این مکومت اقلانی تره، انسانی تره هر کدام از اینها یه زاویه داره دیگه ما که بس اون بحث اقاید و کلام هست از زاویه کلام بشنیم این بحث همون از زاویه فقهه سؤالشون هم از زاویه فقهه بود از زاویه فقه هم مگر میشه فقیهی بخواد امور حسفی رو مثلا بگیر و گذار کنید به غیر فقیه با اینشو فقیه نباشه که نفهمه اقام اسلام چیه اما بحث در این که آیا فقیه ولایت مطلق داره یعنی تمام اون اختیاراتی که پیانبر برای اداره جامعه داشت به فقیه جامعه شرایط منتقل میشه در داران قیبت این بحث بوده بعضی هم گفتن نه گفتن ما امور حسفی رو قبول داریم فراتر از امور حسفی رو قبول نداریم اما الان همین ها هم کم شدن من الان فقیه قابل توجه که بیان ایشون با ولایت مطلق فقیه به شدت مخالفه من نمیشنستم فقیه باشه مشتهد باشه و بایدی که من ولایت مطلق فقیه قبول ندارم معنیشه اینکه حکومت رو مثلا به شاه باگذار کنیم زیر بار این حرف میره؟ سآل این برادر عزیزمون راجع به ولایت مطلق فقیه یا ولایت دیر مطلقه نبوده سآل این بوده که در عصر قیبت حکومت که ما میگیم حکومت اسلامیه دیگه حق حکومت اسلامیه و ولایت فقیه این دوتا متعدد جدا که نیستن که حکومت اسلامی با ولایت فقیه که حقیقتن یعنی حکومت اسلامی مساویه است با همون حکومت رانی ولی فقیه دست حکومت رو باید مشخص بشه که ولی فقیه هستن پس یکیست پس آیا کسانی هستن که این اعتقاد داشته باشن بله شما بزرگشونو گفتید الان چی؟ اکثر غریب اتفاق الان اعتقاد دارن چرا؟ چون دیدن دیدن که میشه قبلن تصور بود یا نمیشه تجربه ای هم نبود تجربه نبود زمین اینکه مردم هم آگاه نبودن این آگاهی که در زمان ما پیدا شد این دوره مایی مردم ویژه ای هستن از هر جهت که انسان نگاه میکنه با اون حکومت های مستبدی که از زمان سطر اسلام که بنی امیه و بنی عباس بعدش ادامه دادن یعنی اصلا شرایط زمانی هم طوری نبود که بشه حکومتی تشکیل بده شد نه مردم نبودن دیگه همون قامه اگه مردم بودن اگر چهر نفر میابدن همراهی میکردن با امیر المومنین حضرت حکومت تشکیل میداد اگر شنزده بی ده نفر با امام صداد همراهی میکردن امام صداد حکومت به دست میگرفت چون یکی از ارکان حکومت مردم هست ما سه رکنی که برای حکومت بگیم حاکم قانون مردم یکیش نباشه حکومت نیست دیگه حضور مردم لازم هست برای حکومت اگر نباشن حکومت تشکیل نمیشه هیچ حکومت تشکیل نمیشه اما ارزخه در این بحث ها رو ما مپسر انشالله خواهیم داشت حالا بین برادر از این برادر از این برادر و در دوران قیبت بر فقیه جامعه و شراعت هم تکلیفه بره تکلیفه اختیار نیست که دلیل میخواد قبول کن دلیل نیمیخواد قبول نکن بله امام رحمت الله علیه دوستاش که میخواد همش توی عبادت و درس و بحث اینها باشه دیگه که خواد بیاد حکومت تشکیل بده و اون رفتامت ها و اون اشتغالات و اون درگیری ها و گرفتاری ها اما این حق نیست تکلیفه تکلیف شد که خب اونا تکلیف رو به زمین نمیذارن که این بحث ها این شروع مفصل خواهیم داشت خلاص این شد که بله اصل حکومت رو همه فقه ها قبول داشتن تشکیل حکومت رو اصلا نمیشه جامعه حکومت نداشته باشه حرف عقل و اغلا دو در کم و کیفش اختلاف نظرهایی بوده که الان دیگه خیلی کم شده الان اکثر قریب به اطباق و پاقه ها بلکه همشون معتقدن که ولایت فقیه ولایت محدود و مقیده نیست ولایت مطلقه هست بله با این شرایط و وضعی که الان ما درش هستیم قدر ولی فقیه رو مردم ما خیلی بیشتر دونستن و فهمیدن مقامش رو و اون عظمتش رو و جایگاهش رو و اون اقتداری رو که میتونه به جامعه اسلامی ببخشه و جا داره ما از مردم فهم و قدرشناس اونم تقدیر رو تشکر کنیم همونطور که فرمودید اگر در زمان امیرال مؤمنی مردم همراهی میکردن حکومت اسلامی تشکیل میشد ولی این همراهی مردم نبود الان قدرت مردمی رو هم ما در نظام اسلامی داریم میبینیم که جا داره از همشون تقدیر رو تشکر بکنیم بله مردم مردم زمان ما انصافا ما نظیرشون رو نمیشه دستیم امام رفتر اللهی تو هم وسیعتان الاسیاز شدیم پرمایان من با جرعت میگم که مردم زمان ما از مردم هجاز زمان پیغمبر و از مردم اراق زمان امیرال مؤمنی و امام حسین بهترن خب زمان هجاز مردم اصحاب پیانبر بودن پیانبر رو میدیدن مردم اراق امیرال مؤمنی و امام حسین رو میدیدن اونجور رفتار میکردن ولی مردم ما امام زمان رو ندیدن ولی نسبت به نایب امام زمان چه رفتاری دارن به همی جریان ها دیدید مردم چه اظهار احساسات و چه عباته چه خواهر کردن نسبت به ولی فقی امیدواریم که انشاءالله با این همدلی و قد شناسی که ما از مردم عزیزمون دیدیم و همراهیشون با نیروهای مسلح و ولی فقی عزیزمون وقام معظم رحبری انشاءالله که خداوند پیروزی قطعی رو نصیب این مردم و این نظام اسلامی بکنه و انشاءالله که پرچم این حکومت به دست مقام معظم رحبری به آقا امام زمان علیه السلام سپرده بشه ممنون از شما از آیه مهدیزادن تشکر میکنیم این سال رو پرسیدن امیدواریم پاسخه سالشون رو شنیده باشن با ما همراه باشید با ادامه برنامه پرسمن اعتقادی شنوندهی با شماره تماس 918 49 69 این طور پرسیدن که آیا جن وجود داره؟ کسی میتونه با هاشون ارتباط داشته باشه و این که جن ها کجا زندگی میکنن؟ بله جن وجود داره خب در قرآن ما داریم در روایات داریم یک همه وجدانیه جنسان آقلی منکره این که موجودات پنهانی هستن که خب حالا بهشون جن میگن منکره این مسئله نمیشه یه سوره دقایی منو سوره جن داریم بله جن وجود داره کسی میتونه با شون ارتباط داشته باشه؟ آره کجا زندگی میکنن؟ همینطور زمین زندگی میکنن مثل من و شما در همین اطراف ما زندگی میکنن میشه با شون ارتباط داشت؟ آره ولی بسیار خطرناکه چون کسانی که معمولاً با انسانها ارتباط میگیرن شیاطین جن هستن جنهای کافر هستن چون جن هم مثل انسان دو دسته میشن کافر و مومن مومنیشون هیچ علاقه به ارتباط با انسانها ندارن اون کفار جن که به شون شیطان میگن اونها دوست دارن که این ارتباط درقرار بشه حدف شما اینه که ایمان انسانها رو ازشون بگیرن به همین دلیل هیچ بشت توصیه نمیشه که کسی بخواد در چین حوضه وارد بشه چون نتیجهش قالبن حلاکت و حد درقل اینه که ایمان انسان رو ازش میگیرن و این خیلی خسارت بزرگیست دوست عزیزی با شماره تماس 917-53-83 اینطور پرسیدن که تدادی از افراد هستن که کارهای خوب زیاد انجام میدن نزد و نیاز هم میکنن اما نماز نمیخونن و میگن کارهای ما برای خدا کافی هست و همینها شکر و سپاسگذاری محصوب میشه حالا سوال این هست همینها کافیه یا حسما باید نماز رو هم بخونن این که کارهای خوب انجام میدن خب کارهای خوبشون عجشون زایه نمیشه نه لایده عجل مخصی اما این که اون کارهای خوب جای نماز میگیره نخیر که میگن ما چون برای خدا کارهای خوب انجام میدن کافیه این کافیه رو از کجا آوردن خدا گفته کافیه یا خودشون از پیش خودشون دار آوردن نه خدا میگه کافیه نیست میگه خدا من بقیه خورتونم قبول ندارم من گفتم اگه نماز نخونید اگه نمازتون قبول نشه وقیه اعمال اصلا نگاه نمی کنم پس این که برای خدا کافیه هست و همینها شکر و سپاسگذاری خدا هست مگه خدا گفته نماز بخونید برای شکر و سپاسگذاری من اینها شما دارید اشتهاد میکنید در رشته که تخصص ندارید دارید نظر میدید در جایی که اصلا تخصص ندارید بنابراین نه خدا از اونها قبول نمیکنه میگه بشه دارید تو گفتی برای من کافیه هست نه برای من کافیه نبود که اینها گفتم برای شکر و سپاسگذاری من نماز بخون که حالا میگیدیم من با این کارا شکر میکنم نه بله اگر مشتهد بودن ایبی نداشت میگفتیم که خب حالا نظر اشتهادشون اینه ولی کسی که در این زمین تخصص نداره حق چین نظر نداری هم نداره در مورد آیه هفتا دودو سوره احساب یعنی انا عرض نن امانه آیا منظور از این امانت اختیار نیست؟ بر چه مرنایی میگین امانت ولایت هست؟ این که بگیم که امانت اختیار بود اون وقتی خاص انسان نیست قب جن هم اختیار داره فرشته هم اختیار ما داره هیبانات هم اختیاره که داره اما این که فقط انسان قبول کرد آسمان و زمین قبول نکردن باید چیزی فراتر از اختیار باشه و ما چیزی دیگه فراتر از همون مقام ولایتی که فقط انسان میتونه به اون مقام برسه نداریم همون که به مقام قاب قاسین او عدنا میتونه برسه که از فرشته هم میتونه بالتر بره این همون ولایت بله انسان با اختیار خودش ولایت رو انتخاب میکنه ولی اون امانت همون ولایت که فقط خاص انسان هست یعنی ولایتی که انسان دارد هیچ مخلوق ندارد در حالی که اختیار رو عرض کردن بقیه مخلوقات هم یه جنگی مثل انسان مختاره دیگه ولی اون امانت فقط بر انسان یعنی انسان فقط قبول کرد شخصی به من تهمت دوزدی زده به طوری که همه باور کردن که من دوزدی کردم آیا میتونم قیبت فرد تهمت زننده رو بکنم؟ نه اون گناه بزرگی شده و تهمت زده و روز قیامت باید پاسخو باشه الان باید بیاد از سمحل حلالیت بتلبه و جبران کنه اما ندید شما همشه قیبت کنید میشه مثل او منطقه او تهمت زده شما قیبت بکنید پرسمان مجالی برای پاسخویی به پرسشهای شما همراهان گرامی بخش پاسخهای کتار رو به اتفاق شما عزیزان شنیدیم همونطور که خدمت شما عزیزان عرض کردم و به خاطر شریفتون هست تو شماره تلفون 321-551 و 321-552 با پیش شماره صف 25 راه های ارتباطی این برنامه با شما عزیزان هست که از این طریق میتونید سآلات اعتقادی خودتون رو از برنامه بپرسید از همین طریق شنونده عزیزی سآلی رو از برنامه پرسیدن صدای این شنونده بزرگوار رو میشنن مقصد از استاد برنامه بپرسید مگه نمیگه ما هشتمین دوره هستیم که به انسان ها وارد شدیم بپرسید از استاد که همین جور حوش مصنوعی یا قابلیت فکر کردن دارن این دوره که الان اینقدر پیشرفت کرده انسان ها چجوری هست یعنی از این دوره اگه واقعا بخوان به دنیا بیان توی دوره نهوم همین جوری آقل هستن همین طوری میمونن یا این که نه از اول دوره شروع میشه سیار ممنون از شما شنونده گرامی که سآل خودتون رو از برنامه پرسیدید چنان باستاد خب این پیشرفتی که الان این دوره از خلقت بشر بهش رسیده و این تکنولوژی و علمی که بهش رسیده حوش مصنوعی و حالا بازم میگن تا قبل از ظهور حضرت امام زمان علیه السلام دو حرف از بیسا هفت حرف علم برای ما مشخص میشه و حالا معلوم نیست ما در کجای این علم هستیم و گسترشم پیدا میکنه سوال این شنونده این هست که آیا اگر این دوره تموم بشه دوره بعد خلقت دیگهی باشه دوره نهوم همین علم و این تکنولوژی که الان این بشر بهش دست یافته اون زمان این علم هست یا نه این ها از صفر دوباره شروع میکنن چند نکتر رو ازم کنم اولین که این تصور که بخشی از علوم این نسل از نسل های پیش گرفته شده این درست نیست اون ها منغرست شدن و چیز هم از اون ها باقی نمونده بود که حالا بخواد این نسل از اون بقایای علم اون ها استفاده کرده باشه باسته این نبود که انتقال داده باشن ممکنه که ده های زار سال شد بیشتر فاصله شده بین این دو نسل اولین بشری که خلق شد در این دوره حضرت آدم بود پیانبر بوده آیا خداوند الهاماتی و علومی رو در این بشری قرار نداده که مثلا بگیم که این بشری به صورت ذاتی این علوم درش وجود داشته و این علم رو داشته و دانش رو درش بوده حالا اون یه بحثیست که البته اون بشری دو شاخه میشه اقامه رو پدنن علم و علمان مطبوعون و مسموعون بلایان فعال مسموع و ظلم یکونه المطبوع علم دو شاخه میشه اما همش مولا همین بشره یک بخشی از این علم از اون انسانهای قبلی به این بشر مدقل شده این یه نکته نکته اون این که اون نسل های گذشته که حالا منقرس شدن الاز ظاهر و بر اسم نظری که حالا ما این نظر رو نظر قبیل میبینیم اینه که در این حد از اقلانیت و شعور که این آدم هست اونها نبودن اونها شبیه حیوانات بودن یعنی از لحاظ اقلانیت فقط چهره چهره انسان بود شکل و قد و قواره انسان بود یعنی اعمال و رفتار اونها مثل حیوانات ها یه درجه مولد هست حیوانات هم خودشون باز درجاتی دارن بعضشون آقل تر هم بعضشون شعور بیشتری دارن بعضشون شعور شمتری دارن مثلا اصفرسخونیت حوش بیشتری داره یا آقا مثلا تیزبین تر هست سک مثلا شامه قبیل تری داره همطور پس اونها چیزی نداشتن که بخواد به این انسان منتقل بشه به این نسل منتقل بشه چون این نسل که اون ظرفیتی که حالا تحت روح الله بهش دمیده شده داره این ظرفیت من این نسله ازا سویتو و نفختو این روحی فقه اوله و ساجدین اینه که مسجود ملائکه شده این نسل که اماندار خداست که روح خدا درش هست اینه اون نسل گذاشتی این خصوصیت رو نداشتن بنابراین ظرفیت ها و استعداد ها این انسان رو نداشتن این استعداد علمی که این انسان داره که تو مصابق علمی از فرشته ها میبره برنده میشه بر فرشته ها این مال این انسانه این دوره از خلقه دیگه همین نسل هشته رو نداشت مطلب بعد این که اونها این روح رو نداشتن این ظرفیت رو نداشتن مطلب بعد این که این انسانی که ارلان ما از نسلشیم این قافله دیگه آخرشه یعنی بعد از این نسل انسانی دیگه ی برای روی کلی زمین خرم نخواهد شد این انسان که به آخر رسید که زمین تمام میشه آسمان تمام میشه اینا دیگه درگن میشه و این دوره تموم میشه این قافله دیگه به انجام میرسه تموم میشه میره اگر خداوند زمین دیگری خلق کند که خلق میکنه اهلی برای اون زمین ها خلق کند آسمانی بر سرشون سایه بیافت کند اون یه چیز دیگه این دوره نیست این دوره با برفای قیامت تموم میشه پس نسل نهوم که بخواد بیاد که بخواد از معلومات ما استفاده کنه چه این تصوری وجود نداره چه این نسلی وجود ندارن این نسل آخر و زمان هستن و بعد همچنان قیامت برفا شد این دوره تموم میشه زمین تبدیل به زمین دیگری میشه آسمان به آسمان دیگری و این دوره تموم میشه اون دوره بعدیه که حالا باز اونها دیگه اون زمین زمین دیگریست اون نسل نهومی که استاد میاد آیا همین ظرفیت عقلی و استدادی که در بشر این نسل هست در این خلق دوره هشتون هست اون ربطی به این دوره نداره اون یه چیز دیگهه اون خالا سال شنوندن اینسان اسمی نمیذاریم یعنی خلقه دیگهیست اطلاعی نداریم اطلاع ما اینه که فقط اونها نافرمانی خدا رو نمی کنن یعنی در روایات به این مسئله شده شده فقط گفته شده که خداوند باز زمین ها خواهد آفرید برای اون زمین اهلی خواهد آفرید که آسمان بر سرشون سایی می افکند برای اونها دیگه نافرمانی خدا رو نمی کنن به اونش ترسیبی خبر نداریم که اما اونها از چون بینید انسان یا آدم نه مخلوق دیگرسی خدا کارش آفرینش خدا که تمام نمی شه که نه هم کلی اومن و پیشن همیشه در حال آفرینش پس ما نست نهومی دیگه نداریم که بینیم اونا از ما چیزی یاد می گرن یا یاد نمی گرن دوره نهومی برای بشر یعنی انسانهایی که خلق شدن بسیار ممنون و متشکر از ازدادت هایی امیدواریم این شنواندهی گرامی هم پاسخ سالشون رو شنیده باشن ممنون از این که با سبر و حسنه به سالات عزیزان شنوانده ما پاسخ دادید و وقت شریفتون رو در اختیار این برنامه قرار دادید از شما شنواندگان عزیز هم که تا انتهای برنامه با ما همراه بودید تشکر می کنم شما گرامی هم می توانید نظر انتقاد و پیشنهاد و رضایت خودتون از برنامه رو به سامانه پیامکی سی هزار سد و شست و دو پیامک بفرستید و یا این که با شماره تلفون سد و شست و دو تماس بگیرید و ما رو از نظراتهای خودتون آبا کنید از همه شما عزیزان گرامی تشکر می کنم همه شما گرامیان رو به خدای بزرگ می سپاریم ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار ارتباس دعا خدا نگهدار آمده زیبای ارتباس دعا خدا نگهدار آمده زیبایی ارتباس دعا خدا نگهدار در صورت قد شدن ارتباط میبایستی کلومترها بین خدود را بررسی می کردند بی سیمای پیار سی با باتری دوازده کلو وزنشه یعنی یه دونه باتری توشه دوازده کلو که اکثرن یه دونه باتری زاپاس با خودشون برمیدنن که اون باتری زیف شد جایگزین کنن دو کلو باتری شد میشه چارده کلو به این شکلی که اینو میچرخونی تلفون بعدی شروع میکنه یعنی درست زمانی که زنگ میخوره صدای زنگش اینه گرباقه است به همون خاطر بین هم میگن گرباقه ای و شاستی هم که در موقع شبکتن شاستی رو میگیری بعد ویل میکنی جمعی از بی سیمچی های جنگ تحمیلی واسطه و رابطه فرمونده نیروها با فرمونده فرمونده با فرمونده کلی که پشت خط مهور قرارگاه است ارتباط اینه بی سیمچیه حدودا یک کلومتر و نیم خط ما با پشت خط ما که فرمونده مهور خدا رحمدش کن شهید حسنبور بود فرمونده مهور بود ما از اینا داشتیم سیم کشیدی بودیم حالا روزی ده بار ما میرفتیم با وان سیمبان سیم ها چک بکنیم به مدیگه با توبخانه خان پار اون پشت خط ها بین خط ها را ماشی رفت و مدیگرد میکوبید این سیم ها قط میشد رابطه ما قط میشد مجبور بودیم بریم هر روز صبح یه دنه تلفون از اینا بر میداشتیم میرفتیم هر کجا سیم قط شده بود وصف میکردیم تماس میگرفتیم بیدیم بازم قطه به ترتیب تا هر موقع ایراد سیما پیدا کردیم میرفتیم خط برگشت هم رفتش هم برگشتش این سیما را باید چک میکردیم رگ حیاتی نیرو بی سیمه جزیره که بودیم هم بی سیم داشتیم هم تلفون سهرایی سیم انداختیم از زیر خاک رفته بود به من بی سیم دادن گفتن که تلفون قصد شده تلفون خوبیشون بود یه راحت صحبت میکردید کود و خطینابی هم نمیتونستن فرمانده گردان بود معاونش بود منشیا بود هنفشت نفرد سنگر بودیم من خودم بالان شده بود هرچی فرمانده من گفت تو نر بزن معاونه دیگه شما بره گفتن نه خودم میرم چون یه رفتن نویده هفتش در سر کشتن توش خود که بری و خشته بشی همه میرفتم مثلا پنجامه جلوتر چک میکردم تماس میگفتم با این ورد با اون ورد بسه یا نه حالا اینجا مثلا توی چاله قویم شده بودم یه خونپاره میخورد اینجا تا خاک میخورد اونجا وقتی خونپاره خورده خاک رو ریگش داق بود دیگه سنگی اینا پا ما میسازن خلاصه که الان من رفتم یک ساعت نیم طول کشید من این سیما وز کردم با مهورم تماسی افتادم این وقت تماسی افتادم با سنگیر خودم رو دیدم جواب نمیدن گفتم دوباره جایی دیگه قد شده خلاصه چک کردم اومدم تا ده پونزه روز سنگیرمون دیدم که جمندارستن این بچه ها نشستن اصلا هیچی گریه میکنن ناراحتن و گفتم چی شده؟ گفتم چیزی نشده خلاصه مردم دیدم که خنپاره سده بیس خورده سنگیرمون همه اون بچه هایی که اونجا بودن همه شن شدید شده هم پرمونده گردان مابنه این خاطره تلخی که هر کجا میبینم یک تصادفی هم میبینم میبینم جمند مخابرات در دوران دفاع مقدس به دو بخش بیسیم و باسیم تقسیم میشد نقش بیسیم و باسیم چی را کسانی که در جنگ حضور داشتند به خوبی درک میکنند حسین قفوری باسیم چی عملیت که شروع میشد دیگه ارتباط باسیم کلان از بین میرفت به خاطره که چهار تو گلوله که میخواد خط مقدن ما رو میزد دیگه به محض اینکه اولین ارتباط باسیم شروع میشد دیگه از تلفون بیرفتیم کنار دیگه آقا ما داخل شهریم و همه اینا که توی شهر بودن هر یک از واحد های عملیتی دوتا بیسمچی دارن لشکر یا تیپ دوتا بیسمچی داره یکی ارتباط داره با قرارگاه یکی هم ارتباط داره با محور های عملیتی فرمانده محور دوتا بیسمچی داره فرمانده گردان دوتا بیسمچی داره و فرمانده گروهان دیگه یکی بیسمچی بیشتر نداره مگر این که در مناطق سربل اوبور و کوهستانی باشه که اونجا گرهان هم دوتا بیسیمشی داره که یک بیسیمشی با دسته ها در ارتباطه که عوامل فرمانده گرهان رو به اونها ابلاغ میکنه تانک ها و این ها و آتشبار ها خنپارنداز ها توبخون ها این ها همه با وعد عدوات بودن مستقیم با فرماندهی در ارتباط بودن و ما هم اگر آتش پشتیبانی میخواستیم بستگی داشت که مثلا فرماندهی اجازه داده بود به همون که مستقیم با عدوات کار کنید یا این که نبه خود فرماندهی میگفتیم اطلاعات میدید اونا برنامه تشخیصشون میبادن چکار میکردن ارتباط میدادن و دخواستات شما رو اجرام میکرد فعالیت یگان مخابرات چه مخابرات باسیم و چه مخابرات بیسیم در عملیات ها با دیگر یگان های رزمی متفاوت بود به طوری که رزمندگان آن یگان حدود ده الى پانزده روز قبل از عملیات برای برقراری ارتباط وارد منطقه میشدند و بعد از اتمام عملیات نیز میبایست تمام ارتباطاتی را که برقرار شده بود جمع آوری میکردند مأموریت و وظایف مخابرات و ارتباطات در دوران دفاع مقدس برقراری ارتباط بیسیم بین مقرهای یگان ها برقراری ارتباط باسیم در داخل هر یک از مقرها سیمکشی داخل مقرهای ثابت و موقعت اردوگاهی و برقراری ارتباط مخابراتی خدروهای نفربر و زرهی و ماشینالات مهندسی در جنگ همراه همه فرمانده هان یک نفر به عنوان بیسیمچی حضور دارد که همه رمز ها دست او بود وقتی فرمانده گروهان گردان یا تیب شهید می شد تا زمانی که جانشین فرمانده در موقعیت قرار بگیرد یا سازماندهی جدید اعلام شود بیسیمچی بود که در نقش فرمانده عمل می کرد در واقع میتوان گفت بیسیمچی ها فرمانده دوم عملی هستند بیسیمچی از طرف فرماندهی رده بالاتر هدایت می شد به بیسیمچی می گفتند چه چیزی را به نیروها ابلاغ کند