کسرت الفراق، کسرت الاکل، پرخوری، پرخابی، بیکاری، پرخوری، پرخابی، خواب براتون میدونید یه حدی دارید سنینم متفاوته، یه تفله شش ماهه یه مقدار خواب خواب دارید، ولی پرخابی مزمت شده بیکاری مزمت شده و کسرت الاکل، پرخوری مزمت شده باز حدیث آخر رو که بخونم، اینو قبلن رو تا مفصل خونده بودیم این حدیث مفصلتون اجر بلاغم هست، خدا بنده ها همه رو دوست داره کار بدی کرد اون کار بد و خدا دشمن تو قرآن هم هست، پیامبران به امتهای سرکش میگفتن اینی لعملکم من لمن الغالی، ما با کار شما بدیم دشمنیم با کارتون، خودتون، بخترمی اینو به این جهان درد می کنم موازه باشیم، آقای جوانی حالا خطا کرده شما دشمن، حدیث اینه شما دشمن کارشیم، دشمن خودش این دختر خانم میاد تو جلسه، یا آقا پسری میاد تو جلسه اون تیپی که شما انتظار داری، اون تیپا نداره شما با خودش به نگاه محبت نگاه کن کارش نه، حتما بده جاوی، بده لازم تذکری، بده بیه جاوی اما با خودش انین عمل کن، با خودش محبت من اینو در یه اول محرم مخصوم گفتم گفتم اگر بناباشه این پسرها و دخترها یه جایی روزی برگردم کجا باید برگردم؟ تو مجلس محسن باید برگردم، سلام الله علیه کجا باید این چیزا به گوششون بخوره؟ همینجا اینجا به گوششون باید بخوره؟ پس شما هنر داری؟ این الله یوهب و لعبد خداوند بندر و دوست داره ایوب قدر؟ اماله امیر مومنان فرمود بیانه لکن محبه و مکاره خدا چیه رو دوست داره؟ در قرآن و در کلمات اهل بیت بیان کرده خدا چیه رو دشمنده رو اونم بیان کرده؟ چرا اینو بیان کرده؟ فقط برای بیان نیست لطتب اوهازهی و تجتنب اوهازهی اون چی خدا دوست داره دنبالش باشی اون چی خدا دشمند داره فاصله بیان کرده فَاِنَّ رَسُولَ اللَّهِ کَانَ يَقُولُ پیانبر کان یقول کان یقول خب جنبالی مستحضر اید ماضی استمراری برده یعنی مرتب پیانبر می فرمود اِنَّ الْجَنَّةَ خُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ وَاِنَّ النَّارَ خُفَّتْ بِشَهَوَانِ بهش سختی داره جهاد سختی داره روزه سختی داره گذشته از مال سختی داره اما اِنَّ النَّارَ خُفَّتْ بِشَهَوَانِ آتش می خواهی آدم طبعا دنباله ارز کنم ریو بلی و رید و الانسان لیف جره امامه دلش می خواهد همش دنباله ای داستانی دیدم خیلی داستان جالبیه خواهش می کنم از این داستان بیشتر ند کنم خیلی جالبیه نه ایده بودم ارز کنم که یه وقتی در روایت هست که اِنَّ اللَّهَ لَمَا خَلَقَ الْجَنَّ خدا رحمت کن من رو محدث غمی رضوانالله می فرامون هر چیزی رو هر کجا می بینید بگید حالا من بگم این کس بارها منت عرض کردیم هنشی چه شرح نه جل بلاغست من مقیدم حتما می بینم از شرح های قدیم شرح ابن میسم بهرانی هست شرح ابن عبدالحدی صد ابن عبدالحدی دار زمان هست شرح مرموم توستری هست مقیدم می بینم از جمعه شرح آیتالله مکارم پونزه جل پیام امام امیر المومنین که انصافا شرح خیلی دوستان شعار می کنن میگم الان بهترین شرحی که برای عموم مردم در دسترس و جامعه و کامل چاب شده همینه و خیلی هم نمیشنسن حتما من گایی تاستفانه در جمعه علمه هم میگم میگن آقا که این چاب شده بابا بیس ساله تمام شده این اون مواهست ماه رمزانه نه نه غیر از اینه نه شبیه تفسیره که گروهی کار شده خب پیام امام امیر المومنین پونزه جل شرح نه جل بلابه و چند تور از جمعه اینو مقیدم ببینم این داستان ایشون نه رفتم سراغ منابع اصلیش برای مرموحدس قوم فرمایی یه جایی یه کتای حدیثی یه جایی دیدی اینو بگو نه گو من منبعی اولی واقعا واسطه ها رو از بین نبری حالا داستان جالبه وقتی خداوندن ما خلقل جنن خدای متحال بهشتو که آفرید قالل جبرایی به جبرایی گفت جبرایی بولی یه دوری تو این بهشت بزن ببینیم یه دوری بزن ببین چیه بهشت ما چیه رفت و آمد گفت یارب عجب بهشتی درست کردی لا یتروکوها احدون الا دخلا همه خودشونو بهشتی میکنه خیلی چیز خوبی درست کردی فکر نمی کنم کسی اوصاف بهشتو بشنبه و بگذر از بهشت خب بعد خدای متحال حفه ها بالمکاره نشانش داد که این بهشت سختی هایی داره از مالت باید بگذری از جانب باید بگذری روزه باید بگیری نماز باید بخونی خمسه تو بدی گفت حالا با این سختی های نگاهی بکن ببین رفت و آمد گفت که رب اخشانلا یدخوله آهد فکر کنم با این اوزا با این مسیری که باید اگه مسیرش اینه فکر کنم هیچ کسی نره تو این بهش اگه اینقدر باید مقید باشن نماز مجاهدت و درخواه بدون سختی نیست جهاد سخته خمس دادن گذشته از مال سخته کشنگی و تشنگی و چه میدونم همه اینا نه نه نه نه خدای من حرفم رو پس گرفتم گفتم هیچ که ازش نمیگذره نه اگه این مسیرش لالانش اینه فکر نکنم کسی بره بهش دو ماره لما خلقن نار خدا آتش و آفرید خطاب شد به جبرایل جبرایل برو نگاهیم به این آتش دوری بزن ببینیم جهنم ما چی چیه رفت و آمد گفت اوه اوه اوه خدایم لایت خلوه احدون هیچکی فکر نمی کنم احدی کاری بکنه که جهنمی بشه نه نه نه نه این جهنم خالی میمونه هیچ کسی کار نمی کنن برن تو جهنم فلا ما حفه ها به شهوات به جبرایل گفت ببین مسیر جهنمین ها ظلمه نمیدونم بد اخلاقیه آدم کشیه گناه فسقه فجوره بشر دنبال این چیز هم میره گفت یارب به اخشانیت خلوه ها فکر کنم همه همه همه جهنمی اگه این مسیره که خب نه مردم گرفتار میشن همه میرن جهنم حالا پیام این روایت این داستان چیه پیام میشه نسانون که رسول خدا فرمون این مکرر کانه یقور مکرر پیام بر میفرمون این نه جنت و حفت به مکاره بالاخره بدون سختی نمیشه بهش را به بها به بها خدا رحمت کنه شهید بهشی رزوانو لاله به بها میدن نه به بها البته ما گفتیم الان نگه نه بله اگه بحانه مرجون عمل ساله بحانه بله اگه اینه بله بحانه این عمل ساله اینو درسته به لخره گوه هر که چیه تابوس میخواد باید جور هندوستان رو به اینجوریش که به این آسونی جه حفت به مکاره به لخره جبرایل اول که بهشتو دید اول که جبرایل نگاه کرد گوه همه بهشتی هم همه وقتی سختی ها شدید گفت نه اینطوری جهنم رو گفت هیچ کس نمیده جهنم ولی مسیر رو که نشون گفت همه میده حالا به هر حال اینجوریست که هیچ کس بهشتی نباشه و همه جهنمی باشه ولی حیام این داستان از کس حواسند ادامه رو باید وعلم و اندهو مامن تاعت الله مامن تاعت الله شیعون الا یکی فیکر یه حشتانه اطاعت بندگی خدا سختی داره بدون سختی نیست اصا انتک رو شیعن به هوا کنون نه اصا انتک اخو جهاد سختی دید اصا انتک رو شیعن به هوا خیلون و اصا انتوه بوشه به هوا کنون جهاد سختی مامن تاعت الله الا یکی و مامن معصیت الله اما گناه شحمت را نیست الا یکی فی شحمت را نیست با مید خودش میره فرحیم الله از این رحمت خدا بر کسی که نزعه ان شحمتی از شحمت ها جدا بشید بله بله فرسی هم میگیم قل او قم اش کنی حکم قل اداده شرددی قم اهوا نفسه یه هوا های نفسانیشو ریشکن بکنی فه انه هازه نفس الله اکبر اینه هازه نفس ابعدو شیعن منزه در برابر شحمت رانی ها و هوا های نفسانی استادن کار خیلی سخت بله خیلی مشکل آسون نیست آدم به خود در برابر تماییراتش بیسته و انه ها لا تزالو تنزو الام اصیتن فی هوا نفس خود به خود میل به گناه داره و علم و عباد الله یه فراز بعدی اینم فراز بسیار بسیار زیبایی از خواهش میکنم عزیزان یکمی بیشتر اینایت دارن حالا ما هایی تحکید میکنیم و علم و عباد الله بندگان خدا بدانید ان المؤمن لا یس به هو ولا یمسی الا به نفسه زنون اند یعنی چی؟ مؤمن صبح و شام باید به خودش زنون زنون این چی؟ باید نفسشو متهم کنه متهم بکنه خوشمین نباشه همینشه باید نگران باشه نکنه من کارمو درست انجام نداده باشم فلای ازالو یک نفسهو اول به خودش زنون باشه زنون باشه فلای چون خودشو متهم میدونه فلای ازالو زارین علیها زاری یعنی دائمان خودشو نقد میکنه بله آه من چی کار کردم؟ تا اینجا چی کردم؟ اون مقام خوفه مقام خوف و مستزیدن لها دائمان سعی میکنه اضافه کنه پیشرفت بکنه نظیر این تحبیل میدونی در نهج البلاقه خطمه متقین هم آمده امیر معاملان سلامون علی از ویژگه های متقینی که همین بیان میفرماد اگر ازانی وقت مفصل خطوه متقین رو نگاه کنن حضرت میفرماد متقین اینه لا یرزون من اعمالهم القلیل به کم رازی نیستن لا یستکسرون الکسیر خیلی هم که کار خوب کرده باشه زیاد به نظرش جلوه نمی کنه فهم لانفسهم متهمون همیشه به خودشون اتحام گم ما کتایی کردیم و من اعمالهم مشفقون نگرانن خداونه اعمال ما قبول شد نشد ازازو کی احدون ازازو کی احدون منه اگر یکیسیشون تعریف کن الان از ما تعریف کنن اوه کیف میکن من گاهی گفتم سخنانی تمام میشه یا آقای میاد میدونم من به خود میگه من به عمرم یه هنچی منبرینم میدونم یه عقیدم نداره گاهی میدونم ولی در این حال آدم خوشش میاد ولی امیر مامنان فرمود اگر کسی اینا رو تعریف بکنه زکی احدون چی جواب میده خوافم ما یقال یا آقا نگو این حرفو خدا رحمت کنه این قصه رضایتولا حقشیناس شنیدم رضایانالله علیه بعضی هم امدن از بزرگان نظام که آقا ما پنجه سال پیش یاد تونه خدمت شما فران کتاب و خوندیم فران خیلی از بزرگون شما یه حرف رو نزنید یه حرف دیگه بزنید اینه اصلا نرسته به اینجا که سیم خوادشون تعریف بکنه یا خواهش ما پنجه سال پیش استاد ما بودیم خوافم ما یقال میترسه فیقول انا اعلمو به نفسیم من خودم خودمو بهدر میشتسم و ربی اعلمو منی من خودم ولی خودمان بهدر از خودم ما هم میدونیم ما بازم خودمو خودمو نمیشتسیم الان آقا مولایی از ما بپرسن چلی سال پیش چقدر گناه کردی که شما ما رو شدید ولی خدا همه رو لا یقاد رو سقیرتم الا کبیرتم الا اخصا پس خودم خودمو بهدر میشتسم خودمانو بهدر اللهم من لا تاخذنی به ما یقونو خدا اینه از من تعریف میکنه لا تا منو معاخذ نکنه این حرف رو بی خودی میزنن وجعلنی افلم مایزونون خدا منو براتر از اینی که اینا فکر کنم قرار براتر وقفلی مالای علمو خدا یه چیزای اینو نمیدونن تو اونا رو برمن بیاموندن پس امیر مومنان سلام علیه میفهمد مومن چیه لا یزالو زاریم اولا خودشو متهم میکنه دو نقد میکنه چون نقد کرد به حیث سعی میکنه جلو مستزیده این جمله رو به وقتی از امام رزوان علیه خوندیم تو چل حدیث نم بگم محضر قرآن چرا فیاب بشیم امام تو این چل حدیث حتما از این چل حدیث رو معنوست بشن میفرما جایی که سید المرسلین یعنی پیامبر و سید المسیین امیر المومنین ارزه میدارن خدایو ما عرفناک حق معرفتیک و ما عبدناک حق عبادتیک نه حق معرفت تو رو شناختیم نه حق عبادت تو رو عبادت کردیم این گذارگواران سید المرسلین پیامبر و سید المسیین سید المرسلین امیر مومنان که زربتو علیگنی همه خندر اقوه بگن ما عرفناک و ما عبدناک و ما به خودت بدهکاریم خیلی بزرگ سخت میشه انشالله مولانی زیر محضر قرآن کریم مشرف میشیم آیات آغازین سوره مبارکه جاسیه اول تا سیزده هم صفحه 499 قرآن کریمه انشالله تقدیم کنیم سبابش رو هم به شهیدان عزیز و گرانقدر دشته کرده از کربلا عبا عبدالله الوسنگ یاران و اصحاب و فرزندانشون و شهده کربلا ایران دفاع مقدس دوازده روزه اللهم صل على محمد و آل محمد و اجل فرجه تومیت و حمد و آل محمد اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم حمیم تنزیل الكتاب من الله العزیز الحكیم ان فی السماوات والارض لآخریده موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته