وقتی که میخونن برای ما از علی اصغره با عبدالله مظلومیتش این دل میشکنه اون عواطف انسانی بروز پیدا میکنه اینجاست اون جرقه توبه میزنه و بسیاری از گنهکاران توی ازای عبا عبدالله با تحریک عواطفشون مسیرشون عوض شده خود بنده و شما واقعا عقیده من این برادرها خاهرها روز قیامت روشن خواهد شد که ما چند بار تا در جهنم رفتیم به برکت ازای عبا عبدالله ما رو برگردن دن قیبت کردیم توحمت زدیم قیبت شنیدیم توحمت شنیدیم همه این مسیبت ها هی روی درگرده دلمان زنگار روی زنگار تاب پرچم ازای عبا عبدالله بلند شده هر که دارد حوص کرب و بلا بسم الله دلمان شکسته عشق ریختیم برگشتیم خدایا غلط کردم بگذار صبح قیامت بشه بعد ببین چند بار امام حسین منو از تو جهنم برداشته آورده بیرون که شما در اینجا فرق دارم از این اجابه اینجا بیرون برداشته آورده بیرون اینجا برای اصطلاح کنید برای اینکه از این کلمه که میگم گوش کنید به خصوص جوانان عزیز توبه در معارف اسلامی عقلانی نیست فوق عقله من فرصت توفیح زیادی ندارم چون اینجا خیلی فرصت کمه اگر عقلانی برخورد کنید بر اساس عقل توبه نباید پذیرفته بشه حرر نیزید ریاهی جلو امام حسین رو گرفته وقتی که امام حسین اگر میرفت به کوفه تاریخ عوض میشه حر جلو امام حسین رو گرفته نگذاشت برن کوفه او باعث شد کربلا به وجود آمد او باعث شد که بعد امر سعد آمد بعد شمر آمد بعد این مسائل ایجاد شد خب یک کسی که این جنایت بزرگ رو کرده اگر جلو بنده و شما بیاد بگه پشیمانم بگم به جهنم که پشیمانی چه فایده پشیمانی حالا که همه کارار خراب کردی پشیمان شدی چه فایده برو به جهنم این عقل اینه میگه نگه جنایتی کرده خیلی سنگینه اما فدای خدای مهربان بشم لطف او رحم او مرحمت و رحمت او فوق عقله نه زد عقله فوق عقله میگه اگر هر ردن یزید ریاهی هم هستی تا روز آشورا هم یزیدی بودی یک ساعت برگردی آدم بشیمی تزیرمه الله اکرام حالا برادرم خاهرم ببینید سر صفره کی نشستیم چه خبر اینجا چرا ازاداری میکنیم چرا باید هر سال ازاداری کنیم برای این که سر صفره عبا عبدالله بنشینیم این عواطف تحریک بشه آماده بشه بگیم خدایا من پشیمانم خدایا آمدم که درست بشم آمدم که درست بشم آمدم که در محضر امام رعوف علی ابن موسى رزا با آقامون پیمان ببندم بیا من علی ابن موسى دست ما رو بگیر یک آقاییست در میان شعرهای ما معروفه مقبل معروفه این آقای مقبل اسمش محمده معروف بود به شیخا این شعر میگفت دستهای ازاداری که میامد این جوون بود با جوونا دور هم بودن دستهای ازاداری امام حسین مزخره میکرد توحین میکرد گاهی دیگه جهالت و جوانیست آدم نمیفهمه توحین میکرد یه مدتی گذشت این آقای محمد شیخا گرفتار بیماری جزام شد جزام رو هم که همه میدونید چون واگیر داره همه از آدم فرار میکنن جزام به سلا میکروبش میخوره سلولهای بدن رو میخوره نوک دماغ و گوشها و لبها و اینا خورده میشه ظاهر آدم هم بد میشه چون واگیرم داره حتی پدر و مادرم خب چاره ندارن آدم رو را هم کنه میگه این آقای محمد شیخا جزام گرهن همه ترکش کردن دیگه رفقا بیان دوره برش و اون جلسات و جمعونا نه همش ترک شد این توی گوشه حمامی اونجای همگلخن حمام که حمام رو گرم میکنن بایش اونجای گوشه براش قرار داده بودن که مثلا زمستونم بود گرم باشه همونجا افتاده بود توی این دود و هیزم و گرمای اونجا افتاده گوشه میگه یک یه روز تو همین گلخن حمام گوش میکرد دید صدای دستهای امام حسین میاد دارن ازاداران امام حسین رد میشن یادش آمد ما جوانی نفهمی کردیم جسارت کردیم توحین کردیم خب این فرصت فکر براش پیش آمده بود پشیمان شد میگه یک دفعه همون توی گلخن حمام همینطور که این دست رد میشد این شعر رو گفت شعرشم خیلی شنیدید ما هم خیلی تکرار میکنیم چه کربلاست امروز چه پربلاست امروز سر حسین مظلوم از تن جداست امروز میگه این شعر مال مقبله اینو گفت و شروع کرد عشق ریختن گفت خدا یا اگر من سالم بودم اگر من سالم بودم اگر من اون توهینا رو نکرد بودم حالا تو دسته میخوندم دلش شکست گریه کرد شب توی گلخن حمام خابیده است در عالم رایا خدمت رسول اکرم رسید رسول اکرم آمد حالا که برگشتی و توبه کردی یه دست کشید به سر مقبل جزام شفا پیدا کرد از اون گوز به بعد بهش میگفتن مقبل مقبل یعنی کسی که برگشته رو آورده فراری که حالا برگشته چقدر از این نمونه ها در طول تاریخ داریم رسول ترک را شنیدید دیگران و دیگران را شنیدید کسانی که آمدن توی شفاخانه حضرت عبا عبدالله با این مسیبت عبا عبدالله دل قصده دعوتش برطرف شد عشق جاری شد به قول معروف و متداول سیم و اصل شد اون وقت که سیم و اصل شد بگو خدایا برگشتن چقدر به برکت عبا عبدالله برگشتند و توبه کردن حالا دیگه به از این مباحث ما هم بماند من یه جمبندی کنم دعاتون کنم برادران عزیز و کردهای آشورا و ازای محرم چیه چرا ما هر سال ازا داری میکنیم اول حوییت بخش شیعه است اون چیزی که مثل روح همه ما شیعه را در ایران و افغانستان و هند و اوروپا و آفریقا و اغیانوسیه و خواهر دور و همه جا و همه جا ما را وصل کرده به همدیگه خبال حسین یجمه اونا حوییت داده به ما شناسنامه داده به ما این اثر اجتماعیه اثر دوم آگاهی بخشی ازای عبا عبدالله ما معلومات دینیمون معارف دینیمون تاریخمون شناخت افرادمون احادیثمون احکاممون فقهمون در پای منبر عبا عبدالله استفاده کردیم به برکت ازای اونا ازای عبا عبدالله احکام گفته شد روایت گفته شد تفسیر گفته شد با نهج البلاغه اشنا شدیم این برکت ازای عبا عبدالله است امروز هم ارز کردیم یکی از برکات فردی ازای عبا عبدالله تحریک عواطف است ارز کردم عاطفه مطور قوی حرکت ما است اگر عاطفه باشد و عاطفه تحریک بشود ناممکنها ممکن میشه برد ارز کردن همه معتادی که یک عمر توی مسیر قلط رفته با نصیحت و با هیچی نمیشه اصلاحش کرد یک تحریک آتفی شدید آدمش میکنه برش میکنه هنر ازای ابا عبدالله اینه که دلی که سنگ شده دلی که گرفتار دنیاست دلی که سرگرم مشغولیتهای دنیا هستیم با ذکر روزه ابا عبدالله اون قصاوت کنار میره دل میشکنه عشق جاری میشه عشق جاری شد این مسئله معروفی که همیشه شنیدیم میگن هرچی بشکنه از قیمت میفته دل که بشکنه تازه به قیمت میاد یه شعری داره امام منه میخواستم مفصل براتون بخونم ولی دیگه وقت نیست مولوی یه شعری داره بشنو و از نیچون حکایت میکند و از جدایی ها شکایت میکند از شعرهای برجسته مولاناست در دفتر اول مسنوی اول مسنوی خب فوق العاده از اون حرف شرح هم داره تفسیر هم داره بگذاریم امام خمینی استقبالی کرده از این شعر مولانا میگه مشنو و از نیچون حکایت میکند بشنو و از دل چون روایت میکند نیچو سوزت تل خاکستر شود دل چو سوزت محفل دلبر شود دل چو سوزت محفل دلبر شود خیلی زیبا امام بیاهان کرده نیچو سوزت تل خاکستر شود دل چو سوزت خانه دلبر شود نیچو سوزت محفل دلبر شود نیچو سوزت محفل دلبر شود خیلی زیبا امام بیان کرده من فعالی بناید دل خانه دلبر شود بشکست بیقد ربه هاست بشکند گردل خریدارش خداست نی اگر بشکست بیقد ربه هاست بشکند گردل خریدارش خداست بعد امام وارد میشه میگه نی شبینم یادم آید نی نوا دل شود نالان بیاد کربلا رفت بر نی رأس پرخون حسین بود زینب پای نی در شور و شین نی خوردتون بر لب و دندان او دل بسوزد بر لب ادشان همه ازای ابا عبدالله تحریک عواطف انسانیست دل رمیشکنه که محل نور خدا بشه اما بعضی از مسیبت آقای کربلا دل هر سنگ دلی رمیشکنه مخصوصا مسیبت سه ساله ابا عبدالله دختر مظلوم امام شاید خیلی از عزیزان که اینجا نشستن پدر و مادرها دختر بچه تو خانه دارن آیا بچه بخیدی بخیدید در اینجا نشستن وقت شما توی مثلا اوتوبوس دارید میاد یه بچه گریه میکنه بچه دیگرانه اما اگر دو دقیقه این گریهش طول بکشه همه نراحتن میگن بابا این بچه رو ساکت کنی بچه گریه نکنی اما وقتی که دختر سه ساله ابا عبدالله گریه کرد برای ساکت کردن گریه دختر سه ساله ابا عبدالله سر بریده بابا رو براش آوردن ما چند تا روزخان داریم در کربلا یکی در قتلگاه زینب کبراس یکی هم در خرابه شام دختر سه سالش هست این روزه رو خونده من الهی ای تمانی علا سغر سمی بابا برای یتیم شدن من انود زود بود بابا بابا که رگهای گردن تو رو بریده بابا در این مسیری که می آمدیم هر وقت خواستن ما رو بزنن امم زینب خودشو سپر ما بچه ها سل الله علیکم یا اهل بیت نبوه خدایا دین ما آئین ما مکتب ما ملت ما انقلاب ما کشور ما رهبر معظم ما خدای زر یه و نسل ما تاقیا قیامت در پناه امام حسین حفظ بفرما ابدا ما بقیت و بقی الليل و النهار و بر فلا باجع لهم لا آخر العهد منی لزیارتكم السلام علی الحسین و علی ابن الحسین و علی املاد الحسین و علی اصحاب الحسین و علی املاد الحسین روایت کتاب بر اساس کتاب نجان حسن نوشته ی لیلا محتوی نشان حسن نشان حسن نشان حسن نشان حسن نشان حسن نشان حسن به جای اوزهایی با خودت خلوت کن برادر و خوب فکر کن تو دیگر کودک نیستی قاسم حسن دست زخمی قاسمو بلند کرد و گفت ببین با دستت چه کرده ای تازه حرف حسن تمام شده بود که نفعیله مادر قاسم از راه رسید اون روبندشو بالا زد و گفت چی شده قاسم؟ قاسم سرشو پایین انداخته و ساکت بود نفعیله که سکوت اونو دید روبه حسن کرد و گفت تو بگو حسن چرا دست قاسم زخمی خونی شده؟ چیزی نیست نفعیله بانو نشانی عبرت هست برای او خوب می شود انشاءالله نفعیله دست زخمی قاسمو گرفت و با ناله گفت چه زخم امیغی با خودت چه کرده ای قاسم؟ از غصور برادرم باک زرید نفعیله بانو تجربه ای شد برای او که بیشتر از این احتیاط کند باید زخمش را بشوییم و انرا با پارچه تمیز ببندیم تا پاکیزه بمانند حسن اینو گفت و رفت بعد از رفتن اون نفعیله روبه پسرش قاسم کرد و گفت این چه کارهاییست که میکنی قاسم؟ مرا خجالت زده کردی خدا به تو و همه ما رحم کرد قاسم تو فکر رفت و با خودش گفت نکند این ماجره به گوش امویم عبا عبدالله برسد قاسم نگران تو فکر بود که مادرش دستشو کشید و اونو به سمت خیمه برد تا روزخم دستش مرحم بذاره قاسم همینطور که دنبال مادرش میرفت گفت مادر جان کاش میگذاشت ای تا گروه همانجا بمانم نفعیله با اخم به اون خیره شد قاسم قبل از این که وارد خیمه مادرش بشه به اطراف نگاه کرد و گفت مادر جان آن مرد زخمی چه شد؟ او را کجا بردند؟ نفعیله پرده خیمه رو بالا زد و گفت او را برای مداوا به یکی از خیمه ها بردند باید دهان باز کند تا معلوم شود کیست و در این حوالی چه می کرده است به نظر می رسد برده باشد از نیکبختی اوست که با تو مباجه شده است با توی که خون ابا محمد در رکایت می جوشد نفعیله نفس بلندی کشید و ادامه داد شاید او از نیکبختیش بیخبر باشد اما من حال او را خوب درک می کنم با این حرف نفعیله دوباره به یاد خاطره قدیمیش با امام حسن مشتبه علیه سلام افتاد خاطرهی که چند بار برای قاسم تعریف کرده بود اما هر بار در لفافه چند کلمهی گفته و رد شده بود من هم کنیز خوشبختی بودم که روزگار مرا در برابر پدرت قرار داد من در خانه ابا محمد دوباره متولد شدم ابا محمد مرا از هیچ سویده مادر جان همیشه از گفتن خاطرات آن روزهاییت تفره می روی گفتنش دلتنگت می کند دلتنگی من عبدیست قاسم جان من تا عبد دلتنگ پدرت می مانم زخم دستت را فراموش کردم انشین تا مرهم روی زخمت بگذارم قاسم تو خیمه نشست نفعیله مرهمی رو دستون گذاشت بعد زخم رو با پارچه محکم بست قاسم به یاد مرد مجروح افتاد و از خیمه بیرون رفت از چند نفر سراغ اونو گرفت و به دخره تو خیمهی پیداش کرد زخمای مرد مجروحو شسته و بسته بودن پاشن با دوته کچوب محکم بسته بودن تا استخان شکسته جوش بخوره قاسم به سمت اون رفت مرد زخمی چشم باز کرد ترس تو چشماش موج می زد کمی که گذشت پرده خیمه کنار رفت و اون وارد شد و گفت زخمایش امیق بود اگر در همان حال مانده بود از خون ریزی تلف می شد قاسم دنبال حرف اونو گرفت و گفت پایش شکسته است تکان دادنش از طرف ما خطرناک بود خواست خدا بود که سر راه ما قرار بگیرد قاسم وگرنه مرگش حتمی بود قاسم به سمت مرد مجروح رفت چشمهای مرد نیمه باز بود اون به سخته لباشو تکنداد و آب خواست قاسم کاسه خالی کناره بستر اونو برداشت و از خیمه بیرون رفت کمی که گذشت با کاسه پر از شیر به خیمه برگشت بعد آروم مرد زخمی رو به حالت نیمخیز بلند کرد تا بتونه شیر بخوره مرد مجروح کاسه شیر رو تا ته سر کشید بعد به بالش پشت سرش تکیه داد قاسم کنارش نشست و از اون خواست ماجرای زندگیشو تعریف کنه مرد گفت ارمابم هن سروت من مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد گوش مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه مرد مجروح کنه بس grave مرد به~!! مردコران مرد مجروح کنه مرد اانitzer مرد picks me up backplash برای اینfriend