موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و لاقبت اول اهل التقوی والیقین قیل صادق علیه السلام علامازا بنی تمرک حدیث شریفی هست که علامه مجلسی رزوان الله علیه می فرمان من این را به خط شهید رزوان الله تعالی علیه که معلوم از شهید اول مرادشون هست به خطیشون یافتم این روایت شریفه را و دیگه کسی که مثل شهید باشه شهید اول رزوان الله علیه صاحب کتاب لماو و کتاب های متعدد دیگر و علیه اون فقیه نامدار و بزرگواری که پایان کارشون هم به شهادت دارد در راه خدا رسید ایشون نق کردن و به خطیشون یافت شده حدیث بارت از این است که کسی به امام صادق علیه السلام عرض کرد شخصی خدمت امام صادق عرض داشت علام آزا بنی تمرک زندگی خودت را بر چه پایی بر چه ستونی قرار دادی که بسیار سؤال پرمعنایی هست که آدم زندگیش را بر چه اصاسی یا آدم هست که اصاس زندگیش را دروغ قرار داده معتقد هست که بدون دروغ نمیشد زندگی کرد دیگری هست که پای زندگی را اصاس پاکی قرار میده و راستی حالا حضرت صادق علیه السلام حجت الهی در جواب این سائل و این پرسش کننده فرمودن علا عربت اشیا زندگی خودم را بر چهار پایه و ستون قرار دادن اولی عبارت از این علم تو انه عملی لای عمله غیری فج تحت تو دانستم که عمل مرا غیر من انجام نمیده ولذا کوشش کردم سستی نکردم تلاش کردم که خودم کار خودم را انجام بدم و این یک حقیقتی است که اگر انسان بابرش بیاد میتواند مسلطه بر کارها بشه و هر چه که برش لازم است انجام بده بداند که عمل خود انسان هر کسی هر شخصی عمل او را باید خود او انجام بده ممکنم از چهار تو عمل مثلا مثلا مثلا اگر این مقداری انجام بشه بیاد پنج سال ده سال نماز و روزه برام بگیرید این مقدار مظالم بدید اون مقدار چه کار بکنید خالد تازه اگر عمل بشه به این مطالب که اولون کلام همین جا هست بسیاری از اوقات واقع شده است که همون اول کار دعوا درست شده و حتی کسی را میدونید شبه کنم صلاحی solgham خداعه کنیم سازده برخص میده که از پروازی اطلاعات را می کنیم سال سازده بیش مزیدی در زمین ویدئو را بدای در شما ido شبه که آیا آaci مسا HEY وه مزه برای نین الس buttons متوفا آمده بود که ایشون پیش شما پول داشته گفتم بله این مقدار وحج گذاشته است پیش من ولیکن وسیعت کرده است برای نماز او روزه او دختر دختر جوان بله گفت که این چه حرفی خودش میخواست نماز خودش را بخاند به ما چی این مربوط به ما هست به داخل یک دعوای بزرگی درست کرد که چرا این پول را میخواهی صرف نماز برای او بکنی غلط زمانه که تازه انجامم بشه این یک گوشه از اعمال انسانه همش که نماز نیست احسان به مردم هست رسیدی بحال فقراء و مستمنده اصلاح نزاهای بین الناس است عذیت و آزار به کسی نرسندن است خدای نخواسته مظلمه در گردن انسان نباشه مظلمه مالی مظلمه آبروی که دای از اوقات میشه بله برای کسی اونقدر حرف درست میکند مطالب در میاره و او را بی آبرو میکند زمان ها اصفاتش میکند در جامعه این از مظالم بزرگ است این که دیگه با پول نمیشه خریداری کرد با پول نمیشه جبرانش کرد انسان باید بکشه از مواظب این معنی باشه که پیسیات مردم آبروی اشخاص امانت الله است و باید در حد امکان هسته این م bliی از اونها نشان است که همانده باشه به این معنی باشه ایسیات مردم آبروی اشخاص امانت الله است و باید در حد امکانش بکوشد آه حتی اگر خودشم بارد این قضایان نشده آه به روی کسی نبرده است به کسی که این اقدامات زشت کرده است او را وادار بکنه که آه زودتر مرست به کار خودت آه حاصل امام صادق علیه السلام فرمودن ازشون سآل شد امر خودت را زندگی خودت را بر چه پایه قرار دادی بر چه اصاسی امام علیه السلام حضرت صادق در جواب فرمود بر چهار امر زندگی خود را بناگذاری کردم یکی از اونها عبارت از این نکته بود که علم تو ان عملی لای عملون در اینکه از این نکته بود که را برای خودت بکنیم که دانستم که عمل من دیگری انجام نمیده پس خودم کاری برای خودم بکنم ما در این جد مقدار صحبت کردیم که بر فرضم یک کاری انجام بدن که اگه انجام بشه خب یک گوشه از صداها مطلب در زندگی انسانه آب رویشخاص بردن است نمیدونم مزدمه های دیگر هست همسه های دیگر هست همسه های داری هست رفیق داری هست احترام پدر و مادر هست این عمله که خود انسان باید انجام بده کی میتوند انجام بده برای انسان آره بعد از انسان یک کسی میاد بخواد این عمل رو برای ما بکن انجام بده بر اخره چون دانستم که عمل من بگردن خودم هست ولذا فرمود اجتهد تو اجتهد تو اجتهد تو اجتهد تو اجتهد کردم کوشش کردم اجتهد اینجا نه اون معنای مصدره بین ما ها هست کوشش کردم و پیگیری کردم که هرچی بر من لازم از خودم انجام بدم و برای بعد نگذارم این یکی اما مطلب دوم عبارت از این نکته از که و علم تو انالله از زوجل متلعون علیه فستحیت دانستم که خدای تبارک و تعالی خدای عزیز و جلیل اطلاع بر اعمال من داره متلع هست خدای متعال میبیند آهه قرآن از علم یعلم بانالله یرا این انسان نمیدوند که خدای متعالیمیدن میبیند که انسان چه کاری انجام داده من این را دانستم که خدای متعال متلع هست بر من یعنی بر اعمال من فستحیتو دنبال این علم و این یقین حیا کردم گفتم چطور من گناه بکنم در برابر ذات اقدس الهی در پیشگاه پروردگار بزرگ خدا حضور داره من کار خلاف بکنم حالا این جمله چقدر برای امروز ما مفیده ای برادران ای عزیزان ای افاظل که انسان این را معتقد باشه جدن بداند که خدای متعال اطلاع بر اعمال او داره و چیزی که نگه باشه دان انسان هست همین ایمان و همین یقین هست که وقتی انسان دانست خدا متله بر اعمال او هست دنباله مطلب بارد از اینه که از خدا حیام می کنه ببیند چی خدای متعال دارد مشاهده می کنه در برابر خدا دست به بدی می برد ابدا پس بکوشیم این نکتره پایه این نکتره زندگی خود قرار بدیم که خدای متعال مطلع بر اعمال ما هست اگر این جهت را در جان خودمون احیاب کنیم و تعمیق بدیم این عقیده را نتیجه آن عبارت از اینه که انسان حیام می کنه دیگه از افراد معمولی انسان گاهی حیام می کنه در بعضی از اعمال از خدا حیام نمی کنه وقتی بداند که خدا ناظر و شاهد و گواه هست از دیر زمان شد از اوائل حیام نوجوانی یادم از یه اشعار و از که اص نمی دونم می گد در مقامی که کنی قصد گناه گر کند کودکی از دور نگاه شرم داری زگنه در گذاری پرده افت خود را ندیدیم در اینجا شرم بادت که خداوند جهان که بود واقف اصرار نهان نظرش با تو بود بیگه و گاه تو کنی در نظرش قصد گناه اگر یه بچه ای نگاه بکنه ما را ببیند که ما می خواهیم عمل سوه خاصی انجام بدیم حیامی کنیم می گذریم از این کاری یا اون را از خودمون دور می کنیم یا ما از اون دور می شیم چه شده است که هر کاری انجام بدیم هیچ باقی نداریم این برای خاطر اینکه زیر بنای کار خرابه چرا حیا از خدا نمی کنیم برای اینکه پایه زندگی من درست نیست و پایه ای که امام صادق علیه السلام زندگی خود را بر اصابه کنیم و این عباره تعظیمه که اِنَّ اللّهَ تعالی مُتّلِعُنَ عَلَيْهِ خدا اطلاع بر کار من داره فَاسْتَحَيَيْتُو چون این را دانستم از خدا حیا کردم کار خلاف انجام ندادم معصیت و نافرمانی خدای بزرگ نکردم این دو مطلب مطلب سوام عباره تعظیم این دو مطلب مطلب سوام عباره تعظیم این دو مطلب مطلب سوام عباره تعظیم اینه دانستم رزق مرا دیگر هی نمی‌خورد و نمی‌بر اگه واقعاً که خدا چیزی را برای ما مقدر کرده باشه انسان بداند دیگر که اگر خدا مقدرده این رزق من باشه این دیگری آن را نمی‌بره وقتی انسان این رادانه است و عالم بین معنا شد که رزق مقصوم الهی ما را دیگری نخواهد برد فت معنن تو اتمینان پیدا کردم دیگه اینقدر دلم دلواپسی نداشتم ناراهتی نگرانی آیا چه میشه فردا چطور خواهد شد با این و اون بجنگم برای خاطر چهار قرانمار دنیا برای پیش برد مادیات خودم هرگز انسان اینطور نمیشه اگر اون پایه زندگی را محکم کرده باش یعنی بداند و با خود به یک رزق مرا دیگری نمیخورد وقتی این رادانه است اتمینان پیدا میکند آرامش دل پیدا میکند این دل خوره ها این حتی تنش هایی که پیدا میشه در جامعه که اکثرش هم بر اساس امین پول است و مال یا جا و مقام این دعوا ها و نزا ها کم میشه که یکی از این ها برای خدا باشه دیگه انسان تو این دعوا ها نمیفتد اتمینان به خدا داره و آخر کار عزیزان و علم تو ان آخر امری الموت فستعدت یعنی دانستم که آخر کارم مریض حالا به داخل پنجا سال شست سال هشتاد سال ست سال سد و بیس سال بیشتر کمتر بمانم ولی آیا میتونم که محر دوام بر زندگی بزنم ابدا علم تو ان آخر امری الموت فستعدت دانستم که پایان کار من مریض و چون این را دانستم پس آمادگی پیدا کردم آماده شدم آ استعد دل سفرک و هست سلزادک قبل حلول عجرک از امام مشتبه علیه السلام هست آماده بشیم آ ما که این را میدانیم خیلی عجیب هست که پیش چشماته از دنیا میرن رفقه های من جان میدن از دنیا میرن تشویی میشن آ میرویم شرکت میکنیم در تشویی اونها در مجاله ترهیم اونها ولی وقتی هم بر میگردیم کل اول همون آدم اولی هستیم چرا فکر نمی کنیم که مال این آدم بلخصوص نیست ما هم دوچار این معنا خواهیم شد چرا این فکر نمی کنیم وفقنا الله و ایاکم لمراضیه و جنبنا و ایاکم ام خالفته و مناهیه و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله تاهرین و سلامت و رحمت و رحمت و رحمت و سلامت و رحمت و رحمت و رحمت و سلامت و رحمت و رحمت و رحمت و رحمت و سلامت و رحمت و رحمت و رحمت زل byte наверفرسته امانم fan ویدا و حעל ترجمه و اختبار ویدا را حلال کنیم رای رهایی pasoاء شما از درست داره قرآن را و مصدقا لما بین یدی من التورات ولی احل لکم بعضا لذی حرم عليكم و جهتکم بی آیت من ربکم فتق الله و اطيعون حضرت ایسا به مردم گفت که مصدق لما بین ادهی من تصدق مصدقوننده توراتی هستم که پیش روی من هست من تورات قبل از خودم تورات موسا را قبول دارم انبیا هم دیگر قبول داشتن هفتاد تا پیغمبر توی رستا باشن با هم دعواشون نمیشه حدف همشون یکیه من تورات را قبول دارم پیغمبر ما هم که آمد فرمود من تورات را قبول دارم انجیل را قبول دارم منتها پس اون دیگر چکنی اگر قبول داری آمدن برا شما حلال کنم بعضی زیزایی که بر شما حرام شده بود منتها نه حرام ذاتی ما دو رقم حرام داریم بعضی زیزایی ذاتن حرامه مثل خوردن خون خوردن گوشت خوک خوردن شراب اینها ذاتن حرامه در همه عدیان هم حرامه ولی بعضی از حرامها حرام ذاتی نیست به دلیلی کسی که میگرن زندانش میکنن یا در محاصره اقتصادی قرارش میدن این به خاطر تنبیه در صوره انعام آیه سد و چهل و شش میخونیم یهودی ها رو به خاطر خلافکاری که داشتن گوشت حیوانه ناخوندار رو گفتیم حرامه بخورید حیوانه که ناخونداره گفتیم گوشتشون حرامه گاو گوسفند چربی گاو حرام چربی گوسفند حرام خب پس ببینید اینجا دنبه و پی حرام نیست ولی یهودی ها خلاف کردن خداوند موقعتن فرمود که این پی رو نخورید حالا حضرت ایزا میگرد آمدم اون ممنوعیت موقعتی رو حصف کنم ولی احل لکم بعض الالدی خورم علیکم آمدم برای شما حلال کنم بعضی از چیزهایی که حرام شده یک خاطرم اینجا من بهتون بگم من قبلن که این آیه رو بخوندم همین آیه 3246 سوره انعام 3246 سوره انعام که یهودی ها چون بدیر کردن خداوند فرمود که چربی گاو گوسفند حرامه میگفتیم مثلا چربی میگی خوردن داره ما الان میریم گوشت بخریم بیشتر سفارش میکنن که گوشت قرمز بشه گوشت چربی نداشته بشه پی و دنبه شو حصف کنن بگیرن الان پی مف بدن به منو شما میخوریم دنبه مف مثلا حالا گوشتیم پی و دنبه چیه که حالا ولی بعدن چند و قبل در تلویزون یه پشوهش علمی پیزشگی شده بود که گوشت بدون چربی عوارز رو دنبال داره گوشت قرمز عوارز به همه مقداری که چربی در بدن حیبون هست همه مقدار لازمه بنابراین آدم میفهمه که وقتی میگه حرام کردیم این حرام ها حرام های موسمیست تنبیهیست کیفریست حضرت ایسا فرمود من تورات رو قبول دارم یک اون حرام های موقعت تنبیهی رو امدم فیصله بدم حلال کنم به شما زمینن و جیتو کن به آیت من ربکم از جانب پروردگان به شما نشانه آوردم پس فتق الله و اطعون پس از خداون پروا کنید و از من اطاعت کنید خب هر کجا بنای اصلاح باشه در مدیریت یک رهبر و یک مدیر خوبه که خواست اصلاح کنه باید اصول رو مراد کنه چار اصله یک اصول مشترکه و صحیح دیگران رو بپذیره حرف خوب دیگران رو قبول کنه اگر میخواید مردم را همراه خودتون داشته باشید هم فکری کنن با تو هم کاری کنن رهبری و مدیریت دارو بپذیرن خوبی های اونهای رو قبول کن بگو آقا این خوبی رو شما دارید ما قبول داریم حد تر مقدور به مقدسات اونهای احضاران بگذارید اینجا حضرت ایسا گفت مصدقن لما بین اده من توراتی که پر شما مقدسه منم قبول دارم خوبی ها شما رو قبول دارم اگر میخواید مردم طرف دارشون باشند یه وعده هایی که به فضای باز و آزادی به شما بشارت دارید بگو اگر ما آمدم یه سری گیر و گرها رو ور میدارم مثلا فرض کنین بهره بانک و مالیات و نمیدونم عوارز و یه سری چیزهایی که مردم برشون سنگینه ور دارم حضرت ایسا میگه آمدم یه سری بارا رو بحث کنم یکم بگو در چارچوب قانون الهی حرکت کنین فتق الله چی گفتم اگر یک مدیر و رهبر خواست موفق باشه یک اصول مشترک رو قبول کنه به مقدسات اهدران بیزره یه سری آزادی های حلال رو وعده به دسته عمل کنه یکم قانونش قانون تقبا باشه خب از این معلوم شده که دین یک جرعیانه نه یک جرقه همه انبیاء هدف واحدی داشتن اگر هدفش واحد نبوده میگفت من تورات قبول دارم یکی میگه من تورات قبول دارم یعنی من راه موسار قبول دارم هدفم واحده خب بعضی از محدودیت ها در عدیان سابق جریمی موقعت بوده نه حکم الهی یعنی حرامش حرام ذاتی نبوده مثل گشت خوک و خون و نمیدونم اینها گشت سگ اینها ولی حرام موقعت بوده تنها کسی حق داره قانون رو عوض کنه که رسول خدا باشه دوره موجزه باشه میگه اوهل من حلال میکنم تو چه کاره میگه جعه تو کن به آیتن من پیغمبر هستم موجزه دارم امیدو که ولایت تکوینی داشته حضرت ایسا فرمود فوت میکنم مجسمه گلی میپره کسی که نفسش در تکوین در آفرینش اثر داره میتونه به خاطر معجزه هایی که داره و اجازه که از طرف خداوند داره قانون خدا رو تغییر بده خب این موله آیه پنجا از سوره آل امران خلاصه آیه چی شد؟ حضرت ایسا تورات قبول داره مقدسات دیگر رو قبول کنیم موقع پیغمبر بعد میتونه حرام های موقع رو پایان بده و پایان دادنه به حرام های موقع فرزای باز باز کردنه برای مردمه رمز گرایش مردمه این نکاتی بود که از این آیه استفاده کردیم و السلام علیکم و رحمت الله موسیقی