بله روایات کتاب رو هم شنیدین که باز پخشی ساعت 21 و 10 دقیقه انشالله ترگمتون خواهد شد در ادامه این نوبتکاری با سه برنامه دیگه در خدمت شما هستیم ابتدا بربال سخن بعد از اون 13 و 30 دقیقه برنامه برهان با موضوع القای انگاری جدای مردم از نظام جمهوری اسلامی و در نهایت 13 و 55 دقیقه پیام ولایت برگزیده ی بیانات رحبر معظم انقلاب مده زله الالی دعوت میکنم به مدت 25 دقیقه شنونده سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محسن کازرونی باشید در غالب برنامه بربال سخن با این موضوع که تلاش بکنیم خط و مرز آقابت بخیر شدن و نشدن رو رایت بکنیم بر بال سخن روزها فکر منی نه همه شهر سخنم روزها فکر منی نه همه شهر سخنم که چرا با خلاقم با گلگره بخشیدنه که چرا با خلاقم با گلگره بخشیدنه بسم الله الرحمن الرحیم الحمد و سنا لله و صلاة على عبده و حبیبه عبیل غاسم المصطفى محمد محمد محمد و حلاله و حال الله سیما بغیت الله فی الارزین روحی و ارواه من سواهم لطراب مقدمه الفدا ولا حول ولا غووت الا بالله الالی الازیم بطل علیهم نبعا الذی آتیناه او آیاتنا فانسلخ منها فعتباهو الشیطان و کانمه نلغاوین حافظ هم قشنگ گف گف راه رو گر صد هنر دارد تبکل بایدش آدم هزار تا هنر هم که دشته باشه باز از تبکل نباید غافل باشه توی چشم به هم زدن ممکنه همه چیز به هم بریزه این خوف قضیه بود یه امیدم در قضیه بود که آدم اگر اوضاع و احوال معنویه خوبی نداره نامید نباشه چون همونجوری که از خوبی میشه به بدی رسید از بدی هم میشه به خوبی رسید هر دو طرف هم در قرآن مطرح شده باز یه شعری داره حافظ چقدر قشنگ میگه میگه حکم مستوریه و مستی همه بر خاتمت هست آقا کی مستوره؟ یعنی پشت پرده هست و عیبی ازش ظاهر نیست چه کسی مسته چون مست بیرون میاد دیگه تظاهره و مستی میکنه کی مسته؟ کی مستوره؟ یه حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت هست الان نمیشه حکم الان نمیشه گفت اینکه مسته اهل جهنمه اینکه مستوره اهل بهشته نمیشه حکم قردی کرد چون ممکنه این مستور به مستی بره اون مست به مستوری بیاد ممکنه او توبه بکنه آقای باید به خیل بشه ولی این مغرور بشه همه اعمالش رو از دست بده حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت هست کس ندانست کسی نمیدونه که که آخر به چه حالت برود من میدونم چجوری از دنیا میرم با ایمان با تقوی صد درصد نمیشه بگو شما اطمینان دادی؟ نمیشه خیلی ها بودن از من و شما هزاران بار بالاتر هزاران بار اصلا قابل مقایسه نبودیم اما توی یه چشم به هم زدن مسیرشون رو از خوبی بردن به سمت بدی یه نمونه شد در صوره اعراف آیه 175 و 176 یه نمونه شد در صوره اعراف آیه 175 و 176 یه نمونه شد در صوره اعراف آیه 175 و 176 یه نمونه شد در صوره اعراف آیه 176 و 176 یه نمونه شد در صوره اعراف آیه 176 و 176 قرآن میفرماد که مثل شیطان سوره هشت از غال للنسانه کفر فلم ما کفره قال انی بری اون منک انی اخاف الله رب العالم قرآن یه مثال دیگه میزنه عجیبه بابا ببینید اگر خطر نبود که قرآن دوجه مطلع نمیکرد مثل شیطان دوجه مطلع نمیکرد مثل رو اصلا مطلع نمیکرد اگر خطر نبود ما خیلی مسائل داریم که قرآن مطلع نکرده اصلا اما این چقدر مهمه که دو تا سوره چهار تا آیه تو دو تا مقطع مختلف قرآن از آقابت به شرری یاد میکنه فرمود مثل شیطان که به کسی گفت کافر شد او هم کافر شد اما شیطان ازش تبریج است فکان آقابتهما انهما فنار دل بدید چون مطلب مهمه واقعا ببینید با سرنوشت خود ما در ارتباط مسئله حالا من یه نکته از این آیه استفاده میکنم با یه حدیث عرض میکنم ولی فیلن خود خطر رو احساس بکنیم نمیشه مغرور شد به طاعت نمیشه معیوض شد اگه آلوده باشیم اگه اهل مسیحیت باشیم چون خیلی از مسیحیتکارا توبه کردن آدم خوبی شدن حقوق مردم رو دادن،حقوق خدا رو دادن شدن اهل بهشت خیلی از مسجدیاب و حسینیهیاب و خوبان یه ها میلشون تغییر کرد تا یه زمانی پاک بودن خوبی شدن نهره دارد پاک بودن خوب بودن یهو تغییر کردن زده شدن دیدید دیگه تو کل تاریخ بشر اینا نمونه دارن برمی گردن برآم می فرمان زالکت جزا از زالمین یه روایت از پیانبر هست که خیلی مهمه پیانبر خدا فرمود برخی از گناهان خیز میاره خاری میاره یعنی حتی اگر سبابقه خیلی خیلی خوبی هم داشته باشی اگر آلوده بشی به این گناه فرمود به خیز میرسی به خاری میرسی یکیش ظلمه ظلم ستم کردن حق به کسی رو زایب میکنی نماز شب خونی آتیش میزنی به نماز شب اهل گریه و ازاداری هستی با ظلمی که میکنی آتش میزنی به اماله تعارف هم نداره زالکت جزا و ظالمی خود متن قرآن پیانبر فرمود ظلم به هرکی میخواد باشه با فرق نمیکنه همسر آدم باشه بچه آدم باشه رفیق آدم باشه حتی دشمن آدم باشه شما حق ندارید ستم بکنی بهش حق ندارید ظلم بکنی بهش فرمود کسانی که ظالمن ظلم میکنن بترسن آقا مال بچه یتیمو میخوری نمیترسی به نماز شب به زیارت عربعی ندمی نازی نه حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت هست سب کن از دو بین تا آخر کار چی میشه اگه به سلامت رفتی زهی سعادت ظلم اینجوریه ستم اینجوریه تو عرشم که باشی میکشت پاییند خیلی هم بالا باشی با سر ظلم میزنه زمین آقابت نداره ظلم که ستم هیچ آقابت خوبی نداره غیر از اون گناهیه که حالا یک کسی مثلا فرض بفرمایید شراب بخوره اونم گناهه اونم منصیته اما ظلم مثل شراب نیه ظلم به بندگان حالا ظلمم انواب اقسام داره دیگه فکر میکنید تهمت زدن به انسان ها ظلم به انسان ها نیست ما هم اینجوری راجب هر کسی هر حرفی بزنیم این ظلم نیست من تریبون دارم قلم دارم رادیو دارم تلویزیون دارم عزب دارم تهمت بزنم به دیگران این ظلم نیست این صاحب تبریزی یه شعری داره من که در حد خیلی بالا میبینم این شعر رو حالا چون با شعر سر و کار دارم به شما عرض میبونم میگه نیست در عالم ایجاد به جز تیغ زبان تیغ زبان نیست در عالم ایجاد به جز تیغ زبان بیگناهی که سزاوار به حفظ عبد است میگه شما تو این عالم فقط حق داری یه بیگناه و زندگیه بکنی اونم تیغ زبانته اینو باید زندانیش بکنی اصلا خود فیزیک زبان رو ببینی خودش انگار تو زندان هست این فضای فک و دهان و چانه و اینا رو نگاه بکنی خود زبان تو زندان هست میگه اینو باید حب سعبد بهش بگی اگه ندی دیگران رو لطف پاره میکنه آقا یه حرف میزنه تا باید همف یا خالدون طرف رو میسزنه آبروی طرف رو میبره تو امید داری آقابت به خیلی بشی؟ اگه شدی ما باید به این حرف ها شک بکنیم اگه کسی ظلم کرد و آقابت به خیلی شد ما باید به معارف دینیمون شک بکنیم به قرآن باید شک بکنیم نمیشه با ظلم و آقابت به خیلی سخن پیانوری دیگه فهمون از اون گناهانیه که خارد میکنه زلیلت میکنه بیچارت میکنه سکن به دیگر از هر دو طرف نمونه هست همین آگر رو که ارز کردم گفتن این برسیسای آبد بود داستانش رو دیگه شنیدید آبد بود مستجاب و درده بود بیمار شفا میداد کار ایسا رو میکرد خب کدوم یکی از من و شما اینجوری هستید که بخوای مغرور بشیم به خودمون برسیسای ایسای آبد بیمار میابردن گر به گر براش دعا میخوند شفا میگرفتن میرفتن از این بهتر میخوای تو این حاله مدعی هم نبود ادعا نداشت واقعی بود شفا میگرفتن دیگه ولی خداست بیمار رو درمان میکنه شفا میده داره کار پیغمبران رو انجام میده کار ایسا رو انجام میده توی یه لحظه یه لحظه دیگه توی یه لحظه یه دختری رو آوردن که این شفا به درمان بکنه آلوده شد شیطان وصفه سش کرد یه لحظه سفرد بعد که آبروش رفت اینو به دارش زدم قرآن میفرماد که مثل شیطان ازغال الانسانک فر فلم ما کفر گو من که بالای دارم شیطان گو سجده بکن به من گو من که بالای دارم چیجوری به تو سجده بکنم گفت اشارتشم قبول داریم کسی که مستجاب و دعوه است کسی که دست شفاگره آه اگه دومیشو پیده کردی بگو دست شفاگره ولی هیچ تزمینی نیست تا اون نفس آخر که از بدن آدم خارج بشه به هیچ احدی نمیشه تزمین دار به هیچ احد مگر معصوم معصوم حسابش جدا غیر معصوم که همه ما هستیم نمیشه باقی نه خودمون رو به قرور بزنیم نه دیگران رو مغرور بکنیم آقا باید تلاش کرد باید کوشش کرد هم خوف داشته باش هم امید داشته باش امید تنها به درد نمیخواده کار رو خراب میکنیم از این برش هم هست آقا آدم هایی که هیچ نوع ارتباطی نداشتن اما برگشتن باقی یه نمونهی که میگن چون من مقدمات کلام همو داشتم تو چند جلسه دیگه من گفتم اونایی که حضور داشتید گفتم ما دوتا کشتیه نجات داریم یکی یه سلسله اعماله یکی هم یه سلسله افرادن این رو توضیح دادم خدمتون میخوام یه نمونه بگم آقا هیچ رابطهی با حسین ابن علی نداشته اما توی یه جرقه جزم میشه و میشه جزب خوبان جزب ادهی هم حسین ابن علی رو میشناختن بابا این هرسمه میگه من با پدر حسین ابن علی اومدم توی کربلا توی جنگ سفین امیر مومنان خاک رو برداشته گریه کرده عشق لیخته گفته از اینجا قومی بر میخیزن که اهل بهشتن همه اینا رو دیده اومده به همسرشم جردا گفته آره با علی ابن عبی طالب توی سفین اینجوری شد همه اینا رو دیده با امر سعد و سفر امر سعد واده کربلا خب مردم و من تو اینها رو دیدی اومد خدمت عبی عبدالله گفت آقا من از پدرتون چیزها رو شنیدم اینجا فرمود خودت شنیدی یک کسی یا ست نقل کرده گفت نه آقا خودم شنیدم فرمود خب الان خواهد چیکار کنی خواهد چیکار کنی با ما هستی علی ما هستی چیکاره ای آقا چقدر دادن بی سعادت گفت نه من زن و بچه دارم اگه بمونم زن و بچه هم عذیب میکنه ابن زیاد پدر اینا رو در میاره از ذات فرمود یه توصیه بد میکنم پس سریع برو نمون اگه اینجا بمونی صدای مظلومیت منو بشنوی و پاسخ ندی لبک نگی خدا با صورت تو رو تو آتش جهنم میافکنه این همه چیز رو میدونه برای تو یک لحظه جایی که بچشت به وصیم ابن علی فرار میکنه حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت هست اول کار نمیشه حرف زد وسط کارم نمیشه و یه سب کنی تا آخر کار کس ندانست هیچ کسی اطلاع نداره هیچ کسی خوب اجازه بدید ما یه مقدار بیشتر توی زمینه حرف بزنم اولم برنامه بین علی اکبر و سالار سپاه حسین ابن علی عباس ابن علی یه تشابهاتی موجوده تشابهاتی هست اونم فرزند امامه اینم فرزند امامه هر دو سمت سقایت دارن شما تو تاریخ کربلا ببینید عبی عبدالله هم عباس ابن علی رو برای آب میفرسته هم علی اکبرش رو برای آب آبوردن میفرست یعنی هر دو ساغی هم حالا معروف شده به عباس ابن علی ولی علی اکبرم توی کربلا آب آورده هر دو ساغی هم هر دو ساغی هم هر دو سبک شهادتشون از این حیث شبیه به همه که هم به فرق عباس ابن علی امود خورد هم به فرق علی اکبر امود خورد اینا شباهت هست افتراقهایی هم دارن ولی این شباهت هست تو هر دو تا مسیبت امام جملاتی گفته که قبل و بعدش سابقه نداره یعنی تو خصوص این دو تا مسیبت امام حرف زده راجع به قمر بنیاشه وقتی اون سحنه رو دید گفت علانه قد انکسر از زهری امود علان دیگه کمرم شکست کنار بدن علی اکبرش هم که اومد بدونی دیگه برای پدر برای پدر بابا پیغمبر فرمود جلو حیواناتم بچه هاشون رو زد نکنه نکنید این کار نگون نمیفهمه یه دو تا عرب بودن اومدن پیش پیغمبر دعوا داشتن سر یه شطور این معال سبتایی نقل میکنه این گفت شطور مال منه اون گفت مال منه دو تا مدعیه بیانه چیه شاهد چیه هیچی نیست یکی گفت یا رسول الله اگر این رفیق من قبول بکنه این شطور رو نهرش بکن جگرش رو در بیار این جگرش تفتید است این علامت اگر این قبول بکن پیغمبر فرمود راضی میشه نهرش بکنی بگو نهرش بکن نهر کردن جگر رو در بردن دیدن تفتید است اصلا اینکه یه داغی رو این جگر گذاشتن پیغمبر فرمود اگر کجا فهمدی تو گو یه رسول الله این شطور مال منه من بچه شو جلوش نهر کردم این یه نهرهی کشید یه فریادی زد یه صدایی از جگرش من فهمیدم به جگرش اثر کرد امام باغر یه تعبیری دارد مثلا آسمان باید خراب بشه به خاطر اون تعبیر امام باغر و امام صادق راجع به قتل خود سید و شهده است که اینا چجوری پسر فاطمه رو کشتن این شباهت راست یکی از دختران عبی عبدالله نغمه کنه میگه وقتی که علی اکبر اومد و خداحافظی کرد و عبی عبدالله بغلش کرد و بوسیدش و گفت نگویم مرای ماه برو لیک قدری بر من راه برو اونو بوسید روانش کرد یکی از دختران عبی عبدالله میگه پسر فاطمه دیگه قرار نداشت پا به پا میکرد راه میرفت یه جا آرامش نداشت عشقم از ششمانش جاری بود لائقه ینقطه داشت گریه میکرد همش حواسش به میدان بود بابا عزیزترین فرده شبیه پیغمبره با این که حسین ابن علی خودش نزدیکتر به پیغمبره اما علی اکبر از عبی عبدالله هم شبیه تر به پیغمبره اشبه و ناس فرمود دیگه خلقن خلقن منطقن به رسوله بابام قرار نداشت دیگه بیتاب بود خیلی خیلی سخته خیلی سخت بابا یه شب بچه دو ساعت دیرون خونه میمونه خبری ازش نداری چقدر کلافهی چقدر کلافهی من خودم یه دفعه یکی از بچه هم گم شد اصلا اون حالتی که به من دست داد کچیک بود رفته بودیم به عشق زهرا دایی شهید شده بود گم شد اشتباهی سواری یه ماشین دیگه شده بود رفته بود یه جای دیگه اصلا اون حالتی که به من دست داد تو همه امرم دیگه به من دست نداده شهید رو فراموش کردم همه باسه این بچه گریه می کردن آقا دو ساعت غیبت دو ساعت خبر نداری نمیدونی بچهت کجاست کلافت میکنه اصلا درون آدم میسوزه نمیدون آدم چه بکنه خدا صبر بده به پدر این شهده خدا صبر بده به مادر این شهده این حسین کبیر خدا رحمتش بکنه یه پسر داشت شهید شد به من میگفت تو زمستون من آب یخ میخورم جگرم آرام نمیشه باز میسوزه جگرم تو زمستون خیلی سخت بابام همینجوری بیتاب بود داشت عشق میریخ داشت گریه میکرد همش نگران میدان بود تا اینکه یه ها صدای علی اکبر بلند شد گفت یا حبتا علیکم انستلام بابا خداحافظ منم رفتم گفت بابا دیگه سبر نکرد سریع سوار مرکبش شد پسرم صدا دست کدام نقطه میاد کجایی عزیز دلم گفت یه سحنه رو مشاهده کرد دید یه نقطه است هرکی شمشیر داره هرکی نیزه داره هرکی سنگ داره توی این نقطه فرود میاره وقتی اومد کنار بدن قرار گرفت هیچ کجای این بدن سالم نبود هیچ کجا فرق که شکافته شده بود بدن که فقط تا اوهو به سیوفه اربن اربا تیکه تیکه کرده بودن این بدن رو نشست کنار این بدن صورتشو گذاشت و صورت علیش دشمن خنده کرد یه شباهت دیگه اینه هم تو شهادت عباس ابن علی دشمن خنده کرد همینجا خنده کرد صورت رو صورتش گذاشت با پسرش داره حرف میزنه دشمن داره میخنده میگه دو نفر رو زدی هم علی رو زدیم هم پدرش رو زدیم دختر علی احساس خطر کرد خودش اومد تو میدان یه نگاهی کرد گو علی جان بلند شو هم من رو از میان این نامهرم هم خدا یا به حقیقتش ما رو اهل حقیقت قرار بده به برکت و سعادت و اززت دارین همه ما رو باصل بگردان آقابت همه ما ختمه به خیل بگردان ما رو جزو گریه کنها بر حسین ابن علی قرار بده دنیا زیارت و آخرت شفاعتشون نصیب همه ما بگردان مشکلات این مملکت بر طرف بفرما به دولت قوت و اراده و عزم و سبر بالایی جهت حل این مملکت انایت بفرما تعجیل در فرج امام زمان ما بفرما ابدا ما بقیت و بقی الليل و النهام و بابر و لا ما جعلو الله آخر العهد منی لزیارتكم السلام علی الهسین و علی ابن الهسین و علی اولاد الهسین و علی اصحاب الهسین السلام علیک یا ابا عبدالله الهسین هر کسی که هوایی بسم الله دلی که نینبایی بسم الله یکم تاثیوم محرم الحرام همراه با اصحاب الهسین و همراه با سود باران حسینی در سراسر کشور موسیقی رادیو محرم موج اف ام رادیف نود و پنج و نیم مگاهیت موسیقی هیدر یا هیدر یا هیدر یا هیدر این راه پرخون پرشیدی خود جست رسید اگرچه دلها پرخون است شکوه ازت عطفون است سپیده ما گلگون است وای گلگون است به دست دشمن در خون است هیدر هیدر یا هیدر یا هیدر یا هیدر یا هیدر ای عرم حال پیمبر ای کشور ساقی کمسر ای عرم حال پیمبر ای کشور ساقی کمسر ساقی خاک پاک شهیدان مردان تو لشگر فاتح خیبر هیدر هیدر یا هیدر هیدر هیدر یا هیدر یا هیدر یا هیدر جان منی ای وطن متحر یا هیدر یا هیدر وطن شریف وطن متحر جان منیه وطن متحر وطن شریف وطن متحر داری برکت به مدد زهرا به مدد هر به مدد ایدر ای حرم آل پیمبر ای کشور ساقی کنسر توی خاک پاک شهیدان مردان تو لشگر فاتح خیبر هیدر هیدر هیدر یا هیدر هیدر هیدر هیدر یا هیدر هیدر هیدر یا هیدر ایران ای سرای امید برگامت سپید دمید من گر که از این راه پرسون پرشیدی خودش از نرستید اگر که دلها پرشیدی