موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی امتحان کرده البته خدای متعال ابزاری برای امتحان داره و هر کسی را با یک ابزاری امتحان می کنه و در قرآن مجید ابزار بسیاری برای امتحان نام برده شده یکی از زمینه های ابزار امتحان یه داستانیه که برای گذشتگان پیش آمده و الان سحنهیه که برای ما هم هست اما یک کسانی از اهده امتحان بر آمدند و یک کسانی هم بر نی آمدند این داستانی شیرین آموزنده را از سوره مبارکه البقره عرض می کنیم آیات شریفهی هست در سوره مبارکه البقره آیه دویست و چهل و شش دویست و چهل و هفت دویست و چهل و هشت دویست و چهل و نه دویست و پنجاه این آیات یک جرایان ذکر پرمونده قلاسه جرایان اینه که بنی اسرائیل یهودی ها بعد از گذشتن جناب حضرت موسا یک زمامدار تاغوتی درشون مسلط شد به نام جالوش وقتی که جالوت بر اونها مسلط شد انوال اونها زمینهای اونها فرزندان اونها همه را از اونها جرفته بود مستعصل و بیچاره کرده بود انها را به طوری که دیگه خود مردم آمدند نزد پیغمبر محترمشون تقاضا کردن یه فرمانده سیرهی سیاسی برای ما معیم بکن تا با فرمانده او برویم به جنگ جالوت وقت این درخواست را کردن پیغمبرشون فرمود حل اسیتون ان کتب علیکم القتال الا تو قاتلون خلاصه این که ممکنه فرمان خدا بیاد جنگ براتون واجب بشه ولی نروید حالا تکلیفی ندارید ولی ملازم هستید نکنه ای تو چیزی پیش بیاتا گفتن خیر و ما لنا اللا نقاتل سی سبیل الله و قد اخرجنا من دیارنا و ابنائنا گفتن ما که زمینمون ازمون گرفتن شهرامون ازمون گرفتن بین ما و تسران دلبندمون جدائی انداختن چی طور نمیریم برای جنگ ما حتما این کار رو میکنیم بسیار بود حالا خود مردمی فرمان جنگ را تقاضا کردن فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ القِطَالِ از طرف خدای متعال فرمان قتال صادر شد وقتی فرمان قتال صادر شد رهبر سیاسی مردم که معین شد نشانه این که این رهدر سیاسی از طرف خدا معین شده نشانداده شد یه اده کنار نشستم از همه اول یه اده کنار نشستم فلما کتب علیهم القتال تولو الا قلیلم منه والله علیم به ظالمین و قال لهم نبیهم پیغمبر اونها بهشون گفت ان الله قد به اصل لکم تالوت ملکا و خدا تالوت را در برابر جالوت معرفی کرده تالوت ملک و زماندار از طرف خدا اما تالوت وقتی که از طرف خدا معین شد به نظر اون مردم یه عیب داشت عیبش چه بود بی پولی عیبش چه بود توحیدستی همین می گفتن که اون فقیر هست توحیده هست ای تور کسی نباید زماندار ما باشه اما پیغمبر اونها می گفت که بابا خدا انتخاب کرده علاوه بر این که خدا انتخاب کرده دو ویژگی داره بدنه بدنش قدیح هست جسمش نیرومند هست و علاوه علم داره آگاهی داره این دوتا بهتره یا مثلا چیز داشته باشه اما بدنش نیرومند نباشه آگاهی و علم هم نداشته باشه پیغمبر اونها وقتی که بهشون گفت تالوت را خدا ملک قرار داده خالو انناره ما یکونو لهو الملکو علینا و نهنو احقو بالملک منه ولم یوت سعتم من المال گفتن زمامداری تو خانواده ما بوده او چیزی هم نداره مگه میشه ما زیر بار او برمیم حالا از همینجا جای امتحانه از همینجا که اگر خدا یک کسی را زمامدار قرار دار دیگه هر کسی را زمامدار قرار داره نمیشه نق بزنه حرف بزنه چرا من نشدم چرا اون نشد اگر خدا معین کرد این اول امتحان حالا جواب داد پیغمبر اونها این الله استفاه علیکم وزاده بستتن سل علم و الجسد و خدا انتخاب کرده جسم و بدنش را هم نیرو داده علم داره آگاه هست یه فرد روشنی هست و الله یعطی ملکه من یشا و الله واسه اون علیم خدا ملکش را دست هر کس که بخواد میده خدا غمی و دانا هست بعد نشانه ای هم خدا برای زمامداری او به وسیله پیغمبر برایشون معین کرده بود و پیغمبر گفت گفت نشانه این که تالوت زمامدار از طرف خدا هست اینه که صندوقی که حضرت موسا درش نهاده شده بوده و روی دریا ما درش گذاشته بوده این بعدن پیش بنی اسرائیل خیلی محترم بود بهش میگفتن تابوت یعنی صندوقی که حضرت موسا درش گذاشته شده و روی آب افکندند و نجات خدا داد حضرت موسا را این صندوق بوده بین یهودی ها ولی بعدن توحیل کردن به اون صندوق خدا از دستشون گرفت اصلا نمیدونستن کجا هست تورات درش بود اصای حضرت موسا درش بود بعض چیزهای دیگر درش بود خود صندوق صندوق مبارکی بود اما از دستشون رفت این پیغمبر حالا بهشون میگویند نشانه این که خدا تالوت ملک قرار داده اینه که اون صندوق بر میگرده جلو شما داره میرن ملائکه دارن میبرندش با چشمتون میبینید که صندوقی که سالها بوده نبوده اون امانتهایی که درش بوده از دستتون رفته بوده حالا میاد جلو سپاه لازم هم نیست کسی در دوش بگیره خودش داره میره تحمل و هل ملائکه میروی غیبی الهانی دارن جلو تون میبرن و قال لهم نبیهم این آیت ملکهی ان یعتیكم و تابوت سیه سکینتم من ربکم و بقیتم من ما ترک آل موسى و آل هارون تحمله و الملائکه از جمعه ویجگی های این صندوق این بوده که جلو سپاه که بوده دلها همه آرام بوده و دلها همه آرام بوده کسی نمیترسیده قزلزل نداشته یه اثر روانی خدا درش قرار داده طبق ظاهر این آیه شریفه و معنائی که بعضی فرمودن که این صندوق که جلوشون بود دلها همه آرام بود میرفتن به طرف دشمن حالا صندوق آمده همه نشانه ها هست بالاخره ادعی حرکت کردن وسیل شدن همراه جناب تالوت یا وقتی این نشانه را دیدن بعضی ها گفتن دیگه همه تسلیم شدن بالاخره حرکت کردن حرکت کردن وقتی که همه حرکت کردن رهبر اونها یه مطلب گفت اینجا جای حساس آیات هست گفت آقایون سپاهیان محترم حالا که همه حرکت کردی ولی یه امتحان جلو هست اون امتحان اینه که یه نهر آب جلو ما هست اونجا که رسیدیم خب سپاه آقتاب زده خسته وامنده گرفتاری که حالا داره میرن به طرف جنگ برسد به آب این چقدر دوشواره که بخواهم بهش میدن آب نهر امتحان همین بود اونجا که رسیدیم اجازه ندارید آب بخورید امتحان اینه امنالله مبتلیکم به نهر خدا امتحانتون میکنه به یک جوی آب سمن شرب منه فلیس منی هر کس بیاش آمد او از من نیست مگر یه غرفه غرفه اینه فقط دست را ایتاون بدونه زیر آب همین یه مرتبه اینقدر بخوره کسی عیبی نداره اما اگر کسی بخواد بیجا حالا رسیده به آب شکم از ازادر بیاره و یلا یلا بخوره بناه اون بیجا از من نیست سمن شرب منه فلیس منی و من لم یکم ها فانه منی الا من اغترف غرفه تن به یده حالا خوب فکرش کنید اگر ما جز اون سپاه بودیم و میرسیدیم به اون آب بین خود و خدا چطور آدم های بودیم حسابش بکنید ما سپاهی بودیم آفتاب خورده تشنه مونده رسیدیم به آب گوارای خونکی داره رد میشه اما فقط میگن آقا امتحان خدایی هست آب نخورید بله یه غرفه یک دست اجازه داره ولی اونا که رسیدن فشر من همه آشامیدن قبل از تاریخ نقل شده شاید در روایت هم باشه حدود شهست هزار نفر آب خوردن هر چی تنفسن خوردن فشر بومه الا قلیل ام منهو اندکی از اونها نخوردن نقل شده حدود سی سد و سیزده نفر نخوردن فشر بومه منهو الا قلیل ام منهو خوب؟ اینجا که امتحان داده نشوند بعد حرکت کردن اونهایی که آب آشامیده بودن و شاید اونهایی هم بودن که فقط به قدر یه غرفه خورده بودن تازه قلیل ام منهو ام منهو برابر دشمن که رسیدن از قدرت جالوت که خبردار شدن همونهایی که از عهده امتحان آب نخوردن بر نیامده بودن همونها شروع کردن به تضعیف کردن گفتن ما در برابر جالوت نمیتونیم بایستیم لا طاقت لنالیوم به جالوت و جنوده اما دیگران اونهایی که آب نیاشامیده بودن اینا گفتن چی چی؟ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلَاقُ اللهُ تَم مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِاِذْنِ اللهُ اینا گفتن اون قدر گروه های کم غالب و پیروز شدن در گروه های زیاد که حساب نداره اینا این حرف را زدن؟ وقتی که رسیدن در برابر جالوت یک دعا هم کردن قَالُوا رَبَّنَا اَصْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَصَبِّتْ اَخْدَامَنَا وَامْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ گفتن خدایا صبر را بر ما برید خدم ما را ثابت نگاه بدار و ما را بر قوم کفار پیروزی و نصرک دده و شروع کردن بجنگیدن سَهْهَزَمُوهُمْ بِاِذْنِ اللّهِ همین جنگ که شروع شد شکست دادن با اون و قتل داوود و جالوت در بین اونها جوانی به نام داوود که همین حضرت داوود ها که بعد خیلی مقام داره و پیدا کرده با تیر کمان یک تیر انداخ با یه سنگ خورد و پیشانی جالوت ولی به ازده خدا به قدری نیرومند بود این سنگ وقتی آمد که مغزش را ظاهرا متلاشی کرد کشت شد جالوت شکست بود سپاهی ها فرار کردن سَهْهَزَمُوهُمْ بِاِذْنِ اللّهِ و قتل داوود و جالوت و آتاه الله الملک والحکمه و علمه مما یشاه حالا غرض اینه برادران محترم خود من یادمون باشه زندگی دنیا هر لحظه اش امتحان است دوران امتحان تمام میشه خدا کنه وقتی دوران امتحان تمام میشه ماها از عهده امتحان بر آمده باشیم ای دل قبول من فل امده بلا شریف گر هم نهای خست دلی بی نبا شریف از خرمن مکارم خوبا بری نسی گر بهر برد خوند خوشه مصطفی شریف موسیقی اللهم صل على محمد و آل محمد و اجل فرجهم سخران اخلاق مرحوم آیت الله شب زنددار رو شنیدیم در مکارم خوبا این برنامه ها رو پی میگیریم چهار و بیس دقیقه زلال جاری رو برای شما پخش میکنیم تفسیر روان سوره مبارکه آل امران آیت الله شب زنددار رو شنیدیم در مکارم خوبا مبارکه آل امران آیه پنجاب و دوم با توضیحات حجت الاسلام و المسلمین استاد گرانتی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی زلال جاری در یافت زلال کشمه ایمان را این مایه سد پرازیه انسان را در خلمه تو خود قتل بدان ای دل من شفت های پرست تاره پرآن را را در قلبت خود قد بدانه دل من شفهای پرست تاره قرآن را اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم سر صفر قرآنی جز اصفه و سوره آل امران آیه پنجه و دو با هم بشنوید فلمما احس عیسا منهم الكفر قال من انصاری الالله قال الحواریون نحن انصار الله آمنا بالله وشهد باننا مسلمون تاریخ ایسا را نغل می کند که ایسا به مردم گفت فلمما احس عیسا منهم الكفر همین که ایسا از بنی اسرائیل احساس کفر کرد فوری گفت من انصاری الالله کیا هستن کیاور من هستن در حرکت به سوی خدا کی با منه کی با من ویعت می کنه قال الحواریون نحن انصار الله حواریون که شاگردان مخصوص حضرت ایسا بودن گفتن ما انصار خدا هستیم اینم که به مسیحی ها میگن نصارا نصارا بعضی هم میگن از همین انصار الله انصار و نصارا یه ریشه شکیه نحن انصار الله حواریون گفتن ما یاوران دین خدا هستیم آمننا بالله به خداون ایمان داریم وشهد بنا مسلمون تو ای ایسا جواهی بده که ما تسلیم خدا هستیم ما وفاداریم خب آیه که میگه فلما احسا ایسا منهمون کفر یعنی پیداست یک رهبر باید حوشیار باشه افکار و اقاعد مردمو بشنسه شرط رهبرینه نیزه که کار به استخون برسه و کار از کار بگذره فلما احسا همی که این رهبر آسمانی حضرت ایسا احساس کرد که به نیسترائیل دارن کفر میبردن عجب انسان چه موجود عجیبیه نفس ایسا رو میدیدن که به مجسمه میخورد پرواز میکرد یعنی حضرت ایسا با گل پرنده میساخت بعد فوتش میکرد میپرید یعنی این نفس در جماد اثر کرد اما در انسان اثر نکرد مرده رو زنده کرد و اخیل موتا قرآن میگه بینی اسرائیل با چشمشو میدیدن ایسا مرده رو زنده میکنه اما دلهای مرده اینا زنده نشد بازم سراغ کفر رفتن تراحی کردن که ایسا رو بکشن توتعه کردن دار درست کردن یعنی خود او ایسا رو نجات داد اما بشر چه موجود عجیبیه نفس پیغمبر در جماد اثر میکنه انف خفیه فتکون و تیران بزنید در مرده اثر میکنه در جماد اثر میکنه در انسان لجوج اثر نمیکنه خب حالا در شرایط سیاسی اگر ما دیدیم که رهبری دید مردم دارن بعضی هاشون بیوفایی میکنن با چه کنن این ترهه برای این که یه رهبری گرگیر کرد بین بعضی از یاران بیوفا فلم ما حس ایسا من همون کفر وقتی حضرت ایسا احساس کرد از بینی اسرائیل کفرا فوری گفت خیلی خوب کسانی که با من بیعت میکنن اعلام موجودیت کنن من انساری کیا هستن یار من الالله من هزبیه که میخوام نبری که خودم کاندیداشم برای که وکیل و وزیر سفید درست کنم من انساری الالله یعنی من میخوام شما رو به سمت خدا و راه خدا و دین خدا و اجرای قانون خدا ببرم شما رو بره خدا میخوام نبره خودم من انساری الالله قال الحواریون حواریون جمع حواری به معنی تغییر دهنده این مسیره کسی که مسیر رو تغییر میده میشه میگن حواری یعنی اینا مسیر انحرافی رو تغییر داده بودن آمده بودن راه حق خوب فرمود من انساری الالله این باید که انبیا گرفتار افراد لجوش که میشن یاران اندکی دارن و باید خلاصه نیروهای وفادا رو سازماندهی کنن متمرکز کنن اینا رو جدا سازی کنن جبهه حق رو از جبهه باطل تشخیص بدن و بره رهبری و ادامه حرکت این مهمه که در قرآن داریم که در سوره بغره داریم که حضرت تالوت وقتی میخواست یارانش رو امتحان کنه بره جبهه فرمود ببینید داریم میدیم جبهه تو روی سترای نهر آبه نخوریده من سرباز شکمو نمیخوام یه محاصر اقتصادی آزمایشی میخوام از آب نخورید بخورید از ما نیستید و من لمیت امهو فا این نومنی هرکه نخوره از ما نه میخواست ببینید اینها در مسئله شکم چقدر وفا دارن خیلی ها بیوفا هستن قرآن پرست از آیاتی که بگه افرادی وقتی گیر میکنن میگن یا الله نجاتشو میدیم فراموشو بکنن بیوفا همی که بچه ندارن بچه چون یه مادر هنو متولد نشده میگن لئن آتانا صالحن اگر خدا یا اولاد صالحی به ما بده لئن اونن نمنش شاکرین همی که خدا اولاد صالحی میده یعنی بچه رو منهرف میکنه افراد میگن خدا یا اگر به ما لئن آتانا من فضله اگر خدا از فضل خودش وزه مالی ما رو خوب کنه رونقی به کسب و کار ما به تجارت و کشاوردی ما خدا بده نه نصدقه نصدقه میدیم زکات میدیم همی که خدا بشه میده صدقه نمیدن یعنی اول میگن خدای بده همی که دادن زکات نمیدن خومس نمیدن باید وفادار باشیم فمنهم من قضا نحبه قرآن میگه بعضی هستن به تعهداشون وفادارن و الموفون به اهده بعضی هستن وفا به اهد میکنن در مقابل ینقضون اهد الله اده هستن پیمان شکنه یک رهنگ رهبر لایق باید بدونه کی پاکار هست کی پاکار نیست امام حسین علیه السلام شبه آشورا فرمود هر که میخواد بره بره گفتن ما بریم بره چی بریم بریم که زنده بمونیم ما وفاداریم اینجا حضرت ایسا همی که احساس کف کرد فرمود کیا تا آخر با ما هستن حواریون گفتن ما تا آخر با تو هستیم تجده بیعت کردن این تجده بیعت با رهبری یه عرضش سیاسی و اجتماعی دینیه گفتن نحن و انصار الله خب یاری کردن منادیان الهی یاری کردن هداست گفتن نحن و انصار الله نه گفتن نحن و انصاروک چون حضرت ایسا این یارانو بره خودشونو میخواست بره خدا میخواست سبقت در حمایت از رهبران دینی یه عرضشه با این که حضرت ایسا طرفدارانی داشت ولی خداوند از ایمان هباریون ستایش میکنه که سریع گفتن تا گفتن من انصاری فوری گفتن نحن و انصار الله خب انبیا شاهد و گواه در قیامت هستن وشهد بنا مسلمون تو شاهد باش که ما وفاداریم اجمانانی که از آیات سیاسی اینه که اگر یه رهبر الهی احساس کرد که بعضی ها ممکنه شل بشن خوبه دو مرتبه نیروهاشو عرضیابی کنه بازبینی کنه امتحان کنه از اینا بیعت جدید بگیره و اونهاییم که بیعت میکنن تعهد داشته بشن امیر المومنین وقتی به رهبری رسید در قدیر خم بیعت کردن تبریک گفتن البته بعضی میگن من کن تو مولا در قدیر خم یعنی هر که منو دوست داره پیغمب فرامود هر که منو دوست داره علی دوست داشته بشه اما دوستی بیعت نمیخواد دوستی تبریک نداره دوستی چند روز معتری نداره مسئله بیعت و دوستی خالی نبود دوستی همراه با حکومت و اینها بود و السلام علیکم و رحمت الله و سلام علیکم و رحمت الله نمامید کاره نکرون روز و شهر نمامید کاره نکرون روز و شهر نمامید کاره نکرون روز و شهر