برخون است شکوه ازدت رفزون است سپیده ما گلگون است وای گلگون است به دست دشمن درخون است هیدر هیدر هیدر یا هیدر سدایی مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف دریچه این به جمهان روشنایی و معرفت رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت این جنگ رو نه موشکای ما تعین میکنن نه جنگنده های اسرائیلی خواباوری اجتماعیه که تعین کنند این جنگه دشمن امرو فهمید موشکو نمیتونه کاری بکنه هسته هم که نمیتونستان کاری بکنه چیدی که براش فهمید مهمه این سجام از وقت درد ما باید به سمت سلح مسلح بریم یعنی تابون دندان باید مسلح باشیم بسم الله الرحمن الرحیم مردم عزیز ایران سلام خدا رو شکر میکنم که باز همین فرصت رو دارم که در خدمت شما باشم ایک از موضوعات مهمی که بیش از دو دهه در ایران جریانات فکری بهش میپرداختن ایجاد فروپاشی اجتماعی در ایران بود و نقطه مقابل اون مسئله امر ملی میخواییم به این موضوع بپردازیم در صحبتها و بیانات رحبر انقلاب هم این مفهوم امر ملی بود گفتوانها و جریانات فکریی که به این موضوع کمتر پرداختن گفتو میکنم با ایک از اساتید برجسته کشور جامعه شنسته مطرح آقای دکتر کچویان آقای دکتر سلام کشامدید بسمتر رحمانیم سلام و بریکم خدمت شما و خدمت مدام عزیز و ازدتمند و مختده ایران خیلی ممنونم که دعوت ما رو پذیرفتید رحبر انقلاب شرکردن به مسئله حفظ و حراست از انسجام ملی ما میخوایم اول از اینجا شروع بکنیم که این انسجامی که ایک از پایه های قدرت بود در دفاع اخیر و در جنگ تحمیری اخیر بیش از دو دهه پرداخته میشد که در واقع امر ملی شکل نمیگیره و فروپاشی اجتماعی در جامعه ایرانی بوده رفتار مردم رو بر اساس این انسجام ملی چطور تعلیم میکنه و چه چیزی میتونه این حراست بکنه از این انسجام چه چیزی خطر است برای این انسجام خدمت شما از کنیم که بحثی که من خدمت شما مطرح میکنم بحثی که این مطلب اساسی مهم در زمنش بیاد در حال من بنابراین که در بابه یه فضا و یک وضعی از اموغیت کلی تری صحبت بکنیم که از نظر من در حقیقه به یک معنی گفتمان غالبه این صداهه بوده یعنی در اولیه در هفت داری و حواستش تا همین زمان جنگ بوده و این منشه خیلی از مطالب بوده و این نقطه که شما هم اشاره کردین یکی از وجوه همون گفتمان است یه قضیه فروپاشتونینا و از جمعه حتی خود این جنگ به مثل من در واقع محصول عمل کرده این درواقفتون ببینید این جنگ قای پیشفرزای در ذهنه یعنی تو برنامه غربی ها و تو برنامه امریکا و تو برنامه سهاینه در واقع شروعه وقتی یک کشوری میخواد به جنگ همینطوری که نمیره جنگه اروای اساس کارش در واقع یه تحلیل است از وضع تحلیل است از این که قدرت نظامی این طرف چقدره قدرت اقتصادی چقدره روابطش با همسایگانه چجوره و کلن اون تمام اون چیزایی که عوامل قدرت و زرف مجبوره میساده یعنی اون کشور رو میساده برقیسی میکنه و بر اساس بسراری مقیاس به این اناثار زعیف کننده و قبیل کننده تصمیم بگیره که بره و اهدافش هم در واقع بر اساس همینو تنصیم بکنه یون ما یک عملیات تجاوزکارانهی داشتیم که چند مرحله بود و رقم صورت ظاهرش افتراد در واقع صورت باطنش هم بود چوکره سریع هم میگفتن دیگه رقم صورت ظاهرش که اون عوائل یا حد دقیقا مثلا ایدو سه حق قبلش تا اونجایی که خالا بحث میشد این بود که میخوان بیان مسائل هستی رو فقط تحسیصات هستی رو از بین بله فقط اینو ولی همدویی که بعدن مشخص شد و بالاخرز خود ترامب و ناتان یهو در واقع بهش اشاره کردن مسئله اصلی در یه منطقه تغییر نظام بود استلاح هونو در واقع رژیم چینج بود و این حتی در این مرحله هم باقی نمون بلکه مرحله بعدی که تحضیه کشور بود که خدا نخواهد اون رو هم در راه بمونه مرحله نهایی بحثشون قرار بود که دنبال کنن چون با بیان ترام این کشور اشقار شده فلسطین یعنی همین کشور سهایانه قریب کچیکه قرار بود یه خود بزرگ بشه و از اون طرف یه کشور های بزرگ بودن یعنی بلازه راه بردی یا استراتیجی فضایی که توی منطقه بزرگ داره برای بقای اسرائیل تو سایس پیکو جدید باید به این شکل اتفاق می افتادید یعنی قبل از دههی بیسته قرنه بیستومه ميلادی یا همین حوالی در حال که سایس پیکو در حقیقه تحصیل شد یه موازنه ای لازم بود که اون موازنه در حقیقه شامل این کشور های مختلفی بود که می رسید و با توجه به ظهور انقلاب اسلامی در واقع یه موازنه دیگه باید شکل می گردید که اینا دوباره اون موازنه بودن و تو اون موازنه تغییر نظام اسلامی سرکوب انقلاب اسلامی و حجزی کشور های مختلفی بود حالا سببت اینه اینها بر چه اساسی توقع داشتن یا تصور داشتن یا این هدف رو بنیال مگذاشته بودن یا ترایی کردن که بیان و نظام رو تغییر بدن و مرحله بعدم تجزیه کنن این که بیان جاهایی رو بزنن مثلا فوردو یا جای دیگه این خب محفوظات کاملا فنی و نظامی رو می خواد یعنی اونا باید ببینن که پدافند اون منطقه چجوریه و امکانات خودشون چجوریه و بر اساس اون رو تصمیم نیم ولی این که نظام رو تغییر بدن و بعد هم مراحل بعدش رو برن این راجب نظم سیاسی کشور اطلاعات می خواست به بلخص مسئله مردم یعنی اگه یک محفوظاتی راجب مردم نداشتن به امان واقعیت اینی قطعا نمی توانست این تراهی شکل بگیره و مراحل بعدش برن یعنی یک محاسبه نظامی داشتن برای این که چگونه به فوردو حمله کنن یک محاسبه نسبت به رفتار مردم اون پیشفرد زمینی که تو زهن اونها بود و بر اساس اون تراهی کردن این کار رو و خیلی هم روشن مثلا ناتونیا هم پیام می داد یا ترامپ پیام می داد که بله ما با شما کاری نداریم این بود که مردم با این نظام نیستن حد عدل اگر نگیم محفوظه شون این بود که مردم با این نظام نیستن یه محفوظه مهمه شون این بود که بخش از مردم که برای ما کافی است که تغییر نظام رو مراهل وردی رو پیش ببریم با نظام نیستن که بخش مهمه چون اگر اون روی که اونها فرض می کردن چنین بود یک اختشاشی شکل می گرفت یعنی اونها فرض می کردن یه عده در درانه جامعه ایران هستن از مردم که اون عده منتظرن یک آمل خارجی بیاد وارد بشه و اینا برزن توی خیابون و حد دقل کاری که این کار می تونست بکنه چیه؟ ایجاد جنگ داخلی تضعیف نیروهای در واقع حافظ و حامی نظام یا مرسا یعنی ارتش و سفا چون مردم اینجوری بشن واقعا دست اون طرف می لرده و در واقع کل سیستم دوشه بخورام می شد چون نمی شن همزمان با مردم بزنگی و با بیرون بزنگی این مفروضه مفروضه مهم و بنیادی اینا بود بدون این ممکن نبود که این اتفاق بیفته با این شکلی که گفتیم این مفروضه به نظر من خیلی مهم بود یعنی اساس کار بود یا بعد از جنگ هم یعنی پسا جنگ هم این خیلی مهم بود و متاسفانه این مفروضه توی ذهن یک عده از نیروهای سیاسی کشور که خودشون این مفروضه را با همون بیان شما ساخته بودن وجود داشت و باسه همین شما می بینید که اساس تحلیلات یا گفتان سازی ها یا مفهوم سازی هاشون در مورد پسا جنگ در مورد خود نفس در دوران دوازدار روزه تجاوازشیز این بود که آقا مردم چه شاخکاری کردن بی تردید مردم شاخکاری کردن ما نمیخواد اینو تردید ایجاد کنیم وقتی شما تحلیلت رو این میذاری که از اناثار مختلفی که اینجا وجود داره یکی از اناثار رو انقدر بزرگ میکنی که تمام اناثار دیگر رو نمیتونیم سبت بهش قفزت بکنیم اصلا حرف میزنیم یا اگر حرف میزنیم یک حرف میزنیم ازش میگذاریم احساس بحثت رو روی این میزنیم و بر اساس اون که روی این میزنیم یه حرف های میزنیم درست در موقعیتی که شما باید همه احتمامت به جنگ باشه شروع میکنیم بیانی های میدیم بیانی های انگار یه انقلاب شده در واقع همون رژیم چنجی که طرف مقابل دنبال میکرده از اون طریق شما دارید دنبال میکنید یعنی تو مسیر طرف مقابل دارید عمل میکنید وقتی شما میگید که باید تغییرات بنیانی اتفاق بیفته وقتی همه دارن صحبت میکنن که باید اینجوری بشه تغییر پارادای محکرانی اینجوری این نشون میده چیه چیه که اونها میخواستن همینه دیگه یعنی غربی ها در واقع اگر یه امکانی وجود داشت که مثلا این پارادای موجود مطابق اون چیز که اینا میگن چون پارادایی که اینا دو مالش بودن چیه ادقام در سیستم جهانی به تعبیر اونها دست پرداشتن از تنظیم دایی این بکشه مختلفش دیگه دار یا امکان دادن به بعضی از نیروهایی که نیروهایی مخرب بودن و مثلا به اعتبار رفتارها شون توی زندان بودن آداد کردن زندانی نیشون یعنی یه تحول اصلاسی توی سیستم که همون در واقع ریجم چینجه که واقعا بدون هیچ چیزی بدون هیچ مقالتهی بدون هیچ گذافگویی و قلوف کردن در مسئله کاملا در مسیریه که سهاینه و غرب دنبالش بود البته اونا یه شکل دیگه این مسئله دنبال میکردن هم ایران رو میخواستن ولی ممکنه از این مسئله هم گذر کنن بلند چون قطعا تجزیه ایران مدنظرشون بود اونا ولی مرحله بین ها بینی ها و وسط در واقع همین بود که به نظر من اگر واقعا این همچین امکانی وجود داشت که اینا بر اساس این مسئله که گفتم روش تأکید میکردن اصلا به اینجا همه میرسید یعنی اینا سی سال غربی ها چل ساله در واقع آمیکایی ها دنبال چی هستن همه رینچنگ هستن دیگه حلاششون بود در مرحله مختلف شکلهای مختلف یه مدتی دنبال میانروها بودن دنبال کسایی بودن که در واقع روشون تعمل باید کنن و این اتفاق رو بیافته و مثلا در یه مرحله استراتیجیشون این بود که ما رو مهار کنن از حیث دیرونی یعنی ما عمل کرده دیرونیم اون یه جور باشه که معارض نماشه با سلسطه بودن خلاصه اینا در ته این ساله در اون همین بودن دیگه یعنی یه کاری بکنن مهار کنن یه تغییرات توی سیستم بدن که سیستم به قول اونا و به قول اینا تنهیزایی نکنه چون فرض این حرف هایی که این آیون میزدن اینست که ما تنهیزایی کردیم و تنهیزایی میکنیم برابری اگر قرار که دیگه جنگ نشن چون اصلا همینم میگفتن میگفتن جنگ تموم نشده اگر قرار باشه جنگ تموم بجه شما باید این تغییراتو بدی اگر میخوای مردم باشن نرن باید اینو یعنی فرضش این بود که مردم نیستن نبودن حالا به اقتزایی شرحت خاص مردم انظر اونا بزرگواری کردن انظر اونا ها بزرگواری کردن ولی به یه مناه دیگه کار ما بهش میپردازیم و اومدن پشت نظام در صورت مطاق محفوظه اینا و مطاق محفوظه سهاینه نباید میامدن پشت نظام آمدن اگر میخواید اینو نگهدارید باید این تغییراتو بدید اینطور مهمه که من در واقع اشاره کردم که این مسئله مفروض پاچی که شما مطرح کردین و در واقع در شکل کلی تلش نوع رابطه بین نظام و مردم که اساسه در واقع بنیادین حرکت سهاینه بوده این محفوظه بوده باز کردن این برای فهم این که چیزهایی مرا به اینجا رسونده و چرا الانی همچین حرف هایی زده میشه که دقیقا اولا همراه با همون جریان زده بازه و بدتر از اون توی موقعیت جنگی شما میدهد از یه سیستمی که الانم درگیر جنگی میخوای آقا تغییرات بنیادی بده یعنی امو کارا رژیم چنج هنجان بده کسی نممکنه شما نمیبینید تو دنیا ممکن نیست تو دنیا ببینید یه کشور درگیر جنگ میشه بعد یه دیگه از نیرای سیاسی اون کشور بیان بگن که آقا همین حالا مرد این کارا بکنیم به سمت تغییرات بنیادی بریم این کارا بکنیم جامعه مدنی رو بملایم کنیم نمیدونم نیرای سیاسی رو که تو زندان هستن آزاد کنیم من در واقع با تحکید رو این نکته که این محور اصاسی جریان تجاوز بود محفوظه راه بردی تجاوز بود و الان هم در روش کار میشه متاسفانه ترقیه دیگه میخوام راجعه بسوات کنم از نظر من مردم قطعا کار بازاری کردن کارش رو کوهمنده کردن ولی یه خطای اینجا واقع میشه که بر اساس این خطا سهینستا و امریکا یه کارایی کردن و بر اساس این خطا دیگرانم در این کاری میکنن یعنی درخواست تغییرات چیست یعنی بویید یه ذهنیتی یا بود که میخواستن بسازن یه ادهی که آقا مردم ایران بای حکومت نبودن آمدن و به همین دقیقه اینقدر بزارگش میتردن که آقا یه حادثه عجیبی اتفاق افتاده نباید اتفاق میفتاد و هرها باید قدر اینو دونه ببینید توجه به من دائمان این تذکر میدن قطعا باید قدر اینو دونه است که مردم آمدن پشت سیستم قطعا اگه مردم نبودن پشت سیستم سیستم نمیشونست از این مسیر به ناحیتی بگذره اما نکته من اینه این فرض که هم اونا گولشو خوردن یعنی دشمنان خارجی ما و بعضی از نیرهای داخلی فرض غلطیه یعنی چی؟ من نظر من که بارها گفتم توی تمام این اسکارهایی یکی از کسایی که در مقابل این بحث فروپاشی مقاله می نوشته صحبت می کرده بنده بودم چون اینا فقط هم این نبود هر روزی به بحثی یه روز می گفتن بحرانهای پی در پی فقدان امید فقدان شادی سرخوردگی سستگی و مقالاتی نظیر این و به صلاح اینه واقعی یکی از اینو اصلا می گفتشی که مثلا یکی از خردنگاره از اشتغال کرده بودی راجع به مردم مردم دیگه چیه مردم جایی دیگه نداریم توی سیستم یعنی قضیه های تمام شده می دونیم یا می گفتن اگر جنگ بشه نسل جدید نمی استم قابمت نمی کنه آرمان نداره هدف نداره نه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی اینسان یک موجودیه که یک طبیعت اولیه داره و این امکان و اش روی داره که شما هزار نوع طبیعت راستش بسازید اصلا خصوصیت این اصلایی نه و الا اصلا این بحث عدیان و حرف های پیانبرای اونها موضوعیت نداشت ما میتونیم خیلی چیزا باشیم به عنوان یه انسان ها به طبیر ملاسده ما یه موجودیه که ماهیتش نمعلومه یعنی میتونه از خودش چیزای مختلف بسازه یه ممانه سارت توی بحث اکزیستانسیالیست ماهیتش معلوم نیست محقق وجودش ولی نمیدونه هنوچیه این نمونه جامعه هم ست میکنه جوامه و بچه رو کلی انسان میتونه شکلهای مختلف یا تبایه یا شخصیتهای مختلفی داشته باشه طبیعت سانویه که باشه میگن طبیعت سانویه و این کار رو هم خود آدم میتونه بسازه هم دیگران میتونن بسازن دشمن میتونه بسازه خودشون هم میتونن بسازی و دیگرانی که حتی این ربیه هم ندهه خوب و بد یعنی جریان خوب هم همی کار میکنه پیامبران اومدن یه طبیعت واقعی انسان بیرن بلا اون طبیعت رو مبنغ رو بدن اون تبایه دیگر رو بزنن کنار یعنی اون طبیعت اصری رو قوت بشه بدن و اونو با چه کار میکنن با پیام و با کارهایی که در واقع پیامبران معمولن انجام میدن ذکر و تذکر و خلاصه تربیت اخلاقی متاسفانه تیه این سالها در واقع این کار اتفاق افتاده بوده که من گفتم فقط هم اون نیست که شما فرمودیم ولی ایک از محورهای اصاسی این قضیه نظریه فروپاشی بود اگر صرف این نظریه رو قبول کنیم این نظریه در واقع میگه چی؟ میگه مردم درست انقلاب کردن وقتی انقلاب کردن یه چیز دیگه بودن ولی در جریان همولاد که اتفاق افتاده الان یه چیز دیگه شدن طبیعت فعیلی اونها این است که هیچ نسبتی با نظام نداره و نظام مغصر و نظام هم مغصر کار سی چل ساله اینا در واقع فقط هم گفتم این نظریه نبود اگر بخواییم بازش کنیم خیلی طول میکشی که چی چیزهایی رو نمترم میکردن کار این اینا در تمام این مدت این بوده که یه طبیعتی از مردم برای مردم بسازن تخیل کنن و با کرای رسانهی و کرای مفهومی و کرای متعددگی دیگه ذهن مردم رو قانه کنن که ارام اینا اینن طبیعت حقیقیشون همه به اینه از این نظام بدشون میاد دشمنشون آماده اند که بزن تو خیابون و ساقتش کنن قدران میگفتن دیگه یعنی همشون در واقع برای این محفوظ عمل میکردن یعنی ما یه فرض غلطی داریم در مورد مردم که طرف هایی که تو این روزها این جنگی در اول زن روش بعدش حیدمیدن تو این قضیه از بیون انسان مختلطی که ما رو کمک کرد از این مرحله بگذاریم با عنوان تنها انسان یا انسان نرد درصدی روشه حساب بازگردن همین بود که آقا مردم قرار نبوده بیان مردم یه چیز دیگهی بودن آمدن پس دست برید مردم په دائمان مردم با این نگاه با این دید حتی همچنان در واقع منفوز قبلی رو توش حرکت کنن همچنان دیگر مردم قرار نبوده شما بیاین شما اومدین دست برید چقدر مردم خوبی بودید چقدر گذشت کردین به خاطر چی؟ به خاطر خاک به خاطر وطن یعنی همچنان که دارن عمل میکنن و در واقع دارن تشفیق میکنن و تحلیل میکنن جنگ رو میگن که چرا ما از این مرحله گذشتیم همون طور بیارا دارن میبرن یعنی شما به اون حال از این جامعه شناس متعجب نشدید از این رفتار مردم نه خیلی ببینید قبلن چنین پیشتگی داشتید من گفتم که یکی از کسی بودم دائمان میگفتم ببینید آقا شما چه تفاوتی میبینید بین این و تشریح یعنی این حضور مردم در جامعه و تشریح قباس ها قباس های دست بستهی که قباس های کرایش ها بود که رفته بودن حالا با دست بسته و یه چیزایی مطالعه اونجا مطرح بود اولی ما بود که به یه معنی یه همچین ظهوری از مردم و خیلی ترجمه انگیز بود اونجا هم برای همه ترجمه انگیز بود متاسفانه اینقدر این ها توی تهاری دمیده بودن که حتی نیروهای انقلاب هم ترجمه انگیز بود که چرا مردم اومدن که ازش هم نهدهی رو داریم بله این چه فرقی می کنه یعنی این حضور مردم که همه را متعجب کرده در این قضیه جنگ دوازه روزه تجاواز قربی ها امتلابا و سایونستا چه فرقی می کنه با تشکیه شاید سلمانی تشکیه شاید سلمانی نه ازیر نداره تنها نه ازیرش به صلاح تشکیه از ازت امامه در تمام کشور چین جریانی روخ حتی بمه شما میگن این قضایی که اینو میگن چه فرق می کنه چه چیزی بیشتر از نهدهی داره نهدهی درقیان از امامه یه جمعیتی اومده از میدون امام حسین تا بعد از انقلاب تو خیابون کارگر که ما حضور داشتیم تا دم بسراشاید گمنام جمعیت رفته بود از این ورم رفته بود از اون ورم رفته بود با تراکم عجیب قریب از میدون امام حسین بعد یه دوستان از میدان خراسون دنبال می کند یعنی از اونجا بسراشاید برای جمعیت داشت می آمد و همینجور متوقع می شد بس باید که بعد چه اصلاسی اینا رو در روگ متفاقه می زدید ببینید در تمام این سال وقتی این مسئله اتفاق می افتاد یک سخن ترجیبند تمام عبیات اینا یا تفسیرهای شایرانه اینا بود این تو صحبت رهبری هم بودیشون گفتن که مردم آمدن و از نظام حمایت کردن دقیقا یعنی من همیشه این اعتقاد رو داشتم در واقع اون توریست را سید یا اون طبیعت سازی سانویه که اینا در این سال ها تراش می کردن مسترزم این بود که جمعه های مختلف داشتون برای که طبیعت رو بسازید که این طبیعت مخالف یه طبیعتی برای من درست کنید یا برای جمعه درست کنید که این طبیعت یعنی این مردم مخالف نظام هست باید بگید اگه یه جایی دیدی که مردم آمدن توی حرکتی که مردم شرکت کردن تنها رای این که این طوری رو نگهداری مانع از اپالش کشید چیه؟ بگید که مردم به خاطر نظام هایی بودن پس متحجب می شوند بله حتی مثلا مثلا جمعه نصر اصلا همه نماز های دفت و همه بیسودایی و همه ها این ها اصلا عجیبه بحث من این نیست ولی در مستاخی می خواهم بگم که این ها چی کار کردن چجوری طبیعت سنان را نیست آقا یک چخصی به اسم آقای پاشایی فیقانند پافه فوت بکنه این ها از این مطلب این معنی را می کشن بیرون که آقا مردم ببینید عوض شدن یا این مجموعه بسرا بقولشون با گروه زد یه جا جمع می شن بسرا از طریق رایانهی با همه تماس می گن یه جایی جمع می شن دلوی مثلا یه سینما یه جایی می گن می بینید جامعه عوض شده مردم عوض شدن یعنی دائمان از حوادث بسیار ریز چجاریان فوت بکنه یه جمعیتی می آد می گن می بینید عوض شدن مردم یعنی هر اتفاقی می افته دو تا آدم سه تا آدم جمع می جن سریع می کنه اون رو بینید مردم عوض شدن اصلا جامعه عوض شده همه هم یعنی دائمان اون محفوظه اصلی خودشونی که فروباشی نظامه برایش معیدات میارن و ابتالهای اون ردیه های اونو که مردم دائمان دارن تکرار می کنن در حجمها و در کیفیتهای بسیار شورنگیز و هماسی دائمان اون رو می پوشونن می زنن زیر فرش بسیار عالی ممنونم آقای دکول بسیار سباسکرارم از همراهی شما مردم عزیز خدا نگهدار ای جاودان نیهن من ای باغ من گلشن من نام تو روشن دور از تو دشمن باغ بهارم بطنم فرزن به نهر تو منم ای از تو خاکم ای عشق پاکم ای عشق پاکم ای عشق پاکم اشقت دنده چون جان ایران ایران ایران ایران ایران اینجا ایران است شبکه ی معارف صدای جمهوری اسلامیه ایران تا قرد تو به اهل بی روشن گره ما اسلام همیشه اشتراک از سر ماست پیام بلاگت در خط محمد و حلی روح خدا نور دلگو خامنه ای رهبر ماست نور دلگو خامنه ای رهبر ماست نور را maturity کاری مرافقی دستهتاس و محمد گلاز سی receber tongno جوان کення تیجار JAMES ا مهند برو اسّفل دنیا به این قدیقه به بعد اشخاص استثنواد ثراکshit ب overexter ادار دائقایی استدادت انجام سیران یک کشی از سیران سیران بروز افراد سیران درجه bright ایریان پا نجات ahahaha اوارد continued علمی داشته باشد بدون این که استقاق حقوقی داشته باشد منافع خود را منافع شرکت های پشتیبان خود را منافع کمپانی های پشتیبانی کننده خود را ترجیح بده بر منافع ملیون ها انسان این سلطنته حالا اسمش سلطان باشه نه باشه در دوران امام حسین در دوران امام حسین امامت اسلامی را تبدیل کرده بودن به یک چنین چیزی یعمل و فی عباد الله بالجور و العدوان امام حسین در مقابل چنین وضعیتی مبارزه می کرد مبارزه او بیان کردن روشنگری هدایت مشخص کردن مرز بین حق و باطل بود که در زمان این یزید و قبل از یزید هم این بود منطقه اون چه در زمان یزید پیش آمد و اضافه شد این بود که اون پیشبای ظلم اون پیشبای گمراهی و زلالت توقع کرد که این امام هدایت بیاد پای حکومت او را امزا کنه این که می گفت بیعد بیعد یعنی این به جای این که مردم را ارشاد کند هدایت کند گمراهی اون حکومت ظالم را برای اونا تشریح کنه به جای این بیاد حکومت اون ظالم را امزا هم بکند تأیید هم بکند میخواست امام حسین را مجبور کند قیام امام حسین از اینجا شروع شد امام حسین ممکن بود اگر چنین توقع بیجا و ابلهانهی از توی حکومت نمی شد امام حسین پرچم هدایت خود را بر می افراش مردم را ارشاد میکرد و هدایت میکرد و حقایق را میگو همچنانی که اهمه بعد از اون بزرگوار و خود اون بزرگوار در زمان معاوی این کار را میکرد ممکن بود اینجور ادامه میداد متا او بر اثر جهالت بر اثر تکبر بر اثر دوری از همه فضائل انسانی و معنویات انسانی یک قدم بالاتر گذاشت توقع کرد که امام حسین پای این سیهنامه تبدیل امامت اسلامی به سلطنت تاقوتی را بیاد امزا کنه یعنی بیعت کنه امام حسین گفتش که مثلی لایو بای اومسله حسین چنین امزایی را نمی کنه امام حسین باید تا عبد پرچم حق باقی بماند پرچم حق نمیتوانه در صف باطل قرار بگیرد رنگ باطل را بپذیرد این بود که امام حسین فرمود حیات من نزله حرکت امام حسین حرکت اززت بود یعنی اززت حق اززت دین اززت امامت