دوستان عزیز تا فردا و ادامه ی روایت کتاب نشان حسن خدا نگهدار اینجا ایران است سرگشتگان کویت پروای سر نداند آشفتگان مویت از خود خبر نداند آشفتگان مویت از خود خبر نداند پار سایان بردرگه تو بحریست از آب چشم اوشان خلق جهان از آن رو در ره گذر نداند حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلامه محمد و بسم الله الرحمن الرحیم و سلامه محمدلله رب العالمین فرمودن من امر بالمعروف و نهان المنکر فهو خلیفت الله فی ارده و خلیفت رسول الله کسی که امر معروف و نهی از منکر بکنه او خلیفه خدا در زمین است و جانشین رسول خدا است اولام امیر المؤمنین فرمودند تمام کارهای نیک حتی جهاد در راه خدای متعال در برابر امر معروف و نهی از منکر چون مقدار کمی آب دهان است در برابر دریای پهناور مقدار کمی آب در مقابل یک دریا امر معروف و نهی از منکر اینقدر فضیلت داره خدا هممون رو جز کسانی که امر معروف و نهی از منکر میکنند قرار بده انشاءالله به کند رسانگار قفلت را آت سه تو دستیمه اون کند ما زنگار غفلت را spends for so long و تو چه میétaهاست خدا رحمت کنه مرحوم حجط الاسلام و المسلمین خدا رحمت کنه مرحوم شیخ محمد طقی به report که خبر خاطرات عجیب قریبیشون از زندگی خودش داره و در امر معروف و نهی از منکر شجاعت مسال زدنی داره این آله بزرگوار همون کسی است mintor انسانسيد قرار دارد سمی meu همون کسی است که در مقابل کشف هجاب رزاخانی در مسجد گوهرشاد اونگونه با صلابت سخرانی می کنه و بعد به سمت افغانستان می ره اونجا دستگیر می شه و سالها در زندان کابل بوده خود ایشون نقل می کنند که من تقریبا ده سالی از زندانی شدن من در کابل گذشته بود که به من اطلاع دادن پسر یکی از وزیرهای دربار در افغانستان بیمار شده و هر جا برده بودن مداوان نشده اون وزیر متوسط به امام حسین علیه السلام شده بود و نظر کرده بود که اگر پسرش خوب بشه برای امام حسین علیه السلام ده روز مجلس عذاب کیده حالا پسر خوب شده بود ولی هیچ کسی راضی نمی شد که در اون جلسه سخرانی بکنه دوتا وعج داشت یکی این که علماءی که در اون منطقه بودن همه اهل تسننون بودن و می گفتن ما جلسه روزخانی نمی آیم صحبت بکنیم نکته دوم این که همه کسانی که در اون جلسه می خواستن بیان از اعیان و اشراف و وزرا بودن اون آلمان اهل تسننون می گفتن جرعت نمی کنیم در این جمعه بتونیم سخرانی بکنیم حالا این وزیر هم می خواد نظر خودش رو عدا بکنه ده جلسه منبر می خواد منبری می خواد خلاصه به اطلاعشون رسوندن که یک نفر منبری هست که از منبری های معروف ایرانه و در زندانه می تونیم او رو بیاریم برای شما منبر بره ایشون هم می گن که عیبی نداره برید دعوتش بکنید میرن در زندان و به حاجه های بحلول رحمت الله علی می گن شما بیاید در این جلسه سخرانیم ایشون هم می گه من اون موقع شعرهای فراوانی در مده اهل بیت اسمت و تهارت سروده بودم و آماده بودم وارد این جلسه که شدم دیدم یک جلسه ایست که زن و مرد با هم مخلوط می شستند اختلاف دارن جدای از هم نیستند من گفتم که شنیدم که امام حسین پسر شما رو شفا داده شما هم نرز کردید که روزه بخونید و کسی حاضر نشده من رو دعوت کردید حالا که من رو دعوت کردید من هم به یک شرط من برمیرم اگر این شرط من رعایت نشه من من برمیرم چیه شرط شما؟ اینه که زنها و مردها از هم جدا بنشینند این حکم الهی رو رعایت بکنید محرم و نامحرم رو رعایت بکنید اونا هم برا فاصله نقل میکند ایشون که در اون سالون بزرگی بود یک طرف رو به مردها اختصاص دادن یک طرف رو به زنها و من اونجا منبر رفتم نقل میکنن که به همدلالا اونجا با کمک خدا منبرهای خوبی رفتم و مورد توجه قرار گرفت بعد از جلسه برای من پذیرای اووردن نیوه اووردن من گفتم از این نیوه نمیخورم اونا اصرار کردن که بخورید گفتن من از این نیوه نمیخورم مگر این که برای رفقای من که تو زندان هستند هم از این نیوه ببرید اونا هم قبول کردن تا آخرین روز منبر که من اونجا سخنرانی میکردم بعد از جلسه برای من نیوه میووردن و شرط من این بود که اول زندانی ها از این نیوه بخورند و اونها هم میخوردند و زندانی ها بسیار خوشحال شده بودند امروح و نحیه از منکر این آلاه بزرگوار در اون موقعیت سخت که حالا یک زندانیه ولی وظیفه خودش رو انجام میده خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله بافقی رحمت الله علیه این آلاه بزرگوار هم جزء بزرگان و سردمداران و شجاعان در عرصه امروح و نحیه از منکره یه وقتی اطلاعیهی به دست ایشون دستیده بود که از طرف حکومت پهلوی اول گفته بودن که هیچ کس حق امروح و نحیه از منکر نداره و اگر کسی امروح و نحیه از منکر کرد اون رو مورد پیگرد قانونی قرار میدن ایشون اعلام کرده بود که همه مردم در سحن فاطمه ایم اسم سلام الله علیه ها جمع بشند اونجا این اطلاعیه رو خونده بود و گفته بود امروح و نحیه از منکر یک حکم الهیست واجب است لازم است کسی حق ندارد جلوی آن را بگیرد دولت جابر هم نمیتواند از چنین قانونی جلو گیری کند این قانون خداست و جلوی این قضیه استفاده بعد هم فریاد زده بود تعبیر خیلی تعبیر بلندیه آیا در میان شما یک آدم حسابی وجود ندارد که جواب این فرعونها را بدهد اینقدر با شجاعت در مقابل کسانی که میخوان جلوی امروح و نحیه از منکر به ایستن ایشون ایستاده بود و پاسخونها رو داده بود خدای متعال همه ما رو جز امرین به معروف و ناحین از منکر قرار بده انشاءالله موسیقی صدای مندگاه جلوی امروح و نحیه از منکر جلوی از جامعه دینی رادیو معارف دریفه این به جمهانه روشنایی و معرفت رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت این جنگ رو نه موشک های ما تعین میکنن نه جنگنده های اسرائیلی تاباوری اجتماعیه که تعین کنند این جنگه دشمن امروح فهمید موشک رو نمیتونه کاری بکنه هسته هم که نمیتونه اصلا کاری بکنه چی دیگه براش فهمید مهمه انتجام از وحدت هست ما باید به سمت سلح مسلح بریم یعنی تابون دندان باید مسلح باشیم برهان بسم الله الرحمن الرحیم مردم عزیز ایران سلام خدا رو شکر میکنم که باز همین فرصت رو دارم که در خدمت شما باشم ایک از موضوعات مهمی که بیش از دو دهه در ایران جریانات فکری بهش میپرداختن ایجاد فروپاشی اجتماعی در ایران بود و نقطه مقابل اون مسئله امر ملی میخواییم به این موضوع بپردازیم در صحبت ها و بیانات رهبر انقلاب هم این مفهوم امر ملی بود گفتوان ها و جریانات فکری که به این موضوع کمتر پرداختن گفتگو میکنم با ایک از اساتید برجسته کشور جامعه شنسته مطرح آقای دکتر کچویان آقای دکتر سلام کشا بدید بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدمت شما و خدمت مدام عزیز و ازدتمند و مختده ایران خیلی ممنونم که دعوت ما رو پذیرفتید رهبر انقلاب شرکردن به مسئله حفظ و حراست از انسجام ملی ما میخوایم اول از اینجا شروع بکنیم که این انسجامی که ایک از پایه های قدرت بود در دفاع اخیر و در جنگ تحمیری اخیر بیش از دو دهه پرداخته میشد که در واقع امر ملی شکل نمیگیره و فروپاشی اجتماعی در جامعه ایرانی بوده رفتار مردم رو بر اساس این انسجام ملی چطور تحلیل میکنه و چه چیزی میتونه این حراست بکنه از این انسجام چه چیزی خطر است برای این انسجام خدمت شما میخوایم که بحثی که من خدمت شما مطرح میکنم بحثی که این مطلب اساسی مهم در زمنش بود در واقع من بنابراین که در باب یه فضا و یک وضعی از نموغیت کلی تری صحبت بکنیم که از نظر من دقیقا یک معنی و گفتمان غالبه این سدهه بوده یعنی در اولیه در هفت داری و حواستش تا همین زمان جمع بوده و این منشه خیلی از مطالب بوده و این نقطه که شما هم اشاره کردین یکی از وجوه همون گفتمان است یه قضیه فروپاشتونینا و از جمعه حتی خود این جنگ به نظر من در واقع محصول عمل کرده این در اون گفتمان ببینید این جنگ آیا پیشفرزای در ذهنه یعنی تو برنامه غربی ها و تو برنامه امریکا و تو برنامه سهاینه در واقع شروع شد وقتی یک کشوری میخواد به جنگ که همینطوری که نمیره جنگ کرد در واقع اصاس کارش در واقع یه تحلیص از وضع تحلیص از این که قدرت نظامی این طرف چقدر قدرت اقتصادی شد روابطش با همسایگانش چدوره و کلن اون تمام اون چیزایی که عوامل و قدرت و زرف اون مجموعه رو میسازه یعنی اون کشور رو میسازه برقسیم میکنه و بر اصاس بسره یه مقیاس بین اناثار زعیف کننده و قوی کننده تصمیم بگیره که بره و اهدافش هم در واقع بر اصاس همینها تنصیم میکنه اون ما یک عملیات تجاوزکارانهی داشتیم که چند مرحله بود و رقم صورت ظاهرش افتاده در واقع صورت باطنش هم بود چون خیلی سریع هم میگفتن دیگه رقم صورت ظاهرش که هر روح اون عوائل یا حد دقیقا مثلا ای دو سه عکس قبلش تا اونجایی که خالو بحث میشد این بود که میخوان بیان مسائل هستهی رو فقط در واقع برخورد تحسیصات هستی رو از بینید ولی هم دویی که بعدن مشخص شد و بالاخص خود ترامب و ناتانیاهو در واقع بهش اشاره کردن مسئله اصلی در یه مرحله تغییر نظام بود اسطلاح اونو در واقع رژیم چینج بود و این افتاده در این مرحله هم واقعی نموند بلکه مرحله بعدی که تحضیه کشور بود که خدا نخواهد اون رو هم در واقع بمانه مرحله نهایی بحثشون قرار بود که دنبال کنن چون با بیان ترامب این کشور اشقار شده فلسطین یعنی همین کشور سهاینه قریب کچیکه قرار بود یه خود بزرگ بشه و از اون طرف یه کشورهای بزرگ بودن یعنی بلازه راه بردی یا استراتیجی فضایی که توی این منطقه بوجود داره برای بقای اسرائیل تو سانایس پیکوه جدید باید به این شکل اتفاق می افتادیم در قبل از دههی 20 قرن 22 میلادی یا همین حوالی در واقع که سانایس پیکوه در واقع تحصیل شد یه موازنه ای لازم بود تو اون موازنه در واقع شامل این کشورهای مختلفی بود که می نسید و با توجه به ظهور انقلاب اسلامی در واقع یه موازنه دیگه باید شکل می گریم که اینو دوباره اون موازنه بودن و تو اون موازنه تغییر نظام اسلامی سرکوب انقلاب اسلامی و حجزی کشور هم بود حالا صحبت اینه اینها بر چه اساسی توقع داشتن یا تصور داشتن یا این هدف رو بنیانون گذاشته بودن یا ترایی کردن که بیان و نظام رو تغییر بدم و مرحله بدم تحجیه کنن این که بیان جه هایی رو بزنن مثلا فردو یا جای دیگه این خب مفروضات کاملا فنی و نظامی رو می خواد یعنی اونا باید دو بینن که پدافند اون منطقه چجوریه و امکانات خودشون چجوریه و بر اساس اونو تصمیم کنن ولی این که نظام رو تغییر بدن و بعد هم مرحله بردیش رو برن این راجب نظم سیاسی کشور اطلاعات می خواست و بلکه از مسئله مردم یعنی اگر یک مفروضاتی راجب مردم نداشتن به امان واقعیت اینی قطعا نمی تواند این تراهی شکل بگیره و مرحله بردیش بردیش یعنی یک محاسبه نظامی داشتن برای این که چگونه به فردو حمله کنن یک محاسبه نسبت به رفتار مردم اون پیشفرد زمینی که تو زهن اونها بود و بر اساس اون تراهی کردن این کار رو و خیلی هم روشن مثلا ناتونیا هم پیام می داد یا ترامپ پیام می داد که بله ما با شما کاری نداریم این بود که مردم با این نظام نیستن حد اقل اگر نگیم محفوظه شون این بود که مردم با این نظام نیستن یه محفوظه مهمه شون این بود که بخش از مردم که برای ما کافی است که تغییر نظام رو به مرحله بردی رو پیش ببریم با نظام نیستن که بخش مهمیه چون اگر اونوی که اونها فرض می کردن چنین بود یک اختشاشی شکل می گرفت یعنی اونها فرض می کردن یه عدهی در درانه جامعه ایران هستن از مردم که اون عده منتظرن یک عامل خارجی بیاد برای بشه و اینا برزن توی خیابون و حد اقل کاری که این کار می تونست بکنه چیه؟ ایجاد جنگ داخلی تضعیف نیویهای در واقع حافظ و حامی نظام یا مرسا یعنی ارتش و سپا چون مردم اینجوری بشن دست اون طرف می لرده و در واقع کل سیستم دوشه رو بهرام می شه این محفوظه خیلی مهم بود یعنی اساس کار بود یا بعد از جنگ هم یا پسا جنگ هم این خیلی مهم بود و متاسفانه این محفوظه توی ذهن یک عده از نیوهای سیاسی کشور که خودشون این محفوظه رو با همون بیان شما ساخته بودن وجود داشت و بسه همین شما می بینید که اصلا اصلا تحلیل ها یا گفتنان سازی ها یا مفهوم سازی ها شون در مورد پسا جنگ خود نفس دوران دوازدار این بود که آقا مردم چه شاخکاری کردن بی تردید مردم شاخکاری کردن ما نمیخواییم اینو تردید ایجاد کنیم ولی وقتی شما تحلیلت رو این میذاری که از اناثار مختلفی که اینجا وجود داره یکی از اناثار رو انقدر بزرگ می کنی که تمام اناثار دیگران اصلا بهش قفلت بکنی اصلا حرف نمیزنی یا اگر حرف میزنی یک حرف میزنی ازش میگذاری احساس بحثت روی این میزنی و بر اساس اون که روی این میزنی یه حرف های میزنی درست در موقعیتی که شما باید همه احتمامت به جنگ باشه شروع میکنی بیانی های میدی بیانی های انگار که انقلاب شده در واقع همون رژیم چنجی که طرف مقابل دنبال میکرده از اون طریق شما دارید دنبال میکنی یعنی تو مسیر طرف مقابل دارید عمل میکنی وقتی شما میگید که باید تغییرات بنیانی اتفاق بیفته وقتی همه دارن صحبت بکنن که باید اینجوری بشه تغییر پارادای محکرانی این نشون میده چیه چیتی که اونها میخواستن همینه یعنی غربی ها در واقع اگر یه امکانی وجود داشت که مثلا این پارادای موجود مطبق اون چیز که اینا میگن چون پارادایی که اینا دنبالش بودن چیه ادغام در سیستم جهانی به تعبیر اونها دست پرداشتن از تنظیم هایی یعنی این بکشه مختلف شدید در واقع یا امکان دادن به بعضی از نیروهایی که در واقع نیروهای مخرب بودن و مثلا به اعتبار رفتارها شون توی زندان بودن آزاد کردن زندانی سیاسی یعنی یه تحقیل اصاسی توی سیستم که همون دقیقا ریجم چنجه که واقعا بدون هیچ چیزی بدون هیچ مقالتهی بدون هیچ گذافگوی و قلوب کردن در مسئله کاملا در مسیریه که سهاینه و غرب دنبالش بود البته اونا یه شکل دیگه این مسئله دنبال میکردن هم این را میخواستن ولی ممکنه از این مسئله هم گذر کنن بلند چون قطعا تجزیه ایران مد نظرشون بود اونا ولی مرحله بین ها بینی ها واسط در واقع همین بود که اگر واقعا این همچین امکانی وجود داشت که اینا بر اساس این مطلبی که گفتم روش تأکید میکردن اصلا به اینجا همه نمیرسید یعنی اینا سی سال غربی ها چل ساله در واقع امریکایی ها دنبال چی هستن همه رینچنگن دیگه حلاششون بود در مرحله مختلف شکله مختلف یه مدتی دنبال میاناروها بودن دنبال کسایی بودن که در واقع روشون سرمانگاری کنن و این اتفاق رو بیافته و مثلا در یه مرحله استراتیجیشون این بود که ما رو مهار کنن از حیث دیرونی یعنی ما عمل کرده دیرونی اون یه جیب باشه که معارض نباشه با سلسطه بیان خلاصه اینا در ته این ساله دوماهر همین بودن دیگه یعنی یه کاری بکنن مهار کنن یه تغییراتی توی سیستم بدن که سیستم به قول اونا و به قول اینا تنهیزایی نکنه چون فرد این حرفایی که این آیون میزدن اینست که ما تنهیزایی کردیم و تنهیزایی میکنیم و اگر قرار که دیگه جنگ نشن چون اصلا همینم میگفتن میگفتن جنگ تموم نشن بده اگر قرار باشه جنگ تموم بجه شما باید این تغییراتو بدی اگر میخوای مردم باشن نرن باید اینو یعنی فرضش این بود که مردم نیستن نبودن حالا به اقتزایی شرحت خاص مردم از نظر اونا بزرگواری کردن بزرگواری کردن ولی به این مناه دیگه کار ما بسیاری پردازیم و اومدن پشت نظام در صورت مطاق محفوظ اینا و مطاق محفوظ سهاینه نباید میامدن پشت نظام آمدن اگر میخواید اینو نگهدارید باید این تغییراتو بدید اینطور مهمه که من در واقع اشاره کردم که این مسئله مفروض پاشی که شما مطرح کردین و در واقع در شکل کلی ترش نوع رابطه بین نظام و مردم که اساس در واقع بنیادین حرکت قربی ها حرکت امریکا و سهاینه بوده این محفوظه بوده باز کردن این باید فهم این که چه چیزهایی مرا به اینجا رسونده و چرا الانی همچین حرف هایی زده میشه که دقیقا اولا همراه با همون جریان سجاوازه و بدتر از اون توی موقعیت جنگی شما میگن از یه سیستمی که الان درگیر جنگی میخوای آقا تغییرات بنیادی بده یعنی اون کار رژیم چنجنجنم بده کسی نممکنه شما نمیبینید توی دنیا ممکن نیست توی دنیا ببینید یه کشور درگیر جنگ میشه بعد یه دیگی از نیرای سیاسی اون کشور بیان بگن که آقا همین حالا باید این کار رو بکنیم به سمت تحجیبات بنیادی بریم این کار رو بکنیم نیرای سیاسی رو که تو زندان هستن آزاد کنیم نمیدونم کذا و کذا کنیم این تنه مهمه که ما باید رو این تمرکز کنیم و اینو خوب بازش کنیم من در واقع با تحکیل رو این نکته که این محور اصاسی جریان تجاوز بود مفروضه راه بردیه تجاوز بود و الان هم در روش کار میشه متاسفانه ترقیه دیگه میخوام راجعه به صحبت کنم از نظر من مردم قطعا کار بازاری کردن کارش رو کهومنده کردن ولی یه خطای اینجا واقع میشه که بر اساس این خطا سحیمستا و امریکا یه کارایی کردن و بر اساس این خطا دیگران هم داره این کارو میکنن یعنی درخواست تغییرات چیست یعنی بوی یه ذهنیتی یا بود یا میخواستن بسازن یه عدهی که آقا مردم ایران بای حکومت نبودن آمدن و به همین دقیقه نقد بزرگش میکردن که آقا یه حادثه عجیب اتفاق افتاده نباید اتفاق میفتاد و هرها باید قدر اینو دونه ببینید توجه به من دائمان این تذکر میدن قطعا باید قدر اینو دونه است که مردم آمدن پشت سیستم قطعا اگه مردم نبودن پشت سیستم سیستم نمیشونست از این مسیر براحتی بگذره اما نکته من اینه این فرض که هم اونا گولشو خوردن این دشمنان خارجی ما و بعضی از نیرهای داخلی فرض غلطیه یعنی چی؟ من نظر من که بارها گفتم توی تمام این سرالها یکی از کسایی که در مقابل این بحث فروپاشی مقاله مینوشته صحبت میکرده بنده بودم چون اینا فقط هم این نبود هر روزی به بحثی یه روز میگفتم بحرانهای پی در پی فقدان امیر فقدان شادی سرخوردگی سستگی و مقالاتی نظر این و به صلاح اینه واقعی یکی از اینها اصلا میگفته شی که یکی از خرمگاره ازش سرار کرده بودی راجب مردم مردم جایی دیگه نداریم توی سرال قضیه های تمام شده میدونیم یا میگفتن اگر جنگ بشه نسل جدید نمیسته مقابلت نمی کنه آرمان نداره هدف نداره نه بطن جاریست در عطر رمانی رسید از راه صبح همسدایی بطن پیمان زد بست امروز دوباره با شهیدان خدایی بطن بطن بطن من اعتقادم اینه که این خطاست خطای بنیادی هم هست اینا از اول تا اینجایان های در داخل و در ایما در خارج تراش کردن که این اتفاق بیفته یعنی مردم جدا بشن ولی مردم هرگز جدا نشدن و اون معنایی هم که اینا تو زنینشون بود وجود نداشت بله ببینید اتفاقی که افزاده چیه که به اینجا رسیدن اینا خواستن یه ذهنیتی رو تو مردم ایجاد کنن به تعبیر فلسفیش ببینید انسان یه موجودیه که یه طبیعت اولیه داره و این امکان ورش وجود داره که شما هزار نوع طبیعت راستش بسازید اصلا خصوصیت انسانی نه ولی اصلا این بحث عدیان و حرفای پیانبرا اینا موضوعیت نداشت ما میتونیم خیلی چیزا باشیم به عنوان یه انسان و به تعبیر ملاسده ما انسان یه موجودیه که ماهیتش نمعلومه یعنی میتونه از خودش چیزای مختلف بسازید یه ماه معنای فارد توی بحث اکزیستانسیالیست وجود ماهیتش معلوم نیست محقق وجودش ولی نمیدونن این چیه این نموذیه جامعه هم صد بکنه جوامه و بچه رو کلی انسان میتونه شکلهای مختلف یا تبایه یا شخصیتهای مختلفی داشته باشه طبیعت صانویه طبیعت صانویه که بهش میگن طبیعت صانویه و این کار رو هم خود آدم میتونه بسازه هم دیگران میتونن بسازن دشمن میتونه بسازن این کار رو هم بسازی و دیگران حتی این ربیه هم نداره خوب و بد یعنی جریان خوب هم همین کار میکنه پیامبران آمدن یه طبیعت واقعیه انسان رو بیرن بلا اون طبیعت رو مبناه قرار بدن اون توایه دیگر رو بذارن کنار یعنی اون طبیعت اصیر رو قوت بشه بدن و اونو با چی کار میکنن؟ با پیام و با کارهایی که در واقع پیامبران معمولن انجام میدن ذکر و تذکر و خلاصه به طبیعت اخلاقی متاسفانه تیه این سالها در واقع این کار اتفاق افتاده بوده که من گفتم فقط هم اون نیست که شنفرم بودیم ولی یک از محورهای اساسی این قضیه نظریه فروپاش بود اگر صرف این نظریه رو قبول کنیم این نظریه در واقع میگه چی؟ میگه مردم درست انقلاب کردن وقتی انقلاب کردن یه چیز دیگه بودن ولی در جریان همالایی که اتفاق افتاده بودن الان یه چیز دیگه ای شدن طبیعت فعیلی اونها این است که هیچ نسبتی با نظام نداره این هم و نظام مغصره بله و نظام هم مغصره کار سی چل ساله اینا در واقع فقط هم گفتم این نظریه نبوده و اگر بخواییم بازش کنیم خیلی طول میکشه که چه چیزهایی رو نمترم میکردن کار این این ها در تمام این مدت این بوده که یه طبیعتی از مردم برای مردم بسازن تقیل کنن و با کارهای رسانه ای و کارهای مفهومی و کارهای متعددگیریه ذهن مردم رو قانعه کنن که ارام اینا این هستن طبیعت حقیقیشون این هست از این نظام بدشون میاد دشمنشون آماده هستن که بزن تو خیابون و ساختش کنن قردان میگفتن دیگه همشون در واقع برای این مفروض عمل میکردن یعنی ما یه فرض غلطی داریم در مورد مردم که طرف هایی که تو این روزها این جنگی دوارز در روز بعدش هیدمیدن تو این قضیه از میرون انصار مختلطی که ما رو کمک کرد از این مرحله بگذاریم به عنوان تنها انصار یا انصار نهرد درصدی روشه حساب باز کردن همین بود که آقا مردم قرار نبوده بیان مردم یه چیز دیگه ای بودن آمدن پس دست مریضاد مردم هدای من با این نگاه با این دید که شما حتی همچنان در واقع همون محفوظ قبلی رو توش حرکت کنن همچنان میگن مردم قرار نبوده شما بیاین شما اومدین دست مریضاد چقدر مردم خوبی بودید چقدر گذشت کردین در واقع به خاطر چی؟ به خاطر خاک به خاطر وطن یعنی همچنان که دارن عمل میکنن و در واقع دارن تشفیق میکنن و تحلیل میکنن جنگ رو میگن که چرا ما از این مرحله گذشتیم؟ همون طور بیار رو دارن میبرن یعنی شما به اون مال ایک جان و شناس متعجب نشدید از این رفتار مردم؟ نه خیلی بشه ببینید قبلا چنین پیش بگیر شده؟ دقیقا ببینید همین الان مثلا من شما ببینم من گفتم که یکی از کسی بوده این دائمان میگفتن ببینید آقا آقای ازادبن شما چه تفاوتی میبینید بین این و تشریح یعنی این حضور مردم در جانب و تشریح قبلاس ها؟