ماموسیم نیستی در طرف یزید طرف حق و طرفی که عزت ما حفظ بشه خب ما همین کار میکنیم ما طرف حق رو گرفتیم که این حق احیا بشه امروز ما تو جفهی هستیم که ماموسیم بوده نمیخواید باید بید تو جفهی که یزید بوده که امریکا و اسرائیل باشه جفهی ثبوت میام وجود نداره این اشتباه که کسی خیال کنه خط ثبوت میموجود داره یا انسان حسینیه یا یزیدی حتی مسیحی ها افرادی که مسلمان نیستن مانه عدیان دیگه هستن میان تو این جفه و بله آزادی خواهی و حتی هندوها به بحث گاندی هم مطرح این ها میان از اماموسیم علیه السلام اونگو میگیرن و همراه با اماموسیم میشن میان تو این جفه چرا چون آدم هستن چون انسان هستن اختضای فطرت انسانی این هست چون انسانی میاد تو این جفه اونی که انسانیت چه از دست داده فطرت رو له کرده اون میاد تو این جفه یزید یک مطلب که باید دقیق بشه مطلب دوم این که این گونه حرف ها آیا نجاد و نمیدونم ملیت و زبان و ناسیونالیسم و اینا میتونه میار حق و باطل باشه هر کسی نجادش سفیده حتما حق هر کسی غیر سفیده حتما باطل اینجوری میشه گفت یا حق و باطل میارهای دیگه داره ما برای اینکه بفهمیم که چه کار باید الان بکنیم باید عقلمونو بکار بندازیم عقل ما میگه که کسی که در مقابل ظالم استاده این درسته کسی که ظلم میکنه نادرسته کسی که از حق طرف داری میکنه این آدمه کسی که از باطل طرف داری میکنه این شیطانه تو حضب شیطانه ما عقلو کنار بذاریم بگیم عقلو بلش کن ما ایرانی هستیم عقل چی میگه بلش کن علم چی میگه بلش کن و اگه اینجوری باشه شما چرا اصل اقلی دست رو قبول دارید یونانی که کلی با ایران جنگ داشتن دیگه روم و ایران یونان و ایران با هم درگیر بودن دیگه شما چرا قضیه فیساگورست رو قبول دارید نمیگید که ما ایرانی هستیم نباید زیر باره حرف فیساگورست بریم چرا اون رو قبولش میکنید چرا حرف عرش میدوس رو قبول میکنید عرش میدوس که راحتی ایرانی ندارید میشه که انسان بگه چون من ایرانی هستم اون نظریه حق رو قبول ندارم چرا چون ایرانی نگفته این همون حرفیست که سیهانیستان بگن دیگه پیغمبر خدا اومد برای همین پیغمبر هم اومد بدن منه اطراف مدینه که وقتی پیغمبر میاد اینو اولین یارانش باشن وقتی فهمیدن از نجاد خودشون نیست از نسل اسحاق نیست زیرو با نرفتن با نه ما اون پیغمبری قبول داریم که از نسل ما باشه تو حقی پیغمبری همه اون نشانهایی که تو کتابای ما هست همه رو تو داری یعرفونه او کما یعرفونه ابناء اهم مثل فرزندان و خودشون پیغمبر رو میشناختن ولی زیرو با نرفتن چرا نجاد پرستی و جهدوبه ها و استقیقنت ها انفوسهم ظلمن و علوموه این منطقه که انسان بگی من چون نجادم این هست حق رو قبول نمی کنم باطل رو قبول می کنم نه ایرانی ها اینجوری نبودن و نیستن مطلب بعد این که ما آثار و برکاتی که این قیام داشته رو مطالعه کنیم ببینیم از سرد تاریخ تا الان چه منافعی به بشریت رسونده منافعی به بشریت رسونده چه مکتب های آبشخورشون قیام امام سین علیه السلام بوده و چه انرژی هایی به بشر داده اینا قابل وصف نیست باید جنبش خودش چند جلد کتاب میشه مطلب بعد این که ما یا مسلمان هستیم یا نیستیم اگه مسلمان نیستیم خب حسابش جداست اگر مسلمانیم و پیغمبر رو قبول داریم و امام سین رو امام معصوم میدونیم امام ها سیانی چه این باید ازش الگو بگیریم باید مکتبش زنده نگه داریم باید تو اون راه بریم اگر ما این راه رو نشناسیم اگر این راه رو تعظیم نکنیم راهی باقی نمیمونه اگر این ازاداری ها نباشه یواش باش دیگه چیز ازش باقی نمیمونه شما مقایسی کنید بین واقعی حره و واقعی کربلا یه سال اختلاف داشتن دیگه واقعی حره همین سپاهیان یزید به وجود آوردن جنایتی که در واقعی حره انجام شده کش کدامش در کربلا انجام نشده این که یزید با اون فرمانده سپاهش که مسلمانه اقبه بود که آدن به مصرف اصلاف کرده و قتل و قارت و تجاوز گفت سه شبان روز شهر مدینه رو بر سپاه خودت حلال کن هر کس هر کار دارش میخواد انجام بده جنایتی نبود که سپاه یزید در این سه روز انجام نداده باشن الان شما از واقعی حره از مردم بپرسید اینایی که از مکه برگشتن بهشون بگید که خب شما به زیرت شهده حره هم رفتید چی میگن؟ تو مدینه میگن شهده حره چی هم؟ کجا؟ ما باید کجا میرفتیم؟ اسمی ازشون نیست اگر کربلا هم اینجوری باش برخورد میکردیم امروز چیز از کربلا ما نداشتیم این همه آموزه این همه درسی که ما از این مکتب گرفتیم به خاطر همین زنده نگهد داشتن این چیز هاست به خاطر همین کارهایی که ما کردیم حتی بعد این که خب حالا فرض کنیم مسلمانم نباشیم از خود آدم مثلا شما این کتاب کاملوزیاره رو بخونید گریه آدم بر امام حسین گریه ابراهیم بر امام حسین موسا ایسا همه پیانبران ازداری کردن خود پیانبر خود امیرون همه امیرون علیه موسلم شما کدوم راه میخواد برید اگر شما پیانبران رو قبول دارید خدا رو قبول دارید خدا روزخانی کرد برای امام حسین ماجرای کرولا و آشورا خدا برای حضرت موسا نقل کرده با حدیث مناجهت حضرت موسا که فرشت ها گریه کردن حضرت آدم براش از قضیه کرولا و امام حسین نقل شده بله هم بیاری میگردن امام که وقتی که جبریل بشک و به این پنجتن شما متوسط بشه اسم موسینشی میشنید گریش میگرد سآل کرد جرا اون چارتارو که میگم حالت نشاد دارن به این پنجمی که میدرسم حالت حضر منده اسمیده گریم میگیرد وقتی جبریل مصیبت کربلا براش خوند این یک سنتیست ما در بقیه کاری رو انجام بدیم پیغمبر انجام داده امیرون امیرون انجام داده بارها بارها روزه کربلا خونده امامان ما اول محرم که میشد حضر و اندوح در چهره آشکار میشد روز به روز بیشتر میشد به آشراک میسید که به آجو خودش میسید که سراسر گریه و زاری و خب ما اینو دارم زنده میکنیم مطلب بعد این که خب ما اگه واقعا دنبال سواب هستیم این همه سوابهایی برای این کار گفته شده رواد یکی دوتا دهتا که نیست همین کتابی که من گفتم رو برخونید این کتاب نفس و نحمون محرم شقباز قومی رو برخونید چهلتا عدیث اونجا نهار کرده ایشون راجعه به همین از آداری برامون سهرستان ما تو اون کتاب اشک محرفت من ده تا رو بعد نهار کردیم یکی از اون رواد انسان بخونه و انگیزش انچنان قوی میشه که حاضر هر حزینه در این راه داشته باشه وقت بذاره پول بده اگه انسان دنبال سوابه دنبال آخرت خبیه که از راهاش همینه من اگه بخوام این آثار و برکاته این ازاداری ها رو بگم شما مقایسه کنید ببینید که ما چه فرقی داشتیم با اراق در دفاع مقدس ما پیروز شدیم آنچه که ما رو پیروز کرد اسلحه من بود اده و عده من بود اون طرف که همه شیاطین جمع شده بودن دیگه شرق و غرب اون موقع شعورایی کمک میکرد صدام امریکا هم کمک میکرد همه کمکش میکردن ما تو جفه ها از ده ها ملیت اسیر گرفتیم اونا یه طرف این طرف هم ما هیچ چی نداشتیم سیم خاردار هم نداشتیم چرا ما پیروز شدیم چه انگیزه تو این ها بود که اونا نبود تو این جنگ دوازده روزه اونا چی بودن چقدر تو لبه تکنولوژی بودن همه چی داشتن همه شیاطین اون طرف بودن دیگه همه شیاطین ناتو اون طرف بود با همه داره دستش این طرف هم ایران بود و ایران چطور شد که اینا از آن در دستشون بالا گرفتن و تقاضای آتش برس کردن جز اشق به امام حسین علیه السلام که در نیروهای رزمنده ایما هست این مکتب اززت ازمت و سربلندی ایجاد میکنه که نظیر نداره این یک مکتب اززت آفرینه که امام حسین تو اون شرایط فرماده که الان وقتی این سخن میشه یک مکتب وقتی ایسان در مقابل ظلمیسته و یه نمیشه هم وضعی که بنی اسرائیل داشتن مرداشونی میکشت زنهاشون هم به استرات و به خدمت میگیرن و جمعی میگفتن اگر ما هم امام حسین رو نداشتیم یقین بدونید که اون تاقوت ها و ظالم ها و استعمارگر ها همین بره سر ما میابردن اون آثار و برکاتی که این ازاداری ها داشته حالا یه قرصت دیگه میخواد من خواستم الان باردش بشم دیدم خیلی طول میکشه دیگه ما از طور سآل و جاو خالج میشیم چون میشه چند تا منبر اگر بخواییم حرفشو عده بکنیم از این میگذارم ولی فقط میگم که آثار و برکات شده نگاه شما بکنید این مطالبی که فرمودید در ارسهایی که ما در رابطه با آزادگی و ظلم ستیزی و دفاع از حق و مظلوم از قیام امام موسیم و این حادثه کربلا میگیریم خب اینها به نفع مستقبرین آلم زرگویان این ظالم ها نیست و لازمه که اینها این شباهاتو بندازن تا ما رو از این مکتب دور کنن بسیار ممنون و مزشکر از ازدتالی برنامه پرسما اعتقادی از رادیو معارف رو میشنوید با ما همراه باشید سلام و تشکر از عبومل محترم رادیو معارف سال من از جناب استاد محمدی پرسما اعتقادی ما قدیم که دبیرستان میرفتیم دبیران ما میگفتن که پیامبران اولون از پنج نفران صاحب کتابن حضرت نوح زبور حضرت نوح زبور حضرت ابراهیم صوف حضرت موسی طوران حضرت ایسا انجیل و حضرت محمد صلی اللہ علیه و سلام قرآن حال جدیدن من از رادیو میشنوم که زبور متعلق به حضرت داووده در حالی که ما قدیم میشنیدیم که زبور متعلق به حضرت نوحه پس اگر حضرت داوود کتاب داره چرا جز به پیامبران اولون از نیستن مجهکرم از لطفتون برنامه اکبری هستم از تهران سلام علیکم خانم اکبری از تهران ممنون از این که سآل خودتون رو از برنامه فرسیدید در خدمت حضرت محمدی هستیم جانم حضرت بفرمید بله چند نکته رو ازم کنم اول این که اینجوریست که بگیم که هر صاحب کتابی پیامبر اولو الازم بوده ما بر از روایات 104 تا کتاب آسمانی داریم در حالی که پنج تا پیامبر اولو الازم داریم دیگه بله 104 تا پنج تا خب خیلی کتاب ها بودن که پس اینجوری نیست که بگیم که نصفت مساویه هست بین اولو الازم بودن و صاحب کتاب بودن و اولو الازم بودن عکسی شما قبول داریم هست قبول داریم که از نوه هم کتاب داشت که حالا تحت اینوان صحف ازش یاد میشد خود زبور هم بنای کتابه اگه گفتن زبور مثلا موسا یا زبور ایسا یا زبور نوه مطلوب کتاب نوه هست نه این زبور معروف نام عامی هست یک نام عامیه نام خاصه نام عام زبور مثل صحف مثل کتاب میگه قرآن کتاب هست تورات کتاب هست زبور هم بنای کتابه بنای صحفه یک منای خاص هم داره به اون منای خاصش مالحسد دابوده سروده هایست مناجات هایست مالحسد دابود اون الان جزه تورات چپ میشه اون زبور دابود الان به امبان هلو عهده مثل عهد عتیق تو تورات چپ میشه ولی نه زبور مالحسد دابود بود زبور منعه خاصش منعه اون سروده ها اشعار و مناجات ها اون چیزهایی که دابود میخوند که حالا تو قرآنم داریم که وقتی که اون مناجات میکرد همه کوه و درادشت همسدا میشدن و مناجات میکردن و اون معنا اون یک اسم خاصه یک کتابه که ارز کنم الان توی تورات هست البته اونم مثل بقیه مطمئن تورات از تحریف مسئول نمونده ها چون اینجا خود تورات تحریف شده این زبور هم تحریف شده پس بله اون زبور به معنای خاصش مورد حضرت داود بود حضرت داود هم بیانبر اولو الازم نیست بیانبر مرسله اما کتاب های مثلا حضرت آدم خودش در رواد هم که شست تا کتاب داشته یا حضرت ابراهیم حضرت صحوف ابراهیم که در قرآن هم اومده کتاب های متعدد بوده و کتاب های دیگری هم بوده که حالا چهارتاش که الان مشهور هست و وجود داره تورات و انجیل و زبور و قرآنه که این چهارتا با اسم مشهور هستن که حالا یکیش زبور کرد که از کدام زبور مورد داوده تو قرآن هم اومده این مطلب در آیه 105 سوره انبیاء اومده و لقد کتاب نافذ زبوره من بعد ذکره انال ارزای یرسوها عباد یفصالهون اینجا همون به معنی خاص خودش بکنه خاصشه که کتاب عزت داود بوده که الان قرآن رو هم مثلا مصحف یه نام عامی هست برای هر کتابی میتونیم بهش مصحف بگیم ولی وقتی بگیم مصحف شریف منظور قرآن کریم هست بس تنقضی نیست ببینید این که فقط پیانبران علالعزب کتاب داشتن این درست نیست پیانبران غیر علالعزب هم سرسد آدم کتاب داشته با این که آدم قطعا پیانبر علالعزب نیست او علالعزب نیست در این حال کتاب داشته بسیار ممنون و مستشکر نکتهی که از فرماش عزت علی در پسخ به قرآن گرامی ما شنیدیم این بود که کتابی که برای حضرت نو اگر ما میگیم زبور بوده اون به معنای عام خودش هست و زبور به معنای خاص کتابی هست که مربوط به حضرت داود علیه السلام هست ممنون از حضرت علی که وقت عزیزتون رو در اختیار این برنامه قرار دادید و مثل همیشه با سبر و حسل به سعادت شناندگان عزیز پاسخ دادید انشاءالله که خداوند به شما سهت و سلامتی انایت کنه و در برنامه بعد هم در خدمت حضرت علی باشیم از شما شناندگان عزیز و گرامی که تا انتهای برنامه با ما همراه بودید تشکر و قدرانی میکنم شما عزیزان میتونید نظر انتقاد و یا پیشنهاد خودتون رو به سامانه پیامکی 30162 پیامک بفرستید و یا این که با شماره تلفون 162 تماس بگیرید و ما رو از نظرات خودتون آگاه کنید از همراهی همه شما عزیزان گرامی سفاس بازارم همه شما رو به خدای بزرگ میسپاریم التماس دعا خدا نگهدار آغاز من تو بودی آغاز من تو بودی و پایان من تویی آرامش پس از شبه توفان من تویی حتی عجیب نیست که در آج شک و شد زیبا ترین بانه یه امان من تویی آرامش curl زیبا ترین بحانه امان من تویی زیبا ترین بحانه امان من تویی زیبا ترین بحانه امان من تویی احساس timer تفاعل التناس موسیقی موسیقی به نام خدا سلام دیشب رفته بودیم خونه مادر خانمم آخه نظری داشتن و خیلی از فامیل ها هم اونجا بودن آخر شب که دیگه خودمون اعضای خانواده مونده بودیم مادر خانمم گفت راستی کسی که نظر کرده در روز تاسوها و آشورا روزه بگیره اگه بعدن بفهمه که روزه گرفتن در روز آشورا مکروهه آیا نظرش صحیحه و عمل به این نظر شرعن واجبه میتونی فتوه و پاسخ مرجع تقرید من که رهبر عزیزمون هست رو پیدا کنی؟ به مادر خانمم گفتم مادر جان چون خودم مقلد حضرت آقا هستم و یه سؤال شرعی تقریبا مثل سؤال شما داشتم چند وقت پیش رفتم و چند تا فتوه از حضرت آقا دیدم در باره یه سؤال شما ایشون فتوه ددن و گفتن که اگه با شرعی تشریعی نظر کرده باشه عمل به نظر برای یکنین فردی واجبه اگه شما مادر خانم محترم سیقه شرعی نظر رو خوندید که در روز تاسوها و آشورا روزه بگیرید الان هم شرعی تشریع دارید و مانعی وجود نداره باید در این دو روز به نظر خودتون ختمان عمل کنید ازاداری هاتون قبول خدا نگهدار ایران زلفقارو ایران آشورایی ای میهن خدایی سهن امام رزایی ایران زلفقارو ایران آشورایی در روح و جان من میمانی ای وطن در روح و جان من میمانی ای وطن توی توی تو هستی حرم توی تو خانه من در روح و جان من میمانی ای وطن توی توی تو هستی حرم توی تو خانه من در روح و جان من میمانی ای وطن توی توی تو هستی حرم توی تو خانه من ایران ایران دور از دامان پاکت دسته دارید ایران در این sculpture دسته در اسکل این ا aktuell دسته کنید همين جان میمانی جان....... همین جان ب بCola همین جان مرد همین جان ب کلیزو دررخشان همین جان در اسکل اوزار همین جان ب base همین جان پرا ڈرو اوزار همینجان در ه faux park همین جان ب هودود همینجان تک ب посмотрим هم من گویدرấp god خ bathing ومتραهاه اما که مصدر انزیز همتใکونه خانه ب serait موسیقی موسیقی موسیقی ما موجودید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی رد پاها میتونن برای هر کسی مفهومی داشته باشن یا به هر شکل یا به هر رنگی باشن میتونن مثل رد پای قدم های یه بچه نوپا روی شنهای ساحل بی صدا و زود گذر باشن یا شبیه رد پاهای جامونده روی پیادروی مشاهیر هالیوود سخت و تامدتی میندگار باشن یا مثل رد پای سربازای محاجم به مرز یه سرزمی پلخ و خونین باشن بعضی رد پاها هم نه رنگی دارن نه بویی نه صدایی و نه حتی شکلی اما در ماندگار بودنشون نمیشه شکل کرد رد پای قصه ها و نقشی که توی ذهن ما از خودشون به جا میذارن محققان علوم اجتماعی میگن قصه ها از قدیمی ترین روش های ارتباط انسانی و پردازش اطلاعات و تحصیل بلند مدت قصه ها توی زندگی و ذهن انسان انکار نپذیره اینو گوش بدین حدس بزنین چه قصه یه ایران صدا داد ای آر توی یه رستای سر سبز و غشنگ جوپونی پا بره های رنگارنگ گلهاشو همیشه میبور چرا یه روزی تنها بود و بی حسله به سرش زد با همه شوخی کنه ایوان کمک بدبخ شدیم گوزفنده رو گرد بر گوزفنده رو گرد خور مردم احتمالا حدستون درسته قصه چوبان دروخو که رد پای موندگاری تو زهن بیشتر ماها داره در حالی که این قصه هیچ استناد ریشهی در عدبیات فارسی و کهانیه نداره این قصه ریشه اروپایی داره و در ایران ست ها برداشت هم از اون شده از جدی تا تنز از کتاب درسی تا آرشیو سایت ایران صدا اما جالبه بدونید اولین نمودش در ایران برمیگرده به اولین چوب و ترجمهش در کتاب درسی دوم دبستان ما تا سالهای سال در واقع ما اصلا چوبان دروغوی نداشتیم یا بهتره بگم چوبانان سرزمین ما هیچ وقت دروغو نبودن چوبانان دروغوی سرزمین ما وارداتی بودن بعضیاشون با قصه را اتفاق گذاشتن و بعضیاشون با پای خودشون وارد شدن این قصه رو بشنویم روزی روزگاری یه چوبان بود که با پای خودش از راه دور میونه ایل بختیاری اومد چوبان کر و لال و فقیر بود یه روز به حرف اومد و گفت من سید هستم و از نواده پیانبر جدم معجزه کرده و من به حرف افتادم البته چوبان معجزه های دیگه ای هم داشت مثلا ریش ها و دستارش که توی آتیش نمیسوخت یا مثلا یه اصای دروغسنج داشت این حرف هایی که شنیدید فکر نکنیم قصه بودا روخانی بود روخانی از یه سری سند یه دفترچه خاطراتی هم راش داشت که ما با استفاده از حوش مصنوعی در سال 1403 خرشیدی بخشی از اون خاطرات مکتوب رو با صدای فرضی خودش بازتازی کردیم من سید هستم ولی در این رو اینکه بین نردم توازن داشته باشم خودم رو به کرو رای نیزده بودم که ساده زیستانه و به اصطلاح معنیب اینجا شما زندگی کنم و هیچ تفاوتی با شما نداشته باشم بریم سراغ رد پای یه چوپان دروقوی دیگه رد پای این یکی هم از سرزمین های دور شروع شد از اون سرزمین چوپان های دیگری هم به ایران اومده بودن چوپان قبلی فقیر و کرو لال بود و وارد ایل شد این یکی چرب زبون بود و با لباس پرزرق و برق وارد کاخ پادشاهی شد یکی بود یکی نبود یه زمانی توی ایران مردم چای میدهد و خودشون کشت چای نداشتند و وارد میکردند روزی پادشاه به یه آدم وفادار معمولیت داد بره فن چای کار رو یاد بگیره و به ایران بیاره اون به سرزمین هند رهزه بار شد اما چوپان خوشدباس وارد آتی دربار که توی قصر شاه جا خوش کرده بود شستش خبردار شد و دست به هر کاری زد که کاش پستلتنه معمول پادشاه موفق نشه اما چرا؟ چون اون زمان چای تو دنیا یه کارای استراتژیک بود و در انحسار سرزمین مادرش بود اونا از قبر چای پول زیادی به جیب میزدن و نمیخواستن کس دیگه ی چای کاری یاد بگیره اینی هم که شنیدید قصه نبود خلاصه ی فصل اول و دوم کتاب کاشف و سلطنه بود بیرون صدا داد آی آر یه روسی باز موسلش سر رفته بود ای خداو ای کورک کمک کورک زده به گله مردم ساده دست دست کار کشیده اما چون کنه یه گوش واید ساده بود و گاه گاه میخوید میدونی چرا؟ دوی گله نبود از گورک خبری حتی از رد پای گورک اثری اون چوپان کرو لالا رو یادتونه؟ دوباره میریم سراغ دفتر خاطراتش که در واقع گزارش هایی بوده که برای بالا دستیهاش مینوشته آهنروبه هایی در گیوه هایی هم قرار داده بودم که ما اشاره اصا دیوه ها جفت میشدند و خوزنی الکتریکی در اصایم کار بزرگ ده بودم و هر که حرفم رو باورنی کرد با اصا در بدن اون هیچ مدار ضعیف انتخال بر الکتریکی ایجاد میشد تا حقانیت من از جانب جددم اثبات شد تا اینجای قصه چوپان شعبد باز رو داشته باشیم بریم ببینیم چوپان خارجی خوشلباز با کاشف چای ایرانی چی کار کرد؟ کاشف استلتنه با لباس کارگری والد مزاره چای هندوستان شد فوتوپنده و عمل آوردن چای رو یاد گرفت و بعد تونست با بعضهایی که مخفیانه توی اصاش جاسازی کرده بود سه هزار نحال رو پربلش بده بود و سرانجام با کشتی به سمت ایران به راه افتاد اون چوپونه خوش زرق و برق وانو پوزش توی کشتی به هر خرابکاری دست زد که این کشتی رو برده بود این بار به مقصد نرسید اما آخرش هشتاد تا از این نحالها به ایران رسید و در شمال ایران کشت شد چیزایی که شنیدید خلاصه یه عالم کتابه یه دروغ تاریخی هم توی بعضی از این کتاب ها نوشته شده که بعدا دربارش حرف میزنید یادتون میاد پادشاه به یه نفر معمولیت داده بود فن چایکاری رو به ایران بیاره این صدای واقعی مظفر دینشاه به تاریخ یکم جمادیستانی 1317 خرشیدی متن حکم امتیاز چای به کاشف و سلطنه چون جناب جلالت معاب کاشف و سلطنه در تحصیل و تکمیل علم زراعت چای مدتها تحصیل کشیده لحاظا به حکم استحقاق و به صدر این ملفوفه امتیاز عمل کشت و زراعت چای ممنونه این افکار مالک محروشه ایران را کلن به احتیاء او باگذار فرموده و مقرر می فرماییم نتیجه افکار و زهمات خود را صرف ترقی این عمل نموده خاطر ما را پرسند دارند ال قصه چوب پن دروغوی این قصه وقتی دید حریف اراده ایرانی جماعت نمی شه رفت سراغ روش قدیمی سرزمینشون دروغگویی ایران صدا داد آیا دوباره کمک میخواز چند روز بعد ایلشتا مثل اون دفعه ای میشه تا اونجا بدیم از قصه چوبان دروغوی به روایت ایران صدا بگذاریم اون چوبان کرو لالا رو یادتونه دوباره میریم سراغ دفتر خاطراتش روزی از روزها وارد مسجد منطقه میشه و روب مردم میگه ورده منطقه میشه و روب مردم میگه