یک کار بسیار گستردهی که انجام میده و شاید در نوع خودش بی نظیر هست نقدیست که به هنری مارتین انگلیسی می نویسند ایشون میاد برای این که نقد آلمانهی به اون کتاب نوشته بشه همه علماء یهودی و نصرانی که توی ایران هستن اینا را جمع میکنن در شرحال ایشون نوشن که مدتها زحمت کشیدن به بیس زبان زنده دنیا مسلط میشن از جمع زبان ابری، زبان سریانی، زبان لاتین خیلی جالبه که در اصر قاجاریه اونم در ابتدای ورود و ابتدای تماس ایران با دنیا قهرم و لحمد نراغی توی این حوضه وارد میشن کتاب سیف الامرامین ویسران خیلی جالبه توی این کتاب ما وقتی تورق میزنیم در جاهای مختلفی عبارتهای از انجیل و تورات از زبان ابری و سریانی اونجا وجود داره که مولا احمد نراغی زیلشو ترجمه میکند یعنی میفهمد که یعنی این عبارت این معنا را داره یعنی ترجمه مستقیم و نقل قول مستقیم عبارت خب خصوصیت این کتاب چی بوده که باعث شده از بین اصار دیگه برجسته تر باشه؟ مرحوم نراغی در کتاب سیف الامرامین به دو صورت پاسخ از شبهات هنری مارتین داده هم به صورت نقضیم و هم به صورت حلی در واقع جواب از شبه دادن به همین دو صورت هستش که ارز کردم یا به صورت نقضی هست و یا به صورت حلی هست که جواب حلی مهمتر هست نسبت به جواب نقضی چون تو جواب حلی اون کسی که داره پاسخ میده از شبه فقط نظرش این نیستش که شبه رو رد کنه نظر بر این استش که جواب داده بشه حل بشه شبه دیگه شبهی تو زهن خاننده و مخاطب راقعی نداره حتی اون وقت این هوا و این وقت صبح اصرار داری به مباهثه این کتاب به فرمایی پیش میدارم یا الان خب ارزشش رو داره بسکه علمی و دقیقه چاره سرمایه هوا هم این شربای داغه بسم الله بسم الله هانری مارتین در کتاب خودش نبوت خاصه تشیع و قرآن رو زیر سؤال برده و مرحوم نراقی پنج و هفت شبهر برده رو در کتاب سیف الامه و برهان المله از هانری مارتین اوورده و به شکل جدلی و برهانی به رد اونها پرداخته اونها رو رد کرده ما تو علم منطق مبحثی داریم با آنام سناعات خمس که پنج دا سنعت هستش برهان جدل شعر خطاب مغالطه مغالطه از سنعت شعر استفاده شده چون ملا احمد نراقی خودشون شاعر بودن و مصنوی تاقدیس برای ایشون هست به صورت برهانی مرحوم ملا احمد نراقی جواب از شبهات داده و همچنین به صورت جدلی به این میگن یک کار درست و دقیق علم در برابر علم کتاب جالب توجهی باید باشه خب این کتاب چه خصوصیت دیگه ای داره؟ کتاب مرحوم ملا احمد نراقی کتاب سیف الامه سه بخشه بخش اولش مسائل و موضوعاتی به عنوان مقدمه هست بخش دوم در اثبات رسالت و نبوت پیانبر اسلام سلوات الله علیه هست و بخش سه بومش دفع شبهات هانری مارتین البته نشون میده که توان علمی این آقایی عالم بزرگ چقدر زیاد بوده از جمعه توان علمی ملا احمد نراقی رو ما میتونیم به این بخش بپردازیم که ملا احمد نراقی همواره آثاری که ارائه میکرد بر اساس مختزیات زمان و بر اساس یک آصیب شناسی انجام میداده یعنی پس از این که آصیب شناسی میکرده و نیاز سنجی میکرده چه مباحث امروز واقعا نیاز هست و باید به اون مباحث نیاز سنجی میکرده و چه شبهات امروز موجود هست و باید در مقام پاسخ به اون شبهات ایشون مطالبی رو تحییه میکرد و اندختها و یافتهای خودش رو عرضه میکرد ایشون آثارش از این ویژگی ها برخوردار هست اما ملا احمد نراقی این پاسخ رو بسیار محکم و مبرهن تحییه کرد یعنی ابتدا برای اینکه بتونه پاسخش پرمغز باشه پرمحتویه و مبرهن باشه و محکم باشه زبان ابری رو فرا میگیره و کتاب های احدین احد قدیم و احد جدید رو احد عتیق رو مطالعه میکنه و بعد از اینکه زبان رو فرا گرفت کتاب های احدین رو مطالعه کرد با بسیاری از دانشمندان نسرانی در اسواهان به گفتگو میپردازه یعنی بحث ها رو با اونها به مزاکره میگذاره و تضارب افکار میکنه و پاسخ ها رو به اونها میده و از اونها مطالعه میگیره و در این تضارب افکار مطالعه رو تحیه میکنه و سپس با استفاده از مطون و منابع اونها به پاسخی محکم در مقابل هنری مارتین میپردازه لذا میبینید که کتاب سیف الامک حاصل زحمات ملا احمد نراغی هست و پاسخیش بسیار محکم مقابل هنری مارتین که ارائه میشه به عنوان بهترین پاسخ در مقابل هنری مارتین انگریسی شناخته میشه و معرفی میشه و همگان در اون اصل از این کتاب استفاده میکنه پس میشه گفت انگیزه این آلم بزرگ برای رسیدن به هدفی والا خیلی زیاد بوده که این همه برای اون تلاش کرده خود مرحوم ملا احمد نراغی در انگیزه هدف خودش از تعلیف کتاب سیف الامه اینطور مینویسه مقصود ما در این کتاب الزام و اسکات خسم نسرانیست خسم مسیحی و تمسک به مسلمات او ما را کافیست این که مرحوم نراغی میگه تمسک به مسلمات منظور همون جدله یعنی ما بیاییم جدل کنیم از مسلمات خود هنری مارتین استفاده کنیم برای ما کافیه اگرچه با وجود براهین آیات اخبار قرائن امارات و حالات حاصل از برای خود در محافل و خلوات از توسلات و استشفاعات به سرحد قطع و ظهور بل از هر منن نور علد دور رسیده ولیکن تأکیدن للمطلوب با مسلمات خصم اشاره به بعضی براهین منظمه میرود تا بلمره از قلوب صافیه رفع رعیب و شک شود پایان این تحقیق فقط میمونه یه چیز مرحوم ملا احمد نراغی فقط همین یک کتاب رو تعلیف کردن ایشون در تعلیف نگارش و نوشتن همموقع از این کتاب هم این بوده که آثار پدر خودش رو زنده نگه داره برای مثال کتاب اخلاقی که ملا احمد نراغی نوشته و انصافا این کتاب قابل تحسین هست و خیلی ها این کتاب رو معرفی کردن سفارش کردن با نام مئراج و سعاده که به فرسی هستش در واقع میشه گفتش که این مئراج و سعادهیه ملا احمد نراغی خلاص شده و فرسی شده جامع و سعادات پدرش هستش این یک نمونه بود از این که من نشون بدم که ملا احمد نراغی در تعلیف و نگارش نیم نگاهی هم به آثار مرحوم پدر خودش داشت و ملا احمد نراغی رو بیشتر از روی کتاب مئراج و سعاده که یک کتاب اخلاقی هست میشناسند و البته ایشون شاعر هم بوده و کتاب شعریشون با عنوان مصنوی تقدیس بارها چاب و منتشر شده ویدیو از اینکه سفر دارید تو ایشون از اینکه باید برداشت در مجال قرار دارید ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ایشون ع oops ع oops ع oops ع کی ع کی ع کی ع کی ع کی ع کی ع کی ع کی ع کی برای ازگیت در کانال رادیو معرف در پیام رسان ایتا فقط کافی عدد 96 رو به سرشماری 3015 ارسال کنید تا براحتی ازو خانوادی بزرگ رادیو معرف بشین پس اجل کن همین الان عدد 96 رو بفرست به شماره 3015 جسمتان گرچه دربند زنجیر جان دشمن مسیر شما بود در شب قربت سرد زندان یارتان ذکر و یاد خدا بود یارتان ذکر و یاد خدا بود هیچی ایک از موارد قانونی که برای اصراب وز شده در براد اصرائی ایران با چوبای جبه مهمات می زدن نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود که بخواهد خیلی خوستم شد نه از شهادت واقعیت برای خودم امامون لازه افتخار بود اصلا از شهادت باید که نداشت از مظلومیت بچه هکایت آزادگی یوسف از غعر زندان بر آمد روز دیدار یعقوب جان شد یوسف از جمعه آزادگان شد بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان عزیز سلام شبتون بخیر با برنامه دیگه از مجموعه حکایت آزادگی و بازخانی زندگی یکی از آزادگان ازدادگانی و ازدادمند کشور عزیزمون در خدمت شما هستیم مهمان امشب ما آزادهی هستن که عشق به وطن و ولایت او رو به جهبه های حق برزد باطل میکشونه و در این مسیر سر از جان نمیشناسه و جان و جوانی خودش رو در دست میگیره و به اصارت در میاد اصارتی که برای وطنه درستی که سخته و دلگیره اما باعث فخر و مباهاته امشب میخواییم با این آزاده همراه بشیم و معنا و مفهوم اصارت رو از زبان خودشون بشنویم موسیقی موسیقی جنوه آقای مالک دلیری رزمندهی هستن که در منطقی جنوب با لشکر سید و شهده به بسره منتقل و دو روزی در اردوگاه بسره به شدت ازید شدن و تعدادی از یارانشون رو به سبب تشنگی از دست دادن آقای دلیری سلام خیلی خوش اومدید بفرمایید که بعد از اون دو روز که در بسره بودین چه اتفاقی افتاد و آیا به جای دیگهی منتقل شدین یا خیر اینجا نقیب مالک دلیری جمعی از لشکر دست سید و شهده در تاریخ یک و پنج به اصارت دشمن بحثی در منطقه جنوب در آمده اصارت همچنان که از کلمهش معلومه برای همگان مفهومش مبهمه تا زمانی که اصارت نرفته بودیم اصارت برامون یک مهمه بود زمانی که به دست دشمن افتادیم و جوانه اردوگاه شدیم اونجا بود که با بچه ها یک به یکی به همدیه میگفتیم که سرنوشت چی خواهد شد سرنوشتی که معلوم نبود اما حدث معلوم بود رفتن اولین روز ما رو بعد از این که اصری کردن انتقال دادن به بسره در بسره یک جایی بود به سیمتوری بچه ها به قول بچه ها میگفتن به سیمتوری معروف بود بچه ها در قدود دو روز اونجا موندن و سختی های بسیاری اونجا متهم بشدن بچه ها به خصوص تشنگی که دیگه از بچه هاست تشنگی به شهادت رسیدن از برنامه های از این کار را در اصارت گذرندن و با وجود تمام سختی ها و شکنجه ها از مسیر حق و حقیقت خارج نشدن و اعتقاد و ایمانشون را از دست ندادن قیور مردانی که نام و یادشون تا عبد در تاریخ ایران زمین باقی میمونه خب جنب آقای دلیری شما در دوران اصارت فاصله زیادی با کربلا نداشتین جایی که مقصد و معمن خیلی از دوستان شهیدتون بوده و ماه محرم هم اتفاقاً بوده برنامه های فرهنگیتون در اون روزها چی بود و آیا کسی با شما و کارهای فرهنگی و مذهبیتون مخالفت میکرد بعد از دو روز ما رو انتقال دادن گردگاه در جنوب غربیه یا نراغه منطقه به نام نهرگان پادگان مخلوبهی بود که به دست خود بچه ها پادگان تعمیل شد مورد که ما رو به این پادگان آوردن اتاقهای که پنجانفری بودن یا صدنفری بگیم بودن چهار سد و سی نفر از بچه ها رو داخل این آساشگاهی کردن در حدود بیست تا از همین آساشگاهی که سد نفر جامع میگرفت بچه ها رو به این تعداد جاددن بچه ها با این همه مشققت با این اول اصارت ناشناهی و با این همه سختی هایی که از طرف دشمن بهشون متحمل میشد دعاهای خدایا خدایا تاین غلاب مهدی امام را نیهداش را میگفتن و نماز زمعاتشون رو به پا میداشتن و خوشبختان مسادف بود اصارت ما با رسیدن ماه محرم بچه ها سین زنی نوه خانی در سطح رو درگاه برانداختن هر آساشگاه شبانه به کارهای که با خود برخیل شهر همچنان انجام میدادن در ماه محرم در اصارت هم انجام میدادن موسیقی همچنان با شما هستیم با برنامه یه حکایت و آزادگی از رادیو ممنون هستیم برنامه یه حکایت و آزادگی از رادیو ممنون هستیم البته با شما هم نرای Phase 2 میکردن و کلاس های قرآن میگذاشتن حدیث خانه میگذاشتن و بعد به طور مخفی بودینا چون اردگاه مردگاه مخفی بود و مفقودی بودن کلیه بچه ها به این طریق انجام میشد. مداد خودکار در کار نبود حتی خودبنده با یک از دوستانم که دانشتو بودن یک زغال تحییل کردیم خیلی جالبه گفتنش از این زغال برای نوشتن ریاضی تمرین ریاضی و عربی استفاده میکردیم و دفترچه تحییل کرده بودیم که دارای لغات انگلیسی بود و اینو بین بچه ها پرش میکردیم بچه ها تا مموراتشونو به این ترتیب بگذرنن اما فشار روانی فشار زسمی برای بچه ها خیلی زیاد بود تحملش واقعا خیلی سخت بود اما بچه ها با تجربه به هدفی که داشتن خم برور نمیابردن ما در این موندوگاه در همین ابتدای امر این کارا را انجام میدادیم با بچه ها گروهی و بعد از مدت ها از داخل منافقی به عراقی ها خبر دادن که این ها داخل آساشگاه این کارا را انجام میدن و تا عراقی ها ممانعت به اوهل بیاورن عراقی ها به همکاری منافقین معفق شدن تا خدودی از فعالت بچه ها جلوگیری به اوهل بیارن اما هر روز که محدودیت برای بچه ها بیشتر می شد مقاومت روحی سارگری در بچه ها افزونتر می شد طوری که مهرمزان با فرارسدن مهرمزان که بچه ها را مذبور می کردن داخل اردگاه در جلو و افتاب قدم بزنن بچه ها واقعا نمی دونم چگونه مقاومت می کردن این مسئله ساده نیست آزبان روزه تنبیه می شدن و آب نبود حتی افتار کنن بچه ها اما با این حال انچنان شوره حالی بین بچه ها بود مثل این که این ها عصیر نیستن دسری که می آوردن به ده نفر پن نفر یا یه پرتغال یا یه گلاب میلیسید مقدار کمی انگور بچه ها به اونهای که زعیف بودن از خودشون بونا می دادن نمی خوردن و اون غذای کمو نمی خوردن تا دوستان زعیفترشون از پادر نیان خاندن دوها روی بسیار خوبی به ما می بخشید دوهای توسط و کمی را فراموش نمی کردن و حتی مجبور شدیم که دشمن از این که تا اکسولامرد زیادی نشون نده زیر پتوها چهار پن نفری دوهای توسط رو بجمعی آوردیم از بند به سختی ها زدی مردان ربخند اگرچه جسم تو پشمرده چون گل ولی روحت شکفت از این تهمل اگرچه جسم تو پشمرده چون گل ولی روحت شکفت از این تهمل اگر در محبسی تاریخ بودی ولی با کربه بودیم ولی با کربه بودیم مگر همراه تو از طربت اوست که خاک مقدمت چون مشکش بود که خاک مقدمت چون مشکش بود برنامه یه حکایت آزادگی رو از رادیو معارف دنبال می کنید در این بخش می خواهیم کتابی دیگه در حوضه ی عدویات مقاومت به شما معرفی بکنیم به نام اسم تو مصطفاست این کتاب روایتیه داستانی زندگی شهید مصطفا سدرزاده از زبان همسرش سمیه ابراهیم پوره که به قلم رازی تجار نوشته شده شهید سدرزاده اهل جنوب بود و سمیه اهل شمال کشور هر دو متولد سال 1365 بودن سمیه متولد مرداد و اهل رشد و مصطفا متولد شهریور و اهل شوشتر البته در یازده سالگیره به همراه خانواده به مازندران نقل مکان کرد و پس از اون به استان تهران رفت خانواده سمیه هم به سبب شغل پدر به تهران نقل مکان کردن روزگار طوری به گردش در اومد که این دو در تهران با هم آشنا شدن و وصلت کردن شهید سدرزاده فرمانده ایرانی گردان امار از لشکر فاطمیون بود او مدتی رو در سوریه جنگید و سرانجام در راه هدفش در اول آبان در عملیات محرم مسادف با روز تاسوآ به شهادت رسید این کتاب شرح کاملیه از زندگی این شهید و ویژگیهای برجسته اخلاقی او از زبان همسرش پیشنهاد میکنیم حتما این کتاب ارزشمند رو متالعه کنید و به دیگران هم حدیه بدیم دوستان همراه آقای دلیری بسیجی عزیزی هستن که مهمان برنامه امشب حکایت آزادگی شدن و داریم از سخنان دلنشینشون بهرمند میشیم اما اینجا ازشون میخواییم از اتفاقات و سختیهای اردوگاه جدیدشون برامون تعریف کنن بعد از نه ماه عراقیه ما رو انتقال دادن به درسته از این کتاب شدن اردوگاه 18 این اردوگاه خصوصیت خیلی خوبی داشت و از موقعی که وارد این اردوگاه شدیم مواومت ما جدی تر و برخورده همون منطقی تر و با فکر خوب کار همون پیش میرفت آمدین عراقی ها باز در همون اردوگاه بودن و از ریزکاری های بچه ها کاملا خبر میگرفتن از همین آملین خودشون داخل ما بودن این اردوگاه ادهی از بچه های بسیار خوب بسیار وفادار و انقلاب داشت نهل که تسبید اردوگاه ما بود به قول بچه ها اون طرف دجبانی میگفتن ادهی از بچه های غلیهی میگفتن بچه ها غلیه میدنون سلحاشونو بچه های کربلای پنج و پیش از اونها بودن بچه های بسیار خوب و متدیدین وفادار و انقلاب این بچه ها رابطه بقرار میکردن با این طرف اردوگاه که ما بودیم دعاهایی که ما احتیاز داشتیم از این طرف برای ما تدارک میدیدن کاغذ کم داشتیم از این طرف برای ما میابردن و مسئله جالب از این طرف بچه ها را که به سلوله های انفرادی میبردن بچه های غلیه برای بچه های ما شیرینی میفرستدن در حالی که شیرینی درست میکردن با اون سهمیه کمی که شکر داشتن با نانخشک و اینا عراقیتشون که برای بچه ها غذا نمیدادن آب بهشون میدادن و روحیشون و بدتر برای علیه عراقیتون قوی تر میکردن بچه ها اون موقع که از اون طرف میومدن میگیدیم که اینا روحیه بسیار آنی را گرفتن روحیه که اصلا در اونها خبر نبودیم از این روحیه ویا ما مریضایی داشتم از این طرف انتقال میدادیم به اون طرف میدیدیم بچه ها با موقع جانماز آمدن ترفاسش کنیم گفتیم بابا شما کردن نماز نبودین شما چی نماز چی بچه ها میرفتن میگفتن یک انسانهای هستن جا روحی همکاری فداکاری دوستی در اینها وجود داریم از اول امت تابعا ندیدیم بچه ها ساخته میشنن مقابلتر میشنن در مقابلتر موسیقی بدون تردید آزادگان دلاور گنجینه های عرضشمندی هستند که با الهام از مکتب انسانساز اسلام و سیره اعمه اطهار و با درس گرفتن از زندگی انقلابی و هماسساز حضرت زینب کبرا سلام الله علیها که اصوه سبر و پایداری بود توانستند دوران دوشوار اصارت را پشت سر بگذارند و شکوه مقاومت و سرفرازی را بر صحیفه درخشان ایران اسلامی سبت کنند