محرم راز نهان شمید در برگاه حسرت دل میمان شمید در برگاه حسرت دل میمان شمید از جزبه مکارم فوبان روزگاه مکارم فوبان آین زاری نفس آسمان شمید آین زاری نفس آسمان شمید آین زاری نفس آسمان شمید آین زاری نفس آسمان شمید آین زاری نفس آسمان شمید آین زاری نفس آسمان شمید آین زاری نفس آسمان شمید آین زاری نفس آسمان شمید آین زاری نفس آسمان شمید یعنی درجه بالا پیدا کردن قلب، رفع روح و روان، روح از این عالم پاین و منحت به افق بالاتری حرکت کند و سیر کند و انسان سیر معنوی کامل دارد و انسان باید معراج کند و معراج پیاندر گرامی برای این از که به امتان خود معراج بیاموزد، پیاندر گرامی یک معراج نداشت، اون که معروض شده از سبحان الذي اسرا به عبده لیلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى این معراج جسمی و روحی مرکب حضرت بود و اما از این نمازی که میخوانید و در اون حال نماز قلبتون متوجه یک عالم بالا میشه، قلبتون متوجه به یک عالم دیگریست و خود را در حضور الله میابید و در سخنانتون کاملا موازبید و با اون سخن میگوید این حالت عروج روح شماست معراج انسانی در همه حال تصور میشود و قلب انسان در همه حال ممکنه که فقط رفت داشته باشد فلزا حضرت وقتی که رفت را معنامی کند میفرماید اما رفعه، فهوه پی ذکر الله قلب مرفوع شدنش در حالیست که در یاد خدا باشد در حالیست که توجه به خدا پیدا کند و این حال هر وقت به بشر رخ بدهد او معراض کرده او قلبش پی ذکر الله هست و اند الله هست و نالله هست و شریفترین حالات انسانیست و این حالت برای بشرها مختلفه شما در راه هم که می روید فکر می کنید خدا هست ذکر الله هست و در حال معراجید شما با ملت حرف می زنید اگر در یاد بهشت باشید قلبتون با اللهه اگر تو فکرتون یادی از جهنمه بکنید معلاه شدید اگر فکر اسلام را دارید معلاهید اگر فکر اصلاح نفس را دارید معلاهید اگر فکر اصلاح جامعه را دارید معلاهید در هر آنی که هستید اگر فکرتون در یک آلم دیگریست فکرتون با خدا با احکام با دین با قرآن با بهش با جهنمه با عوالم دیگر در فکر دیگر افتادید این مرفوع قلبی و شما مرفوع قلب یعنی قلبتون توجه به الله دارد و این حالت حالت توجه است و حالت انفصال از مادیات و معراج به سوی معنویات است و حجاب معناش این است که انسان این حالت را از دست بدهد و متوجه به دنیا بشود همین برای انسان حجابه در همون حاله که نماز میخانید فکرتون رفت به جای دیگر میان شما و معبودتون پرده افتاد در این حاله که با او سخن میگوید فکرتون به جای دیگر رفت در اون حال حجابی بین شما و او قرار گرفت در هر حالی که دارید متوجه اونی شدید حجابی بین شما و اونیست فلزاد در باره کفار آیه داره کفار از پروردگار بین اونها و خدا حجابه خود این که انسان به سوی الله تصورش نرفته به جای دیگر رفته این خودش یک حجابیست خودش یک حجابیست حسرف قلب عبارت از ذکر الله است یعنی در یاد خدا بودن و اگر کسی بتواند این حالت را در خودش پیوست حفظ کند بهتر این حالات را دارد مانع میشود از این که انسان معصیت کند در روایتی دارد امام صادق علیه السلام فرمود سلاستون با یطیق هل امه سه مطلب است که گمان نمی کنن امت پیانبر قدرت انجام این سه کار را داشته باشه به الله خیلی مقامش بالا رفته و بالا شده است یک المواسط مواسط و برابری داشتن با دیگران اون چه که دارد مال دیگران و مال خود بداند نه مال خود اون چه که دارد از آن همه بداند کاری که می کند برای همه انجام بدهد حرکتی که می کند مال همه باشه هیچ افتصاص به خود و خود بودن و کلمه من و کلمه خودم و کلمه ارتباط به من در مالش نباشه در حرکتش نباشه این مطلب مطلب است که هر کسی می تواند موازه به این باشد لا یطیق و هل امه المواسط این اولی مواسطه و بسای هست تو این مدرسه ها من یاد دارم از دوستان در هنین حجره های مدرسه فیضیه سالهای متمادی در رفیق در یک حجر زندگی می کردن و هیچ نمی فهمیدن آیا به من چقدر می رسه در اون جویی که خیلی از نظر مادی هم در مزیق بودند و در کمال مراحتی هیچ تشخیص نمی دادن که چقدر برای این آقا پول رسیده و چقدر برای اون رسیده و چقدر این آقا مصرف کرده یا اون آقا جای معیلی بود زیر دوشکچه صندوقچه چمدان تاکچه هر کجا بود هر کس هر چه پیدا می کرد می روی اونجا نه این حسابشه می فهمید من چقدر اینجا قرار دادم و نه اون دیگری حسابشه داشت و هر کس لازم بود می آمد به قدر نیاز از اونجا بر می داشت و مصرف می کرد مصرفهای مشترک از اون بود مصرفهای اختصاصی از اون بود و تو این حسابها نبودند که مال من یعنی چه مال تو یعنی چه المالو مال الله و نحن و عیال الله این مسئله مسئله مساوات است این را همه نمی تونند این منها نمی گذارد انسان انسان درست بشه این منها نمی گذارد انسان به کمال برسه که خواهد شد که ما منها را پراموش کنیم که می شود که ما درست کنیم جامعه را ببینیم و هدف را ببینیم و خودمون را نبینیم که صفت انبیا برای خودمون پیدا کنیم المواسط اول مواسطه ول انصاف دوم همه کارها را انسان بالمناسفه انصاف به معنای نصف کردنه از باب افعال تنصیف الحقوقه انسان همه حقوق را بین خود و دیگران بالمناسفه ببینه همه حقوق را از آن خودش و دیگران ببیند و هیچ امتیاز حقوقی برای خیشتن قائل نشود این هم دوم از که بشیار مشکله سبوم و ذکر الله علی کل حال انسان همیشه متذکر باشد این هم دوم از که بشیار مشکله هر آنی که از تذکر غفلت پیدا کردی اون وقت قلب شما از اون رفع و مقام ارتفاع تنزل کرد هر قدر توجه به دنیا بیشتر شد به قیر الله بیشتر شد همون اندازه قلب خفض پیدا می کند و سقود پیدا می کند و بسامی شود قلب انسانی به قدری عوج می گیرد و به قدری با خداست که همه چیز را پراموش می کند و این دنیاست که بیدن این دنیا انسان را مشغول می کند در اون خطبه معروفی که در نحج البلاغه علی علیه السلام می فرماید در وصف پیامبر بزرگ نغلی می کند گاهی پیامبر می دید که یک پرده آفیزان شده و اون پرده نقش دارد قال لِ اِحْدَ زَوْجَاتِهِ غَيِّبِهِ اَنِّی به زنهای خود به یکی از زنها و همسران خود می فرمود برخید و این پرده را از جلو من برداد و این پرده را به بر جای دیگر بینداز این را من می بینم نقش و نگارش در چشم من دلم را به اون متوجه می کند قلبم را به خود متوجه می کند و از اون توجه عظیمی که باید داشته باشند می کاهد زنگ روغن دنیا هر طوری باشد دل را سقوط می دهد و ذکر الله علی کل حال شما در ابتدای جوانی تونه شما در اوقاتی هستید که باید امروز قلبتون به شکل بدید اگر امروز قلبتون را متشکل به شکل الهی کنید اگر امروز به قلبتون تلقین کنید که باید پیبست با الا شد اگر امروز به قلبتون تلقین کنید که ماسبای او هیچ است و اگر امروز به قلبتون تلقین کنید که مدام برای انسان دوری از الہ است مال برای انسان دوری از حق است فکر مال برای انسان دوری از حق است اگر امروز به قلبتون تلقین کنید که مدام برای انسان دوری از الله است مال برای انسان دوری از حق است خودتون را به این طرز تربیت بدهید برادر و خواهر مستمعین عزیز من آنان که در این طریق با الله بودن آقابت بخیر شدن و آنان که در این راه میل به دنیا داشتن نتیجه از زحماتشون نگرفتن من بهتون عرض می کنم یک کسی که در این راه تجربه های طولانی داشته باشد و ناسحانه با شما عرض ارادت کند بپذیرید زمان جوانیتون که مهمان زود گذرید این جوانی برای انسان خودسازی کنید احکام و برنامه اسلامی را درست فرا بگیرید و قلبتون را با برنامه قرآنی تکمیل کنید و دلتون را با معارف الهی آشنا کنید و مغزتون را با طالبهای متخص از قرآن شکل بدهید و قلبتون را با طالبهای متخص از نهج البلاق متشکل کنید روشتون را با روش انبیاء تطبیق بدهید حرکتتون را با حرکت علماء مبرز گذشته تطبیق بدهید و از این احوال علماء را بخانید مشروع رفتار و گفتار و کردار اونها را نسبل این تون کنید و اندازهی در این مرحل زحمت به خود بدهید تا یک وقتی چشم باز کنید و خود را شیخ انساری ببینید و چشم باز کنید و خود را شیخ مفید ببینید وقتی که اون پول حلا و نقره زیاد از این مرحل زحمت بخانید و از این مرحل زحمت بخانید با کمال احتیاط یک دینار بر می دارد می برد و با کمال احتیاط خرج می کند تا ریال آخر مسرف نشده قدرت پیدا نمی کند درود دینار دیگر را بردارد اون دیگری می رد دو دینار بر می داره همچنین اون دیگری به اندازه نیازش بر می داره نه حسابیست نه کتابیست نه قفلیست نه کلیدیست نه دفتریست نه چیز دیگر چرا چه کتاب برای چه لازم است مگر برای من کتاب نیست مگر نمی نویسم ما یلک و من قولن الا لده رقیبون عطید هر سخنی بگویی هرچه که در دل مزمر کنی هرچه که در دل داشته باشید و در فکرتون همه نوشته می شد و مورد سؤال قرارده می گیرد فذکر الله علا کل حال همیشه متوجه شدن مطلب بسیار مهم نیست مطلب لازم نیست برای همه یکی از مهمترین تکالیف ماست که اگه داشته باشیم این تذکر را می توانیم خودسازی کنیم امیدست انشاء الله رفع القلب و ذکر الله و فکر الله را تیبسته ما انجام بدهیم الاعراب و تانی الفتح و فتح القلب به رضا عن الله به رضایت در روایات اهل بید در باره رضا دو طریق بیان شده یکی رضا الله ان خلقه و یکی رضا الخلقه ان الله رضا الله ان خلقه مهمه ولی بابه و این رضا در روایات از خود را موجود داره این نکتره حضرت موسی متوجه است من از کسی دیگر این توجه را نلیدم روزی به خدایش عرضه داشت یا رب ما علامت رواک ان الناس پروردگار علامت این که از یک انسانی تو راضی هستی چیه؟ فرمود ادار ایتم او هی و عبدی لطاعتی و اسرف و حسابیتی از این روایات از خود را داره و این معصیتی فهوه علامت روای انب اگر یک انسانی دید من برم او را هی کار خیر را فراهم می کنم دراش هی کار خیر پیش میاد موفقه به کار خیر میشه برای تن موفقه به کار خیر میشه این علامت این اسم من دوستش داره پروردگارا به حق اهل بیت اسمت دلهای ما را به نور ایمان و قرآن روی داریم بإمان و قرآن روش و عقیم روی فرست دار hahaha سلام عالیکم ورحمت اللهم صلو buffetش شوقوcot انشانیدو در اراخ و معرویとله مشغیره رحمه اله downs二 euro آل محمد وای nowhere توجهام نوطمه کنم شنونده برنامه های جرعه با موضوع شرح حادیث کافی که توسط بجتلستان و المسلمین مسعودی و نشان صبح که به موضوع بررسی وضعیت یهود در اصف زهور میپردازه و توسط آیت الله نجم دین توسی بیان میشه شنونده باشید و همراه ما باشید این نکتر هم بگم که هنگام طلوع و آفتاب ساعت پنج و هفت دقیقه خواهد بود همچنان از رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت در کنار شما شنوندگان عزیز هستیم شماره تلفن 025 329 10 551 الى 2 و شماره پیامک 353 و راه های ارتباطی رواه اتومی سازمان صدا و سیمه شماره تلفن 162 و پیامک 3162 هست که میتونید نظرها و پیشنهادهای خودتون رو با ما در رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت در میان بگذارید اما بعد از شنیدن مرنامه های جرعه و نشان صبح رأس ساعت پنج مرنامه سرمشق تقدیم شما عزیزان میشه وریت بررسی موضوعی نهج البلاغه که توسط حجت الاسلام محدسی تقدیم شما عزیزان خواهد شد ساعت پنج و پانزده دقیقه سلوک آشورایی با موضوع حق و باطل تقدیم شما عزیزان خواهد شد به مدت 28 دقیقه و به پایان برنامه های نوبت کاری ثوم خواهیم رسید اما که برنامه های این نوبت کاری نوبت کاری ثوم مورد توجه و پسند شما شنواندگان عزیز قرار گرفته باشه دوت میکنم در این لحظه شنوانده برنامه مکارم خوبان و سپس برنامه ازخواهی میکنم شنوانده برنامه جرعه و سپس نشان صبح باشید جرعه بیان احادیتی سه کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تاشبد لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض میکنم خدمت شما شنواندگان عزیزمه سلام عزیزمه دوستانی که مشتاق خاندن حدیثای کافی هستن میدانن که ما به باب توازو در کتاب ایمان و کفر کافی رسیدیم حدیث نهوم گرچه شبیهش رو قبلا داشتیم اما چون کتاهه میخانیم و میریم ایشالله به سراغ حدیث دهوم حدیث نهوم از امام صادق علیه السلام هست امام صادق علیه السلام هست منت توازو انیجل سر رجلو دون شرفه یکی از نشانه های توازو و فروتن اینه که انسان در جایی بنشینه که پایینتر از اون جایگاه سزامنده است جایگاه استحقاقی است مثلا فرض بکنید رئیس یه اردو خب حقش اینه که بره مثلا سندلی جلو بشینه حالا کنار رنده بشینه یا سندلی خوبه رو مثلا بشینه همه هم بهش تعرف میکنن ولی این میاد مثلا سندلی اقب بشینه سندلی شکسته هر ور میداره بشینه و از این قبیل یکی مثلا فرض بکنید وارد مجلس ترهیم میشه مجلس عروسی میشه همه هم بهش تعرف میکنن بره بالا سنش هم از همه بیشتره مقامش هم از همه بالاتره بسیار آدم والاییه اما میاد همون اول مجلس یا پایین مجلس بشینه یه نکته یه هم اینجا من عرض بکنم اضافه داشته باشه بر حدیث مشابهش در قبل و اون اینه که بعضی ها نقل میکنن که حضرت رسول اکرم در اولین جای خالی مجلس مینشست این معناش این نیست که اگه مثلا وارد مسجد میشن همون دم در مسجد بشینن نه حضرت در برخی بخشید اخدام جایی میشستن که مجلس به ایشون تمام بشد یعنی چی؟ مثلا فرض بکنید توی کنار میزی هشتا سندلی این وره هشتا سندلی هم اون وره این هشتای این ور کاملا پر شده اون هشتای اون ور چهارتاش پر شده چهارتا خالیه حضرت میرفتن سندلی پنجم مینشستن یه نکته یعنی آخرین سندلی به بقیه هم چسبیده نه این که بگن سندلی اولو خالی کنید من میخوام بیام سندلی اول بشینم و نه این که سندلی هشتون بشینن سه تا سندلی خالی باشه تا نفر چارم انگار که مثلا قهرن انگار که مثلا تافته جدا بفتن نه اینه بقیه ماها رفتار میکردن ما چجوری میرم وارد اوتوبوس میشیم سندلی شیشتا هست سه تا خالیه میریم تو اون یکی از اونا میشینیم که کنار اون هست تو مترو میریم سوار میشیم همین کنه در واقع مثل مردم آدی فروتنانه میرفتن آخرین جایی که دیگه بود میشستن کنار بقیه نه با فاصله نه این که هم حتما بخوان برن صدر مجلس اما حدیث بعدی یه مقداری مفصل تره حدیث در باره رفتار خود امام صادقالیه اگه خاطر شریفتون باشه در برنامه قبلی یک رفتار رو از امام سجاد علیه السلام نق کردن امام صادق در مورد قضا خوردن با اون بیماران اما اینجا حضرت صادق علیه السلام رفتار یه شخصی رو تعیید میکنن و بعد میگن خودمم اگر به سلام موقعیت بود دوست داشتم همین کار رو بکنم حالا ببینیم توازوه حضرت چجوری هست با اون شخص یونس ابن یعقوب میگه نظر ابو عبدالله علیه السلام الى رجل من اهل المدینه قدشترا لعیالهی شیعا حضرت صادق علیه السلام یه مردی از اهل مدینه رو دید که یه چیزایی برای خانواده خریده و هووه احمله بعد خودش هم داره میبره مثلا فرض کنید مثلا به دنیای امروز یه قالیچه کچولو گذشته روشونش خودش داره میبره خونه یا مثلا فرض کنید دو کیلو سبزی آشی دو کیلو مثلا برگ اسفناج مثلا فرض کنید یه مثلا یه سطل ماست این دست اونا هم سبزی هم اون دست داره میگره میره خونه فلم ما راه رجل استحیامه این شخص وقتی امام صادق علیه السلام رو دید خجالت کشید مثلا حالا من با مثلا به قول امروزی هاییه بجب ریش سفید حالا مثلا تو بازار اینا رو دارم همجین کشان کشان و به زور دارم میبرم خونه یکمی خجالت کشید فقال ابو عبدالله علیه السلام اشترایتهو لعالک و حملتهو علیهم کار بدی نکردی برای خانواده خرید کردی خودت هم داری میبری اما بله لوره اگه این اهل مدینه که برخیشون جاسوس حکومتن برخیشون شماعتد کننده اهل بیتن برخیشون بد ما رو میخان برخیشون در ماره ما شایه میسازن اگه این بخش از مدنی ها اهل مدینه اون موقع نبودن امام صادق میفرماد من دوست داشتم خودمم این کارو بکنم برم دم بقالی برم دم بقالی برم دم سوپری برم در قصابی گوشت بخرم سبزی بخرم مرق بخرم مایهتاج خونه بخرم این سبزی و این مثلا ماهی و این مثلا گوشتو کشان کشان ببرم خونه تبازو این هیچ اشکالی هم نداره البته همینجور که حدیث میفرماد باید موقعیت هارم سنجید یه موقعی سنگینه نمیتونه باید به کس دیگه ای بده یه موقعی موقعی موقعیت اختزام میکنه که در جلوی حیعت سیاسی حیعت دیپلوماتیکی مثلا آدم بزرگی آدم ساکشو کتاباشو جزبشو قضاشو مثلا دستش نگیره ولی در اصل تا موقعیت خلاف پیش نیمده تبازو و فروتنی در این مواقع ستوده است یکی از نشانه های تبازو همینه انسان خودش مایهتاج خونه شو بغره ببره ببره