باستان این باب باشد و شاید ما این است که یهود دیگه به اسطلاح امروز چی میشن؟ فلج میشن، حالا این روایت نقل شده و مفادش این است که بالاخره یهودی ها دیگه در دوران ظهور نقشی ندارن خب، حالا ما این متر رو از مصنف عبدالرزاق نقل کردیم، ما در ارتباط با سردی که مقدار بحث کردیم، گفتیم مرسله و اضافه کنم این آقای عمر ابن عبی صوفیان ثقافی رو ما نیافتیم حالا کسی همراش هست لپتابی مراجعه بکنه، پس علاوه بر این که مرسله است از نظر خودشون هم ثقافی هم ما نیافتیم که علاوه بر اینها خود زهری زهری از شخصیتهای تقریبا معتبره نزده اهل سنته من یک توضیحی نسبت به ایشون بدم محمد ابن مسلم ابن عبیدالله ابن عبیدالله ابن عبدالله ابن شهاب ابن عبدالله ابن حارس ابن زهره متوفای 124 هجریه ایشون امام سحاهه و امام سننه و احادیث اهل سنت بر محور ایشون میچرخه محور زهریه فرض کنین ما میگیم محمد ابن مسلم ما میگیم زراره درسته؟ اینا میگن زهری و از ارکان حدیثه دو هزار حدیث از ایشون نقل شده بره تابه دو هزار و جالب اینست که بخواهیم زهری ازش هزار و دویست و پنج حدیث نقل می کنه خوب توجه کنین از حضرت فاطمه زهره المتفق علیه حدیثون واحد دختر پیهنبره اکرم و بقول قدرشون بیسته هچ سال عمر کردن نه هیچده سال آه تای سی ساله یه دن حدیث ولی زهری که پیهنبرم ندیده پنجاب و هشت هجری دنیا آمده قبل از شاهده موسیم به دو سال یعنی از رهلت پیهنبره اکرم قریب چهل سال میگذره درست میگن؟ دو هزار حدیث داشته باشه خوب ایشون خودشو وقف شجره ملعونه کرده بود و یه سرباز سفری بر اینها بود یه غلام حلقه به گوش من پدر جده ایشون عبدالله ابن شهاب بود در جنگ بدر علیه مسلم ورد عمل شد پدر جده یعنی ببینید محمد ابن مسلم ابن آبیدالله عبدالله ابن شهاب بود عبدالله ابن شهاب عبدالله ابن شهاب عبدالله ابن شهاب و جز ای کسانی بود که در جنگ احد با هم عهد بستن هم پیمان شدن که اگر پیمبر را ببینن بکشن یا کشته بشن یا نعوذ بالله پیمبر را بکشیم یا کشته بشن خوب یه لحظه به این ظهری گفتن که جدت همه برده باشه خوب اینجا بود بودم بدر بود گفت بله اون جناه بود اون طرف بود بودم اون طرف بود هل شاهد جدو که بدرا قال لکم نداک جاد قبول بشن خوب یعنی در صرف مشتکین بود پس جد بله پدر جدشون در اهود بود جدشون هم که در بدر بود یا همون پدر جد و پدرشون هم محمد ابن مسلم میگن دیگه مسلم با مسعب ابن زبیر بود که سعادتی بود قولش تاریخ مسعب رو نگاه کنید تاریخ سیاه آل زبیر رو ببینید مسعب چه بلای سر منتقم خون امام حسین در آورد مسعب چه بلای سر منتقم خون امام حسین در آورد مسعب در آورد اوز اینکه سب از منتقم شما دارون امام حسین سرم به فلğlu سرم مشتکم رو بگر شدش سرم کل کتا رو bolts رو بگر شد شد سرم سر رو بلدسر و همون قصر الاماره هفت صد نفر رو سر بورید بعدم مختار رو به دیوار یا به زمین دستاش با میخ پهاش با میخ همه کاره که امروز داعش میکنن اون روز آل زبایر کردن امروز آل داعش میکنن امتداد یکیه جلیان یکیه خب پدرشم با این ها بود آقای زهری با عبد الملک بود بعد با هشام عبد الملک بود و یزید ابن عبد الملک او را قاضی قرارش داد پس ایشون از یزید ابن معاویه را معاصر بود و در کرد تا هشام ابن عبد الملک ابن مروان مرحکم چهر و پنج سن خب اصلا از مدینه و هجاز به شام هجرت کرد به قصد خدمت به خلفای شام بود سال هشتاد و دو راه کرد مدینه را رفت شام عمرشان سی و یک سال بود و اولین ارتباط عدنی و مستقیمش با مبین و عبد الملک به مروان بود تاریخ ننگین عبد الملک نگاه کنید امو دردا به ایشون یعنی همسر عبو دردا به ایشون میگه شنیدم شراب میخوری گفت شراب چیه خون میخورم من ودم یا اما گفتن این در سیاره علم نباله آمده است کان من اعوان ظلمه لهو سوره کبیره فی دولت بنی امیه هم دیده چی میگم جایگاه ویجه این از اومویین داشت من تعجب میکنم بعضی ها تلاش میکنن که ایشون را جزئه شیعه و پیروان مکتب اهل بیت بدانند نیازی نیست وضعیتش رفتارش حکایت بکنه که این کیه حالا یه ملاقاتی با آقا امام سجاد داشت امام سجاد داره بوشمالیش داد نصیحتش کرد خب امام سجاد فرض کنید که با امام سجاد بوده امام سجاد که شهید شده ۹۵ یا ۹۶ خب این بعد از امام تا که بوده یعنی هیچ حرف امام را عمل نکرد و ادامه داد محمد ابن اشکاب اینی که عرض می کنم عرض کردم حرف زهبی بود در جلد ۵۳۳۷ تاریخ الاسطام هم می گیه که از محمد ابن اشکاب نقل می کنه که گفته از کان از ظهوری جندی یا سرباز چه می گم صفر حکومت بود مکهول انگامی که سخن از ظهوری به میان آمد نزده اش قال انه افسد نفسه به صحبت الملوک خراب کرد خودشا بله بله زایع کرد خودشا با مساحبت ملوک من اراده دنیا لای انصحوک و من اراده لاخره لای اصحبوک فرمانشورت امامه باید با هم بنشین این بار نصیحت کنید نامده چیز کسی که دنیای تو رو بخواد که رو نصیحت نمی کنه اصلا میخواد پول بگیر و کسی که آخرت بخواد با تو همراه نمیشه اما این آقا همراه بود باز عمر بن ردیح اینو مطالب کتابای خودشون آوردن تاریخ مدینه دمشق ده پنجابه سیزده هفتاد میگه که عمر بن ردیح میگه کنتو مع ابن شهاب از زهری نمشی فرعانی عمر بن عبید این شخصیت های اهل سنت بود دید من با ایشون راه میرم به من گفت که مالک ول من دید الامراه چرا با دست مال کاظیه این مصرف شده چرا با این حرکت رفت عمد میکنی؟ از زهری چی تعبیر کرد؟ مندیل الامراه یعنی چی؟ آه لا پوشی یک غلطی یک ظلمی یک خونی به ناحق میریزن این چی کار میکنه؟ توجیح میکنه یعنی به اصطلاح دستشونو با این آقا پاک میکنه این دستشونو پاک میکنه شد چی؟ مندیل الامراه خوب الان چرا این تعبیر را کردن؟ چون بن امید دستشونو پاک میکردن از غزارت و کسافات ظلم به چی؟ به همین آقا این توجیح میکنه کارشون او یخفون بهی به وسیل خود این آقا جناهات خودشونو مخفی میکردن باز عجیب عمر ابن عبدالعزیز برای ظهوری تای نامی برده اول کرده خود زیر کرده بود که گفته بود که من تو رو زیر رو کردم فوجد تو که بنی دنیا حالا اینجا آقای عمر ابن عبدالعزیز که از شجره ملعونه است میگه تو اهل دنیا هستی وقتان آشتیم تا برسیم به تتمهاش برای این آقا نقل میکنه این دوایت و السلام علیکم و همانطور ملکم موسیقی من شما رو ندیدم اما ببینم میشنستم خرشی تو هر جای آسانو ببینم میشنستم صورت قشنگون و مرعی خواه من شما رو حتی با چشمای بسته میشنستم من شما رو حتی با چشمای بسته میشنستم تو گل معصوم باقه بشتی تو قهارا این و باران سرشتی تو امید جاده سر بشتی تو امید جاده سر نوشتی تو روشنهایی و معرفت روشنهایی و معرفت بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیه و سلام علیه السلام علیه و سلام علیه سلام علیه و سلام علیه السلام علیکم یا تالیه کتاب الله و ترجمانه السلام علیکم فیانا علیکم اطراف نغاره السلام علیکم یا بقیه سلام علیکم السلام علیکم یا بیساق الله اللذی يقبه و بجده السلام علیکم یا بعد الله اللذی زمنه السلام علیکم یه العلم المعلمه و المسئول فالعلم المسئول القوس و رحمت الواسع و عدن غیر مجزوه السلام علیکم ینا تغفر السلام علیکم ینا تقوم السلام علیکم ینا تقرع و تبین السلام علیکم ینا تسلی و تغنون السلام علیکم ینا ترکع و تسنون السلام علیکم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی و موسی بنا جعفر و علی ابن موسی و محمد ابن علی و علی ابن محمد و حسن ابن علی و اشهد انکه غجت الله انتم الان و الاخر و ان نجاتكم حق لا ریب فيه و ان نجاتكم حق لا ریب فيه و ان نجاتكم حق لا ریب فيه و اشهد ان نشره و الباسه و ان سراته و المرساده و المیزانه و الحشره و الغسابه و الجنه و النار و الوعد و الوئید به ماه یا مولا ینشقی من خالقكم وسعد من عتاكم اشهد على ما اشهد میکه على مولا و انا ولی لجبری من عدم فالحق ما رزیتم والباطل ما ازدهتم والمعروف ما امرتم به والمنكر ما نهیتم فلبسی و نهیتم فلبسی و نهیتم و منتون به الله وحده ولا شریج له فبرسوله و بامیر المومنی وبكم یا مولای ابنكم و آخركم و نصرتي معدد لكم و نصرتي معدد لكم و مودت خالصه لكم آمین اللهم صل على محمد و آل محمد رحمن رحمن اللهم امیده و اقامه باشه از این با disposable و اصک های عبادت آمده سه میدکرده ارده زدید خوات القpat اره ای قله از محسن ماهده و از عverse ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش کلام امام سایبان اش بود دست مهرمان تو یک هماس بود و هست نام جامدان تو سایبان اش بود دست مهرمان تو یک هماس بود و هست نام جامدان تو با تو عد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و میرمیم راه روشن تو را ایران خیلی که اولین طوری بوده است نقیل اولین جور نبود چقدر این ملد رنش کشی چقدر این ملد جوان داد چقدر این ملد همشه چیز خودش را فدا کرد و حالا برد می کند این برای این است که این ملد بیدار شد یه قدم برداشت برای خدا خدای تبالک به دالا انایت کرد برید ملدتون را بیدار کنید هر کدام هر جا هستید بگید مسائل را خیال نکنید که اگر مسائل را بگید دولتون چی می کند وقتی بکند بیشتر احترام پیدا می کند تبعیدتون کند بالاتر می شید حبستون کند بالاتر می شید اگر دولیارا می خواهید اگر برای خدا هم هست که کسی نباید از این سیزات بترسد مرغوم را با خدا آشنا کنید با اسلام آشنا کنید با اخلاق اسلامی آشنا کنید تا نتیجه بگیرید ملد ما هم مادمی که همین حال را دارد همین حال راهیان کربالا را دارد این رو به روش دیرند اگر خدای نخواسته یک وقت یک وقت یک لغزش پیدا بکند این حال ازش پردند همون مسایل سابق است همون علا حضرت های سابق یا بدتر از اونهای رئیس جمهوره شما اگر بخوایید انسان باشید عرضش انسانی داشته باشید برای شکم نباشد برای شرف باشد کاراتون برای انسانیت باشد برای خدا باشد اگر بخوایید که کارهاتون که برای خدا باشد به نتیجه برسد با یه دست از هواهای نفسانی بردارید شیطان از انسان دست بردار نیست قسم خورده است برای خدا من در ذهن امین است که به خدا تشر رفته است که قسم خورده است که نمیذارم این چیزی بشه شما بایه هم که دشمن قسم خورده مواجه هستی به جنگ رو برید در شهرهادون که میرید به جنگ رو برید مردم را آگاه کنید به این که همچه دشمنی در باطن هست که موجب شده است این دشمن باطنی که دشمنهای جبار ظاهری هم به ما قلبه کنند اگر اون دشمن را شما از بین ببرید یک انسجام بینتون حاصل میشد یک وحدت بینتون حاصل میشد یک اخوت و برادری بینتون حاصل میشد قلب شما از خوف خالی میشد قلب شما از کف بدونه خالی میشد میتونید همه کاری را بکنید اون وقت یک همچه اجازی میشد من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به همه ملتهای اسلامی و به همه مجلومان در جهان به همه محلومان در جهان یک قدرت معنوی انایت بفرماید که با اون قدرت معنوی بتوانند بر جهان به زباران و بشهاتین تسلط پیدا بکنند بسه باران پر از کرامتون شیبه اشتازهی ترابتون در مسیر پرست شکست فسود که بود و پرست قامتون که بود و پرست قامتون شیبه اشتازهی افراد و دستور vem ما رون krismas دلم در آن desire ابراهیم من درست دار خوردن شیفس زمین