پلیدی ها گناهان ازش دور میشه بله این توجهاتیه که انتظار ما این هست که فقط توجهاتمون به صلوات از این باب نباشد که ثواب دارد و باعث برابرده شدن حوائج میشد این هست بله اما امده اون بخصه تربیتی و اخلاقیه که وقتی من آشق پیغمبر شدم و مرتب بر پیغمبر صلوات فرستادم سعی میکنم اخلاق منم بشه این اخلاق پیغمبر خب جنوب استان ما متاسفانه یک مشکلی داریم معمولا این که در بند الفاظ در سطح الفاظ باقی میمونیم و این که اون امق مطلبتشیه برامون مبهم باقی میمونه نمیدونم آیا سطح الفاظ صلوات همین برکات رو داره یا این که نه باید داریم به امق محبتی که در این صلوات نهفته است و اون امق رو از کجا میتونیم به دست بیاریم ببینید اینا مراتب دارد درجه دارد مثل این که من لب دریا نشستم گاهی با یه فاصله یه یه متری از دریا نشستم یه رتوبتی یه نمی از دریا ممکنه به من بخوره بله گاهی نمیشه بگیم هیچ اثر نداره چرا؟ گاهی ممکنه نه یه مت فاصله را کم کنم برم بشینم لب خود آب دریا آب دریا به بدنمم اصابت میکنه پاهم خیست میشه لباسم مرتوب میشه اثر داره گاهی ممکنه نه بلندشم یه مترم برم وارد آب بشم مثلا تا مچ پام تا ساق پامم تو آب قرار بگیره گاهی ممکنه برم تا امق دریا قبواسی بکنم داخل حالا این الفاظ همیطوره یه وقتی من فقط یه لفظ سلواتی رو میفرستم آثار خودش رو دارد یقینا اما یه وقت سلوات رو میفرستم به معانیشم توجه میکنم بهره بیشتری بردم یه وقت سلوات میفرستم و سعی میکنم اون سقلبی من با پیغمبر حاصل بشد برکتش بیشتره یه وقت نه سلوات میفرستم مقامات پیغمبرم درک میکنم توجه میکنم اصلا بقیه خودتون رات زهنی رو از قلبم بیرون میریزم این یه امقی دارد درجه به درجه دارد قرآن میفرماد این طور نیست که بگیم یه حدش بیفایده هست نه اینا فایده های به تدریج بیشتر میشه انشاءالله امیدواریم که این سلوات باعثه یه توجه قلبی اون توجهات قلبی مهمه یعنی یه وقت من پیغمبرم و احلابه تو بیرون قلب خودم قرار دادم و برای شون سلوات میفرستم اما یه وقت به تدریج احساس میکنم پیغمبر و احلابه تو قلب منم با هم دیگه نزدیک شدیم وارد قلب من شدن این خیلی فرق میکنن اون توجهات قلبی اما خب این همین به تدریج با این که آدمی ذکر شریف سلوات رو تکرار بکنه حاصل میشن انشاءالله که انتفاق باری همه من بیفته و از برکت های لایه به لایه این ذکر شریف هم برمند بشیم حاجه آقایی موفق باشید برمانو متبرک بکنیم به ذکر شریف سلوات که شاید بهترین حدیه ایست که ما میتونیم به حضرت و فرزندان عزیزشون حدیه بکنیم اللهم و سلام با حمد و جل فرجه خب دوستان عزیز شنونده خیلی متشکرم از توجهاتون به مباحث جناب استاد فقیه عزیز فاصله میگیریم برمیگردیم و نوبت میرسه به سآلات شما انسان در این دنیا یه راهی رو بخواد یا نخواد تیم کنه یا ایوهال انسان این راه شنونده ی توصیح های اخلاقی ارفانی استاد سید احمد فقیهی هستیم اونطور این راه نیازه به راه نما دارد و همچنین نیازه به یک مشقی دارد که بشد مشق راه زندگی سعادتمندانه انسان در برنامه این راه مشقی راه راه قولی عرابی زدنی علمه زدنی فقهن زدنی حکمه اتبع قولک عملن یبنی کشکرو ذلیکه عصرت امه قولی عرابی زدنی علمه خب دوستانه عزیز شنونده رسیدیم به بخش پاسخگوی حجت الاسلام و المسلمین استاد سید احمد فقیهی ازوه محترم حیط علمی مؤسسه آموزشی و پجروهشی امام خمینی رحمت الله علیه و استاد اخلاق که توی استودیو حاضرند و آماده پاسخوی به سآلات شما راه ارتباطیتون با برنامه یک بار دیگه یاد آوری میکنم سی سد و بیست و نه ده پانست و پنجاه و یک و پنجاه و دو با پیش شماری صفت بیست و پنج برای تماس تلفونی و سی ازار پانست و پنجه حسده برای ارسال پیامک در اختیار شما که لطفا اپتدای برنامه حتما اسم برنامه مشق راه رو ببرید خوب جنب استودفقی عزیز آقای رشیدی اینطور نوشتن چه کار کنیم که توی نمازمون حضور قلب داشته باشیم من اونقدر دوچار حواظ پرتی میشم که دوچار واسواس توی نماز شدم و با این که خیلی سعی میکنم حضور قلب داشته باشم اما موفق نمیشم بفرمایید خواهش میکنم من اگر بخون که در نماز حضور قلب داشته باشم این راج اینه که اختیار قلب من در دست من باشد اختیار قلب در دست من نیست حالا البته این اصطلاح قلب یه اصطلاح خیلی پیچیده یا گاهی میگن دل آدم متوجه بشد گاهی میگن قوه خیال آدم جایی نرد گاهی میگن ذهن آدم حالا اون مباحث دقیقه علمی و فلسفیش کاری نداریم اما من امدتاً اختیار قلبم در دست من نیست به قول معروف میگن که هران چه دیده بیند دل کند یاد هرچی میبینم دلمم میخوند هرچی برام تعریف بکنند دلمم اونو بهش متمایل میشه اینطور نیست که قلب در اختیار من باشد اگه بخوام در نماز حضور قلب داشته باشم باید از طول روز مراقب قلبم باشم هر جا نره ممکنه جاهایی مختلفی هم بره اما با اختیار من بره گاهی این قوه خیال من خود به خود میرد اینقدر هم شاخه به شاخه میرد قوه خیال این در اختیار من نیست اگه این رو من کنترول کنم در اختیار من باشم حالا نماز که بموند گاهی من بخوام متعالیه بکنم رو کتاب نگاه میکنم عبارت کتابم میخونم اما ذهن و قلب و خیالم جای دیگرست چرا؟ چون تمرین نکردم که قوه خیالم رو و قلب و دلم رو در اختیار خودم بگیرم در اختیار من نیست و این که الان ببینید گاهی هم ناخاسته دل ما جاهای مختلفی میرد یا بعضی هم میتونن بدون اختیارم در ذهن و خیال و قلب من نفوذ بکنن چون اینجا درش بازه بعضی هم مثال میزنن میگن که این قوه خیال یا این قلب تو اشعار ارفانی دارن میگن تائر خیال تائر این پرنده هایی که تو قفصن یه دقیقه یه جا نمیشنن میشن اد این طرف اد این شاخه رو درخ الان قوه خیال و قلب من همیتونه شاخه به شاخه میرد چرا من میتونم این رو کنترول کن اگه بیرون نماز یه قدیق قلب خودم رو در اختیار گرفتم و در نماز بهتر میشه اما اگه نه تو الله اکبر نگفتم هنوز دارم اسکناس میشمارم هنوز دارم برنش فیلو میکنم هنوز دارم روغن پس انتظار نداشته باشم چون برحال نماز آینی از اتفاقات ما در خارج از نماز اون نوع نگاهون به خدا نوع توکلمون و توسطلمون و هرانجور که ما زندگی کنیم در نمازمون هم میتونیم بگیم که داریم به خدا تعامل میکنیم یعنی من الان که در حال نماز میستم همون آدم میم که یه ساعت قبلم تو خیابون بودم همونم اگه اونجا تحت کنترول بودم حالا تو نماز بهتر میتونم کنترول کنم یه وقتی از آیت الله بحجت همین رو پرسیدن که برا حضور قلب در نماز چیکار کنیم اشنافم دار نمیشه چرا نمیشه؟ برای این که باید در طول روز آدم حضور قلب داشته باشه یعنی قلب در اختیار من باشه اگه در اختیار من باشد حالا که میگم الله اکبر به قلبم میگم میخوام حالا اینجا باشی جایی نری اونم گوش میکنه البته خود مرحوم آیت الله بحجت هم دارن میفرمون یه توسطلی قبل نماز خب این کمک میکنه توسطلی به امام زمان توسطلی به امام حسین اینا کمک میکنه که قلب آدم یه تمرکزه بیشتری فیده کنه انشاله که همه موفق بشیم خیلی متشکرم از شما جنب سادفقیهی خب یک فاصله کتاب بگیریم بعد از اون برگردیم و در فرصت باقی مونده باز هم از سالات شما بپرسم یه سال میخواستم از پاشنوست یه سال ساختیم رادیو معارف تقدیم میکند خیلی متشکرم که همچنان شنونده برنامه خودتون مشقراه از رادیو معارف هستید در خدمت شماییم و در محضر جنب سادفقیهی عزیز که در این دهزات پاسخگوی سالات شما در حوضه اخلاق توحیدی هست خب جنب سادفقیهی عزیز آقای شریفیان اینطور پرسیده که من بعضی وقتا که نیت میکنم کاری رو انجام بدم شک میکنم که آیا برای خدا میخوام این کار رو انجام بدم یا نه برای نفسمه به خاطر حب به شهرتمه به خاطر حب به نفسمه چه کار بکنم که بتونم درست تشخیص بدم که آیا نیتم برای خداست یا نه جادهی که مادرش حرکت میکنیم دو طرف دارد این جاده را اگه به طرف راستش زیاد منحرف بشم توقت میکنم به طرف چپش زیاد منحرف بشم سقوط میکنم یه حد وسطی رو باید بگیریم ببینید شیطان گاهی اصلا مانعه میشد که آدم کاری رو انجام بده این یه کاره از این طرف آدم رو مینداته گاهی هم که آدم عملی رو انجام میده شیطان هی وصفه میکند که آیا برای خدا بود آیا نبود خب این راهش اینه که اولا آدم مراقب خودش باشد این مراقب خوبه اما این مراقبه اگه تبدیل بشد به وصفه هست اینجا نفوذ شیطانه نفوذ شیطانه که همش وصفه میکند که برا خدا نبود برا نفسم بود اینجا نمیباید گوش بدم باید کار رو انجام بدم البته مراقب بشم که اگه نفسم هم داره دخالت میکنه نفس رو کنترول بکنم اما این مانعه از عمل نشه گاهی شیطان این رو وصفه میکند برای این که مانعه عمل مثلا حالا یه کمکی به یه مستمندی بکنه حالا بقیه هم استادن میبینن شیطان وصفه میکنی که حالا روبروم حالا همه میبینن ریا میشه این کار رو نکن حالا که انجام ندم بعدم دیگه یادم میره اینه که یه جاهایی قرآن به فرمات سارع الامغفرت من رب بکن یه کار خیلی رو زود انجام بدی اگه یه دقیقه حتی یه ثانیه محتل بکنی شیطان از این وصفه هایی جاد میکنه پس ببینید هم باید این طرف جاده رو موازب بشم که گرفتار نفسم نشم باید مراقب بشم هم اون طرف رو موازب بشم که حالا به این انوان که گرفتار نفسم میشم همه کارم رو تحتیل کنم نه آدم کارای خیلی رو انجام بده و نهایت این آدم از خداوند بخواد که خدایی توفیق اخلاسه در عمل رو به من انایت بشم انشالله و این که آیا شیطان میتونه مارو وست وسته بخونه که یه کار خوب انجام بدیم برای این که بعدن بهره بعداری خودش ازش بخونه فراوانه یعنی ببینید شیطان برای هر کسی یه طرفندی داره ممکنه از یه کسی رو با مشروب خاری با قماربازی با ناموس مردم فریب بده منم ممکنه با نماز فریبم بده که حالا یه نماز قشنگی بخون خودتو نشون بدی بگن چه امام جماعت خوبی چه منبره خوبی چه سقنران خوبی شیطان از هر دو طرف نفوذ میکنه اینه که میگن پل سرات از مبارک تره از شمشیر برنده تره اینه که آدم باید همیشه عواطش جمع باشن که گاهی هم شیطان برا بعضی ها از طریق همین عبادت و بندگی و کارهای خیر اون رو به انحراف میکشنه اینه که اگر که خدا آمد نظر آدم نباشد یعنی عمل فقط برا خدا نباشد گاهی همین عبادت منم باعثه اینه خب ابلیس ابلیس چند هزار سال عبادت میکنه عبادت میکنه اما همون باعثه سقوتش بله قرآن دارد که لا تبتل و صدقات کن صدقه میده دادن کار خوبی هم هست بعد منت میذاره باطلش میکنه لا تبتل و صدقات کن بالمنه والعذاب بسیار خوب تناه بر خدا امیدواریم که در هیچ سحنهی در دام شیطان حسیر نشید اصلا خیلی متشکرم خیلی استفاده کردیم انشاءالله کمیشه سلامت باشید و ما باز هم توفیق همراهی با شما رو در این برنامه پیدا بکنیم اگه نکته باقی نمونده از حضورت مرخص میشیم انشاءالله که همیشه از خدا بند شکر از شما شرمده های عزیز بابت همراهیتون لطفا همچنان کنارمون باشید در طول شبان روز شماره های تلفون 329-10551 و 329-10552 با پیش شماره 025 و همینطور سامانه پیامکی 30553 در اختیار شماست هر وقت شبان روز که یک سؤال در حوضه اخلاق توییدی به ذهنتون رسید حتما از این شماره ها استفاده بکنید و ما رو در جریان سال خودتون قرار بدید و این نکتره هم اضافه بکنم که برنامه کاربوردی ایران صدا در اختیارتونه میتونید به این برنامه کاربوردی سریع بزنید در قسمت آرشیو زمانی یا برنامه ای ساعت پخش و یا نام برنامه رو جستجوب بکنید و با دریافت صوتش از شمیدن مباحث جناب استاد تقییهی بیشتر بحرمند بشید به اتفاق استاد همین همکارن خوبم از حضورتون مرخص میشیم و از همه تون هم التماس دعای خیلی داریم خدا یار و نگهدارتون با دریافت صوتش با هفت زار سالگان سر به سریم نوای معرفت سدای ایمان رادیو معرف سدای فضیلت و فطرت تا قرد و به اهل بی روشنگر ماست اسلام همیشه سایه اشت بر سر ماست پیام ولایت در خبر ماست محمد و مقیم روح خدا نور دلقو خامنه ای رهبر ما نور دلقو خامنه ای رهبر ما در همه ی حوادث شخصی و اجتماعی این دوتا انصار خیلی مهمه وقت رو موقع رو بشناسیم بعد هم که شناختیم موقع را فهمیدیم که وقت عمل است اون عمل رو به موقع و به هنگام انجام بدیم این موفقیت پیش خواهد آمد اگر چنانچه این وقت شناسی نباشد قفلت بشود از اقتضای وقت قفلت بشه یا به هنگام حرکت مقتضی انجام نگیره اون وقت هر حرکتی که انجام بگیره بیفایده خواهد بود در تاریخ نمونش توابین هست توابین اون جماعتی بودن که بعد از آنی که حادثه کربلا اتفاق افتاد و امام حسین عزیز دل پیغمبر با اون وز به شهادت رسید و اون همه حادثه اتفاق افتاد اینا به جوشش آمدن که عجب ما نشستیم بلند شدن قیام کردن اده زیادی هم بودن رفتن حکومت هم با اینا مقابل شد همه شن هم شهید شدن کشته شدن اما آیا اثر کار صد نفر از اونها به قدر اثر کار اون غلام سیاهی هست که در کربلا شهید شد اثر صد نفر از اونها به قدر اثر یک نفر حبیب ابن مظاهری هست که در کربلا شهید شد نه کار رو به وقت خودش انجام ندادن اگر شما میخواستید دفاع کنید از امام حسین از پیغمبر از حریم ولایت از حرکت حق در مقابل باطل یزیدی روز آشورا باید میکردید وقت رو از دست دادید این تاریخ در تاریخ یه نمونایی اینجوری دارید فرابانه البته از این قبیل در تاریخ من فراموش نمی کنم اول انقلاب امام روز دوازده ها به همه وارد تهران شدن دیگه در بهش زهرا امام فرمودن من دولت تشکیل میدم وعده دادم که من دولت تشکیلیم زمینم کاملا آماده بود خب روز به نظرم حالا دقیق یادم نیست روز چارده هم بود روز چارده هم پونزه هم بود امام فرستن دنبال ماها چون مسئول فراهم کردن مقدمات تشکیل دولت شورای انقلاب بود که ماها بودیم بنده اوزبه شورای انقلاب بودم و چند نظر دیگه امام فرستن دنبال ما رفتیم خدمتیشون تو مرسه علوی اجون کنند آقا چی شد پس ببینید این درست چی شد تشکیل دولت چی شد یعنی مقدماتش را فراهم نکردید این وقتشناسی و استفاده از فرستن بعدم همون فرداش یا پس فرداش امام دولت موقعاتو معاین کردن حکم دادن و قضایات به اون شکل ادامه پیدا کرد این وقتشناسیست مردم تبریز که خدا به کار شماها برکت داد به خاطر این وقتشناسی بود فهمیدن که الان وقتیست که زربه رو وارد کنن نظام حاکم با خطایی که کرد مردم رو به جوش و خروش انداخت قضیه قوم اتفاق افتاد اونجای خطای دیگری کرد اده از مردم قوم رو به شهادت رسند زمینه آماده بود این زمینه آماده چجوری باید بروز پیدا کنه بهتری مناسبت چهلم بود مردم تبریز این رو فهمیدن چهلم شد مظهر حرکت و قیام و انقلاب وقت رو شناخت