و ادامه روایت کتاب نشان حسن خدا نگهدار با حجت الاسلام و المسلمین سعیدی آریا همراه بشید و سخنرانیشون رو بشنویم به اتفاق در برنامه بر بال سخن موضوع صحبت ایشون هم جامعه اهل خیر و خوبی از نگاه امام سجاد علیه السلامه که به مدت 29 دقیقه تقدیم شما شد اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره بای محال کدی که خدا از اون نظرش رو برگرد استواره بر بال سخن که جناب رو بلده و بلده ایشتنه بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین الحمد لله الذي هدانا لها زب و ما کنا لنحتدی لولا ان هدان الله والحمد لله رب العالمین الحمد لله رب العالمین و بلده ایشتنه سلامت الله و سلامت الله و عجب فره جمع مسرحه مفرد عرض سلام و عدب و احترام خدمت همه ی عزیزان بزرگواران ازاداران حضرت عباد الله الحسنگ و امام زینول آبدین علیه السلام انشالله که توفیق بندگی و اطاعت خداوند رو در همه ی احوال زندگی داشته باشیم روایتی که انشالله خدمت الله و احوال زندگی داشته باشیم روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله Sil PETAN روایتی که انشاللهخش که فيديو آریبی شدهAN روایتی که انشالله خدمت الله حسن DJ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ روایتی که انشالله خدمت الله حسنگ دوران ام작DOJ.com و فی کن تبل آلم و لعکبرون فکر میکنی یه جرم کوچک بیمقداری یه آلم بزرگ در تو نه افتست نتیجه قانون گذاری حیوانی همین بحث جوحاله که وقتی بالامیان حرفشون شنیده میشه نکته مهم عزیزان ما خیلی موقعات و محرم بحث میکنیم آقا ملعون یزید ملعون ابن زیاد خدا عذابشونم زیاد کنه چجوری مدیریت کردن اون حکم و فرمان زبان املا الخارجی بودنه ابا عبدالله الحسین ریس سلام واجب و قتل بودن محاربه با ایشون این یه جنبه قضیه است که اینها این کار رو کردن جنبه دومش پذیرش مردمه ملعون یزید سه روز ازای عمومی اعلام کرد برای این که موزینش از روی اسف افتاده بود روی زمین مرده بود مسلمان ها پذیرفتن این مسئله رو اون پذیرش اینورم هست قوایت رو دقیق بکنین جامعه ای که بدبخ شد گرفتار شر شد ازا تکلم الفقیه قهره امام حسین علیه السلام که امیغترین فهم دینی که قابل مقایسه با فیخ دیگران نیست متصله به خدا سبب متصله ارزو سماست معدنه لعلم است محل جوشش علم است با هیچ گویند و فقیهی قابل مقایسه نیست هم اگر حرف بزند تنها میماند تو روزه ها شمیدید حضرت میگوید و نسبت بهش مناطف نیستن پذیرش نیست جامعه ایست که دوچار شر شده بدبخت شده فهم دینی براش حجیت نداره جوحال براش حجیت دارن جهولان ها وزگنره هم و شیخان اعماله هم وقتی زینت ها خیلی از ما ها میخواییم خرید بکنیم اگر خبره باشیم اصلا زینت های فروشنده برای ما تأثیری نداره هی داد باشیم اگر خبره بزنه بود و بیا بهترین انبال بهترین چیه آتیس زدم به مالم نمیدونم اون کسی که خبرست نگاه میکنه یه اصلا یه حرفانیست من اون یه دونه جنسو اگر میدیم من اونو میخوام با این قیمه ولی نه افراد دیگه وقتی نادانن نسبت به اون فهم امیق گل میخورن از منافقین بگیرید در اوهایل انقلاب منافقین نسبت به این مسئله هی روی کسانی کردن که نسبت به مفاهم دین فهم امیق نداشتن روزاهر دین غذاوت میکردن آیه قرآنم میخوندن ولی منحرف شدن تو جنگ های امیر المؤمنین علیه علیه السلام میبینید در مورد ما موسیقی علیه السلام ها میبینید جوحالشون خبار جنه روانی اونجوری بالا میان ولی چیزی متوجه نیستن این هم از وجود نازنین امیر المؤمنین علیه السلام از آهرت اگر دوست داری خدا دوست داشته باشه این چه برای فرده چه برای جامعه دارم عرض میکنم ودتقه یعنی تقوی داشته باشه خدا ترس باشه اگر امتی خدا ترس بود اگر فردی خدا ترس بود بعدی که از بنده های خدا نمیترسه این کلمه خوف و حزن تو دل آدم با تقبا نیست پس چرا اینجا در مورد خوف از خداوند صحبت میکنی؟ این خوف چیه؟ اون خوف چیه؟ خوف از بنده خدا ندارد کسی که خوف از خدا دارد چون رزاق و فائر جو اون میبینه لا معثر فر بوجود الا الله وقت اتمیلان و آرامش پیدا میکنه وقت مثل حضرت امام رزمان الله تعالی از هیچی نمیترسه محکم استاده میگه اگه یک نفری هم باشم جلوت میستم جلو ظلم میسته کاری به اعوان و انصار نداره یه نفری هم استادگی میکنه حیات من نزده زلت روش نمیاد ولی اگر خوف از خدا نبود خوف از بنده خدا میاد اون وقت تنگ نتکلیف میکنه برا آدم اون وقت با یه وعده قرآن چی میگه وعده شو؟ یهد کمال فقر شیطون میاد وعده فقر میده از هدایت دور میکنه میگه اگه با من نباشی تو انبا وقص هم چطور فردش چطور اجتماعش هست تو بازارش هم اگر هست یه نفر هم اگر باشه شیطون میاد سراغش اینجا اگه کلای مشتری رو بر نداری اینجا اگه فلان دروغ و نگی خدایی نکرده فلان دروغ و نگی فلان جنس و کمفروشی نکنی یهد و کمال فقر اینجا فقر میاد سراغتا نداری زن و بچهت میمونی تو جا شروع میکنه اینجوری تبلیغ کردن روزه طرفداری از حقم بخوایی بکنی همین مسئله است ولی اگه خوف از خدا بود چناخت خدا بود رزمان خدا رزمان خدا بعضا علمای ما در این مسئله خوف خدا میگن میان اگر کسی ذره خوف خدا آمد تو دلش شجاعتی میاد که مقابله نداره این شجاعت رقیب نداره شجاعت آملش اتصال نسبت به خدا ازیزم اگر به شما بگن برو خرید کن فرض بکنیم مثال واضح بزنیم بگن برو خرید کن یه دونه از این کارتای بانکی هم به شما بدم برو شما خرید کن مثلا میخواییم امشب حیعت بگیریم مثلا آقا چقدر خرید کنم شما هرچی نیاز داری خرید کن آخو من نمیدونم چقدر توی این حسابه باید یه معادله یه محاسبهی بچینم دیگه آقا شما برو خرید کن میدونی تو حساب چقدر مثلا پشتوانه این حساب صندوق عرضی بانک مرکزیه مثلا دیگه چی گرونه برو شما هیچی اصلا ترسی نداری تو بازار بری هر جا بخوایی کارت بکشی آقا کل این مقاضد چند مثلا اصلا کل بازار چند عددی نیستش در مقابلش چون پشتوانت میدونی کیه پشتوانه کارته یه حسابیه که عدداشو نمیشه شمرت کسی که خدا رو پشتوانه دید اینطوری میبینه مثل حضرت موسا پشتوانه رو علیه السلام چجوری میبینه اینمعیه ربی تو چه موقعی میگه فرعون اومده کنار بهر کنار دریاست رودخانه است البته خاطر بزرگیش قرآن بهر میگه همه مردم میگن اینمعیه ربی خدای من با منه این پشتوانه دیدن خداست نگاه غیر خدایی با نگاه خدایی فرقش اینه توسلو تا وکلش اینه خدا رو بزرگ دیدن خدا رو قادر دیدن یه وقت به لفظ میگه آدم ولی در معنا قبول ندارد که او رزاقه حساب و کتاب دست اوست بارها من اینو عرض کردم صد و نوه بار تو قرآن تو صد و دو آیه قرآن کریم واجه حسه بر رو دارین اینو حفظ بشین نوهنم با سیاق منفیه مردم نگاه کنید ولی تحسبن لدین قتل و فی سبیل لاغم باتم بل احیان اونه این درب به هم یرزقون من یتق الله رزقش چجوریه یرزق همه نهیس و لا یه تسب همش با سیاق منفیه اصلا حساب کتاب اینی نیست که شما میگید شما احاته به مطلبی ندارید که حساب بکنید حساب کتاب اونیست که خدا میگه خدا به خواد عزت بده تو عزت منده شو خدا عزت بهش بده خدا به خواد زلیل بکنه زلیل میکنه قواعد این نیست ما محیطه به قواعد نیستیم ما آمله به این قواعد اصلا چیه یبن آدم اون چیزی که من مقدر میکنم من مقدر میکنم به تدبیر تو میخنده یه روز حضرت امام رضی الله تعالی رو دستگیر میکنن از اون تنهایی میبرنش تهران یه نفرم باش نیست پیروزی رو خدا براش رقم میزنه چی کار کردن در مقابلش امروزم بدونیم شیطون کار خودش رو با ایجاد خوف ایجاد ترس کرای مختلف انجام میده ازا عرطه ان یوهب بک الله فخف وتقه خدا ترس باش خطوط قرمز الهی رو را آیت خوند و ازا عرطه ان یوهب بک المخلوقون فاحسن الیهم ورفوز ما فی ایدیهم وقتی دوست داری بنده های خدا دوست داشته باشن اینا رو عرض کنم چه فرد چه جامعه محبوبیت تو جامعه آدم پیدا بکنه با چی پیدا میکنه اگه دوست داری بنده های خدا دوست داشته باشن فاحسن الیهم نسبت بهشون نیت خیر و عمل خیر انجام داد احسان رو دو قسمت میکنه یکی نیتی که عمل نسبت به مردم خیر باش برخوردات باشون خوب باشه خالت و ناس مخالتتن ان اشنام هنوه الیکم امیر المؤمنین علیه السلام کلمات قصار قسمت سبم کلمات قصار نهجول ولاغه با مردم یه جوری رفتار کن که بیان طرف تو کیف کنن از زندگی با تو اگر مردی براتون گریه کنن خدا رحمت کنه چه آدم خوبی بود و احسن الیهم ورفوز مافی عیدیهم چشمت به مال مردم نباشه آی فلانی چی خرید فلانی چی گار داره دنبالش برم برای این که یه قرون ازش بکنم مباحات المتسرین ول ازرائب المقلنه امام زینالعبدین علیه السلام اینو با سیقه استعازه میکنه اللهم انی ععود بک من مباحات المتسرین ول ازرائب المقلنه خدایا به تو پناه میبرم دنبال پولدارا و مشهورا باشم ول ازرائب المقلنه ازرائب مثل زرولبه رها کنم اونهایی که بعض مالیشون خوب نیست حالا تحویل نگیرم ملاکم تقوی نباشه خدا ملاک تحویل گرفتنش چیه انا اکرمکم عند الله اتقا کم ملاکم خدایی باشه نه ملاکم دنیایی باشه وگنه وضیعت مالی ابو صوفیان خیلی بهتر است فهمه یکی از خود پیغمبرم خیلی بهتر بود از ابو زرم خیلی بهتر بود خدا ملاکش تحویل گرفتنش وضیعت مالیه فرفر مافی عیدی و ازا ارت ان یوثری الله مالکه فزکه وقتی میخوای خدا مالتو اضافه کنه مال بابرکت مال شیرین نه اضافه شدنه به معنای دنیایی خدا مالتو خوشتم کنه خدا کسرت به مالت بده خدا مالتو زیاد بکنه فزکه تزکیهش کن پاکش کن تزکیه تو دین ما دوتا انوان مختلف داره یکی تزکیه در ورودی ماله حواست باشه دیدید ما چجوری سرند میذاریم گاهی تمیز میکنیم یه مادهی رو میریزیم تو این آشکالاش بمونه رو اصلش برسی سرند بذار برای کاسویت ورودیش و حواست باشه اینجا زیادی از جنسم تعریف نکنم اگه کارمندم وقت تلف نکنم خدایی نکرده مراجعه ای کنندهی که اومده بفرستمش پردا بیاد بگم امروز حال ندارم هر جوری منیم که معلمم تو مدرسه دارم درست میدم همینطور باید باشه به دانش آموز هم بگم حالا برید امروز و فیلن صفا کنید کیف کنید مثلا کاری نداریم امروز خیانت کردم دیگه بچه های مردم رو سپردن دست من که درس یادشون بدم خود بچه هم از همه رازی ترن ویل کنن برن ولی من خیانت در امانت کردم حقوق خودم رو حرام کردم هر کسی به حسب کاسوی و در اومد خودش پس یه تزکیه در ورودی بود دو حالا ورودی حلال به دست آوردم حالا تزکیه در وجوهات شرعیه این که خمسش رو این که زکاتش رو بچه شرعیه نسبت به الهیش رو این رو حساب کتاب بکنم اینم چیز عجیب و غریبی نیست دا یه سال زندگیش و معونش آدم حساب حالا دقیق تر از این یه که میگم کلیش رو دارم میگم یه سال هرچی خرچ کردی نوشه جانه درامت خرچ کردی سر سال هرچی اضافه تر اومد یک پنجام از اضافه تر همه خرچاتو کردی خوردی پوشیدی ماشین خریدی نمیدونم چی کار کردی اینو میرید دفتر مرجع به راحتی هم حساب میکنن اینقدرم اون لحظهی که آدم خمسش رو پرداخت میکنه تا قبل شیطان و آویزون میشه پیدر آدم رو در میاره برای این که نزار خمست رو بدی نزار بچه شریع مالت رو رو آیت بکنی و تزکیه مالت رو بکنی اینقدر پر و پات میبیچه ولی اون لحظهی که آدم خمس رو بیده الهی شکر خدای این عمل رو انجام دادم اینقدر شیرینه بعدش اینقدر شیرینه انجام وظیفه الهیست فزکه فتزکیه رو در دو غالب ارز کرده و ازا ارتعن یوسح الله و بدنک فاکسر من از صدقه وقتی سلامتی میخوایی چه برا خودت چه برا دیگران زیاد این کار رو انجام فاکسر من از صدقه کسرت صدقه گاهی صدقاتیست اثرات مختلفی داره صدقه روایت داره هفتاد نوع بلا رو از بین میبره امام صادق علیه السلام میفرمد بلای محتوم با هجیمی یعنی حتمی رو از بین میبره یعنی آنچه که نوشته شده است برای این آدم اتفاق بیفتد عوض میشه صدقه خیلی پرقدرته بلای محتوم رو از بین میبره حتی مسائل مالی رو حالا توی استقفار مسائل زیادی داریم مشابه صدقه استقفار رو پیدا میکنید که خیلی از مشکلات و صدمات مالیی که ما میخوریم هم مال مسئله استقفاره اگر خواستید پیدا کنید استقفار هفتاد بندی امیر المؤمنین علیه السلام این تو مفاتیه نیستش ولی توی محیط مجازی بزنید خیلی راحت توی انترنت پیداش میکنید شخصی بود اومد خدمت امیر المؤمنین علیه السلام آقا جان من وضعیت مالیم خرابه ایالوارم هستم حضرت فرمود کسرت در استقفار داشته باش گفت اخو چجوری این مسئله رو داشته باش من میخواد بگو اینی که میگید دارم ولی اثری نکرد حضرت فرمود از گناه هایی که نمیدونی استقفار کن چی آقا گناه هایی که نمیدونم بله بخونید هفتاد بنده که حضرت آموزش بهش میده سال دیگه که خدمت حضرت میرسه رمدار و گلددار شده بود یه وقتایی آدم نمیدونه چه خطاهایی داره انجام میده حالا از سر وضعیشت و زندگیشی نه استقفار از اینها رو میخواد استقفار و صدقه دوبالیست که بسیاری از مشکلات ما رو حل میکنه صدقه رو حضرت برای صحت بدن هم فرمودن رزوان خدا بر علامه امینی رزوان خدا برش داره که تو شبه آشورایشون برای قلب نازنین حضرت حجد از جلال الله تعالی فرج و شریف صدقه کنار میذاشتن خب درکی که ماها نسبت به روزه داریم در همینیه که راوی میگوید ما همین هم درکی که امام داره نسبت به مسئله آشورای اصلا قابل مقایسته با ما نیست اون سنگینی مصدیبت هم از این کسی که او میفهمد شهادت انسان کامل یعنی چی ولی خدا امام شهادتش یعنی چی او امق مسئله و فاجر رو درک میکنه قلب مبارکش چقدر فشرده میشه فعکسر من از صدقه زیاد صدقه بدیم چه برا خودمون چه برا اطرافیان بچه ها آدم نگاه میکنه خیلی در معرض خطرات هستی صدقه خیلیش رو رفت میکنه کسرتش هم هم کسرت به حجم گفتن هم کسرت به تعداد گفتن آموزش هم بدیم این هم یادگاری داشته باشیم میخوای خودت بری به یه نفر صدقه بدی با بچه داری میری این پوله رو بده بچه های ببره صدقه بده دستش عادت کنه بفهمه کمک کردن به دیگران قدیمی ها میخواستن یه وقت نظری بپزن میخواستن پخش کنن بین همسایه ها به بچه ها میدادن یاد بگیرن بچه ها باید این رو پخش کردنش دستشون عادت کنه فکرشون عادت کنه یه چیزی از خونه ما به خونه دیگران میره اینا آموز ها یه وقت نیم دو سالگی هم باید باشه یه وقت من با فرزندمون میرفتیم طرف خیابون امام رزا علیه السلام طرف حرام مشهد گنبه ده حضرت مهدوم از دورم که میریم حال خوشی هم آدم داره دست بچه ها رو گرفته بودم و میرفتیم اگر هم دیده باشید این مغازه دارا یه وقت این اصلا آب نبات یه چیزی هست بیرون میچینه از مغازه تو گنیای کچی که بیرون میریزه یه وقت همین جوری که داشتیم میرفتیم من حواستم نبودیم بچه حالا این یه سال نیم دو ساله یه دستی زد چند تا دونه از اینا برداشت فوری بغلش کردم این مند خدایی که با ما بود گفت حواستم لطف کنید حساب کنید آجاقا این حرفات چیه بفرماین شما مهمون امام رزایی کلی هم تحویل گرفت ببینم نه آجاقا این باید رو هم ببینه اگر چیزی برداشت ما به ازاش یه چیزی از جیب من در اومد پرداخت شد یه چیزی به نام خرید و فروش معامله مبادلت و مالن به مالد این باید از همین تو بچه که تو زهنش باشه نمیشه دست سد به مال دیگران نمیشه همین جوری برداشت درست حلال است اگه اون رفیق ما میرفت حساب میکن درست اون من به خدا هم حبه کرده حلال است ولی جنبه تربیتیش مشکل داره و تربیت رو یاد بگیره بفهمه که اگر چیزی آمد در مقابل چیزی باید برود اسمش پول است یا هرچی تعامل و معامله رو باید بفهمه حلیت و حرمت یه مسئله است بحث تربیتیشه مسئله دیگه است داره که حضرت امام زینال آبدین علیه السلام وقتی صدقه میدادن دست خودشونو میبوسیدن آقا دست خودتونو میبوسید بره حضرت فرمود مگه نشنیدید که دستی که صدقه میدهد قبل از این که صدقه به دست اون شخص برسه با دست خدا ملاقات کرده من دستی رو که با دست خدا ملاقات کرده میبوسم از این حیث میبوسم اینا آموزه است آموزش دادن نسبته به ماست یعنی مسئله صدقه اینقدر مهمه و ازا ارت انیوتیل الله امرک فصل زوی ارهامک اگر دوست داری امرتو خدا اضافه کنه سل رهن داشته باش چیزایی که بعضا متاسفانه یه ذره داره کم رنگ میشه همم بحانه داریم براش میگه ها جا اینقدر گرهه افتاره ما نمیرستم به پدر مادرم سر بزنم داری برعکس میخونی عزیزم اون فرمولو داری برعکس میخونی از بس به پدر مادرت سر نمیزنی گرفت داری داری برعکس میخونی خدا میدونه اگر همینو رئیس ادارتون بگه فلانجا بیا یه وامی میخوام برات جور کنم همچین وقت بیدا میکنی بری از زمین و آسمون وقت میزنی که بری زویل ارهم دیگه بالاتر از پدر و مادر که نداریم وقتی نگاه میکنی پدر و مادرها دل پوری دارن این بچه اصلا یادش رفته پدر و مادر داره قلوم نیست یه سری به ما نمیزنه یه زنگی نمیزنه از حضرت پرسیدن چند وقتی بار بریم نسبت پدر و مادرمون عرض عدد بکنیم حضرت گفت اینقدی که نگن دل من تنگ شده فلانی بیا به دل تنگی نکشه بچه شی پدر و مادر یه جور خواهر و برادرش یه جور آی اگه برم اینجوری میشم اد و فلان بله یه وقت خلاف شهر اتفاق میفته که معمولا نیست اینجوری حالا اگر باشه اون یه بحث دیگه ای داره حکم فقهی دارد هیچ وقتم سلیره هم جایز نمیکنند خلاف شهر را اون یه بحث دیگه ای داره میدونم بعضی ها یه مسائل اینجوری دارن حالا بره اونجا یه مسئله خلاف شهری اتفاق میفته ولی نوعا اینجوری نیست نوعا فاصله گرفتن ما از خانواده ها باعث میشه روابطمون سرد بشه تکرار کردنش نوعا سنگین گرفتن یه جوری مهمونی میگیریم که نمیتونه طرف مقابل داشته باشه نمیتونه یه همچین چیزی رو پیاده کنه از اصل نمیاد شرکت بکنه که نوبتمونم نشه یه روزی پیادش بکنه مونم میگه وای خدا مرگم بده نمیدونم اگر اینجوری نباشه مهمونی اگر اینجوری نباشه چرا نباشه مهمش ما آدمیم مفهوم صفر آرایی رو برامون قربیش کردن گفتن چجوری نمیدونم گوجه فرنگی توی نمیدونم سالادت اینجوری باشه نمیدونم صفرت این رنگی باشه اینجوری تزینش بکنی تزین صفر تو اسلام یه چیز دیگه بود به دست زیادی بود که تو صفر میرفت به روی باز صابخونه بود به اون دل مهربونی بود که اون مادر بزرگ و پدر بزرگ بالای صفر نشستن همه نوه ها دورشون نشستن اون دل مهربون بود اون شیرینی صفر به اون بود اونی که همه با همدیگه داشتن غذا میخوردن آراستن صفر به صفر حلال بود که مال شبهناکم نیست امام رزا علیه السلام تا وقتی اون کارگری که توی استبل برای نگهداری حیوانات کار میکن توی اون اخبار و رزا داره تا وقتی اون نمیامد شروع نمیکرد پیغمبر وقتی سر صفره میشستن افرادین کسی بود که دست توی صفره میبرد آخرین کسی هم بود که دست میکشید کسی رو درباسی نکنه این صفر آرای دینی بود از حیث این که آدمیم نه خدایی نکرده از حیث های دیگه به همین مقدار انشاءالله بسنده میکنیم خدا به همه تون خیر بده فدای نامویاد عبا عبدالله علیه السلام که نامش گفت اصلا حسین جنس قمش فرق میکند چه سریست در سلامه به عبا عبدالله علیه السلام نامش رو قلب آدم میشینه پیر باشی جوون زن مرد فرقی نمیکنه میگی صلی اللہ علیه که عبا عبدالله حال منقلب میشه دست خودشونم هست خدای شکرت خدای شکرت که دل ما رو ذهن ما رو با این خانواده گره زدی خدای اما دستمون پیش تو خالیه نخوام بگم نمازم رو